ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۶۱ تا ۴٬۹۸۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
۴۹۶۱.

مبانی «برنهاد منطق ریاضی» راسل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه ریاضی راسل منطق گرایی نظریه مجموعه ها نظریه توصیفات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۴ تعداد دانلود : ۷۳۷
با در نظر گرفتن دو جریان فراگیر فلسفی قرن نوزدهم یعنی ایده آلیسم و رئالیسم، آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد این است که راسل بر پایه کدام نظام فلسفی منطق گرایی خود را بنا کرد. طرح منطق گرایی راسل در سه دوره فکری بررسی می شود. در دوره اوّل راسل در بررسی های منطقی خویش رویکرد ایده آلیستی دارد. در دوره دوّم با پایه ریزی فلسفه رئالیستی خود نسخه اوّلیه منطق گرایی اش را در اصول می آورد. در دوره سوّم به دلیل پارادوکس های برخواسته از جریان منطق گرایی، راسل به ایده آلیسم اصلاح یافته ای روی می آورد و با ارائه «نظریه طبقات» نسخه کاملی از منطق گرایی خود را در کتاب مبانیریاضی ارائه می دهد. امّا راسل همچنان در ارائه عمومیتی معتبر که برای منطق و ریاضیات اساسی است با موانعی مواجه می شود. نهایتا راسل دو «اصل موضوع تحویل پذیری» و «اصل موضوع بی نهایت» را برای برداشتن این موانع مطرح می کند تا بتواند نظام منطقی خود را به درستی بنا کند.
۴۹۶۲.

Kant and Hegel on Aesthetic Reflexivity(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Aesthetic Reflexivity practice Hegel and Kant

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۰ تعداد دانلود : ۳۷۹
The paper aims at reevaluating a conception of the aesthetic that was developed by Kant and Hegel but that has been widely neglected due to the fact that their positions in aesthetics have been wrongly considered to be antagonistic to one another. The conception states that the aesthetic is a practice of reflecting on other human practices. Kant was the first to articulate this conception, but nevertheless falls short of giving a satisfying account of it, as he doesn’t succeed in explaining its objective aspect. I claim that Hegel resolves this problem by understanding works of art as objects that thermalize essential orientations of historical-cultural practices. But his explanation fails to grasp the specificity of art as a reflective practice. However, Hegel’s position gives us a hint for how to deal with this problem: Reflection has to be understood in a practical, and not in a cognitive sense.
۴۹۶۳.

«یک» و «خدا» از نظر هراکلیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هراکلیت زیوس یک برهمه ایشوارا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۸ تعداد دانلود : ۶۸۳
به روایت کتاب های تاریخ فلسفه ، هراکلیت فیلسوف ناپایداری و گذرایی، پارمنید فیلسوف ثبات و پایداری است. یکی به گذرایی هستی، دیگری به یگانگی و ایستایی آن باور دارد. چنین نگرش فروکاهنده ای به ثبات لوگوس و خدا نزد هراکلیت  و به زایش چیزها، پس پذیرش حرکت و کثرت، نزد پارمنید اعتنا ندارد. این مقاله تنها به دیدگاه هراکلیت درباره «خدا»و«یک» آن هم بر مبنای این سخن از وی می پردازد: «یک، تنها خردمند، هم دوست ندارد و هم دوست دارد به نام زئوس نامیده شود». (32)پس از بررسی پاره ای از تفاسیر، تفسیر دیگری از این سخن پیشنهاد میکنیم.
۴۹۶۴.

