ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۴۱ تا ۴٬۹۶۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
۴۹۴۱.

فعل خدا در جهان از دیدگاه ایان باربور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الهیات پویشی باربور پویش خدا فعلاللهی وایتهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۵ تعداد دانلود : ۵۵۰
هدف ما بررسیِ تحلیلیِ دیدگاه پویشیِ باربور درباره فعل خدا در جهان است. ایان باربور به پیروی از دیدگاه علمیِ روز اعتقاد دارد که جهان طبیعت با قانون های طبیعی اداره می شود؛ اما به فعالیت خدا در جهان طبیعت نیز باور دارد؛ و این ها را جمع پذیر می داند، چرا که وی معتقد است اینها در دو سطحِ متفاوت روی می دهند. قانون های طبیعی بیانگر تأثیر عوامل فیزیکیِ یک پدیده اند و فعلِ خدا بیانگرِ تأثیرگذاری خدا از درون است. در جهانی که باربور ترسیم می کند، عواملِ طبیعی و اراده انسان، آینده جهان را رقم می زنند و حتی خدا از آینده جهان بی خبر است. فعلِ خدا در جهان به ارائه پیشنهاد و معرفی امکانات به مخلوقات محدود و خدا عاملی در کنارِ عواملِ دیگر شناخته می شود؛ اما چنین خدایی بسیار ضعیف و نیازمند است و نمی تواند شایسته پرستش باشد.
۴۹۴۲.

آیا رنج بد است؟ درک پارفیت و نیچه درباره رنج(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: رنج نیک بد خواست قدرت لذت مقاومت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۳ تعداد دانلود : ۶۶۳
درک پارفیت استدلال می کند که باور هنجاری پایه «هر رنجی فی نفسه بد است»، باوری است شهودی و لذا مورد توافق همه ی آدمیان در شرایط ایده آل. در این میان نیچه، به عنوان فیلسوفی که بارها رنج را نیک دانسته یا از خوبی رنج و درد سخن گفته، در برابر پارفیت می ایستد. پارفیت با ارائه ی تفسیری ابزارانگارانه از موضع نیچه می کوشد نشان دهد که نیچه در واقع مخالف «هر رنجی فی نفسه بد است» نیست و آن دسته از عبارت های وی در این باره را که می توان جدی گرفت باید به برداشتی ابزارانگارانه فروکاست. در این مقاله نشان می دهم که در پرتو تفسیری روانشناسانه از خواست قدرت چونان میلی مرتبه دومی برای چیره گشتن بر یک مقاومت می توان عبارات نیچه درباره ی نیکی رنج را به گونه ای فهمید که در آن باور هنجاری «دست کم برخی رنج ها فی نفسه نیک هستند» معنا پیدا می کند چرا که رنج به عنوان مقاومت یا مانعی در برابر یک میل مرتبه نخستی چیزی جز یکی از مؤلفه های اصلی خواست قدرت نیست، و ارزشی فی نفسه دارد. بر این اساس، تفسیر ساده انگارانه ی پارفیتی بیانگر موضع واقعی نیچه نیست.
۴۹۴۳.

نظریه ابن سینا درباره علم خداوند به جزئیات: بررسی تفسیر مایکل مارمورا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علم خداوند به جزئیات ابن سینا مایکل. ای. مارمورا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۴ تعداد دانلود : ۸۸۴
مایکل. ای. مارمورا، یکی از ابن سیناپژوهان پرآوازه معاصر، در مقاله ای با عنوان «جنبه هایی از نظریه ابن سینا درباره علم خداوند به جزئیات» تفسیر خاصی از نظریه ابن سینا درباره علم خداوند به جزئیات ارائه کرده است. در این مقاله، که از دو بخش تشکیل شده است، با رویکردی توصیفی انتقادی به بررسی خوانش وی می پردازیم. در بخش اول، تقریری از خوانش وی از ابن سینا ارائه می کنیم. از نظر مارمورا خداوند به اشیاء جزئی ای که فرد منحصر در نوع خود هستند، و به رخدادهایی که به چنین اشیائی منسوب اند، به صورت منفرد، علم دارد. همچنین وی بر اساس این که نظریه ابن سینا علم خداوند به همه جزئیات را تبیین نمی کند نتیجه می گیرد ابن سینا بر این باور است که خداوند به همه جزئیات، به صورت منفرد، علم ندارد. در بخش دوم، به نقدهایی پیرامون خوانش وی اشاره می کنیم. برخی از این نقدها عبارت اند از: عدم مشخص کردن مسائلی که نظریه ابن سینا قصد پاسخگویی به آنها را دارد، عدم اشاره به نقش صور در نظریه ابن سینا، عدم اشاره به علم از طریق علل در نظریه ابن سینا، تفسیر اشتباه از مثال کسوف در نظریه ابن سینا.
۴۹۴۴.

سیر تحول از علوم رشته ای تا علوم میان رشته ای و علوم یکپارچه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سیر تحول علوم رشته ای علوم میان رشته ای علم وحدت یافته کل نگری جهان بینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۷۰
از نظرارسطو و فلاسفه اسلامی و فلاسفه قرون وسطی همه علوم زیر چتر فلسفه قرار می گرفت و فلسفه عمدتاً به فلسفه نظری و فلسفه عملی تقسیم می شد ، که فلسفه نظری شامل متافیزیک ، ریاضیات و طبیعیات بود. قبل از تکون علم جدید، دانشمندان درپی آن بودند که تصویر یکسانی از کل جهان به دست آورند. تمام بخش های دانش، بایستی در یک چارچوب کل نگرانه فلسفی قرار می گرفت. پس از تکون علم جدید کم کم فلسفه های تجربه گرا ، که فقط به تجارب حسی توجه داشتند، نضج گرفت و این منجر به کنار گذاشتن فلسفه ، علی الخصوص متافیزیک ، شد، و عالمان دیدگاه کل نگر را کنار گذاشتند. در نیمه دوم قرن بیستم ، با ظهور چند مکتب در فلسفه علم و روشنگری درمورد فارغ نبودن علوم از متافیزیک و چند بعدی بودن بعض از مسائل علمی ، چند جریان زیر براه افتاد: (1) عده ای از بزرگان علم ، قادر نبودن علم تجربی به پاسخگوئی به همه سؤالات انسانی را دلیل بر این دانسته اند که علم باید در یک چهار چوب جامعتر ( یک متافیزیک) قرار گیرد. (2) مطالعات میان رشته ای براه افتاده ، که به تاسیس گروههای پژوهشی میان رشته ای و براه افتادن دوره های آموزشی میان رشته ای منجر شده و باعث توجه به فلسفه در علوم گشته است . (3) پوزیتیویستهای منطقی دنبال این بودند که همه علوم را به یک علم، مثلاً فیزیک ، برگردانند. اما این جریان در دهه های اخیر تضعیف گشته ، گرچه در خود فیزیک عده ای دنبال " نظریه همه چیز" بوده اند . (4) بعضی از دانشمندان تاکید کرده اند که تخصصها باید در پرتو یک دیدگاه کل نگر دنبال شود ، ولذا حاکمیت یک جهان بینی جامع نگر را بر همه علوم توصیه کرده اند. به طور خلاصه می توان گفت که در دهه های اخیر در راستای کل نگری توجه به فلسفه در علوم به نحو محسوسی درغرب بیشتر شده است.
۴۹۴۵.

نقش تفسیر تنزیلی در پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفسیر تنزیلی تفسسیر تنزیلی موضوعی تفسیر تنزیلی ترتیبی روش ها پیشرفت عصری سازی قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۶ تعداد دانلود : ۹۴۰
تمایل به پیشرفت و شکوفاساختن ظرفیت های فردی و اجتماعی در انسان امری تردیدناپذیر است. قرآن که پاسخ به نیازهای انسان است، به این خواست فطری پاسخ گفته است. تفسیر تنزیلی حکیمانگیِ تأمین راه های پیشرفت را با نگاهی فرایندی و نظام واره ای کشف و بر جوامع غیرمعاصر نزول تطبیق می کند. الزامات تفسیرنگاریِ تنزیلیِ پیشرفت نگر عبارت اند از: بینش سیستمی به موضوعات قرآن و انسجام درونی آیات، سوره ها و مجموعه منظم نزول سوره ها؛ لزوم توجه به اغراض سوره ای و اهداف بین سوره ای؛ توجه به سیاق حتی سیاق های بین سوره ای؛ تقسیم مراحل نزول سوره ها به تبع فرایند تحول مخاطبان قرآن؛ توجه به مخاطبان آیات و توجه به شرایط محیطی سوره ها و آیات و اصرار بر سرایت دستاوردهای پژوهش پیشرفت نگر قرآن به عصرها و فرهنگ های پس از نزول. تفاسیر پیشرفت نگر دچار آسیب هایی چون بی توجهی به ماهیت نزول تدریجی قرآن، فقدان نگاه فرایندی به مسائل مطرح شده در قرآن، بی عنایتی به ترکیب معنادار مفاهیم اسلامی، فقدان نگاه جامع سیستمی به قرآن، عدم توجه به گستردگی سیاق های فراسوره ای، کمبود حساسیت نظری به نظامات موجود در درون قرآن و تمرکز بر نظامات ذهنی یا سازمان های علمی خارج از قرآن و درنهایت به روزرسانی نکردن حاصل دستاوردهای تفسیری است.
۴۹۴۶.

عینیت مفاهیم و داوری های اخلاقی در دیدگاه فیلیپا فوت؛ فهم های متفاوت از نظریه خیر طبیعی و مسائل پیش روی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فیلیپا فوت عینیت مفاهیم و داوری های اخلاق خیر طبیعی زیست شناسی تکاملی سوژه محوری اخلاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳ تعداد دانلود : ۴۰۹
تبیین عینیت مفاهیم و داوری های اخلاقی، از جمله مهم ترین دغدغه های فیلیپا فوت در طول عمر فلسفه ورزی اش بوده است و دیدگاه او در این باب در آثار متأخرش، به عنوان اثری مهم و تأثیرگذار شناخته می شود. فوت در این دوره معتقد است که داوری های اخلاقی، به دسته ای از داوری ها تعلق دارند که بر مبنای خیر طبیعی شکل می گیرند. در این دیدگاه، خیر طبیعی هر موجود زنده، با توجه به سبک زندگی گونه ای که بدان تعلق دارد بدست می آید. در مقاله حاضر، ضمن شرح اجمالی دیدگاه فوت در تبیین عینیت احکام و داوری های اخلاقی، با طراحی گفت و گویی میان منتقدان و مدافعان فوت، به بررسی قوت و ضعف نظریه خیر طبیعی خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که نزاع میان مدافعان و مخالفان فوت، بر اختلاف میان دو رویکرد تفسیری از «زندگی انسانی» بنا شده است؛ رویکرد مبتنی بر سعادت و رویکرد مبتنی بر فاعلیت. گرچه رویکرد مبتنی بر فاعلیت می تواند تا حدی به نقدهای مطرح پاسخ دهد، اما خود اشکالات دیگری را پدید خواهد آورد.
۴۹۴۷.

جایگاه «امر پیشاتجربی» در دین شناسی و عرفان شناسی رودولف اوتو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امر قدسی امر «پیشاتجربی» همگرایی انواع تنوع عرفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۷۲۲
در این نوشتار به دیدگاه اوتو درباره وحدت و کثرت عرفان پرداخته شده است. وی از سویی به کثرت و تنوع عرفان و از سوی دیگری به همگرایی انواع (همگرایی تیره های معنوی) معتقد است. به اعتقاد او گونه های عرفان یا تیره های معنوی در ساحتی فراتر از فرهنگ ها، نژادها و سرزمین های مختلف شکل می گیرد و می توان این واقعیت را بر مبنای ساحت «پیشاتجربی» امر قدسی تبیین کرد. در این نوشتار این موضوع از دیدگاه اوتو به تفصیل بررسی می شود. در حقیقت اوتو، که بحث خویش را از یک عزیمتگاه کانتی آغاز می کند، در نهایت به لحاظ سنت فلسفی به فیلسوفان افلاطونی، و به لحاظ سنت دینی به الهی دانانی چون لوتر نزدیک می شود. به علاوه، نشان داده شده است که بر این مبنا می توان مقایسه یا حتی تطبیق سازنده ای میان این دیدگاه وی با آنچه در سنت اسلامی پیرامون ازلیّت نفس و انتخاب ازلی مطرح است، انجام داد.
۴۹۴۸.

امکان و ظرفیت آموزش تفکر انتقادی در بخش «بخوان و بیندیش» از کتب فارسی دوره دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر انتقادی پرسش فلسفی کتاب درسی فارسی ابتدایی بخوان و بیندیش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹۳ تعداد دانلود : ۷۲۳
تفکر انتقادی شیوه ای برای آموزش عمیق و عقلانی است که اغلب با پرسش های باز مخاطب را به تأمل و کنجکاوی وامی دارد و موجب می شود تا او به درکی ژرف از موضوع مورد تأمل برسد. از همین روست که یکی از اهداف صریح و ضمنی اغلب نظام های تربیتی، پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان می باشد. در کتب فارسی ابتدایی پایه دوم تا ششم، در هر فصل، بخشی با عنوان "بخوان و بیندیش" وجود دارد که شامل یک داستان است و دانش آموزان را به تأمل و ژرف اندیشی فرامی خواند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، پژوهشگران با شیوه توصیف و تحلیل، امکان به کارگیری و آموزش روش تفکر انتقادی را در داستان های بخش "بخوان و بیندیش" فارسی ابتدایی مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج پژوهش نشان می دهد که داستان های این بخش به جهت قالب، درون مایه و قدرت تخیل، ظرفیت طرح پرسش های کلی برای پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان را دارد. بدین منظور، در راستای غنابخشیدن به شیوه آموزش تفکر انتقادی در آنها، نمونه هایی از مفاهیم و پرسش های فلسفی تکمیل کننده برای هر داستان پیشنهاد شده است.
۴۹۴۹.

جستجوی معقولیت حاکم بر آرائ "ریچارد فولی (Richard Foley, (1947-(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فولی مبنا گرائی انفسی معقولیت نظریه معقولیت معرفتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۷ تعداد دانلود : ۵۰۲
ریچارد فولی در زمره نظریه پردازان مشهور در باب معرفت شناسی و معقولیت محسوبست. نظریه مختار او در معرفت شناسی، "مبناگرائی انفسی"( Subjective foundationalism) است. با مطالعه آثار وی البته مشخص می شود که اتخاذ چنین موضعی در معرفت شناسی بدلیل پروردن نظریه معقولیت سازگار با آن بوده است."مبناگرائی" وجه ممیزه نظریه معرفت فولی, از دیدگاههائی همچون انسجام گرائی(coherentism) است."انفسی بودن" نیز در تقابل با آفاقی بودن نحله هائی مثل اعتمادگرائی(reliablism) قرار می گیرد. فولی بر اساس این موضع معرفت شناختی، نظریه ای بدیع در باب معقولیت ارائه می دهد که معرفتی(اپیستمیک) بودن و مهمتر از آن معطوف به هدف بودن(Goal oriented) از خصائص آنست.وی همچنین عقیده مقبول(Reasonable beliefe) را جایگزین عقیده معقول(Rational beliefe)در نظریه معقولیت می کند. نظریه معقولیت فولی, بدلیل احتواء بر مفاهیمی چون منظر(perspective) ، استدلال مناقشه ناپذیر(Uncontraversial argument)، تامل عمیق(Deep reflection)، عمیق ترین ملاکهای معرفتی(Deepest epistemic standards) و ... نوعی ذهنی گرائی و نسبی گرائی را متداعی می کند که البته از آن مبرّاست. در این مقاله تلاش می شود ضمن بررسی و بازسازی نظریه معقولیت فولی، معقولیت حاکم بر خود این نظریه نیز از طریق پیگیری استلزامات آن کشف گردد. این تلاش از طریق احاله هر یک از عناصر مقوم نظریه معقولیت فولی به بنیاد وجودی آن صورت می بندد. مدعای مقاله در خصوص معقولیت حاکم بر نظریه معقولیت فولی آن است که این معقولیت نه به اعتبار ملاک های منطقی بلکه مبتنی بر احوال و عناصر اگزیستانسیال آدمی است که تامین می گردد.
۴۹۵۰.

تسلسل در علل مادی و مسئله عدم تناهی زمان در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زمان تسلسل عدم تناهی حرکت ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۹ تعداد دانلود : ۷۱۳
ملاصدرا معتقد است که تسلسل در همه ی علت ها محال است و از جمله ی این علت ها علت مادی است. البته وی برخی ترتب های مادی را از این تسلسل محال استثنا می کند. بررسی ویژگی های اجزای زمان نشان می دهد که اجزای زمان به هم وابسته هستند. با تحلیل دقیق تر ارتباط اجزای زمان متوجه می شویم که این وابستگی در ضمن نوعی علیت مادی بوده به نحوی که مشمول قواعد حاکم بر علل مادی می شوند. در نتیجه ادله ابطال تسلسل در علل، عدم تناهی زمان را نیز در بر خواهد گرفت. برای حل این تناقض، نشان می دهیم که ترتب و تقسیم پذیری زمان وابسته به اجزای مسافت حرکت مصحح زمان است و تناقض مذکور در صورتی پیش می آید که حرکت مصحح زمان را مقدار حرکت در مسافت مستقیم بی نهایت بدانیم اما با دوار دانستن مسافت حرکت مصحح زمان، این تناقض برطرف می شود.
۴۹۵۱.

ارزیابی و مقایسة نقادانه دیدگاه طباطبایی، مطهری و جوادی آملی در باب وحدت وجود و لوازم الهیاتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وحدت وجود شخصی تشکیکی طباطبایی مطهری جوادی آملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۸ تعداد دانلود : ۸۲۷
یکی از مباحث مهم در فلسفه دین، موضوع وحدت عالم و نسبتش با واحد بودن خداوند است. این برداشت های متفاوت از وحدت عالم تحت بحث وحدت وجود چالش برانگیز شده است. در این مقالله تلاش می کنیم دیدگاه فیلسوفان مسلمان وابسته به مکتب حکمت متعالیه را با این بحث روشن سازیم و استدلال های آن ها را ارزیابی کنیم و برتری دیدگاه برخی بر برخی دیگر را نشان دهیم. برای این کار دیدگاه سه تن از شارحان حکمت صدرا را که آرای متضادی دارند برگزیده ایم و تجزیه و تحلیل کرده ایم. علامه طباطبایی که گاه به وحدت تشکیکی و گاه شخصی متمایل است، گاهی نیز حکم به همسانی دو تعبیر می دهد درنهایت با براهین قاطع وحدت شخصی را می پذیرد اما توان پاسخگویی شبهات را ندارد. مطهری با وحدت وجود، نفی کثرات و معدوم دانستن ممکنات مخالف است. و درنهایت علامه جوادی آملی با اثبات «وجود مطلق» و قرار دادن «وجود» و «نمود» در برابر «عدم» ایراداتی را که مانع اکمال فلسفه بر مبنای وحدت وجود بود، از میان برداشتند لذا راه برای تغییر و ارتقای بسیاری از مباحث همچون قاعده بسیط الحقیقه باز شد. در این نوشتار در صددیم مقایسه نقادانه ای از دیدگاه این سه متفکر داشته باشیم.
۴۹۵۲.

رویکرد انتقادی مرلوپونتی به قصدیت هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قصدیت مرلوپونتی قصدیت عملی روی داشتن بدن-سوژه نویسیس -نویما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۱۷
مرلوپونتی در پدیدارشناسی ادراک می کوشد تا از تبیین سنّتی قصدیت فراتر رود و به این منظور به توصیف پدیدارشناسی بدن می پردازد. به نظر مرلوپونتی، میان جهان و آگاهی جدایی وجود ندارد و این دو در هم گره خورده اند. آگاهی برای مرلوپونتی، سوژه محضی نیست که مقوّم ذوات و ماهیات لایزال باشد و به پدیدارها معنا ببخشد، بلکه بدن سوژه ای است که روی به جهان دارد و نمی تواند از این حوزه عملی که در جهان دارد، جدا شود. اعیان این سوژه بدن نیز در همین حوزه پدیداری قرار دارند که با روی آوردن بدن زیسته به آن ها تعین می یابد و از ابهام خارج می شوند و از این طریق، معنای آن ها متولد می شود. بر این اساس، قصدیت از نظر مرلوپونتی، جهت گیری در جهان و روی داشتن به خود جهان است و حالات قصدی در برخوردها یا حالات جسمانی واقع در نوعی محیط فیزیکی و انضمامی تحقق می پذیرند. در این مقاله، می کوشیم تا تفسیری از مفهوم قصدیت از منظر مرلوپونتی ارائه دهیم که خود آن را «قصدیت عملی» می نامد و تفاوت ها و مشابهت های آن را با قصدیت هوسرل تبیین کنیم. تفاوت اصلی دیدگاه این دو فیلسوف در نقد مرلوپونتی بر ساختار نوئسیس نوئمای هوسرل است. او ادعا می کند که معنا، ذاتی حوزه پدیداری است و امکان ندارد از طریق تمایز میان مادّه و صورت تجزیه و تحلیل شود.
۴۹۵۳.

مروری بر کتابِ «سرنوشت علم»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه علم فمنیستی جامعه شناسی معرفت علمی اجتماع سازی شناخت اجتماع سازی معرفت هنجارهای اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۹ تعداد دانلود : ۴۲۲
هِلِن لونجینو، یکی از فلاسفه علمِ فمینیستیِ معاصر، در این کتاب می کوشد به روی شکافی پُل بزند که معتقدست فلسفه علمِ معاصر را به دو حوزه ظاهراً آشتی ناپذیر تبدیل کرده است: از یک سو، شرحهای تجربه گرایانه و انضمامی از معرفتِ علمیکه عمدتاً سرشتِ «جامعه شناختی» دارند، و از سوی دیگر، شرحهای هنجاری از آن که صبغه «فلسفی» دارند
۴۹۵۴.

هنر، حیطه عمومی؛ تلاشی برای دست یابی به فلسفه هنر آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هانا آرنت تکثر حیطه عمومی حیطه خصوصی پدیدارشناسی حیات سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۱ تعداد دانلود : ۶۸۴
هانا آرنت فیلسوفی سیاسی ای است که هنر را به عنوان امکانی برای تحقّق نوعی حیات سیاسی می فهمد و تلاش می کند تا با استفاده از مبنای رهایی بخشی به نام هنر، نوعی از حیات سیاسی را که به زعم او در دوران جدید مخدوش و مفقود شده احیا کند. با توجّه به آن که آرنت هرگز اثری مجزّا و مدوّن ذیل عنوان زیبایی شناسی سیاسی یا فلسفه هنر ننگاشته است، در این مقاله، با گردآوری، تدوین و بازاندیشی و تحلیل آرای پراکنده آرنت در کتب، مقالات، درس گفتارها و یادداشت های او، به نظریّه زیبایی شناسی آرنت که در افق نوعی فلسفه سیاسی طرح ریزی می شود، دست خواهیم یافت. مخدوش شدن و ناپدید شدن خاصیّت سیاسی حیات بشری در فلسفه آرنت پیوند و ارتباطی بسیار نزدیک به مخدوش شدن، گشت و استحاله حیطه عمومی دارد. از این رو، حیطه عمومی و برپا داشتن آن به نوعی آرمان فلسفه سیاسی آرنت به حساب می آید.
۴۹۵۵.

برهان «وجوب و امکان» سینوی؛ رهیده از تسلسل، گرفتار ماهیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برهان صدیقین برهان وجوب و امکان تسلسل دور مفهوم موجود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۹ تعداد دانلود : ۶۲۵
یکی از براهین قابل اعتماد نزد غالب فیلسوفان اسلامی برای اثبات خدای متعال، برهان «وجوب و امکان» است. ابن سینا در کتاب الاشارات و التنبیهات به نحوه خاصی این برهان را ارائه داده است، که به نظر خویش در این برهان، خلق، واسطه اثبات حق قرار نگرفته، بلکه با نظر به خود وجود، وجود خدا را اثبات کرده و این نوع از برهان را «صدیقین» نامگذاری کرده است. به نظر می رسد فلاسفه متأخر همین اصطلاح را پذیرفته اند و با معیار خود ابن سینا به نقد صدیقین بودن این برهان پرداخته اند. دو اشکال اساسی که در نقد قرار گیری عنوان «صدیقین» بر این برهان طرح شده است یکی ابتنای این برهان به ابطال دور و تسلسل و دیگری ابتنائش به مفهوم موجود و حیثیت ماهیت است. در این مقاله با بررسی این دو اشکال معلوم می شود که این برهان مبتنی به ابطال دور و تسلسل نیست ولی آن چنان که شیخ الرئیس ادعا می کند بر وجوب وجود از خود وجود استفاده نشده است و مفهوم موجود و حیثبت ماهیت در این استدلال نقش بازی می کند. در نتیجه اگر چه این برهان را در دستگاه فلسفی صدرا نمی توان «صدیقین» نامید ولی در دستگاه فلسفی مشا، بی واسطه ترین برهان بر اثبات وجود خداست.
۴۹۵۶.

نگرش تحلیلی به مکان در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مکان ابن سینا سطح بُعد فیزیک متافیزیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۷۴۸
مکان در نظام فلسفی ابن سینا، از دو جنبه فیزیکی و متافیزیکی برخورداراست. در پژوهش پیش رو مباحثی همچون هستی مکان، به همراه مسأله اثبات یا نفی وجود آن، دیدگاه ها و نظریات موجود درباره مکان، ادله اصحاب اثبات و انکار آن، تحقیق در ماهیت مکان، بررسی نظریات مختلف و دیدگاه کسانی را که مکان را سطح یا صورت و یا مکان و یا بعد دانسته اند، مورد نقد قرار داده است، شیخ هم در فیزیک وهم در متافیزیک به بحث پیرامون مسئله مکان پرداخته است، عبارات وی در فیزیک از گستره وسیعی برخوردار بوده، اما این نوشتار با اتکا به روش تحلیلی تلاش دارد تا ابعاد متافیزیکی بحث را بیشتر مورد کاوش قرار داده و مشکلات این بحث را در حوزه فیزیک نشان دهد. علی رغم تلاش ابن سینا در اثبات وجود و تحلیل ماهیت مکان، به نظر می رسد تلاش او برای اثبات وجود مکان موفق نبوده، به همین دلیل از مقوله بودن أین نمی توان دفاع نمود.
۴۹۵۷.

مهارت های تفکر هنرمند در ارتقای حسن بینی با بهره مندی از آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنرمند فرایند خلق اثر هنری حسن بینی مهارت تفکر مشاهده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۱ تعداد دانلود : ۷۱۶
ارتقای تفکر غایت نگر در هنرمند از مهم ترین مؤلفه های مؤثر در ارتقای حسن بینی اوست. خداوند در قرآن همواره هدایت کننده انسان به سمت چنین تفکری است و بدین جهت برای دستیابی به کارآمدترین مهارت های ارتقادهنده تفکر هنرمند، کلام الهی می تواند به عنوان بهترین شاخص در ارایه الگوی تفکر صحیح و شایسته نسبت به موضوعات مد نظر قرار گیرد. برای این منظور چنانچه هر یک از آیات قرآن، بر مبنای مؤلفه های ساختاری تفکر مورد تحلیل قرار بگیرند، شیوه خاصی از تفکر صحیح در موضوعات را به دست می دهند که این شیوه ها به تناسب نوع نیاز، غرض و رویکرد به موضوع، از هم متمایز می شوند و بدین ترتیب با در اختیار قرار گرفتن انواع متفاوتی از شیوه ها، تفکر هنرمند در فرایند خلق اثر هنری، می تواند متناسب با نیازهای حقیقی جامعه مخاطب ساماندهی شده و به سمت حسن بینی در موضوع سوق یابد.
۴۹۵۸.

بررسی و نقد شر و رابطه آن با وجود خدا از نگاه جان هیک، آگوستین و تئودیسه ایرنائوسی (با تکیه بر کتاب شر و خدای عشق جان هیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خدا نظریه عدل الهی شرور اخلاقی شرور طبیعی نظریه عدل الهی مبتنی بر پرورش روح جان هیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۳ تعداد دانلود : ۹۱۲
از دیدگاه جان هیک شر امری وجودی است و برای توجیه و تعریف آن، نظریه عدل الهی ایرنایوسی را بیان و صورت جدیدی را به آن بخشیده است. آرا و نظریات متنوعی درباره مسیله وجود خداوند، شر و خیر بیان شده است. برخی وجود شر را مهم ترین و یگانه عامل انکار وجود خداوند می دانند و برخی از دینداران دیدگاه شان بر خلاف آنهاست. آنچه در این پژوهش به آن پرداخته می شود، بررسی و نقد مسیله متافیزیکی شر و رابطه آن با وجود خدا است. در این مهم تمرکز ما بر پاسخ های جان هیک به مسیله شر است؛ ازاین رو بر آن ایم گزارشی از اصول شر و خیر از نگاه جان هیک ارایه دهیم تا پاسخ گوی این پرسش اصلی باشیم «که جایگاه شر در ساختار علی آفرینش چه می تواند باشد». هدف از این نوشتار آن است که بیان کنیم که در آفرینش جهان توسط خداوند و وجود شرور در جهان تناقضی حاصل نیست و خداوند علت شرور نیست و همچنین وجود مسیله شر بر مبنای ضرورت و مشیت الهی است؛ اما از نگاه هیک مصلحت وجود شر برای ما قابل درک نیست و این یک امر رازآلود برای بشر است.
۴۹۵۹.

ضرورت و آینده دین از منظر مدرنیسم و پست مدرنیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دین جامعه شناسی پوزیتیویسم سکولاریسم دسکولاریسم آگوست کنت سوروکین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۴ تعداد دانلود : ۶۱۴
هدف این مقاله بررسی مسیله ضرورت دین از منظر جامعه شناختی در دو دوره مدرن و پسامدرن است. برای پاسخ به این پرسش از روش «کتابخانه ای» که بخشی مبتنی بر نتایج «تجربه عینی اجتماعی» می باشد، استفاده شده است. ابتدا دیدگاه چند تن از شخصیت های برجسته ضد دین دوره مدرن ارایه گردیده، سپس دیدگاه برخی شخصیت های برجسته پست مدرن و سازمان های بین المللی مطرح شده است. یکی از دستاوردهای این تحقیق آن است که نشان می دهد با آنکه ایده سکولاریسم بیش از صد سال بر جهان مدرن حاکم شد و روبه رشد بود، با ورود به عصر پست مدرن، شاهد افول سکولاریسم و ظهور و رشد دسکولاریسم هستیم. علاوه بر این دستاورد معرفتی که موجب تقویت نگاه تاریخی- جهانی نسبت به تحولات کلان دینی می شود، دستاورد ملی این تحقیق، اصلاح نگره آن دسته از هم وطنان تجددزده نسبت به وضعیت گرایش به دین در جهان معاصر است که هنوز در فضای تیوری ها و تحلیل های عصر مدرن تنفس می کنند و به همین علت، انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن را حرکتی بر خلاف تحولات عصری و نسلی جهان معاصر و تاریخ آینده می پندارند؛ در حالی که انقلاب اسلامی بر خلاف این تلقی نادرست، می تواند نقطه کانونی و رهبر و راهبر تحولات فکری- دینی عصر پست مدرن باشد.
۴۹۶۰.

فضیلت معرفتی، قوه اعتمادپذیر و ویژگی منشی: رویکردی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زگزبسکی سوسا فضیلت معرفتی قوه اعتمادپذیر معرفت تأملی معرفت حیوانی ویژگی منشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۷ تعداد دانلود : ۵۴۹
در معرفت شناسی فضیلت، فضیلت معرفتی به دو صورت تعریف شده است؛ سوسا آن را از سنخ قوای اعتمادپذیر می داند و زگزبسکی آن را از نوع ویژگی های منشی. در حالی که هر دو، فضیلت را معرفت ساز دانسته و تبیین و توجیه معرفت را بر پایه آن ممکن می دانند. در پاسخ به سؤال از دلیل این دو گانگی در تحلیل، مقاله حاضر نگرش متفاوت فیلسوفان به معنا و ویژگی های معرفت را عامل آن می داند. تعریف سوسا از معرفت به باور صادق موجه و انفعالی دانستن آن، یا به حالتی فراتر از داشتن باورهای صادق، که حاصل فعالیتی اختیاری و ارادی است، در زگزبسکی، نهایتا به این منجر می شود که فضیلت را یا از سنخ قوا بدانیم و یا از سنخ ویژگی هایی که برای انجام چنین فعالیتی ضروری اند. در نتیجه به رغم اینکه هر دو فیلسوف وجود قوا را برای کسب معرفت حیوانی ضروری می دانند اما نگاه متفاوتشان به معرفت تأملی، نهایتاً به دو برداشت از فضیلت منتهی می شود. حتی دخالت دادن عاملیت فاعل در معرفت حکمی و ضروری دانستن برخی ویژگی ها مثل دقت و ذهن باز، به عنوان فضیلت باورساز، توسط سوسا، در نتیجه بحث، تغییر چندانی ایجاد نمی کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان