فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
145 - 169
حوزههای تخصصی:
مطالعات پژوهشگران برای دستیابی بیشتر به اقناع، به عنوان یک شکل رایج از نفوذ اجتماعی در انسان، به طور روزافزون ادامه دارد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که انواع شیوه های متقاعدسازی در تبلیغات بر مبنای رویکرد شناختی کدامند؟ حوزه پژوهش، تمامی مقاله های مرتبط با رویکرد شناختی به اقناع در تبلیغات را در پایگاه های اطلاعاتی معتبر مانند ابسکو، امرالد، ساینس دیرکت، الزویر و پروکوئست در بر می گیرد. پس از خوشه بندی، ۷۷ مضمون کلیدی، ۵ مضمون یکپارچه کننده و ۲ مضمون کلان حاصل شد. این مضامین کلان، ابعاد ماتریس نوع شناسی را تشکیل دادند و با عنوان های "اقناع شناختی" (مشتمل بر مخاطب شناختی، پیام شناختی و شناخت احساسی) و "اقناع احساسی" (مشتمل بر مخاطب احساسی و پیام احساسی) شناسایی شدند. در انتها، چهار نوع اقناع با نام های مزدایی، ایستایی، چیستایی و پذیرا معرفی شد. نتایج ضریب قابلیت اعتماد هولستی نشان داد که قابلیت اعتماد مضامینِ مستخرج، 962/0 است. پس ازآن، شاخص ها و گونه های استخراج شده در اختیار خبرگان حوزه تبلیغات، برند، رسانه و بازاریابی قرار داده شد تا قابلیت اعتبار و اعتماد آن ارزیابی شود. به منظور ارزیابی ثبات درونی مقوله ها از آلفای کریپندورف و برای ارزیابی اجماع، از نسبت روایی محتوایی لاوشه استفاده شد. صحت و قابلیت ثبات نام گذاری ها به روش دلفی در دو مرحله تأیید شد.
The Effects of Data Privacy Regulations on Cybersecurity Practices in Nigeria and Africa
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
313 - 336
حوزههای تخصصی:
Background: With the rapid digital transformation across the African continent, ensuring the protection of personal data through effective regulatory frameworks is crucial. Key regulations, including Nigeria’s Data Protection Regulation (NDPR) and the African Union’s Convention on Cyber Security and Personal Data Protection, have been enacted to address growing concerns about data privacy and cybersecurity.Aims: This literature review critically examines the impact of data privacy regulations on cybersecurity practices in Nigeria and across Africa, focusing on empirical studies that highlight the interplay between regulation enforcement and cybersecurity outcomes.Methodology: This review synthesizes empirical studies that explore the effectiveness of these regulations in improving cybersecurity practices in both public and private sectors.Results: Empirical research from Nigeria indicates that while the NDPR has led to some positive changes in organizational data protection strategies, challenges in enforcement, resource allocation, and awareness continue to hinder its full impact. Studies reveal that small to medium enterprises (SMEs) face difficulties in complying with the regulations due to a lack of capacity and knowledge. Similarly, research across several African countries shows a significant gap in both the implementation of data privacy laws and the cybersecurity measures required to mitigate emerging threats, such as ransomware and data breaches. Furthermore, empirical evidence highlights that varying levels of regulatory enforcement across the continent result in inconsistent cybersecurity practices, leading to vulnerabilities in the digital infrastructure. The review also explores empirical findings on the socio-economic and political barriers that affect the successful enforcement of data privacy regulations, with particular focus on limited technical expertise, political instability, and insufficient resources for regulatory bodies. Additionally, studies suggest that there is a growing need for cross-border collaboration and capacity building to bridge the regulatory gaps and improve overall cybersecurity resilience.Conclusion: Empirical evidence underscores the need for stronger regulatory frameworks and greater cooperation across African nations to enhance the protection of personal data and fortify cybersecurity practices across the region. Recommendations for future policy development are provided, based on the insights gained from existing empirical studies.
بررسی چالش های روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت چالش ها و موانع پیش رو برای بهره مندی سازمان های اقتصادی دولتی در ایران از روابط عمومی الکترونیک انجام شده است. این پژوهش با استفاده از روش کیو و جامعه آماری، شامل 40 نفر مدیران و معاونان روابط عمومی های چهار وزارتخانه (اقتصادی و دارایی، نفت، کار و امور اجتماعی و صنعت، معدن و تجارت) بوده است. از 29 گویه پژوهش، پاسخگویان با ابعاد اقتصادی، مدیریتی و ساختاری بیشترین موافقت و با ابعاد اجتماعی، قانونی و اخلاقی بیشترین مخالفت را داشته اند، در این میان بیشترین اشتراک نظر پاسخگویان در خصوص گویه های «ضرورت داشتن الگوی علمی برآمده از فرهنگ سازمانی روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» ، «ضرورت اتخاذ رویکرد مدیریت اجرایی روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» و«لزوم ضمانت امنیت راهبردی برنامه های روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» را شامل است و کمترین اشتراک نظر پاسخگویان با گویه های «شناسایی فرصت های شغلی و کسب وکارهای جدید»، «جلب اعتماد جامعه به عملکرد سازمان اقتصادی دولتی» و«رفتار مسئولانه در برابر جامعه» را بوده است. روابط عمومی الکترونیک در یک سازمان اقتصادی دولتی، از طریق ارتباطات الکترونیکی مؤثر درون و برون سازمانی می تواند یک جریان ارتباطی متعادل و متوازن را از طریق فرایند اطلاع رسانی با جلب مشارکت افکار عمومی و ایفای نقشی برابر بین یک سازمان و مخاطب ممکن سازد.
الگوی مدیریت تغییر سازمان های آموزشی با رویکرد تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک ماهیت تغییر سازمانی و مکانیسم های مدیریت موثر تغییر به گونه ای که سازمان ها بتوانند با موفقیت به اهداف تغییر دست یابند، زمینه ای حیاتی برای مدیریت و سازمان است. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت تغییر سازمانی در عصر تحول دیجیتال می باشد. این پژوهش از زمره پژوهش های کیفی است، که ازنظرهدف، توسعه ای و ازلحاظ گردآوری داده، توصیفی می باشد. پژوهش حاضر با بکارگیری روش فراترکیب در هفت مرحله: تنظیم پرسش پژوهش؛ بررسی نظاام مند متون؛ بررسی و انتخاب منابع مناسب؛ استخراج اطلاعات؛ تحلیل و ترکیب یافته ها؛ کنترل کیفیت و ارائه یافته ها انجام گردید. در ابتدا بر اساس معیارهای تعیین شده، 81 پژوهش انتخاب و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ادامه به منظور ارزیابی و پالایش مفاهیم و کدهای استخراج شده از روش گروه کانونی و برای سنجش پایایی از ضریب کاپای کوهن بهره گرفته شد. براساس یافته-ها چارچوب مدیریت تغییر دربرگیرنده: محرک های تغییر)بیرونی و درونی)، پاسخ راهبردی(بازمهندسی استراتژی ها و مسیرهای خلق ارزش، شناسایی تغییرات و ظرفیت های آتی فناوری، شناسایی تهدیدها و فرصت های دیجیتال)، نیاز به تغییر(زمینه سازی توسعه بلوغ دیجیتال، ارزیابی موانع و قابلیت ها، ارزیابی شکاف ها و خلاها)، حوزه تغییر(فناوری، سیستم، استراتژی، منابع انسانی، فرهنگ، ساختار)، اجرای تغییر، توانمندسازها(حمایت از نوآوری و تحول دیجیتال، فناورمحوری، مشتری محوری، سبک رهبری، رشد و توسعه (فردی و سازمانی)و تسهیل کننده های تغییر(تأمین منایع، یادگیری سازمان، مدیریت دانش، توسعه نظام استعداد دیجیتال، انطباق پذیری دیجیتالی سازمان، ارتباطات، رهبری، مشارکت) است. براساس یافته ها مدیریت تغییر سازمانی که بر سطح فردی، سازمانی و فراسازمانی تأثیر می گذارد،و به تدریج فشارهای وارده از سوی محیط برون سازمان و درون سازمانی را کاهش داده و یا از بین می-برد. تقویت یافته های این پژوهش به سازمان ها در مدیریت مؤثر و کارآمد تغییرات در همگام شدن با تحولات دیجیتال، مانایی سازمان و رقایت پذیر بودن کمک می نماید.
راهبردهای بازیابی جایگاه مطبوعات در بین مخاطبان رسانه های جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
5 - 32
حوزههای تخصصی:
مطبوعات در تاریخ معاصر ایران همواره نقشی تعیین کننده در تحولات اجتماعی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایفا کرده اند. بااین وجود، رشد رسانه های ارتباطی مجازی و محدودیت هایی که مطبوعات در سال های اخیر تجربه کرده اند، سبب شده است این نقش تعیین کننده با ریزش مخاطبان تضعیف شود. تداوم این وضعیت، با توجه به نقش بنیادی مطبوعات در جامعه ایرانی و جریان سازی آن در تاریخ معاصر، می تواند پیامدهای منفی به دنبال داشته باشد. پژوهش حاضر به دنبال ارائه راهکارهایی برای بازیابی جایگاه مطبوعات در میان مخاطبان رسانه های جدید بود. برای نیل به این هدف، از روش نظریه زمینه ای (رویکرد کلاسیک ظهوریابنده) استفاده شد. مشارکت کنندگان شامل ۲۹ نفر از متخصصان، استادان دانشگاه، کارشناسان و افرادی بودند که حداقل ۷ سال سابقه حرفه ای در این حوزه داشتند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. نتایج پژوهش بیانگر آن بود که ۵ راهکار اصلی برای بازیابی نقش مطبوعات در عصر مجازی می توان ارائه داد: بازسازی نظام تولید محتوا (تحلیلگری محتوا، همگام سازی محتوا و جذاب سازی محتوا)، بازسازی نظام مخاطب شناسی (نیازسنجی مداوم و تقویت تعامل دوسویه)، مجازی سازی ساختاری (پذیرش مجازی، شبکه سازی مجازی، روزنامه اینترنتی)، بازسازی نظام تولید و توزیع (بازسازی شبکه تولید، بازسازی شبکه توزیع، بازسازی شبکه مالی) و بازسازی نظام اعتماد (آزادی بیان، تقویت ماهیت مردمی، استقلال، تغییر قوانین). در صورت تحقق این راهکارها که درهم تنیده اند و ماهیتی سیستمی دارند، می توان انتظار داشت به مرور مخاطبان مطبوعات افزایش یابند؛ هرچند ماهیت این مخاطبان با عصر پیشامجازی متفاوت خواهد بود.
تحلیل مستندهای مادرکشی،کُربال از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۵
60 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق در صدد تحلیل مستندهای تلویزیونی از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست است.روش شناسی پژوهش : روش این تحقیق روش نشانه شناسی است و از داده های آرشیوی و اسناد رسانه ای استفاده شده و شیوه ی تحلیل نشانه شناسی هم شیوه ی پیرس است.یافته ها: در فیلم های مستند منتخب ارزش های اخلاقی و هنجارها از طریق سه عنصر نشانه شناسی (پیرس) نماد، نمایه و شمایلی به کار رفته است و از این راه سه عنصر مضامین بحران خشکسالی دریاچه ها و منابع زیرزمینی، قطع درختان و جنگل خواری، آلودگی هوا مورد تحلیل قرارگرفته است. طبق یافته های تحقیق سه موضوع بحران های محیط زیستی، لزوم مراقبت و همچنین احیای محیط زیست در دو فیلم "مادرکشی و کُربال" به تصویر کشیده شده است. این دو فیلم برای به تصویرکشیدن مسولیت اخلاقی بیشتر از نمایه ها استفاده کرده است.بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با تحلیل و بررسی فیلم های منتخب به این نتایج رسیده است که عدم رعایت اخلاق زیست محیطی در سطح حاکمیتی، با تصمیمات غلط و بدون دانش کافی و در سطح دوم عدم آگاهی از نحوه ی مصرف منابع توسط مردم باعث بروز بحران ها در موضوع محیط زیست شده است. و نیز استفاده ی فیلم سازان از عناصر نشانه شناسی در فیلم ها برای انتقال مفاهیم به صورت تصویری که ماهیت فیلم می باشد بسیار کاربردی و مهم می باشد.
تحلیل بازنمایی تصویری زنان در عکس های اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
85 - 111
حوزههای تخصصی:
حضور گسترده زنان معاصر ایران در عکس های ساخته و پرداخته شده اینستاگرام، نوعی از زیست رسانه ای را برای اکنون آنان رقم زده و پای مفهوم دگرمکان یا هتروتوپیای فوکو را به پژوهش باز کرده است. بازنمایی تصویری زنان، از سویی تحت قدرت انضباطی موجود در ساختار مکان مند رسانه قرار گرفته و ازسوی دیگر، با حرکت در میان انبوهی از تصاویر بی پایان، به آشکارگی هرچه تمامِ خود نزدیک شده و پژوهش را به حادواقعیت بودریار رسانده است. به این ترتیب، امر بازنمایی تصویری زنان در خوانشی هم زمان فوکویی-بودریاری پیش برده شده است. این مقاله با هدف روشن ساختن تصویر معاصر و رسانه ای زنان و در پی پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، که بر ارتباط ساختار فناورانه هتروتوپیای رسانه ای اینستاگرام ذیل اصل اول هتروتوپیا (هتروتوپیای انحرافی) با تصویر زنان معاصر ایران در حادواقعیت رسانه ای قرار گرفته است، به مشاهده عکس هایی از آنان در بازه زمانی دی ماه ۱۴۰۰ تا مرداد ۱۴۰۲ در میان صفحات کاربری عمومی این شبکه پرداخته و از راه بهره مندی از روش نمونه گیری هدفمند، ۶۰ داده را که در سطحی از افراط یا شدت تطابق با چارچوب نظری پژوهش قرار گرفته اند، انتخاب کرده و آن ها را ذیل پارادایم تفسیری - برساختی به روش تحلیل محتوای کیفی سپرده است. نتایج حاصله روشن می کند که قدرت جاری در ساختار انضباطی و گفتمان های رسانه ای هتروتوپیای انحرافی اینستاگرام، بدن-ابژه هایی حادواقعی و منقاد شده از زنان را به همراه داشته است که در قالب بدن هایی منفعل بازنمایی شده اند.
میزان تاثیر و باورپذیری کاربران لرستانی از مطالب فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
146 - 165
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی میزان تاثیر و باورپذیری ذهن کاربران استان لرستان از اخبار و مطالب فضای مجازی بود.روش: در مطالعه توصیفی- همبستگی حاضر، جامعه حدود3500 نفر بودند که نمونه ای به حجم 345 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته که پایایی پرسشنامه برابر با82/. و ضریب همسانی کل پرسشنامه 88/. مورد استفاده قرار گرفت و برای تحلیل داده ها، روش های آماری توصیفی، آزمون های رگرسیون خطی و تحلیل عاملی به کار رفت.یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین و انحراف معیار تاثیر و باورپذیری ذهن کاربران 79/65 و 8/39 که نشان دهنده تاثیر و باورپذیری ذهن کاربران فضای مجازی در سطح بالا بود. همچنین به ترتیب محتوای سیاسی با میانگین3/17 و انحراف استاندارد 97/ ، محتوای مسایل اجتماعی با میانگین و انحراف استاندارد3/11 و 96/.، محتوای علمی و اموزشی با میانگین و انحراف استاندارد3/01 و 94/.، محتوای مسایل مذهبی با میانگین و انحراف استاندارد 2/97 و 87/.، محتوای مسایل تبلیغاتی و خدماتی با میانگین و انحراف استاندارد 2/90 و 83/.، محتوای مسایل عامیانه و اطلاعات عمومی با میانگین و انحراف استاندارد 2/78 و 80/.، محتوای سوال و نظرسنجی با میانگین و انحراف استاندارد 2/46 و 73/. و محتوای تفریح و سرگرمی با میانگین و انحراف استاندارد2/19 و 70/. بیشترین تاثیرگذاری را بر ذهن و باورپذیری شرکت کنندگان داشته اند.نتیجه گیری: با توجه به پیامدهای باورپذیری ذهن کاربران، سیاست ها و برنامه ریزی ها باید با اولویت تاثیرپذیری نوع محتوا، هم خوانی داشته باشد.
به سوی آرمان سینمای رهایی بخش: کاربست فلسفه تکنولوژی و هنر مارتین هایدگر در پدیدارشناسی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
37 - 68
حوزههای تخصصی:
در دوران تسلط تکنولوژی مدرن بر زندگی بشر، مارتین هایدگر معتقد است تکنولوژی نه فقط یک ابزار، بلکه شکلی از آشکارسازی است که جهان را در چهارچوب تسلط و بهره وری قرار می دهد. هدف این پژوهش، بررسی امکان وجود سینمای رهایی بخش است که با تکیه بر فلسفه تکنولوژی و هنر هایدگر، فیلم را وسیله ای برای «رخ داد حقیقت» و رهایی از سلطه تکنولوژی تبیین می کند. این تحقیق به شیوه کیفی و با رویکرد نظری-تحلیلی انجام شده و از تحلیل فلسفی- مفهومی آرای هایدگر و مفسرانِ معاصر او استفاده کرده است. یافته ها حاکی از آن است که سینما، علی رغم وجه تکنولوژیک آن، ظرفیت تبدیل شدن به هنری رهایی بخش را دارد. شرط تحقق چنین سینمایی، گذر از بازنمایی عینی یا بازی فرم گرایانه به سمت «تصویر ناب» و شاعرانه است که کشمکش میان نیروهای پنهانکار «زمین» و آشکارساز «جهان» را برمی انگیزد. این آرمان جز از تلاش یک «دازاین» دغدغه مند نسبت به انکشاف وجود، محقَق نخواهد شد. سینمای رهایی بخش نه تنها نقدی بر چهارچوب بندی ابزاری سینمای معاصر است، بلکه فراخوانی برای بازیابی اصالت تجربه زیسته و انکشاف حقیقت هستی به شمار می رود.
Serious Games, Conceptual Blending, and Creative Learning
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
71 - 86
حوزههای تخصصی:
Background: Many efforts have been put into using serious games for education over the past two decades. Although there are different definitions for serious games, there is a relative agreement that the education of knowledge or skills through or by means of entertainment is at the heart of every serious game. However, educational capacities of serious games and learning strategies exploited in them require further studies.Aims: Considering the capacities of Fauconnier and Turner’s Blending theory, this paper aims to show that the learning strategies in serious games can have other dimensions.Methodology: This paper employs a conceptual and theoretical analysis methodology, drawing on Fauconnier and Turner’s Conceptual Blending Theory to examine the learning strategies embedded in serious games. Additionally, it utilizes a case study approach, analyzing the serious game FLIGBY to illustrate how structural and conceptual blending contribute to creative learning.Findings: The focus point of the paper as the source of the generation of different kinds of unconscious learning processes will be conceptual blending. In the end, the paper will also introduce the serious game FLIGBY from the perspective of Fauconnier and Turner’s blending theory at both structural and conceptual levels.Conclusions: By means of blending theory, it will be discussed that the elevation of serious games to a higher level is possible; a level that will not only reduce the tiredness of serious games but also pursue a more innovative learning, happening at two levels of structural and conceptual.
سواد رسانه ای و زورگویی مجازی به زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زورگویی مجازی، از آسیب های اجتماعی فضای سایبر است که با رشد نفوذ اینترنت و رسانه های نوین، اهمیتی روزافزون یافته است. نظر به گستردگی و ناهمخوانی تعاریف مختلف از این پدیده، در پژوهش حاضر زورگویی مجازی را بر اساس مورد توافق ترین شاخص ها، عملی عامدانه، تکرارشونده و پیوسته تعریف کرده ایم که در بستر تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی و به منظور آزار دیگری، از سوی یک فرد یا گروهی از افراد صورت می گیرد، درحالی که قربانی قدرت، مهارت یا آمادگی لازم را برای مقابله ندارد. در این پژوهش، با استفاده از روش های کمی و با استفاده از پرسشنامه ای ترکیبی (جامعیه آماری 251 نفری)، کیفیت و کمیت زورگویی مجازی علیه زنان و نسبت آن با شاخص های سواد رسانه ای بررسی شده است. بر پایه یافته ها، زورگویی مجازی نسبت به زنان بزرگسال در ایران، خصوصاً در فضای شبکه های اجتماعی و ابزارهای پیام رسان، پدیده ای به نسبت شایع و بسیار آسیب رسان است که بیشترین آسیب آن، متوجه کودکان، نوجوانان و جوانان می شود. در جامعیه آماری پژوهش، 40 درصد از زنان 18 تا 50 سالیه مورد بررسی، مواردی از تجربیه زورگویی مجازی را گزارش کرده اند. همچنین میزان زورگویی مجازی مشخصاً با سطح سواد رسانه ای جامعیه آماری نسبت عکس دارد. سطح گستردگی این پدیده در میان زنان مورد پژوهش (که کمی بیش از نرخ متوسط این پدیده در گزارش های جهانی است)، می تواند زنگ هشداری برای مسئولان این حوزه باشد؛ زیرا آنچه روشن است، آموزش های رسمی و غیررسمی سواد رسانه ای، خصوصاً از منظر آموزه های انتقادی، هنوز با وضعیت مطلوب فاصلیه چشمگیری دارد.
Environmental Intelligence and Globalization: Redefining Educational Paradigms through an Iranian Perspective
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
369 - 386
حوزههای تخصصی:
Background: Despite advancements in environmental policies and education, many individuals remain disconnected from nature, leading to ecological neglect and unsustainable behaviors.
Aims: This study explores the institutionalization of environmental intelligence in education, emphasizing an Iranian perspective within the context of globalization. It argues for an educational paradigm that integrates traditional ecological wisdom with contemporary learning models, fostering a holistic, experiential, and culturally grounded approach.
Methodology: Using literature synthesis and philosophical interpretation, this research draws on the spiritual and ethical teachings of Attar and Rumi alongside modern educational theories, including experiential, interdisciplinary, and quantum education.
Discussion: The study examines how globalization and urbanization have reshaped traditional environmental perceptions, particularly in Iranian culture, where mountains once held deep ecological and cultural significance but have become overlooked in modern urban life. Additionally, it investigates the role of global communication and virtual education in shaping environmental consciousness. Rather than proposing a replacement for existing environmental education, this study introduces a complementary framework that blends Iranian philosophical heritage, contemporary pedagogy, and digital learning. By fostering spiritual, ethical, and ecological awareness, this paradigm encourages a collective, participatory approach to sustainability.
Conclusions: It envisions an education system where cultural wisdom and modern innovation work together to cultivate deep, empathetic connections between people and the environment.
مهارت های عاطفی زندگی کودکان در رسانه های کرد زبان: (مطالعه موردی برنامه کودک سیمای مرکز کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
201 - 219
حوزههای تخصصی:
کودکان افزون بر آموزش های اخلاقی و تربیتی، به یادگیری مهارت های زندگی نیز نیاز دارند. یکی از ابزارهای مؤثر در آموزش این مهارت ها، رسانه است. با توجه به نقش مهم رسانه ملی در آموزش مهارت های زندگی به کودکان، این پژوهش به بررسی سهم رسانه استانی کردستان در آموزش مهارت های عاطفی زندگی کودکان می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که رسانه های کردی زبان چگونه به آموزش مهارت های عاطفی زندگی برای کودکان می پردازند. هدف این مطالعه، تحلیل نحوه بازنمایی و آموزش مهارت های عاطفی در برنامه های کودک شبکه استانی مرکز کردستان، به ویژه در قالب برنامه "په پوله کان نیشتمان"است.انگیزه اصلی نگارش این پژوهش، درک تأثیر تلویزیون بر کودکان، شناسایی محتوای دریافتی آن ها و تمرکز بر تحلیل کیفی محتوای رسانه ای برای دست یابی به لایه های پنهان پیام های منتقل شده به مخاطبان کودک است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد استقرایی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه کاشت جرج گربنر، نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا، نظریه برجسته سازی مک کامبز و شاو و با اتکا بر نظریه برساخت گرایی در علوم اجتماعی فلیپ آریس شکل گرفته است. جامعه آماری شامل ۱۲۶ برنامه کودک تولید شده در نیمه دوم سال ۱۴۰۱ بوده که از میان آن ها، ۲۴ برنامه به شیوه هدفمند انتخاب و با استفاده از کدگذاری باز و محوری تحلیل شده اند.یافته ها نشان می دهند که در برنامه های کودک سیمای مرکز کردستان، بیشترین تأکید بر آموزش مهارت خودآگاهی عاطفی بوده و در مقابل، مهارت های هیجانی و مهارت مدیریت استرس کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
واکاوی ارتباطات گروهی در مسجد؛(موردمطالعه مسجد جامع صفا تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
115 - 141
حوزههای تخصصی:
مساجد همواره نقش مهمی در جوامع اسلامی ایفا کرده اند و ارتباطات گروهی در این محیط ها اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی این ارتباطات در مسجد صفا انجام شده است.روش:جامعه مورد مطالعه شامل تمامی فعالان فرهنگی مسجد بوده و نمونه گیری هدفمند می باشد.با20نفر از مربیان، کمک مربیان و اعضای هیئت شورایی مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام ومصاحبه ها بر اساس اشباع نظری متوقف شده اند.برای تحلیل و کدگذاری داده ها از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد. نتایج: یافته ها نشان می دهد ارتباطات گروهی در مسجد صفا شامل مضامینی مانند:بازآفرینی اجتماعی و توانمندسازی جامع، سلسله مراتب مربی محور/خواص محور،حمایت شبکه محور، خیر جمعی و عقلانیت عملیاتی، ارزیابی عملکرد مستمر، پویایی و تنوع نقش ها، برون سپاری برنامه ها، برنامه ریزی نیازمحور و تخصصی و تربیت پذیری تعاملی و تلفیقی است.با توجه به ادبیات علمی موجود،نقش مساجد به عنوان نهادهای اجتماعی و فرهنگی تأثیرگذار بر زندگی افراد و جامعه مورد توجه بوده است. مطالعات پیشین ابعاد مختلفی از جمله تأثیر مساجد بر روابط اجتماعی، نقش تربیتی مساجد و کارکردهای ارتباطی آن ها را بررسی کرده اند. بحث و جمع بندی: این تحقیق با بررسی عمیق تر ارتباطات گروهی، به این دانش موجود افزوده و ابعاد تازه ای از این روابط را آشکار می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد ارتباطات گروهی در مسجد صفا به سمت نوعی ارتباطات آئینی حرکت می کند. این ارتباطات، پیش از اینکه ابعاد انتقالی و مناسکی از بالا به پایین داشته باشند، دارای ابعاد آئینی خاص خود هستند. در این وضعیت، ارتباطات گروهی در مسجد صفا نه تنها به گسترش پیام های دینی و معارف اسلامی می پردازند، بلکه بر حفظ جامعه در بعد زمان و تحولات روز نیز تمرکز دارند.
چالش های زیست بوم صنایع خلاق و فرهنگی و راهبردهای موثر بر رفع آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
89 - 119
حوزههای تخصصی:
در رویکرد غالب در توسعه، مسیر رشد از تولید و تمرکز بر صنایع با ارزش افزوده بالا نظیر صنایع خلاق و فرهنگی می گذرد. صنایع خلاق و فرهنگی تحت یکسری مولفه های محیطی اعم از فرهنگی، اقتصادی و سیاسی رشد می یابند که از آن با عنوان زیست بوم یاد می شود. زیست بوم خلاق محیطی مبتنی بر سرمایه های خلاق و فرهنگی است و به شبکه ای از افراد، سازمان ها، نهادها، زیرساخت ها و منابع اطلاق می شود که به صورت یکپارچه برای ایجاد، توسعه و ترویج فعالیت های خلاقانه و فرهنگی با یکدیگر همکاری می کنند. امروزه صنعت بازی سازی و انیمیشن از مهم ترین منابع غنی خلق ارزش فرهنگی و اقتصادی شناخته شده؛ به همین دلیل بسیاری از سیاست گذاران به اهمیت پیشرو بودن این صنایع آگاهی یافته و با شناخت چالش ها و ظرفیت های موجود در زیست بوم آنها، در پی سیاست گذاری جهت رفع چالش ها هستند. لذا هدف این مقاله شناسایی چالش ها و مسائل زیست بوم صنایع خلاق و فرهنگی از جمله انیمیشن و بازی سازی در ایران و ارائه راهکارهای سیاستی برای رفع آن با رویکرد کیفی و از طریق نمونه گیری هدفمند و مصاحبه با 15 نفر از متخصصین و فعالان این حوزه است. نتایج شامل دو بخش چالش های زیست بوم خلاق و فرهنگی و راهکارهای رفع آنهاست. چالش های زیست بوم صنایع خلاق و فرهنگی در ایران توسط متخصصین در قالب 8 مضمون اصلی شناسایی که شامل چالش های حوزه سیاستی، قانونی، سرمایه گذاری، آموزش، بازاریابی، همکاری های بین المللی، شبکه سازی و ضعف در زیرساخت های فناوری می باشد. همچنین برای بهبود وضعیت نیز در مورد هر یک از این حوزه ها راهکارهای مشخصی پیشنهاد گردیده است.
رابطه فرهنگ و باروری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
41 - 82
حوزههای تخصصی:
کشور ایران در چند دهه اخیر با روند تند کاهش باروری مواجه بوده است. کاهش باروری را می توان با تغییر در ساختار نگرشی افراد مرتبط دانست، به عبارتی فرهنگ، عناصر و ساختارهای فرهنگی بر فرآیند باروری در کشور ایران تاثیر گذار بوده اند. فرهنگ دارای سه مولفه مهم شامل: 1) ابعاد شناختی( ارزش ها و نگرش ها) ؛ 2) ابعاد سازمانی ( هنجارها و قوانین فرهنگی) ؛ 3) ابعاد مادی ( نمادهای فرهنگی) می باشد. هدف مقاله حاضر بررسی تاثیر مولفه های مهم فرهنگی شامل مولفه های شناختی، هنجاری و نمادی بر رفتار باروری در کشور ایران است. در راستای نیل به اهداف فوق، پس از طراحی پرسشنامه خبره ، با بیست نفر از خبره ها مصاحبه و نتایج حاصل از این فرآیند با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از خروجی نرم افزار اکسپرت چویس نشان داد مولفه شناختی فرهنگ به عبارتی شاخص تغییر در ارزشها و نگرشها مهم ترین مولفه فرهنگی و نحوه تقسیم کار جنسیتی در منزل، نگرش های جنسیتی مساوات طلبانه، تاثیر رسانه های مدرن و سیاستهای دولتی مهمترین زیر شاخص های فرهنگی تاثیرگذار بر رفتار باروری از دیدگاه خبرگان معرفی شده اند. در زمینه اجرایی شدن سیاست های افزایش باروری باید توجه داشت که فقط اعمال برنامه اقتصادی نمی تواند به تنهایی تاثیر گذاری قابل توجه ای در افزایش باروری داشته باشد، از اینرو پیشنهاد می شود در بسته های حمایتی خانواده بعد ارزشی، فرهنگی هم به درستی مورد توجه قرار گرفته و در برنامه های حمایتی خانواده گنجانده شوند.
رابطه توسعه رسانه های جمعی و نرخ طلاق در ایران در دوره 1376-1401: یک مطالعه سری زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی در ایران به سرعت در حال افزایش است. طلاق متأثر از گستره ای از عوامل فردی (سطح خرد) تا اجتماعی (سطح کلان) است. علی رغم اینکه تحقیقات زیادی در مورد طلاق انجام شده است اما به ندرت بر تأثیرات رسانه های جمعی در سطح کلان توجه شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نرخ طلاق برحسب نقش رسانه های جمعی است.روش: این پژوهش از نوع کمّی طولی است که با استفاده از سری های زمانی به بررسی رابطه تغییرات رسانه های جمعی و نرخ طلاق در دوره 1376-1401 می پردازد. داده های مورد نیاز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز آمار ایران، سازمان ثبت احوال، و بانک جهانی جمع آوری شده اند. جهت بررسی رابطه متغیرها، از الگوی خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) در نرم افزار مایکروفیت نسخه 5 استفاده شده است.یافته ها: بر اساس نتایج در دوره بلندمدت، تعداد فیلم های تولیدشده اثر منفی و معناداری بر میزان طلاق دارد و با افزایش فیلم های تولیدشده میزان طلاق کاهش یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد ضریب نفوذ اینترنت و میزان اشتراک تلفن همراه، اثر مثبت و معناداری بر طلاق دارد اما تعداد سینما، رابطه معناداری با طلاق ندارد.نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که ضریب نفوذ اینترنت و اشتراک تلفن همراه باعث افزایش طلاق و تعداد فیلم ها باعث کاهش طلاق می شوند. ضمن اینکه تعداد سینما اثری بر طلاق ندارد.
مفهوم و پیامدهای عاملیت کاربر در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای: تحلیل ابعاد فلسفی، اجتماعی و سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مفهوم و پیامدهای فلسفی عاملیت کاربر در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای می پردازد. با تکیه بر روش تحلیلی-تفسیری و با بهره گیری از چارچوب های نظری پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم، این پژوهش نشان می دهد که عاملیت در بازی ها صرفاً یک ویژگی فنی یا طراحی نیست، بلکه تجربه ای زیسته و فلسفی است که مفاهیم بنیادینی چون آزادی، مسئولیت، هویت، واقعیت و مرگ را به چالش می کشد. کاربران در مواجهه با تصمیم گیری های معنادار در بسترهای دیجیتال، وارد فرآیندهایی از انتخاب اخلاقی، ساخت هویت و تأمل در باب وجود می شوند. بازی های تعاملی، با ایجاد امکان انتخاب در ساختارهای روایی غیرخطی، زمینه ای برای درگیری ذهنی با مسائل فلسفی فراهم می آورند؛ از جمله پرسش هایی درباره آزادی اراده، پیامدهای اخلاقی کنش، تجربه واقعیت مجازی و مرگ به عنوان بخش جدایی ناپذیر از چرخه یادگیری. همچنین، این مقاله نشان می دهد که عاملیت کاربران در بازی های چندنفره و اجتماعی می تواند بُعدی سیاسی-اجتماعی نیز پیدا کرده و مفاهیمی چون عدالت، قدرت، و مسئولیت جمعی را برای بازنگری فراهم سازد. در نهایت، پژوهش حاضر بر این نکته تأکید دارد که بازی های رایانه ای، فراتر از سرگرمی، می توانند به فضایی تأمل برانگیز برای پرسش از انسان معاصر و جهان دیجیتال تبدیل شوند.
فراترکیب چیستی هنر انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
155 - 184
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران، از جمله بزرگ ترین پدیده های سیاسی- اجتماعی سده اخیر جهان محسوب می شود که در کنار آثار خود در ابعاد مختلف زندگی، تأثیرات فراوانی را در ساحت هنر از خود به جای گذاشته است. با این وجود، یکی از مهم ترین پرسش هایی که پیش روی هنر انقلاب اسلامی قرار دارد، سؤال از چیستی آن است. مقاله حاضر تلاش کرده تا با استفاده از روش فراترکیب و بهره بردن از الگوی هفت مرحله ای ساندلوسکی و بارسو، از طریق تحلیل و بررسی مجموعه ای از پژوهش های مرتبط با موضوع خود، تقریر منسجمی از چیستایی هنر انقلاب اسلامی ارائه دهد که در آن اصول حاکم بر این هنر و نسبت آن با برخی از مبانی معرفتی انقلاب اسلامی موردتوجه قرار گرفته باشد. به این ترتیب در مقاله حاضر، پس از تحلیل و بررسی 39 اثر علمی، اعم از کتاب، مقاله، پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری، که حاصل مرور نظاممند مجموعه وسیعی از آثار علمی است، اصول و مبانی حاکم بر هنر انقلاب مبتنی بر منطق علل اربعه، در چهار بعد «فاعل» (هنرمند)، «غایت» (هدف تولید اثر هنری)، «فرم» و «محتوا» ارائه شده است. طبق این پژوهش، توحید محوری، کرامت تکوینی انسان، تعالی انسان، واقع گرایی، معاد باوری، هدفداری عالم و اراده مندی انسان، هدایت تشریعی انسان و ... از جمله مهم ترین مبانی حاکم بر هنر انقلاب اسلامی به شمار می روند.
Survey of Personal Information Management base on Electronic Information
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
47 - 69
حوزههای تخصصی:
Background: The rapid growth of computer technology in recent decades suggests that people today, in addition to print media, have many electronic information items that need to be managed appropriately and have increased the use of personal computers.Aims: This Researches descriptive and analytical based on the purpose of applied Research, and in terms of data collection and nature and comparison between the activities of personal information management and two measures of knowledge and skills has been presented.Methodology: The statistical population includes the students of Jundishapur University of Medical Sciences in Ahvaz in the academic year 2017-2018. To determine the statistical population, the sampling method was used by determining the total number of students 1300 and using the Karjesi-Morgan table, the approximate number of the sample was determined to be 297. The data collection was done using the questionnaire of 2012 and in order to analyze Pearson and Spearman correlation tests and AMOS and SPSS software were used.Results: The results of the survey show that knowledge and skill variables have a significant and positive effect on personal information management, and age, level of education, and school of study have a significant and positive effect on personal information management.Conclusions: The results of the research show that the status of personal information management of medical students in Jundishapur Ahvaz has a positive and meaningful effect based on the knowledge and skills of the students. According to the changes made in the management of personal information activities, it can be said that the difference in the amount and amount created in the variables of personal information management can be seen. The main reasons for this can include not having enough time, work pressures and lack of familiarity with the activities required for personal information management.