ارتباط ساختار منطقی زبان باارزش و معنای زندگی در اندیشه ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ویتگنشتاین معنای زندگی فلسفه منطق زبان اخلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۱ تعداد دانلود : ۴۶۶
پرسش از زندگی و حیات پیشینه ای به درازای تاریخ بشر دارد و مسئله ای است که در تطور تاریخ اندیشه، چهره های گوناگونی به خود گرفته است. امروزه این پرسش با جدیت بیشتری پیگیری می شود تا بدانجا که حتی در محافل دانشگاهی به شکل گرایشی از فلسفه دین درآمده است. همچنین، در میان نحله های فلسفی گوناگون معاصر، فیلسوفان تحلیلی و زبانی با دقت و ژرف کاوی ویژه ای ساختار گوناگون گزاره های زبان را تحلیل کرده اند که تا حدودی در نگرش های رساله منطقی فلسفی ویتگنشتاین ریشه دارد. بنابراین، تحلیل ساختار منطقی پرسش از معنای زندگی و درستی یا نادرستی طرح آن در اندیشه ویتگنشتاین جذاب و نوین است؛ زیرا از یک سو، در اندیشه دوپاره وی، گزاره های برخی از علوم، مانند اخلاق، فلسفه، هنر، دین و متافیزیک به دلیل هم سو نبودن با معیارهای منطقی زبان، مهمل و بی معنا هستند و از سوی دیگر، باورهای ایمانی و عمل گرایانه وی، جلوه ای متفاوت به برداشت ها از زندگی و حیات انسان داده است. از این رو، تلاش ما این است که در مقاله حاضر، تناقض موجود در اندیشه ویتگنشتاین را در تناسب با پرسش مهم معنای زندگی بسنجیم و پاسخ احتمالی او را نقد و بررسی کنیم.
۴۹۶۵.

بیان پذیری عرفان؛ بررسی ادله ناظر بر متعلق تجربه، تجربه گر و تجربه(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بیان ناپذیری تجربه عرفانی تجربه گر متعلَّق تجربه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۰ تعداد دانلود : ۵۷۸
بیان ناپذیری شهودها و تجارب عرفانی، به معنای ناممکن بودن بیان لفظی تجربه عرفانی است. استدلال هایی نظیر انتقال ناپذیری وجودی احساس، نمادین بودن زبان عرفان، نظریه استعاره، مفهوم ناپذیری تجربه عرفانی، معلوم ناپذیری تجربه عرفانی، محصورناپذیری تجربه عرفانی، فروتربودن رتبه معانی موضوع له نسبت به معانی شهودی، فنا، استحالله اشتراک لفظی و معنوی و زودگذری با رویکردهایی ناظر بر ذات تجربه گر، ذات تجربه و ذات متعلق تجربه در اثبات این مدعا اقامه شده اند. این نوشتار به توصیف و تحلیل و ارزیابی استدلال های یادشده می پردازد. نتیجه این پژوهش آن است که دلایل فوق، اغلب از ارایه مفهوم صحیحی از بیان ناپذیری ناتوان است و اموری در آنها ابطال شده که به رغم شباهتشان به بیان ناپذیری، با آن تفاوت اساسی دارند؛ همچنین مقدمات برخی ادله سقیم بوده و بر برخی دیگر نقدهایی مهم وارد است؛ بنابراین نمی توان بر اساس این استدلال ها بیان پذیری عرفان را محال شمرد.
۴۹۶۶.

نظریه «زیست معنایی» میلیکان؛ مقابله با سنت عقل گرایی در باب معنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیست معنایی بیوسمنتیک روث گرت میلیکان عقل گرایی در باب معنی ساختکار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۳ تعداد دانلود : ۸۰۳
جایگاه نظریه زیست معنایی میلیکان در ادبیات فلسفه تحلیلی، تنها محدود به پاسخی برای مسیله عدم تعین مصداقی واژه های پاتنم تصور شده است. شاید یکی از مهم ترین دلایل این مسیله، پیچیدگی موضوع مطرح شده توسط میلیکان و البته بیان مبهم و سخت وی باشد. بنیان این نظریه بر فرآیند انتخاب طبیعی استوار شده که بخش جدایی ناپذیر نظریه تکامل است و برای فهم مثال های میلیکان و آنچه در حوزه سمنتیک، ذهن و زبان می خواهد بدان بپردازد به پیش زمینه های زیستی نیاز است. مسیله مهم تر آن است که به اذعان خود میلیکان و البته با توجه به نامی که وی بر نظریه خود گذارده است، زیست معنایی نظریه ای در حیطه معنی است؛ حال آنکه به دلیل پرداختن زیاد میلیکان به ذهن و محتوای ذهنی، نظریه وی بیشتر در حوزه فلسفه ذهن تفسیر شده است. هدف ما در این مقاله آن است که با معرفی اجمالی نظریه زیست معنایی میلیکان و تبیین جایگاه این نظریه در مقابله با عقل گرایی درباب معنی، با ارایه مدلی نوین نشان دهیم که این نظریه برخلاف تصور رایج، نظریه ای صرفاً در زمینه محتوای ذهنی نیست و یک نظریه معنی محسوب می شود.
۴۹۶۷.

تفکر سیستمی حکمت متعالیه در شناخت محیط زیست (مطالعه ی موردی: زمین)(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: تفکر سیستمی زمین حکمت متعالیه ملاصدرا محیط زیست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۱۵
از قرن بیستم تفکر سیستمی به عنوان یک تفکر کل نگر و کارآمد در مطالعه ی سیستم های پیچیده با تأکید بر درک اصول مهمی چون «همبستگی و تعامل بین اجزا»، «هدفمندی» و «تکامل پذیری» در سیستم مورد توجه اندیشمندان قرار گرفت. در این میان آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته است تبیین فلسفی این نوع از تفکر می باشد. مقاله ی حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی تفکر سیستمی در حکمت متعالیه به عنوان یک نظام جامع فلسفی توحیدمحور و بازتاب آن در شناخت محیط زیست به ویژه زمین خاستگاه تکون و تکامل موجودات صورت گرفته است. بررسی اصول هستی شناسی حکمت متعالیه چون اصالت وجود، تشکیک وجود، وحدت وجود، وجود ربطی و حرکت جوهری نشان از آن دارد که نگاه ملاصدرا به پدیده های طبیعی چون زمین بر اساس تفکر سیستمی است و اصول اساسی این تفکر و مزایای آن در آن وجود دارد. در چنین رویکردی هستی یک کل با اجزای به هم پیوسته است و زمین به عنوان جزئی مهم از این سیستم جامع به صورت یک سیستم یکپارچه و هدفمند، در سیری استکمالی به سوی منبعی قدسی در حرکت است. بی شک این نوع از تفکر، طبیعت شناسی نوینی را فراروی دست اندرکاران محیط زیست قرار می دهد.
۴۹۶۸.

نقش زبان در بازنمود واقعیت از دیدگاه ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: زبان ابدئالیسم خام رئالیسم ذهن و عین ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۴۹۹
از جمله پرسش های اساسی در موضوع رابطه زبان و واقعیت، پرسش از نقش زبان و میزان تاثیرگذاری آن در توصیف عالم واقع بر اساس رابطه شناخت و واقعیت است. در تبیین نقش مداخله گرانه زبان در توصیف واقعیت، دو رویکرد کلی وجود دارد. در رویکردهای سنتی بر اساس رئالیسم خام، زبان هیچ گونه دخالتی در بازنمایی واقعیت ندارد و تنها ابزار بیان واقعیت است در حالی که در رویکردهای جدید با توجه به تفاعل ذهن و عین، بر نقش مداخله گرانه زبان در توصیف واقعیت تاکید می شود. در این مقاله ضمن مرور اجمالی بر رویکردهای رایج تلاش خواهد شد تا دیدگاه ملاصدرا در خصوص پرسش یاد شده، مورد بررسی قرار گیرد. دستاورد این پژوهش نشان خواهد داد که نظریه ملاصدرا در خصوص نقش خلاق نفس در ظهور صورت های حسی و خیالی می تواند مبنای قابل توجهی در تبیین نقش زبان در بازنمایی واقعیت ایفا کند. علاوه بر این تبیین حکایت های مختلف زبان از واقعیت واحد، ذاتی بودن معنا و نیز ذاتی بودن صدق برای زبان از مهم ترین برآیندهای نظریه ملاصدرا است.
۴۹۶۹.

بررسی هویت فلسفه اسلامی در آثار علامه طباطبایی ره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت فلسفه اسلامی فلسفه یونان کلام اسلامی علامه طباطبایی اسلام و فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۳۶
در سده گذشته بررسی هویت فلسفه اسلامی اعم از چیستی و هستی آن، یکی از موضوعات مورد بحث مستشرقین غربی و متفکرین اسلامی بوده است. آیا فلسفه اسلامی دارای یک هویت متمایز است؟ بدین معنا که آیا می توان درباره آن گفت هم اسلامی است و هم هویتی جدا از کلام اسلامی و فلسفه یونان دارد؟ در این باره پاسخ های گوناگونی در رد یا دفاع از آن ارایه شده است. یکی از بزرگترین فیلسوفان معاصر که بررسی های گسترده ای در این باره انجام داده و در آثار خود تلاش نموده است تا به تبیین هویت فلسفه اسلامی و دفاع از آن بپردازد علامه طباطبایی است. <br /> این تحقیق با توجه به آثار علامه طباطبایی به سه سوال درباره هویت فلسفه اسلامی یعنی ارتباط اسلام با فلسفه، چیستی فلسفه اسلامی و هستی فلسفه اسلامی از منظر علامه پاسخ می دهد. به نظر علامه طباطبایی اسلام دینی فطری و جهانی است و نباید آن را در قشری خاص از مخاطبین محدود کرد. اندیشه فلسفی نیز امری فطری است و اسلام آن را به رسمیت شناخته و در ردیف تفکر مذهبی قرار داده است. فلسفه اسلامی در چیستی و ماهیت فلسفی و برهانی خود، اگر چه با کلام اسلامی متمایز است اما تفاوتی با فلسفه یونان نمی کند بلکه تمایز فلسفه اسلامی با فلسفه یونان در هستی و تحقق خارجی آن است؛ یعنی در ابتکاراتی است که در سه بخش 1-کمیت مسایل فلسفی 2- انسجام و ترتب خاص در بین مسایل فلسفی 3- زنده بودن و پویایی در ابعاد مختلف که در طول سالیان متمادی بدست آورده است.
۴۹۷۰.

نسبتِ میانِ ارزش هایِ اخلاقی و ارزش هایِ زیبایی شناختی در اثرِ هنری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزش اخلاقی ارزش زیبایی شناختی مواضع تندروانه مواضع میانه روانه حسن/عیب اخلاقی مزیت/نقص زیبایی شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۹۱۵
مسأله ی وجود نسبت میان ارزش های اخلاقی و ارزش های زیبایی شناختی یکی از مهم ترین دغدغه های فلسفه ی هنر در روزگار ما است. به عبارت دیگر، مسأله از این قرار است که آیا نقد اخلاقی و نقد زیبایی شناختی اثر هنری ارتباطی با یکدیگر دارند یا نه. در پاسخ به این پرسش موضع گیری های گوناگونی صورت گرفته است، که، از آن میان، موضع مؤیدان میانه رو بیش از همه پذیرفتنی می نماید. مؤیدان میانه رو در تأیید وجود نسبتی میان ارزش های اخلاقی و زیبایی شناختی با یکدیگر هم داستان اند، اما در چگونگی برقراری این نسبت با یکدیگر اختلاف نظر دارند، و محاسن/معایب اخلاقی و مزایا/نواقص زیبایی شناختی را به انحاء متفاوتی با یکدیگر مرتبط می دانند. در این میان، دست کم رد چهار نسبت را می توان در آراء ایشان پی گرفت: (1) گاهی حسن اخلاقی اثر هنری سبب ساز مزیت زیبایی شناختی آن می گردد، (2) گاهی عیب اخلاقی اثر موجب نقص زیبایی شناختی آن می شود، (3) گاهی عیب اخلاقی اثر به مزیت زیبایی شناختی آن می انجامد، و (4) گاهی مزیت زیبایی شناختی اثر به حسن اخلاقی آن ختم می شود.
۴۹۷۱.

تحلیل تکثر معنای زندگی در فلسفة ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ملاصدرا معنای زندگی تکثر هستی شناسی انسان شناسی معرفت شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۱ تعداد دانلود : ۸۰۱
مسیله محوری مقالله حاضر بررسی و تحلیل تکثر معنای زندگی از دیدگاه ملاصدر است. نگارندگان در این مقالله با استفاده از مبانی ملاصدرا در سه ساحت معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی به تحلیل و تبیین تکثر معنای زندگی پرداخته اند. در این جستار، در ساحت معرفت شناختی با تکیه بر دو نگرش ثبوتی و اثباتی ملاصدرا نسبت به زندگی، تکثر معنای زندگی را تحلیل خواهیم کرد. در بعد هستی شناختی با استفاده از دو نظام نظام وحدت تشکیکی و وحدت شخصی وجود، در قالب ظهور متفاوت اسمایی و تکثر ظهورات با استفاده از مؤلفه های چون خداوند، دین و عشق به حق تعالی، به تحلیل تکثر معنای زندگی می پردازیم. در ساحت انسان شناختی نیز با استمداد از تبیین کثرت نوعی انسان در دو نظام وحدت تشکیکی و وحدت شخصی وجود، این مسالله را واکاوی خواهیم کرد.
۴۹۷۲.

نظریه عقل ابن سینا با نظر به تفسیرِ او از نظریه نوس در فلسفه ارسطو(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: نوس عقل هکسیس خودآگاهی عقل فعال عقل منفعل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۹ تعداد دانلود : ۹۸۰
ارسطو نوس را در تحلیلات ثانوی به عنوان ملکه معرفتی و دانش علمی برهان ناپذیر معرفی می کند. کارکرد این ملکه معرفتی دریافت اصل های دانش و اموری است که همه دانش ها بر آن استوارند. نوس در درباره نفس به عنوان ویژگی انسانی شناخته شده است؛ آن ویژگی در ما که نفس به واسطه آن می شناسد و حکم می کند. نوس از نظر ارسطو واجد تقسیم هایی است: عملی و نظری، منفعل و سازنده. نوس منفعل پیش از ادراک معقولات خود هیچ چیز نیست و پس از به فعلیت رسیدن به صورت تمامی معقولات در می آید؛ اما ویژگی ای که در نوس موجب به فعلیت رسیدن معقولات می شود، همان نوس سازنده است. نوس سازنده ملکه ای نفسانی و درونی است که موجب بالفعل شدن معقولات می گردد. تلقی ابن سینا از عقل تفاوت های جدی ای با ارسطو دارد؛ او عقل را در مقام ذات خود مجرد دانسته، آن را واجد خودآگاهی پیش از درک اشیا می داند. مراتب عقل نزد ابن سینا به جای دو مرتبه به چهار مرتبه: هیولانی، بالملکه، بالفعل و مستفاد ارتقا می یابد. عقل فعال برای ابن سینا امری بیرونی است که با اشراق خود نفس را به فعلیت عقلانی می رساند. رویکرد ابن سینا به عقل با توجه به سنت ارسطویی واجد تفاوت هایی جدی است. وی از طرفی تلقی ارسطو از عقل را می پذیرد و با توجه به آن، لوازمش را پیگیری می کند؛ از سوی دیگر رگه هایی از تفکر نوافلاطونی را در دیدگاه خود وارد کرده و می کوشد آن را با رویکرد اول سازگار کند. این مقالله وجوه تلایم و تنافر تفسیر ابن سینا از نظریه نوس ارسطو را بررسی می کند.                                 
۴۹۷۳.

بررسی ماهیت انسان با تأکید بر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابعاد روح جوهره انسان ساحت های انسان ماهیت انسان نهج البلاغه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۴ تعداد دانلود : ۶۸۴
اندیشه وران مسلمان، نظریه های مختلفی درباره تبیین ماهیت انسان عرضه کرده اند. این اختلاف نظر آنان، موجب می شود تا برای دریافت تبیین درستی از ماهیت انسان، به معارف وحیانی توجه کنیم. معارف وحیانی به ویژه نهج البلاغه، در تکوین ماهیت انسان، به دو مرحله باور دارند: یکی تکوین جوهره انسان و دیگری تکوین ساحت های ترکیبی او. بر همین اساس، انسان از منظر جوهری، با سایر مخلوقات یکی است و از منظر ترکیب، با آنها تمایز دارد. در مرحله اول جوهره انسان، از نور لایزالاللهی نشأت می گیرد و در مرحله دوم، از ساحت های گوناگونی برخوردار می شود. ساحت های انسان به طور عمده، دو ساحت جسمانی و روحانی هستند، ولی ساحت روحانی، خود ابعاد مختلفی چون حیات، شهوت، ناطقه و ایمان (عقل) دارد. به این ترتیب، در تعریف انسان از منظر معارف وحیانی به ویژه نهج البلاغه چنین می توان گفت: «انسان جوهری نورانی است که مرکب از دو ساحت جسم و روح بوده و دارای ابعاد گوناگون روح مانند حیات، شهوت، ناطقه و ایمان است».
۴۹۷۴.

جان هیک و اعتبار معرفت شناختی تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اصل اعتماد خطیر اصل گواهی و ثمرات مطلوب اخلاقی و معنوی پایه بودن باور به وجود خدا تجربه دینی معرفت شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۸ تعداد دانلود : ۷۶۳
جان هیک فیلسوف نام آشنای معاصر با نظریه کثرت گرایی دینی شناخته شده است. اما ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که یکی از ارکان اصلی نظریه پلورالیستی هیک، تجربه دینی و نقشی است که این تجربه در اعتبار بخشیدن به باورهای دینی دارد. در واقع وی از کثرت در تجارب دینی به کثرت گرایی در باورهای دینی پل می زند. هیک برای نشان دادن اعتبار معرفتی تجربه دینی به اصولی تمسک جسته است همچون: پایه بودن باور به متعلق تجربه دینی، اصل اعتماد خطیر، اصل گواهی و اصل ثمرات معنوی و اخلاقی. در این نوشتار به بررسی و نقد این اصول می پردازیم. همچنین به تنوع و تکثر تجربه های دینی می پردازیم و نظر هیک را در این زمینه بررسی خواهیم کرد. در ضمن این نقد و بررسی، به تفصیل از مبانی معرفتی هیک درباره کثرت گرایی سخن خواهیم گفت. در پایان به این نتیجه می رسیم که گرچه توجه به آثار تجارب دینی شاید دلگرم کننده باشد، به هیچ وجه از دل آنها برهان خدشه ناپذیر منطقی به سبک براهین سنتی اثبات وجود خدا بیرون نمی آید.
۴۹۷۵.

کارل اشمیت و تئوریزه کردن خشونت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خشونت امر سیاسی دوست/ دشمن حاکمیت سیاست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۴۸
در همه ادوار و جوامع، وجود خشونت واقعیتی انکارناپذیر بوده است و انتظار هم نمی رود از میان برود. ولی بشر همواره کوشیده است که با اتخاذ شیوه هایی آن را محدود سازد، البته به رغم تلاش بشر در این زمینه، هیچ کاهش چشمگیری دیده نشده است. گروهی از نظریه پردازان خشونت را ذاتی امر سیاسی می دانند. گوهر سیاست از این منظر، مقوله قدرت است و امر مبتنی بر قدرت، نمی تواند فارغ از پدیدار خشونت جاری شود. قدرت بنابر تعریفی عمومی، تحت نفوذ قراردادن عده ای توسط فرد یا گروهی دیگر، برای اقناع آمرانه آن ها به منظور حرکت در مسیر خواسته های گروه قدرتمند محسوب می شود. کنش های گروه تحت نفوذ، لزوماً منطبق بر خواسته ها و منافعشان نیست، بلکه آنها آگاهانه یا ناآگاهانه، کنش هایی را درعرصه عمومی از خود صادرمی کنند که منافع هیئت حاکمه یا طبقه ذی نفوذ را برآورده می کند. گروه دیگر نظریات، خشونت را مستقل از امر سیاسی می داند. پژوهش حاضر می کوشد تا با بهره گیری از روش توصیفی– تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، نشان دهد که چگونه کارل اشمیت، به شیوه ی متفکرانی چون هابز و ماکیاولی، و با بهره گیری از مفاهیمی چون "امر سیاسی"، "حاکمیت و وضعیت اضطرای" و "دوست/ دشمن" خشونت را امری ذاتی در سیاست می داند و درنتیجه راه را برای توجیه فاشیسم فراهم می نماید.
۴۹۷۶.

ابن قبه رازی در میانه اعتزال و امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تاریخ کلام امامیه معتزله امامیه معتزلیان شیعه شده ابن قبه رازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۸ تعداد دانلود : ۵۲۵
ابن قبه رازی از متکلمان امامیه در اوایل سده چهارم هجری است که جزء جریان معتزلیان شیعه شده به شمار می رود. میراث علمی و آراء برجای مانده از وی همگی در بحث امامت است که نشانه های زیادی از گرایش وی به اعتزال می توان در آن ها یافت. از این رو این پرسش مطرح می شود که آیا ابن قبه در گرایش به کلام امامیه تمام منظومه فکری امامیه را پذیرفته یا این که تنها در بحث امامت، شیعه شده است؟ این مقاله با بررسی مقایسه ای میان نظرات ابن قبه و معتزلیان از نظر روشی و محتوایی تلاش می کند، با هدف روشن شدن فضای تاریخ کلام امامیه در بحث تأثیرپذیری از معتزله، بر پایه شواهد موجود نشان دهد که ابن قبه گویا تنها در بحث امامت، آن هم صرفاً امامت خاصه و نه عامه، نظریه امامیه را پذیرفته و در دیگر انگاره های اعتقادی هم چنان بر بنیادهای معرفتی اهل اعتزال است.
۴۹۷۷.

مسئله «اذهان دیگر» در تفکر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هایدگر اذهان دیگر دازاین بین الأذهانیت در جهان بودن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۷ تعداد دانلود : ۶۷۳
مسئله «اذهان دیگر» به عنوان یکی از جدی ترین مشکلات معرفت شناسی در فلسفه، ریشه در دوگانه انگاری دکارت دارد. از آن زمان، راه حل های متعددی برای این مسئله مطرح شده است، اما این راه حل ها هر یک با مشکلاتی مواجه هستند. در مقابل فلسفه کلاسیک و سنّت فلسفه تحلیلی، هایدگر در خاستگاه این مسئله و راه حل هایی را که برای پاسخ به آن مطرح شده است، همچون بسیاری از مسائل معرفت شناختی دیگر، تحلیل نادرستی از انسان، جهان و رابطه میان این دو می داند. هایدگر مسئله اذهان دیگر را از حیطه معرفت شناسی به حیطه هستی شناسی منتقل و منحل می کند. رویکرد او نشان می دهد که چطور یک مسئله غیر واقعی و نامشروع که برخاسته از تحلیل نادرست انسان و جهان و رابطه این دو است، تبدیل به یک معضل معرفتی دامنه دار و غیرقابل حل شده است. هایدگر نشان می دهد نه تنها این مسئله، بلکه هر نوع مسئله معرفت شناسانه دیگری، تنها در نوع هستی شناسی خاصی مجال بروز می یابد. سوژه خودتنهاانگار تنها در فلسفه سنّتی است که در تعیین تکلیفش با جهان و دیگران سرگردان می ماند. بر اساس تحلیل او، هر انسانی همبود با دیگران است و در زندگی عملی با دیگران مواجه می شود و این مواجهه جایی برای تردید معرفتی در وجود دیگران باقی نمی گذارد.
۴۹۷۸.

تقسیم پساپدیدارشناسانه روابط انسان و تکنولوژی از نظر دون آیدی و ظرفیت های آن برای اخلاق کاربری تکنولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پساپدیدارشناسی اخلاق کاربری تکنولوژی دون آیدی رابطه تجسد رابطه غیریت رابطه هرمنوتیکی رابطه زمینه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۴ تعداد دانلود : ۵۸۵
اخلاق کاربری تکنولوژی، نیازمند دسته بندی مناسبی از تکنولوژی هاست تا بتوان برای هر دسته کلان تکنولوژی، اصولی اخلاقی را متناسب با ویژگی های مشترک هر دسته تدارک دید. دون آیدی در رویکرد پساپدیدارشناسی تجربی خود، روابط ما را با تکنولوژی به چهار دسته تجسد، هرمنوتیکی، غیریت و زمینه ای تقسیم می کند که بر همین اساس می توان تکنولوژی ها را نیز بر اساس کارکرد اصلی شان، به همین شکل تقسیم کرد. براین اساس تکنولوژی های متجسد، گسترش دهنده ادراکات ما هستند، تکنولوژی های هرمنوتیکی، به امری جز خود اشاره می کنند و همچون متنی پیش روی ما باز هستند، تکنولوژی های غیرگونه، همچون شخص انسانی در برابر ما ظاهر می شوند و تکنولوژی های زمینه، در حاشیه آگاهی ما به کار خود مشغول اند. در این مقاله، نشان داده می شود که این تقسیم بندی دون آیدی، به سبب ظرفیت هایی همچون توجه به رابطه انسان با جهان اطراف، دربرگیرندگی تکنولوژی های جدید و قدیم، و عینیت و بی طرفی، زیربنای مناسبی برای مباحث اخلاقی و به ویژه اخلاق کاربری در حوزه تکنولوژی است. با این همه، این تقسیم بندی ابهامات و کاستی هایی نیز دارد؛ از جمله عدم جامعیت و ایرادات صوری تقسیم. به نظر می رسد این کاستی ها را بتوان با اصلاحات و تغییراتی اندک در تقسیم بندی، برطرف ساخت.
۴۹۷۹.

نقد سازگاری نظریه اصالت وجود با معقول دوم انگاری مفهوم وجود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اصالت وجود اصالت ماهیت معقول اول و دوم مفهوم وجود دلالت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۳ تعداد دانلود : ۵۷۴
بسیاری از فیلسوفان پیش از ملاصدرا وجود را اعتباری و معقول دوم می دانستند؛ به این معنی که دارای مابإزای عینی و بالذات نیست. اگر در نظریه اصالت وجود، وجود عین تحقق و خارجی بودن است، مفهوم وجود ضرورتاً دارای مصداق یا مابإزای عینی خواهد بود و به همین دلیل نمی تواند اعتباری و معقول دوم به معنای پیش گفته باشد. در واقع بین اصیل بودن، منشأ آثار بودن و خارجی بودن وجود و نحوه دلالت مفهوم وجود به امور که معقول اول یا دوم بودن آن را مشخص می کند، رابطه ای برقرار است. ما نشان خواهیم داد بر اساس هر دو تعریفی که از معقول های اول و دوم ارائه شده، مفهوم وجود در معنایی که در نظریه اصالت وجود مد نظر است، معقول اول خواهد بود. بر این اساس اصالت وجود، در بردارنده و ملازم با این حقیقت است که مفهوم وجود معقول اول است. مفهوم وجود معانی دیگری هم دارد که به اعتبار برخی از آنها معقول دوم است.
۴۹۸۰.

بررسی و نقد دیدگاه ملارجبعلی تبریزی و قاضی سعید قمی در الهیات سلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: الهیات سلبی تنزیه اشتراک لفظی صفت وجود اصل سنخیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۱ تعداد دانلود : ۵۷۰
ملارجبعلی تبریزی و شاگردش قاضی سعید قمی تلقی خاصی از خداوند را مطرح می کنند. این دسته از فیلسوفان برآنند که در مورد خداوند نمی توان به نحو ایجابی سخن گفت و تمام صفات الهی به سلب بر می گردد. در این دیدگاه اساس الهیات سلبی، اشتراک لفظی وجود است. الهیات برآمده از این مکتب صبغه دینی و نوافلاطونی دارد. این مقاله درصدد بررسی زمینه شکل گیری، بیان آراء و مبانی فکری ملارجبعلی تبریزی و قاضی سعید قمی در الهیات سلبی و نقد آنها است. پس از بررسی و نقد دلایل آنان به بیان ناسازگاری با پاره ای از آموزه های فلسفی بر مبنای قاعده الواحد پرداخته شده است. از این رو مقاله حاضر در صدد بحث تفصیلی پیرامون صفات و افعال الهی نیست. از آنجا که این دو فیلسوف به شدت تحت تأثیر آموزه های نوافلاطونی اند، هم اندیشی و تأثیر پذیری آنها از آرای فلوطین نیز نشان داده شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان