ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۱٬۴۶۵ مورد.
۱۰۱.

نسبت دین و انسان در اندیشه ی جوزایا رویس: تحلیلی بر نظریه ی "جامعه ی وفاداران"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
مسئله ی نسبت دین و انسان از مباحث بنیادین در فلسفه، جامعه شناسی و الهیات است که با تحولات فکری و اجتماعی همواره دستخوش تحولاتی بوده است. در دوران مدرن و به طور خاص در غرب، رشد عقل گرایی، سکولاریسم و فردگرایی، منجر به طرح پرسش های مهمی در حوزه دین شده است. در این میان، جوزایا رویس، فیلسوف ایده آلیست آمریکایی، با ارائه ی نظریه ی «جامعه ی وفاداران» کوشیده است تا چارچوب نوینی برای تبیین پیوند دین، اجتماع و هویت انسانی ارائه دهد. او دین را نه صرفاً مجموعه ای از باورهای متافیزیکی، بلکه تعهدی اخلاقی و اجتماعی به یک اجتماع معنوی می داند که در آن، وفاداری به ارزش های متعالی و خیر جمعی، جوهره ی دینداری را تشکیل می دهد. این جستار، با اتخاذ روش تحلیل توصیفی-انتقادی، نظریه ی رویس را در نسبت با چالش های معنویت در جهان معاصر مورد نظر و تأمل قرار داده است. یافته ها نشان می دهد که علی رغم تأکید رویس بر نقش دین در تقویت انسجام اجتماعی، نظریه ی او با نقدهای مهمی مواجه است؛ از جمله ابهام در تعریف جامعه ی وفاداران، نادیده گرفتن ابعاد وحیانی و عرفانی دین، و امکان سوءاستفاده ی ایدئولوژیک از مفهوم وفاداری. مقایسه ی آرای رویس با سنت فلسفی اسلامی نشان می دهد که برخلاف رویکرد او که دین را عمدتاً نظامی اجتماعی-اخلاقی تلقی می کند، در اندیشه ی اسلامی ایمان به وحی و حقیقت متعالی، بنیان دینداری را تشکیل می دهد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که نظریه ی جامعه ی وفاداران، با پذیرش ابعاد معرفتی و وحیانی دین، می تواند به مثابه امکانی برای بازاندیشی جایگاه دین در جهان مدرن قلمداد شود. این نوشته، نشان می دهد که دین، باوجود چالش های ناشی از مدرنیته، همچنان نقش مهمی در معنابخشی به حیات انسان معاصر ایفا می کند.
۱۰۲.

A Reflection on the Life and Teaching of Imām Ali al-Riḍā from a Christian Perspective

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
As I delve into Imām Riḍā’s civilizational thought, exploring the concept of justice and its implications, I find myself drawn to the parallels between his teachings and those of Jesus Christ. Imām Riḍā’s legacy of justice for everyone and injustice for no one resonates deeply with the core teachings of Christianity, particularly as embodied in the life and ministry of Jesus Christ. Both figures exemplify a profound commitment to mercy, compassion, and the pursuit of righteousness. One striking aspect of Imām Riḍā’s teachings is his emphasis on mercy for all believers, a principle that finds resonance in Jesus’ teachings on love and forgiveness. The example set by Imām Riḍā in praying for the prosperity of all believers reflects Jesus’ call to love one another and to pray even for our enemies. Moreover, Imām Riḍā’s respect for all individuals, regardless of their social status or background, mirrors Jesus’ interactions with people from all walks of life. Both figures demonstrate a deep reverence for the inherent dignity of every human being, challenging us to overcome prejudice and embrace the inherent worth of all individuals. The theme of caring for the needy is another point of convergence between Imām Riḍā and Jesus. Imām Riḍā’s choice to stay with the destitute during his travels and Jesus’ teachings on caring for the poor highlight the shared imperative to uplift the marginalized and alleviate suffering in our communities. Furthermore, both Imām Riḍā and Jesus exemplify affability toward others, emphasizing the importance of kindness, humility, and compassion in our interactions with one another. Their teachings remind us of the transformative power of love and the profound impact of acts of kindness on individuals and communities. Imām Riḍā’s emphasis on forgiving the faults of others echoes Jesus’ teachings on forgiveness and reconciliation. Both figures challenge us to overcome resentment and bitterness, extending grace and mercy to those who have wronged us. Additionally, Imām Riḍā and Jesus share a commitment to humane treatment of all people, regardless of their faith or ethnicity. Their teachings emphasize the importance of respecting human rights and promoting justice and equality for all members of society. Imām Riḍā’s civilizational thought offers valuable insights into the shared values that unite humanity across religious divides. As Christians and Muslims, we have much to learn from one another’s traditions, and through dialogue and cooperation, we can work together to build a more just, compassionate, and inclusive world.
۱۰۳.

هنجارشناسی هرمنوتیک متون مقدس در بودیسم مَهایانَه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۴
الگوها و رویکردهایی که مفسران بودایی برای دستیابی به قصد و نیت قطعی پیشوای خود به کار گرفته یا ابداع کرده اند، در این مقاله مورد تحقیق قرار گرفته است. برخلاف راست کیشان تِرَوادَه که تلاش برای هرگونه تأویل و تفسیر کلام بودا را مردود می دانستند، بوداییان مَهایانَه با این استدلال که بودا برای هر مخاطبْ تعلیمی متناسب را ارائه می کرده است، ادبیات بودایی را به دو دسته تقسیم کرده اند: دسته اول متونی که حامل معنای قطعی بودند و دسته دوم متونی با معانی تفسیرپذیر. پرسش اصلی تحقیق چیستی ملاک های روش شناختی برای وضع معیارهای تفسیر صحیح و جلوگیری از فروغلتیدن مفسران به ورطه تفسیر به رأی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که ازیک سو چهارچوب نظری راهبان بودیسم برای تأویل متون، کشف «نیت مؤلف» بود؛ و ازسوی دیگر، ملاک صحت تفاسیر متأخر، «اجماع» بزرگان و اصحاب خرد و نیز تطابق با تفاسیر اسلاف دانسته شد که همانا نگاهی «هنجاری» به تفسیر بود. داده های پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده و با روش تحلیلی تأویلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. هدف آن نیز توسعه ای است. در ابتدا دلالت های صریحی که برای فهم درست مواعظ بودا در کَنُنِ پالی آمده است، مورد مطالعه شد و سپس به تلاش های بزرگان مکتب مَهایانَه، همچون ناگارجوُنَه و چَنْدَرْکیرتی و پس از آن سونگ خاپا در بودیسم تبتی، اشاره شده است.
۱۰۴.

تحلیل ویژگی های حکمرانی مطلوب در سیره امام رضا (ع) و نقش آن در تحقق عدالت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۷
   این تحقیق به بررسی و تحلیل ویژگی های حکمرانی مطلوب در سیره امام رضا (ع) می پردازد. با توجه به اهمیت حکمرانی مطلوب و نقش آن در تحقق عدالت اجتماعی، پژوهش حاضر بر آن است تا با شیوه توصیفی تحلیلی با تحلیل متون و منابع مرتبط با سیره امام رضا (ع) ویژگی های حکمرانی مطلوب را شناسایی و بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد امام رضا(ع) اگرچه به صورت مستقیم حکومت را در اختیار ندارند، ولی به رعایت حقوق اجتماعی و حل و فصل اختلافات تأکید می کردند. همچنین، شفافیت و مشارکت عمومی نیز از ویژگی های حکمرانی مطلوب در سیره امام رضا (ع) بود که به تحقق عدالت اجتماعی کمک و اعتماد عمومی را تقویت می کرد. ضمن اینکه احترام به حقوق بشر و کرامت انسانی نیز از اصول حکمرانی مطلوب است. این اصل به معنای حفظ حقوق و آزادی های اساسی انسانی، احترام به تنوع فرهنگی و مذهبی و پایبندی به اصول انسانیت است. این اقدامات باعث تقویت ارزش های انسانی، ارتقای اعتماد و ایجاد جامعه ای پویا و پایدار می شود؛ بنابراین، تأمل در اهمیت توجه به نیازهای مردم در ارتقای رفاه و عدالت اجتماعی از منظر سیره رضوی و حکمرانی اسلامی به ما کمک می کند تا بهترین راهکارها و سیاست ها را برای تأمین نیازهای مردم و ارتقای رفاه و عدالت اجتماعی شناسایی کنیم.
۱۰۵.

The Capacity of Imām Riḍā’s (PBUH) Teachings in Encountering Secular Theories of Justice

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
Due to the long-standing nature of the discourse surrounding it, the definition of justice has evolved within a wide range of theories that attempt to define it. Each theory in the intellectual history of humankind that has sought to define justice has done so based on its foundational commitments. Consequently, the definition of justice is intrinsically linked to the theoretical framework from which it emerges. This article seeks to review several liberal theories of justice—particularly those of Hume, Kant, and Adam Smith—and to demonstrate that, despite their internal variations, these theories are characterized by a secular orientation. The central question this article addresses is whether Imām Riḍā's (PBUH) teachings offer any response to the secular foundations underpinning these theories. In the findings section, drawing on the dialogue between ʿAllāma Ṭabāṭabāʾī and Henry Corbin, the paper argues that secularism, by emphasizing anthropomorphic theology (tashbīh) and rejecting transcendent theology (tanzīh) along with the metaphysical dimension of divinity, has enabled the secular and worldly interpretation of various dimensions of human life—including justice. In the final section and conclusion, the focus turns to the link between Imamate and justice, highlighting the potential of the Razavi hadiths to critique secular theories of justice.
۱۰۶.

بررسی انتقادی رابطه «علم و دین» در ادراک حقیقت معنوی از دیدگاه دن براون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۳
براون در قالب داستان های معنوی  رمزآلود به مفاهیم گوناگونی اشاره دارد که جملگی بر بنیاد رابطه علم و دین تحلیل پذیر است. بدین سان، پرسش این است که آیا دیدگاه او درباره «علم و دین» می تواند درک جدیدی از حقیقت معنوی ارائه دهد؟ مقاله حاضر، با روش تحلیلی  انتقادی، به بررسی خوانش براون تحت ایده «نمادشناسی» می پردازد؛ بدین معنا که دوگانه علم و دین برای فهم حقیقت در دو نسبت قوام می یابند: «نزاع علم و دین» و «پیوستگی حقیقت و معنویت». لکن، یافته های پژوهش نشان می دهد که ایده براون از اعتبار کافی برخوردار نیست. چون ارزیابی داده های اولیه که شالوده معرفتی داستان ها را شکل می دهند به لحاظ سندیت و پشتوانه مخدوش است. از یک  سو، در تبیین رابطه بر نوعی اندیشه تعارض و تمایز تأکید می کند؛ حال آنکه در «رویکرد تعاملی» نه علم به  عنوان تنها ابزار کشف حقیقت معرفی می شود نه دین مانعی در برابر پیشرفت علمی به شمار می رود، بلکه هر دو در چارچوبی مبتنی بر گفت وگو و هماهنگی به درک عمیق تر حقیقت یاری می رسانند. از سوی دیگر، علم را به  عنوان ابزار اصلی رمزگشایی حقیقت مطرح می سازد؛ حال آنکه این رویکرد یک جانبه نگرانه نقش دین را در کشف حقیقت کم رنگ می کند و اهمیت باورهای دینی را در فهم حقیقت معنوی نادیده می گیرد. بدین سان، نگرش او به لحاظ روش و محتوا و به دلیل عدم ارائه مدل جامع برای تعامل محل تردید است.
۱۰۷.

مسئله شر در الهیات نیک-غایت انگار با تأکید بر آرای جان بیشاپ و کن پرسزیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۲
برای برون رفت از چالش «شر موجود»، که در قالب برهان منطقی شر مطرح می شود، فیلسوفان خداباور سعی در نشان دادن سازگاری منطقی شر و وجود خداوند داشته اند. اما عمده دفاعیات مطرح شده در این زمینه، که بر اساس پیش فرض خدای متشخص ارائه شده اند، مجدداً به چالش کشیده شده و اعتبار آنها مورد خدشه واقع شده است. این مطلب متفکرانی مانند بیشاپ و پرسزیک را بر آن داشته که پیشنهاد تصور جایگزین از خداوند را ضمن حفظ آموزه های مسیحی در آن مطرح کنند. به نظر آنها کم چالش ترین تصوری که می توان از خداوند ارائه داد در قالب الهیات نیک-غایت انگار بیان می شود. این نوع الهیات، که بر تعبیر خاصی از خدای نامتشخص استوار است، جهان را به عنوان یک کل هدفمند و بدون خالقِ فراطبیعی می نگرد که به سوی غایت خود، یعنی عشق یا خیر اعلی، در سریان است. اما نه به این معنا که خیر اعلی در نهایت محقق خواهد شد، بلکه بالفعل محقق و در واقعیت همه موجودات جاری است. بر این مبنا، شرور به عنوان نتایج طبیعی سیروت عالم فیزیکی به سوی خیر اعلی بروز می کنند، در حالی که خداوند علت یا مسئول وجود آنها نیست.
۱۰۸.

بررسی عوامل مؤثر بر گسترش جشن میلاد امام رضا(ع) از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
فرهنگ شیعی از دوره صفویه در ایران گسترش بیشتری یافت و مراسم و آیین های متعددی در بزرگداشت ائمه شکل گرفت. جشن های میلاد ائمه از جمله مناسبت های فرهنگی بوده که طی دو قرن اخیر رشد بیشتری یافته و جزئی از آداب و رسوم شیعیان شده است. بیشتر مراسم مذهبی شامل سوگواری ها و جشن ها در بارگاه رضوی به طور مفصل و طبق تشریفاتی خاص برگزار می شود. برخی از این مراسم ریشه در ابتکارات دوره قاجار و پهلوی دارد و شناخت نحوه شکل گیری و عوامل موثر بر آن از لحاظ فرهنگی، جامعه شناسی و تاریخی حائز اهمیت است. جشن میلاد امام رضا (ع) یکی از مهم ترین مراسم مذهبی شیعیان در مشهد است که در دو قرن اخیر با شکوه بیشتری برگزار شده است. سوال اصلی پژوهش این است که عوامل موثر بر تبدیل مراسم میلاد امام رضا (ع) به یک جشن بزرگ شیعی از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی چه بوده است؟ این پژوهش به روش پژوهش های تاریخی و با استفاده از منابع اسنادی، مطبوعاتی و کتابخانه ای به صورت توصیفی تحلیلی جشن میلاد امام رضا (ع) را از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی بررسی و از اسناد کتابخانه آستان قدس رضوی و مطبوعات آن مجموعه استفاده کرده است. این پژوهش نشان می دهد قاجارها با ابتکاراتی توسط ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و صاحب منصبان مستقر در مشهد نقش مهمی در گسترش جشن میلاد امام رضا (ع) داشتند و از دوره پهلوی انضباط اداری و دستورالعمل های اجرایی، ایجاد موقوفات خاص و انعکاس رسانه ای باعث گسترش و عمومیت جشن میلاد امام رضا (ع) در مشهد شد.
۱۰۹.

The Ethics of Peace in the Radawi Culture

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۲
Peace is the essential core of all religions, and peacemaking is a telos for which all religions offer guidance. Grounded in principles such as justice, rational and social growth, forbearance, and forgiveness, peace—within the Radawi culture—is counted among the most foundational principles of international relations. The creation of peace is, before anything else, a spiritual act rooted in the honoring of genuine human rights. Unlike the negative definition adopted in much international-legal discourse—i.e., peace as nothing but the absence of war—the Radawi culture treats peace as an affirmative concept: amicable coexistence premised on the preservation of human dignity. This descriptive-analytical study argues that, contrary to the ethnocentric and unrealistic claims of certain Western Orientalists such as Bernard Lewis and Samuel Huntington—who portray Islam as incompatible with peace and democracy and as a font of violence and terrorism—Islam is a bearer of peace and friendship, and it is capacious enough to furnish a new and comprehensive paradigm for international relations. In the Radawi culture, the scope of peace embraces not only the narrow sense (the absence of armed conflict) but also the broader sense (justice-centered social flourishing). In this culture—contrary to what is commonly asserted in the law of armed conflict—there is no doctrine of preemptive self-defense; peace is sacred, and jihād is a fundamentally humanitarian measure meant to expand peace and security under divine sovereignty by negating ṭāghūt (illegitimate domination), defending the oppressed, and combating injustice.
۱۱۰.

ارائه معنایی جدید از معاد جسمانی در فلسفه اسلامی با الهام از کارکردگرایی در فلسفه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
در فلسفه اسلامی اشیاءِ محسوس مدَرک بالعرض به شمار می آیند و مدَرک بالذات صورتی است که در حس مشترک پدید می آید. گرچه فلاسفه اسلامی در مورد نحوه پدید آمدن صورت در حس مشترک اختلاف نظر دارند، اما بر این مطلب متفق اند که پدید آمدن صورت در حس مشترک معادل ادراک حسی است. ایشان تمثّل حسی موجودات غیبی را بر این اساس تبیین می کنند، بدین نحو که در فرایندی معکوس نسبت به فرایند مشاهده مستقیم اشیاء مادی، تصویری از جانب غیب (و نه از طرف حواس پنجگانه مادی) در حس مشترک نقش می بندد و بدین ترتیب موجود غیبی به نحو حسی متمثل و ادراک می شود. از طرف دیگر، بر اساس نظریه کارکردگرایی در فلسفه ذهن، ادراک حسی هر چیزی است که کارکرد ادراک حسی را ایفا کند. از آنجا که تجربه حسی بدون وساطت جسم عیناً همان است که به واسطه جسم رخ می دهد، عامل محرّک برای ادراک حسی می تواند امری غیرجسمانی باشد. بنابراین انسان می تواند بدون نیاز به بدن مادی (فیزیکی و جسمانی)، از حیث معرفت شناختی ادراکی حسی و جسمانی داشته باشد. لذا می توان انسان را حتی در نشئه ای غیرمادی دارای ادراک حسی دانست، و به همین جهت معاد جسمانی خواهد بود، زیرا جسمانی بودن معاد به این است که انسان در روز قیامت درک و تجربه ای جسمانی از بدن خود و لذات/آلام جسمانی داشته باشد، نه این که لزوماً تحقق جسمانی بیابد و واجد بدن فیزیکی باشد.
۱۱۱.

بررسی انتقادی علم مطلق الهی در الهیات گشوده بر مبنای منظومه فکری فلاسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
یکی از نظریات جدید در الهیات و فلسفه دین، خداباوری گشوده است که نظریات و دیدگاه های متفاوتی را مطرح نموده است. اندیشه آنها درباره صفت «علم مطلق الهی»، یکی از نظریات چالش برانگیز الهیات گشوده است که بر اساس این نظریه، آنها معتقدند که علم خداوند تنها به زمان حال و گذشته است و نسبت به وقایعی که در زمان آینده (از جمله افعال اختیاری انسان) می خواهد محقق گردد، علم قطعی ندارد. این پژوهش با هدف بررسی و ارزیابی علم مطلق الهی در الهیات گشوده و نقد آن بر مبنای منظومه فکری صدرالمتألهین و علامه طباطبایی، با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که خداباوران گشوده به نظریه علم مطلق پویا معتقد بودند که بر اساس آن، گشودگی علّی و معرفتی آینده در این مکتب مورد پذیرش قرار گرفته است که با انتساب زمانمندی به خداوند و پذیرش انفعالی علم الهی، زمینه های لازم برای نفی علم پیشین الهی محقق گشته است. در این پژوهش تلاش بر آن است تا با تکیه بر منظومه فکری صدرالمتألهین و علامه طباطبایی به حلّ تعارض میان علم پیشین الهی و مسئله شخص وارگی خداوند در الهیات گشوده پرداخته شود. 
۱۱۲.

نقد و بررسی خاستگاه برون دینی الهیات پولسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۸
الهیات مسیحیت بیش از همه متأثر از اندیشه های خاص پولس در باب عیسی مسیح و نجات بخشی اوست. خداشناسی پولسی با آنچه مسیح و جانشین رسمی او، پطرس، بدان پافشاری می کرد، تفاوت چشمگیری دارد. در الهیات پولس، مسیح، پسر، قدرت و حکمت خداوند است و الوهیت کامل دارد. البته الوهیت او در مرتبه ای پایین تر از الوهیت پدر قرار دارد. مسیح صورت خدای نادیدنی است و او همه چیز را آفریده است. الهیات پولسی خاستگاه درون دینی ندارد؛ چراکه حضرت عیسی(ع) هیچ گاه خود را به عنوان خدا مطرح نکرد. همچنین اناجیل همدید بر عیسای تاریخی و جنبه بشری او تأکید می ورزند. این مقاله کوشیده است که با روش توصیفی تحلیلی خاستگاه اندیشه و الهیات پولس را واکاوی کند. بر اساس یافته های این تحقیق، شواهد تاریخی نشان از آشنایی قابل توجه پولس با اندیشه یونانی و فلسفه افلاطونی، به ویژه افکار فیلون اسکندرانی، دارد. همچنین الهیات گنوسی تأثیراتی بر خداشناسی پولسی داشته و برخی از مفاهیم از آن وام گرفته شده است. بااین حال نسبت این دو در تأثیرگذاری یکسان نیست. پولس، اگرچه قادر به استفاده از مفاهیم فلسفی بود، از آن بهره حداقلی برده است؛ در عوض، وی بیش از همه از ادبیات و محتوای گنوسی متأثر بوده و از آنها استفاده کرده است.
۱۱۳.

بررسی تطبیقی هستی شناسی معنا از منظر اصولیان مسلمان و فیلسوفان زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۴۹
مسئله این نوشتار، معناشناسی و بحث از هستی شناسی معناست. معناشناسی نقش بسیار تعیین کننده ای در روند تفسیر متن و کشف معنا دارد. در این مقاله سعی شده به روش استدلالی و فلسفی، دیدگاه دو گروه از متخصصان دانش های زبانی بررسی گردد. استدلال ها و مطالبی که از سوی دو گروه از متخصصان (از یک سو فیلسوفان زبان و از سوی دیگر عالمان اصولی) بیان گردیده، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. هدف از این مقاله هستی شناسی ماهیت معنا به عنوان اساس ترین و بنیادی ترین پیش فرض فلسفی که پایه و اساس سایر مباحث زبانی است موردبررسی و تبیین قرار گیرد. در پایان نگارندگان با استمداد از دیدگاه علامه غروی اصفهانی و تکمیل نواقص آن نظریه و همچنین پیوند آن با آراء فیلسوفان مسلمان در باب نفس الامر، دیدگاه نهائی خود را ارائه می دهند.
۱۱۴.

نقش انتظار و مهدویت در گسترش عدالت خواهی و ظلم ستیزی در جهان امروز(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۷۷
مفهوم انتظار و مهدویت به عنوان یکی از اصول بنیادین تفکر شیعی، نقش مهمی در گسترش عدالت خواهی و ظلم ستیزی دارد. این آموزه، بر امید به ظهور امام مهدی(عج) به عنوان منجی موعود و برقرارکننده عدالت جهانی تأکید می کند. انتظار، تنها یک حالت منفعلانه نیست؛ بلکه از دیدگاه اسلامی، یک مسئولیت اجتماعی است که افراد را به تلاش برای برقراری عدالت و مقابله با ظلم در هر سطحی از جامعه تشویق می کند. در جهان امروز که نابرابری های اجتماعی، فساد، و ظلم در ابعاد مختلف گسترش یافته اند، ایده مهدویت می تواند انگیزه ای برای مقاومت در برابر ستم و تقویت ارزش های انسانی باشد. انتظار موعود به افراد و جوامع این پیام را می دهد که ظلم و بی عدالتی هرگز پایدار نخواهند بود و تحقق عدالت، یک هدف دست یافتنی است. از منظر عملی، این تفکر زمینه ساز حضور فعال انسان ها در صحنه های اجتماعی و سیاسی است، زیرا انتظار واقعی به معنای آمادگی برای ظهور منجی و ایجاد جامعه ای عادلانه است؛ بنابراین، مهدویت و انتظار به عنوان مفاهیمی امیدبخش، انسان ها را به مبارزه با بی عدالتی و تلاش برای بهبود شرایط جهانی سوق می دهند. این آموزه می تواند همگرایی میان ملت ها و ایجاد یک گفتمان جهانی برای صلح، عدالت و کرامت انسانی را تسریع کند. در مجموع، مهدویت به عنوان یک ایده فرازمانی، ابزار قدرتمندی برای تقویت روحیه عدالت طلبی و ظلم ستیزی در جهان معاصر محسوب می شود
۱۱۵.

تحلیل گفتمان انتقادی قصیده سلاسل الذهب بر اساس نظریه نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۷
در دنیای امروز تحلیل گفتمان انتقادی با رویکردی نوین، فراتر از بررسی ساختار و زیبایی‌های زبانی، به دنبال رمزگشایی از مناسبات قدرت و ایدئولوژی در متن است. بر همین اساس، نظریه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف یکی از کارآمدترین شیوه‌ها برای بررسی متون و کشف معنا در سطح متن و فرامتن است. سلیمان السلمان، شاعر فلسطینی الأصل و ساکن سوریه است که قصیده‌ای با عنوان «سلاسل الذهب» را تحت تأثیر سفر به مشهد در مدح و ثنای امام رضا g سروده است. این سروده سیاسی اجتماعی بازتاب دردهای شاعری است که از کودکی شاهد رنج‌های مردم فلسطین به دست رژیم اشغالگر صهیونیسم بوده است. در واقع، شاعر دردها و رنج‌های جامعه فلسطین را با امام رضا g بیان می‌کند و با التجا به ایشان به‌نوعی در پی ایجاد گفتمانی سیاسی با هدف تغییر نگرش‌ها و ایدئولوژی‌های حاکم بر جامعه خویش است. این پژوهش در تلاش است که با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، مؤلفه‌های تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف را بر قصیده مذکور تطبیق دهد و به کشف اندیشه‌ها و گفتمان‌های نهفته در آن بپردازد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است شاعر در سطح توصیف با آرایه تکرار و با به‌کارگیری واژگانی مانند: «الإمام»، «الولی»، «الرضا»، «نور» بر جایگاه امامت در هدایت و سعادت جامعه تأکید کرده است. مؤلف در سطح تفسیر درصدد ایجاد گفتمانی بر پایه مقاومت و پایداری مردم فلسطین و سوریه است. در سطح تبیین نیز شاعر با بیان مهم‌ترین علت شهادت امام g، گفتمانی انتقادی مبتنی بر سازش برخی حکام عرب با رژیم اشغالگر صهیونیستی ایجاد کرده است.
۱۱۶.

تبیینِ کیفیِ تمایز رجعت و تناسخ از دیدگاه حکما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۹
اصل اعتقاد به رجعت، امری ضروری و اتفاقی در بین امامیه است، ولی کیفیت آن ضروری مذهب نمی باشد. به دلیل شباهتی که بین رجعت و تناسخ وجود دارد، برخی هر دو را یکی تلقی کرده اند. از مهم ترین و چالش برانگیزترین مباحث، مسئله تبیین کیفیت رجعت و تمایز آن با تناسخ است. هدف پژوهش حاضر اولاً ارائه کیفیت مقبول و منطبق بر مبانی عقلی و نقلی، ثانیاً بیان تمایز آن با تناسخ از دیدگاه حکماست. از حیث عقلی و نقلی محذوراتی بر تناسخ مترتب است. صدرا و علامه طباطبایی اشاره به کیفیت آن نکرده اند و فقط در صدد رفع استبعادات عقلی رجعت برآمده اند و آن را از مصادیق رجوع از فعل به قوه و حرکت تضعّفی ندانسته اند. فیض کاشانی و شاه آبادی معتقدند که رجعت، رجوع به بدن مثالی است و لذا تفاوت بنیادی با تناسخ دارد. از دیدگاه رفیعی قزوینی و امام خمینی، رجعت با بدن عنصری است. بین بدن و نفس رابطه ذاتی وجود دارد و بدن، انشاءِ نفس می باشد؛ لذا رجعت با تناسخی که نفس به بدن دیگر تعلق می گیرد، متفاوت است.
۱۱۷.

واکاوی نقش وکلای اربعه در انتقال تراث شیعی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۹۲
دوره غیبت صغری به عنوان دوران گذار از حضور به غیبت امام (ع) از آن رو اهمیت می یابد که بخشی از اصول اندیشه امامیه در این دوران پایه گذاری گردیده است. این دوره به دلیل عدم دسترسی عمومی شیعیان به امام، وکیلان به عنوان کانال ارتباطی میان ایشان و جامعه شیعه معرفی گردیده و بخشی از عناصر کلیدی تفکر امامیه به وسیله سفیران به شیعیان منتقل گردیده است. اینکه وکیلان چه مضامین و آموزه هایی را به امامیه منتقل نموده و یا در مسیر انتقال آن ها فعال بوده اند؛ سوالی است که با استناد به متون روایی و رجالی تاریخ شیعه در این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ آن هستیم. به نظر می رسد با توجه به نقش کلیدی ارتباطی که وکیلان در این دوران ایفا می نمودند، بررسی این مضامین کمک خواهد کرد تا درک بهتری از روند شکل گیری مفاهیم شیعی و نقش وکیلان چهارگانه در ترویج و تثبیت اصول شیعه پیدا کنیم. یقینِ سفیران به ولادت و غیبت امام و القاء آن به مخاطبان خود از طریق بیان گزارش هایی از دیدار با امام(ع) و محافظت کامل از نام و نشان امام دوازدهم به گونه ای که یکی از اصلی ترین مسائلی که به وسیله ایشان بر آن تأکید می شد نهی از نام بردن از امام بود؛ مهمترین آموزه هایی است که به وسیله ایشان تولید و به جامعه شیعه عرضه گردیده، و از آن طریق سبب تقویت بنیه اعتقادی شیعه به وجود امام دوازدهم در آن روزگار و پس از آن شده است.
۱۱۸.

روش شناسی متکلمان امامیه در اثبات تواتر احادیث امامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۰
حدیث به عنوان دومین منبع فهم دین پس از قرآن، اهمیت ویژه ای در شناخت معارف اسلامی دارد. در این میان، حدیث متواتر به دلیل حجیت مطلق و علم آوری قطعی، جایگاه برجسته ای در مباحثات کلامی دارد. از طرفی در گفتگوهای کلامی بهره وری از قواعد مشترک و متقن از ارکان اساسی اثبات مدعا به شمار می آید. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، به بررسی روش های متکلمان امامیه در اثبات تواتر احادیث امامت می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که متکلمان امامیه از پنج روش اصلی برای اثبات تواتر بهره جسته اند: تواتر مبنایی (مبتنی بر اصول علوم حدیث)، تواتر طریقی (بر اساس آثار تألیفی در جمع طرق حدیث)، تواتر اقراری (از طریق پذیرش مخالفان)، تواتر معیاری (با تعیین معیارهای خاص)، و تواتر اشتراکی (با گردآوری طرق حدیث از منابع مختلف اسلامی یا بین مذهبی). این روش ها مسیری متقن و کارآمد برای بهره مندی و احتجاج در گفتگوهای کلامی پیرامون مسئله امامت فراهم می آورند که می تواند در پیشبرد نوآوری در عرصه های کلامی بسیار مؤثر باشد.
۱۱۹.

تحلیل فلسفی امکان رجعت بر اساس مبانی نفس در حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۵۳
رجعت به مثابه بازگشت برخی انسان ها پس از مرگ به زندگی دنیوی، یکی از باورهای خاص در منظومه مهدویت است. این باور، افزون بر پشتوانه های روایی، نیازمند تحلیل فلسفی در بستر هستی شناسی نفس است. حکمت متعالیه به عنوان یکی از غنی ترین نظام های فلسفی اسلامی، با مباحث عمیق درباره حقیقت نفس، تجرد و اتحاد آن با بدن و بقاء پس از مرگ، می تواند زمینه ای برای تبیین عقلانی رجعت فراهم سازد. این رویکرد با ترکیب مبانی وجودشناسی تشکیکی، حرکت جوهری و معرفت شناسی صدرایی، الگویی بدیع در تبیین نسبت مراتب نفس و رجعت ارائه میدهد که هم از حیث روش شناسی و هم در نتایج، نوآوری محسوب میشود. این مقاله با رویکرد توصیفی_تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، به بررسی امکان رجعت بر اساس مبانی فلسفه نفس در حکمت متعالیه می پردازد. در فلسفه صدرایی، نفس انسانی موجودی زنده و متحرک است که به تدریج از مرتبه جسمانی به سوی کمالات معنوی و تجرد حرکت می کند. ملاصدرا با تبیین تجرد و فاعلیت وجودی نفس و تفکیک مراتب تجرد، مبنایی فلسفی برای تحلیل معقول رجعت ارائه می دهد؛ به گونه ای که بازگشت برخی نفوس به بدن های پیشین، با توجه به تعلق تدبیری و فاعلی نفس به بدن، نه تنها ممکن بلکه معقول نیز خواهد بود. بر اساس این دیدگاه، نفس می تواند بدن جدیدی را به عنوان مظهر وجودی خود ایجاد کند. این تحلیل، امکان رجعت را به عنوان پدیده ای عقل پذیر و متفاوت با تناسخ ونظریه های پیشین تفسیر می کند.
۱۲۰.

بررسی تطبیقی دلالت آیه «فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرین» بر انتظار امام مهدی (عج) از منظر فریقین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۱
مفهوم انتظار در آیه «فَانْتَظِرُوا إِنَّیْ مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ» (سه آیه قرآن) از انتظار عذاب تا فرج مهدوی، نیازمند بررسی تطبیقی تفاسیر فریقین است. هدف نوشتار حاضر، بررسی تطبیقی معنا و متعلق انتظار در تفاسیر فریقین است. گردآوری اطلاعات پژوهش به صورت کتابخانه ای و مطالعه اهم تفاسیر شیعی و اهل سنت انجام گرفت و نظرات علمای فریقین احصا گردید. پردازش تحقیق به صورت تطبیقی انجام یافت و اشتراکات و افتراقات تفاسیر فریقین در معنا و متعلق انتظار مشخص شد؛ در مواردی نیز تحلیل قرآنی و روایی بر آن افزوده شد. یافته های پژوهش نشان داد: علمای شیعه و اهل سنت در سه مورد؛ انتظار نزول عذاب، انتظار داوری خداوند و انتظار پاسخی در برابر درخواست معجزه از مشرکان، دیدگاه مشترکی دارند. لکن گروهی از مفسران شیعه انتظار امر و سنن خداوند را مطرح کرده و گروه دیگری با استناد به روایات تفسیری، «فَانْتَظِرُوا» را انتظار فرج معنا کرده اند. دو دیدگاه افتراقی شیعی با دیدگاه های مشترک فریقین قابل جمع است؛ چراکه ظهور امام مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف» سنت الهی، قضای خدا و عذاب مخالفان انبیاء در پایان تاریخ است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان