فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره چهاردهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل موثربر انگیزه-های زنان از تماشای سریالهای شبکه ماهواره-ای جم (GEM TV) است. این پژوهش با توجه به نوع آرایش متغیرها و اهداف پژوهش در قالب طرحهای همبستگی-مقایسه ای پی-ریزی شده است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مخاطب سریالهای شبکه جم در شهر کامیاران است که بااستفاده از نمونه-گیری گلوله برفی 195 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه اصلاح شده شهابی و جهانگردی است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای همبستگی، تی (t test) و تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج نشان داد که هرچه سن افراد بالاتر میرود، تمایل افراد به تماشای سریالهای شبکه جم با انگیزه آموزشی کاهش می یابد و در عوض تمایل آنها به تماشای سریالهای شبکه جم با انگیزه های تسهیل تعامل اجتماعی و فرار از واقعیات روزمره افزایش می یابد. یافته ها حاکی از آن است که انگیزه آموزشی افراد مجرد در تماشای سریالهای شبکه جم بیشتر از افراد متاهل است. همچنین نتایج نشان داد که در تماشای سریالهای شبکه جم انگیزه های کسب آموزش و کسب پرستیژ اجتماعی در طبقات اقتصادی بالا نسبت به طبقات پایین بیشتر است و در عوض انگیزه های فرار از واقعیات روزمره و تسهیل تعامل اجتماعی در افراد طبقات پایین بیشتر است. در این رابطه به نظر میرسد که طبقه، سن و وضعیت تاهل به عنوان اصلی ترین مولفه ها، در نوع انگیزه زنان از تماشای سریال ها تاثیر زیادی داشته باشند.
تأثیر عوامل اجتماعی- فرهنگی بر تمایل به مصرف مشروبات الکلی در میان جوانان استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مصرف مشروبات الکلی یکی از ناهنجاری های اجتماعی است که عوامل بسیاری در گرایش شهروندان به آن مؤثر هستند. در سال های اخیر مصرف مشروبات الکلی نه تنها رشد قابل توجهی داشته بلکه به سنین پایین و جنس زن نیز سرایت گسترده داشته است. در این راستا، هدف مطالعه حاضر تبیین عوامل مؤثر بر تمایل به مصرف مشروبات الکلی در استان کردستان است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان 18 تا 29 ساله شهرهای بانه و سنندج هستند و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 342 نفر برآورد شده و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته روا (براساس نظر خبرگان) و پایا (براساس ضریب آلفای کرونباخ =87/0) بوده و داده ها با کمک نرم افزار «اس.پی.اس.اس» و آزمون همبستگی تحلیل شدند. یافته ها و نتایج: نتایج نشان دهنده وجود ارتباط معنادار بین متغیرهای وضعیت آنومیک فردی، امید به آینده، در دسترس بودن مشروبات، پایبندی دینی و سابقه مصرف خانوادگی و متغیر «گرایش به مصرف مشروبات الکلی» است. همچنین متغیرهای امید به آینده، کنترل و نظارت خانواده، پیوندهای افتراقی، پایبندی دینی و مذهبی (فردی و خانوادگی)، حدود 68 درصد از واریانس گرایش به مصرف مشروبات الکلی در جامعه هدف را تبیین می کنند.
بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر ترجیح باروری زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله تبیین عوامل جامعه شناختی مؤثر بر ترجیح باروری زنان در شهر کرمان است. روش پژوهش از نوع پیمایش و برای آزمون فرضیات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. نمونه آماری شامل342 زن متأهل شاغل در سازمانهای دولتی شهر کرمان است که با شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان داد که نگرش منفی پاسخگویان نسبت به آینده جامعه (51/0) بیشترین همبستگی را با ترجیح باروری دارد؛ پس از آن سهم فردگرایی (305/0-)، منفعت طلبی (24/0-)، نگرش نسبت به فرزند (29/0)، خردگرایی (16/0-) و رضایتمندی زناشویی (28/0) محاسبه شده است. متغیرهای میزان مطالعه، تحصیلات، درامد و استفاده از رسانه به شکل غیر مستقیم ترجیح باروری زنان را تحت تأثیر قرار می دهد. مبتنی بر یافته ها مهمترین عامل اثربخش بر ترجیح باروری زنان نگرش منفی آنها نسبت به آینده است که به شکل غیر مستقیم تحت تأثیر میزان درامد (42/0)، میزان استفاده از رسانه ها (33/0) و میزان تحصیلات (39/0) است. پیشنهاد می شود با پرداختن به ابعاد معنوی فرزندآوری و تقویت پیامهای امیدبخش در رسانه ها و دانشگاه ها، نگرش زنان نسبت به باروری مثبت، و از کالاگون شدن پدیده فرزندآوری جلوگیری شود.
پیش بینی طلاق بر اساس صفات شخصیتی، اختلالات روانی و ویژگیهای جمعیت شناختیژگیهای جمعیت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش مشخص کردن صفات شخصیتی، اختلالات روانی و ویژگیهای جمعیت شناختی پیش بینی کننده طلاق در زوجین شهر تهران بود. طرح این پژوهش از نوع علّی مقایسه ای و روش نمونه گیری خوشه ای بود. به این منظور از بین مجتمع های قضایی خانواده شهر تهران، سه مجتمع به صورت تصادفی انتخاب و از بین زوجین در معرض طلاق مراجعه کننده 60 نفر (30 زوج) انتخاب شدند. برای گروه نمونه زوجین عادی نیز از بین مناطق شهرداری تهران سه منطقه به صورت تصادفی انتخاب، و از طریق سرای محله های آن 30 زوج انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های پنج عاملی شخصیت (فرم کوتاه)، سیاهه نشانه های اختلالات روانی (SCL-90) و جمعیت شناختی در نمونه های مورد نظر اجرا شد. یافته ها نشان داد که از بین ابعاد آزمون پنج عاملی در روان رنجوری، تجربه گرایی و وظیفه شناسی و از بین ابعاد آزمون SCL-90 بجز روان پریشی در دیگر مقیاسها، بین دو گروه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0 > P). نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک دو ارزشی نشان داد که متغیرهای افسردگی، افکار پارانوییدی، تعداد فرزندان، میزان درامد و روان رنجوری، قویترین پیش بینی را برای احتمال در معرض طلاق قرار گرفتن زوجین فراهم می کند به این شکل که افزایش افسردگی، افکار پارانوییدی و روان رنجوری احتمال طلاق را افزایش می دهد و افزایش تعداد فرزندان و میزان درامد احتمال طلاق را کاهش می دهد. این یافته ها اهمیت ویژگیهای شخصیتی، اختلالات روانی و عوامل جمعیت شناختی را در پدیده طلاق نشان می دهد.
شناخت عوامل مرتبط با کم توجهی به باورها و ارزش های دینی در بین دانش آموزان دبیرستانی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه، شناخت عوامل مرتبط با کم توجهی به باورها و ارزش های دینی در بین دانش آموزان دبیرستانی استان کرمانشاه است. این مطالعه با رویکرد کمی و روش توصیفی از نوع پیمایشی و ابزار پرسشنامه ساختار یافته انجام گرفت. جامعه آماری در این پژوهش شامل کل دانش آموزان دبیرستان های استان کرمانشاه است. تعداد کل آن ها در سال تحصیلی 90-91 برابر 181796 نفر است. با استفاده از جدول نمونه گیری مورگان پس از اطمینان از تعداد کل آن ها، 384 نفر تعداد حجم نمونه آن به دست آمد. از اعتبار صوری روایی و آلفا کرونباخ برای پایایی ابزار تحقیق استفاده به عمل آمد و از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون فرضیات و فن رگرسیون برای سنجش مدل تحقیق استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که محرومیت نسبی، میزان مادی گرایی، سهل گیری مذهبی، تأثیر دوستان و جامعه پذیری دینی بر میزان دین داری آن ها تأثیر دارد. مدل رگرسیون دین داری، با توجه به نتایج حاصله از این آنالیز، نشان می دهد متغیرهای واردشده در مدل رگرسیونی جامعه پذیری مذهبی، سهل گیری مذهبی میزان مادی گرایی، میزان محرومیت نسبی، میزان ضریب تعیین آن (R) با متغیر وابسته 56/. به دست آمده است.
