فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
48 - 63
حوزههای تخصصی:
خانه به عنوان مهم ترین گونه بنا همواره در نظر معماران و صاحب نظران جایگاه خاصی داشته و از دیدگاه های مختلفی به آن پرداخته شده است. از دیربار در طراحی خانه های سنتی ایران، توجه به مسئله اقلیم و تحولات اجتماعی و اقتصادی عوامل مهمی در معماری به شمار می آمده است. معماری مسکونی در دوره ی معاصر تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله تغییر روش های ساختمانی سنتی به مدرن، به طور اجتناب ناپذیری تغییر شکل داده و از درون گرایی سنتی به برون گرایی مدرنیستی سوق پیدا کرده است. در محله های تاریخی شهر مشهد خانه های ارزشمندی وجود دارد که به واسطه تغییر شیوه زندگی، طرح های توسعه بافت مرکزی، تعدد مالکین و مهاجرت ساکنین در معرض تخریب قرار گرفته اند. از آن جایی که هدف این نوشتار احیای الگوهای از دست رفته معماری مسکونی است، معماری خانه های مشهد در دوره ی قاجار بررسی شده و مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفتند. بازگشت دوباره به الگوهای مسکن بومی مشهد، بررسی نحوه ی کاربست ارزش های ایرانی در چیدمان فضایی و احیا و بازآفرینی این سنت فراموش شده، هدف غایی طرح حاضر است. قدم اول در نیل به این هدف، مستندسازی خانه ها و جمع آوری اطلاعات لازم در قالب عکس، نقشه و بهره گیری از منابع مکتوب و شفاهی است. روش تحقیق در این پژوهش ترکیبی از روش های تفسیری- تاریخی و مطالعه موردی است که براساس مشاهده میدانی و مطالعات کتابخانه-ای و مصاحبه شفاهی به جمع آوری و تحلیل اطلاعات پیرامون خانه های مشهد پرداخته شد. پژوهش حاضر با تمرکز بر معماری خانه های تاریخی دوره قاجار شهر مشهد به بازشناخت و گونه شناسی این خانه ها پرداخته و در پی پاسخ دادن به این پرسش اصلی است که نظام فضایی خانه های سنتی مشهد در دوره قاجار چگونه شکل گرفته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که خانه های مشهد با مشخصات معماری اقلیم سرد و نیمه خشک، عمدتاً درونگرا ساخته شده اند و آن ها را براساس ویژگی های فضای معماری و نحوه چیدمان فضا در اطراف حیاط می توان طبقه بندی کرد. بسیاری از ویژگی های خانه های مشهد به نحوی با متغیّرهای فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و اقلیمی هماهنگ بود ه اند. هر چند در دوره قاجار تغییرات کالبدی و فضایی در معماری مسکونی مشهد اعمال شد.
پدیدارشناسی معنای شغل معلمی در گستره سبک زندگی: مطالعه موردی دبیران زن مقطع متوسطه اول ناحیه دو شهر قم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
55 - 74
حوزههای تخصصی:
یکی از شئون وسیع سبک زندگی، سبک زندگی مشاغل است که بر اساس بینش ها و ارزش های صاحبانشان شکل می گیرد و در رفتارشان نشان داده می شود. با توجه به خلأ پژوهش درباره نگرش معلمان به شغل خود، این پژوهش معنای شغل معلمی را بررسی کرده است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسیمعنای شغل معلمی را از نگاه ده دبیر زن مقطع متوسطه اول ناحیه دو شهر قم بررسی کرده که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. جمع آوری داده ها با کمک مصاحبه های نیمه ساختاریافته و لحاظ کردن معیار اشباع صورت گرفت. برای تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شد. یافته ها به پدیدارشدن سه معنا از شغل معلمی در قالب سه سازه عاطفی، ارتباطی و معنوی انجامید. مقوله محوری «رضایتمندی» ذیل سازه عاطفی، مقوله محوری «اجتماعی بودن در کار» ذیل سازه ارتباطی و مفهوم مرکزی «قداست و تعالی جویی» ذیل سازه معنوی قرار گرفت. پدیده مرکزی برآمده از داده ها در سه سازه مذکور، «مفهوم معلمی به مثابه امری مقدس» است که هر سه سازه را پوشش می دهد.
Designing the Policy Model of In-Service Training Suitable for the Professional Development of Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
iranian journal of educational sociology, Vol ۷, Number ۱ (۲۰۲۴)
166 - 178
حوزههای تخصصی:
Purpose: Teachers are one of the most important pillars of the education system and play a crucial role within it. Therefore, the present study aimed to design a model for policy-making on empowerment and professional advancement of teachers, focusing on in-service training.
Methodology: This study was applied in terms of objective and mixed in terms of implementation method, i.e., qualitative and quantitative. In the qualitative section, the research population consisted of experts familiar with the research field, 10 of whom were selected using purposive sampling based on theoretical saturation and subjected to semi-structured interviews. Furthermore, in the quantitative section, the research population was teachers in the city of Neyshabur, 384 of whom were selected using random sampling according to the Krejcie and Morgan table and responded to a researcher-made questionnaire. In this study, qualitative data were analyzed using thematic analysis based on grounded theory in MAXQDA software, and quantitative data were analyzed using exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS and Smart PLS software.
Findings: Qualitative findings indicated that causal conditions included three themes: social needs, changes in educational needs, and the creation of individual needs in teachers; the central phenomenon included three themes: value creation, problem solving, and scientific and practical training; contextual conditions included five themes: proper course implementation, course content richness, a suitable environment, proper planning, and teachers' mindset; intervening conditions included six themes: uncommitted and inexpert managers, improper performance evaluation, improper needs assessment, lack of teaching quality in courses, unconventional teaching methods, and a weak motivational system; strategies included ten themes: successful modeling, course content improvement, region-focused planning, accurate and scientific needs assessment of courses, removing teachers' individual barriers, changes in educational systems, improvement of physical conditions, employing experienced and expert instructors, providing motivational frameworks, and a suitable evaluation system; and outcomes included four themes: social outcomes, improvement in teachers' educational performance, job well-being of teachers, and psychological outcomes of teachers. Quantitative findings showed that the factor loading of all themes (except for 6 themes) was above 0.60, and the Cronbach's alpha and composite reliability of all of them were above 0.70. Additionally, the model for policy-making on empowerment and professional advancement of teachers, with emphasis on in-service training, had a suitable fit, and the effect of causal conditions on the central phenomenon, the effect of the central phenomenon, contextual conditions, and intervening conditions on strategies, and the effect of strategies on outcomes were significant (P<0.05).
Conclusion: The designed model for policy-making on empowerment and professional advancement of teachers, focusing on in-service training, can assist planners in the education system to empower and advance teachers professionally through in-service training.
Evolution of Türkiye’s Engagement in the Middle Eastern Regional Order: The Normalization Agenda and Beyond(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۳, summer ۲۰۲۴
493 - 527
حوزههای تخصصی:
This article analyzes the transformation of Turkish foreign policy towards the Middle East during the turbulent years initiated with the Arab Spring. In due course, Turkish policy considerably shifted from proactive engagement with the region in the early 2000s to a bid to leading regional transformation, particularly in the initial years of the Arab Spring. However, the reversal of the Arab Spring increasingly presented a blowback for Türkiye’s regional engagements. The ensuing regional insecurity resulted in a realist turn in Turkish foreign policy, with frequent resort to military instruments and coercive diplomacy. Eventually, regional policies of Türkiye corresponded to the search for de-escalation and normalization within the emerging Middle Eastern order since 2020. The article argues that changing regional dynamics corresponding with domestic conditions influenced and shaped Türkiye’s policies towards the Middle East. Recently, under the impact of the regional-systemic pressures coupled with changing domestic conditions, recalibrating its regional engagement, Türkiye has prioritized the normalization agenda. It argues that while normalization agenda will remain an important objective for Türkiye’s regional policies, it will evolve in a partial manner, and case-by-case, conditional on the unfolding regional order and Ankara’s strategic priorities.
سازمان های غیردولتی و برساخت مسائل محیط زیست: توقف طرح بایوجمی در تالاب انزلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: مقاله حاضر با هدف مطالعه نقش سازمان های غیردولتی در برساخت مسائل محیط زیست و با تمرکز به پروژه رسوب زدایی بایوجمی در تالاب انزلی، از منظری اجتماعی نوشته شده است. با آغاز مراحل آزمایشی پروژه بایوجمی، جنبش ضد بایوجمی در استان گیلان با مرکزیت شهر انزلی به راه افتاد که سازمان های غیردولتی یکی از مدعیان اصلی این جنبش بودند. ادعاسازی به عنوان بخشی از رویکرد برساخت گرایی اجتماعی، شیوه ای را که مشکلات محیط زیستی و همچنین ابزارها و شیوه های رسیدگی به آن ها از نظر اجتماعی ساخته شده و مورد مناقشه قرار می گیرند، برجسته می کند. این نوع برداشت از مشکلات محیط زیست به معنای تعریف این مسائل بدون توجه به ابعاد عینی آن ها نیست. بلکه منظور این است که باید به فرآیندهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی مربوط به پیدایش چنین مشکلاتی نیز توجه کرد. روش مطالعه: پژوهش با روش مطالعه موردی کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون متون حاصل از مصاحبه، مشاهده و اسناد انجام شده است. مشارکت کنندگان 26 نفر از مؤسسان و هیأت مدیره سازمان های غیردولتی محیط زیستی استان گیلان هستند و اطلاعات مورد نیاز به کمک مصاحبه عمیق از مشارکت کنندگان، مطالعه اسناد و مشاهده میدانی گردآوری شد. یافته ها: بر اساس مطالعه فعالیت های سازمان های غیردولتی در زمینه محیط زیست، بالاخص در زمینه مقاومت علیه اجرای بایوجمی، شش مضمون فراگیر شامل عملکردهای علمی، بلاغتی، آموزشی- ترویجی، رسانه ای، ارتباطات سازمانی و تاکتیک های عملی در مناقشه سیاسی، از داده های حاصل از تحقیق استخراج شد که بیانگر شیوه عمل سازمان های غیردولتی در فرآیند برساخت مسائل محیط زیستی است. نتیجه گیری: طی فرآیندی که شامل عملکرد سازمان ها در مضامین مذکور است، مسأله بایوجمی در عرصه عمومی مورد توجه قرار گرفته و تصمیم مبتنی بر خواست و ادعای سازمان های غیردولتی، برای حل آن گرفته می شود. با این وصف نتیجه کنشگری سازمان های غیردولتی در زمینه پروژه بایوجمی، در نهایت دستور توقف اجرای آن را به همراه داشت.
شناسایی ابعاد و مولفه های شیوه های آموزشی نوآورانه در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
355 - 365
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش عالی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای جامعه، نیازمند نوآوری در شیوه های آموزشی برای پاسخگویی به تغییرات سریع و پیچیده جهان مدرن است. هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد و مولفه های شیوه های آموزشی نوآورانه در آموزش عالی است.
روش شناسی: این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صاحب نظران و اعضای هیات علمی دانشگاه های تهران در سال 1401-1402 جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار NVivo و به روش تحلیل مضمون صورت گرفت.
یافته ها: در این پژوهش، پنج بعد اصلی شناسایی شد که شامل تدریس نوآورانه، هوش مصنوعی در نوآوری آموزش عالی، مدیریت هوشمند نوآوری، توسعه نوآوری و کارآفرینی، و فناوری اطلاعات بودند. هر یک از این تم ها به مولفه ها و مفاهیم مختلفی تقسیم شدند.
بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که نوآوری در شیوه های آموزشی می تواند به بهبود کیفیت آموزش و یادگیری در دانشگاه ها کمک کند. همچنین، چالش هایی مانند مشکلات فنی و نیاز به تغییرات فرهنگی نیز مورد توجه قرار گرفت. برای دستیابی به نتایج مطلوب، لازم است که تمامی اعضای جامعه دانشگاهی در فرآیند نوآوری مشارکت کنند و از تجربیات و دانش یکدیگر بهره مند شوند.
بررسی وضعیت مولفه های ارزشیابی کیفیت برنامه درسی در مدارس ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
131 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف: کیفیت برنامه درسی نقش مهمی در موفقیت و عملکرد تحصیلی دارد. در نتیجه، هدف این مطالعه بررسی وضعیت مولفه های ارزشیابی کیفیت برنامه درسی در مدارس ابتدایی شهر تهران بود.
روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه بخش کیفی خبرگان و اساتید برنامه درسی شهر تهران بودند که طبق اصل اشباع نظری تعداد 12 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه بخش کمی معلمان زن و مرد مدارس ابتدایی دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 23593 نفر بودند که طبق جدول کرجسی و مورگان تعداد 377 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بودند که روایی مصاحبه ها با روش مثلث سازی تایید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 83/0 محاسبه شد و روایی صوری پرسشنامه با نظر خبرگان تایید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 85/0 محاسبه شد. داده ها با روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA و آزمون تی یک نمونه ای در نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد که ارزشیابی کیفیت برنامه درسی در مدارس ابتدایی دارای 108 شاخص در 23 مولفه و 6 بعد شامل رویکرد سیستمی ارزشیابی کیفیت برنامه درسی (با 4 مولفه تفکر راهبردی، تعمیم پذیری اهداف، دریافت بازخورد اصلاحی و تسهیل فرآیند یاددهی و یادگیری)، ارزشیابی کیفی فعالیت ها (با 3 مولفه ارزشیابی فعالیت های انگیزشی، ارزشیابی فعالیت های کاربردی و ارزشیابی فعالیت های برنامه درسی)، کیفیت بخشی امکانات و فناوری های نوین (با 3 مولفه امکانات فرهنگی و ورزشی، امکانات آموزشی و امکانات رفاهی)، کیفیت بخشی عوامل ساختاری (با 4 مولفه کمبود منابع و توزیع نامناسب، آینده نگری ضعیف، ارتباطات فردی و سازمانی و عدم انضباط کاری)، کیفیت سنجی اصول برنامه درسی (با 4 مولفه انعطاف پذیری، توالی برنامه درسی، سودمندی برنامه درسی و جامعیت برنامه درسی) و کیفیت سنجی مدیریت استراتژیک برنامه درسی (با 5 مولفه بهبود ظواهر برنامه درسی، بهبود محتوای برنامه درسی، انسجام برنامه درسی، ترسیم چشم انداز و رشد هویت ملی- مذهبی) بود. همچنین، مولفه های تفکر راهبردی، تعمیم پذیری اهداف، تسهیل فرآیند یاددهی و یادگیری، ارزشیابی فعالیت های انگیزشی، ارزشیابی فعالیت های کاربردی و ارزشیابی فعالیت های برنامه درسی، امکانات فرهنگی و ورزشی، امکانات آموزشی، امکانات رفاهی، کمبود منابع و توزیع نامناسب، آینده نگری ضعیف، ارتباطات فردی و سازمانی، انعطاف پذیری، توالی برنامه درسی، سودمندی برنامه درسی، بهبود ظواهر برنامه درسی، بهبود محتوای برنامه درسی، انسجام برنامه درسی، ترسیم چشم انداز و رشد هویت ملی- مذهبی در وضعیت مطلوب قرار داشتند، اما مولفه های دریافت بازخورد اصلاحی، عدم انضباط کاری و جامعیت برنامه درسی در وضعیت نامطلوب قرار داشتند (P<0.001).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه برای متخصصان و برنامه ریزان آموزش وپرورش تلویحات کاربردی بسیاری دارد و آنان بر اساس نتایج این مطالعه می توانند گام موثری در راستای بهبود مولفه های ارزشیابی کیفیت برنامه درسی و به ویژه سه مولفه دریافت بازخورد اصلاحی، عدم انضباط کاری و جامعیت برنامه درسی بردارند.
A Nation State with Multiple Identities: Egypt in the Middle East Transition(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۳, summer ۲۰۲۴
589 - 614
حوزههای تخصصی:
Transition in the Middle East has been one of the most visible characteristics of the Middle East since the end of the Cold War. Having been probably the most penetrated region of the world, the international and the regional orders have always been closely, although mostly asymmetrically related. Thus, the transition in the international arena has been deeply impacting the regional scene, which, along the development from the Cold War through the unipolar moment of the United States to the post-hegemonic/post-US, has resulted in a relatively more independent regional order in the making. The new Middle East is still in transition, with the US having become one among several external actors, old regional powers returning and new ones emerging. But this transition changes not only the actors shaping the new regional order, but also some of the underlying concepts thereof, e. g. that of the regional power.The present paper aims at presenting one of the most ancient regional powers of the Middle East, Egypt, by analysing how the interplay of internal, regional and external developments and the re-identification of the Egyptian state (and society) contributed to its re-emergence as a regional power.
مطالعه جامعه شناختی شکاف میان «قانون مصوب» و «زندگی اجتماعی» در نظام حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
841 - 872
حوزههای تخصصی:
واردات قانون و ایجاد نظام حقوق جدید، موضوع این تحقیق، یکی از رویدادهای بسیار بااهمیت تاریخ ایران معاصر است؛ زیرا بر پایه رویکرد جامعه شناسی حقوق، هنجارهای اجتماعی و از جمله قانون برآمده از پیوندهای اجتماعی است و ضمانت اجرای قواعد هنجاری را جامعه به دولت چونان کارگزار وجدان جمعی سپرده است. یافتن پاسخی برای این پرسش که بنیاد نظری استقلال نظام حقوق منفک از جامعه چیست؟ هدف مقاله است و روش بررسی انتقادی رویکرد جامعه شناسی حقوق دورکیم، نتیجه و مراحل پاسخ را به این ترتیب آشکار کرد که ضمن نادیده گرفتن تدریجی بودن ایجاد قواعد نظارت اجتماعی، با انحصار حقوق در قانون همراه با انحصار ضمانت اجرای حقوق، مبنای اعتبار حقوق از جامعه به دولت منتقل شده و قانون وضعی به عنصر اصلی نظام حقوق تبدیل می شود و این نظام حقوق متکی به دولت را می توان به کمک واردات قانون وضعی از اروپا ایجاد و مستقر نمود. بحث درباره امتناع واردات قانون برای پیوند دادن حقوق با جامعه گامی در تحقق بند 5 و بند 9 «سیاست های کلی نظام قانون گذاری» خواهد بود.
شناسایی ساز و کارهای بکارگیری جایگاه تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی از انجام این پژوهش شناسایی ساز و کارهای بکارگیری جایگاه تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان است. روش شناسی: این پژوهش از جمله پژوهش های کیفی بود که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش توصیفی و از نظر گردآوری داده ها و جمع بندی روش گراندد تئوری یا زمینه بنیاد بود. برای شناسایی مولفه های تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان در این پژوهش: در گام اول با مراجعه به متون تخصصی تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان از جمله مقالات داخلی و خارجی، کتاب ها و نشریات معتبر، شاخص های تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان شناسایی، بررسی و با روش مطالعه کرنل خلاصه نویسی شد. در این مرحله بعد از 22 نفر تا حد اشباع نظری مولفه ها شناسایی شد. در گام دوم برای اطمینان از موثر بودن شاخص های شناسایی شده به عنوان تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته بین خبرگان استفاده شد. خبرگان برگزیده، گروهی از کارشناسان امر مدیریت آموزشی و آموزش و پرورش بودند که سال ها در مشاغل آموزشی سابقه داشته و در رابطه با شاخص ها و مولفه های منتخب، با تجربه و صاحب نظر و دارای مقالات متعدد در این زمینه بودند. یافته ها: در گام دوم پژوهش با توجه به نتایج مصاحبه با خبرگان، نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که ابعاد تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان شامل دانش محوری با مولفه های کدگذاری تخیل در آموزش فلسفه برای کودکان با 5 شاخص، اهداف (فردی، اجتماعی و آموزشی) (26 سوال)، مبانی (عمومی و تخصصی) (12 سوال)، روش (استدلال ورزی، مهارت آموزی و دانش اندوزی) (15 سوال) و محتوا (آموزشی، انگیزشی و چالش برانگیزی) (13 سوال) و سازوکارها (مدیریتی، فناورانه، آموزشی و محیطی) (22 سوال) بود.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که تخیل در اهداف فلسفه برای کودکان شامل جایگاههای فردی، اجتماعی و آموزشی است.
بازنمایی انحرافات اجتماعی در موسیقی زیرزمینی در دهه های 80 و 90(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
201 - 228
حوزههای تخصصی:
موسیقی و انواع آن در تمامی اعصار یکی از تأثیرگذارترین هنرهای بشری به شمار می رود. موسیقی در ایران نیز دیرزمانی است که جایگاه رفیعی در میان فرهنگ معنوی ایرانیان به خود اختصاص داده است. از میان گونه های متنوع موسیقی، یک نوع با عنوان «موسیقی زیرزمینی»، پس از گذشت دودهه طیف وسیعی از مخاطبان عمدتاً جوان و نوجوان ایرانی را به خود جذب کرده است. با این حال موسیقی زیرزمینی پس از گذشت زمان اثرات منفی خود را نشان داد که بازنمایی انحراف و بزهکاری از آن جمله است. پژوهش حاضر با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمون در پی تحلیلی از وجود انحرافات اجتماعی گوناگون در این نوع از موسیقی است. بدین منظور تعداد 15 قطعه ی پرطرفدار از 5 خواننده زیرزمینی پرطرفدار در دهه های 80 و 90 شمسی به تفکیک خوانندگان آثار و از حیث وجود مضامین مروج انحرافات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که این سبک از موسیقی در محتوای خود بسیار آسیب زاست، چراکه از میان این قطعات موسیقی، تعداد 18 مضمون انحرافی استخراج شد. از میان آن ها مضامینی مانند طبیعی سازی مصرف انواع مواد مخدر، ترویج مصرف مشروبات الکلی، تشویق به قانون گریزی و ترویج خشونت های کلامی و فیزیکی از فراوانی بیشتری تسبت به سایر مضامین برخوردار بودند. بر همین اساس می توان به این نتیجه رسید که گسترش توجه مخاطبان به برخی آثار این سبک از موسیقی می تواند پیامدهای نامطلوبی را برای مخاطبان و به تبع آن جامعه در پی داشته باشد.
چشم اندازی بر چارچوب های نظری در مددکاری اجتماعی دوران بارداری: یافته های یک مطالعه مروری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
83 - 128
حوزههای تخصصی:
بارداری دوره ای همراه با تغییرات گسترده در زندگی خانواده ها است که مستلزم تطابق و مقابله با چالش های جدید است. مددکاران اجتماعی با توجه به تخصص خود در حوزه خدمات اجتماعی، نقش کلیدی در ارائه مراقبت های جامع دوران بارداری ایفا می کنند. با این وجود، پژوهشی جامع درباره نقش مددکاران اجتماعی و رویکردهای نظری آن ها در دوران بارداری (پری ناتال) در ایران وجود ندارد. این مطالعه مروری نظام مند، با هدف شناسایی این نقش ها و رویکردها، ۱۷ مقاله بین المللی منتشرشده بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ را بررسی کرده است. نتایج نشان می دهند که مددکاران اجتماعی از نظریه های متنوعی، به ویژه نظریه های تعاملی و اجتماعی، بهره می برند. همچنین، این پژوهش تأکید می کند که عدالت اجتماعی محور اصلی فعالیت های مددکاری اجتماعی پری ناتال است. مددکاران با استفاده از نظریه هایی مانند فمینیستی، تبعیض نژادی، و توانمندسازی، برای کاهش نابرابری های اجتماعی و بهداشتی و ارتقای رفاه مادران، به ویژه مادران محروم، تلاش می کنند. نتایج این پژوهش بر اهمیت رویکردهای چندوجهی و مبتنی بر جامعه در مداخلات مددکاری اجتماعی دوران بارداری تأکید دارد. همچنین، همکاری بین حرفه ای مددکاران اجتماعی با سایر متخصصان سلامت برای ارائه خدمات جامع و مؤثر به مادران و نوزادان ضروری است. یافته های این مطالعه می تواند مبنایی برای بهبود کیفیت خدمات و توسعه برنامه های مداخله ای در حوزه مددکاری اجتماعی دوران بارداری در ایران باشد.
