ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۲۱ تا ۴٬۹۴۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
۴۹۲۱.

مقایسه اعتباریات اخلاقی محمدحسین طباطبایی و احساس گرایی اخلاقی آیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اخلاق اعتباریات احساس گرایی محمدحسین طباطبایی آیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۲ تعداد دانلود : ۵۷۱
بر مبنای برخی از نظریاتی که درباره ماهیت مفاهیم اخلاقی وجود دارد این مفاهیم را می توان در تقسیم بندی چهارگانه: عینی (خارجی )، فلسفی، احساسی (عاطفی) و اعتباری ( قراردادی) گنجاند. محمدحسین طباطبایی برای حل پار ه ای از معضلات فلسفی، نظریه نوین ادراکات اعتباری را مطرح می کند. وی در تقسیم بندی اعتباریات، اخلاق را هم جزئی از مفاهیم اعتباری می داند. برخی از ویژگیهایی که برای اعتباریات اخلاقی برمی شمرد مانند نسبی بودن، نشأت یافتن از عواطف و نیازها، عدم صدق و کذب پذیری و ... این نظریه را در تشابه با نظریه احساس گرایی اخلاقی آیر فیلسوف پوزیتیویسم قرن معاصر قرار می دهد. اما با تعمق در این دو نظریه خواهیم دید، تفاوتهایی اساسی و بنیادی بین آنها وجود دارد که نباید آنها را از نظر دور داشت؛ ازجمله این که آیر با بیان این دیدگاه در صدد رد  مابعدالطبیعه و متافیزیک است، اما طباطبایی با بیان نظریه اعتباریات ( به طورکلی) در پی تثبیت جایگاه اصول عقلانی و فلسفی است.
۴۹۲۲.

رابطه نفس و بدن از دیدگاه ارسطو و ابن سینا با تأکید بر نفس نباتی و حیوانی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نفس نباتی نفس حیوانی بدن ابن سینا ارسطو ماده صورت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۸۰
بر اساس تفسیر رایج، تفاوت اصلی ابن سینا با ارسطو بر سر چیستی و حقیقت نفس ناطقه انسانی است؛ اما درباره نفس نباتی و حیوانی میان این دو اختلاف نظر آشکاری وجود ندارد؛ چه اینکه هر دو، نفس نباتی و حیوانی را از سنخ صورت منطبع در ماده می دانند. ما در این نوشتار می کوشیم تا با توجه به مبانی متافیزیکی ایشان و تفسیر خاصی که هر یک از این دو فیلسوف از رابطه ماده و صورت ارایه می دهند، نشان دهیم، حتی درباره رابطه نفس نباتی و حیوانی با بدن نیز میان این دو اختلاف نظر آشکاری وجود دارد. ارسطو صورت - و به تبع آن - نفس را نه جوهر به معنای شیء، بلکه اصل یا ساختاری می داند که بر اساس آن ماده به عنوان یک شیء خاص مد نظر است. به همین دلیل در تحلیل ارسطو از حقیقت موجود زنده، با دو جوهر به منزله دو شیء روبه رو نیستیم؛ بلکه موجود زنده جوهر واحدی است که دارای قابلیت یا ظرفیت خاصی است که به واسطه آن مبدأ اعمال حیاتی می شود. دقیقاً بر همین اساس است که بسیاری از ارسطوپژوهان معاصر دیدگاه عرض گرایانه درباره نفس را بر دیدگاه جوهر انگارانه ترجیح می دهند؛ درحالی که در فلسفه ابن سینا صورت و ماده دو جوهر به معنای دو شیءاند که با هم ترکیب شده اند. به عبارت دیگر، در فلسفه ابن سینا در تحلیل موجود زنده - اعم از نبات، حیوان و انسان - به نوعی دوگانگی میان نفس و بدن می رسیم؛ هرچند این دوگانگی الزاماً به معنای تجرد و مفارقت نفس نباتی و حیوانی از بدن نیست.
۴۹۲۳.

اسپینوزا، لاک و استدلال در دفاع از مدارا و آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدارا آزادی آزادی مدنی جان لاک اسپینوزا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۹ تعداد دانلود : ۶۳۷
موضوع نوشتار حاضر بررسی استدلال های اسپینوزا و لاک در دفاع از آزادی است. برای این هدف، ابتدا مدارا و آزادی را تعریف کرده و نسبتشان با یکدیگر را سنجیده ام، سپس بستر پیدایش نظریه های دفاع از مدارا و آزادی را شرح داده و تئوری های حامی خشونت دینی را به اختصار بررسیده ام. بعد از آن، استدلال های اسپینوزا در دفاع از آزادی را به تفصیل آورده ام، سپس استدلال های جان لاک در دفاع از آزادی و مدارا را تقریر کرده ام. در پایان نوشتار، با بررسی نسبت دفاعیات هر یک از این دو اندیشمند با مبانی مقوم خشونت دینی تلاش کرده ام نشان دهم استدلال های هر یک از این دو فیلسوف، کدام یک از مبانی مقوم خشونت دینی را خنثا می کند.
۴۹۲۴.

مقایسه فرونسیس در اندیشه های هایدگر و ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: هایدگر ملاصدرا فرونسیس حکمت عملی وجود اصیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۷ تعداد دانلود : ۸۴۶
فرونسیس از دو حیث هستی و ماهیت آن در اندیشه های هایدگر و ملاصدرا قابل مقایسه است. هایدگر از حیث هستی -شناختی قائل به برتری فرونسیس بر تمامی انحاء کشف و گشودگی دازاین همچون اپیستمه، تخنه و سوفیاست؛ اما ملاصدرا به تأسی از دیدگاه ارسطو، سوفیا را به عنوان امکان اصیل انسان معرفی و قائل به برتری سوفیا بر تمامی علوم و حتی فرونسیس شده است. از سویی دیگر ملاصدرا با اینکه صراحتاً از برتری سوفیا سخن می گوید اما در متن مباحث خویش به وحدت سوفیا و فرونسیس جهت وصول به سعادت قائل می شود. علاوه بر این، آراء دو فیلسوف در حوزه موضوع، فاعل، غایت و ماهیت فرونسیس قابل مقایسه است. ملاصدرا به تأسی از ارسطو موضوع فرونسیس را نفس انسانی و کمال آن دانسته است. در حالی که هایدگر موضوع آن را وجود دازاین می داند. این نحوه تفکر درباره موضوع؛ فاعل، غایت و ماهیت فرونسیس را تحت الشعاع قرار می دهد؛ بطوری که هایدگر فرونسیس را نحوه ای از وجود دازاین و ملاصدرا نحوه ای از معرفت می داند. با وجود این هر دو فیلسوف غایت فرونسیس را رسیدن انسان به وجود اصیل معرفی می کنند؛ این در حالی است که تعریف دو فیلسوف از وجود اصیل با توجه به مبانی متفاوتی که اتخاد کرده اند کاملاً متفاوت است. وجود اصیل در ملاصدرا با توجه به مبدأ و معاد، معنا و مفهوم می یابد حال آنکه در وجود اصیل هایدگری به هیج وجه به مبدأ و معاد توجه نشده و به جای آن اموری همچون خویشتن یابی، تیمارداشت و توجه به مرگ مورد توجه قرار گرفته است.
۴۹۲۵.

انقلاب در زبان: مبانی نظریه ی معنا نزد کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امر نشانه ای امر نمادین فرایند دلالتی کورا معنازایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۰ تعداد دانلود : ۷۹۴
نظریه معناکاوی کریستوا را میتوان متأثر از دو گرایش پدیدارشناسی و روانکاوی دانست. درواقع کریستوا با بیان عمل کرد معنازایی یا به عبارتی مواجهه فرایندهای دلالت (امر نشانهای و امر نمادین ) به پدیدارشناسی و روانکاوی بازگشتی انقلابی دارد. وی برای عمق دادن به تفسیر معنا، و شرح و تفسیر امر نمادین به پدیدارشناسی رجوع می کند و امر نشانهای را از روانکاوی فروید به ارث میبرد. کریستوا با برداشت خود از پدیدارشناسی هوسرل، میان پدیدارشناسی و روانکاوی ارتباط برقرار میکند و می کوشد بر این پایه نظریهای برای فرایند دلالت (معنازایی) ارایه دهد. مواجهه نظریه پدیدارشناسانه و روانکاوانه با یک دیگر بستری را فراهم می آورد تا کریستوا نظریه معنا و سوبژکتیویته خود را بسط دهد. در فضایی که غلبه با امر نمادین است، کریستوا تلاش می کند با بازتعریف فرایند دلالتی، امکان سرکشی و بازتولید معنا را به فرایندی انگیخته و دایمی تبدیل کند. وی می کوشد با بهره گیری از این مفهوم پویا، بازنمایی متفاوتی در زبان تولید کند و این خود انقلابی در درون زبان و ساختارهای فرهنگی است. این نوشتار در پی آن است تا پس از مروری بر عناصر دخیل در «فرایند دلالتی» در اندیشه کریستوا، به تأثیر عواملی هم چون روانکاوی فرویدی لکانی و پدیدارشناسی، در بسط نظریه معنا بپردازد و پرده از این انقلاب بردارد. پروژه کریستوا درحقیقت سویه دیگری از واسازی دریدایی از زبان متافیزیکی است.
۴۹۲۶.