مشکلات نوجوانان و ارتباط آن با نهاد خانواده مورد مطالعه: رابطه تعارضات والدینی و سلامت روان نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوجوانی را می توان مهمترین دوره ی زندگی هر فرد دانست که ویژگی های رشدی آن می تواند بر اختلالات روانی- رفتاری فرد در آینده اثر بگذارد. به دلیل آن که بخش وسیعی از ساختار جمعیتی ایران را نوجوانان و جوانان تشکیل می دهند توجه به مسائل آنها حائز اهمیت است. از این رو این پژوهش به بررسی تأثیر اختلافات و درگیری های درون نهاد خانواده و والدین بر سلامت روان نوجوانان پرداخته است. در این پژوهش از روش پیمایش استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش 600 نفر از دانش آموزان دبیرستان های شهر شیراز هستند که به صورت تصادفی چند مرحله ایی انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. در این تحقیق پاسخگویان به پرسشنامه 28 سوالی سلامت عمومی (GHQ) پاسخ دادند. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که درآمد خانواده، رفتار والدین با فرزندان در خانه و خارج از خانه و تعارضات والدین بر سلامت روان فرزندان تأثیر دارد. در نهایت مدل تحقیق توانست 41 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نماید.
مدیریت تعارض های زناشویی با رویکرد حل مسئله از منظر مشاوره ی خانواده و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیامدهای ویران گر اختلافات زناشویی از جمله تأثیرات روانی و جسمانی در زوجین، گوشه گیری و ضعف کفایت اجتماعی، مشکل در پیشرفت تحصیلی فرزندان و تأثیرات منفی در تعالی جامعه لزوم بررسی راه کارهای مدیریت صحیح تعارض های زناشویی آشکار می شود. پژوهش حاضر با استفاده از روش تطبیقی و با تأکید بر روش شهید صدر مبنی بر اینکه در تفسیر موضوع های قرآنی بایستی از نتایج علوم انسانی بهره برد تا پس از عرضه ی آن بر قرآن و دریافتن دیدگاه قرآن درباره ی آنها پاسخ گویی به سؤال ها و رفع شبهه های روز میسر شود، ابتدا مبحث تعارضات زناشویی را در دانش مشاوره ی خانواده بررسی و سپس دیدگاه اسلام را در این باره مطرح و اشتراکات و اختلافات دو حوزه را در این موضوع بیان می کند. بنا بر یافته های پژوهش مشاوره خانواده در مدیریت تعارضات زناشویی به عزت نفس انسانی اهتمام می ورزد و اسلام علاوه بر آن از کرامت انسان، ایمان به خدا و ایجاد آرامش و برقراری رحمت و مودت بین افراد هم سخن می گوید. مدیریت تعارض های زناشویی در اسلام بر پایه ی توحیدمحوری و در مشاوره ی خانواده بر اساس انسان محوری است.
نقدی بر محدودیت قانونی حضانت مادر پس از فوت پدر در نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۷
501-519
حوزههای تخصصی:
قوانین حضانت ایران از منظر حقوقی با خلأها و چالش هایی روبه روست. یکی از خلاءها، موضوع تداخل حضانت مادر با ولایت ولی قهری در صورت فوت پدر است. بنابراین از قانون حمایت خانواده مصوب 1391 این انتظار می رفت که به این مسئله مهم یعنی مشکلاتی که از عدم ولایت مادر در خانواده وجود دارد، بپردازد. ولی قانون حمایت خانواده نه تنها به خلاءهای مهمی که از لحاظ حقوقی برای حضانت وجود دارد نپرداخته، بلکه ماده 43 آن که راجع به حضانت است، می تواند سبب به وجود آمدن مشکلات جدیدی برای خانواده شود. مطابق این ماده در صورت فوت پدر، جد پدری بنابر مصلحت می تواند مانع حضانت مادر شود. این مقاله با بررسی خلاءهای حضانت مادر بر فرزند به سبب عدم ولایت، به این موضوع می پردازد که ماده 43 قانون حمایت خانواده تنها سبب افزایش مشکلات در زمینه حضانت می شود. همچنین مقاله پیشنهاداتی را در مورد داشتن حق ولایت مادر بر فرزند و همین طور اصلاح ماده 43 قانون حمایت خانواده می دهد. به نحوی که در صورت فوت پدر، هیچ شخصی نتواند حضانت مادر را تحت هیچ عنوانی از او سلب نماید؛ مگر در موارد موجود در ماده 1173 قانون مدنی درباره سلب حضانت از والدین.
تبیین جامعه شناختی تفاوت های جنسیتی در افسردگی با تاکید بر مفهوم خود خاموشی در نهاد خانواده (مطالعه موردی زنان و مردان ازدواج کرده ی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر به ارزیابی رویکردهای جامعه شناختی در باره ی تفاوت های جنسیتی در شکل گیری و تشدید افسردگی مردان و زنان و آثار آن در نهاد خانواده می پردازد. پرسش آن است که ""نقش های جنسیتی"" چگونه و با چه سازوکاری می توانند منجر به بروز میزان های متفاوتی از افسردگی در بین مردان و زنان متأهل شوند؟ به این منظور، با تلفیق نظریه های ""نقش""، ""قدرت و جنسیت"" و ""خودخاموشی"" مدل نظری تحقیق تدوین شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر که به روش پیمایش انجام شده است، زنان و مردان متاهل 20 تا 45 ساله ساکن شهر تهران هستند که با استفاده از روش «نمونه گیری تصادفی خوشه ای» ساده، تعداد 720 نفر از آنان، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه خوداجراء بوده است و داده ها، پس از کدگذاری و استخراج به وسیله نرم افزار SPSS با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که در مجموع، میزان افسردگی بر اساس ""نقش های جنسیتی زنانه و مردانه"" متفاوت است؛ بدین معنی که ""نقش های جنسیتی زنانه ی غالب""، افراد را مستعد افسردگی می کند، در حالی که نقش های ""جنسیتی مردانه ی غالب""، مانند سپری در مقابل افسردگی عمل می کند. هم چنین یافته ها نشان می دهد که بین میزان خودخاموشی و میزان افسردگی، رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد.
مطالعه جامعه شناختی رابطه بین فناوری های نوین ارتباطی و ارتباطات خانوادگی در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی تکنولوژی های نوین ارتباطاتی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی مطالعات فضای مجازی تلفن همراه
در این پژوهش، رابطه بین میزان استفاده از فناوری های نوین ارتباطی (اینترنت، ماهواره، تلفن همراه) و ارتباطات خانوادگی در شهر شیراز، با استفاده از چارچوب نظری کاشت و ساخت یابی گیدنز بررسی شده است. این پژوهش از نوع پژوهش های همبستگی و مقایسه ای است که به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته، با نمونه ای از 384 خانوار شیرازی و از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انجام شده است. یافته ها بر مبنای ضریب همبستگی پیرسون (r) نشان می دهد که بین میزان استفاده از فناوری های نوین ارتباطی با ارتباطات خانوادگی و ابعاد آن، به جز توزیع قدرت، رابطه منفی و معنا دار وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از مدل رگرسیونی حاکی از آن است که در مجموع، میزان استفاده از تلفن همراه و ماهواره 17درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کند. در آزمون تحلیل مسیر مشخص شد که میزان استفاده از ماهواره، هم به طور مستقیم و هم از طریق هویت اجتماعی با ارتباطات خانوادگی رابطه دارد؛ اما دو بعد استفاده از اینترنت و تلفن همراه تنها از طریق هویت اجتماعی و به طور غیر مستقیم با ارتباطات خانوادگی در ارتباط است.
مطالعه کیفی پیامدهای ارتباط با جنس مخالف در میان نوجوانان دختر و پسر (مطالعه موردی: نوجوانان شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شواهد نشان می دهد رابطه عاطفی با جنس مخالف، از قشر جوانان به قشر نوجوان تسری یافته است و گروه زیادی از نوجوانان، رابطه اجتماعی با جنس مخالف را تجربه کرده اند. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که نوجوانان شهر مشهد پیامدهای رابطه با جنس مخالف را چگونه تجربه می کنند و آیا تجربه پیامدها، در میان نوجوانان دختر و پسر یکسان است. در این پژوهش، پیامدهای تجربه نوجوانان در ارتباط با جنس مخالف در شهر مشهد مطالعه می شود. بدین منظور، از رویکرد برساختی- تفسیری و از روش مردم نگاری و تکنیک مصاحبه عمیق استفاده شد. همچنین برای انتخاب مشارکت کنندگان، روش نمونه گیری هدفمند و برای تعیین حجم نمونه، اشباع نظری به کار گرفته شد. نتایج بیانگر آن است که نوجوانان پیامدهای رابطه با جنس مخالف را به اشکال مختلف مانند مشکلات آموزشی، درگیری فضای ذهنی، لذت عاطفی، لذت جنسی، وابستگی، نوع طلبی، میل به تجرد، ترس از ازدواج و بازاندیشی تجربه می کنند. برخی از این پیامدها، در نوجوانان دختر و پسر متفاوت است. تجربه پیامدهای مختلف و متناقض سبب شده است که نوجوانان براساس تجربه و اطلاعات ناشی از آن، به بازاندیشی این رابطه بپردازند و راهبردهای جدیدی را در این زمینه اتخاذ کنند. این راهبرد ها در نوجوانان دختر و پسر با یکدیگر تفاوت دارد.
تماس های شبکه ای و تجربه عشق سیّال: مطالعه کیفی دانشجویان دختر دانشگاه گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال گسترش نفوذ اینترنت، تعاملات اجتماعی بین دو جنس به ویژه در فضای مجازی ابعاد جدیدی به خود گرفته اند. این تعاملات ویژگی های خاصی داشته و پیامدهایی برای کاربران اینترنت در زمینه دوستی ها به دنبال داشته است. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی ها و پیامدهای روابط بین دو جنس در فضای مجازی با استفاده از نظریه ی عشق سیال زیگمونت باومن است. سؤال اصلی پژوهش این است که در روابط و دوستی های اینترنتی دانشجویان، کدام یک از ویژگی ها و پیامدهای تماس های شبکه ای نمود بیشتری دارد؟ این پژوهش با رویکرد کیفی و به شیوه «بحث گروهی متمرکز» در بین دانشجویان دختر دانشگاه گیلان انجام گرفت. نتایج نشان می دهند که رقیق بودن، سادگی و گمنامی در تماس های شبکه ای و همچنین آزادی که در فضای مجازی به دست می آورند باعث گرایش بیش از اندازه جوانان به اینترنت و دوستی های اینترنتی شده است. آن ها در عین آگاهی از پیامدهای منفی این تماس ها، مانند عدم اعتماد و عدم تعهد و ناپایداری این نوع روابط، اغلب نگرش مثبتی به روابط و دوستی های اینترنتی داشتند و حتی تمایل به ازدواج از طریق این رابطه ها نیز در بین آن ها دیده می شود.
اثر نابرابری جنسیتی بر رشد، بهره وری و باروری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره چهاردهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به مطالعه اثر نابرابری جنسیتی بر رشد بهره وری و باروری پرداخته می شود. برای این منظور از داده های پانل استانی در دوره زمانی 1391-1377 استفاده شده است. نتایج نشان می دهدکه افزایش بهره وری و باروری اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی استان ها داشته است. درحالی که نابرابری جنسیتی به طور کلی نابرابری جنسیتی بر رشد اثر منفی و معنادار داشته است. به علاوه نابرابری جنسیتی در آموزش از طریق کاهش سرمایه انسانی بر رشد اثر منفی و معنادار داشته است. همچنین مدل نمایانگر یک رابطه مثبت ومعنا دار بین نابرابری جنسیتی و باروری می باشد. مدل یک رابطه منفی بین دو جزء دیگر نابرابری جنسیتی یعنی نابرابری آموزشی ونرخ مشارکت زنان و باروری را نشان می دهد. باروری بالاتر با توجه به افزایش زمان اختصاص یافته به کار خانگی ذخیره انسانی اندوخته شده را کاهش و در نتیجه مشارکت زنان درکار بازاری را کاهش می دهد. از سوی دیگر افزایش نابرابری جنسیتی از طریق کاهش زمان اختصاص یافته به کار بازاری وتخصیص بیشتر زمان به کار خانگی موجب افزایش نرخ باروری شده است. توسعه اقتصادی از طریق تغییر در نهادهای اجتماعی منجر به فرصت های برابرتر برای زنان می شود که موجبات مشارکت بالاتر زنان در نیروی کار، کاهش نابرابری جنسیتی در آموزش و سلامت زنان را فراهم می سازد. از سوی دیگر توسعه اقتصادی با کاهش نابرابری جنسیتی قدرت تصمیم گیری زن در خانواده را افزایش می دهد که مشارکت بالاتر و در نتیجه کاهش باروری را به دنبال دارد. را به دنبال دارد.مشارکت بالاتر و در نتیجه کاهش باروری را به دنبال دارد.
تجارب زیسته همسران جانبازان. حسین یحیی زاده، نرگس معصوم زاده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه در اهمیت جنگ بر تاریخ و حیات اجتماعی یک جامعه کمتر جای تردید وجود دارد، اما افراد، گرو ه ها و قشرهای اجتماعی به میزان متفاوتی از این پدیده تأثیر می پذیرند. هدف پژوهش حاضر، بررسی مسائل زندگی، از زاویه تجارب زیسته همسران جانبازانی است که به رغم گذشت نزدیک به سه دهه از جنگ، همچنان درگیر مسائل و پیامدهای ناشی از آن در خانواده خود هستند. پژوهش حاضر به روش کیفی پدیدارشناسی و مشارکت سی نفر از همسران جانبازان و با استفاده از مصاحبه عمیق صورت گرفته است. مسائل زندگی این زنان در چهار مقوله اصلی دسته بندی شده اند که عبارت اند از: مسائل فردی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی. یافته های پژوهش نشان می دهد همسران جانبازان در زندگی خویش با مسائل ویژه و درخور تأملی روبه رو هستند. هریک از این مسائل دربردارنده ابعاد متفاوتی است که ضمن ایجاد رابطه علت و معلولی در یک شبکه علیتی، با یکدیگر ارتباط داشته و بر هم اثر می گذارند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در زندگی اغلب همسران جانباران یک روال عادی (مانند دیگر افراد جامعه) وجود ندارد. شروع زندگی اغلب این زنان با رضایت و آرامش روانی همراه است، ولی چنین به نظر می رسد که این زندگی ها به مرور به سمت ناآرامی پیش می رود و گاهی بحرانی می شود.
تحلیل جامعه شناختی عوامل مؤثر بر میزان گرایش زوجه به طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی تأثیر برخی عوامل مؤثر بر میزان گرایش زوجه به طلاق است. جامعه آماری شامل تمام زنانی هستند که به مجتمع دادگاه خانواده شهرستان اهواز مراجعه کرده یا به آن ارجاع داده شده و درخواست طلاق نموده اند. حجم نمونه 165 نفر است که با روش نمونه گیری زمانی و در دسترس انتخاب شده اند. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد: بین متغیرهای مستقل تحقیق (برآورده نشدن انتظارات، دخالت دیگران در زندگی، فشار مالی و فردگرایی) با گرایش زوجه به طلاق رابطه مثبت و دینداری زوجین، طول زندگی مشترک، پنداشت فرد از پایگاه خود با گرایش زوجه به طلاق رابطه منفی وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد: نزدیک به 050/0 از واریانس گرایش به طلاق توسط متغیرهای تحقیق تبیین می شود. نتایج تحلیل مسیر نشان داد: متغیر فردگرایی و انتظارات زوجین از یکدیگر نسبت به سایر متغیرها در گرایش زوجه به طلاق نقش مهمی را ایفا می کنند.
بررسی جامعه شناختی پتانسیل خیانت در روابط زناشویی و عوامل مؤثر بر آن در بین کارمندان ادارات دولتی و خصوصی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر کوشیده است تا با در نظر گرفتن تاثیر عوامل جامعه شناحتی و نیز تاثیر عوامل روان شناختی – به ویژه تاثیر عوامل روان شناسی اجتماعی، به بررسی پتانسیل ""خیانت"" در روابط زناشویی در میان کارمندان متأهل سازمان های دولتی و سازمان های خصوصی بپردازد (حجم نمونه: 252). بررسی پتانسیل خیانت، بررسی احتمال خیانت، بررسی گرایش و توانایی نهفته در افراد برای اقدام به خیانت زناشویی است به این معنی که افراد چقدر احتمال، گرایش و توانایی دارند که با فردی غیر از شریک زندگیشان به صورت پنهانی وارد رابطه عاطفی و یا جنسی شوند. در این تحقیق با انجام پیمایش در میان کارمندان متأهل 4 ادره دولتی،6 اداره خصوصی و یک بیمارستان آموزشی- دولتی میزان پتانسیل خیانت و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن سنجیده شده است. به این منظور، پتانسیل خیانت با در نظر گرفتن 5عامل آنومی، ارضاء نیاز، مقایسه اجتماعی، یادگیری اجتماعی، کنترل اجتماعی و 4 عامل مطرح در مدل سرمایه گذاری شامل رضایت، کیفیت جایگزین، سرمایه گذاری در رابطه و تعهد، تبیین می شود. بر طبق نتایج تحلیل چند متغیری سه متغیر تعهد زناشویی، کیفیت جایگزین و ارضاء نیاز به ترتیب با ضریب مسیر0.346- ، 0.298 و 0.208 بیشترین تأثیر را در تبیین پتانسیل خیانت داشته اند. یافته های تحقیق ما را به این سمت سوق داد که در جریان بحران ارزش ها، ارزش های جمعی دچار تزلزل می شود و آنومی باعث می شود که ارزش های جمعی سیطره خود را از دست بدهد در نتیجه تجربیات فرد ارزش های وی تغییر می کند. در این شرایط هرچه ارزش های فردی بیشتر حاکم شوند، تعهد فرد کمتر می شود و به دنبال آن پتانسیل خیانت بالا می رود؛ به دنبال این کاهش تعهد، هنجار ها، ارزش ها، سنت ها و باورها اثر کنترل کنندگی خود را از دست می دهند و زمینه برای فرد فراهم می شود تا به سراغ رفتارهای جدید و تجربیات جدید برود، تجربیاتی که هیچ تعهدی در پس خود ندارد. در چنین شرایطی جاذبه های محیطی (کیفیت جایگزین) از سویی و عدم ارضاء نیاز در روابط بین زوجین با وجود زمینه اجتماعی فراهم شده جهت تجربه کردن های عاری از تعهد از سوی دیگر، مکانیسم بروز خیانت را قابل تبیین و تفسیر می نماید.فرد تصمیم می گیرد تا ارزش های فردی خود را بر اساس تجربیاتش شکل دهد. بسته به نوع
تاثیر باورهای جنسیتی زنان شهر تهران بر ایفای نقش خانه داری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مطالعه تأثیر باورهای جنسیتی زنان شهری بر ایفای نقش خانه داری بود که با روش پیمایش، نمونه ای 200 نفره از زنان زنان متأهل و خانه دار سنین 20 تا 70 سال مرکز شهر تهران(منطقه 12) در سال 1391 مورد بررسی قرار گرفتند. روش این پژوهش از نظر هدف، توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری، شامل تمام زنان متأهل گروه های سنی و منطقه یادشده بود. از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد و هر ناحیه از منطقه 12 شهر تهران به عنوان یک خوشه در نظر گرفته و حجم نمونه از 6 ناحیه از منطقه 12 شهرداری تهران با استفاده از فرمول کوکران محاسبه و بدست آمد. ابزار پژوهشی پرسش نامه ای محقق ساخته بود که پس از اعتباریابی و پایایی سنجی، در خوشه های درنظر گرفته شده (نواحی منطقه 12 شهر تهران) اجرا شد. پرسش نامه یادشده، براساس بررسی دیدگاههای گوناگون مربوط به باورهای جنسیتی و نقش خانه داری طراحی و تدوین شد تا روابط بین متغیرها را در قالب تعداد 9 فرضیه مورد سنجش قرار دهد. یافته های پژوهش نشان داد باورهای زنان به سرپرستی انحصاری مرد در خانواده، تعهد به تربیت فرزند، الزام تمکین از شوهر، وظیفه مردان در تامین اقتصاد خانواده، فرهنگ مرد سالاری در خانواده و باورهای جنسیتی سنتی زنان با گرایش به ایفای نقش خانه داری آن ها رابطه دارد و هم چنین، بین باورهای جنسیتی و گرایش به ایفای نقش خانه داری زنان در سنین گوناگون، تحصیلات و طول مدت ازدواج مختلف، تفاوت وجود دارد. مقایسه نتایج ناشی از این پژوهش و بررسی چارچوب و مدل نظری این پژوهش، بیانگر همسویی نتایج با پژوهش های مشابه در مورد فرضیه های مطرح شده بود.
مقایسه مهارت های اجتماعی، سلامت روانی و عملکرد تحصیلی در فرزندان با والدین مطلقه، متقاضی طلاق و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۵
69-92
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه مهارت هایاجتماعی،سلامتروانی و عملکردتحصیلی در فرزندان با والدینمطلقه،متقاضیطلاق و عادی صورت گرفت. نمونه پژوهش 481نفر از فرزندان دارای والدین مطلقه و 419 نفر از فرزندان با والدین متقاضی طلاق بودند که با 500 نفر از فرزندان با والدین عادی همتا شدند.آزمودنی ها به پرسش نامه های مهارت های اجتماعی ماتسون و سلامت روانی گلدنبرگ پاسخ دادند و برای عملکردتحصیلی نیز از معدل مندرج در پرونده تحصیلی استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی شفه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد نمرات جسمانی سازی علائم، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی، افسردگی و اختلال روانی کلی به طور معناداری در فرزندان با والدین مطلقه و متقاضی طلاق بیشتر از فرزندان با والدین عادی بوده و مؤلفه های اختلال در عملکرد اجتماعی، افسردگی و اختلال روانی کلی در فرزندان با والدین متقاضی طلاق بیشتر از فرزندان با والدین مطلقه است. نمرات عملکرد تحصیلی و مهارت های اجتماعی در فرزندان عادی بیش از فرزندان والدین مطلقه و فرزندان والدین مطلقه بیشتر از فرزندان والدین متقاضی طلاق می باشد. بنابراین با توجه به آسیب ها و پیامدهای طلاق بر فرزندان، باید تدابیر لازم برای به حداقل رساندن این آسیب ها را به کار برد.