Investigating the Relationship Between Talent Management Implementation Categories in the Basra Province Education Organization(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Talent management plays a crucial role in enhancing the quality of education and learning, especially within education organizations. Therefore, this study aimed to explore the relationship between the categories of talent management implementation in the education organization.
Methodology: This research was applied in its objective and descriptive-correlational in its execution. The study population consisted of managers and employees of the Basra province education organization, from which 385 individuals were selected as the sample using Cochran's formula and a convenience sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire on talent management implementation in the education organization, comprising 63 questions. The data obtained from its administration were analyzed using exploratory factor analysis and partial least squares regression in SPSS and Smart PLS software.
Findings: The findings indicated that the implementation of talent management in the education organization comprised six categories: causal conditions (with two components), contextual conditions (with three components), intervening conditions (with three components), the central phenomenon (with one component), strategies (with two components), and outcomes (with one component). The factor loading of all components was above 0.50 and significant, the content validity ratio above 0.70, and the Cronbach's alpha and composite reliability above 0.80. Moreover, the correlation coefficients of causal conditions, contextual conditions, intervening conditions, the central phenomenon, strategies, and outcomes were less than 0.45, indicating their distinctiveness. Additionally, considering the indices of communality and redundancy, the talent management implementation model in the education organization fitted well, and the effect of causal, contextual, and intervening conditions on the central phenomenon, the effect of the central phenomenon on strategies, and the effect of strategies on outcomes were significant (P<0.05).
Conclusion: The designed model of talent management implementation in the education organization can assist managers, officials, and education planners in designing programs suitable for implementing talent management within the education organization.
Teachers' Perspectives on Handling Socio-Political Issues in the Classroom(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This qualitative study explores the perspectives of teachers on integrating socio-political issues into classroom discussions, aiming to understand the challenges and strategies employed by educators in various educational contexts. The objective was to illuminate the factors influencing effective teaching practices concerning socio-political topics, thereby informing educational policies and teacher training programs.
Methodology: This study utilized a qualitative research design, with data collected exclusively through semi-structured interviews involving 30 teachers from different educational levels and geographic locations. Participants were selected using purposive sampling to ensure a diversity of experiences and perspectives. Data analysis was performed using NVivo software to facilitate thematic analysis, ensuring theoretical saturation was achieved to validate the consistency and comprehensiveness of the findings.
Findings: The analysis revealed three main themes: Teacher Preparedness, Student Engagement, and Institutional Support. Under Teacher Preparedness, subthemes included Training and Professional Development, Personal Comfort with Topics, and Curriculum Integration, indicating the need for improved resources and training. Student Engagement was characterized by varying levels of participation and the impact of classroom dynamics on learning, highlighting the influence of teaching methods and environment. Institutional Support emerged as critical, with subthemes like Administrative Guidance and Resources emphasizing the need for stronger institutional backing and adequate resources to support teachers.
Conclusion: The study underscores the complexities of discussing socio-political issues in educational settings and the pivotal role of teachers in facilitating these discussions. Effective socio-political education requires comprehensive teacher training, supportive institutional frameworks, and resources that together foster an environment conducive to open and critical discussions. Addressing these factors is crucial for preparing students to participate thoughtfully in democratic processes.
Identifying the Dimensions and Components of Internet of Things (IoT) Development in Schools Based on Futurology(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Futurology plays a significant role in advancing organizational goals and mitigating organizational problems and challenges. Therefore, the aim of this study was to identify the dimensions and components of Internet of Things development in schools based on future studies.
Methodology: In a descriptive qualitative study, 19 academic and organizational experts from the educational sector of Tehran were interviewed in the academic year 2020-2021 using a semi-structured method. In this study, the sample size was determined according to the principle of theoretical saturation and was selected through purposive sampling. The research tool was a semi-structured interview, whose validity was confirmed through triangulation and whose reliability was calculated at 0.88 using the agreement coefficient between two coders. The data of this study were analyzed using thematic analysis in MAXQDA software, version 2020.
Findings: The analysis indicated that the development of the Internet of Things in schools based on future studies encompasses 26 components across 7 dimensions. These dimensions include the elimination of time constraints (with 3 components), elimination of spatial constraints (with 4 components), reduction of infrastructure costs (with 4 components), knowledge management (with 3 components), professional competence (with 3 components), information technology (with 3 components), and effectiveness of the educational system (with 6 components). Ultimately, a thematic network for the development of the Internet of Things in schools based on future studies was established.
Conclusion: The model of dimensions and components designed in this study can assist specialists and educational system officials in improving the development of the Internet of Things in schools.
Teacher Training and Professional Ethics(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Explaining and analyzing the professional and religious ethical needs of the human resources at Farhangian University, with an emphasis on the esteemed faculty members of this university, can be a positive step towards achieving the critical mission of teacher training and education in the country. As indicated by the title of the article, the goal of this research is to analyze the needs of instructors and faculty members in the domain of professional and religious ethics. This article aims to answer the following questions: 1) What professional ethical characteristics do Farhangian University professors need? 2) Do Farhangian University professors possess these characteristics? 3) How can these characteristics be created and reinforced?
Methodology: The research methodology of the present study follows a mixed paradigm and employs descriptive-analytical and descriptive-survey methods.
Findings: In summarizing the findings, it was concluded that: empathy and the development of a spirit of cooperation among students by the professor, campus presidents, providing a foundation for self-confidence, preventing rigid and dogmatic discipline in the educational environment, and adherence to the scientific and cultural norms and regulations of the university are crucial. Therefore, it is expected that the planners and managers of Farhangian University, in addition to issuing directives and regulations, also pay special attention to implementation and practice. Thus, considering the important fact that in universities, education alone does not have a meaningful impact; rather, the educational process includes teaching ethics and institutionalizing it in order to properly implement the quality charter of Iran's teacher training university.
Conclusion: The study underscores the necessity for Farhangian University to integrate ethical training into its educational practices to fulfill its mission effectively.
پیش بینی الگوی تغییرات جنسی مرگ و میر در ایران با استفاده از مدل سازی شبکه عصبی (1401- 1410)(مقاله علمی وزارت علوم)
مرگ و میر یکی از مولفه های کلیدی پویایی جمعیت است که به همراه باروری و مهاجرت، موجب تغییر در حجم، رشد، توزیع و ترکیب جمعیت می شود. در بستر توسعه اقتصادی و اجتماعی، امید زندگی زنان نسبت به مردان افزایش یافته است، که این موضوع تأثیر عمیقی بر نسبت جنسی جمعیت سالمند در آینده خواهد داشت. از این رو، مطالعه حاضر به تحلیل روند تفاوت های جنسیتی مرگ و میر در کشور ایران از سال 1344 تا 1400 می پردازد و در ادامه با استفاده از مدل سازی مبتنی بر شبکه عصبی، روند تغییرات مرگ و میر زنان و مردان و همچنین شاخص نسبت جنسی مرگ و میر را برای ده سال آینده (1410-1401) پیش بینی می کند. شبیه سازی ها در نرم افزار متلب و بر اساس داده های مرکز آمار ایران انجام شده است. نتایج پیش بینی حاصل از مدل سازی شبکه عصبی نشان می دهد که تا سال 1410، تعداد مرگ و میر به ترتیب برای کل جمعیت، مردان و زنان به 6/12، 8/13 و 4/11 درصدرسیده و روندی افزایشی خواهد داشت و نسبت جنسی مرگ و میر از عدد 22/104 در سال 1401 به 54/106 در سال 1410 خواهد رسید. نکته کلیدی در پیش بینی تغییرات اجتماعی و جمعیتی، تمرکز بر روندها به جای پیش بینی دقیق اعداد است. این موضوع اهمیت دارد زیرا رفتارهای انسانی ممکن است تحت تأثیر حوادث غیرمنتظره قرار گیرند. نتایج شبیه سازی همچنین زنگ خطر و هشداری برای برنامه ریزان محسوب می شود تا برنامه های حمایتی جامع و دقیقی به منظور کاهش تفاوت جنسیتی مرگ و میر ارائه دهند.
بررسی برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای دوره ابتدایی در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
329 - 340
حوزههای تخصصی:
هدف: داشتن برنامه درسی مناسب در تربیت معلم جهت انجام آموزش های حرفه ای به کودکان نقش مهمی در بهبود کیفیت آموزش به این گروه دارد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای دوره ابتدایی در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن انجام شد.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر شیوه اجرا، کیفی بود. جامعه پژوهش همه اسناد و متون تخصصی و معتبر موجود برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن بودند که همه آنها در صورت مرتبط بودن با روش نمونه گیری تمام شماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار این مطالعه، یادداشت برداری از اسناد و متون تخصصی و معتبر برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. داده های این پژوهش با روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای دوره ابتدایی در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن از نظر واحدهای درسی، آموزش های عملی و طول مدت دارای ویژگی های خاصی بودند که با یکدیگر شباهت ها و تفاوت هایی داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش در زمینه واحدهای درسی، آموزش های عملی و طول مدت برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای دوره ابتدایی در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن، برنامه ریزی جهت بهبود برنامه درسی تربیت معلم در ایران جهت آموزش های حرفه ای لازم و ضروری می باشد.
زبان فارسی و زبان های محلی در رسانه ملی: آسیب شناسی رویکرد سازمان صدا و سیما به مقوله سیاست و برنامه ریزی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
9-42
حوزههای تخصصی:
آسیب شناسی سیاس ت گذاری و برنامه ریزی زبان در رسانه ملی، خواه زبان فارسی به عنوان زبان ملی ایرانیان و خواه زبان های محلی به عنوان سرمایه های فکری و فرهنگی، از جمله موضوعات نوظهوری است که توجه شماری از پژوهشگران در حوزه های مختلف را به خود جلب کرده است. این پژوهش با درک اهمیت موضوع بنا داشته است تا ضمن آسیب شناسی نحوه مواجهه رسانه ملی به مقوله زبان، به راهکارهای تقویت زبان فارسی و حفظ و ترویج زبان های محلی به عنوان مولفه های انکارناپذیر هویت ایرانیان در این رسانه بپردازد. در راستای نیل به این هدف، با بهره جویی از مصاحبه نیمه ساختاریافته از دیدگاه های افراد خبره که شامل سیزده زبان شناس و پنج مدیر و کارشناس سازمان صدا و سیما بوده اند، بهره گرفته شده است. یافته های حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که با وجود اهمیت انکارناپذیر نقش رسانه ملی در تقویت زبان فارسی و حفظ زبان های محلی، به دلایلی متعدد و در رأس آنها تنزل سیاست گذاری و برنامه ریزی زبان به درست گویی، درست خوانی و درست نویسی، اولویت نبودن مقوله زبان در رسانه ملی، مغفول ماندن مقوله هوشیاری زبانی در برنامه ریزی ها و نیز خلأ سند سیاست زبان برای رسانه ملی که به اشکال مختلف ریشه در فقدان درکی درست از اهمیت مقوله سیاست گذاری و برنامه ریزی زبان در بین متولیان این رسانه دارد، شاهد مواجهه غیرعلمی رسانه ملی در قبال این موضوع هستیم. یافته های این پژوهش می تواند در روند تصمیم گیری های متولیان فرهنگی و به طور خاص مدیران و برنامه ریزان سازمان صدا و سیما در حوزه سیاست و برنامه ریزی زبان در عرصه رسانه ملی سودمند باشد.
تحلیل جامعه شناختی پدیده سرمایه گذاری فرامرزی در بخش مسکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
315 - 337
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش، فهم دلایل، استراتژی ها و پیامدهای پدیده سرمایه گذاری های فرامرزی شهروندان در بخش مسکن می باشد. روش تحقیق این مقاله، کیفی و مبتنی بر تئوری داده بنیاد است که در آن با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و نمونه گیری نظری با 18 سرمایه گذار فرامرزی ساکن تبریز و تحلیل داده ها بر اساس رویه نظام مند اشتراوس و کوربین، کدهای باز، محوری و گزینشی استخراج شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که کدهای عدم امنیت اقتصادی، حفظ ارزش دارایی ها، تسهیلات و مشوق های دولتی، تجربه های موفق مهاجران، تحولات سیاسی و اجتماعی به عنوان شرایط علی، و کدهای قوانین و مقررات کشور مقصد، دسترسی به اطلاعات، تجارب فرهنگی و شبکه های اجتماعی به عنوان شرایط زمینه ای، و سرانجام کدهای شوک ارزی و نرخ تبدیل، رقابت با دیگر سرمایه گذاران و موانع تصمیم گیری به عنوان شرایط مداخله گر دلایل اصلی و مهم سرمایه گذاری فرامرزی شهروندان در بخش مسکن محسوب می شوند. از سوی دیگر، با تولید و بازتولید دو استراتژی پذیرش و مقاومت توسط شهروندان، یافته ها حاکی از آن است که اولا سرمایه گذاری فرامرزی در سال های اخیر منجر به کاهش سرمایه گذاری داخلی و ایجاد وابستگی به بازارهای خارجی شده است. از سوی دیگر، این فرآیند به توزیع نابرابر ثروت و تغییر در الگوهای مهاجرت و خانوادگی نیز دامن زده و انسجام اجتماعی را کاهش داده است. همچنین، پیامدهایی مانند تضعیف هویت ملی، تغییر در ارزش ها و باورها، و شکل گیری شبکه های اجتماعی جدید از دیگر نتایج این سرمایه گذاری ها است. سرانجام، یافته های این پژوهش با توجه به کد هسته ساختارهای انگیزشی در کنش های فرامرزی نشان می دهد که سرمایه گذاری فرامرزی در بخش مسکن، به عنوان یک پدیده اجتماعی-اقتصادی، تحت تأثیر ساختارهای انگیزشی ناشی از موضوعات مختلف علی، زمینه ای و مداخله گر قرار داردو در نتیجه، این پدیده علاوه بر ایجاد پیامدهای اقتصادی و اجتماعی متعدد، به بازتعریف روابط اقتصادی و هویتی شهروندان در بستر جهانی شدن منجر شده است.