ذات گرایی جدید در فلسفه علم معاصر (جریانی مهم، اما ناآشنا در ایران معاصر)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفه علم ذات گرایی ضد ذات گرایی ذات گرایی جدید بازسازی واقع گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳۳ تعداد دانلود : ۷۳۲
در عرصه «فلسفه علم معاصر» دو جریان قابل تشخیص است: 1. جریان ضد ذات گرایی؛ 2. جریان ذات گرایی. جریان نخست از زمان بارکلی و هیوم تا پیش از چهل سال اخیر یکه تاز میدان بود و در چهل سال اخیر از طریق پوزیتیویست ها و فلسفه های تحلیلی و زبانی منشأ فراموشی جریان دوم شده است. جریان دوم در چهل سال اخیر به ظهور رسیده و در تقابل با مابعدالطبیعه هیومی به شدت به گسترش و تقویت مابعدالطبیعه ذات گرایانه همت گماشته است. متأسفانه ایران معاصر از جریان دوم تا حدود زیادی بی اطلاع است. در نوشتار پیش رو کوشیده ایم نشان دهیم ما و فلسفه اسلامی ما که در بنیاد خود، ذات گرا و واقع گراست، به شدت به جریان دوم نیازمندیم و با أخذ و نقادی جریان دوم به خوبی می توانیم در عرصه های گوناگون علم و عمل، در عرصه هایی همچون فلسفه اسلامی، فلسفه علم، علوم انسانی اسلامی، علم دینی، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اسناد بالادستی علمی و مدیریتی و در عرصه های دیگری، در مسیرهایی واقع بینانه قرار گیریم.
۴۹۲۷.

مبانی معرفت شناختی عدالت اجتماعی با تأکید بر قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: مبانی معرفت شناختی عدالت اجتماعی قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۸ تعداد دانلود : ۴۸۰
  مبانی معرفت شناختی در مکاتب فکری، نقش بنیادینی بازی می کنند و غالباً تفاوت میان اندیشه ها و نظریه ها برخاسته از آن مبانی می باشد و لذا پردازش آنها امری بایسته است. هدف این نوشتار جست وجوی مبانی معرفت شناختی عدالت اجتماعی، با تأکید بر قرآن کریم است. در فرضیه بر این امر تأکید شده است که از منظر ادبیات و منطق قرآن کریم، مبانی معرفت شناختی عدالت اجتماعی را می توان در مواردی چون غایت گرایی عادلانه، امکان شناخت پیشینی عقلی عدالت، حکم ذاتی عقل در فهم عدل، تأیید فهم عقلی، عقلایی و فطری انسان ها از عدالت رصد کرد و در کنار آنها شریعت نیز یکی از منابع فهم عدالت به شمار می آید. این امر با روش تحلیلی- توصیفی، ارجاع به منطق و ادبیات قرآن کریم و بهره از دلیل عقل انجام شده است.  
۴۹۲۸.

روش شناسی تبیین ارزش معرفتی مدعیات دینی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آموزه های دینی ارزش معرفتی روح القدس عصمت معجزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۷ تعداد دانلود : ۴۴۸
ارزش معرفتی همان مطابقت با واقع است. در بحث ارزش معرفتی مدعیات دینی شیعه، آموزه های دینی معیار ثبوتی در تبیین صحت و سقم معرفت و مطابقت با واقع هستند در این روش آموزه های دینی از طرف خداوند متعال است و خدا هر آنچه می گوید واقعیاتی هستند که در جهان جریان دارد و کلمات او مطابق با واقعند. بنابراین ارزش معرفتی این نوع آموزه ها بیانگر اثبات صدور آن از سوی خداست. بحث ارزش معرفتی آموزه های دینی در این روش از دو منظر بررسی شده است: در منظر اول چگونگی مطابقت این قضایا با واقع بودن این آموزه ها بر مردم است که مباحث عقل، تنصیص و معرفی پیامبران سابق و معجزه را شامل می شود و در منظر دوم چگونگی احراز مطابق با واقع بودن آموزه های دینی برای پیامبر است که عناوینی نظیر نقش عصمت در تلقی و ابلاغ آموزه های دینی، نقش روح القدس در ارزش معرفتی آموزه های دینی و چگونگی تأیید پیامبران در شناخت آموزه های دینی را دربر می گیرد. در معرفت شناسی دینی، شناخت از طریقاللهام و وحی به دست می آید و وحی واللهام در عالی ترین درجه اعتبار قرار دارد و عقل و نقل، بعد از وحی و در پرتو آن، منبع معرفت شناسی دین را تأمین می کنند.
۴۹۲۹.

Naturalizing Self-Consciousness(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Self-consciousness nonconceptual self-consciousness pre-reflexive self-consciousness naturalization of self-consciousness

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷ تعداد دانلود : ۳۰۸
The crucial problem of self-consciousness is how to account for knowing self-reference without launching into a regress or without presupposing self-consciousness rather than accounting for it (circle). In the literature we find two bottom-up proposals for solving the traditional problem: the postulation of nonconceptual forms of self-consciousness and the postulation of a pre-reflexive form of self-consciousness. However, none of them seems satisfactory for several reasons. In contrast, I believe that the only way of solving this traditional puzzle is to assume another bottom-up approach, namely the one that accepts Baker’s challenge to naturalism and provides a naturalist framework for self-consciousness; in Baker’s terms, to account for self-consciousness in non-intentional, non-semantic, and non-mental terms. That is the aim of this paper. My thesis rests on two claims. The first is the metaphysical claim that every creature enjoys a fundamental relation to itself, namely identity. The second is Dretske’s epistemological claim that representations do not require a Self, traditionally understood as the principle that spontaneously organizes mental activity and lies behind all intentional acts. Briefly, I argue for a naturalization of self-consciousness that postulates non-linguistic, naturalized, and selfless form of representation of the cognitive system based on the metaphysical, fundamental relation everyone has to himself, namely identity. Self-consciousness emerges when brain states are selflessly recruited through learning to represent the cognitive system itself as a subject.
۴۹۳۰.

فلسفه، فلسفه است؛ نقب و نقدی بر چیستی فلسفه های مضاف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفه فلسفه های مضاف مابعدالطبیعه وجود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۳ تعداد دانلود : ۷۱۳
چند صباحی است اصطلاح «فلسفه های مضاف» وارد ادبیات فلسفی معاصر ما شده است و متعاطیان این حوزه سعی بلیغی در تبیین و توضیح مقاصد و اغراضشان از جعل و تألیف این عنوان نوپا مصروف داشته اند. در این جستار کوشیده ایم تا معضلات و معایب چنین رهیافتی را در فلسفه با توجه به خاستگاه آن بیان کنیم و در نهایت، با عنایت به این که فلسفه یک علم کلی بوده که موضوع آن «وجود من حیث هو وجود» است، نشان داده ایم که تنوع و تعدد فلسفه ها به اعتبار ادوار تاریخی، پیشینه فرهنگی و دینی در جوامع مختلف و به اعتبار اغراض گوناگونی که برای فیلسوفان وجود داشته، متفاوت بوده است. از این رو، اگر به خود فلسفه به معنای اصیل آن بازگردیم و مباحث فلسفی را به اقتضای تاریخ و روزگارمان جدی بگیریم، دیگر به جعل و تألیف این عنوان تازه نیازی نیست؛ به ویژه اگر توجه داشته باشیم که این اصطلاح، نه تنها راه تازه ای فراروی متعاطیان فلسفه نمی گشاید، بلکه ابهام و کژتابی های فهم و زبان را در ساحت فلسفه و تفکر فلسفی افزون تر می کند .  
۴۹۳۱.

زیبایی شناسی در اندیشه اسلامی با تأکید بر حقیقت، معیار و منشأ(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زیبایی وجود کمال تناسب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۴ تعداد دانلود : ۴۲۵
درک صحیح زیبایی یکی از پایه های کمال معنوی انسان و زیبایی شناسی از مؤثرترین سامانه های ادراکی او در رویارویی با جهان خارج است. باور صحیح درباره حقیقت عقلانی و معیارهای درست زیبایی می تواند ما را با خاستگاه آن در هستی آشنا و نظام اخلاقی انسان را اصلاح کند. به همین دلیل گفتمان مدرن می کوشد زیبایی را از حوزه عقل به حیطه نفس بکشاند و تا حد تابعی از حواس و تجارب زیستی انسان بکاهد. این مقالله در صدد است از یک سو با تعیین کمال وجودی به عنوان معیار درست برای تشخیص زیبایی در برابر معیار تناسب که برساخته ارسطو و پیروان اوست، و از سویی دیگر، معیارهایی چون میل، عادت، لذت و منفعت که نظریه استناد زیبایی به نفس انسان را موجب شده اند، رابطه این همانی زیبایی و وجود را اثبات کرده، از این رهگذر ثابت کند که سرچشمه زیبایی ذات اقدس اللهی است که خود، جمال مطلق است.
۴۹۳۲.

معرفت حصولی به واجب تعالی از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: واجب تعالی معرفت حصولی معیارهای معرفت ذات صفات افعال ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۷ تعداد دانلود : ۴۵۷
معرفت به واجب تعالی از برترین معرفت های انسانی است. نحوه این معرفت، همواره مورد توجه و بحث بوده است.معرفت حصولی،یکی از دو نوع معرفت است که از طریق مفاهیم ذهنی ،آگاهی به اشیاء حاصل می شود.درحکمت متعالیه معرفت به اشیاء براساس معیارهائی چون رابطه وجودی میان دوشی،معلول بودن مدرَک  و مرتبه وجودی آن پدید می آید. پرسش اساسی این است که  انطباق این معیارها بر معرفت حصولی به واجب تعالی چگونه است؟ ملا صدرا با طرح سطوح مختلف معرفت به واجب، مانند معرفت به ذات  ، صفات و افعال، معرفت حصولی به واجب را در برخی از این سطوح به کلی نفی می کند در این مقاله، در بخش نخست ابتدا  معیارهای  سه گانه حصول معرفت میان دو شیءتبیین و آگاهی به واجب براساس هریک از آنها بررسی می شود و دربخش دوم، دلایل نفی علم حصولی به ذات واجب مانند: وجود خاص  ،صرافت ذاتی و نامتناهی بودن حق ، و امکان معرفت حصولی به صفات و افعال الهی مطرح شده است
۴۹۳۳.

تصور گزاره ای و توجیه باورهای وجهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصور گزاره ای تخیل پذیری معرفت شناسی وجهی امکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۴۳۰
در این مقاله مدل توجیهی را که گیرسون در مقاله «تخیل پذیری و توجیهِ وجهیِ الغاءپذیر» (2005) برای توجیهِ باورهای وجهی ارائه می کند بررسی می کنم. مدل توجیه پیشنهادی گیرسون مبتنی بر تخیل پذیری است. گیرسون تخیل پذیری را بر اساسِ تصور تحلیل می کند. گیرسون با پذیرشِ شباهت هایِ برخی از مولفه های شرح اش با مدل یبلو (1993)، ادعا می کند که از چند جهت بحث را پیش برده است. یکی از این پیشرفت ها از نظر گیرسون این است که او از تصور گزاره ای در توجیه باور وجهی استفاده می کند. در این مقاله نشان می دهم که گیرسون کمک چندانی به پیشبرد بحث نکرده است. از جمله به این دلیل که تصور گزاره ای به گونه ای که گیرسون تعریف می کند، هیچ کمکی به توجیه باور وجهی نخواهد کرد. علاوه بر آن گیرسون به این سوال که «تصور کردنِ گزاره ای دقیقاً یعنی چه؟» نمی تواند جوابی بدهد که مطابق آن آنچه را که قابل تصور گزاره ای دانسته، مثل نقیض حدس گلدباخ، قابل تصور باشد ولی گزاره های غیرممکن متافیزیکی و حتی گزاره های غیرممکن منطقی قابل تصورِگزاره ای نباشند.
۴۹۳۴.

بدن مندی سوژه در میانه هستی شناسی و اخلاق: واکاوی پدیدارشناسانه بَدن در اندیشه هایدگر و لویناس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امانوئل لویناس بدن مندی پدیدارشناسی اخلاق درس گفتارهای زولیکون مارتین هایدگر هستی شناسی بنیادین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۰۹۱
هایدگر در هستی و زمان به بحث از بدن مندی «دازاین» نپرداخته است و آن را به مجالی دیگر موکول کرده است، یعنی در درس گفتارهای زولیکون (1969۔1959م) - که برای پزشکان و روان شناسان سوئیسی ارائه شده اند. او این واقعیت بنیادین که بدن مندیِ دازاین گشایشی به روی جهان است، اگزیستانس او فرای بدن فیزیکی اوست و می تواند جهان را در افق بدن مندی اش تفسیر نماید را با عنوان «بدن بخشی پیش رونده» معرفی می کند. در طرف مقابل، لویناس با رویکرد اخلاقی خاص خود به نقد دازاین هایدگری می پردازد: دازاین هایدگری آن جوری که باید انضمامی و «از گوشت و خون» دیگر آدمیان نیست! لویناس بر این عقیده پافشاری می کند که مواجهه چهره به چهره سوژه با دیگری - در مقام شرط امکان اخلاق - ذیل واقعیتِ بدن مندانه می گنجد. حکمت نوین بدن در بستر برقراری رابطه اخلاقی من با دیگری و گشودگی من دربرابر طلب و نیازهای او شکل می گیرد. در این مقاله، ضمن واکاوی پدیده بدن مندی سوژه در پدیدارشناسی های متفاوت این دو فیلسوف به مداقّه درباب نقد لویناس، یعنی «از گوشت و خون» نبودن دازاین هایدگری پرداخته خواهد شد.<br /> <br />  <br /> <br /> [1]. این مقاله مستخرج از رساله دکترای تخصصی فلسفه (محض) با عنوان «اهمیت بدن مندی سوژه در پدیدارشناسی اخلاقی امانوئل لویناس» است.
۴۹۳۵.

حکیم سبزواری و سازوارسازی دیدگاه سهروردی و صدرالمتألّهین در مسأله اِبصار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابصار سبزواری سهروردی صدرالمتألهین علم اشراقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۲ تعداد دانلود : ۷۴۷
صدرالمتألّهین که در اِبصار، به نظریّه خلق و انشای صور محسوس توسط نَفْس عقیده دارد، نظریّه علمِ حضوریِ اشراقی اِبصار اثر شیخ اشراق، را نپذیرفته و اشکالاتی بر آن وارد کرده است. سبزواری در دفاع از نظریّه شیخ اشراق، علاوه بر پاسخگویی به نقدهای صدرالمتألّهین، در توجیه این نظریّه و سازوار ساختن آن با مبانی حکمت متعالیه کوشیده است. این مقاله به گزارش و نقد و بررسی این کوشش سبزواری که در واقع نوعی نوآوری در سازوارسازی دو آن دیدگاه است، اختصاص دارد. حاصل آنکه دو گونه توجیه از سخنان وی می توان داشت که البتّه با اشکالاتی از جمله ناسازگاری با نظام حکمت اشراقی، روبه روست، امّا نظریّه ای را که در تبیین کیفیّت اِبصار در مورد نفوس کامل از توجیه دوم وی به دست می آید می توان نظریّه ای جدید در سیر تطوّر نظریّه اِبصار دانست که مبتنی بر مبانی حکمت متعالیه نیز هست.
۴۹۳۶.

دوگانه هایِ ناسازگارِ میل: سَنجشِ «سازگاریِ» «فایده گرایی» و «لیبرالیزمِ» جِی . اِس . میل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جی. اس. میل لیبرالیزم فایده گرایی ناسازگاری سی، ال.تن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۶۱۲
این مقاله «ناسازگاری» «فایده گرایی» میل در «فلسفه اخلاق» با «لیبرالیزم» او در «فلسفه سیاست» ، تلاش های تن و دیورکین برای «سازگاری» آن ها و «تمایز» لیوب و درایور برای حل «ناسازگاری» آن دو را واکاوی می کند . این «تمایز» ، میان «راه کار اجرایی» و «ملاک» «ارزیابی» ، یا «متافیزیک» و «معرفت شناسی» عمل «درست» ، است . مقاله ، در گام پسین ، «ناسازگاری» جدیدی را میان «فلسفه اخلاق» و «فلسفه سیاست» میل نشان می دهد . میل ، از آنجا که خود در «فلسفه اخلاق» «پیامدگرا» است ، ظاهراً نمی تواند تمایز «ناپیامدگرایانه» «انجام/اجازه آزار» را بپذیرد . همین عدم پذیرش با «اصل آزار» او و تمایز اصلی اش در «فلسفه سیاست» «ناسازگار» است: تمایز میان کارهای «مربوط به خود» و «مربوط به دیگران» . این نقدها نشان می دهند سازگار کردن «فایده گرایی» میل با «لیبرالیزم» و «فلسفه اخلاق» او با «فلسفه سیاست»اش ، در چارچوب «سه گانه کلاسیک» (اخلاق فضیلت گرا، وظیفه گرا و فایده گرا) در «اخلاق هنجاری» ، دشوار است . از این رو ، من برای حل این مسیله ، آن سه گانه را با «سه گانه مدرن» (اخلاق حدأقل گرا ، اعتدال گرا و حدأکثرگرا) در «اخلاق هنجاری» ترکیب کردم . بدین ترتیب ، می توان میل را «فایده گرایی منسجم» دانست که «آزادی» را «شرط ضروری» «شکوفایی فرد» و «بیشینه سازی خیر» می داند و می کوشد ، با کاهش «شمول» «فایده گرایی» ، گونه ای «چندلایه» و «اعتدال گرایانه» از آن ارایه کند .
۴۹۳۷.

معنای زندگی در حیات دینی و حیات سکولار (نقد دیدگاه ریچارد تیلور)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معنای زندگی حیات دینی حیات سکولار مفهوم خلاقیت و خلاقیت الهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۸ تعداد دانلود : ۵۶۱
«نگاه دینی» و «نگاه سکولار»، دو نظام معنایی متفاوت برای حیات انسان ترسیم می کنند و پایه گذار دو سپهر کاملاً مختلف در زندگی انسان هستند. زندگی انسان در هر دو بستر دینی و سکولار، ویژگی هایی می یابد که متناسب با هرکدام می توان از معناداری یا بی معنایی زندگی انسان سخن گفت. ریجارد تیلور با اتخاذ رویکردی طبیعت گرایانه به مسیله معنای زندگی، می کوشد با تعریف زندگی بی معنا و سپس با طرح مفهوم خلاقیت و بیان ویژگی های آن به عنوان ملاک معناداری، به مسیله بی معنایی زندگی انسان سکولار پاسخ دهد. مسیله مطرح در این مقاله آن است که آیا با فرض وجود خلاقیت در حیات انسان سکولار می توان زندگی انسان را معنادار دانست؟ در پاسخ، این ادعا را پیش کشیده ایم که به رغم ادعای تیلور، زندگی خلاقانه انسان در حیات سکولار همچنان بی معناست و تنها زندگی توأم با خلاقیّتی که در حیات دینی باشد، معنادار خواهد بود؛ بدین معنا که با توجه به ویژگی های حیات دینی تنها انسان خلاق در ساحت دین است که می تواند با شکوفاساختن ظرفیت های وجودی اش به زندگی خود معنا بخشد، ولی چون در حیات سکولار انسان خودآیین و خود بنیاد است، ویژگی های لازم برای خلاقیت ادعایی تیلور برای معناداری زندگی تحقق نمی یابد. از همین رو، فرجام زندگی سکولار همچنان به بی معنایی می انجامد.
۴۹۳۹.

بررسی پیامدهای اجتماعی و فرهنگ ساز مدیریت گرایی نهاد دولت در رهگذر فلسفه دولت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دولت دینی مدیرت دولتی نوین مدیریت گرایی فرهنگ نظام اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۸ تعداد دانلود : ۵۶۸
در اواخر سده بیستم دولت ها برای حل مشکلات مختلفی که با آنها روبه رو بودند، به سبک جدیدی از مدیریت دولتی روی آوردند که با عناوینی مانند مدیریت گرایی و مدیریت دولتی نوین شهرت یافت. اما زمان زیادی نگذشت که انتقادها به این روش مدیریت دولتی نیز وارد شد و مشخص شد که سبک مدیریت دولتی مبتنی بر فلسفه اقتصادی بازارمحور و شیوه های مورد استفاده در بخش خصوصی، نه تنها ادعاهای اولیه خود را برآورده نمی کند و تعارض هایی در آن وجود دارد، بلکه پیامدهای ناگواری نیز به همراه دارد که ناشی از فلسفه اصلی مدیریت گرایی یعنی اقتصاد سرمایه داری است. بنای اصول رفتاری بر اساس اقتصاد بازارمحور و قبول ارزش های فلسفی این سبک مدیریت توسط دولت و دولتمردان، به ناچار آنها را مبلغ و نماد همان باورها و پیش فرض ها خواهد کرد که در تعارض آشکار با اهداف و گزاره های دولت دینی است. روش تحلیل مقاله استفاده گسترده از متون موثق در خصوص موضوع و مطالعه کتابخانه ای وسیع برای شناخت اصول بنیادین اصول مدیریت دولتی نوین و مقایسه تحلیلی آن با اصول دولت دینی است. از طرفی پیش فرض ها و پیامدهای تشکیل دولت دینی نیز با استفاده از مطالعه کتابخانه ای وسیع تحلیل شده است. در پایان محقق سعی کرده است که با استفاده از روش تحلیلی و نگاه از منظر فلسفه دولت دینی پیامدهای فرهنگ ساز مدیریت گرایی را برشمرد و نشان دهد که استفاده از اصول غیردینی مستتر در سبک مدیریت دولتی نوین هرچند غیرعمدی باشد، شاید اثرات مخربی و دین گریزانه را در جامعه به همراه داشته باشد و حتی به استحاله دینی از طریق بی اعتمادی مردم به دولت دینی منجر شود.
۴۹۴۰.

حریت یا آزادی در مفهوم دینی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انسان کامل حر بنده آزاد حریت عبودیت بندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۹۴ تعداد دانلود : ۷۶۵
یکی از مفاهیم مهم عرفانی که به عنوان یک کمال و فضیلت انسانی شناخته می شود و در مراتب عالی بندگی و سلوک معنوی حاصل خواهد شد، «حریت» و آزادی معنوی است. این خصلت برخلاف مفهوم آزادی در اصطلاح علوم سیاسی و اجتماعی از طریق عبودیت و بندگی خالصانه حق و بریدن از بندگی غیرحق حاصل می شود. زمانی انسان به حریت و آزادی معنوی می رسد که مراتب عالی سلوک را طی کرده، از بند نفس و تعلقات مادی کاملاً رها شده باشد. در این نوشتار برآنیم که این مفهوم را از منظر دینی و عرفانی به مطالعه بگذاریم و گستره معنایی و ارزش معنوی آن را در عرفان و از زبان اهل معرفت بیان کنیم. به این منظور، پس از تمهید بحث، مفهوم حریت از نظر لغوی و اصطلاحی بازشناخته و آنگاه نسبت آن با مفاهیم دیگری مثل عبودیت و انسان کامل بررسی شده و از زبان ولی حق، سیّدالاحرار علی مرتضی (ع) شرح و بسط یافته است. همچنین از نظر برخی بزرگان عرفان و صاحبان اندیشه و حکمت عرفانی در این باب بهره برده ایم. در پایان، نتایج این مطالعه در معرض ملاحظه و استفاده طالبان معارف دینی، آزادیخواهان و بنده آزادان گذاشته شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان