فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۱۲۱-۹۳
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین انواع روش های فهم مفردات در آیات روانشناختی قرآن و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که به منظور شناخت معنا و فهم کلیدواژگان روانشناختیِ آیات جمع آوری شده، می توان با سه روش اقدام نمود. روش اول، «مفهوم شناسی» یا کشف مؤلفه های لفظ روانشناختی است که با تقسیم بندی ابعاد مختلف آن انجام می شود، روش دوم، شناخت «وجوه معنایی» لفظ روانشناختی است که «تفاوت معنایی»، «خروج معنایی» و «ورود معنایی» سه کارکرد آن محسوب می شود. همچنین روش سوم بررسی «مترادفات» لفظ روانشناختی است که مرحله اول آن، کشف الفاظ مترادف و سپس در مرحله دوم کشف ویژگی های لفظ مترادف است که از طریق استفاده از کتب لغت، سیاق و آیات دیگر انجام می شود. در نتیجه به منظور فهم مفردات روانشناختی ابتدا به کشف مؤلفه های لفظ همچون ریشه، اقسام و آثار پرداخته و سپس وجوه معنایی حقیقی، مجازی یا کنایی آن لفظ بررسی شده و در نهایت با کشف واژگان مترادف آن و نیز بررسی ویژگی های متمایز کننده واژه منتخب، بتوان برداشت های روانشناختی جدیدی از آیه ارائه نمود.
نقد اندیشه اعتدال در امر انفاق با تکیه بر آیات قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۲)
41 - 62
حوزههای تخصصی:
هر واژه قرآنی معنا و کارکردی خاص دارد و کاربرد هر واژه، با دقت تمام صورت گرفته است. ازاین رو ممکن است یک واژه به دلیل تعدد کاربرد و نزدیکی معنای لغوی و اصطلاحی، ما را در تبیین و تفسیر کلام وحی دچار خطا نماید. واژه «ینفقون» یکی از این واژگان است که برخی مفسران، بنا بر استناد به آیه 67 سوره فرقان و مضمون آیه 29 سوره اسراء، قائل به اندیشه «رعایت اعتدال در انفاق» شده و مرز هزینه کردن در راه خدا را محدود تبیین کردند؛ درحالی که آیات فراونی در تضاد، تقابل و نقد این اندیشه وجود دارد. برای اینکه تفاوت های معنایی کشف شود، لغت نامه ها مرجع مناسبی بودند. سپس بررسی منظر مفسران در آیات دیگر که در مقابل اندیشه اعتدال قرار دارند. آن گاه معنای هر واژه در هر آیه، آن گونه که هست، به دست آمد. بر این اساس، در پژوهش حاضر، «اندیشه اعتدال» با بررسی واژه «نفق» و آیاتی که «عدم اعتدال در انفاق» را تأیید می کنند، مورد نقد قرار گرفت. با توجّه به این نقد، آن آیاتی که به معنای «اعتدال در انفاق» تفسیر شده اند، در واقع به معنای اعتدال در «هزینه کرد» و «خرج کرد» زندگی هستند، نه به معنای انفاق در راه خدا؛ زیرا مفهوم واژه اعتدال در انفاق در راه خدا، مانند اعتدال در اطاعت از رسول خدا (ص)، ناصحیح و ناکافی است.
A Critical Analysis of Muḥammad Rātib Nabulsī's Scientific Exegesis of Verse 37 of Surah al-Raḥmān(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۹
83 - 110
حوزههای تخصصی:
Nabulsī, a contemporary āuranic scholar, is a follower of the scientific interpretation school. Among the verses he has interpreted is verse 37 of Surah al-Raḥmān, which he associates with a cosmic phenomenon. In his view, this verse describes the explosion of a star, resulting in the formation of a reddish nebula resembling a rose. The image published by NASA of the "Cat's Eye Nebula," which Nabulsī believes resembles a flower, is his only evidence for this claim. The present study, using a descriptive-analytical method and a critical approach, aims to find Nabulsī's interpretation inconsistent with the apparent meaning and context of the verse; and also, examines the compatibility of such an interpretation with the verse and evaluates its validity. The results indicated that Nabulsī's interpretation is not inconsistent with the context of the verses and is not supported by scientific data in the field of astronomy. Recent, clearer images from NASA of the Cat's Eye Nebula reveal that the previous image was inaccurate, and this nebula is neither red nor rose-like. Furthermore, his interpretation lacks literary and linguistic support, and the etymological research conducted in this study confirms this claim. An analysis of Nabulsī's interpretation within the framework of conceptual metaphor theory also reveals that he neglected the source and target domains of this metaphor, leading to errors. Additionally, when examined from the perspective of the Quranic language, Nabulsī's interpretation faces significant challenges that cannot be justified.
توسع معنایی آیه دوم سوره «انسان» مستند به قرائن درون متنی و بینامتنی و فرامتنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
139 - 159
حوزههای تخصصی:
خلقت انسان و مراحل و ابعاد آن، از شگفتی های قرآن کریم است که با تعابیر مختلفی مطرح شده است. خدای سبحان، در آیه دوم سوره انسان، به خلقت آدمی و ابتلای او در دنیا اشاره می کند. مفسران در تفسیر این آیه، بیش تر بر خلقت مُلکی و تطوّرات مادّی انسان نظر داده اند؛ امّا بررسی دقیق تر قرائن، معنای افزون تری را می نمایانند که بر اساس آن ها، آیه پیش گفته بر آفرینش ملکوتی و تطوّرات معنوی انسان نیز دلالت دارد. مسئله اصلی در این پژوهش، اثبات توسعه معنایی در آیه دوم سوره انسان مستند به قرائن درون متنی، بینامتنی و فرامتنی است. روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و پردازش آن ها نیز توصیفی- تحلیلی است. بر اساس یافته های تحقیق، این توسعه معنایی با قرائن درون متنی و پیوسته تثبیت می شود که عبارتند از: یادکرد قبلی از تطوّرات مادّی در آیه یکم، غلبه کاربست واژه انسان در تطوّرات معنوی او، هماهنگی صیغه جمع امشاج با بُعد ملکوتی انسان، تناسب ابتلای انسان بر بُعد ملکوتی او، ارتباط سمیع و بصیر با بُعد ملکوتی انسان و تناسب هدایتمندی و اختیار انسان با تطوّرات معنوی. همچنین مخاطب شناسی قرآن و بیان تدریجی و حکیمانه آفرینش انسان، ارتباط مقام خلافت الاهی انسان با جنبه ملکوتی او و نیز برخی روایات تفسیری، از قرائن بینامتنی دالّ بر توسعه معنایی است، همچنان که هماهنگی فضا و جوّ و اسباب نزول سوره انسان با تطوّرات معنوی از قرائن فرامتنی است که توسعه معنایی در آیه را تثبیت می کند
Speech Acts in Qur’anic Verses of Iftirā’: Meccan vs. Medinan Contexts(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examines the use of speech acts in Qur’anic verses addressing the concept of iftirā’ (slander), emphasizing the contextual and thematic distinctions between the Meccan and Medinan periods. Employing a descriptive-analytical method and drawing on Searle’s classification of speech acts, the analysis identifies expressive acts as the most prevalent, followed by assertive, directive, commissive, and declarative acts. The study contextualizes these speech acts within the socio-religious frameworks of Mecca and Medina, demonstrating how the Qur’an’s rhetorical strategies evolved to meet the distinct needs and challenges of each period. The findings categorize the sources of iftirā’ into three primary groups, with the highest incidence attributed to disbelievers, followed by Jews, and then hypocrites. The themes of iftirā’ in the analyzed verses include slanders about divine unity, the Prophet Muhammad (PBUH), divine signs, the truth of prophethood, the Qur’an, the miracles of the prophets, the reality of resurrection, and human relationships. This research underscores the Qur’an’s dynamic communicative approach, illustrating how its discourse effectively engaged diverse audiences while addressing theological, and social dimensions of slander. The study offers valuable insights into Qur’anic rhetoric and its broader application in contemporary discourse analysis.
واکاوی اصطلاح فقهی جزایی کیفرضغث از منظرآموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
123 - 136
حوزههای تخصصی:
کیفر ضغث یکی از مسائلی است که در حقوق اسلامی و فقه جزائی مورد توجه ویژه واقع شده است. این مسئله در اسلام دارای اهمیت بسیار زیادی بوده و براساس آموزه های قرآنی و فقهی شکل گرفته است. در این پژوهش اصطلاح فقهی کیفرضغث در راستای بهبود نظام قانونی برمبنای ادله نقلی و اصول تعیین کننده جدید و مقررات این کیفرمورد بررسی و ارزیابی قرارمی گیرند. این اصول به عنوان مبناهای اصلی در تنظیم قوانین جزائی در خصوص کیفر ضغث مورد استفاده قرار می گیرند. همچنین، اصول قرآنی مرتبط با اعمال حدود و یمین نیز مورد بررسی قرار می گیرند. با بهره گیری از منابع فقهی و قرآنی مربوط به مسئله ضغث، پژوهش حاضر به اهمیت رعایت اصول فقهی در تنظیم قوانین جزائی و اصول قرآنی دراعمال حدود ویمین تأکید می کند.نتایج نشان می دهند که اصول فقهی می توانند بهبود نظام حقوقی درخصوص کیفرضغث را ترویج کنند و از جمله تأثیرگذارترین اصول در این زمینه، تعقل و توجه به مصلحت های فردی و شخصی وعمومی هستند در نهایت، پژوهش حاکی از اهمیت تأثیراصول فقهی و قرآنی درتنظیم کیفر ضغث است و پیشنهاد می دهد که نظام حقوقی با رعایت این اصول بهبود یابد.
تحلیل تطبیقی مواجهه ی مؤلفان تفاسیر روایی شیعه با مسئله نسخ آیات صلح با آیات قتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
56 - 77
حوزههای تخصصی:
باور برخی از مؤلفان آثار در زمینه ی مکاتب و جریان های تفسیری بر آن است که مؤلفان تفاسیر روایی بدون هیچ اجتهادی صرفاً به گردآوری روایات که غالباً به طور مستقیم به بخشی از الفاظ و عبارات آیات اشاره دارد پرداخته اند. برخلاف این باور، شواهد نشان می دهد که مؤلفان این تفاسیر به منظور کشف مراد آیات، دست کم در دو مقوله گزینش منابع و روایات اجتهاد کرده اند. در همین راستا، این پژوهش می کوشد با روش توصیفی- تحلیلی از طریق تطبیق تفاسیر روایی شیعی معروف به تبیین مصادیق اجتهادورزیِ مؤلفان آنها در مبحث نسخ آیات صلح با آیات قتال و بررسی عوامل اثرگذار بر آن بپردازد. ره آورد این تحقیق حاکی از آن است که این تفاسیر در مواردی از قبیل پرداختن یا نپرداختن به مقوله ی نسخ آیات صلح با آیات قتال، میزان پرداختن به این مبحث، ذکر یا عدم ذکر روایات متعارض و ارزیابی یا عدم ارزیابی روایات از سوی مفسر، متمایز از یکدیگر هستند. تفاوت در روش تفسیری مفسر، گزینش منبع از سوی مفسر و توجه به سیر کم شمردن موارد وقوع نسخ در تألیفات اسلامی در گذر زمان، از مهم ترین عوامل اثرگذار بر این تمایز عملکرد است. نمایان ساختن وجه تمایز تفاسیر روایی شیعه در مبحث نسخ آیات صلح با آیات قتال به عنوان مصداقی از مصادیق اجتهادورزی در تألیف تفاسیر روایی شیعه، اثرپذیری تفاسیر شیعی از منابع و مراجع اهل سنت در مقوله ی یادشده و تضعیف دیدگاه آقابزرگ طهرانی درباره ی تعیین مؤلف تفسیر قمی، از جمله یافته های این پژوهش است.
بازاندیشی خاتمیت در قرآن؛ تطبیق دیدگاه روشنفکران دینی معاصر (مطهری ، سروش و اقبال لاهوری)
منبع:
اندیشه های قرآنی متفکران معاصر سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
113 - 132
حوزههای تخصصی:
مفهوم «خاتمیت»، از اساسی ترین باورهای دینی مسلمانان به شمار می رود که به معنای پایان یافتن سلسله پیامبران با پیامبر اسلام(ص) است. این آموزه که ریشه در صریح ترین آیات قرآن دارد، همواره در کانون الهیات اسلامی قرار داشته و پیامدهای گسترده ای در فهم دین، شریعت و تفسیر وحی برجای نهاده است. در دوران معاصر و با بروز تحولات اجتماعی، علمی و فلسفی، برخی از روشنفکران دینی همچون شهید مرتضی مطهری، دکتر عبدالکریم سروش و محمد اقبال لاهوری با نگاهی نوین به این آموزه پرداخته اند. هر یک از این متفکران تلاش کرده اند تا خاتمیت را نه صرفاً به مثابه پایانی تاریخی، بلکه به عنوان نقطه عطفی در رابطه انسان با وحی الهی و آغاز دوران مسئولیت عقل بشری تبیین کنند. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، ضمن بررسی دیدگاه های این سه اندیشمند، تلاش دارد آنها را با آیات قرآن کریم تطبیق دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر سه متفکر، علی رغم تفاوت رویکردها، در پذیرش اصل خاتمیت اشتراک نظر دارند و در تبیین فلسفه و پیامدهای آن، از زمینه های مختلف فلسفی، تاریخی و معرفتی بهره می گیرند.
تبیین فقهی حقوقی نهاد حکمیت بین زوجین با تکیه بر آیه 35 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
133 - 154
حوزههای تخصصی:
طبق قوانین موضوعه دریافت گواهی عدم امکان سازش از دادگاه برای اجرای صیغه طلاق الزامی است؛ خواه درخواست طلاق از سوی زوج باشد؛ و خواه به توافق زوجین صورت گیرد؛ و قانون به استناد آیه 35 سوره نساء دادگاه را موظف می داند که بر اساس نظر حکمیت نسبت به صدور این گواهی تصمیم گیرد؛ لذا تبیین زوایای مختلف نهاد حکمت از دیدگاه فقه و قوانین موضوعه ضروری به نظر می رسد؛ از اینرو لازم است نکات تفسیری و فقهی آیه مذکور مورد بررسی قرار گیرد؛ که در نتیجه می توان گفت در رسیدگی به دعاوی خانوادگی طبق قوانین موضوعه و فقه رعایت تشریفات مرسوم در دعاوی دیگر را لازم نیست؛ لذا با آنکه انتخاب داور از سوی زوجین الزامی بوده؛ ولی اگر رعایت نگردد؛ خللی در صحت طلاق وارد نمیکند. و در صورت غیبت هر یک از زوجین، حکم حکمین بی تأثیر و غیر نافذ تلقی میگردد؛ ولی قانون برخلاف نظریه مشهور فقها انتخاب حکم از میان خویشاوندان زوجین را الزامی می داند. و نیز قانون گذار بر خلاف نظریه مشهور فقها که پرداخت اجرت به حکمین را بر عهده زوجین میدانند؛ پرداخت اجرت بر عهده متقاضی ارجاع امر به داوری است؛ و در صورت صلاحدید دادگاه بر عهده زوجین میباشد.
بررسی رابطه الگوی ارزشی دین و ساختار شناختی احساس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین، نقش مؤثری در شکل دهی به ساختار احساس دارد و در پی آن است که ساختار آن را ساماندهی کند. نقطه تلاقی دین و ساختار شناختیِ احساس جایی است که سخن از باید و نبایدهای ارزشی به میان می آید. وجود احساس عمدتاً به صورت غیرارادی تصور می شود و با این توصیف، قابل ارزشیابی نیست؛ ولی در نظام ارزشیِ دین، عاملیت اراده انسان برجستگی می یابد و کیفیت تجربه احساس به نوعی بر مدار اراده و امکانِ انتخاب می چرخد و این گونه قابل ارزشگذاری می شود. پژوهش حاضر در پی آنست که رابطه میان الگوی ارزشی دین (قرآن کریم) و ساختار شناختی احساس را مطالعه کند. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و روش تحلیل در چارچوب نظریه شناختی است. بررسی داده ها در موارد متعددی، نوعی ارائه یکجانبه داده های دینی در ساختار مفهومی احساس صرف نظر از زمان، مکان، فرهنگ و فردیت را نشان می دهد. الگوی ارزشی دین با الگوی شناختی احساس که در رایج ترین شکل آن شامل علت، وجود، کنترل، از دست دادن کنترل و واکنش می شود، متفاوت است. ساختار دین به ثابت ماندن الگوهایش به صورت فرازمانی - مکانی تمایل دارد. احساس در مدل دینی با این جهانی متفاوت است. مطابق با الگوی دین، مفاهیم احساسی موضوعِ پژوهش، در صورتی که در چارچوب علل تعیین شده قرار بگیرند، ارزشی قلمداد می شوند. همچنین، رفتار و کیفیت تجربه احساس افرادِ دیندار به نوعی قابل پیش بینی تصور می شود.
بررسی اصول گرایس در قرآن: گفتگوی موسی (ع) و فرعون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن به عنوان کتاب مقدس اسلامی، شامل انواع گفتگوهای افراد در موقعیت های متفاوت است. بنابراین می تواند همانند متون گفتگو محور، به لحاظ زبان شناسی موردبررسی قرار گیرد. در این راستا پژوهش پیش رو به بررسی گفتگوهای موسی(ع) و فرعون در قرآن می پردازد. ازآنجاکه مدل نظری گرایس که به عنوان مدلی مناسب برای بررسی گفتگوها و تعاملات افراد به شمار می رود، چارچوب نظری پژوهش حاضر است. این مدل مشهور به «اصل همیاری گرایس» است که شامل چهار اصل کمیت، کیفیت، ربط و شیوه برای داشتن ارتباط ایده آل است هرچند به خاطر برخی از دلایل، این اصول مورد خلل قرار می گیرند. پژوهش پیش رو در پی پاسخ به دو سؤال اساسی است: آیا اصول گرایس در گفتگوی موسی(ع) و فرعون در قرآن قابل مشاهده است؟ کاربرد و عدم کاربرد اصول گرایس در گفتگوی موسی(ع) و فرعون چگونه است؟ به این منظور تمامی آیه های گفتگویی موسی(ع) و فرعون در قرآن، داده های پژوهش حاضر هستند که پس از بازسازی داستان، بر اساس اصول همکاری تحلیل شده اند و کاربرد و نقش این اصول بیان شده است. ازاین رو روش اتخاذی پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که بررسی این گفتگوهای قرآنی نیز (همچون دیگر متن های گفتگویی) نشان از کاربرد و عدم کاربرد این اصول (نقض اصول گرایس) دارند. برخی از آیات شامل کاربرد چند اصل به طور همزمان هستند.
اصول طنز اجتماعی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
28 - 57
حوزههای تخصصی:
نقد به وسیله طنز، از مهم ترین شیوه های انتقال پیام به مخاطب است و به آن دلیل که این امر با نشاط و خندیدن همراه است، می تواند عمیق ترین مرادهای مخاطب را در عبارت هایی آسان انتقال دهد و به سهولت، احساسات و عواطف مخاطب را به گونه ای تحت تأثیر قرار دهد که در کلام عادی، امکان آن وجود ندارد. دستیابی به اصول قرآنی طنز اجتماعی مبتنی بر نظام جامع آموزه های قرآن کریم به عنوان کامل ترین کتاب آسمانی مصون از تحریف، هدف اصلی این نوشتار است. اکنون این سؤال مطرح است که قرآن کریم در راستای معرفی طنز اجتماعی مقبول و صحیح، کدام اصول را معرفی می کند؟ این پژوهش از نوع بنیادی و روش پژوهش در دستیابی به اصول یادشده، از تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی و توصیف و تحلیل بهره می برد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که مبتنی بر آموزه های قرآنی، جهت گیری اصول قرآنی طنز اجتماعی، تک بُعدی و یک جانبه نگری نیست بلکه با رویکردی معناگرا و جامع، در ساحت دوگانه زیست مادی و معنوی و در بستر سیر عبودیت الهی به سمت غایت رشد آن (قرب الهی) مبتنی بر فطرت و سرشت لایتغیر انسانی، سامان می یابد که درنتیجه آن، اصولی همچون «اصلاح گری فرد و اجتماع، عقلانیت محوری، دو ساحتی محوری در محتوا، حفظ کرامت انسانی و واقع گرایی» از آیات قرآن استنباط گردیده است.
سیاست گذاری مدیریت اعتراض بر اساس آیات شریفه 125 تا 128 سوره نحل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
84 - 113
حوزههای تخصصی:
هم زمان با ظهور و گسترش انواع گوناگون اعتراضات در قالب بخش های (اقشار و طبقات) مختلف به عنوان پدیده های رایج در جوامع امروزی، نحوه مدیریت نمودن آن ها نیز به عنوان مسئله ای مهم در عرصه سیاست گذاری مطرح شده که نظام های سیاسی به آن اهتمام ویژه ای دارند. در جمهوری اسلامی ایران نیز متأثر از ماهیت اسلامی آن لازم است تا این مسئله از منظر اسلامی موردتوجه قرار گیرد؛ ازاین رو پژوهش حاضر از رهگذر تفسیر آیات شریفه 125 تا 128 سوره نحل، در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که «دلالت های سیاست گذارانه قرآن برای مدیریت اعتراض ها چیست؟». برای این منظور از ترکیب روش تفسیر قرآن به قرآن و روش تحلیل محتوا استفاده شده است تا در ضمن بررسی آیات مبتنی بر آیات دیگر و ارائه مؤیدهایی از تفاسیر قرآنی، دلالت های سیاست گذارانه به دست آمد. تحلیل 25 کد نشان می دهد که اصول حاکم بر سیاست گذاری مدیریت اعتراض ها عبارت اند از: اولویت بخشی به کاربست شیوه های تعاملی مبتنی بر حکمت، موعظه و جدل با شیوه های نیکوتر، کاربرد قاعده مقابله به مثل با توجه به اصل صبر بر عقاب و رعایت اصول اخلاقی در تمامی مراحل مدیریتی. همچنین بر اساس این اصول سه گانه، هشت سیاست در خصوص مدیریت اعتراضات به دست آمده است.
تبیین نقش مؤلفه های بینشی در شکل گیری انقلاب اسلامی به مثابه پدیده ای اجتماعی از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
72 - 103
حوزههای تخصصی:
دانشمندان علوم سیاسی و اجتماعی در هنگامه ارائه نظریه درباره انقلاب ها، اصلی را تأسیس نموده و به همه مصادیق انقلاب جهان تسرّی می دهند و به جز برخی از دانشمندان منصِف، دیگرانی چون مارکس، وبر، آبراهامیان، فانون، تدگار، منشأ صرفاً اقتصادی یا اجتماعی و روان شناختی یا خشونت سیاسی برای انقلاب ها قائل شده اند. مقاله پیش رو درصدد است مهم ترین مؤلفه های بینشیِ شکل گیری انقلاب اسلامی ایران را در قرآن موردبررسی قرار دهد که با روش گردآوری کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی- توصیفی با محوریت برداشت های احتمالی از قرآن در بستر مطالعه تفسیری صورت گرفته است. در این پژوهش، باور به ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در قالب آیات دالّ بر نظام سازی و به فعلیت رساندن اجرای احکام، نیز اعتقاد به استمرار شئون رهبری و داوری پیامبر (ص) در قالب نظریه ولایت فقیه، توجه به بسترسازی برپایی قسط در جامعه، التفات به اهمیت اجرای قاعده نفی سبیل ازجمله مؤلفه های بینشی مربوط به ساختار حکومت و مؤلفه های بینشی بصیرت، آگاهی نسبت به جایگاه استقامت، التفات به نقش اتحاد، دشمن شناسی، توجه به فضاسازی سنت الهیِ تغییر قوم به دست خود، مربوط به نهاد مردم است.
تحلیل مؤلفه های معنایی «خطیئه» در قرآن کریم با بهره گیری از رویکرد هم زمانی و در زمانی در معناشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۲۲۵-۲۰۱
حوزههای تخصصی:
«خطیئه» یکی از مفاهیمِ حوزه معنایی گسترده گناه در قرآن کریم است، که با مفاهیم متعددی پیوند خورده است. برای تدقیق این مفهوم در قرآن کریم افزون بر التفات بر باهم آیی های آن، بررسی هسته معنایی آن در زبان های سامی ضروری می نماید. پژوهش حاضر با نظر به معنای «خطیئه» در زبان های سامی، آراء لغویان و روابط هم نشینی آن در قرآن کریم، به بازشناسی مؤلفه های معنایی این مفهوم پرداخته است. دریافت های ریشه شناسی حاکی از کاربست نیای این واژه در مفاهیم: گناه، غفلت کردن، انحراف و خارج شدن است. با توجه به اشتراک واج ها و قرابت آوایی دو ریشه حطّ و خطأ و کاربست آن دو در مفهوم گناه در زبان عبری و عربی، اشتراک نیای آن دو به ذهن متبادر می شود. بررسی باهم آیی ها از وجود مؤلفه های ثقالت، چیرگی، خروج از اعتدال و ذومراتب بودن آن سخن رانده است. بافت آیات از مواجهه حق تعالی در دوگونه: بخشش و کیفر و مواجهه انسان در سه حیطه: ارتکاب، طلب رفع عذاب و طلب بخشش حکایت می کند.
رهیافت های بررسی شبکل معنایی تسلیم در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
1 - 25
حوزههای تخصصی:
تسلیم خدا بودن همراه با ایمان، وظیفه ای ضروری بر عهده همگان است. قرآن کریم به تسلیم بودن مؤمنان تا زمان مرگ سفارش مؤکد کرده است و بهترین آیین، در قرآن کریم، تسلیم توأم با کارهای شایسته یاد شده است لذا بررسی آیات این حوزه ضروری می نماید. مضامین آیات از یک سو از بسترها و زمینه هایی سخن رانده است که سبب نیل انسان به تسلیم و طی درجات آن خواهد شد که عبارتند از: عقیده به توحید، ایمان، تقوا، توجه به نعم الهی و ارجاع امور به خداوند متعال و التفات به علم و حکمت خداوند و از سوی دیگر، لجاجت انسان و فریب شیطان را از موانع رسیدن به تسلیم برمی شمرد که می تواند آن را در دو گونه عوامل درونی و بیرونی احصا نمود. قرآن کریم پیامدهایی نیکویی را پس از نیل انسان به تسلیم برای او یادکرده است که عبارتند از: آرامش، توکل، بهره مندی از هدایت، رحمت و بشارت.
تحلیلی بر خوانش های زبان قرآن و آبشخورهای معرفتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
63 - 84
حوزههای تخصصی:
زبان قرآن از بحث برانگیزترین مسائلی است که نظرات صاحب نظران درباره آن، خط سیر خاصی ندارد. مقاله حاضر با اتکا به روش اسنادی-کتابخانه ای و با رویکردی توصیفی و تحلیل مفهومیِ محتوای کیفیِ خوانش های سه گانه زبان قرآن، به واکاوی آبشخورهای معرفتی آنها می پردازد. نتایج حاکی از آن است که دغدغه اصلی مفسران در عصر نزول قرآن، بیان مختصر آیات و تبیین حداقلی ویژگی های ادبی آن بوده است. روایات تفسیری پیامبر(ص) و توضیحات مختصر تفسیری صحابه و تابعینِ صاحب مدرس و مکتب تفسیر، شاهد این ادعاست. مفسران متقدم، زبان قرآن را ویژگی های لغوی و لهجات قومی عربی می دانستند. جنجال بر سر روایات احرف سبعه و غریب القرآن و برخی پیچیدگی های نحوی قرآن، بیانگر چنین گفتمانی است. نیز مسئله خلق قرآن که در قرن دوم موضوع داغ فرق اسلامی بود، مبنایی برای نظرات بعدی درباره زبان قرآن شد، زیرا مفسران را در تفسیر آیات متشابه و مضامین برخی آیات که باعث اختلافات شدید میانشان بود، راهگشا گردید. امروز به دلیل غلبه روش های زبان شناختی و نشانه شناختی، نگاه نوینی به زبان قرآن شده است. در طول قرن های متمادی، سه خوانش برای زبان قرآن (زبان قرآن به مثابه گونه ای از لهجات و گونه های بیانی، زبان قرآن علت غاییِ مجادلات کلامی قرون متمادی، و بیان گفتاری یا نوشتاری آن) مطرح گردیده است.
نقش تصویرسازی هنری قرآن بر مفهوم آیات بدون تغییر در معنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تفسیر باید در کنار مفهوم سازی؛ تصویر سازی هنری قرآن نیز اصل قرار گیرد زیرا هر تصویری در قرآن برای خود اصالت داشته، و به موقعیت خاصی اشاره می کند و ما نمی توانیم تصویرهای دیگر را به جای آنها به کار ببریم. مع الوصف برخی مفسران در توضیح آیات؛ ضمن تغییراتی در معنا تصویر سازی خودشان را جایگزین آیات نموده که این عمل موجب تغییر در عبارتهای قرآنی شده است. یکی از موارد تغییر؛ تغییر در اوصاف است. آنان معانی دیگری برای اوصاف بیان شده در قرآن در نظر گرفته اند که این امر؛ ضمن تغییر در عبارتهای قرآنی؛ موجب عدم درک مفهوم سازی و نکات نهفته در قرآن گردیده است. به طور مثال: برخی مفسرین "ماتیّ" را در تفسیرشان به معنای "آتی" و اسم فاعل دانسته اند. یا در آیه "مقام امین" «امین» را وصف مقام نگرفته؛ بلکه آن را وصف برای صاحب مقام دانسته اند. این پژوهش در صدد است تا بیان نماید با تصویر سازی هنری قرآن هیچ نیازی به تغییر اوصاف در تفسیر نیست؛ زیرا تغییر اوصاف؛ ضمن تاثیر در مفهوم سازی قرآنی موجب تغییر در معنا نیز می شود و از آنجائی که هر آیه بر موقعیت خاصی اشاره دارد باید از تعبیر خاصی که آن موقعیت را نشان می دهد بهره جست.
امکان سنجی ولایت تکوینی انسان از دیدگاه علمای شیعه با استناد به قرآن و روایات
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
99 - 129
حوزههای تخصصی:
ولایت تکوینی یکی از مباحث مهم در میان اندیشمندان مسلمان و از باورهای اساسی شیعه است که براساس آن، خداوند در کنار ولایت تشریعی، بذاته دارای ولایت تکوینی نیز می باشد. اما اینکه انسان نیز می تواند دارای ولایت تکوینی باشد یا خیر، پرسش این تحقیق است که براساس نظر فلاسفه و متکلمین و بررسی دیدگاه آنها با استناد به قرآن و روایات به آن می پردازد. براساس یافته های تحقیق و بنابر دیدگاه فلاسفه و متکلمین که منبعث از آیات و روایات است، ولایت تکوینی انسان، نه فقط از حیث امکان وقوعی داری امتناع ذاتی نیست، بلکه ولایت تکوینی برخی از انسان ها که انبیا و ائمه در رأس آنها می باشند، مورد وفاق اندیشمندان شیعه به ویژه فلاسفه و متکلمین بوده و منجر به شرک و غلو در حق اولیا الهی به ویژه ائمه اطهار نمی شود و درنتیجه با توحید روبوبی منافات ندارد؛ بنابراین جمهور شیعه با مراجعه به نصوص دینی معتقد است تصرف در تکوین، اولاً و بالذات برای خداوند و ثانیاً و بالعرض برای برخی بندگان صالح با اذن خداوند قابل اثبات است. این تحقیق با روش کتابخانه ای به جمع آوری داده ها پرداخته و با روش توصیفی - تحلیلی درصدد پاسخ به پرسش اصلی تحقیق برآمده است
تحلیل شبهه تأثیر پذیری قرآن از فرهنگ زمانه از منظر مفسران با تاکید بر موضوع هفت آسمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
78 - 99
حوزههای تخصصی:
شبهه تأثیرپذیری قرآن از اشخاص و فرهنگ زمانه، قدمتی به درازای عصر نزول آن دارد، در پاره ای از آیات قرآن تصریح گردیده که رسول خدا متهم می شد به این که قرآن محصول ارتباط و تعامل وی با افراد خاصی است و نه وحی الهی و آسمانی. وحیانی بودن الفاظ قرآن کریم از یک سو و بهره گیری از مؤلفه های فرهنگ زمانه در بسیاری از آیات آن از سوی دیگر، همچنین طرح این شبهه از سوی محافل روشنفکری به جهت کم ارزش جلوه دادن قرآن کریم از سوی سوم، ضرورت تبیین و تحلیل شبهه تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ عصر نزول را در ابعاد مختلف دوچندان می نماید. مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی انگاره و اقوال مفسران فریقین در باب شبهه یادشده است. در کنار دو دیدگاه اثبات و نفی کلیِ تأثیرپذیری و عدم تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ عصر نزول، می توان از دیدگاه سومی سخن به میان آورد که بر این باور است قرآن، فرهنگ عصر نزول را غربالگری کرد و هر آنچه را در تناسب با آموزه های الهی بود، تأیید و تثبیت کرد و بر آنچه خارج از مدار دین تعریف می شد، خط بطلان کشید یا به تدریج آن را اصلاح نمود. برخی از نتایج پژوهش حاضر عبارت است از: 1. مُستظهَر نبودن ادعای تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه از سوی مفسران اهل سنت به هیچ گونه دلیل عقلی و نقلی؛ 2. عدم صحت ادعای تطبیق آسمان های هفت گانه بر هیئت بطلمیوسی؛ زیرا قرآن هیچ گاه فلک هشتم و نهم هیئت بطلمیوسی را در عِداد آسمان ها به شمار نیاورده است. روش گردآوری داده ها در این پژوهش، کتابخانه ای است. نوشتار حاضر به روش توصیفی، تحلیلی و با استمداد از رهیافت درون دینی به نقد و تحلیل اقوال پاره ای از مفسران مبنی بر تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه مبادرت ورزیده است.کلید واژه ها: فرهنگ زمانه، شبهه تاثیرپذیری، قرآن، هفت آسمان، مفسران فریقین