ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۰٬۱۳۲ مورد.
۱۴۱.

راهکارهای پیشگیری از تأثیر منفی رسانه های نوین بر تربیت جنسی از منظر اسلام و روان شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف: هدف از این پژوهش بررسی تأثیر منفی رسانه های نوین بر تربیت جنسی از منظر روان شناسی و بررسی راهکارهای پیشگیری از تأثیر منفی رسانه های نوین از منظر اسلام و روان شناسی است.روش شناسی پژوهش: روش این پژوهش به لحاظ رویکرد، کیفی و به لحاظ هدف، کاربردی است، و روش پردازش اطلاعات نیز توصیفی-تحلیلی است.یافته ها: 1- توجه به خانواده و مدیریت روابط درون و بیرون خانواده، 2- تقویت عقاید دینی و ارزش های اخلاقی، 3- تقوای حضور، 4- بصیرت بخشی و بالا بردن سواد رسانه ای، 5- دوری از محیط تحریک زا و ایجاد جایگزین، 6- مدیریت و نظارت در استفاده از رسانه و فضای مجازی.بحث و نتیجه گیری: بررسی های انجام شده در اسلام و روان شناسی حاکی از اهمیت تربیت جنسی در این دو حوزه است، به طوری که هرکدام به نوبه خود توصیه هایی در راستای تربیت جنسی صحیح فرزندان و روش های پیشگیری از انحرافات جنسی در دوره کودکی، و نوجوانی ارائه داده اند. با بررسی و تطبیق تربیت جنسی در اسلام و روان شناسی و وجوه تشابه و افتراق آن ها، به راهکارهای کاربردی منطبق با نظریات اسلام و آموزه های دینی برای پیشگیری از تأثیرات منفی رسانه های نوین بر تربیت جنسی دست یافتیم.
۱۴۲.

هوش مصنوعی به مثابه فرصت یا تهدید برای روزنامه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
گسترش فزاینده فناوری هوش مصنوعی در سال های اخیر و سرعت و دقت آن در تهیه و تنظیم محتواهای خبری، موجب تردیدهایی درباره آینده حوزه روزنامه نگاری شده است. هدف این پژوهش، بررسی این مسئله است که آیا هوش مصنوعی می تواند جایگزین عوامل انسانی اتاق خبر شود یا همانند دستیار عمل خواهدکرد. این مقاله با روش کتابخانه ای و مطالعه تطیبقی انجام شده است. نخست، اخبار تنظیم شده توسط انسان، جهت بازتنظیم به هوش مصنوعی داده شد و سپس مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفت. سپس به منظور اتقان نتایج، نظرات کارشناسان مطالعه و مضامین مهم آن ها استخراج شد. یافته های پژوهش نشان می دهد، هوش مصنوعی می تواند مسئولیت هایی را که مستلزم خلاقیت زیادی نیستند، انجام دهد اما وظایف پیچیده تر همچون تنظیم گزارش های تحقیقی، سیاست گذاری، عملیات روانی و گفتمان سازی را نمی توان کاملا به هوش مصنوعی واگذاشت و همچنان حضور عامل انسانی برای اصلاح خطاهای آن ضروری است. زیرا ادراک هوش مصنوعی متأثر از مطالب وب است و انبوه اخبار جعلی و توزیع نامتوازن داده ها، ممکن است بر صحت و جهت گیری محتوای تولیدی آن اثر بگذارد. درنتیجه هوش مصنوعی می تواند مانند دستیار به روزنامه نگاران کمک کند؛ اما تا آینده نزدیک، نمی تواند جانشین نیروهای خلاق و متخصص رسانه ها شود. البته توانمندی های روزافزون هوش مصنوعی تغییراتی را در الگوهای شغلی اتاق های خبر ایجاد خواهدکرد و مشاغل کم اهمیت تر تدریجا جای خود را به هوش مصنوعی می دهند. بهره گیری آگاهانه از هوش مصنوعی به افزایش کمیّت و کیفیت تولیدات رسانه ای خواهد انجامید. درحالی که تساهل در مواجهه با آن می تواند، اعتبار و سرمایه اجتماعی رسانه ها را خدشه دار کند. روزنامه نگاران باید با اطلاع از محدودیت ها و مخاطرات این فناوری، نقش نوین خود را بازتعریف کنند.
۱۴۳.

آسیب شناسی فعالیت حرفه ای مطبوعات محلی از منظر مرجعیت رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۲۱۶
وجود مطبوعات محلی به عنوان بخشی از زیست بوم توسعه فرهنگی و رسانه ای، تمرکززدایی از مرکز، پیگیری اولویت های محلی، توسعه فرهنگ گردش اطلاعات در هرم پایینی قدرت و شنیده شدن صدای طبقات دور از مرکز مورد تاکید است اما در شرایط فعلی، مطبوعات محلی با فقدان تاثیرگذاری، نبود مرجعیت رسانه ای و عدم اقبال مخاطبان مواجه هستند. در این پژوهش جایگاه مطبوعات و نشریات محلی(مطالعه موردی استان مازندران) از جهت مرجعیت رسانه ای بررسی شده و آسیب های پیش روی فعالیت این مطبوعات در سپهر رسانه ای کشور مورد پژوهش قرار گرفته است و این مساله مورد پرسش واقع شده است که آیا مطبوعات محلی در شرایط فعلی به عنوان محل رجوع مخاطبان مورد مصرف قرار می گیرند.این پژوهش، با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با روزنامه نگاران محلی و نیز صاحبنظران و استادان ارتباطات و روزنامه نگاری است. از طریق روش کیفی با استفاده از تلفیق یافته های برآمده از مشاهده میدانی و مصاحبه عمقی با صاحبنظران، داده ها احصا شده است و برای تجزیه و تحلیل "تحلیل مضمون" به کار گرفته شده است.یافته های این تحقیق نشان می دهد فضای فعلی رسانه ای در کشور نیازمند بازگشت به مرجعیت رسانه های داخلی به ویژه رسانه های بومی است که این مهم از محل تغییر الگوی صدور مجوز رسانه های چاپی، بازتعریف کارکرد مطبوعات محلی در عصر جدید رسانه ها، بازگرداندن مساله محوری و خودباوری به مطبوعات محلی، توجه و اعتماد به دغدغه پیرامون مسائل روزنامه نگاران موثر خواهد بود.
۱۴۴.

نقش رسانه در تسهیل عبور از بحران (آگاهی بخشی، مسئولیت پذیری و بازآفرینی اعتماد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۲
نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی-سیاسی و زیست محیطی را می توان با استفاده از مدل چرخه ای تولید، انتقال و دریافت پیام به شکلی نظام مند تحلیل کرد. این مدل بر پاسخ گویی رسانه ها با شاخص هایی همچون دقت، شفافیت، آگاهی بخشی، اعتمادسازی، مسئولیت پذیری و بازسازی تأکید می نماید. در این فرآیند، رسانه ها با تولید محتوای معتبر و انتقال سریع و شفاف اطلاعات به مخاطبان، نقش کلیدی در تبدیل شناخت بحران به اعتماد عمومی ایفا می کنند. بحران های اجتماعی-سیاسی عمدتاً بار احساسی بالایی دارند، در حالی که بحران های زیست محیطی بیشتر ماهیتی عملیاتی و فنی دارند. شبکه های اجتماعی نیز از طریق تسهیل اطلاع رسانی و سازمان دهی اجتماعی، جایگاه برجسته ای در این فرآیند به دست آورده اند. موفقیت رسانه ها در مدیریت بحران تا حد زیادی به میزان استقلال آن ها و کیفیت زیرساخت های فناورانه وابسته است؛ با این حال، چالش هایی چون سانسور اطلاعات و ضعف زیرساختی می تواند کارآمدی این چرخه را مختل کند. اجرای این مدل می تواند مدیریت بحران را بهبود بخشیده و جامعه را برای مواجهه بهتر با بحران های آتی آماده سازد. از منظر علمی، ارزیابی کمی عملکرد رسانه ها و تحلیل تطبیقی مدل های مختلف رسانه ای در بحران ها از جمله پیشنهادهای مهم برای توسعه این حوزه به شمار می رود. در نهایت، رسانه ها با ایفای نقش کنشگر فعال در تقویت انسجام اجتماعی، ارتقاء مشارکت عمومی و بازسازی پس از بحران، نقشی تعیین کننده در کاهش اثرات بحران های مختلف ایفا می کنند
۱۴۵.

بازنمایی دولت در سینمای ایران (تحلیل گفتمان فیلم های سینمایی سال های 1370-1399)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۹۹
نسبت میان دولت، جامعه و رسانه یکی از مهم ترین موضوعات مطالعات اجتماعی و سیاسی به شمار می آید. با گسترش روزافزون ارتباطات و فناوری های رسانه ای، نقش رسانه در عرصه سیاسی برجسته تر گشته است؛ به طوری که می توان گفت بسیاری از تصمیمات سیاسی در سطح ملی و جهانی، متأثر از رسانه ها گرفته می شود. رسانه ها با بازنمایی آنچه در واقعیت رخ می دهد به افکار  عمومی شکل می دهند و بر رفتار جامعه تأثیر می گذارند. یکی از رسانه های بسیار تأثیرگذار که با هر دو عرصه جامعه و سیاست پیوند دارد، سینما است. پژوهش حاضر در پی آن است تا در چارچوب نظریه تحلیل گفتمان، و با توجه به نظریات رسانه ای بازنمایی و جامعه شناسی سینما، نحوه بازنمایی «دولت» به عنوان اصلی ترین رکن نظام سیاسی را در رسانه مهم سینما نشان دهد. متأثر از سیاست گذاری های سینمایی دولتی و بازتاب دیدگاه فیلم سازان به عنوان بخشی از بدنه جامعه در فیلم ها، تصورات رایج درباره دولت و نسبت میان دولت و جامعه به خوبی روشن می شود. بر این مبنا، 34 فیلم سینمایی در طی سال های 1370 تا 1399 ه.ش که با مضمون سیاسی-اجتماعی تولید شده اند و موضوع اصلی آنها دولت است، مورد تحلیل قرارگرفته است. با استفاده از روش تحلیل گفتمان پدام، گفتمان های مستتر در فیلم های سینمایی در رابطه با دولت استخراج شده اند. نتایج حاصل از تحلیل گفتمان فیلم های مورد مطالعه نشان می دهد دولت در دهه های 1370، 1380 و 1390 ه.ش در فیلم های سینمایی سیاسی ایران، در قالب سه گفتمان اصلی «دولت شبه دموکراسی»، «دولت لیبرال دموکراسی» و «دولت دموکراسی ایدئولوژیک» بازنمایی شده است. همچنین گفتمان دولت شبه دموکراسی با بیشترین فراوانی، گفتمان غالب بازنمایی شده در طی سال های پس از جنگ تحمیلی می باشد.
۱۴۶.

Representation of the Iranian Family on Instagram: A Reception Analysis of Family Bloggers’ Pages

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۳۳۰
Background: In the digital age, the expansion of social media platforms has profoundly impacted various aspects of life, including family relationships.Aim: This article addresses the complex dynamics of family communication, particularly focusing on Iranian families. In this article, we study the perceptions of users and followers of family blogger pages regarding the representations of family life on Instagram.Methodology: Through interviews with users, we seek to understand their understanding of concepts such as love, intimacy, home, and marital relationships. To study how followers perceive and interpret family-oriented pages on Persian Instagram, approximately 29 qualitative interviews were conducted with three groups of respondents. These groups included users, informants, and family psychologists and counselors (couple therapists).Findings: The concept of family display helps us understand what practices are defined as "family practices" from the perspective of users and followers of family pages on Instagram. On the other hand, Hall’s theoretical model helps us understand the category of readings that users’ interpretations and perceptions of the family representation on these pages fall into. The findings reveal the evolving nature of family relationships in the digital age, particularly concerning Iranian families. The findings show that the readings of users following these pages are generally hegemonic and can be divided into three main axes: family rituals, marital relationship, and feminine power, each of which has its own sub-themes. In addition, some interviewees mentioned contrasting and negotiating perceptions.Conclusions: The results indicate that readings are complex processes shaped by the cultural contexts and lived experiences of the readers, leading to a combination of interpretations rather than a wholesale acceptance or rejection of media representations. Additionally, followers with preferred readings expressed dual emotions ranging from idealization and beautiful aspirations to feelings of alienation and dissatisfaction with their relationships.
۱۴۷.

صلاحیت و استانداردهای نظارت بر رسانه؛ مطالعه در حقوق ایران و انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۱
نظارت به عنوان مهم ترین کلیدواژه در حقوق عمومی در تمام افعال حوزه عمومی ازجمله رسانه اجتناب ناپذیر است؛ اما مهم تر از نفس نظارت مقام ناظر، صلاحیت های نظارتی و استانداردهای نظارت است. نظارت بر رسانه انگلستان از طریق مراجع قضایی، مراجع اداری و نهادهای خودتنظیم گر صنفی اعمال می شود که مهم ترین ویژگی های سیستم نظارت صنفی آن، داوطلبانه بودن، تخصصی بودن، تعیین دقیق صلاحیت ها و خودتنظیم گری است که با نظام انتشار آزاد هماهنگی دارد. در مقابل، در نظام حقوقی ایران نظارت بر رسانه پیش از انتشار با صدور مجوز آغاز می شود و از طریق دستگاه قضایی و اداری ادامه پیدا می کند که در همین زمینه نیز با اختلاف ها و تداخل صلاحیت ها روبه رو هستیم. در این سیستم اثری از نظارت تخصصی و صنفی و نهادهای خودتنظیم گر نیست و تنها نهاد صنفی این حوزه سال هاست فعالیتی ندارد و در دوران فعالیت نیز دارای صلاحیت نظارتی نبود. در این مجال به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که آیا با استفاده از دستاوردهای حقوق انگلستان امکان نیل به نهاد صنفی خودتنظیم گر برای نظارت بر رسانه در ایران وجود دارد؟ و در مقابل، این فرضیه مطرح می شود که با برداشت از مدل نظارت بر رسانه انگلستان و با اصلاح برخی ساختارهای موجود می توان به نظام خودتنظیم گر صنفی رسید. تلاش ها در زمینه تشکیل یک نهاد جدید تحت عنوان نظام رسانه ای نیز تاکنون به ثمر ننشسته و اسناد تهیه شده در این زمینه نیز نه نشان از تشکیل یک نهاد خودتنظیم گر صنفی، بلکه نشان دهنده یک نهاد دولتی جدید در قالب یک نهاد صنفی و ایجاد محدودیت های بیشتر برای رسانه و رسانه نگاری است.
۱۴۸.

واکاوی گفتمان رسانه ای صدا و سیما در مواجهه با جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۳۵۲
این پژوهش با هدف واکاوی گفتمان رسانه‌ای صدا و سیما در مواجهه با جنگ ۱۲روزه ایران و رژیم صهیونیستی (اردیبهشت ۱۴۰۳) انجام شد تا مؤلفه‌های محوری آن در سه مأموریت راهبردیِ «مشروعیت‌سازی اقدامات نظامی»، «تقویت انسجام ملی» و «ساخت هویت مقاومتی» شناسایی شود. پرسش‌های اصلی عبارت‌اند از: ۱- مؤلفه‌های اصلی گفتمان رسانه‌ای صداوسیما در این جنگ چه بود؟۲- ویژگی‌های سازنده این مؤلفه‌ها و روایت هویتی آن چگونه شکل گرفت؟پژوهش با رویکرد کیفی و روش ترکیبی انجام شد (تحلیل محتوای کیفی ۱۵ برنامه پربیننده، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۲ استاد دانشگاه و مدیر رسانه‌ای و نشانه‌شناسی تصاویر/ زبان). درادامه، داده‌ها گردآوری و با کدگذاری سه سطحی (باز، محوری، گزینشی) تحلیل شدند. یافته‌ها شش مؤلفه کلیدی را آشکار کردند: ۱- چهارچوب‌سازی گفتمان مبتنی بر روایت «پیروزی و دفاع مشروع» در تقابل دوگانه حق/ باطل؛ ۲- مهندسی زبانی با واژگان بارگذاری شده (مقاومت، طوفان موشکی) و نمادهای تصویری/ صوتی حماسی؛ ۳- ساختار ارزش‌گذاری سه‌گانه (هویت مقاومتی، انقلابی، وحدت‌آفرین)؛۴- گزینش منابع خبری (۸۵% اولویت به منابع رسمی و محور مقاومت)؛۵- پیوند هویت ملی با اسلام انقلابی؛۶- غیریت‌سازی مطلق با برساخت «رژیم صهیونیستی به عنوان دیگری اهریمنی. براساس نتایج، صداوسیما با تبدیل جنگ به «متنی نمادین»، گفتمان انقلاب اسلامی را در مثلث «هویت بخشی، غیریت‌سازی، مشروعیت‌سازی» بازتولید کرد که در کوتاه‌مدت به انسجام ملی و شکست روایت دشمن انجامید، هرچند با حذف صداهای انتقادی، محدودیت‌های رسانه دولتی در شرایط بحران را نمایان ساخت.
۱۴۹.

بایسته های رفتاری مخاطب رسانه در پرتو آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۲۸
پیام رسانه ای، مسیری دوطرفه و متشکل از فرستنده (رسانه) و گیرنده (مخاطب) است. در ادبیات دینی نه تنها فرستنده پیام ملزم به رعایت چارچوب های شرعی و اخلاقی است، بلکه گیرنده پیام نیز ملزم به رعایت این چارچوب ها است. قرآن کریم رهنمودهایی در خصوص بایسته های رفتاری مخاطبین دارد که شناخت و کاربست آن نقش بسزایی بر مصونیت مخاطبین در برابر تأثیرپذیری از پیام های رسانه ای منفی دارد. پژوهش حاضر آموزه های قرآنی ناظر به دریافت، پردازش و بازنشر پیام های رسانه ای توسط مخاطبین را بررسی نموده است. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و ابزارهای گردآوری داده ها از نوع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد آموزه های قرآن کریم در خصوص بایسته های رفتاری مرحله دریافت محتوا شامل «گزینش منبع پیام»، «پرهیز از دروغ شنوی» و «پرهیز از پوچ گرایی»، و در مرحله پردازش محتوا شامل «صحت سنجی»، «احتیاط در تصدیق» پیام های مشکوک، و در مرحله بازنشر محتوا شامل «ارجاع به کارشناس» و «پرهیز از تأیید و انتشار» شایعات و اخبار و مطالب غیرواقعی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که راهکارهای حقوقی کنونی مانند جرم انگاری و محاکمه قضایی بیشتر ناظر به تولید و ارسال پیام توسط «فرستنده» است و در سمت دریافت پیام توسط «مخاطب» خلأ تقنینی وجود دارد. در چنین شرایطی، «ارتقاء سواد دینی مخاطب» از طریق تبیین بایسته های رفتاری، کارآمدتر و کم هزینه تر از ساز و کارهای حقوقی است.
۱۵۰.

تحلیل گفتمان هسته ای جمهوری اسلامی ایران در مربع ایدئولوژیک، مورد مطالعه: روزنامه عربی مستقل رأی الیوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۵
پژوهش حاضر به تحلیل این موضوع می پردازد که برای مشروعیت بخشی به هویت خودی [= ملی] و مشروعیت زدایی از هویت دیگری در چهارچوب مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی ایران با قدرت های 1+5، از سال 2013 تا 2019، طرف های ایرانی مناقشه، آیت الله سیدعلی خامنه ای و حسن روحانی، از کدام مقوله ها در گفتمان هسته ای خود استفاده کرده اند، زیرا هدف از تحلیل حاضر، طراحی یک ساختار منسجم و نظام مند از انگاره های متنی پرونده هسته ای ایران در مصاف با دیگری [= طرف های غربی] است. در نشیب وفراز این پرونده، مصاف ایدئولوژیک ایران با غرب، بسیار رسانه ای شده است؛ رسانه ها نیز به تناسب وابستگی هایی که دارند، معمولاً مصاف مذکور را زاویه دار پوشش داده اند. این مسأله با هدف پژوهش، همخوانی نداشت؛ بنابراین دایره جست وجو به منظور کشف رسانه بی طرف، توسعه یافت تا سرانجام، روزنامه رأی الیوم به عنوان منبع مورد اعتماد انتخاب و ترجمه های آن از مواضع طرف های ایرانی در قالب فکری مربع ایدئولوژیک به بحث گذارده شد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان داد که گفتمان هسته ای آیت الله خامنه ای از 2013 تا 2019م. و نیز تا هم اکنون، بدون توجه به وابستگی حزبی رئیس جمهور آمریکا و نیز دیدگاه وی نسبت به صنعت هسته ای ایران، بر مبنای بی اعتمادی به ایالات متحده شکل گرفته و نوسان هم نیافته است، اما گفتمان هسته ای روحانی در مدت ریاست جمهوری اش تا حدودی با مواضع قدرت های غربی تنظیم شد و همین مسأله، در نهایت، مواضع و دستاوردهای هسته ای وی را متزلزل ساخت.
۱۵۱.

بررسی تأثیر میزان استفاده از فضای مجازی بر پایداری خانواده در بین زنان متأهل شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
مطالعه پیش رو به بررسی تأثیر میزان استفاده از فضای مجازی بر پایداری خانواده بین زنان متأهل شهر یاسوج پرداخته است. روش این تحقیق کمی و شیوه مورداستفاده در آن از نوع پیمایش است. جامعه آماری زنان متأهل شهر یاسوج هستند. در این تحقیق برای تعیین حجم نمونه از فرمول لین استفاده شده و حجم نمونه 384 نفر برآورد شد و با در نظر گرفتن وجود احتمالی پرسشنامه های ناقص و مخدوش این تعداد به 400 نفر رسانیده شد. برای بررسی فرضیه های اصلی تحقیق از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری واریانس محور و نرم Smart PLS 3 استفاده شده است. بر اساس یافته ها در سطح نمونه تحقیق بیشترین اثرگذاری بر میزان پایداری خانواده استفاده ارتباطی از آن هست و مخرب ترین اثر نیز در سطح نمونه به استفاده از فضای مجازی برای اهداف سرگرمی تعلق گرفته است. میانگین پایداری خانواده ها برحسب سطح تحصیلات تفاوت معنی داری دارد درحالی که رابطه سن و پایداری خانواده معنی دار نیست. نتایج پژوهش نشان داده اند بین میزان استفاده از فضای مجازی و پایداری خانواده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
۱۵۲.

هوش مصنوعی و الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۵۰
مقدمه: تحولات در عرصه های مختلف رسانه ای، به ویژه گسترش پرشتاب هوش مصنوعی مدیریت پخش تلویزیون را در وضعیت چالش برانگیزی قرار داده است. هدف: ارائه الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، با اتکا به هوش مصنوعی و شناخت ابعاد، شاخص هایش است. روش تحقیق: پژوهش با استفاده از روش دلفی و بهره گیری از آرای 20 تن از صاحب نظران (با انتخاب هدفمند)، در دو مرحله انجام شد و داده های کیفی از نظر خبرگان (تا رسیدن به اشباع نظری) به دست آمده است. در ابتدا شیوه و مؤلفه های مدیریت بهینه پخش تلویزیون، استخراج و الگوی اولیه پیشنهاد شده و سپس از پرسش نامه برای تأیید داده های کمّی نتایج و تأیید الگوی نهایی بهره برده شد. یافته های پژوهش : هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، با استفاده از الگوریتم های نظارت، یادگیری تقویتی و سامانه توصیه گر پالایش گروهی، داده ها را آماده می نماید. سامانه هوشمند، انتخاب برنامه ها و تناسب برنامه مجاور را شناسایی و تنظیم می نماید؛ علاوه بر این، نحوه چینش برنامه ها، شیوه قرارگیری پی درپی برنامه ها و راهبردهای توالی و تسلسل برنامه در پخش، خودکار تدبیر می شود. ارزیابی هوشمند با تجربیات مدیر و بازخورد صریح و ضمنی مخاطب برای اصلاح هوشمند پخش انجام می شود.نتیجه گیری: الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، شامل: تنظیم هوشمند داده های برنامه، تدبیر منابع، کاربرد سامانه همسان یاب برنامه تولیدی و آرشیوی، برنامه ریزی هوشمند، پیش بینی، تخصیص بهینه منابع، تصمیم گیری هوشمند و ارزیابی هوشمند است.
۱۵۳.

تبیین رابطه معنای زندگی و اعتیاد به فضای مجازی: آزمون نقش واسطه گری عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۶۰
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین معنای زندگی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، با تأکید بر نقش واسطه ای عزت نفس انجام شده است. در عصر دیجیتال، استفاده افراطی از رسانه های اجتماعی به یکی از چالش های روان شناختی رایج، به ویژه در میان جوانان تبدیل شده است. در این میان، سازه های بنیادین روان شناختی مانند معنای زندگی و عزت نفس می توانند نقش محافظتی مهمی در برابر رفتارهای اعتیادی ایفا کنند. معنای زندگی به تجربه ذهنی فرد از هدفمندی، انسجام و ارزشمندی زندگی اشاره دارد و عزت نفس نیز ارزیابی ذهنی فرد از ارزشمندی خود را در برمی گیرد. مطالعه حاضر با روش کمی و طرح مقطعی بر روی ۲۱۴ کاربر شبکه های اجتماعی در بازه سنی ۱۸ تا ۴۰ سال انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه معنای زندگی، مقیاس عزت نفس روزنبرگ و مقیاس اعتیاد به رسانه های اجتماعی بود. داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، مدل میانجی گری بارون و کنی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که معنای زندگی با اعتیاد به شبکه های اجتماعی رابطه منفی و معناداری دارد و عزت نفس نیز با اعتیاد رابطه منفی دارد. تحلیل میانجی گری نشان داد که عزت نفس به طور کامل رابطه بین معنای زندگی و اعتیاد را میانجی گری می کند. این یافته ها بر اهمیت تقویت معنا و عزت نفس در پیشگیری از اعتیاد به شبکه های اجتماعی تأکید دارند و می توانند مبنایی برای طراحی مداخلات روان شناختی مؤثر در بافت فرهنگی ایران فراهم آورند.
۱۵۴.

مرور سیستماتیک نقش رسانه های آنالوگ در احیای زبان های اقلیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
پژوهش حاضر با اتخاذ روش مرور سیستماتیک به بررسی نقش رسانه‌های آنالوگ در احیای زبان‌های اقلیت پرداخته است. یافته‌های به‌دست‌آمده از ۲۲ مقالۀ منتخب در دو بخش ارائه شده‌اند؛ در ابتدا به مشخصات پژوهش‌های موردبررسی (شامل سال اجرا، نوع زبان، روش تحقیق و رسانۀ مطالعه‌شده) پرداخته شده و سپس با تحلیل تماتیک یافته‌های مقالات منتخب، به نقش رسانه‌های آنالوگ در احیای زبان‌های اقلیت اشاره شده است. بر اساس یافته‌های بخش اول پژوهش، روند انتشار مقالات در زمینۀ زبان‌های اقلیت و رسانه‌های آنالوگ سیر صعودی داشته است؛ به‌حدی ‌که در هشت‌سالۀ اخیر بیشترین تعداد مقلات در این زمینه منتشر شده‌اند. بیشتر مقالات بر زبان‌های آفریقایی متمرکز بوده‌اند. از نظر رویکرد روش‌شناختی نیز، رویکرد کیفی با ابزارهای گردآوری دادۀ مصاحبه و تحلیل محتوا بیشترین کاربرد را داشته است. از بین رسانه‌های مطالعه‌شده نیز، رادیو اصلی‌ترین رسانه برای زبان‌های اقلیت است. یافته‌های بخش دوم پژوهش نیز بیانگر مضامینی نظیر ترویج زبان‌های اقلیت، سیاست هویت و احیای فرهنگ محلی، نقش دولت و نهادهای رسمی در سیاست‌گذاری رسانه‌ای برای زبان‌های اقلیت، هژمونی زبانی، کمبود منابع و محدودیت‌های زیرساختی هستند.
۱۵۵.

ارائه الگویی پارادایمی از ذائقه سازی افکار عمومی در رسانه های جریان ساز (مورد مطالعه برنامه خبری 60 دقیقه بی بی سی فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۲۷
هدف: کنترل و هدایت افکار عمومی یکی از کار های ویژه  و مهم رسانه می باشد. به طور کلی رسانه ها در جهت بحران زدایی و یا بحران سازی نیاز به مدیریت بر افکار عمومی دارند. در مواردی چون اعتمادسازی، امیدبخشی و جز آن اهمیت موضوع مورد بررسی قرار گرفت. رسانه ها باتوجه به سیاست گذاری ها و اولویت های رسانه ای خود، رویدادهایی را پوشش خبری می دهند و از انتشار مسائلی صرف نظر می کنند. پژوهش حاضر بر آن است که به تبیین رابطه نقش آفرینی رسانه های جریان ساز خبری و ذائقه سازی افکار عمومی با مطالعه شبکه بی بی سی فارسی بپردازد. که در این راه از روش تلفیقی استفاده شده است.روش: برای شناسایی مولفه های پوشش خبری و تدوین پرسشنامه از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. بدین منظور ابتدا برنامه خبری 60 دقیقه کدگذاری شد، سپس از دل این کدها پرسشنامه اولیه ساخته شده که با استفاده از نرم افزار spss مورد تحلیل عامل اکتشافی قرار گرفت و بدین ترتیب مولفه ها پوشش خبری و ذائقه سازی افکار عمومی مشخص و بوسیله دو فرم CVI , CVR پرسشنامه نهایی شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه خبرنگاران مشغول به کار در روزنامه ها ، خبرگزاری ها و سایت های فعال در شهر تهران می باشد، که در سال 1396 فعال بوده اند، و تعداد آنها 1945 نفر از 108 پایگاه خبری می باشد، که پرسشنامه ها با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نامتناسب بین 330 نفر از افراد جامعه آماری توزیع شد.یافته ها: نتایج حاکی از آن است که متغیر پوشش خبری و ابعاد آن شامل: صداقت و شفافیت در خبر، قابل درک بودن خبر، سازگاری محتوا و موضوعات خبری با نیاز مخاطب و برطرف کردن نیازهای خبری مخاطب با ذائقه سازی افکار عمومی رابطه دارند، اما بین بُعد بی طرفی سیاسی با ذائقه سازی افکار عمومی رابطه ای دیده نمی شود.نتیجه گیری: در مقام جمع بندی می توان گفت که در این پژوهش برای توجه به مخاطب و رسانه به صورت واحد به عوامل رسانه ای و غیر رسانه ای در ذائقه سازی افکار عمومی توجه شده است. که در تحلیل اثرات عوامل رسانه از از نظریه چارچوب بندی و برای تحلیل اثرات عوامل غیررسانه ای از نظریه مصرف رسانه ای سود جسته ایم. در این راستا شبکه خبری بی بی سی با بکارگیری عوامل رسانه ای در سطح مطلوبی توانسته نسبت به ذائقه سازی افکار عمومی موفق عمل نماید البته بجز در مورد بی طرفی سیاسی.
۱۵۶.

جنگ شناختی؛ عرصه جدید در ارتباطات سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۱۵
هدف: این مقاله نقش جنگ شناختی را به عنوان یکی از مصادیق قدرت نرم در ارتباطات سیاسی موشکافی می کند.روش پژوهش: روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع تحلیل ثانویه است که در آن از داده های موجود برای پاسخ به سؤالات تحقیقی جدید استفاده می شود. روش تحلیل ثانویه در چند مرحله صورت می گیرد: در مرحله اول، اهدف تحقیق شناسایی شد. در مرحله دوم داده های موجود جستجو شد تا در مرحله سوم کیفیت داده های موجود ارزیابی شود. در مرحله چهارم، از میان داده های موجود، تقریباً بیست اثر به عنوان داده های مناسب در حوزه رسانه، قدرت نرم، ارتباطات سیاسی و جنگ شناختی انتخاب شد. در مرحله پنجم، این داده ها ارزیابی و در نهایت با تحلیل و تفسیر داده ها، نتیجه گیری به عمل آمد.یافته ها: جنگ شناختی مفهومی جدید در مطالعات میان رشته ای علوم شناختی، ارتباطات و علوم سیاسی است. ظهور این مفهوم نظر متفکران و سیاستمداران را در مورد ارتباطات سیاسی دچار تحول کرده است. همان طور که ارتباطات سیاسی از اثرات شناختی رسانه های جمعی برای بهبود روابط میان سیاست مداران، مردم و رسانه ها بهره می گیرد، نظریه پردازان جنگ شناختی نیز هدف مشابهی دارند؛ تفاوت اصلی این دو، نحوه نگاه و بهره گیری از توان رسانه هاست که یکی به دنبال ایجاد ارتباط واقعی و مؤثر میان مردم و سیاست مداران از طریق تبلیغات و اطلاع رسانی صحیح و دیگری به دنبال بهره گیری از خلاء ارتباط میان حاکمان و مردم و ایجاد تنازع و نابودی علقه های فکری بین مردم و سیاست مدارن است.نتیجه گیری: جنگ شناختی به عنوان تهدیدی برای تخدیر و تأثیرگذاری بر اذهان و افکار عمومی جزء جنگ های نرم دسته بندی می شود. در این جنگ برای دستکاری هوشمندانه و تخریب بیشتر اذهان و قلوب از ابزارهای علوم شناختی فناوری های رسانه ای جدید و هوش مصنوعی استفاده می شود. در نتیجه، جنگ شناختی عرصه جدیدی در ارتباطات سیاسی محسوب می شود که در آن رسانه ها کارکرد شناختی پیدا کرده اند.
۱۵۷.

پادکست؛ آشنایی زدایی از امر روزمره؛ تحلیل پدیدارشناختی تجربه شنیدن پادکست در میان کاربران متولدین دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۴
در نظر گرفتن معنای «شنیدن» در سیری از تحولات رسانه ای، دغدغه پژوهش حاضر است؛ اینکه این تحولات چگونه بر تجربه و معنای «شنیدن» در زیست-جهان رسانه ای تأثیرگذار است.پادکست به عنوان رسانه ای شنیداری، به لطف آی پادها، نرم افزارهای صوتی ارزان و وبلاگ-ها در فرهنگ اشباع شده از تصویر رسانه های جدید متولد شد. در این میان، متولدین دهه شصت که عبور از رسانه های آنالوگ به دیجیتال را تجربه کرده اند، به عنوان نسل جوان در دهه هشتاد، ورود پادکست به ایران را در میان تب و تاب وبلاگ نویسی، شبکه های اجتماعی مانند توییتر، فرندفید و فیس بوک به یاد دارند. بر اساس زیست رسانه ی این نسل، مطالعه تجربه شنیداری آن ها در پادکست، نشان دهنده سیری متغیر از معنای شنیدار به مثابه «فرهنگ» است. بر این اساس، ساختار تجربه شنیداری پادکست در زیست-جهان رسانه ای متولدین دهه شصت را با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی هوسرلی مورد مطالعه قرار دادیم. توصیف ها را درون ساختار مشترک تجربه کاربران یعنی «موقعیت های مرزی اجرای «تکنیک» شنیدن پادکست» سازمان دهی کردیم و نشان دادیم که چگونه در این موقعیت ها، اقشار معنایی زیست-جهان رسانه ای به اشکال مختلف تجربه می شوند و بر این اساس، الگوهای شنیداری به عنوان «خرده فرهنگ پادکست» در زیست-جهان رسانه ای مفصلبندی می شوند. این الگوها عبارتند از:غوطه ورانه، نخبه گرایانه و رهایی بخش و پادکست نیز معانی مختلفی بر اساس این الگوها پیدا می کند؛ پادکست به مثابه روایت در شنیدار غوطه ورانه، پادکست به مثابه پناهگاه در شنیدار رهایی بخش، و پادکست به مثابه دانش بسته بندی شده در شنیدار نخبه گرایانه.
۱۵۸.

میزان استفاده و اعتماد شهروندان کشمیرهند به رسانه های خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی میزان استفاده و رابطه آن با  اعتماد شهروندان کشمیر هند به اخبار  4 شبکه خبری  بی بی سی ، پرس تی وی، الجزیره و تی آرتی  پس  از لغو خودمختاری این منطقه از سوی دولت هند است. روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش  شهروندان منطقه کشمیر هند بود که  طبق آخرین اطلاعات، جمعیتی بالغ بر 12 میلیون دارد. باتوجه به حجم جامعه و گستردگی آن، ابتدا با استفاده از فرمول کوکران، 384 تن به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شده و سپس با استفاده از روش سهمیه ای، اقدام به نمونه گیری شد. برای گردآوری داده ها از روش پیمایش و ابزار پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. روایی این پرسش نامه با استفاده از روش اعتبار صوری و طی دو مرحله در ایران و کشمیر صورت گرفت. پایایی آن نیز با استفاده  از  ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و ازآنجاکه در تمامی موارد، ضریب مذکور از 0/7 بیشتر بود، پایایی آن تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده های این پژوهش نیز با استفاده از نرم افزارهای آماری spss صورت گرفت.  یافته ها: در میان شبکه های موردمطالعه،(درپیوستار 5-1)، شبکه الجزیره با میانگین 2/61 ازنظر میزان استفاده، در بالاترین رتبه قرار داشته و پس از آن به ترتیب شبکه های خبری بی بی سی ، با میانگین 2/29،  پرس تی وی با میانگین 2/13و تی ارتی با میانگین 1/87 از رتبه های بعدی برخوردارند.از نظر میزان اعتماد شهروندان کشمیری به اخبار رسانه های خارجی، شبکه الجزیره با میانگین 3/48 از بالاترین رتبه بر خوردار بوده و پس از آن به ترتیب  شبکه های خبری پرس تی وی با میانگین 3/21، تی آر تی  با میانگین 3/17  و شبکه  بی بی سی با میانگین 2/88  در رتبه های بعدی قرار دارد. آزمون فرضیه های تحقیق حاکی ازتفاوت معنادار بین میزان اعتماد شهروندان کشمیری به اخبار شبکه های مورد مطالعه بود.همچنین نتایج ازمون های آماری گویای وجود همبستگی مستقیم بین میزان استفاده و اعتماد به اخبار در مورد شبکه های  تی آرتی، الجزیره و پرس تی وی بود. وجود این رابطه در مورد رسانه بی بی سی مورد تایید قرارنگرفت. نتیجه گیری: میزان اعتمادبه اخباریک رسانه،علاوه بر میزان استفاده از آن می تواند متاثر از رعایت شاخص های کیفی نظیر بی طرفی، شفافیت و توانایی پاسخ به نیازهای خبری از سوی رسانه باشد
۱۵۹.

چالش های الهیات فلسفی و کلامی (مورد مرجعیت دینی) در دوران جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۰
مرجعیت دینی در اسلام، به ویژه در سنت شیعی، همواره جایگاهی محوری در هدایت دینی، فقهی و اجتماعی جوامع مسلمان داشته است. با گسترش پدیده جهانی شدن و تحولات ناشی از آن در عرصه های فرهنگی، ارتباطی و معرفتی، ساختار سنتی مرجعیت دینی با چالش هایی بنیادین مواجه شده است. این تحولات شامل گسترش فناوری های نوین ارتباطی، رشد فردگرایی معرفتی، تسریع در گردش اطلاعات و تضعیف نظام های سلسله مراتبی معرفتی است. پژوهش حاضر با تمرکز بر موضوع مرجعیت دینی، تلاش دارد تبیین کند که فرآیند جهانی شدن چگونه اقتدار، مشروعیت و کارکرد مراجع دینی را در چارچوب الهیات فلسفی و کلامی اسلامی دستخوش تغییر کرده است. فرضیه تحقیق بر این است که جهانی شدن، با ایجاد شکاف میان الگوی سنتی مرجعیت و نیازهای جدید معرفتی، موجب بازتعریف اقتدار مذهبی و ظهور کنشگران دینی نوظهور شده است. پژوهش با روش کیفی و تحلیل محتوای منابع علمی انجام شده و نمونه مورد بررسی شامل ۱۵ مقاله و کتاب معتبر است. نتایج نشان می دهد که مرجعیت دینی در عصر جهانی شدن میان دو قطب تطبیق پذیری و مقاومت فعال نوسان دارد و در حال بازسازی معنا و نقش خود است.
۱۶۰.

مصرف رسانه ای و رابطه آن با پایبندی به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی (مورد مطالعه: جوانان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۴
یکی از مهم ترین چالش های فرهنگی در ایران، کاهش میزان پایبندی نسل جوان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی، به ویژه در سال های اخیر است. با توجه به نقش رسانه ها در این فرایند، در این پژوهش، به بررسی رابطه بین مصرف رسانه ای و پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی پرداخته شد. جامعه آماری شامل جوانان 18-35 ساله شهر تهران است که 384 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری احتمالی طبقه ای، انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. گردآوری داده ها با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. برای تعیین روایی این پرسشنامه، از روش اعتبار صوری و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش های آماری صورت گرفت. یافته های تحقیق بیانگر آن است که هرچند بین مجموع مصرف رسانه ای با پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های سه گانه آن (هویت فرهنگی، هویت ملی و هویت دینی) رابطه همبستگی معناداری وجود نداشت، ولی وجود این رابطه درمورد استفاده از رسانه های داخلی و خارجی با متغیر مذکور موردتأیید قرار گرفت. این رابطه درخصوص مصرف رسانه های داخلی با هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های آن، از نوع مستقیم و درمورد مصرف رسانه های خارجی با موارد یادشده، از نوع معکوس بود. براساس یافته های تحقیق، می توان دریافت صرف مدت زمان مصرف رسانه ای نمی تواند تبیین کننده میزان پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های آن باشد، بلکه این نکته به مقدار زیادی، متأثر از نوع رسانه و محتوای انتشاریافته در آن است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان