فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و یکم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۲
145 - 169
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر آینده تولید رسانه ای شبکه سبلان با تأکید بر سرگرمی و نگاهی آینده نگرانه (1398 تا 1408) و با روش دلفی انجام شده است. براساس پویش های محیط دور و رقابت و برمبنای مطالعه های آینده پژوهانه، دیدگاه های خبرگان مورد مطالعه قرار گرفته اند. بررسی ها نشان می دهد، 45 عامل در ده گروه محیط دور و محیط رقابت شناسایی شده و خبرگان درباره اهمیت و عدم قطعیت آن ها پاسخ دادند. بر اساس محاسبه میانگین اهمیت و عدم قطعیت، پیشرا ن ها و عوامل کلیدی اصلی شناسایی شدند. از این نظر از گروه محیط دور، عامل مسائل جنسی، خشونت و جذابیت های بصری از عوامل اخلاق با 26/89 درصد از اهمیت و عدم قطعیت بیشتری برخوردار است؛ همچنین از گروه محیط دور، مؤلفه هزینه تولید و پخش برنامه های سرگرم کننده از عوامل اقتصادی با 26/85 درصد اهمیت و قطعیت بیشتری در میان خبرگان دارد. قالب ها و ساختارهای سرگرم کننده فناورانه محور و توجه به اینفوتینمنت، دو عاملی هستند که هر کدام با 99/84 درصد از اهمیت و عدم قطعیت یکسانی برخوردار شده اند. درواقع، چهار مؤلفه پیش گفته با بیشترین اهمیت و عدم قطعیت، پیش مشخص ها و پیشران های اصلی سناریوهای آینده برای شبکه سبلان هستند.
کرونا و ایران: تحلیل مضمون جوک های کرونایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۱
261 - 280
حوزههای تخصصی:
امروزه جوک به دلایلی از جمله سرعت کاربرد توسط قشرهای مختلف مردم، تعدد وتنوع موضوعات و نیز کارکردهای مختلفی که می تواند داشته باشد، به موضوعی مهم برای پژوهش تبدیل شده است که از نمودهای این اهمیت را می توان در ظهور و شیوع حوزه مطالعات طنز مشاهده کرد. این پژوهش لذا بر این اساس با تمرکز بر محتوای جوک های نوشتاری ایرانی در مورد یکی از منحصر به فردترین حوادث که به صورتی عالم گیر، همه کشورها را درگیر کرده و تحت تاثیر قرار داده است ،یعنی بیماری کرونا، در پی فهم مضامین اصلی است. در این مسیر، با استفاده از روش تحلیل مضمون و تا رسیدن به اشباع نظری، بر بیش از صد و بیست جوک کرونایی که در فضای سایت های مختلف اینترنتی نشر داده شده است، تمرکز شد. یافته های پژوهش که می توان آن ها را بازنمای خوانش ایرانیان از وضعیت کنونی شان دانست، نشان می دهد که محتوای جوک های کرونایی را می توان در پنج مقوله فراگیر شامل «جوک های انتقادی، جوک های مرتبط با خانواده و جنسیت، جوک های ناظر به سطح فردی، جوک های راجع به حوزه اجتماعی و جوک های ملیتی» جای داد. آن چنان که پیداست مجموع مقولات این تحلیل که نشان از تغییر پارادایمی مضامین جوک ها از جنسیت به انتقاد است، علاوه بر بیان اهمیت انجام مطالعات فرهنگی-اجتماعی جوک ها در راستای رصد و فهم خوانش جامعه، ضرورت برنامه ریزی در جهت پاسخگویی بیانی و عملی به این خوانش ها را بیش از پیش روشن می سازد.
تحلیل فقهی-اجتماعی مشاغل ممنوعه زنان در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به اصول حاکم بر شخصیت زن، تفاوت های زیستی، رفتاری و اقتصادی میان زنان و مردان، سبب می شود، در اندیشه دینی با وجود آنکه اشتغال به عنوان یک حق برای زنان محسوب می گردد، اما وجود این تفاوت ها آثار و تبعات خود را در حقوق و تکالیف آنان برجای گذارد و موانعی در برخی مشاغل آنان ایجاد نماید. لذا ارائه تصویری صحیح از حقوق و نحوه مشارکت بانوان در عرصه اجتماع با تأکید بر انطباق آن بر آموزه های اصیل دینی، از نیازهای مبرم دنیای امروز است. این پژوهش که با روش کتابخانه ای(اسنادی) انجام شد، پس از بررسی مبانی فقهی اشتغال زنان به این نتیجه می رسد که شاغل بودن زنان در اسلام از لحاظ فقه تا زمانی که منع خاصّی وارد نشده باشد، اشکالی ندارد وممنوعیت قانون گذار در به کارگیری زنان در برخی مشاغل مثل مرجعیت دینی و قضاوت، به معنای تفکیک و تبعیض جنسیتی میان زن و مرد یا محروم کردن زنان از حقوق اجتماعی نبوده، بلکه موهبتی جهت حفظ ارزش های اخلاقی، تحکیم بنیان خانواده و مراعات شرایط جسمی و روحی بانوان است.
رابطه میان مصرف و سواد رسانه ای خبری دانش آموزان دبیرستانی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور و فراگیر شدن رسانه های نوین، مسئله اخبار نادرست بیش از پیش اهمیت یافته است. جوان ترها و به خصوص دانش آموزان، به واسطه استفاده بیشتر از فضای مجازی در معرض آسیب پذیری بیشتری هستند. هدف این تحقیق بررسی نوع و میزان مصرف و سواد رسانه ای خبری دانش آموزان دبیرستانی، و همچنین رفتار مراقبتی والدین آنان است. جامعه آماری دانش آموزان پایه یازدهم شهر تهران است که تعداد 466 نفر از آنان به روش خوشه ای انتخاب شدند. داده ها به وسیله پرسش نامه تهیه شده مبتنی بر تحقیق کرافت، اشلی و مکسل و در قالب الگوی سواد رسانه ای شناختی جیمز پاتر جمع آوری شد. نتایج نشان داد که سواد رسانه ای خبری دانش آموزان در حد متوسط است. میان تنوع و میزان مصرف رسانه ای، منطقه آموزشی و شغل والدین با سواد رسانه ای دانش آموزان رابطه وجود دارد. اما میان جنسیت و سواد رسانه ای خبری رابطه معناداری مشاهده نشد. یافته ها نشان داد که 38 درصد والدین برای مراقبت فرزندان در برابر رسانه ها هیچ اقدامی نمی کنند، و عمده ترین فعالیت مابقی صحبت کردن در مورد محتوای رسانه است. در نهایت 57 درصد دانش آموزان درس تفکر و سواد رسانه ای پایه دهم را غیرمفید ارزیابی کردند.
نقش رسانه های جمعی (با تاکید بر تلویزیون) در تحقق فرهنگ ایثار و مقاومت (با استناد به بیانیه گام دوم انقلاب و زندگی شهید سلیمانی)
منبع:
مطالعات دینی رسانه سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵ و ۶
133 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش پاسخ به دو سوال است: اولاً رسانه های جمعی چگونه می توانند فرهنگ ایثار و مقاومت را گسترش دهند؟ ثانیاً شخصیت شهید سلیمانی چه نقشی در فرهنگ سازی (ایثار و مقاومت) در جامعه دارد؟ روش: برای پاسخ به این سوالات، مقولات مورد نظر از درون مصاحبه ها استخراج شده و از طریق توصیف و تحلیل انتظام مفهومی یافته اند. یافته ها: نتایج نشان میدهد رسانه تلویزیون با تاکید مفاهیمی چون بالا بردن ایمان عمومی، بازنمایی محور مقاومت، وحدت گرایی، بازتولید ادبیات ایثار و مقاومت، قداست بخشی به فرهنگ ایثار و مقاومت، همدلی و برانگیختن عواطف انسانی و اسطوره سازی از شخصیتهای ملی و میهنی و به کارگیری آداب و رسوم غنی فرهنگ ایران در فیلم ها و برنامه های تلویزیونی می تواند موثر باشد. نتیجه گیری: استفاده از ظرفیت های شخصیت های برجسته معاصر همچون شهید سلیمانی و ارائه و ترویج مکتب سلیمانی میتواند در فرهنگسازی برای همه افراد به ویژه نسل هایی که دوران دفاع مقدس را تجربه نکرده اند در گام دوم انقلاب کاربردی و تاثیرگذار باشد. با این حال آگاهی بخشی و اطلاع رسانی همچنان از کاربردیترین کارکردهای رسانه برای ارتقاء فرهنگ سازی در جامعه است.
گونه شناسی پیام های پربیننده اینستاگرام با موضوع «کرونا»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آغاز شیوع کرونا، فضای مجازی و به ویژه اینستاگرام، بستر تولید و انتقال اطلاعات بسیاری شده است. مطالعه ماهیت این پیام های پربیننده، به این دلیل اهمیت دارد که نشان دهنده رفتار جامعه در شرایط بحران است. تحقیق حاضر درصدد است به این سؤالات پاسخ دهد؛ پیام های پربیننده با موضوع کرونا چه ماهیتی دارند و کدام احساسات باعث پربیننده شدن آنها شده است؟ برای پاسخ به این سؤال، 600 پیام «وایرال» یا پربیننده در اینستاگرام در یک دوره 60 روزه بررسی شدند. روش تحقیق، پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها در گام اول پربازدیدترین پیام ها (تعداد) با موضوع کرونا انتخاب شدند؛ سپس محتوای نظر بینندگان توسط کارشناسان (متخصصان روانشناسی) نمره دهی شد؛ در گام بعدی، داده های کمّی حاصل شده با روش تحلیل عاملی، خوشه بندی (دسته بندی) شدند. براساس یافته های آماری، پیام های پربازدید، سه گونه (دسته) هستند؛ دسته اول، ماهیت تفریح و سرگرمی دارند؛ دسته دوم، ماهیت خبر و اطلاع رسانی دارند و دسته سوم، با هدف آموزش و تبلیغ، تولید شده اند. همچنین براساس نتایج به دست آمده، اگر چه عوامل اثرگذار بر پربیننده شدن پیام ها، در هر گونه، متفاوت با دیگری است، بررسی محتوایی خوشه ها نشان می دهد برخلاف بسیاری از یافته های پیش از این پاندمی، در دوره کرونا، غافلگیری منفی، غم و ترس مهم ترین ویژگی هایی هستند که باعث پربیننده شدن پیام ها شده اند. در دوره کرونا خشم و نفرت، اثر چندانی بر پربیننده شدن پیام ها نداشته اند.
کنشگری کاربران ایرانی رسانه های اجتماعی مجازی درزوال و برساخت ارزش های اخلاقی رسانه؛ (مطالعه شش مورد رویداد درشبکه اینستاگرام)
منبع:
علوم خبری سال نهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۳
101 - 138
حوزههای تخصصی:
دراین مقاله شش رویداد در رسانه اجتماعی اینستاگرام که در حال زوال و برساخت ارزش های اخلاقی و مورد بحث کاربران ایرانی قرارگرفته اند مطالعه شده است. این شش رویداد در فاصله سال های 1397 تا 1398 در اینستاگرام آغاز شد و دامنه بحث مربوط به آنها در سایر رسانه ها و وب سایت های فضای مجازی گسترش پیدا کرد. هدف ازاین پژوهش چگونگی زوال و برساخت ارزش های اخلاقی در شبکه اینستاگرام با رویکرد کنش ارتباطی (حوزه عمومی) یورگن هابرماس است. مطالعه به شیوه کیفی با رویکرد اکتشافی و برمبنای کامنت و نظرات کاربران حول این شش رویداد مبنای تحلیل بوده است. ازمیان هزاران کامنت کاربران فضای مجازی درباره هر رویداد مورد بررسی در مجموع 296 کامنت برای تحلیل انتخاب شدند. این نظرات در قالب مدل کیفی برآمده از دل داده ها با عنوان «مدل کنشگری کاربران ایرانی» دربرساخت و زوال ارزش های اخلاقی رسانه های اجتماعی مجازی(اینستاگرام) ارائه می شود.
موانع ساختاری و حرفه ای نظارت رسانه ای برکنش دولت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، شناسایی و تحلیل موانع ساختاری و حرفه ای فراروی نظارت و دیده بانی رسانه ای برکنش های دولت و سازمان های دولتی در ایران است. در این مطالعه برای جمع آوری اطلاعات از روش کیفی (مصاحبه عمیق با روزنامه نگاران باتجربه و متخصصان روابط عمومی) و از شیوه نمونه گیری هدفمند، برای انتخاب نمونه ها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین موانع فرهنگی شامل «پنهان کاری و هراس از شفافیت در فرهنگ ایرانی، استقبال از تمجید و ستایش و هراس از انتقاد در میان ایرانیان»، مهم ترین موانع سیاسی، شامل «اسرارگرایی در رسانه براثر سایه سنگین سیاست، برخورد سیاسی با رسانه ها، کارکرد حزبی رسانه ها، مدیریت رسانه ها توسط افراد سیاسی»، مهم ترین موانع حقوق و قانونی شامل «لزوم دریافت مجوز برای فعالیت های رسانه ای، گستردگی استثنائات و خطوط قرمز اطلاع رسانی، نبود تعریفی روشن از جرم مطبوعاتی»، مهم ترین موانع اقتصادی «حضور دولت در اقتصاد رسانه، تطمیع خبرنگاران، نابرابری فضای رقابت بین رسانه های دولتی و غیردولتی»، مهم ترین موانع درون سازمان های دولتی شامل «نگاه مالکانه سازمان های دولتی به اطلاعات سازمانی، بسته بودن جلسات ادارات دولتی بر روی رسانه ها، تلقی هجمه گرایانه و مچ گیرانه مدیرانِ سازمان ها از انتقاد رسانه ها» و مهم ترین موانع درون رسانه ای شامل «خودسانسوری رسانه ها، وجود افراد جوان و بی تجربه در رسانه ها، عدم آشنایی با روزنامه نگاری تحقیقی، غلبه رویکرد رویدادمحوری بر فرایند محوری در رسانه ها» بوده اند.
Personality Types as Correlate of Specific Phone Usages and Smart Phone Addiction among Students in the University of Ilorin, Kwara State, Nigeria
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۴, Issue ۱, January ۲۰۲۰
27 - 46
حوزههای تخصصی:
Past researchers have examined the impact of personality types on technology usage among students from varying angles. However, due to dearth of studies on personality types and smart phone addiction among students in the Nigerian environment, this study investigated the relationship between personality types, smart phone addiction and specific phone usages among University students. A sample size of 200 was used for this study using systematic sampling technique in the selection of respondents in the study area. Findings revealed that conscientiousness and agreeableness personality types had significant positive correlation with smart phone addiction; while extraversion and neuroticism had significant negative correlation with smart phone addiction. Again personality types had significant positive and negative correlation with specific phone usages. In addition, findings revealed that majority of the specific phone usages had positive correlation with smart phone addiction. Based on the findings of this study, recommendations were made towards curbing addictive tendencies among university students in the use of smart phones.
مقایسه عملکرد شبکه خبر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و شبکه بی بی سی فارسی در واپسین دور مذاکرات هسته ای وین
منبع:
علوم خبری سال نهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۳
37 - 68
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر تلاش شده با بررسی شبکه خبر و شبکه بی بی سی فارسی در واپسین دور از مذاکرات وین، عملکرد و عوامل تأثیرگذار بر آن شناسایی شود. عملکرد این دو شبکه ابتدا با بررسی ادبیات موضوع و نیز در خلال مصاحبه ها توسط محقق، احصاء و در قالب دو مدل ارائه شده است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، تئوری داده بنیاد است و جمع آوری داده ها نیز از طریق انجام 15 مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران شبکه خبر، اساتید و کارشناسان ارتباطات و رسانه صورت گرفته است. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شده و نتایج حاصل از مصاحبه ها پس از مرحله کدگذاری، در قالب مدل مفهومی عملکرد شبکه خبر و مدل مفهومی عملکرد شبکه بی بی سی فارسی شکل گرفته است. با توجه به مقولات بدست آمده در تحقیق، پنج مقوله محوری برای هر شبکه تعیین شد که عبارتند از: سیاستگذاری و ساختاربندی، نحوه بازنمایی، پوشش خبری، بودجه و منابع انسانی، مخاطب.
بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و گرایش به تغییر کارکنان دانشگاه شهید چمران اهواز بر اساس الگوی هافستد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۰
331 - 350
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و گرایش به تغییر کارکنان دانشگاه شهید چمران اهواز بر اساس الگوی هافستد اجرا شده است. از بین کارکنان شاغل در دانشگاه شهید چمران اهواز، تعداد ۲۶۵ نفر بر اساس جدول مورگان و کرجسی به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده اند. با توجه به اهداف و ماهیت موضوع، روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بوده است. از دو پرسشنامه فرهنگ سازمانی هافستد با ضریب پایایی (72/0) و پرسشنامه گرایش به تغییر میچ مک کریمون با ضریب پایایی (78/0) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج نشان داد از بین ابعاد فرهنگ سازمانی هافستد فقط بین بعد اجتناب از عدم اطمینان بالا/ پایین با گرایش به تغییر رابطه معنادار داشته و بین ابعاد مردسالاری/ زن سالاری، فردگرایی/ جمع گرایی و فاصله قدرت بالا/ پایین با گرایش به تغییر کارکنان رابطه معناداری مشاهده نشده است. بنابراین، می توان گفت که کارکنان دانشگاه شهید چمران اهواز به مردسالاری تمایل بیشتری دارند. با توجه به نتایج به نظر می رسد که جامعه کارکنان دانشگاه شهید چمران به سمت جمع گرایی حرکت کرده و همکاری بیشتری نسبت به گذشته بین کارکنان مشاهده می شود.
رتبه بندی عوامل تأثیرگذار بر اجرای موفق نظام جانشین پروری در صدا و سیمای مرکز یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جانشین پروری ابزاری برای حصول اطمینان از وجود افرادی است که می توانند شایسته تصدی مشاغل و پست های مختلف سازمانی و مدیریتی در آینده باشند؛ اما برنامه ریزی و اجرای موفق نظام جانشین پروری ، نیازمند تلاش و تجهیز سازمان به راهبرد های هوشمندانه مدیریت استعدادهاست. هدف از پژوهش حاضر، اولویت بندی عوامل تأثیرگذار بر اجرای موفق نظام جانشین پروری در مجموعه صدا و سیما به عنوان مورد مطالعه بوده است. به این منظور، پس از شناسایی عوامل، با بررسی ادبیات پژوهش از تکنیک دلفی کمک گرفته شد و برای اولویت بندی عوامل نهایی شده، روش تاپسیس فازی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داده است که از بین عوامل نهایی شده، عامل ارزیابی قابلیت ها، مهارت ها و شایستگی ها، در رتبه اول و پس از آن، عواملی چون تعهد به اجرای برنامه جانشین پروری و اجرای نظام جامع ارزیابی عملکرد به ترتیب، در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. به این ترتیب، با توجه به اولویت مشخص شده 25 عامل، لازم است که سیاستگذاران و متولیان امر، به تدوین راهبرد های صحیح و موفقیت آمیز اقدام کنند.
بازنمایی زندگی روزمره خانوادگی زنان ایرانی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ششم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۳
1 - 30
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی عرصه ای برای بازنمایی هویت های اجتماعی است و در این میان هویت های زنانه نیز مجال بسیاری برای خود ابرازی در این میدان یافته اند. فضای مجازی همزمان انعکاس دهنده و برسازنده زندگی روزمره است. پژوهش حاضر با تاکید بر زندگی روزمره خانوادگی زنان ایرانی در اینستاگرام در جستجوی فهم چگونگی استفاده آنها از فضای مجازی برای تاثیرگذاری بر مخاطب و الگوهای بازخورد مخاطبان در صفحات و پست های اینستاگرامرهای زن خانه دار می باشد. با تحلیل بیش از 800 پست از 26 اینستاگرامر و نظرات مخاطبان ذیل پست ها، سه مضمون کلی شامل مادری و خانه ایده آل؛ انقیاد توام با قدرتمندی/ بازنمایی هویت های زنانه-مردانه و پارادوکس های هویتی / بازنمایی مفهوم خوشبختی در پیوند با خانواده، مصرف تظاهری و زیبایی استخراج و تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شبکه اینستاگرام برای زنان اینستاگرامر ایرانی دارای کارکرد هویت بخشی و فراغتی است که در بستر آن زنان ضمن بازنمایی نقش های جنسیتی در قالب کلیشه های سنتی، نسبت به الگوهای حاکم بر ساختارهای مردسالارانه مقاومت داشته و کنش های آگاهانه ای برای رسیدن به اهداف خود و تبدیل شدن به اینستاگرامر انجام می دهند و در این مسیر، هم زمان درجاتی از سوژگی و فرودستی آنان بازنمایی می شود.
تبیین الگوی تحولات و پیامدهای ناشی از انقلاب سایبر با روش گراندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب سایبر فضایی متفاوت تر از آنچه در گذشته وجود داشته را پدید آورده است و سبب شده تا روابط بین الملل و ارتباطات بین کشورها در عرصه های گوناگون به شکل متفاوتی مطرح گردد. بنابراین این فضا سبب تحولات قابل توجهی در عرصه نظری و عملی شده است که مطالعه آن را حائز اهمیت نموده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش گرندد تئوری انجام شده است. به این منظور پس از بررسی متون تخصصی مرتبط با موضوع پژوهش از مصاحبه نیمه ساختمند با 16 نفر از صاحب نظران حوزه سایبر (اساتید دانشگاهی و مدیران سایبری) تا اشباع داده ها که به روش نمونه گیری هدفمند بود استفاده شد. یافته های تحقیق که از طریق کدگذاری باز و محوری انجام شد نشان می دهد که داده ها متشکل از 355 کد باز، 100کد محوری و 17مقوله است و در نهایت مدلی در قالب هسته مرکزی پژوهش با 5 عامل زمینه ای، 4 عامل راهبردی، 2 عامل علی و 6 پیامد تدوین شد. در نهایت می توان گفت این فضا ایجاد کننده فرصت های بسیار مهم و قابل توجهی می باشد که بازیگران سیاسی در صورت درک مناسب شرایط جدید، در عرصه بین المللی نسبت به افزایش قدرت ملی و برقراری پیوندهای شبکه ای اقدام نمایند.
تحلیل ساختاری الگوی فرهنگی روایت در فیلم های دادگاهی هالیوود و سینمای ایران از جنبه قانون گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۴ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۵
133 - 188
حوزههای تخصصی:
موضوع پژوهش پیش رو، بررسی الگوی کلی روایت در فیلم های دادگاهی«کیفری جنایی» از منظر فرهنگی و روش آن تحلیل روایت در فیلم های فوق الذکر است. بدین منظور از نظریات بازتاب و ساختارگرایی به منظور بنیان هایی استفاده شده است که می توانند نحوه و معنای چینش روایت را توضیح دهد. مدل اتخاذشده برای تحلیل ساختاری روایت، مدل ویکتور ترنر است که روایت را به چهار مقطع «نقض قاعده»، «بحران»، «چاره اندیشی» و «بازادغام»(نتیجه چاره اندیشی) تقسیم می کند. در «سینمای هالیوود»دوازده فیلم و در «سینمای ایران» نیزدوازده فیلم با این مدل تطبیق داده شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که «سینمای هالیوود» ساختار یکدستی از روایت های دادگاهی ارائه می دهد که مبتنی برقانون محوری است؛ بدین معنا که این روایت ها با تأکید بر مقطع چاره اندیشی، دادگاه را نهاد صالح حل بحران به تصویر کشیده اند. در مقابل، «سینمای ایران» از ارائه روایت دادگاهی منسجم و قانون مدار ناتوان بوده است. سینمای ایران با تکیه بر قدرت مقطع بحران، یا همچون سینمای قبل انقلاب، به دادگاه و فرایند دادرسی کیفری قدرتی ناچیز داده است و همچون سینمای بعد انقلاب، دادگاه را نهاد ناشایست تحقق عدالت به تصویر کشیده است. به این ترتیب به نظر می رسد که علت عمده قانون مدار نشدن روایت در فیلم های ایرانی و عدم شکل گیری ژانر دادگاهی در سینمای ایران، حاکی از عدم باور به کارکرد نهاد دادگاه بوده است تا مواردی از قبیل ضعف فیلم نامه های دادگاهی یا ناتوانی از اقتباس مناسب فیلم های هالیوودی.
بازتولید قدرت در فضای اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم قدرت همواره محل نقاش و تبادل نظر بوده است. از طرفی عده ای قدرت را امری سخت می پندارند و زمام آن را در دستان حکومت و یا به تعبیر دقیق تر دولت می دانند. دولت ها از قدرت نظامی برای به انقیاد درآوردن مردم تحت چتر حاکمیت بهره می برند. از طرف دیگر عده ای که عمدتا طیف نظریه پردازان معاصر را دربرمی گیرد که قدرت را امری نرم و ذهنی می دانند و این گونه می اندیشند که زور زمانی مؤثر می شود که گفتمان های تنبیهی در فضای جامعه تأثیرگذار باشد. در واقع قدرت در صورت بندی نرم خودش امری سیال و در حال گردش فرض می شود که صاحبانش افرادی هستند که نفوذ بیشتری در جامعه داشته باشند. ساخت اجتماعی قدرت تعبیری است که به خوبی جنبه نرم و سیال بودن قدرت را نمایان می سازد. در این مقاله قصد داریم، که فرآیند بازتولید قدرت را در فضای اجتماعی دریابیم. برای پاسخ به مسئله فوق به روش کتابخانه ای ساخت اجتماعی قدرت را در سه سطح بررسی خواهیم کرد. در سطح اول به تطور مفهومی قدرت و پیامدهای آن خواهیم پرداخت. در سطح دوم سه فرآیند مدیریت تصویر، مناسک اجتماعی، نهادهای اجتماعی در نسبت با قدرت مورد بررسی قرار می دهیم و در سطح سوم، تأثیر سه فرآیند فوق بر ادراک و نگرش و رفتار افراد بررسی خواهیم کرد. پس از بررسی درمی یابیم که بازتولید قدرت فرآیندی سه مرحله ای است که از کلان جامعه تا اذهان افراد و برعکس نهادینه می شود.
بررسی موافقتنامه انتقال فرامرزی داده های شخصی بین ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا با نگاهی به قوانین جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۱ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۸)
27 - 46
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی موضوع حمایت از داده و مباحث حقوقی مربوط به آن، اهمیت بسیاری یافته است. موضوعی که در نظام های حقوقی مختلف و در زمینه مسائل حقوقی داده با چالش های بیشتری روبه رو شده، مبحث انتقال فرامرزی داده است. در این نوشتار تلاش شده تا به این مسئله از مسیر بررسی توافقنامه حامی حریم خصوصی (Privacy Shield) که میان اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا منعقد شده، پرداخته شود. در همین راستا، ابتدا رویکرد آن ها نسبت به مبحث حمایت از داده، بررسی شده و سپس تحولات موجود در زمینه انتقال فرامرزی داده در اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا از توافقنامه بندرگاه امن (Safe Harbor) تا توافقنامه حامی حریم خصوصی و اصول حمایت از داده موجود در این دو سند موشکافی شده است؛ تا از این طریق بتوان به یک دیدگاه جامع و مانع در زمینه انتقال فرامرزی داده در این دو نظام حقوقی مهم در سطح جهان و خلأهای مربوط به آن در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران دست یافت.
دین و تصویر: تحلیل تصویری برنامه تلویزیونی «سمت خدا»
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی پاسخ به این سؤال است که آیا دین اسلام که مبتنی بر «کلام» و «کلمه» شکل گرفته است، می تواند با رسانه ای همچون تلویزیون که ماهیتی تصویری دارد، نسبتی برقرار سازد. برای پاسخ به این پرسش ابتدا به لحاظ نظری بخشهای مختلف دین و نسبت آن با تصویر تبیین شده است. در این بخش مشخص شد که «اخلاقیات» از جمله «ادراکات اعتباری» در فلسفه اسلامی به حساب می آیند و لذا «تصویر تلویزیونی» می باید برای نیل به نتیجه، صورت احساسی مثبت از یک «عمل اخلاقی» ایجاد نماید. چنانچه «اعتقادات» محور برنامه دینی باشد، زمانی موفق می گردد که بتواند تصاویری مختلف از افکار را در برابر بینندگان قرار دهد تا مخاطب بتواند از میان این تصویرها، تصویر درست را انتخاب نماید. برای ارزیابی این چارچوب نظری، برنامه گفتگومحور تلویزیونی «سمت خدا» مدنظر قرار گرفت. در این تحقیق با روش کیفی و با استفاده از نشانه شناسی مشخص شد که این برنامه به لحاظ رنگ و نور، دکور و جلوه های بصری زیبا، تلاش نموده که فضای احساسی مثبتی را برای گفتگوی دینی پیرامون اخلاق فراهم آورد. اما به لحاظ حرکت تصویری، تغییر زوایای دوربین و ترکیبهای تصویری نتوانسته برنامه ای متناسب با ماهیت حرکتی تصویر تلویزیونی تولید نماید و در حد «گفتار» باقی مانده است. علاوه بر این به دلیل اینکه گفتگو به صورت یک طرفه و تنها از سوی یک دیدگاه، «تصویری از اعتقادات دینی» را مطرح می نماید، نمی تواند برای حوزه اعتقادات به اندازه کافی مفید باشد و تنها بخش «پاسخ به سؤالات» تا حدی جبران این نقیصه را می نماید.
تسهیم دانش در شبکه های اجتماعی ارائه مدل پارادایمی بر اساس نظریه گراندد تئوری (Grounded Theory)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۹
155 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور بررسی تسهیم دانش در شبکه های اجتماعی از دیدگاه متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی کشور ایران است. روش تحقیق: داده ها از 15 مصاحبه نیمه ساختاریافته با اعضای هیئت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و مسئولین کتابخانه های دانشگاه گردآوری و از رویکرد کیفی و روش «گراندد تئوری» در تحلیل داده های کیفی استفاده شده است. مصاحبه ها پس از پیاده سازی، تجزیه وتحلیل و کدگذاری های باز، محوری و گزینشی و در زمینه های موضوعی گسترده تر دسته بندی گردید. یافته ها: مفهوم مرکزی با عنوان بررسی تسهیم دانش در شبکه های اجتماعی شکل گرفت. شرایط علی شامل: عوامل مؤثر بر تسهیم دانش، دلایل تسهیم دانش و موانع تسهیم دانش هست. زمینه شامل: هدف از تسهیم دانش و هدف استفاده از شبکه های اجتماعی است. شرایط میانجی یا مداخله گر: در کنار زمینه های یادشده شرایط مداخله گری نیز وجود دارد که همواره بر عملکرد عوامل زمینه ای تأثیر می گذارد که شامل: عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل محیطی است. راهبردها که تشدید یا تضعیف کننده زمینه هستند، شامل: ویژگی های کاربر، ویژگی های سازمانی، فرهنگ تسهیم دانش و ویژگی های شبکه های اجتماعی هست. پیامدها شامل: سهولت استفاده، سودمندی تسهیم دانش در شبکه های اجتماعی و استفاده کارآمد از شبکه های اجتماعی هست. بررسی ها در قالب یک مدل پارادایمی در پایان پژوهش ارائه شده است.
مطالعه تأثیر فردگرایی و جمع گرایی بر فردگرایی در شبکه های اجتماعی مجازی (مورد مطالعه: دانشگاه تربیت مدرس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران تحقیقات فراوانی درباره فردگرایی و جمع گرایی انجام شده است که هر یک از این تحقیقات میزان فردگرا یا جمع گرا بودن جامعه مورد بررسی را در بین یکی از دو سر طیف فردگرایی یا جمع گرایی نشان می دهند. اما نکته مشترک تمامی این پژوهش ها این است که فردگرا یا جمع گرا بودن ایرانیان در بستر گروه ها و شبکه های واقعی موردبحث و بررسی قرار گرفته است و نسبت بین فردگرایی و جمع گرایی واقعی با فردگرایی و جمع گرایی در شبکه های مجازی مغفول مانده است. بنابراین پرسش این مقاله این است که فردگرایی و جمع-گرایی در دنیای واقعی چه نسبتی با فردگرایی در شبکه های مجازی دارد؟ برای پاسخ به این سؤال از روش پیمایش استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد بین فردگرایی با فردگرایی شبکه ای رابطه ای مستقیم و بین جمع گرایی با فردگرایی شبکه ای رابطه ای معکوس وجود دارد؛ بنابراین افرادی که در دنیای واقعی فردگرا هستند در شبکه های مجازی فردگرایی شبکه ای بالا و افرادی که در دنیای واقعی جمع گرا هستند نیز در شبکه های مجازی فردگرایی شبکه ای پایینی دارند؛ به عبارت دیگر به نظر می رسد فردگرا یا جمع گرا بودن افراد در دنیای واقعی بر کنش فردی یا جمعی آن ها در دنیای آنلاین تأثیر دارد.