فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
فرآیند هدایت مخاطب انسانی همزمان باخلقت بشرآغاز و با فرستادن پیامبران الهی، ادامه یافته است. در گذشته دین در تمامی ساحتهای حیات بشری حضور فعّال داشته؛ اما به تدریج با تنزّل ایمان از امری نهادی و اعتقادی به امری کاملاً شخصی و تجربی که متأثر از اقتضائات ذاتی مدرنیته بود، تبدیل گشته است. در جهانی که رسانه ها حاکمان علی الاطلاق می باشند به ناچار از این ابزار به ویژه از زبان تصویر در جهت بسط مفاهیم دینی باید بهره جست. لذا با روش کتابخانه ای و اسنادی و هرمونتیک و کنکاش در تفاسیر به این نتایج دست یافته ایم که قرآن ضمن بسترشناسی مطلوب و مؤثر انتقال پیام رسانه ای دینی ذیل مؤلفه های اصول بنیادین محتوا، ابزار مؤثر انتقال، ملازمات منبع، ملازمات دریافت و ملازمات توأمان منبع و دریافت، به ترسیم و تحقق این سازوکار پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که با ابزار رسانه بخصوص رسانه های تصویری می توان پیام دین را به مخاطب منتقل نمود و کاربست پارامترهای مذکور ارتباط گر دینی دغدغه مند را در ارتباطی مؤثر و مانا نسبت به عنصر مخاطب به صورت کاربردی یاری رسان می باشد که معیاری برای سنجش تولیدات رسانه ای هستند. این تحقیق به مطالعه موردی مجموعه تلویزیونی تنها ترین سردار در قالب جداول تطبیقی پرداخته است.
طراحی الگوی تبیین عوامل مؤثر بر قوم گرایی معطوف به رسانه های اجتماعی در ایران با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
361 - 392
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر و علیرغم پیش بینی بسیاری از نظریه پردازان جامعه شناسی و علوم سیاسی و از جمله نظریه پردازان حوزه نوسازی، قومیت و قوم گرایی شدت بیشتر و جان تازه ای یافته است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تبیین عوامل مؤثر بر قوم گرایی معطوف به رسانه-های اجتماعی در ایران با رویکرد فراترکیب انجام شد، بدین منظور از رویکرد فراترکیب استفاده شد. اسناد مورد مطالعه با استفاده از جستجوی کلیدواژه های مرتبط قوم گرایی و رسانه های اجتماعی در بازه زمانی بین سالهای 1392 تا 1402 در پایگاه پایگاه های داده Civilica ،SID, magiran گردآوری شد. نتایج نشان داد که با بررسی 40 مقاله از 1029مقاله 1029مقاله ی اولیه ابعاد و مولفه های مختلف به عنوان عوامل موثر قوم گرایی که در پژوهش های مختلف داخلی شناسایی کرده اند. نتایج نشان داد که عوامل موثر بر قوم گرایی شامل فردی، رسانه، عوامل اجتماعی، سبک زندگی، فرهنگ، معنوی- اعتقادی، عاطفی، عوامل موقعیتی، عوامل دانشی/ اطلاعاتی، عوامل استراتژیک می باشد. نتیجه گیری می شود که بر اساس پژوهشهای مختلف عوامل مختلف و متعددی در قوم گرایی نقش دارد که با شناسایی این عوامل می توان زمینه شناسایی و آگاهی و اطلاع از عوامل قوم گرایی و به نوعی امنیت را فراهم نمود.
الگوی حکمرانیِ تنظیم گری رسانه های صوت و تصویر فراگیر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴شماره ۶۹
43 - 79
حوزههای تخصصی:
تنظیم گری به عنوان یک عنصر کلیدی در حکمرانی شناخته می شود. نهادهای تنظیم گر با استفاده از مکانیسم های اصلاح رفتار، به اجرای سیاست گذاری، توسعه صنعت، افزایش رقابت و تأمین منفعت عمومی در بازارها و جامعه می پردازند. به همین منظور هدف پژوهش حاضر به عنوان یک ضرورت، ارائه نظام تنظیم گری در حکمرانی رسانه های صوت تصویر در ایران است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق گراندد تئوری و با مشارکت هدفمند 22 نفر از سه گروه شامل مدیران صنعت (بازار) رسانه، خبرگان و متخصصان رسانه و مدیران تنظیم گری رسانه به صورت مصاحبه نیمه ساختاریافته و با روش تحلیل داده های کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و به الگوی پارادایمی نظام تنظیم گری رسانه دست یافت. یافته های پژوهش نشان می دهد که شرایط علّی شامل اهداف (مانند تأمین منافع ذی نفعان اجتماعی، حاکمیتی و صنعت رسانه) و عوامل نیاز به تنظیم گری (مانند تغییر سپهر رسانه، تغییر نقش حاکمیت، ...) است. شرایط زمینه ای شامل ارزش های اساسی، هنجارهای حاکم و مدل های تنظیم گری (مانند تنظیم گری حاکمیتی، مشارکتی، خود تنظیم گری و تنظیم گری چندوجهی) است. شرایط مداخله گر شامل انواع نهاد تنظیم گر، محدوده تنظیم گری، موانع و چالش های تنظیم گری تعریف می شود و پدیده مرکزی این پژوهش طراحی نظام تنظیم گری رسانه شامل مکانیسم های اصلاح رفتار، فرم سازمانی (مانند: گونه های استقلال، ...) و شاخص های اصلی تنظیم گری رسانه (مانند استقلال، پاسخگویی، شفافیت،...) است. شرایط کنش ها و واکنش ها شامل کارکردها و شئون اصلی تنظیم گری و استقرار نظام تنظیم گری می شود. نتایج نشان می دهد که کاربست نظام تنظیم گری (مانند اعمال تنظیم گری، ارزیابی و سنجش عملکرد نهاد تنظیم گر، ...) به تحقق منفعت عمومی و خصوصی منجر خواهد شد.
چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی برای روزنامه نگاری تحلیل تماتیک دیدگاه روزنامه نگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی پیامدهای مثبت و فرصت ها و پیامدهای منفی و چالش های احتمالی کاربرد هوش مصنوعی در روزنامه نگاری از منظر روزنامه نگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات هدف این پژوهش است. روش پژوهش: در این پژوهش اطلاعات (عبارات معنایی) پیرامون موضوع پژوهش از طریق مصاحبه کیفی با 10 نفر از روزنامه نگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات گردآوری شده است و با روش تحلیل تماتیک(مضمونی) مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر استخراج و در قالب جداول ارائه شده است. یافته ها: در این پژوهش عبارات معنایی از متن مصاحبه های صورت گرفته با مشارکت کنندگان استخراج شد و از آن عبارات معنایی 40 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر پیامدهای مثبت و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری و 43 مضمون پایه و 7 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر پیامدهای منفی و چالش های استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری شناسایی و در قالب جداول مضامین ارائه شده است. نتایج: از جمله نتایج پژوهش حاکی از این است که استفاده از هوش مصنوعی می تواند تاثیرات دوگانه ای در روزنامه نگاری داشته باشد از طرفی در تولید و توزیع و مدیرت محتوا عملکرد رسانه و روزنامه نگاران را افزایش دهد و نیز موجب توسعه روزنامه نگاری شود و از طرف دیگر اثرات استفاده سوء از هوش مصنوعی می تواند موجب تضعیف جایگاه روزنامه نگاران و برخی عملکرد رسانه ها مانند تقویت انحصارگرایی و تولید و انتشار محتوای محتوای مغرضانه شود.
مرور نظام مند چارچوب ها و سازوکارهای حکمرانی راهبردی هوش مصنوعی در مطالعات سال های ۲۰۱۷-۲۰۲۵(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های چالش برانگیز معاصر، ساختار جوامع و صنایع را دگرگون کرده است. بااین حال، گسترش پرشتاب این فناوری، پرسش هایی درباره مدیریت و نظارت بر آن مطرح ساخته است. پیشرفت سریع هوش مصنوعی، چارچوب های سنتی تنظیم گری را که برای فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی طراحی شده بودند، به چالش کشیده است. سرعت توسعه الگوریتم ها از توانایی قانون گذاران برای وضع مقررات به روز پیشی گرفته و چالش هایی چون سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی، و سوءاستفاده های احتمالی به همراه داشته است. از جمله نظریه های بنیادین و اثرگذار در این قلمرو، می توان به طبقه بندی راسل و نورویگ و نظریه زیست بوم هوش مصنوعی اشاره کرد. نبود اجماع جهانی در تعاریف و رویکردها، همراه با پراکندگی سیاست ها، تدوین چارچوب های مؤثر را دشوار ساخته است. داده ها شامل تحلیل های کیفی و با جستجوی «حکمرانی هوش مصنوعی» در پایگاه های علمی گردآوری شد. تحلیل مضمون نتایج پژوهش ها، ۲۹۷ کد اولیه، ۱۶ کد سازمان دهنده و چهار مضمون فراگیر را استخراج کرد. یافته ها در چهار محور کلیدی اخلاق هوش مصنوعی با تأکید بر شفافیت و کاهش سوگیری در الگوریتم ها؛ سیاست ها و چشم اندازهای جهانی؛ چالش های هماهنگی بین المللی و وحدت در تعریف، توسعه و کاربست هوش مصنوعی و زمینه های حکمرانی هوش مصنوعی دسته بندی شدند. الگوی پیشنهادی این پژوهش، معماری چندلایه ریسک محور است که ارزش ها را به قیود اجرایی سنجش پذیر نگاشت می کند، لایه هایِ فنی، اخلاقی، حقوقی را در سطوح ملی، بخشی، سازمانی و چرخهعمر پوشش داده، و در نهایت تلاش دارد شکاف مبنا تا عمل را کاهش دهد.
Trans-Jurisdictional “Publivate” Cyber Self-(Re)presentation: The Transformation of Compartmentalization in Iranian Social Life
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
25 - 45
حوزههای تخصصی:
Background: Space is a constructed concept: a cultural and ideological segmentation, and a translation of the sociopolitical structures of society. On social media platforms, the public becomes a composite of privates, where individuals’ multiple selves are (re)presented before a multiplicity of audiences within a third type of space, which we coin the “publivate” sphere. This sphere emerges from the combination and blurring of public and private spaces on social media platforms.Aims: This article aimed to shed light on issues related to cyber self-(re)presentation within this “publivate” space.Methodology: We utilized cross-level integration, synthesizing micro- and macro-level theories, and interdisciplinary integration, incorporating concepts and theories from diverse fields, including social media studies, sociology, psychology, and regulatory perspectives.Discussions: We discussed how the interplay among public, private, and “publivate” selves, along with the reciprocal influences of conformity, pluralistic ignorance, normalization, and normativity, have been transforming the traditional compartmentalization of spaces in Iranian social life. Additionally, we discussed the complications of trans-jurisdictional regulation of cyberspace and their implications for users, particularly Iranians.Conclusions: Given the dynamic nature of societies, norms, and cultures, effective governance of cyberspace and cultural practices should account for sociocultural dynamics.
الگوی مدیریت تغییر سازمان های آموزشی با رویکرد تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک ماهیت تغییر سازمانی و مکانیسم های مدیریت موثر تغییر به گونه ای که سازمان ها بتوانند با موفقیت به اهداف تغییر دست یابند، زمینه ای حیاتی برای مدیریت و سازمان است. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت تغییر سازمانی در عصر تحول دیجیتال می باشد. این پژوهش از زمره پژوهش های کیفی است، که ازنظرهدف، توسعه ای و ازلحاظ گردآوری داده، توصیفی می باشد. پژوهش حاضر با بکارگیری روش فراترکیب در هفت مرحله: تنظیم پرسش پژوهش؛ بررسی نظاام مند متون؛ بررسی و انتخاب منابع مناسب؛ استخراج اطلاعات؛ تحلیل و ترکیب یافته ها؛ کنترل کیفیت و ارائه یافته ها انجام گردید. در ابتدا بر اساس معیارهای تعیین شده، 81 پژوهش انتخاب و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ادامه به منظور ارزیابی و پالایش مفاهیم و کدهای استخراج شده از روش گروه کانونی و برای سنجش پایایی از ضریب کاپای کوهن بهره گرفته شد. براساس یافته-ها چارچوب مدیریت تغییر دربرگیرنده: محرک های تغییر)بیرونی و درونی)، پاسخ راهبردی(بازمهندسی استراتژی ها و مسیرهای خلق ارزش، شناسایی تغییرات و ظرفیت های آتی فناوری، شناسایی تهدیدها و فرصت های دیجیتال)، نیاز به تغییر(زمینه سازی توسعه بلوغ دیجیتال، ارزیابی موانع و قابلیت ها، ارزیابی شکاف ها و خلاها)، حوزه تغییر(فناوری، سیستم، استراتژی، منابع انسانی، فرهنگ، ساختار)، اجرای تغییر، توانمندسازها(حمایت از نوآوری و تحول دیجیتال، فناورمحوری، مشتری محوری، سبک رهبری، رشد و توسعه (فردی و سازمانی)و تسهیل کننده های تغییر(تأمین منایع، یادگیری سازمان، مدیریت دانش، توسعه نظام استعداد دیجیتال، انطباق پذیری دیجیتالی سازمان، ارتباطات، رهبری، مشارکت) است. براساس یافته ها مدیریت تغییر سازمانی که بر سطح فردی، سازمانی و فراسازمانی تأثیر می گذارد،و به تدریج فشارهای وارده از سوی محیط برون سازمان و درون سازمانی را کاهش داده و یا از بین می-برد. تقویت یافته های این پژوهش به سازمان ها در مدیریت مؤثر و کارآمد تغییرات در همگام شدن با تحولات دیجیتال، مانایی سازمان و رقایت پذیر بودن کمک می نماید.
میزان تاثیر و باورپذیری کاربران لرستانی از مطالب فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
146 - 165
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی میزان تاثیر و باورپذیری ذهن کاربران استان لرستان از اخبار و مطالب فضای مجازی بود.روش: در مطالعه توصیفی- همبستگی حاضر، جامعه حدود3500 نفر بودند که نمونه ای به حجم 345 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته که پایایی پرسشنامه برابر با82/. و ضریب همسانی کل پرسشنامه 88/. مورد استفاده قرار گرفت و برای تحلیل داده ها، روش های آماری توصیفی، آزمون های رگرسیون خطی و تحلیل عاملی به کار رفت.یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین و انحراف معیار تاثیر و باورپذیری ذهن کاربران 79/65 و 8/39 که نشان دهنده تاثیر و باورپذیری ذهن کاربران فضای مجازی در سطح بالا بود. همچنین به ترتیب محتوای سیاسی با میانگین3/17 و انحراف استاندارد 97/ ، محتوای مسایل اجتماعی با میانگین و انحراف استاندارد3/11 و 96/.، محتوای علمی و اموزشی با میانگین و انحراف استاندارد3/01 و 94/.، محتوای مسایل مذهبی با میانگین و انحراف استاندارد 2/97 و 87/.، محتوای مسایل تبلیغاتی و خدماتی با میانگین و انحراف استاندارد 2/90 و 83/.، محتوای مسایل عامیانه و اطلاعات عمومی با میانگین و انحراف استاندارد 2/78 و 80/.، محتوای سوال و نظرسنجی با میانگین و انحراف استاندارد 2/46 و 73/. و محتوای تفریح و سرگرمی با میانگین و انحراف استاندارد2/19 و 70/. بیشترین تاثیرگذاری را بر ذهن و باورپذیری شرکت کنندگان داشته اند.نتیجه گیری: با توجه به پیامدهای باورپذیری ذهن کاربران، سیاست ها و برنامه ریزی ها باید با اولویت تاثیرپذیری نوع محتوا، هم خوانی داشته باشد.
Cancer, Suffering, and the Role of Social Media: Insights from Iranian Nurses
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
487 - 503
حوزههای تخصصی:
Background: Social media platforms are increasingly used in healthcare to provide psychosocial support to cancer patients. Despite global enthusiasm, concerns about misinformation and emotional vulnerability persist. In Iran, cultural and regulatory contexts add complexity to this dynamic, necessitating a localized understanding of healthcare providers’ perspectives.
Aims: This study aims to explore Iranian oncology nurses’ perceptions of the benefits and risks associated with hospitalized cancer patients' use of social media, and to identify factors influencing these perceptions.
Methodology: A cross-sectional survey was conducted among 131 oncology nurses from various hospitals in Iran, primarily in Tehran. Participants completed a structured questionnaire assessing demographics, life satisfaction, personal social media use, and perceptions of social media's impact on patient morale. Data were analyzed using descriptive statistics, Pearson correlation, and path analysis.
Results: Overall, nurses held a positive view of social media’s role in enhancing patient morale, with a mean perception score of 7.1/10. Younger nurses and those with junior professional ranks exhibited more favorable attitudes. Personal social media usage positively correlated with optimistic perceptions, while life satisfaction showed a weak but significant positive association. Path analysis indicated that daily social media usage and younger age were the strongest predictors of positive perceptions. Some nurses, however, expressed concerns about misinformation and patient vulnerability.
Conclusions: The findings highlight the generally favorable yet nuanced attitudes of Iranian oncology nurses toward social media use by cancer patients. Efforts to enhance digital literacy among healthcare providers and culturally sensitive strategies are recommended to maximize social media’s psychosocial benefits while mitigating associated risks.
فناوری مالکیت زدایی از هویت شغلی: اتنوگرافی کارگران راننده ی شرکت حمل ونقل آنلاین اسنپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
87 - 118
حوزههای تخصصی:
این مقاله گزارشی است از پژوهشی گسترده تر درباره ی وضعیت کار رانندگان اسنپ در شهر تهران. این پژوهش در ابتدا به شکل اتنوگرافی سازمانی آغاز شد، اما میدان پژوهش مسئله ی خود را به مسئله ی از پیش تعریف شده تحمیل کرد و بدین ترتیب پژوهشگر ملزم شد تغییراتی در روش شناسی خود اعمال کند. این تغییرات پژوهش را در سنت اتنوگرافی متعهدانه، متاثر از پیشنهادهای روش شناختی پیر بوردیو و همچنین ملاحظات اخلاقی نانسی شپر هیوز مستقر می کند. آنچه در این مقاله گزارش شده است، روایتی است از سلب مالکیت هویت شغلی از کارگران اسنپ. این سلب مالکیت آنچنان ریشه دار است که می توان از راننده ی اسنپ، هنگام رانندگی برای شرکت اسنپ، پرسید شغلش چیست؟ و هرگز وارد عرصه ی مهملات نشد. این ویژگی نشان از چرخشی در عرصه ی مالکیت زدایی و کالایی سازی در نظم سرمایه داری دارد: مالکیت زدایی از امر انتزاعی و کالایی سازی «کار». این پژوهش می کوشد شرحی از زبان کارگران دیجیتال درباره وضعیت کار دیجیتال در ایران ارائه کند.
AI; A Human Future
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
145 - 173
حوزههای تخصصی:
Background: Throughout history, humans have consistently developed groundbreaking technologies, from fire and the wheel to modern computing, showcasing their ability to innovate and control their creations. The rise of artificial intelligence has sparked renewed concerns about whether machines might eventually surpass human intelligence and autonomy.Aims: This study aims to critically assess AI’s role in human society, particularly addressing concerns that it may surpass human control and agency. It seeks to demonstrate that while AI is a powerful tool, it lacks autonomy, self-augmentation, and intentionality, making it unlikely to replace human decision-making. Additionally, the paper examines historical technological advancements, showing how humans have always adapted and controlled new innovations.Methodology: Employing a historical-comparative methodology, this study traces the evolution of computing technologies from early tally systems to quantum computing. It incorporates philosophical analysis through the works of Hubert Dreyfus, John Searle, and Michael Tomasello, assessing AI’s limitations in replicating human cognition.Findings: The study finds that despite AI’s rapid advancements, it remains fundamentally dependent on human input, lacks true understanding, and is incapable of independent self-enhancement. The historical trajectory of technological progress demonstrates that while new technologies can disrupt societies, humans have consistently adapted and maintained control. Philosophical critiques of AI further reinforce the argument that intelligence is not solely computational but deeply rooted in embodiment, intuition, and shared intentionality—qualities that AI lacks.Conclusions: Concerns about AI overwhelming human agency are largely misplaced. Just as humanity has managed previous technological revolutions—including writing, mechanization, and computing—AI will be integrated and regulated according to human needs and ethical considerations. While vigilance is necessary, the myth of AI autonomy is exaggerated.
تحلیل مستندهای مادرکشی،کُربال از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۵
60 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق در صدد تحلیل مستندهای تلویزیونی از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست است.روش شناسی پژوهش : روش این تحقیق روش نشانه شناسی است و از داده های آرشیوی و اسناد رسانه ای استفاده شده و شیوه ی تحلیل نشانه شناسی هم شیوه ی پیرس است.یافته ها: در فیلم های مستند منتخب ارزش های اخلاقی و هنجارها از طریق سه عنصر نشانه شناسی (پیرس) نماد، نمایه و شمایلی به کار رفته است و از این راه سه عنصر مضامین بحران خشکسالی دریاچه ها و منابع زیرزمینی، قطع درختان و جنگل خواری، آلودگی هوا مورد تحلیل قرارگرفته است. طبق یافته های تحقیق سه موضوع بحران های محیط زیستی، لزوم مراقبت و همچنین احیای محیط زیست در دو فیلم "مادرکشی و کُربال" به تصویر کشیده شده است. این دو فیلم برای به تصویرکشیدن مسولیت اخلاقی بیشتر از نمایه ها استفاده کرده است.بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با تحلیل و بررسی فیلم های منتخب به این نتایج رسیده است که عدم رعایت اخلاق زیست محیطی در سطح حاکمیتی، با تصمیمات غلط و بدون دانش کافی و در سطح دوم عدم آگاهی از نحوه ی مصرف منابع توسط مردم باعث بروز بحران ها در موضوع محیط زیست شده است. و نیز استفاده ی فیلم سازان از عناصر نشانه شناسی در فیلم ها برای انتقال مفاهیم به صورت تصویری که ماهیت فیلم می باشد بسیار کاربردی و مهم می باشد.
The Effects of Data Privacy Regulations on Cybersecurity Practices in Nigeria and Africa
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
313 - 336
حوزههای تخصصی:
Background: With the rapid digital transformation across the African continent, ensuring the protection of personal data through effective regulatory frameworks is crucial. Key regulations, including Nigeria’s Data Protection Regulation (NDPR) and the African Union’s Convention on Cyber Security and Personal Data Protection, have been enacted to address growing concerns about data privacy and cybersecurity.Aims: This literature review critically examines the impact of data privacy regulations on cybersecurity practices in Nigeria and across Africa, focusing on empirical studies that highlight the interplay between regulation enforcement and cybersecurity outcomes.Methodology: This review synthesizes empirical studies that explore the effectiveness of these regulations in improving cybersecurity practices in both public and private sectors.Results: Empirical research from Nigeria indicates that while the NDPR has led to some positive changes in organizational data protection strategies, challenges in enforcement, resource allocation, and awareness continue to hinder its full impact. Studies reveal that small to medium enterprises (SMEs) face difficulties in complying with the regulations due to a lack of capacity and knowledge. Similarly, research across several African countries shows a significant gap in both the implementation of data privacy laws and the cybersecurity measures required to mitigate emerging threats, such as ransomware and data breaches. Furthermore, empirical evidence highlights that varying levels of regulatory enforcement across the continent result in inconsistent cybersecurity practices, leading to vulnerabilities in the digital infrastructure. The review also explores empirical findings on the socio-economic and political barriers that affect the successful enforcement of data privacy regulations, with particular focus on limited technical expertise, political instability, and insufficient resources for regulatory bodies. Additionally, studies suggest that there is a growing need for cross-border collaboration and capacity building to bridge the regulatory gaps and improve overall cybersecurity resilience.Conclusion: Empirical evidence underscores the need for stronger regulatory frameworks and greater cooperation across African nations to enhance the protection of personal data and fortify cybersecurity practices across the region. Recommendations for future policy development are provided, based on the insights gained from existing empirical studies.
به سوی آرمان سینمای رهایی بخش: کاربست فلسفه تکنولوژی و هنر مارتین هایدگر در پدیدارشناسی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
37 - 68
حوزههای تخصصی:
در دوران تسلط تکنولوژی مدرن بر زندگی بشر، مارتین هایدگر معتقد است تکنولوژی نه فقط یک ابزار، بلکه شکلی از آشکارسازی است که جهان را در چهارچوب تسلط و بهره وری قرار می دهد. هدف این پژوهش، بررسی امکان وجود سینمای رهایی بخش است که با تکیه بر فلسفه تکنولوژی و هنر هایدگر، فیلم را وسیله ای برای «رخ داد حقیقت» و رهایی از سلطه تکنولوژی تبیین می کند. این تحقیق به شیوه کیفی و با رویکرد نظری-تحلیلی انجام شده و از تحلیل فلسفی- مفهومی آرای هایدگر و مفسرانِ معاصر او استفاده کرده است. یافته ها حاکی از آن است که سینما، علی رغم وجه تکنولوژیک آن، ظرفیت تبدیل شدن به هنری رهایی بخش را دارد. شرط تحقق چنین سینمایی، گذر از بازنمایی عینی یا بازی فرم گرایانه به سمت «تصویر ناب» و شاعرانه است که کشمکش میان نیروهای پنهانکار «زمین» و آشکارساز «جهان» را برمی انگیزد. این آرمان جز از تلاش یک «دازاین» دغدغه مند نسبت به انکشاف وجود، محقَق نخواهد شد. سینمای رهایی بخش نه تنها نقدی بر چهارچوب بندی ابزاری سینمای معاصر است، بلکه فراخوانی برای بازیابی اصالت تجربه زیسته و انکشاف حقیقت هستی به شمار می رود.
الگوی شکل گیری استراتژی رقابتی در صنعت رسانه های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه های نوین حاصل تداوم ابداعات فناورانه و دیجیتالی شدن هستند و با اختراع دستگاه های قابل حمل و دسترسی همه جایی به اینترنت، مصرف کنندگان محتوای رسانه ای از رسانه های سنتی عبور کرده اند. تکثر و تنوع بازیگران صنعت و مسائل استراتژیک متنوع آن ما را به این نتیجه رسانده است که دیگر رویکرد بالا به پایین در راهبردسازی پاسخ گو نیست و نیازمند الگویی شکل گیرنده برای شناخت شکل گیری استراتژی رقابت در این صنعت هستیم. هدف از انجام این پژوهش، دستیبابی به الگویی است که در آن مؤلفه های شکل گیری استراتژی رقابتی در میان بازیگران رسانه های نوین شناسایی بشود و مؤلفه های دارای اولویت بالاتر معرفی شوند. پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و از منظر رویکرد، کیفی است. گردآوری داده های در مرحله اول از جستجوی کتابخانه ای و در مرحله دوم از مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگانی از صنعت رسانه به دست آمده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون انجام شده است و یافته های پژوهش که در مضامین به دست آمده نشان می دهد در سه بعد اصلی زمینه، محتوا و فرایند، استراتژی در صنعت رسانه های نوین شامل سیزده مؤلفه است که عبارتند از: الهام بخشی مدیران ارشد در تعیین جهت راهبردی بنگاه، یادگیری و رشد فردی و سازمانی، تمرکز بر مخاطب به عنوان پیشران اصلی طراحی ها، رصد شرایط و قواعد صنعت رسانه، زنجیره ارزش مبتنی بر نگاه پلتفرمی، تنوع هوشمندانه سبد کسب وکار و نحوه توسعه محصولات و خدمات، همکاری های راهبردی با اجزای زیست بوم رسانه، سطح فناوری بنگاه، ارتباطات و شبکه نخبگان مؤثر، نوآوری و فرهنگ کارآفرینی سازمانی، نیازها و مسائل روز، زیرساخت های فنی کشور، قوانین و مقررات تنظیم گر حاکمیتی.
تحلیل اثربخشی تبلیغات برندهای پوشاک ورزشی در اینستاگرام بر اساس مدل AIDA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
197 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش پیش رو، تحلیل اثربخشی تبلیغات برندهای پوشاک ورزشی در اینستاگرام بر اساس مدل AIDA بود. روش پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از منظر ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی بود که به صورت میدانی انجام شد. نمونه آماری شامل 384 نفر از کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام برندهای پوشاک ورزشی ایرانی بود. ابزار تحقیق پرسشنامه کردلو (1389) بود و جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و باینومیال در نرم افزار SPSS27 استفاده شد. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که بین میانگین مؤلفه های تحقیق با نمره ملاک چهار اختلاف معناداری وجود دارد و میانگین های به دست آمده از نمره ملاک بزرگ تر هستند، بدین معنا که تبلیغات رسانه اجتماعی اینستاگرام اثربخش بوده اند. همچنین درمجموع متغیر تحقیق نیز اختلاف معناداری با نمره ملاک در سطح مثبت دارد. بدین معنی که تبلیغات اینستاگرام اثربخشی مثبت معناداری بر مشتریان برندهای پوشاک ورزشی دارد. تبلیغات از طریق رسانه اجتماعی اینستاگرام در مؤلفه های جلب توجه، ایجاد آگاهی و علاقه، ایجاد تمایل و انگیزه، اقدام به خرید دارای اثربخشی بیش از 50 درصد در سطح معناداری 05/0 بوده است و بیشترین اثربخشی متعلق به مؤلفه اقدام به خرید با 76 درصد اثربخشی بوده است. رسانه اجتماعی اینستاگرام به عنوان یک ابزار جدید و پرطرفدار در عصر ارتباطات و یک کانال جدید و محبوب برای انتقال پیام های تبلیغاتی، موردتوجه بسیاری قرار گرفته اند. برندهای پوشاک ورزشی بایستی در این حوزه تمرکز بیشتری داشته باشند و با استفاده از بیگ دیتاها اثربخشی تبلیغات را در رسانه های اجتماعی با حفظ حریم خصوصی افراد و در ابعاد مختلف بررسی و تحلیل شود.
نوع شناسی متقاعدسازی در تبلیغات بر مبنای رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
145 - 169
حوزههای تخصصی:
مطالعات پژوهشگران برای دستیابی بیشتر به اقناع، به عنوان یک شکل رایج از نفوذ اجتماعی در انسان، به طور روزافزون ادامه دارد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که انواع شیوه های متقاعدسازی در تبلیغات بر مبنای رویکرد شناختی کدامند؟ حوزه پژوهش، تمامی مقاله های مرتبط با رویکرد شناختی به اقناع در تبلیغات را در پایگاه های اطلاعاتی معتبر مانند ابسکو، امرالد، ساینس دیرکت، الزویر و پروکوئست در بر می گیرد. پس از خوشه بندی، ۷۷ مضمون کلیدی، ۵ مضمون یکپارچه کننده و ۲ مضمون کلان حاصل شد. این مضامین کلان، ابعاد ماتریس نوع شناسی را تشکیل دادند و با عنوان های "اقناع شناختی" (مشتمل بر مخاطب شناختی، پیام شناختی و شناخت احساسی) و "اقناع احساسی" (مشتمل بر مخاطب احساسی و پیام احساسی) شناسایی شدند. در انتها، چهار نوع اقناع با نام های مزدایی، ایستایی، چیستایی و پذیرا معرفی شد. نتایج ضریب قابلیت اعتماد هولستی نشان داد که قابلیت اعتماد مضامینِ مستخرج، 962/0 است. پس ازآن، شاخص ها و گونه های استخراج شده در اختیار خبرگان حوزه تبلیغات، برند، رسانه و بازاریابی قرار داده شد تا قابلیت اعتبار و اعتماد آن ارزیابی شود. به منظور ارزیابی ثبات درونی مقوله ها از آلفای کریپندورف و برای ارزیابی اجماع، از نسبت روایی محتوایی لاوشه استفاده شد. صحت و قابلیت ثبات نام گذاری ها به روش دلفی در دو مرحله تأیید شد.
تجلی مفهوم «صنعت فرهنگ» از منظر تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر در فیلم های سینمایی اسپایدرمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
123 - 158
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ارتباط میان فیلم های سینمایی اسپایدرمن و نظریه صنعت فرهنگ که توسط تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر- از بنیانگذاران مکتب فرانکفورت- مطرح شده، می پردازد. صنعت فرهنگ که از دیدگاه آنان، ابزاری برای بازتولید ارزش های مصرف گرایانه و سلطه جویانه در جوامع سرمایه داری است، در تحلیل فیلم های ابرقهرمانی با استناد به دنباله سازی ها و بازسازی های مداوم فیلم ها، مورد اشاره قرار می گیرد. در این سینما، ارزش های اخلاقی و قانونی، به مثابه تمهیدی برای اشاعه ایدئولوژی غالب در نظام سرمایه داری امریکا در نظر گرفته می شوند. با این حال، آثار اسپایدرمن نقدهایی اساسی به سرمایه داری را به نمایش می گذارند و به بررسی ازخودبیگانگی ناشی از تأثیرات رسانه و فرهنگ مصرفی بر زندگی فردی و اجتماعی می پردازند. لذا با وجود وابستگی سینمای ابرقهرمانی به چهارچوب صنعت فرهنگ، مفهوم آزادی فردی و مقاومت در برابر سلطه فرهنگی در این آثار مورد تأکید قرار می گیرد. در این مقاله، هر سه مجموعه سینمایی تولیدشده با محوریت اسپایدرمن، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، با در نظر گرفتن پژوهش های معاصر در بازتعریف فرهنگ عامه پسند در عصر دیجیتال، مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که فیلم های اسپایدرمن، نه با اهداف تجاری و ایدئولوژیک، بلکه با نگرش انتقادی نسبت به استانداردسازی، مصرف گرایی، بت وارگی، عقلانی سازی، ازخودبیگانگی و کنترل اجتماعی، به مفاهیمی همچون عدالت، فداکاری و اخلاق دست یافته اند.
سواد رسانه ای و زورگویی مجازی به زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زورگویی مجازی، از آسیب های اجتماعی فضای سایبر است که با رشد نفوذ اینترنت و رسانه های نوین، اهمیتی روزافزون یافته است. نظر به گستردگی و ناهمخوانی تعاریف مختلف از این پدیده، در پژوهش حاضر زورگویی مجازی را بر اساس مورد توافق ترین شاخص ها، عملی عامدانه، تکرارشونده و پیوسته تعریف کرده ایم که در بستر تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی و به منظور آزار دیگری، از سوی یک فرد یا گروهی از افراد صورت می گیرد، درحالی که قربانی قدرت، مهارت یا آمادگی لازم را برای مقابله ندارد. در این پژوهش، با استفاده از روش های کمی و با استفاده از پرسشنامه ای ترکیبی (جامعیه آماری 251 نفری)، کیفیت و کمیت زورگویی مجازی علیه زنان و نسبت آن با شاخص های سواد رسانه ای بررسی شده است. بر پایه یافته ها، زورگویی مجازی نسبت به زنان بزرگسال در ایران، خصوصاً در فضای شبکه های اجتماعی و ابزارهای پیام رسان، پدیده ای به نسبت شایع و بسیار آسیب رسان است که بیشترین آسیب آن، متوجه کودکان، نوجوانان و جوانان می شود. در جامعیه آماری پژوهش، 40 درصد از زنان 18 تا 50 سالیه مورد بررسی، مواردی از تجربیه زورگویی مجازی را گزارش کرده اند. همچنین میزان زورگویی مجازی مشخصاً با سطح سواد رسانه ای جامعیه آماری نسبت عکس دارد. سطح گستردگی این پدیده در میان زنان مورد پژوهش (که کمی بیش از نرخ متوسط این پدیده در گزارش های جهانی است)، می تواند زنگ هشداری برای مسئولان این حوزه باشد؛ زیرا آنچه روشن است، آموزش های رسمی و غیررسمی سواد رسانه ای، خصوصاً از منظر آموزه های انتقادی، هنوز با وضعیت مطلوب فاصلیه چشمگیری دارد.
بررسی چالش های روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت چالش ها و موانع پیش رو برای بهره مندی سازمان های اقتصادی دولتی در ایران از روابط عمومی الکترونیک انجام شده است. این پژوهش با استفاده از روش کیو و جامعه آماری، شامل 40 نفر مدیران و معاونان روابط عمومی های چهار وزارتخانه (اقتصادی و دارایی، نفت، کار و امور اجتماعی و صنعت، معدن و تجارت) بوده است. از 29 گویه پژوهش، پاسخگویان با ابعاد اقتصادی، مدیریتی و ساختاری بیشترین موافقت و با ابعاد اجتماعی، قانونی و اخلاقی بیشترین مخالفت را داشته اند، در این میان بیشترین اشتراک نظر پاسخگویان در خصوص گویه های «ضرورت داشتن الگوی علمی برآمده از فرهنگ سازمانی روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» ، «ضرورت اتخاذ رویکرد مدیریت اجرایی روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» و«لزوم ضمانت امنیت راهبردی برنامه های روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» را شامل است و کمترین اشتراک نظر پاسخگویان با گویه های «شناسایی فرصت های شغلی و کسب وکارهای جدید»، «جلب اعتماد جامعه به عملکرد سازمان اقتصادی دولتی» و«رفتار مسئولانه در برابر جامعه» را بوده است. روابط عمومی الکترونیک در یک سازمان اقتصادی دولتی، از طریق ارتباطات الکترونیکی مؤثر درون و برون سازمانی می تواند یک جریان ارتباطی متعادل و متوازن را از طریق فرایند اطلاع رسانی با جلب مشارکت افکار عمومی و ایفای نقشی برابر بین یک سازمان و مخاطب ممکن سازد.