ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۸۸۱.

کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی شهری مشارکتی:با تاکید بر هوش مصنوعی پردازش زبان طبیعی NLP

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۴۲
زمینه و هدف: برنامه ریزی شهری مشارکتی با هدف افزایش مشارکت شهروندان در تصمیم گیری های شهری، نیازمند ابزارهایی برای تحلیل حجم عظیمی از داده های متنی است. این پژوهش با هدف بررسی کاربرد پردازش زبان طبیعی در تحلیل نظرات شهروندان در مورد طرح های توسعه شهری انجام شده است. روش بررسی: با استفاده از روش تحلیل محتوا و الگوریتم های یادگیری ماشین، نظرات جمع آوری شده از پلتفرم های اجتماعی تحلیل شدند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که پردازش زبان طبیعی می تواند با دقت قابل قبولی، احساسات، موضوعات اصلی و الگوهای موجود در نظرات شهروندان را شناسایی کند. این یافته ها حاکی از آن است که پردازش زبان طبیعی می تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای بهبود فرآیند تصمیم گیری در برنامه ریزی شهری مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، محدودیت هایی همچون زبان محاوره ای و وجود اصطلاحات تخصصی در نظرات، نیاز به توسعه بیشتر مدل های پردازش زبان طبیعی را نشان می دهد.                           
۸۸۲.

ارائه مدل توسعه تعاونی ها با رویکرد کارآفرینی روستایی در استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۰
هدف: این پژوهش با هدف طراحی یک مدل بومی برای توسعه تعاونی ها با رویکرد کارآفرینی روستایی در استان کرمانشاه انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش دارای رویکرد کیفی بوده و از روش نظریه زمینه ای برای استخراج مدل استفاده شده است. جامعه هدف در این پژوهش شامل مدیران و کارشناسان اداره کل کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان کرمانشاه، اساتید دانشگاه رازی و کارآفرینان بخش تعاون روستایی در استان کرمانشاه بودند و از روش نمونه گیری نظری استفاده شد. اشباع نظری بعد از 12 مصاحبه عمیق حاصل شد. فرایند تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافته ها: بر اساس سه مرحله کدگذاری، بنیان کارآفرینی در روستاها، انسجام کارآفرینانه در تعاونی های روستایی و ویژگی های فردی کارآفرینان روستایی حوزه تعاون به عنوان شرایط علّی شناسایی شدند. شرایط زمینه ای در این پژوهش شامل تنوع فرصت های کارآفرینی روستایی در حوزه تعاونی، دسترسی به عوامل تولید، موقعیت راهبردی استان، حمایت علمی متخصصان و صاحبنظران، بنیان کارآفرینی جمعی (در قالب تعاونی روستایی)، موانع فرهنگی و ضعف نظام آموزشی است. شرایط مداخله گر هم شامل تغییرات اقلیمی، عوامل اقتصادی، آشفتگی و عدم نظم محیطی، عوامل سازمانی، عوامل ارتباطی– اطلاع رسانی، حمایت واقعی دولت از تعاونی ها و عوامل زیرساختی می باشد. راهبردهای شناسایی شده نیز شامل راهبرد تنوع گرایی در کسب و کار، تجدید نظر در برنامه های آمایش سرزمین، توانمند سازی شرکت های تعاونی، بهره گیری از فرصت های تجارت بین المللی، ترویج و فرهنگ سازی و راهبردهای اصلاحی- حمایتی هستند. در نهایت، پیامدهای شناسایی شده شامل ارتقا کیفیت زندگی روستاییان، توسعه پایدار روستایی و وجود تعاونی های کارآفرین روستایی است. نتیجه گیری: برای توسعه تعاونی ها با رویکرد کارآفرینی روستایی در استان کرمانشاه باید با در نظر گرفتن همه عواملی که فرایند توسعه تعاونی ها را تسریع می بخشند؛ نسبت به فراهم کردن پیش نیازهای خاص این حوزه به همراه برنامه ریزی های جامع اقدام شود. نتایج این پژوهش ضمن تقویت ادبیات کارآفرینی روستایی و تعاون روستایی، دستاوردهای شایسته ای را برای کمک به مدیران و برنامه ریزان روستایی در راستای توسعه کارآفرینی روستایی تعاون - محور به همراه دارد که در نهایت به فرآیند توسعه روستایی کمک خواهد کرد.
۸۸۳.

تحلیل اثرات سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتار زیست محیطی شهروندان در شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
مطالعه حاضر، تعین اثرات سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتار هدف از زیست محیطی شهروندان در شهر ساری بوده است. پژوهش از نظر نوع کاربردی و روش پژوهش، پیمایش مقطعی بوده است. جامعه آماری پژوهش تمام شهروندان بالای 18 ساله بودند و حجم نمونه طبق فرمول کوکران با احتساب نمونه های پیش آزمون، 400 نفر تعیین گردید. شیوه نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای بوده است. ابزار گردآوری داده ها، برای متغیرهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی پرسشنامه محقق ساخته و برای سنجش رفتارهای محیط زیستی از پرسشنامه کایزر و همکاران (1999) بود. در این مطالعه از نظریه فرهنگ زیست محیطی ژرژ تومه و سرمایه فرهنگی بوردیو به عنوان چارچوب نظری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده گردید. از اعتبار صوری برای سنجش روایی استفاده شد و پایایی ابزار در تمام متغیرها بالاتر از 7/0 به دست آمد. بررسی همزمان اثرات سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتار زیست محیطی به عنوان نوآوری این پژوهش می باشد. یافته ها نشان دادند که میانگین الگوهای رفتار زیست محیطی در بین افراد نسبتاً بالا بوده و میانگین آن از عدد 5 برابر با 78/3 است. میانگین سرمایه فرهنگی در بین افراد نسبتاً پایین بوده و میانگین آن 79/2 است. میانگین سرمایه اجتماعی برابر با 04/3 است. نتایج آزمون همبستگی نشان داد: بین میزان سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با رفتار زیست محیطی رابطه معنادار مثبت و مستقیم وجود دارد. برای ارتقای میزان رفتارهای زیست محیطی، باید میزان سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی را بالا برد. طبق تحلیل رگرسیون متغیرهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی حدود 1/23 درصد از تغییرات رفتار زیست محیطی را تبیین و پیش بینی می کنند. سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتارهای زیست محیطی اثرگذار هستند و اثر سرمایه اجتماعی بیش تر است. 
۸۸۴.

