فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
1 - 20
حوزههای تخصصی:
مستندات فرهنگی و هنری متعددی از بومیان فرهنگ موسیان، مردمانی که پیش از تاریخ در نقاطی از جنوب ایران قدیم زندگی می کرده اند، به جای مانده است. از این میان، نگاره های تصویرسازی شده ویژه ای بر روی سفالینه ها از این فرهنگ کشف شده است که بسیار جلب توجه می کند. آنچه باعث می شود این نگاره ها شاخص به نظر آید نقوش تجریدیِ بر روی آن سفال نگاره ها با محوریت انسان است. ترسیم این نقوش تجریدی و خاص نمی تواند بی معنا و مفهوم بوده باشد. سوال اساسی در اینجا این است که نقوش تصویرسازی شده این نگاره ها چه معنا، مفاهیم و پیام های پنهانی را در خود مستتر داشته و منتقل می کنند؟ با این توجه مسأله اصلی پژوهش حاضر، دریافت معنای پنهان در این نگاره ها با توجه به عناصر تصویری کاربردی در آنهاست. هدف پژوهش حاضر ضمن مطالعه بخش مغفول مانده از هنرهای تجسمی در فرهنگ ایران پیش از تاریخ، اثبات هم-گنی این نگاره ها در یک رسته و با یک نام موسومی بر اساس دریافت معنای پنهان نگاره-ها از جهان نگری اعتقادی_اجتماعی و فراروایت شده در فرهنگ پیشاتاریخ است. این مهم با اتکاء به شناخت و شناساندن زیست اجتماعی_فرهنگی مردمان پیش از تاریخ و تعمیم آن به عناصر تصویری نگاره های فرهنگ موسیان محقق خواهد شد. بر این اساس روش پژوهش حاضر کیفی_تحلیلی بوده که داده های آن با رویکرد تاریخی و با کاربست ابزار کتابخانه ای مهیا شده است. با تحلیل و تأویل متقن، معنای پنهان سفال نگاره های پیشاتاریخ موسیان آشکار و نگاره ها با عنوان و رسته نگاره های نمادین_اعتقادی فرهنگِ پیشاتاریخ موسیان موسوم می شود. این گزاره اخیر از نتایج بنیادین پژوهش است.
هستی شناسی حیات های اجتماعی؛ حلقه ای مفقوده در نظام مباحث حکمت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله، تبیین معنای دقیق هستی شناسی حیات های اجتماعی و اثبات ضرورت و مزیت جایابی این موضوع در منظومه مباحث حکمت اسلامی برای شناخت بهتر قوس نزول و صعود آفرینش از منظر فلسفی است. به این منظور و با روشی فلسفی-تحلیلی، ابتدا امکان جایابی این مسئله براساس موضوع و روش فلسفه اسلامی تحلیل و بررسی می شود و نشان داده می شود که «هستی شناسی» هر موضوعی از جمله حیات های اجتماعی در حیطه مسائل فلسفه اولی است. به این ترتیب فراتر از امکان، این وظیفه فیلسوف است که درمورد جامعه از منظر هستی شناختی اعلام موضع کند. همچنین اهمیت و لزوم فعلیت این مبحث از بعد تأثیر آن در تعیین الگوهای کلان روشی در علوم اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد. در گام پایانی، با تشریح جایگاه هستی شناسانه حیات های اجتماعی در قوس نزول و صعود آفرینش روشن می شود که شناخت این دو قوس آفرینش بدون هستی شناسی حیات های اجتماعی دچار نواقص عمده ای به لحاظ فلسفی است. در مقابل با جایابی این مبحث در منظومه قواعد حکمی می توان به خوانش های نوینی از برخی از قواعد حکمی با رویکرد اصالت جمعی دست یافت. امکان تبیین حرکت جوهری حیات های اجتماعی و پرداختن به موضوع فلسفه تاریخ در متن مباحث فلسفی، از مزایای این نگرش در چینش و طرح قواعد حکمی است.
خانواده ایرانی و تحولات فرهنگی-اجتماعی: تحلیل نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده ایرانی محل استقرار، حضور و عمل سه نسل متفاوت است. با توجه به تغییرات رفتاری و نگرشی خانواده ایرانی در چند دهه اخیر، توجه به این تغییرات در میان نسل ها اهمیت دارد، زیرا آن ها به طور متفاوتی در معرض تغییرات بوده اند و درنتیجه تغییرات اجتماعی را به گونه ای متفاوت درک، باور و عملیاتی کرده اند. درک تفاوت های نسلی می تواند به شناخت تغییرات رُخ داده در خانواده و همچنین پیش بینی پتانسیل موجود برای تغییرات آینده خانواده کمک کند. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل ثانویه کمّی، به تحلیل داده های «طرح پیمایش ملّی خانواده» (۱۳۹۶) در بین ۵۰۰۰ نفر از افراد متأهل ساکن در مناطق شهری کشور با هدف آگاهی از نظرات آن ها در زمینه مسائل مربوط به خانوار و خانواده شامل ازدواج، نگرش های جنسیتی، ساختار قدرت و خشونت خانگی پرداخته است. بر اساس نتایج این مطالعه، شاهد نگرش مثبت و سنتی نسل های مختلف خانواده ایرانی به ازدواج و همزمان رشد نگرش مدرن به ازدواج (نگرش مدرن به ازدواج، توجه بیشتر به معیارهای مدرن همسرگزینی و الگوی فردمحور) در میان نسل سوم خانواده ایرانی هستیم. از نظر خشونت خانگی شاهد کمترین میزان خشونت در نسل سوم خانواده ایرانی هستیم و همچنین ساختار قدرت در نسل سوم متمایل به الگوی خانواده مدنی شده است.
تحلیل مسیر رابطه بین فعالیت بدنی، انزوای اجتماعی و افسردگی در میان سالمندان در طول بیماری همه گیر کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
153 - 181
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کمی و پیمایشی است، که رابطه بین فعالیت بدنی، انزوای اجتماعی و افسردگی در میان سالمندان در طول بیماری همه گیر کووید- 19 را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری سالمندان(60 سال و بالاتر)، در شهرستان اهواز است، که 384 نفر به روش تصادفی ساده گزینش شده اند. همچنین داده های جمع آوری شده به روش قیاسی و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون هایی نظیر رگرسیون ساده، ضرایب همبستگی و همچنین تحلیل مسیر با استفاده از آزمون معادلات ساختاری در قالب نرم افزارهای pls-smart3 و spss تجزیه و تحلیل شدند. بر اساس زمینه و هدف پژوهش مشخص شد که، بین فعالیت بدنی بیشتر و افسردگی کمتر سالمندان در زمان شیوع بیماری کووید- 19 ارتباط معناداری وجود ندارد. همچنین انزوای اجتماعی بیشتر، افسردگی بیشتر را به دنبال دارد. جهت روش کار از مقیاس فعالیت بدنی سالمندان، مقیاس افسردگی سالمندان و انزوای اجتماعی پرومیس استفاده گردید، که در این راستا، تحلیل مسیر برای ارزیابی رابطه بین فعالیت بدنی، انزوای اجتماعی و افسردگی بعمل آمد. نتایج پژوهش نشان داد که از 384 نظرسنجی بعمل آمده، بر حسب مدل نظری پژوهش، انزوای اجتماعی بالاتر، بیشترین ضریب تاثیر را بر افسردگی سالمندان داشته است(408/0). همچنین مشخص شد که رابطه بین متغیرهایی نظیر: سن و تحصیلات با انزوای اجتماعی مورد تایید قرار نگرفت.
بررسی رابطه آنومی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با اقدام به خودکشی (مطالعه موردی: استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹
65 - 94
حوزههای تخصصی:
خودکشی، واقعیتی اجتماعی و مسئله مهم ایران و به ویژه استان ایلام در دهه اخیر است. استان ایلام، جامعه ای در حال گذار (از سنت به مدرنیته)، همراه با بی سازمانی اجتماعی است که آنومی چندگانه از شواهد تجربی آن است. هدف این پژوهش، بررسی رابطه آنومی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با اقدام به خودکشی در استان ایلام است. روش پژوهش از نوع کمی- پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته و استاندارد (ترکیبی) است. جامعه آماری را شهروندان زن و مرد پانزده سال به بالای استان ایلام در سال ۱۴۰۰ تشکیل داده اند. حجم نمونه بر مبنای فرمول کوکران، ۵۱۵ نفر انتخاب شد و روش نمونه گیری نیز به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی است. نتایج این پژهش نشان می دهد که بین آنومی اجتماعی (400/۰)، آنومی فرهنگی (۳۲۰/0)، آنومی اقتصادی (290/۰) و اقدام به خودکشی، رابطه معنا داری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که آنومی اقتصادی با بتای 187/۰، آنومی فرهنگی با بتای 112/۰ و آنومی اجتماعی با بتای 102/۰ درصد از تغییرات، اقدام به خودکشی را تبیین کرده است و این سه شاخص در مجموع توانسته است 116/۰ درصد از وضعیت اقدام به خودکشی را پیش بینی کند.
چرخش به سوی سلبریتی ها: بررسی جامعه شناختی تغییر مرجعیت فرهنگی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹
95 - 127
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر بر این فرض استوار است که مرجعیت فرهنگی به واسطه خرده سلبریتی های مجازی و رشد رسانه های اجتماعی در می ان جوان ان در ح ال تغیی ر اس ت و مراجع فرهنگی سنتی مانند گذشته، مرجع جامعه پذیری نیستند و جوانان برای الگوپذیری و سبک جدید و دل خواه خ ود گاه از گروه هایی متغایر با ارزش و هنجارهای جامعه تأثیر می پذیرند. از توضیحات یادشده، این سؤال مح وری اس تنتاج می ش ود که چرا جوانان، گرایش به مراجع فرهنگی متمایز با مراجع فرهنگی پیشینیان دارند. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کیفی است. گردآوری اطلاعات با ابزار مصاحبه عمیق انجام شد که اشباع نظری یافته ها در شانزدهمین مصاحبه حاصل شد. تحلیل داده ها نیز از روش گراندد تئوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت. میدان تحقیق در این پژوهش، جوانان فعال در شبکه های اجتماعی بودند. مشارکت کنندگان به صورت روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای رعایت ویژگی های کیفی پژوهش از سه معیار قابل قبول بودن، تأییدپذیری و قابلیت اطمینان استفاده شد. یافته های به دست آمده در شانزده مقوله عمده شامل دسترسی آسان، تنوع محتوا، تأثیرگذاری های اجتماعی، ارتباط مستقیم، تأثیرگذاری های همسالان، تفریح و سرگرمی، تحول در رسانه ها، ارزش های مصنوعی، گسترش ارتباطات اجتماعی، افزایش چشمگیر رسانه های داخلی و خارجی، ناکارآمدی دولت، همرنگی، شکاف نسلی، ایده آل ها و آرزوها، فرار از واقعیت و جذابیت و شهرت ارائه شده است که مقوله اصلی و هسته ای (هسته مرکزی) دلایل اصلی تغییر مرجعیت فرهنگی در میان جوانان با تکیه بر شبکه های اجتماعی هستند. نظریه زمینه ای به دست آمده در قالب یک مدل پارادایمی شامل سه بعد تعاملات، فرایندها و پیامدها ارائه شده است. نتایج پژوهش هم نشان می دهد که تغییر مرجعیت فرهنگی اگر تغییری مثبت و با عقلانیت باشد، باعث پیشرفت جوان و جامعه می شود؛ اما اگر این تغییر، منفی و به خاطر ستیز و مخالفت با نگرش ها و ارزش های حاکم بر جامعه باشد، هویت فرد خدشه دار و جامعه به سمت ابتذال و استحاله فرهنگی پرتاب می شود و این یکی از مسائل مهم اجتماعی است.
روش شناسی پارادایمیک مقالات اثباتی فقر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
فقر یکی از مسائلی است که ابعاد گوناگون زندگی انسان را متأثر می سازد و برآمده از علل و عوامل بسیاری از حوزه های گوناگون است و برای مبارزه با آن به نظریه ای علمی و کارآمد نیاز است. یکی از موانع مبارزه با فقر در ایران فقدان نظریه ای بومی است که بسیاری از صاحب نظران معتقدند به دلیل غیرعلمی بودن و ناکارآمدی پژوهش های جامعه شناختی در ایران است. ما بر این باوریم که یکی از علل اصلی این غیرعلمی بودن، به معنای پارادایمیک نبودن یا فقدان انسجام پارادایمی این پژوهش هاست. یکی از راه های برطرف کردن این مسئله، نقد روش شناختی یا روش شناسی پارادایمیک پژوهش های انجام شده است تا این کاستی ها را آشکار سازد و به مرور در پژوهش های اجتماعی کاهش یابند و پژوهش ها بیشتر به چهارچوب های پارادایمی پارادایم مرجع خود نزدیک شوند و به دستاوردهای علمی تر و کارآمدتری دست یابند. بر همین اساس، در این پژوهش به دلیل اینکه اغلب مقالات جامعه شناختی درباریه فقر ذیل پارادایم اثبات گرایی انجام شده اند، به کمک لوازم روش شناختی پارادایم اثبات گرایی به روش شناسی پارادایمیک این پژوهش ها پرداختیم و کوشیدیم اثبات کنیم این پژوهش ها دست کم فاقد یکی از ویژگی های بنیادین پژوهش اثباتی هستند که بر این اساس، نقدهای بنیادین پارادایمیک به این پژوهش ها عبارت اند از: ۱. نتایج ازپیش معلوم و فقدان معرفت افزایی؛ ۲. فقدان پیش بینی و پیشنهاد و کنترل؛ ۳. فقدان سنجش بی طرفی ارزشی؛ ۴. بی توجهی به ملزومات نظریه بار بودن مفاهیم.
خط مشی گذاری جمعیّت در ایران (نتایجی از مطالعه مرور دامنه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
در ایران طی سال های گذشته مطالعات متعددی از جنبه های مختلف به موضوع خط مشی های جمعیّتی پرداخته اند که با بررسی این مطالعات، خلأ مطالعه ای مروری که این پژوهش ها را بررسی نموده و تصویری روشن تر از وضعیت مطالعات خط مشی های جمعیّت ارائه کرده باشد مشهود است؛ عمده مقاله های مورد بررسی، اسنادی و توصیفی بوده اند و در برهه هایی (1389 و 1394) فراوانی بالاتری داشته اند که این پدیده را می توان ناشی از ترغیب پژوهشگران به دلیل عواملی اعم از خواست سیاسیون برای تغییر خط مشی جمعیّت و نیز ابلاغ سیاست های کلّی جمعیّت دانست. تضارب آرا در مورد رویکردهای خط مشی جمعیّت در ایران مشهود بوده و عمده مطالعات مورد بررسی نیز در بازه مورد نظر، موافق با خط مشی افزایش جمعیّت بوده اند. واکاوی چرایی این اختلاف دیدگاه ها، تحلیل گفتمان هریک ازاین رویکردها و انجام مرورهای نظام مند و فراتحلیل در خصوص خط مشی های جمعیّت و نیز طراحی مدل مطلوب خط مشی گذاری جمعیّت در ایران را می توان به عنوان پیشنهادات مطالعات آتی ارائه نمود.
تاملی جامعه شناختی در باب سنخ شناسی، رفتارها و نگرش های جنسی جوانان (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه های تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف این پژوهش تبیین جامعه شناختی باورها رفتارها و درک جنسی جوانان هست. این پژوهش با رویکردی ترکیبی طرح متوالی اکتشافی روش پدیدارشناسی را در جهت کشف مسئله و روش پیمایش را برای گستره شناسی گرایش های جنسی بکارگرفت. عوامل و مفاهیم حاصل از مصاحبه های عمیق در قالب یک مدل طراحی و در پیمایش مورد آزمون قرارگرفتند. بخش پدیدارشناسی شامل 19 نفر از جوانان بود که به روش نمونه گیری زنجیره ای انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از روش کلایزی و اعتبار و پایایی مطالعه به روش لینکلین و گوبا بررسی شد. در پیمایش، جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های تهران و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعداد 400نفر انتخاب شد. در تجزیه وتحلیل داده ها، از تحلیل واریانس یک طرفه، رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. مفاهیم در قالب تیپولوژی، در یافته های پدیدارشناسانه استخراج شد که عبارتنداز روابط جنسی خارج ازدواج، هم خانگی، مصاحفه کردن، تنوع طلبی جنسی، روابط همزمان باچند نفر، تعاملات جنسی به مثابه رفتار فراغتی، دختران به عنوان محرک و پیشقدم، بازنمایی بدن به مثابه سرمایه جسمانی-اجتماعی و سیالیت روابط جوانان. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر حاصل نشان داد افول ارزش های دینی مستقیم و از طریق تأثیر بر فردگرایی برگرایش های جنسی مؤثر است. رسانه ها مستقیم و از طریق تأثیر بر فردگرایی و مصرف گرایی گرایش های جنسی را متاثرمی سازد. گروه مرجع مستقیم و از طریق تأثیر بر مصرف گرایی برگرایش های جنسی جوانان تأثیر دارد. فرزند سالاری در ساختار قدرت خانواده و اعتماد اجتماعی بر گرایش های جنسی تأثیرگذار است.
اثربخشی مداخلات آموزشی و روانشناختی مددکاری اجتماعی در مطالعات تجربی (مرور سیستماتیک از حوزه های موضوعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
161 - 201
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر در مورد اثربخشی مداخلات آموزشی و روانشناختی مددکاری اجتماعی در مطالعات تجربی ملی و فرا ملی بود. نوع مطالعه مرور سیستماتیک بود. 140 مقاله و پایان نامه گزینش و پس از معیار های ارزیابی 71 مقاله و پایان نامه نهایی انتخاب شد. حوزه بررسی مقالات پژوهشی بین سال های 2000 تا 2021 برای تحقیقات خارجی و 1380 تا 1400 برای مقالات و پایان نامه های داخلی است. از کلید واژه های مددکاری اجتماعی ، مددکاران اجتماعی ، مددکاری و روانشناسی ، مددکاری و مشاوره ، اثربخشی مداخله روانشناسی مددکاری ، مداخله مددکاری اجتماعی، مداخله آموزشی مددکاری استفاده شد. نتایج نشان داد اثربخشی بر حوزه آسیب تحصیلی، آسیب اعتیاد، آسیب مرتبط با بیماری ایدز، آسیب خودکشی، آسیب خانواده، آسیب اختلالات روانشناختی، آسیب خشونت، آسیب رفتارهای پرخطر، آسیب سالمندان و آسیب مرتبط با بیماری زمینه های استخراج شده اثربخشی مداخلات روانشناختی مددکاری اجتماعی را تشکیل می دهند. نتیجه گیری: همسو با یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت مداخلات روانشناختی مددکاری اجتماعی در محور های مختلف اثر گذار بوده و از زوایا ی گوناگون مرتبط با حیات بشر قابل ارزیابی است.
بررسی کیفیت زندگی به مثابه شاخص توسعه اجتماعی در بین استان های کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
۱۹۰-۱۶۳
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی به مثابهٔ یکی از مهم ترین شاخص های توسعهٔ اجتماعی، اصلی ترین هدف اجتماعی کشورهاست، اما دانش موضوعی آن در ایران به شناخت دقیق از وضعیت موجود نرسیده است و نتوانسته در هم کنشی با سیاست گذاری به تغییر و بهبود در این زمینه کمک نماید؛ بنابراین، سنجش وضعیت موجود کیفیت زندگی از طریق شاخص های معرف و قابل استناد در مناطق مختلف کشور ضروری است. این مقاله به کیفیت زندگی به مثابهٔ شاخص توسعهٔ اجتماعی پرداخته و در چهارچوب روش تحلیل ثانویهٔ کمّی، پس از رفع چالش های متدولوژیک و دستیابی به ۴۲ معرف در دو دسته شاخص عینی و ذهنی، به بررسی و رتبه بندی آن ها بر مبنای میانگین کشوری پرداخته است. نتایج بررسی کیفیت زندگی در ایران، شکاف و پراکندگی بین استان ها را نشان داد. بر این اساس، میانگین کیفیت زندگی فقط در استان های تهران، یزد، سمنان، بوشهر، اصفهان، البرز، مازندران، قزوین و مرکزی بالاتر از میانگین کشوری است و امتیاز آن در سایر استان ها پایین تر از میانگین کشوری است.
The Integrated Approach of Marketing Communications and its Impact on Tourism Marketing in Soleimani Governorate(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Marketing communications allow companies to link their brands to other people, places, events, brands, experiences, feelings, and things. They can contribute to brand equity—by establishing the brand in memory and creating a brand image—as well as drive sales and even affect shareholder value. Methodology: This study aimed to investigate the integrated approach of marketing communications and its impact on tourism marketing in Soleimani Governorate. For the current study, an analytical descriptive technique employed to match the nature and circumstances of gathering reliable academic descriptions of the phenomenon's status quo while making initial assumptions.The sample size used for the study was 252 employees from the population selected at tourism organizations.The researcher used a range of statistical methods using the SPSS program and Amos Program in order to analysis data.The study showed that integrated marketing communications have become one of the most important factors on which various tourism companies rely to attract tourists, in line with the development in the surrounding environment, the aspirations of tourists and changes in the ways they deal with tourism programs.Integrated Marketing Communications is the link between tourism institutions and their target audience of tourists. Where the tourism activity is based on the role of integrated marketing communications in introducing tourists to the tourism potentials and potentials that the region enjoys. Findings: The results showed that there are no significant statistically differences among the researched organizations towards the study variable according to the difference in all their personal characteristics: gender, age, academic qualification, and years of experience. Conclusion: The results of the statistical analysis of the field side showed that more than half of the respondents in the surveyed tourism companies in the city of Sulaymaniyah in the Kurdistan Region of Iraq are males compared to females.
پیش بینی میزان مشارکت نیروی کار در ایران به وسیله شبیه سازی مبتنی بر شبکه عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیش از 70 درصد از جمعیت ایران در سنین کار و فعالیت بوده و این کشور در حال حاضر در پنجره جمعیتی قرار دارد. با توجه به قرار گرفتن کشور ایران در دوره پنجره جمعیتی، افزایش میزان مشارکت نیروی کار می تواند بستری مناسب برای رشد و توسعه اقتصادی فراهم سازد. پیش بینی میزان مشارکت نیروی کار به واسطه تأثیر آن بر رشد اقتصادی در کشور می تواند نگرش عمیق تر و جامع تری نسبت به مقوله عرضه نیروی کار به منظور سیاست گذاری و برنامه ریزی فراهم نماید. یقیناً دانش از بازخورد یک تصمیم در آینده و ارائه برنامه ای جامع و هدفمند رشد و توسعه اقتصادی مطلوب را به همراه خواهد داشت. مقاله حاضر، با تکیه بر شبیه سازی مبتنی بر شبکه های عصبی به دنبال پیش بینی میزان مشارکت در نیروی کار زنان، مردان و کل جمعیت مربوط به سالهای 1397 تا سال 1407 در یک بازه 10 ساله متوالی می باشد. شبیه سازیها در نرم افزار متلب و بر پایه داده های سازمان بین المللی کار انجام شده است. این داده ها مربوط به 27 سال متوالی از سال 1369 تا 1396 می باشد. نتایج روند نزولی در میزان مشارکت نیروی کار مردان، زنان و کل جمعیت تا سال 1407 را نشان می دهند. بر مبنای نتایج شبیه سازی میزان مشارکت نیروی کار مردان، زنان و جمعیت کل 15 تا 64 ساله از سال 1397 تا سال 1407 به ترتیب از حدود 5/74 به 5/73 درصد، از 16/0 به 14/0 درصد و از 5/46 به 5/44 درصد تغییر خواهند نمود. نتایج مقاله حاضر زنگ هشداری است برای برنامه ریزان و سیاست گذارن در سطح کلان جهت توجه ویژه به برنامه ریزی های هدفمند در حوزه اشتغال و سرمایه گذاری تا بتوانند بهترین بهره برداری را از فرصت قرار گرفتن در پنجره جمعیتی برای کشور تأمین نمایند.
شناسایی موانع و عوامل بازدارنده مشارکت زنان در اقتصاد و توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
177 - 203
حوزههای تخصصی:
امروزه موضوع مشارکت اقتصادی زنان در توسعه اهمیت بسیاری یافته است، با این حال آمارها نشان می دهد، نرخ مشارکت زنان در ایران بسیار اندک بوده و رتبه ایران در بعد مشارکت اقتصادی از میان 146 کشور جهان، رتبه 144 است. از این رو در این پژوهش، تلاش شده تا با استفاده از روش دلفی کیفی و انجام مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته، علل عدم مشارکت زنان در رشد و توسعه اقتصادی کشور مورد مطالعه قرار گیرد. بدین منظور با ۱۱ نفر از کارشناسان، صاحب نظران، کنشگران و مسئولین ساختارهای متولی حوزه زنان مصاحبه صورت پذیرفت. نتایج این تحقیق نشان داد علل امتناع و عدم مشارکت زنان در رشد اقتصادی در قالب سه مقوله اصلی قابل دسته بندی است؛ مقوله اصلی اول، «بازدارنده های فردی و خانوادگی»، که خود شامل دو مقوله فرعی «فقدان خود باوری در زنان» و «موانع خانوادگی و نهادینه شدن تقسیم کار جنسیتی» است مقوله اصلی دوم «موانع فرهنگی اجتماعی» که شامل مقولات فرعیِ «سیطره نگاه های عرفی و مردسالار» و «عدم پذیرش نان آوری زن» است و در نهایت مقوله «موانع ساختاری و خلاء قانونی» به عنوان آخرین مقوله اصلی در عوامل امتناع و عدم مشارکت زنان در رشد اقتصادی در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت که شامل سه مقوله فرعی؛ «فقدان نگاه جامع و سیستمی به مشارکت اقتصادی زنان»، «مردانه بودن ساحت تصمیم گیران و سیاست گذارن» و«عدم مسئله مندی مشارکت اقتصادی زنان در سیاست گذاری » می باشد. در مجموع یافته های این پژوهش نشان می دهد، علی رغم اهمیت مشارکت زنان در رشد اقتصادی، در این زمینه زنان با چالش ها و مسائل متعددی مواجهند که موجب فراهم شدن زمینه امتناع و عدم مشارکت آنان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی شده است که این امر نیازمند سیاست گذاری و توجه مسئولین به این مسئله است.
بررسی مدیرت بدن و عوامل ظاهری اثرگذار بر هویت اجتماعی زنان (مورد مطالعه: زنان 25 تا 45 سال ساکن شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
251 - 275
حوزههای تخصصی:
هویت اجتماعی دانش و تعلق فرد به گروه اجتماعی خاص است که فرد بر حسب تعلق و وابستگی به معرفی خود می پردازد و هویت در روابط جاری یا تصورات انسان ها از خود و دیگران شکل می گیرد و هویت اجتماعی متاثر از عوامل ظاهری و تصویر بدنی است. این پژوهش درصدد بررسی وضعیت مدیریت بدن و عوامل ظاهری اثرگذار بر هویت اجتماعی زنان شهر سنندج است. چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریات آنتونی گیدنز، اروینگ گافمن و هنری تاجفل است و روش تحقیق پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که بر روی 450 نفر از زنان 25 تا 45 سال ساکن شهر سنندج که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند، صورت گرفته است و پس از حذف داده های پرت به 441 نمونه دست یافتیم. بر اساس نتایح پیرسون، بین هویت اجتماعی و مدیریت بدن(503/0=r) و عوامل ظاهری؛ پذیرش اجتماعی(510/0=r)، تمایزطلبی(250/0=r) و منزلت اجتماعی(189/0=r) رابطه معناداری وجود داردبه عبارتی مدیریت ظاهری و توجه بدن عامل هویتی برای پذیرش و تمایزطلبی و بهبود و نمایش منزلت اجتماعی در بین زنان است.و طبق نتایج آزمون رگرسیون؛ پذیرش اجتماعی بیشترین تاثیر را بر شکل دهی هویت اجتماعی زنان دارد. در واقع مدیریت ظاهری و تنظیم، طراحی و خودآرایی، ساخته و پرداخته هویت اجتماعی زنان است وآنها دائماً در حال ساخت بدن هستند تا ظاهری متمایز و مثبت در تعامل با دیگران ایجاد کنند که باید از فرصت مدیریت بدن برای طراحی مدل و هویت ایران و انسجام اجتماعی و توانمندسازی زنان بهره گرفت.
تحلیل جامعه شناختی مفهوم خود از دیدگاه حسین نصر در نسبت با جامعه شناسی کنش متقابل نمادین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میان نظریه های کلان و خرد جامعه شناسی نوعی گسست معرفتی وجود دارد. برخی از این نظریه ها اصالت را به ساختارهای کلانی مانند جامعه و برخی آن را به افراد و مفاهیم خرد مانند رفتار و کنش مربوط می دانند. برای اتصال این دو سطح مفاهیمی مانند «خود» می توانند کارگشا باشند. خود از مفاهیم اصلی مکتب کنش متقابل گرایی نمادین به شمار می آید که در آرای اندیشمندان اجتماعی مسلمان مانند حسین نصر نیز مدنظر قرار گرفته است. در این پژوهش مقایسه این دو دسته از نظریه پردازان صورت گرفته و این مقوله بررسی شده است که آیا نصر با رویکردی متفاوت قادر به اتصال سطح خرد و کلان است. این پژوهش کیفی و از نوع اسنادی است و از منابع دسته اول و دسته دوم در آن استفاده شده است. با توجه به یافته های تحقیق، این دو دسته از نظریه پردازان تفاوت هستی شناسی و معرفت شناسی با یکدیگر دارند. کنش متقابل گرایان واقعیت را فراگردی اجتماعی می دانند که حاصل کنش متقابل افراد است، اما حسین نصر معتقد است واقعیت سلسله مراتبی عینی (وجود) دارد که از سطح مادی تا ذات حق (خداوند) گسترده است. همچنین سلسله مراتبی ذهنی (آگاهی) دارد که مراتب مختلفی از جمله درک طبیعی انسان از خود، جهان خارجی و درنهایت آگاهی به خود مطلق را شامل می شود. علاوه براین با توجه به یافته های پژوهش به نظر می رسد نصر با رویکردی متفاوت به پیوند میان سطوح خرد و کلان پرداخته است.
شیوع نقش های چندگانه در میان زنان و مردان میانسال ساکن در مناطق شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۹۱)
109 - 132
ایفای نقش های گوناگون، بر سلامتی و رفاه فرد تأثیر می گذارد و معمولاً میان سالان بیش از دیگر گروه های سنی در معرض چنین وضعیتی قرار دارند. این مقاله با تحلیل ثانویه داده های آخرین پیمایش گذران وقت مناطق شهری ایران (99-1398)، شیوع نقش های چندگانه، شدت این نقش ها و ویژگی های اجتماعی-جمعیت شناختی مرتبط با نقش های چندگانه شدید را بررسی می کند. یافته ها نشان داد (1) نقش های چند گانه در میان سالی، از دیگر دوره های سنی رایج تر است؛ (2) چندگانگی نقش ها، به دلیل اشتغال کم زنان، در مردان شایع تر است؛ (3) زنان بیش از مردان درگیر نقش های چندگانه شدیدند و این الگو ناشی از مدت زمان زیادی است که زنان صرف فعالیت های خانگی می کنند. تفاوت های مردان و زنان در شیوع نقش های چندگانه و تأثیرپذیری شدت این نقش ها از جنس، سن، بعد خانوار، وضع زناشویی و تحصیلات، اهمیت بررسی تأثیر چندگانگی نقشی بر سلامت و رفاه میان سالان و طراحی مداخلات مبتنی بر شواهد برای بهبود وضعیت آنها را برجسته می کند.
بررسی رابطه انواع سرمایه خانواده و گرایش به رفتارهای پر خطر (مورد مطالعه: دانش آموزان شهر و روستای مقطع متوسطه دوم شهرستان الشتر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه و دارایی های یک خانواده، بر آینده و سرنوشت فرزندان تأثیر بسزایی دارد. از طرفی بروز و گسترش رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان، که آینده سازان یک جامعه اند، مورد توجه جامعه قرار گرفته و نگرانی های زیادی را درباره آن به وجود آورده است. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد است تا رابطه بین سرمایه های متعدد خانواده و گرایش به رفتارهای پرخطر را در بین دانش آموزان بررسی کند. روش تحقیق پیمایش و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان الشتر است که براساس فرمول کوکران و نمونه گیری سهمیه ای، تعداد 340 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. از این تعداد، با توجه به سهم جمعیت دانش آموزان ساکن در شهر، 294 و در روستا 46 پرسش نامه جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داد ه ها با نرم افزارهای Spss 22 و Amos انجام شده است. یافته ها بیانگر آن است که از بین متغیرهای سرمایه ای خانواده، 3 متغیر سرمایه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به ترتیب شدت ضریب رابطه، با رفتار پرخطر رابطه غیرمستقیم و معنادار دارند؛ اما با متغیر سرمایه نمادین، ارتباط معناداری به دست نیامد. میانگین رفتار پرخطر با توجه به جنسیت، نوع مدرسه و نوع سکونت متفاوت است. در مدل رگرسیونی، متغیرهای مستقل، 64/0درصد متغیر وابسته را تبیین کرده اند. همچنین مدل نظری پژوهش، با توجه به داده های جمع آوری شده در مدل معادله ساختاری، تأیید شد.
واکاوی شکل های مسئولیت اجتماعی دانشگاه و فراروی از آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر تعریفی از مسئولیت اجتماعی دانشگاه دربردارنده ی آن است که شکل خاصی از دانشگاه را پیشاپیش در نظر گرفته باشیم. این شکل ها چه هستند و چه پیامدهایی دارند. این مقاله که بر پژوهش های منتشره در حوزه مسئولیت اجتماعی دانشگاه در دهه ۱۳۹۰ شمسی متمرکز است، درصدد شناسایی الگوهایی بر پایه پژوهش های مورد بررسی برآمده است. سپس با واکاوی انتقادی این شکل ها نشان داده شده که چرا باید از مطالعات موجود فراتر رفت و به شکل های بدیل دیگر اندیشید که بهتر بتواند مسئولیت اجتماعی دانشگاه را صورت بندی کند. سه شکل اصلی دانشبنگاه، دانشگاه خدمت محور و دانشگاه اجتماعی بر اساس رویکردهای موجود در فضای مطالعات دانشگاه و مسئولیت اجتماعی آن شناسایی شدند. این سه شکل مورد واکاوی و نقد قرار گرفت تا شکل چهارم یعنی دانشگاه بوم شناختی همچون بدیلی مسئول تر از نظر اجتماعی معرفی شود. درواقع، به شکلی ضمنی می خواهیم نشان دهیم که که الگوها و رویکردهای پژوهشگران نقشی اساسی در شکل یابی جهت گیری پژوهشی آن ها دارد و همین ضرورت ارائه شکل ها و الگوهای بدیل را نشان می دهد. چرا که امکان های تازه نظری و پژوهشی را ایجاد می کند. یافته ها نشان داد که بدون وجود درکی هستی شناختی از دانشگاه، هر شکلی از صورت بندی مسئولیت اجتماعی به تقلیل وجوه گوناگون دانشگاه به وجوه بازار یا دولت می انجامد؛ چیزی که به ویژه در پژوهش های دانشگاهی ایرانی درباره مسئولیت اجتماعی دانشگاه به چشم می خورد. پیشنهاد ما توجه به دانشگاه بوم شناختی همچون بدیلی مهم است که رونالد بارنت آن را صورت بندی کرده است.
تعاملات اجتماعی و جایگاه آن در الگوی ارزیابی اثرات اجتماعی و فرهنگی (پیوست فرهنگی) مراکز تجاری و تفریحی مدرن ، مشهدمال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بازارها از دیرباز، نقش اساسی در جریان شاخص های اجتماعی و فرهنگی در شهرها ، به عهده داشته اند. اما با تحول این گونه فضاهای تجاری و شکل گیری مجتمع های تجاری مدرن و به خصوص مگامال ها، نگرانی های جدی درباره ی تاثیرات این فضاها بر شاخص های اجتماعی و فرهنگی از جمله تعاملات اجتماعی به وجود آمده است. میزان موفقیت فضاهای شهری با میزان استفاده از آن فضا و حضور انسان در آن متناسب است. در واقع ارتقاء فضای شهری باید به جای افتراق و جدایی، در پی افزایش تعاملات اجتماعی باشد. اما آنچه امروزه در اغلب فضاهای شهری با آن روبرو هستیم کاهش روابط و مشارکت اجتماعی ساکنان در این فضاهاست این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش، ارزیابی اثرات اجتماعی، بر مبنای ماتریس فازی، پیشنهاد شده است. در ساختن ماتریس ارزیابی، فعالیت های اصلی طرح در فاز بهره برداری و نیز شاخص های مهم اجتماعی و فرهنگی ، با استفاده از روش دلفی فازی، تعیین شده و اهمیت هر اثر به صورت اعداد فازی مثلثی برآورد می شود. در نهایت با استفاده از نرم افزار ونسیم (VENSIM)روشی عملیاتی برای ارزیابی فرهنگی و اجتماعی مال ها ارائه شده است. نتایج ارزیابی بر اساس الگوی پیشنهادی، نشان می دهد که زیرشاخص"زمینه سازی برای حضور خانوادگی در فضای شهری" با امتیاز 0.754 ، بیشترین اثرپذیری را از فعالیت های مجتمع تجاری و تفریحی مدرن دارد. از بین فعالیت های اثرگذار نیز،" محل احداث مجتمع تجاری" با امتیاز 0.784 بیشترین اثر را بر زیرشاخص های تعاملات اجتماعی داشته است.