درک درک حسی (آگاهی مرتبه دوم) و خودآگاهی بدن مند در نظریه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
311 - 341
حوزههای تخصصی:
ابن سینا در مواردی تصریح می کند انسان نحوه ای ادراکِ بدنمند از خود دارد؛ چنان که خویشتن را نه برهنه ، بلکه همراه، پوشیده و پیوسته به بدن درمی یابد. این نگاه با نظریه او درباره خودآگاهی ناهمساز می نماید، زیرا خودآگاهی نزد وی، بویژه در تجربه فکری انسان معلق، ادراکی ابتدایی، بی واسطه، بی قید وشرط و مستقل از همه ی حالات و کنش های شناختی و محتوای آن ها و نیز اندام ها و قوای ادراکی بدنی است؛ بگونه ای که نه از آن ها اثر یا نشانی می پذیرد، و نه در آن ها بازنمایی یا بازتابی دارد. این دوگانگی میان خودآگاهی بنیادی ابتدایی محض و ادراکِ بدنمند از خود، ضرورت تبیین پیوند خود (نفس) و بدن در ساحت آگاهی را برجسته می کند. این پژوهش در پی تبیین امکان تحقق نحوه ای خودآگاهی بدنمند یا ادراک بدنمند از خود ، در نظریه ابن سینا است. نوشتار پیش رو نشان می دهد که «ادراک حسی درست (تام)» در نظریه ی ابن سینا دو لایه دارد یکی ادراک پدیده ی عینی محسوس ( پیدایی آن برای درک کننده) و دیگری کنش آگاهانه ی درکِ درک که در آن نسبت ادراک(صورت ادراکی) با درک کننده آشکار می شود و به آگاهی از خود در نقش درک کننده آن پدیده می انجامد. این خودآگاهی، از آن روی که در بستر ادراک حسی و در پیوند با پدیده های جسمانی تحقق می یابد، مناسبتی با سرشت جسمانی پدیده ها و اندام ها و قوای بدنی احساس دارد و تابع آن است. بدین ترتیب، خودآگاهی مندرج در ادراک حسی، که محصول ملاحظه یا کنش عقلی درک کننده به فعل خود و ابزار-اندام خود در پیوند با پدیده ی بیرونی است، برخلاف شعور بنیادیِ ابتدایی، درکی اکتسابی، نوشونده و متعین به ویژگی های اندام حسی-بدنی و شرایط و موقعیت ادراک است و تصویری بدنمند (پیوسته به بدن) از خود فراروی ما می نهد. درواقع، یگانگی فاعل شناسا (نفس) سبب پیدایی تصویری یکپارچه از کنش های مختلف لایه های مختلف شناختی می شود که در آن، «خود» پیوندی بنیادی با بدن و اندام-ابزار حسی و پدیده های مادی دارد.