تبیین تحولات کالبدی- فضایی روستاهای ناحیه پیراشهری اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۲۶۱
ناحیه پیراشهری اردبیل به دنبال پذیرش نقش مرکزیت استانی شهر اردبیل و متأثر از جریانات بیرونی اثرگذار این شهر، با پدیده خزش شهری شتابان، گسترده، ناموزون و کنترل نشده ای مواجه شده است. شهراردبیل با دستیازی به عرصه های پیرامون، روستاهای پیراشهری خود را در ابعاد مختلف با تحولات و چالش های عدیده ای روبرو نموده است. پارادایم شناخت علمی حاکم بر پژوهش باهدف تبیین تحولات کالبدی- فضایی رُخ داده در ناحیه پیراشهری اردبیل، از نوع «تفسیری» و روش شناسی به صورت «کیفی» بوده و از جنبه زمانی، تحقیقی از نوع مقطعی (پس از شکل گیری استان در سال1372) است. تحقیق به شیوه «مصاحبه نیمه ساختارمند» صورت گرفته و مشارکت کنندگان تحقیق شامل 28 نفر از مدیران محلی روستاها، کارشناسان و مدیران برنامه ریزی توسعه روستاهای ناحیه پیراشهری در 20 روستای واقع در حریم شهراردبیل (قلمرو مکانی پژوهش) بودند.یافته های پژوهش، بر تحولات گسترده و گوناگون روستاهای پیراشهری در ابعاد مختلف محیطی- اکولوژیک، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و چالش های مدیریتی دلالت دارد که در این میان به ترتیب «محدودیت منابع آب، واگرایی فرهنگی و عدم امنیت، تضعیف منابع تولید، ساخت و سازهای غیرمجاز و تغییر کاربری اراضی، عدم مدیریت یکپارچه شهر و روستا و ضعف مدیریت شهری در گستره حریم»، به عنوان اهمّ این چالش ها قابل ذکر است. ازآنجاکه چالش های یادشده متأثر از عوامل مختلف اثرگذار بیرونی چون «اجرای طرح های عمرانی منابع آب، شهرگرایی، مدیریت بخشی و انتزاعی شهر و روستا و تداخل وظایف شهرداری و جهاد کشاورزی در مدیریت حریم و ...» می باشند، برون رفت از چالش موجود، نیازمند بازاندیشی فکری و محتوایی در مبانی نظری و اندیشه ای در راهبردها، سیاست ها و برنامه ها و تجدیدنظر در شیوه مداخلات و اقدامات اجرایی در چارچوب برنامه ریزی کالبدی- فضایی است؛ زیرا با بهره گیری از روش های برنامه ریزی و شیوه مداخله کالبدی در نواحی پیراشهری، مبتنی بر رویکرد فضایی و یکپارچه نگری، پیوند فضایی- عملکردی سکونتگاه های ناحیه پیراشهری قابل دستیابی خواهد بود. 
۸۸۵.

واکاوی ویژگی های کالبدی مؤثر بر سلامت روانی ساکنین در مسکن قشر کم درآمد مطالعه موردی شهرک اندیشه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۴
اقشار کم درآمد جامعه به طورمعمول در زمینه برخورداری از امکانات مطلوب مسکونی مورد غفلت قرارگرفته اند. این در حالی است که تأثیر عوامل محیطی نظیر مسکن، ازجمله مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت روانی ساکنان می باشد. هدف از پژوهش حاضر، دستیابی به مؤلفه های ارتقای سلامت روانی در مسکن قشر کم درآمد می باشد. حال این پرسش مطرح می گردد که نقش مسکن در سلامت ساکنان چیست و چگونه می توان از این رویکرد در مطالعه مسکن قشر کم درآمد استفاده نمود. برای پاسخگویی به این پرسش در پژوهش ترکیبی حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است، به منظور گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای–اسنادی و همچنین روش میدانی به صورت پرسش نامه و انجام مصاحبه از ساکنان شهرک اندیشه شهر تبریز از طریق روش پس کاوی بر اساس مدل استخراجی در محدوده هدف مطالعه استفاده شده است. بدین ترتیب که نخست ابعاد، مؤلفه و سنجه های کالبدی مسکن در کنار ابعاد سلامت روانی استخراج شده، سپس در محدوده موردمطالعه، مورد آزمون قرارگرفته شده است تا نهایتاً پیشنهاد اصلی ارائه گردد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که ارتقا سلامت روانی ساکنین در مسکن قشر کم درآمد منوط به مجموع ابعاد کالبدی، محیطی، اقتصادی، اجتماعی، عملکردی و ساختاری می باشد. این ابعاد به عنوان عوامل کلیدی، دارای نقش اساسی در برنامه ریزی و طراحی مسکن قشر کم درآمد ایفا می کنند، لذا از طریق دخالت دادن ابعاد استخراجی در برنامه ریزی ها و طراحی مسکن قشر کم درآمد، شاهد روندی مثبت و مؤثر در سلامت روانی ساکنین بخصوص در مسکن اقشار آسیب پذیر خواهیم بود.
۸۸۶.

ارزیابی و مکان یابی بهینه فضای سبز شهر زابل با استفاده از الگوریتم فراابتکاری جست وجوی ممنوعه (TS )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۶۹
توزیع بهینه فضاهای سبز شهری در راستای اهداف پایدار و دسترسی عادلانه خدمات شهری ضرورت دارد. بر این اساس، مسئله پژوهش حاضر، مکان یابی بهینه فضای سبز را با حداقل ها در سطح شهر زابل مورد ارزیابی قرار داده است. هدف مقاله، مکان یابی بهینه فضای سبز درون شهری در راستای توزیع مناسب این نوع از کاربری ها به منظور تسهیل در دسترسی و بهبود تقاضا می باشد. نوع تحقیق کاربردی و روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و بررسی های میدانی است. داده ها و اطلاعات به روش کتابخانه ای و مراجعه به سازمان های مرتبط جمع آوری شد. متغیرها شامل دادها و اطلاعات مرتبط با فضای سبز، مسکونی، شبکه ارتباطی، سرانه ها، فاصله دسترسی ها و ... می باشد. با استفاده از ابزار نرم افزارهای ArcGIS، Super Decision و MATLAB داده ها و اطلاعات تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که وضعیت فضای سبز شهر زابل در سطح نواحی 5 گانه دارای سهم یکسانی از توزیع بهینه فضای سبز شهر نیستند برای دسترسی به توزیع بهینه یا عادلانه فضای سبز شهری، میزان اختلاف نواحی 5 گانه شهر زابل و در گام های بعدی، پس از مراحل تحلیل لایه های اطلاعاتی، طبقه بندی و ارزش گذاری درونی لایه ها و وزن دهی و همپوشانی لایه های اطلاعاتی در محیط ArcGIS اقدام به اولویت بندی زمین های شهر زابل برای ایجاد فضای سبز شده است. سپس با استفاده از الگوریتم فرا ابتکاری جست و جوی ممنوعه (TS) در زمینه حل مسئله مکان یابی هاب (Hub) اقدام به انتخاب مناسب ترین پهنه ها با توجه مختصات محلات ۴۰ گانه گردیده و 2 پهنه به عنوان گزینه های نهایی برای مکان یابی فضای سبز جدید انتخاب شدند.
۸۸۷.

سناریونگاری فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در مناطق روستایی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
کاداستر اراضی کشاورزی به عنوان ابزاری کلیدی برای مدیریت زمین، ثبت مالکیت و توسعه پایدار، با چالش هایی نظیر کمبود داده های به روز، قوانین قدیمی و تعارضات مالکیتی مواجه است که مدیریت زمین و عدالت اجتماعی را تضعیف می کند. این مطالعه با استفاده از آینده پژوهی و ابزار سناریوویزارد، خلأهای موجود در سیستم کاداستر ایران را بررسی کرده و سناریوهایی برای بهبود حدنگاری اراضی کشاورزی روستایی ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که سیستم کاداستر ایران به دلیل وابستگی به روش های سنتی، فقدان فناوری های نوین مانند GIS و GPS، و ضعف حمایت حقوقی، ناکارآمد است و منجر به افزایش منازعات ملکی، هزینه های قضایی و کاهش اعتماد عمومی می شود. چهار سناریو سازگار شناسایی شده اند که بر مشکلات ساختاری مانند عدم دقت در تعیین مالکیت (ارزش سازگاری: 7)، ناکارآمدی در کاهش هزینه های قضایی (ارزش سازگاری: 3)، عدم استفاده از GIS (ارزش سازگاری: 2) و فقدان حمایت قانونی (ارزش سازگاری: 0) تأکید دارند. تنها سناریو ناسازگار مربوط به دقت سیستم های GPS (ارزش سازگاری: -2) است که با تقویت شواهد یا زیرساخت های فناوری قابل بهبود است. این سناریوها نشان دهنده نیاز به اصلاحات حقوقی، بهره گیری از فناوری های نوین مانند بلاک چین و GIS، و هماهنگی نهادی برای کاهش ناکارآمدی و زمین خواری هستند. پیشنهادات شامل توسعه سیستم های دقیق مالکیت، ارتقای زیرساخت های GPS و GIS، ایجاد نهاد واحد مدیریت زمین، و استفاده از پلتفرم های دیجیتال برای مشارکت ذی نفعان است. این اقدامات می توانند امنیت مالکیت، بهره وری کشاورزی و توسعه پایدار را تقویت کرده و از نابرابری اقتصادی جلوگیری کنند.
۸۸۸.

بهره گیری تطبیقی از الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در اقتصاد دیجیتال، برای ایجاد اجماع نظر نخبگانی در شهرسازی راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه در حوزه شهرسازی، پیچیدگی فزاینده فرایندهای تصمیم گیری، نیازمند رویکردی ساختاریافته و مبتنی بر داده است. تصمیمات شهرسازی به طور سنتی به صورت متمرکز اتخاذ شده اند، که این امر منجر به تصمیماتی شده است که بازتاب دهنده پویایی های چندبعدی محیط های شهری نیستند. این پژوهش، نیاز حیاتی به مداخلات پایدار محیطی را که از فرایندهای تصمیم سازی مشورتی با نخبگان شهری ناشی می شود، بررسی می کند. چالش اساسی که در این مطالعه به آن پرداخته شده، گذار از تصمیم گیری متمرکز به یک چهارچوب اجماع سازی جامع، مبتنی بر داده و توزیع شده است که به ادغام مستمر دانش نخبگان در فرایند تصمیم سازی می پردازد. هدف محوری این پژوهش، بررسی قابلیت های الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در بهبود فرایند تصمیم گیری در شهرسازی راهبردی است. این پژوهش تلاش می کند تا دریابد که چگونه این سیستم های داده محور و غیرمتمرکز می توانند برای پاسخ گویی به نیازهای خاص فرایندهای شهرسازی که بر اجماع نخبگان متکی هستند، سازگار شوند. به طور خاص، این پژوهش به مقایسه سازگاری مکانیزم های اجماع بلاک چین به عنوان چهارچوب مبدأ (بستر اولیه) با مکانیزم های اجماع سازی نخبگان شهری به عنوان چهارچوب مقصد (بستر هدف) می پردازد. این رویکرد تطبیقی، برای بررسی امکان ادغام سیستماتیک صحت سنجی داده محور بلاک چین با داده های متنوع و محیطی شهرسازی ضروری است، به گونه ای که فرایند تصمیم گیری علاوه بر اتکا بر داده ها، به زمینه نیز حساس باشد. ضرورت این پژوهش از نیاز فزاینده به گذار از تصمیم گیری های شهری متمرکز، که اغلب دیدگاه های متنوع نخبگان شهری را نادیده می گیرد، نشئت می گیرد. بسیاری از مدل های حکمرانی شهری که بر رویکردهای بالا به پایین متکی هستند، قادر به در نظر گرفتن پیچیدگی های متنوع فضاهای شهری نیستند و در نتیجه، به سیاست هایی منجر می شوند که متناسب با شرایط محلی طراحی نشده اند. با توجه به هزینه های بالای اصلاح و پیامدهای بلندمدت تصمیمات شهری، تغییر رویکردی که موجب افزایش شفافیت، پاسخ گویی و انعطاف پذیری شود، ضروری است. فناوری بلاک چین، با ارائه چهارچوبی برای تصمیم گیری توزیع شده، می تواند این مشکلات را حل کند و شیوه ای اثربخش تر برای ایجاد مداخلات پایدار و ارتقای تاب آوری شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این پژوهش از یک روش تحلیلی تطبیقی بهره می گیرد تا امکان سازگاری بین الگوریتم های اجماع سازی بلاک چینی و مکانیزم های اجماع سازی در شهرسازی را ارزیابی کند. رویکرد پژوهش، ابتدا به شناسایی توانمندی های کلیدی هر دو بستر اجماع می پردازد. در مرحله بعد، سه معادله ساختاری که بازتاب دهنده فرایندهای اجماع در هر دو حوزه هستند، استخراج شده اند. این معادلات به عنوان چهارچوبی برای درک روابط بین عوامل کلیدی و نقش آن ها در دستیابی به اجماع عمل می کنند. سپس، اعتبار این معادلات ساختاری برای کاربردهای واقعی ارزیابی شده و عوامل کلیدی که در همگرایی این دو سیستم ضروری هستند، شناسایی شده اند. در ادامه، برای کاهش پیچیدگی فرایند ادغام این دو سیستم، از قوانین دمورگان استفاده شده است تا شرایط لازم و کافی در فرایند اجماع سازی به حداقل ترکیب های ممکن تقلیل یابد. این گام، موجب شفاف سازی مؤلفه های ضروری برای موفقیت مکانیزم تطبیقی پیشنهادی می شود. سپس، معادله کلی به دست آمده با هدف ساده سازی و افزایش دقت در مدل سازی اصلاح شده است. تدوین ۲۰ سناریوی متفاوت بر مبنای روابط بین این شرایط لازم و کافی، امکان بررسی طیف وسیعی از بسترهای شهری را فراهم کرده و نشان داده است که مدل پیشنهادی، قابلیت انطباق با محیط های شهری گوناگون را دارد. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تدوین یک معادله اجماع سازی تطبیقی است که شامل یک ضریب الزام اولیه (λ) و ضرایب تعدیل کننده محیطی (μ) می شود. این ضرایب، امکان تنظیم مدل نسبت به شرایط محیطی مختلف را فراهم کرده و قابلیت انعطاف پذیری مورد نیاز را برای پاسخ گویی به مقتضیات خاص هر فضای شهری تأمین می کنند. معادله پیشنهادی، بر اهمیت شرایط محیطی در تصمیمات شهرسازی تأکید داشته و نقش قابل توجهی در افزایش شفافیت و انطباق پذیری فرایند تصمیم سازی ایفا می کند. یافته ها یافته های این پژوهش نشان می دهد بهره گیری از فناوری بلاک چین در فرایند تصمیم گیری شهرسازی می تواند به بهبود کارایی و دقت در تصمیمات منجر شود. مکانیزم های اجماع مبتنی بر بلاک چین، این امکان را فراهم می کنند که تصمیمات شهری علاوه بر اتکا بر داده های محیطی، همواره قابل تنظیم و تطبیق با شرایط متغیر شهرها باشند. از طریق ادغام بینش های نخبگان و داده های محیطی، مدل پیشنهادی می تواند به ایجاد یک چهارچوب تصمیم گیری کارآمدتر، منعطف تر و پویاتر در حکمرانی شهری کمک کند. افزون بر این، یافته ها بر اهمیت استمرار مشورت با نخبگان شهری تأکید دارند، به گونه ای که تصمیمات شهرسازی به صورت پویا، متناسب با چالش ها و فرصت های نوظهور تنظیم شوند. در نهایت، نتایج این پژوهش دارای دلالت های مهمی برای استفاده از بلاک چین در حکمرانی شهری هستند، به ویژه در زمینه ایجاد فرایندهای تصمیم گیری شفاف، پاسخ گو و مبتنی بر داده. این یافته ها، نه تنها یک چهارچوب نظری نوین را برای تلفیق سیستم های غیرمتمرکز با مکانیزم های تصمیم سازی شهری ارائه می دهند، بلکه ابزارهای عملیاتی مورد نیاز را برای مدیران و برنامه ریزان شهری فراهم می کنند تا بتوانند فناوری های نوین را در مدل های حکمرانی خود ادغام کنند. معادله اجماع سازی تطبیقی پیشنهادی، می تواند به عنوان یک ابزار استاندارد برای بهبود فرایندهای تصمیم گیری در شهرسازی به کار گرفته شود و از این طریق، کیفیت تصمیمات شهری را ارتقا دهد و در نهایت، مداخلات شهری را در جهت پاسخ گویی به پیچیدگی های شهرهای مدرن کارآمدتر و پایدارتر سازد. نتیجه گیری این پژوهش، با پیوند دادن فناوری بلاک چین و فرایند تصمیم سازی در شهرسازی، به طور قابل توجهی در این حوزه علمی نوآوری ایجاد کرده است. مدل پیشنهادی، نه تنها رویکردی جدید را برای ارتقای اجماع سازی غیرمتمرکز ارائه می کند، بلکه یک روش شناسی جامع برای تلفیق این رویکردها در سیستم های حکمرانی شهری ارائه می دهد. این مدل، می تواند شیوه برنامه ریزی شهری را متحول کرده و آن را به فرایندی شفاف تر، جامع تر و سازگارتر با محیط های پیچیده و پویای شهری تبدیل کند.
۸۸۹.

ارتباط نهاد حِسبه و آیین مدیریت سلامت شهرهای تاریخی دوره اسلامی در ایران تا پایان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۱
مقدمه مفهوم سلامت شهری فراتر از رفاه فیزیکی صرف، نمایانگر یک پارادایم پیچیده است که ریشه در تحولات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی یک شهر دارد. در تمدن اسلامی، تلاش برای دستیابی به این سلامت کلیت گرا از طریق دیوان احتساب یا نهاد حِسبه نهادینه شد. این نهاد به عنوان یک رکن اداری و نظارتی اساسی در ساختارهای حکمرانی شهری ایران پیشامدرن عمل می کرد. حِسبه ذیل اصل فراگیر دینی «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» فعالیت می کرد و وظایف بسیار گسترده ای به آن محول شده بود؛ مسئولیت هایی که از حفظ اخلاق عمومی و نظارت بر سلامت فعالیت های تجاری و اقتصادی گرفته تا اجرای احکام شرعی را شامل می شد و از این رو، به عنوان سنگ بنای نظام اداری تمدن اسلامی خدمت می کرد. در حالی که آثار پژوهشی پیشین عمدتاً به بررسی حِسبه از منظر فقهی یا صرفاً اخلاقی اقتصادی پرداخته اند، خلأ تحقیقاتی قابل توجهی در مورد نقش مستقیم و سازنده آن در ساماندهی کالبدی، مدیریت فضایی و نظارت جامع بر سلامت شهرهای ایرانی در دوره پیشامدرن وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای در حوزه تاریخ، فقه و مدیریت شهری، هدف واکاوی نظام مند و مدل سازی پیوندهای کارکردی بین نهاد چندبعدی حِسبه و سازوکارهای مدیریت و حفظ سلامت شهرهای تاریخی ایران از آغاز دوره اسلامی تا پایان عصر صفوی را دنبال می کند. این تحقیق در پی آن است که فراتر از تحلیل های تک بعدی کند و درکی جامع از حِسبه به عنوان یک نظام یکپارچه حکمرانی شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و در چارچوبی بین رشته ای (تاریخ، فقه و مدیریت شهری) انجام شده است. داده ها از طریق پژوهش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از منابع معتبر و تحقیقات ثانویه معاصر گردآوری شدند. از تحلیل محتوای کیفی برای بررسی داده ها استفاده شد. این فرایند شامل دسته بندی مؤلفه ها و استخراج شاخص های عینی مرتبط با کارکردهای نظام حسبه و نگاه آن به سلامت شهری، بر اساس کدهای مستخرج از این منابع تاریخی و متنی بود. هدف، تدوین چارچوب نظری جامعی برای تبیین نقش این نهاد در مدیریت سلامت شهری بود. یافته ها تحلیل تفصیلی داده ها نشان می دهد نهاد حِسبه فقط یک بازرسی بازار نبود، بلکه ستون فقرات نظام سلامت، نظم و پایداری شهری در ایران پیشاصنعتی را تشکیل می داد. کارکردهای آن چندبعدی بود و بر تمامی جنبه های زندگی شهری نفوذ داشت. دستاورد محوری این مطالعه، صورت بندی و ارائه مدل عملیاتی نظام حِسبه در قالب چهار بعد کلیدی و به هم پیوسته سلامت شهری است که از ترکیب ۲۲ شاخص عینی استخراج شده از منابع تاریخی به دست آمده است: 1. سلامت جسمانی و بهداشت عمومی: این بعد یکی از ارکان اصلی وظایف محتسب بود. این امر شامل نظارت سختگیرانه بر کیفیت و ایمنی مواد غذایی، اطمینان از پاکیزگی نان، گوشت، ماهی، عسل و روغن فروخته شده در بازارها می شد. بهداشت اماکن عمومی از اهمیت بالایی برخوردار بود و پاکیزگی خیابان ها، بازارها، حمام های عمومی و مساجد را در بر می گرفت. این نهاد همچنین بر مدیریت آب و دفع زباله نظارت داشت. علاوه بر این، مشاغل پزشکی را تنظیم می کرد و صلاحیت، اخلاقیات و عملکرد پزشکان، چشم پزشکان (کحالان)، جراحان، داروسازان و دامپزشکان را تحت نظر داشت. نظارت به بیمارستان ها نیز گسترش می یافت و شامل اجرای قوانینی مانند تفکیک جنسیتی می شد که نشان دهنده درکی پیشرفته از حکمرانی بهداشت عمومی در زمان خود بود. 2. سلامت اقتصادی (معیشتی): حِسبه نهاد مرکزی برای تضمین عدالت اقتصادی و سلامت بازار بود. وظایف آن شامل اجرای قیمت گذاری عادلانه، به ویژه در بازارهای غیررقابتی از طریق فرایندی به نام «تسعیر» می شد. این نهاد اوزان و مقیاس ها را به دقت استاندارد می کرد تا از تقلب و کم فروشی جلوگیری کند. با روش های اقتصادی نادرست مانند احتکار کالاهای ضروری برای افزایش مصنوعی قیمت ها، ربا و فریب در معاملات (مانند پنهان کردن عیوب کالاها) مبارزه می کرد. این نهاد همچنین نقش کلیدی در حمایت از حقوق صنعتگران (اصناف) و مصرف کنندگان ایفا می کرد و محیط بازاری مبتنی بر اعتماد و انصاف را تقویت می کرد. رویکرد نظارتی آن انعطاف پذیر بود و بر اقدامات ضد انحصاری در بازارهای رقابتی و مداخله مستقیم در شرایط غیررقابتی متمرکز بود. 3. سلامت اخلاقی و اجتماعی (روانی): این بعد که ریشه در اصل بنیادی امر به معروف و نهی از منکر داشت، به رفاه روانی اجتماعی جامعه می پرداخت. محتسب مسئول پیشگیری از رذایل و مفاسد اجتماعی مانند مصرف مشروبات الکلی، قمار، فحشا و بی اخلاقی عمومی بود. او بر رفتار عمومی نظارت داشت، اجرای صحیح مراسم و آموزش مذهبی (مانند نماز جمعه، موعظه، تدریس) را زیر نظر می گرفت و به جنبه های مربوط به اقلیت های مذهبی (اهل ذمه) رسیدگی می کرد. این نظارت جامع ترویج انسجام اجتماعی، حفظ هویت مذهبی و تضمین محیطی سالم از نظر اخلاقی بود که برای سلامت روانی جامعه ضروری تلقی می شد. 4. امنیت شهری (پایداری و آرامش): این نهاد رکنی حیاتی برای حفظ نظم و امنیت عمومی بود که پیش نیازهای یک زندگی شهری سالم هستند. وظایف آن شامل مقابله با مزاحمت ها و اختلالات عمومی، جلوگیری از ورود افراد مسلح به بازارها و مساجد برای تضمین امنیت جمعی، و نظارت بر ایمنی راه ها و ساختمان ها بود. محتسب اختیار داشت که دستور تخریب سازه های ناامن را صادر کند و در بهبود زیرساخت های شهری مشارکت داشته باشد. اگرچه کمتر مستند شده، نظارت بر حمل و نقل شهری نیز در حیطه مسئولیت او قرار می گرفت که نشان دهنده نقش آن در تضمین جابه جایی ایمن است. کاربست این مدل چهاربعدی در بافت شهرهای عمده عصر صفوی، کارآمدی آن را در تلفیق حکمرانی متمرکز دولتی با نظارت محلی دقیق نشان می دهد. با این حال، این مطالعه تحول مهمی را نیز در دوره صفوی شناسایی می کند. انتقال تدریجی وظایف دینی و قضایی حِسبه به نهادهای دیگر (مانند شیخ الاسلام) و واگذاری وظایف سیاسی نظامی آن به مقاماتی مانند داروغه، به محدود شدن قابل توجه اختیارات آن انجامید. این روند در نهایت ویژگی کلیت گرای آن را تضعیف کرد و آن را عمدتاً به یک نهاد متمرکز بر بازار تقلیل داد و پیوند یکپارچه بین نظارت اجتماعی، بهداشت شهری و سلامت اخلاقی را که زمانی تجسم می بخشید، تضعیف کرد. نتیجه گیری این مطالعه نتیجه می گیرد که نهاد حِسبه نمایانگر یک سیستم پیشامدرن و پیچیده مدیریت یکپارچه سلامت شهری در ایران تاریخی اسلامی بود. چارچوب چهاربعدی و با دقت تعریف شده آن که حوزه های فیزیکی، اقتصادی، اخلاقی و امنیتی را در بر می گیرد، یک مکانیسم قوی و جامع برای تضمین پایداری شهری، عدالت، نظم و رفاه کلی شهروندان فراهم می کرد. یافته ها به طور بنیادی به شکاف مهمی در مطالعات تاریخی شهری پاسخ می دهد و با حرکت فراتر از تفسیرهای صرفاً الهیاتی یا اقتصادی، نقش محوری این نهاد در ساختاردهی فیزیکی و حکمرانی روزمره فضای شهری را روشن می سازد. مدل عملیاتی استخراج شده از منابع تاریخی نه تنها بینش دانشگاهی، بلکه درس های ارزشمند و عملی برای سیاست گذاری شهری معاصر ارائه می دهد. این مدل یک سابقه تاریخی برای طراحی نظام های نوین مدیریت و سلامت شهری ارائه می کند که با موفقیت انگیزه های اخلاقی یا معنوی، چارچوب های نهادی ساختاریافته، مشارکت اجتماعی فعال و مکانیسم های اجرایی مؤثر را یکپارچه می سازند. تجربه تاریخی حِسبه تأکید می کند که مدیریت موفق و تاب آور سلامت شهری ذاتاً کلیت گرا است و نیازمند درنظرگیری هم زمان و متوازن ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اداری و عملی است. این تحقیق، حِسبه را به عنوان یک الگوی پیشامدرن برای حکمرانی یکپارچه شهری بازتعریف می کند و چارچوبی برای بازخوانی شهرهای ایرانی اسلامی و الهام بخشی به راهبردهای آینده مدیریت پایدار شهری ارائه می دهد. 
۸۹۰.

بررسی تفاوت های جنسیتی در ادراک فضاهای دانشگاهی: از منظرتأثیر طراحی فرم و فضا، مصالح و تناسبات معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۳
این پژوهش به بررسی تفاوت های جنسیتی در ادراک فضاهای دانشگاهی از منظر طراحی فرم، فضا، مصالح و تناسبات معماری می پردازد. هدف کلی این تحقیق تحلیل تأثیر عوامل معماری بر ادراک دانشجویان زن و مرد از فضاهای دانشگاهی با تأکید بر امنیت، تعلق، کارایی،مصالح، تناسبات و تعاملات اجتماعی است.برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه ای با 23 سؤال بسته استفاده شد که به مقایسه ادراک جنسیتی دانشجویان در مقاطع تحصیلی مختلف و در دانشگاه های متفاوت می پرداخت. نمونه آماری شامل 150 نفر بود که پس از حذف پرسشنامه های ناقص، 100 پرسشنامه تحلیل گردید.تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که طراحی فرم و سازماندهی فضا تأثیر معناداری بر احساس امنیت و تعلق در میان زنان و مردان ندارد. همچنین، تفاوت معناداری در تعاملات اجتماعی دانشجویان در فضاهای دانشگاهی بر اساس جنسیت مشاهده نشد. با این حال، در زمینه تناسبات و مقیاس فضاها، نتایج حاکی از تفاوت های معنادار بین زنان و مردان بود. مردان به فضاهای بزرگ تر و بازتر علاقه بیشتری داشتند، در حالی که زنان فضاهای جمع وجور و متناسب را ترجیح می دادند. از سوی دیگر، در بخش مصالح و مواد، هیچ تفاوت معناداری بین ترجیحات دو جنس مشاهده نشد یافته های این تحقیق می تواند به معماران و طراحان در طراحی فضاهای دانشگاهی پاسخگو به نیازهای جنسیتی کمک کند و مدل هایی برای بهینه سازی طراحی بر اساس برابری جنسیتی ارائه دهد. این پژوهش بر اهمیت در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی در طراحی معماری تأکید دارد تا محیط هایی امن، دلپذیر و کارآمد برای همه دانشجویان فراهم شود.
۸۹۱.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش تعدیلگر رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی در سطح جغرافیای استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۷
در عصر رقابت شدید بانکداری، بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی عوامل کلیدی موفقیت محسوب می شوند. با این حال، رفتارهای مخرب سازمانی می توانند این رابطه را تضعیف کنند. از این رو تحقیق حاضر با هدف مدل یابی معادلات ساختاری نقش تعدیلگر رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی انجام شد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بانک های دولتی و خصوصی استان کرمان در سال 1402 بودند که از بین آنها 480 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد مدل نقش تعدیلگر رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی از برازش قابل قبولی برخوردار است. براساس نتایج تحقیق بین بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی رابطه معنی وجود دارد. رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بین بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی نقش تعدیلگر دارد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد برای بهبود کیفیت خدمات بانکی، بانک ها باید با تقویت فرهنگ سازمانی و کاهش رفتارهای مخرب سازمانی، شرایطی فراهم کنند که بازاریابی رابطه مند به شکلی اثربخش تر در ارتقای تجربه مشتریان به کار گرفته شود.
۸۹۲.

تحلیل تأثیر مؤلفه های تاب آوری اجتماعی در افزایش احساس امنیت در محلات بافت تاریخی، مطالعه موردی: محله درب نو شهر گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه و هدف: با افزایش جمعیت شهرنشین، مسئله ی امنیت شهروندان به یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری اجتماعی تبدیل شده است. بررسی های اولیه درباره ی امنیت شهروندی را می توان با رشد جرایم شهری از دهه ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ مرتبط دانست؛ دوره ای که با افزایش محسوس ناامنی در شهرها همراه بود. امنیت یکی از نیازهای بنیادین انسان است و کاهش آن موجب سلب آرامش روانی و اختلال در زندگی اجتماعی می شود. از دیدگاه مازلو، امنیت بلافاصله پس از نیازهای اولیه در سلسله مراتب نیازهای انسانی قرار دارد و پیش شرط شکل گیری توسعه و ثبات اجتماعی محسوب می شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. جامعه ی آماری شامل ۳۸۶۰ نفر از ساکنان محله ی درب نو است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۵۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد مؤلفه های تاب آوری اجتماعی شامل هنجارهای اجتماعی، تسهیلات اجتماعی و دانش و توانمندی اجتماعی، تأثیر مثبت و معناداری بر احساس امنیت شهروندان دارند. در میان این عوامل، مؤلفه ی «دانش و توانمندی اجتماعی» با ضریب مسیر 0.47 بیشترین اثر را بر احساس امنیت شهروندان داشته است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که احساس امنیت شهروندان تحت تأثیر ابعاد مختلف تاب آوری اجتماعی قرار دارد. بنابراین، برنامه ریزان شهری و مدیران محلی باید در راستای ارتقای امنیت اجتماعی، بر تقویت مؤلفه های تاب آوری اجتماعی و به ویژه افزایش آگاهی، مهارت و توانمندسازی شهروندان تمرکز ویژه ای داشته باشند
۸۹۳.

عوامل مؤثر بر امنیت غذایی خانوارهای کشاورزان در واحدهای بهره برداری کوچک مقیاس استان همدان با تأکید بر تأثیر تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۲
با توجه به روند رشد جمعیت در اکثر جوامع، از جمله ایران، تقاضا برای مواد غذایی در حال افزایش است. تأمین امنیت غذایی در چنین شرایطی مستلزم بهبود زنجیره تأمین غذا از مزرعه تا سفره است. در سال های اخیر، پدیده تغییرات اقلیمی، سامانه های تولید غذا را با چالش هایی مانند خشک سالی مواجه کرده است. یکی از راهکارهای سازگاری با این تغییرات، بهبود تاب آوری واحدهای بهره برداری کشاورزی است که می تواند به بهبود امنیت غذایی خانوارهای کشاورزی و سایر بخش های جامعه منجر شود. این مطالعه با هدف بررسی عوامل مؤثر بر امنیت غذایی خانوارهای کشاورزان در واحدهای بهره برداری کوچک مقیاس (زیر ۱۰ هکتار) استان همدان و با تأکید بر بررسی تأثیر تاب آوری انجام شد. جامعه آماری شامل ۳۰۰ خانوار کشاورز بود که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه و به روش نمونه گیری خوشه ای در دو مرحله انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های محقق ساخته جمع آوری و اعتبار ابزار تحقیق توسط اعضای هیئت علمی گروه مدیریت و توسعه کشاورزی دانشگاه تهران و تعدادی از متخصصان کشاورزی تأیید شد. پایایی ابزار نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی گردید. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SMART PLS3 و SPSSwin25 نشان داد که امنیت غذایی بیشترین تأثیر را از مشارکت اجتماعی، استفاده از فناوری های جدید و تاب آوری واحدهای بهره برداری پذیرفته است. بر این اساس، پیشنهاد می شود از روش های زراعی-اکولوژیکی مانند کشت مخلوط و مالچ پاشی برای افزایش تاب آوری و تقویت امنیت غذایی استفاده شود. همچنین، سازمان های مرتبط با تشویق به تشکیل گروه های همکاری و افزایش مشارکت اجتماعی، می توانند به بهبود توانمندی های اجتماعی و امنیت غذایی خانوارها کمک کنند.
۸۹۴.

تحلیل الگوی مکانی کیفیت زندگی شهری در شهر تبریز با استفاده از TOPSIS-DANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۲
ارزیابی کیفیت زندگی شهری برای برنامه ریزی شهرها امری حیاتی است، اما در تحلیل های جزئی فضایی درون شهری یک شکاف اطلاعات مکانی وجود دارد. به این منظور که همواره کیفیت زندگی را با ابعاد اجتماعی و اقتصادی معرفی شده است اما در این پژوهش به بررسی کیفیت زندگی بر مبنای شاخص های مکانی توجه شده است. این مطالعه این شکاف را برای شهر تبریز با ارزیابی الگوهای فضایی کیفیت زندگی در محلات مختلف از طریق ادغام نوآورانه تکنیک چندمعیاره تاپسیس-دانپ با تحلیل خودهمبستگی فضایی Moran's I ، مرتفع می سازد. بر این اساس، شاخصی ترکیبی با استفاده از 15 شاخص محیط ساخته شده، اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی نظیر فضای سبز، آموزش، بهداشت و کیفیت هوا ساخته شد. رتبه بندی و وزن دهی TOPSIS-DANP با لحاظ نظرات کارشناسان انجام گرفت که بر اساس آن، شاخص های سرانه تسهیلات و تجهیزات شهری (0851/0) و کاربری اراضی بهداشتی سرانه (0842/0) دارای بیشترین ارزش و فاصله از گسل (0426/0) و تراکم ساختمانی (0401/0) دارای کمترین وزن هستند. افزون بر این، با استفاده از آزمون Moran's I، خوشه بندی آماری معنادار نمرات کیفیت زندگی شناسایی شد که نشانگر وجود نابرابری های درون شهری قابل توجهی از نظر دسترسی به خدمات، زیرساخت ها و کیفیت محیط زیست بین محلات است. تحلیل های به دست آمده مناطق با امتیاز های بالایا پایین را مشخص کرده است و مداخلات سیاستی در جهت بهبود کیفیت زندگی را آشکار ساخته است. در نهایت، یافته های این مقاله نشان می دهد که رویکرد تحلیل فضایی یکپارچه، بینش جامعی از الگوهای کیفیت زندگی در سطح محلات تبریز ارائه می دهد. بر این مبنا، مناطق فاقد فضای سبز و محیط زیست سالم به عنوان مهمترین اولویت ارتقای استاندارد پایدار زندگی شهری شناسایی شدند.
۸۹۵.

بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران انجام شده است. نابرابری های شهری به عنوان یکی از چالش های اساسی توسعه پایدار، پیامدهایی چون کاهش رضایت عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش شکاف های فرهنگی را به همراه دارد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل شهروندان مناطق ۱ و ۲۰ شهر تهران بوده و نمونه گیری به صورت خوشه ای تصادفی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی آن با تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت خدمات شهری تأثیر معناداری بر رضایت شهروندان دارد و عوامل فردی مانند تحصیلات، وضعیت اشتغال، محل سکونت و میزان مشارکت اجتماعی در شکل گیری نابرابری های اجتماعی نقش دارند. همچنین، تفاوت معناداری میان مناطق مختلف شهر تهران از نظر سطح رضایت و دسترسی به خدمات مشاهده شد. پژوهش حاضر تأکید می کند که کاهش نابرابری های شهری نیازمند سیاست گذاری عدالت محور، توزیع متوازن منابع، و تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری شهری است.
۸۹۶.

از شوق تا چالش های پایدار: روایت زیسته معلم از آموزش در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری کهگیلویه و بویر احمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۹۷
مقدمه: در حالی که سیاست ها و برنامه های درسی در سطح کلان طراحی می شوند، اجرای آن ها در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری با موانع سیستمی و چالش های منحصربه فرد متعددی که اغلب در گفتمان آموزشی اصلی نادیده گرفته می شوند؛ همراه است. این چالش ها نه تنها بر نتایج آموزشی، بلکه بر زندگی حرفه ای و شخصی معلمانی که به عنوان عاملان تغییر هستند، تأثیر گذار است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، کاوش عمیق در چالش های آموزش و پرورش در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری استان کهگیلویه و بویراحمد از طریق روایت زیسته یک معلم است. با تکیه بر این تجربه دست اول، این گزارش به دنبال ارائه درکی جامع و چندبعدی از موانع پیش رو و همچنین فرصت های پنهان در این محیط های آموزشی است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش روایت پژوهی انجام شده است؛ این رویکرد برای ثبت و تحلیل داستان های زندگی افراد و درک عمیق از پدیده های انسانی بسیار مناسب است. داده ها از طریق تأملات و خاطرات شخصی یک معلم که طی سال های تحصیلی 1395-1394 تا ۱۴۰۴-۱۴۰۳ هجری شمسی در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری کهگیلویه و بویراحمد مشغول به تدریس بود، گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت؛ این فرآیند شامل چندین مرحله کلیدی بود: ابتدا، داده ها به دقت واکاوی شدند تا یک آشنایی عمیق با محتوا حاصل شود؛ سپس، کدهای اولیه برای بخش های معنادار متن تولید شدند. در مرحله بعد، این کدها برای شناسایی الگوهای گسترده تر (مضامین) دسته بندی شدند. در نهایت، مضامین اصلی تعریف و نام گذاری شدند تا به طور منسجم، یافته های پژوهش ارائه شوند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: در قلمرو کوچ نشینان، استان کهگیلویه و بویراحمد مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها و بحث: یافته های پژوهش در قالب سه مضمون اصلی شامل "چالش های شخصی و حرفه ای معلم"، "موانع ساختاری و زیرساختی" و "موانع فرهنگی و اجتماعی" دسته بندی شده و جزئیات پیامدهای هر یک تشریح شده است. نتایج نشان می دهد که چالش ها به صورت سیستمی و درهم تنیده عمل می کنند و رفع آن ها نیازمند رویکردی چندوجهی است که از بهبود زیرساخت ها فراتر می رود. در نهایت، بر اساس این تحلیل، راهکارهایی برای سیاست گذاران، متولیان تربیت معلم و خود معلمان ارائه شده است. نتایج: این مطالعه بر نقش محوری معلم به عنوان واسطه فرهنگی و اجتماعی تأکید می کند و ضرورت حمایت های همه جانبه برای ارتقاء کیفیت آموزش در مناطق محروم را برجسته می سازد.
۸۹۷.

عوامل مؤثر بر جلوگیری از ورشکستگی مبتنی بر خط مشی های گردشگری در کسب و کارهای فعال صنعت گردشگری کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۸۰
گردشگری ایران در سایه بحران هایی مانند کرونا و عواملی مانند تحریم و مباحث مرتبط با حجاب اجباری در آستانه ورشکستگی است و برون رفت از این وضعیت نیازمند خط مشی هایی روشن، کاربردی و دارای ضمانت اجرایی است. با وجود این، در مطالعات پیشین کمتر به ارائه الگویی پیرامون خط مشی های گردشگری برای جلوگیری از این وضعیت پرداخته شده است. این پژوهش با هدف شناخت عوامل مؤثر بر جلوگیری از ورشکستگی مبتنی بر خط مشی های گردشگری در کسب وکارهای فعال صنعت گردشگری[1] کشور انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی توسعه ای و براساس چگونگی گردآوری داده ها پیمایشی مقطعی است. داده های لازم برای پژوهش با روش های اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی (مصاحبه و پرسش نامه) گردآوری شده است. گردآوری داده ها به صورت پیمایشی مقطعی در تیرماه 1402 آغاز شد و در بازه زمانی یک ساله به پایان رسید. از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی برای نیل به هدف پژوهش استفاده شده است. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی دربردارنده استادان مدیریت گردشگری و مدیریت دولتی و مدیران و معاونان وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوده است. برای نمونه گیری از روش هدفمند استفاده شد و پس از دوازده مصاحبه اشباع نظری به دست آمد. جامعه آماری بخش کمّی دربردارنده کارشناسان و مدیران وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوده است. حجم نمونه با قاعده تحلیل توان کوهن (1992) و نرم افزار جی پاور (G*Power) 140 نفر برآورد شد و نمونه گیری با روش تصادفی ساده انجام شد. برای تحلیل داده ها در فاز کیفی از روش تحلیل مضمون با نرم افزار مکس کیودی ای و در فاز کمّی از روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شد. یافته ها نشان می دهد که عوامل اقتصادی، قانونی، توان طبیعی و زیرساخت های گردشگری در فرهنگ گردشگری میزبان و سیاست گذاری گردشگری تأثیر می گذارند. درنهایت، تصویر کسب وکارهای گردشگری، آگاهی از کسب وکارهای منطقه و هویت برند گردشگری موجب توسعه کسب وکارهای گردشگری می شوند. در میان عوامل، تصویر کسب وکارهای گردشگری بیشترین تأثیرگذاری را داشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت خط مشی های گردشگری می تواند در برون رفت از وضعیت موجود و جلوگیری از ورشکستگی فعالان حوزه گردشگری نقش آفرین باشد. این پژوهش از منظر موضوعی نوآورانه است، زیرا الگوی جلوگیری از ورشکستگی در مداخل علمی داخلی مورد عنایت پژوهشگران قرار نگرفته است. به علاوه، رویکرد آمیخته اکتشافی برای طراحی و اعتبارسنجی مدل می تواند به جنبه نوآورانه این پژوهش کمک کند.
۸۹۸.

طراحی مدل خلاقیت راهنمایان گردشگری ایران بر مبنای روش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۶
از مهم ترین اجزا در بخش عرضه گردشگری، راهنمایان گردشگری به عنوان واسطه بین مقصد و تجربه گردشگران هستند؛ ازاین رو، ارتقا و توانمندسازی این افراد از اهمیت ویژه ای برخوردار است، تا بتوانند پل اتصال محکمی بین مقصد و گردشگران باشند و تجارب به یادماندنی ایجاد کنند. پرورش خلاقیت در راهنمایان گردشگری از موارد مهم در خلق تجارب موفق به شمار می آید. در این پژوهش، الگوی راهنمایان خلاق گردشگری ایران با استفاده از روش کیفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و کدگذاری باز مصاحبه ها و تحلیل محتوا با نرم افزار مکس کیو دی ای ارائه شده است. پس از مرور ادبیات و استخراج مؤلفه ها و شاخص های خلاقیت، پژوهشگر با خبرگان پژوهش که شامل راهنمایان گردشگری بوده اند و هدفمند انتخاب شده اند مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام داده و مؤلفه ها و شاخص های خلاقیت راهنمایان گردشگری ایران را با استفاده از کدگذاری باز در نرم افزار مکس کیودی ای استخراخ کرده است. یافته ها دربردارنده مؤلفه های انگیزش (مهارت انعطاف پذیری، مسئولیت پذیری، سازمان دهی و قابلیت مقاومت نکردن در برابر ایده جدید)، هوش هیجانی (مهارت برقراری ارتباط مؤثر، قابلیت شناخت تیپ ذهنی مسافر و هوش درون فردی)، قابلیت مدیریت بحران (مهارت پیش بینی و پیشگیری)، ویژگی های شخصیتی (مهارت ارتباط دوستانه با رعایت حریم ها، ظرفیت زیاد مهمان پذیری، پویایی)، هوش فرهنگی (مهارت جزئی نگری، قابلیت هوش انگیزشی و هوش رفتاری)، مهارت شناختی (آموزش پذیری، قابلیت استفاده از روش بازی ها، مهارت مدیریت زمان و...) و تفکر خلاق (قابلیت استفاده از فنّاوری و مهارت حل مسئله) است. بر مبنای یافته ها، برنامه ریزان و دست اندرکاران حوزه گردشگری می توانند از مؤلفه ها و شاخص های استخراج شده از این پژوهش به منظور توانمندسازی راهنمایان گردشگری و ارتقای سطح گردشگری و درنهایت افزایش رضایت گردشگران بهره ببرند.
۸۹۹.

پیامدسنجی جامع ابرپروژه بزرگراه های شهری؛ مطالعه بزرگراه های امام علی(ع) و صیاد شیرازی در محدوده منطقه 7 کلان شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۷
ﺗﺴﻠﻂ دﯾﺪﮔﺎه ﺧﻮدروﻣﺪار در ﻧﻈﺎم ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی ﺷﻬﺮی و حمل و نقلی ﮐﻼنﺷﻬﺮﻫﺎی ﮐﺸﻮر ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺗﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺗﻌﺮﯾﺾﻫﺎی ﻏﯿﺮﺿﺮوری، اﯾﺠﺎد ابرپروژه های ﺑﺰرﮔﺮاهی، اﺣﺪاث ﺗﻮﻧﻞﻫﺎ، دو یا چندﻃﺒﻘﻪ ﮐﺮدن ﺑﺰرﮔﺮاهﻫﺎ، اﺣﺪاث ﭘﺎرﮐﯿﻨﮓ های بزرگ مقیاس و گاهی نیز نامتجانس با بافت در ﻣﺮاﮐﺰ و پهنه های ﺷﻬﺮی اﺟﺮا ﺷﻮد ﮐﻪ پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم بسیاری در ﺳﻄﺢ ﮐﻞ ﺷﻬﺮ و ﺑﻪوﯾﮋه در ﻣﺤﻼت ﻣﺠﺎور آنﻫﺎ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. با طرح رویکردهای توسعه پایدار، افزایش قابل توجه حساسیت های اجتماعی-فرهنگی و محیطی و افزوده شدن معیارهای غیراقتصادی و غیرکالبدی به تحلیل های هزینه-فایده ی اقتصادی در تصمیم گیری های شهری، رویکرد جامع پیامدسنجی و ارزیابی آثار به مثابه ابزاری موثر در راستای تحقق پایداری شهری مطرح شده است. پیامدسنجی جامع مستلزم طراحی مدل و تعریف معیارها و شاخص های عملیاتی سنجش وضعیت است. این معیارها، با تاکیدی که این پژوهش بر جامعیت در ارزیابی دارد، در ابعاد مختلفی اعم از اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، کالبدی-ترافیکی، حقوقی و نهادی، سلامت و بهداشت، امنیت، محیط زیستی و سیاستی تعریف می شوند؛ بزرگراه های امام علی (ع) و صیاد شیرازی، از عناصر اصلی پیونددهنده مناطق شمالی با مرکزی و جنوبی شهر در ساختار شبکه ای شهر تهران به شمار می آیند. پیامد اﺣﺪاث اﯾﻦ ابرپروژه ها، بدلیل در معرض قرار دادن محلات و پهنه های مختلف سنتی و البته متراکم و نفوذناپذیر با ویژگی های متفاوت از ﻟﺤﺎظ ﻣﻘﯿﺎس، ﺣﺠﻢ و ﮔﺴﺘﺮه ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻪ و ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﭘﮋوﻫشی یکپارچه اﺳﺖ. ازاﯾﻦرو، اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ در چهارچوب روش شناسی ارزیابی جامع نگر و یکپارچه و با اختیار روش پژوهش شبه تجربی مبتنی بر داده های آماری و فضایی مربوط به پیش و پس از مداخله بزرگراهی در محلات مداخله و کنترل، به شناسایی پیامدهای اﯾﻦ گذر ها ﺑﺮ محلات پیرامونی، با تاکید بر محدوده منطقه 7 شهر تهران، می پردازد. در نهایت پس از اعتبارسنجی نتایج به واسطه پیمایش های اجتماعی و بازدیدهای میدانی و تحلیل سیستمی آن به واسطه روش DPSIR راهکارهایی در ﺟﻬﺖ ﺗﻌﺪﯾﻞ ﯾﺎ ﺟﺒﺮان پیامدهای ﻣﻨﻔﯽ و تقویت پیامدهای مثبت آن ﺑﺮ ﺷﻬﺮ ارائه می دهد. به عنوان نتابج پژوهشی مسائل راهبردی بروز یافته در پهنه های پیرابزرگراهی عبارتند از گسستگی و چندپارگی کالبدی و کاهش دسترس پذیری بین محله ای به ویژه در محدوده بزرگراه صیاد شیرازی .
۹۰۰.

تحلیل عوامل مؤثر بر مدارای اجتماعی در شهرهای کوچک، میانی و کلانشهری، موردمطالعه: جوانان سه شهر خواف، سبزوار و مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه : قرارگرفتن افراد و گروه های مختلف با اندیشه ها و رفتارهای متفاوت و در کنار هم و لزوم احترام به حقوق همدیگر و همزیستی مسالمت آمیز و همچنین برای تداوم ارتباط بدون تنش و مسالمت آمیز میان افراد و جوامع محلی و جهانی شناخت مدارای اجتماعی دارای اهمیت بسیاری تلقی می شود. در پی چنین اهمیتی، پژوهش حاضر برآن است تا وضعیت مدارای اجتماعی جوانان را در سه شهر متفاوت به لحاظ جمعیتی، جغرافیایی و فرهنگی مورد سنجش قرار دهد. داده و روش : این پژوهش از نوع پیمایشی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی با هدف کابردی تنظیم و اطلاعات به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته به دست آمده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه جوانان 18-35 ساله سه شهر خواف، سبزوار و مشهد در خراسان رضوی بوده و حجم نمونه 1135 پرسش نامه بوده که در  سه شهر موردنظر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای توزیع و تکمیل شده است. برای تحلیل از ضرایب همبستگی، تحلیل رگرسیون، تحلیل واریانس استفاده شده است. به همین منظور، در این پژوهش سعی شده شاخص هایی همچون سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای و متغیرهای جمعیتی مورد بررسی قرار گیرد. برای سنجش هر یک از متغیّرها در پرسش نامه، از طیف لیکرت پنج سطحی استفاده شده است. یافته ها : نشان دهنده آن است بین میزان درآمد سرپرست خانوار فرد و میزان مدارای اجتماعی رابطه وجود دارد. تفاوت معناداری بین وضعیت شغلی و میزان مدارای اجتماعی وجود دارد. با توجه به ضرایب Beta بیشترین تأثیر مربوط به مصرف رسانه ای، در اولویت دوم، تحصیلات و در اولویت های بعدی به ترتیب سرمایه فرهنگی، سرمایه فرهنگی نهادی، سرمایه فرهنگی ذهنی می باشند. نتیجه گیری : نتایج نشان می دهد که میزان مدارای اجتماعی افراد مورد مطالعه، با افزایش جمعیت شهرها رابطه مستقیم دارد. با بالا رفتن درآمد خانوار، میزان مدارای اجتماعی، افراد افزایش می یابد. مصرف رسانه ای باعث افزایش مدارای اجتماعی می شوند. ابعاد سرمایه فرهنگی با میزان مدارای اجتماعی رابطه مستقیم دارند. دست یابی به توسعه پایدار با کار جمعی امکان پذیر است و لازمه کار جمعی تحقق مدارای اجتماعی در بین جامعه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان