تجربه گرایی در دوران معاصر، به رشد مادّی گرایی کمک کرد و موجب شد برخی اندیشمندان معاصر، به همه ابعاد هستی با رویکرد مادّی گرایانه بنگرند. بر این اساس، اندیشه وران ایرانی ، با معیار قرار دادن فلسفه حسی در بررسی مفاهیم غیبی، رویکرد مادّی گرایانه به این مفاهیم را دنبال کردند. از آن جا که این رویکرد، با تطوّراتی مواجه بود، تحقیق حاضر در صدد برآمد با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی- تحلیلی، به تبیین این مسئله بپردازد که رویکرد مذکور، چه مراحلی را پشت سر گذاشته و این مراحل از چه زمینه و پیامدهایی برخوردار بوده است. طبق بررسی های انجام شده، رویکرد مورد نظر سه مرحله را پشت سر گذاشته است: 1- مرحله انکار مفاهیم غیبی: در این مرحله، مفاهیم غیبی، متعارض با یافته های علوم تجربی تلقّی شده و غالباً از سوی روشنفکران انکار شدند. 2- مرحله تطبیق مادّی گرایانه علمی فعّالانه: در این دوره، تلاش های گسترده ای برای تطبیق مفاهیم غیبی با علوم تجربی صورت گرفت. 3- مرحله تطبیق مادّی گرایانه علمی نیمه فعّالانه: در این مرحله، با تحوّلات نوپوزیتویستی و نگاه هرمنوتیکی به مفاهیم قرآن، تطبیق مادّی تا حدودی فروکش کرد.