فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۱٬۰۸۲ مورد.
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
77 - 92
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در ورزش، فرصت های بی شماری نهفته است و بهره برداری از این فرصت ها، مستلزم وجود افراد خلاق و نوآور و برخورداری از زیرساخت و زمینه مناسب برای بروز و ظهور فعالیت های کارآفرینانه می باشد. از جمله دانش های کاربردی که اخیراً در حوزه علوم ورزشی مطرح شده و قابلیت های آن به عنوان یکی از شاخه های علوم ورزشی مورد توجه پژوهشگران و سیاست گذاران قرار گرفته، کارآفرینی ورزشی است. کارآفرینی ورزشی در سالیان اخیر از رشد سریعی برخوردار بوده و شامل استفاده از دانش فنی، دانش مدیریت کسب وکار، نوآوری، خلاقیت و ریسک پذیری برای ارائه محصولات و خدمات جدید در حوزه ورزش می باشد. ارائه محصولات و خدمات جدید، فرآیندهای جدید، ساختارها و رویکردهای جدید اداری و توسعه کسب وکارهای جدید، از جمله بارزترین نوآوری های قابل طرح در حوزه ورزش است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و راهکارهای توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان به انجام رسید.
روش شناسی: این پژوهش با استفاده از پارادایم کیفی و با رویکردی اکتشافی انجام شده و مشارکت کنندگان آن شامل صاحب نظران حوزه کارآفرینی ورزشی، برنامه ریزان و مدیران دستگاه های فعال در سازمان های ورزشی و صاحبان کسب وکارهای شناخته شده به عنوان کارآفرین ورزشی در استان سمنان بودند. نمونه گیری از آن ها به روش هدفمند انجام شد. برای گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق با 15 نفر از خبرگان و صاحب نظران صورت گرفت و مصاحبه با آن ها تا جایی ادامه پیدا کرد که اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل داده ها از دو روش در فرآیند تحقیق استفاده شد. در گام اول، مبانی نظری و پیشینه پژوهش به طور عمیق بررسی شد. بدین منظور از روش مرور متون استفاده گردید و مؤلفه ها و متغیرهای مرتبط با توسعه کارآفرینی ورزشی در متون علمی شناسایی شدند و گام دوم، با هدف شناسایی مؤلفه ها و متغیرهای حاصل از مصاحبه با خبرگان و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و از طریق فرآیند کدگذاری طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، انجام گرفت. تأمین روایی و پایایی یافته ها نیز از طریق تکنیک کنترل اعضا، مثلث سازی و خودبازبینی محقق در طی فرآیند جمع آوری و تحلیل داده ها، حاصل شد.
یافته ها: در مرحله کدگذاری باز، تعداد 424 کد شناسایی شد. سپس در فرآیند کدگذاری محوری، با بررسی دقیق تر کدهای شناسایی شده، کدها تجمیع و دسته بندی شدند و 44 کد محوری به دست آمد. پس از دسته بندی، تجمیع و تقلیل کدها، در نهایت 10 مورد به عنوان مهم ترین موانع توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان شناسایی و مدلی سه بُعدی که شامل ابعاد فردی-رفتاری، ساختاری-مدیریتی و محیطی-زمینه ای است، طراحی شد. موانع اصلی توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان را می توان در حوزه های ده گانه شامل فقدان توانایی های کارآفرینانه فردی، نبود برنامه برای توسعه و توانمندسازی افراد، فقدان مهارت های تخصصی کارآفرینانه، فقدان بازاریابی و توسعه محصول، کمبود تعامل و روابط برون سازمانی، ضعف فناوری و انتقال تکنولوژی، فقدان فرهنگ کارآفرینی، نقصان در سیاست گذاری، شرایط نامناسب محیط کسب و کار و کمبود حمایت مالی و تقویت زیرساخت ها برشمرد.
نتیجه گیری/ دستاوردها: نتیجه این پژوهش، طراحی مدلی سه بعدی از موانع توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان بود. در سطح موانع فردی-رفتاری، برای توسعه کارآفرینی ورزشی می توان پیشنهادهایی از جمله آموزش و توسعه نیروی انسانی توانمند، بهبود کیفیت منابع انسانی، ایجاد نگرش های کارآفرینانه، مشاوره تخصصی برای تشخیص و بهره برداری از فرصت های کارآفرینانه و ارتقاء ویژگی های کارآفرینانه اشاره نمود.
The Question of Inclusion in Cultural Events: Detty December and Managing Accessibility for Persons with Disabilities in Nigeria’s Festive Season(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
December is a period of fun and excitement so that many people look forward to it. However, are these excitements and fun inclusive of every member of society? This study investigates the inclusivity of Detty December festivities for people with disabilities in Nigeria, focusing on the practical and legislative aspects of accessibility. Despite the existence of protective legislation like the Discrimination against Persons with Disabilities (Prohibition) Act (DAPWDA), the experiences of people with disabilities during these celebrations remain largely unexamined. Through a survey of 42 participants with various disabilities, we explore the barriers to participation, the adequacy of current accessibility measures, and the implementation of inclusive practices during Detty December events. Findings reveal a significant gap between legal mandates and actual practice, with many respondents experiencing mediocre to terrible event experiences due to physical inaccessibility, lack of informational accommodations, and insufficient staff training in disability assistance. The study highlights the need for strategic improvements in venue selection, event planning, and staff education to ensure compliance with the law and that Detty December is a celebration accessible to all. Recommendations include improved signage, pre-event distribution of materials in multiple formats, mandatory disability awareness training for staff, and personalised service adjustments to meet individual needs. This study calls for a proactive approach in event management to ensure an inclusive festive environment where everyone can partake in the cultural celebration without barriers.
تبیین جامعه شناختی مدل اسلامی توسعه اقتصادی در صدر اسلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
80 - 93
حوزههای تخصصی:
اقتصاد و تحول در این حوزه از ضروریات زندگی بشر در طول تاریخ بوده و تامین مایحتاج و ایجاد رفاه به عنوان دغدغه اصلی مطرح و هر یک از ادیان و مکاتب در قلمرو خود همواره وعده برآورده کردن بهتر و بیشتر نیازمندیهای بشر را دادهاند. در این میان اسلام به عنوان دینی آسمانی برنامه خود در این حوزه را در قالب مدل اقتصادی، چهارده قرن پیش ارائه نمود که هدف این پژوهش مطالعه و تبیین مدل اسلامی توسعه اقتصادی در صدر اسلام است که چه تغییراتی بوجود آورده بود که در راستای نظریههای ماکس وبر پیرامون نقش و کارکرد دین در توسعه اقتصادی و دیدگاه متفکران مسلمان در مورد کارکرد و تاثیر برنامه اسلام در تغییر و توسعه زندگی بشر با بهرهگیری از روش تحقیق تحلیل محتوا و تحلیل اسنادی-تاریخی انجام شده است جامعه آماری این پژوهش آیات قرآن و احادیث نبوی و وقایع و رویدادهای صدر اسلام میباشد. نتایج پژوهش نشان میدهد که 10 درصد آیات و 15 درصد احادیث، مرتبط با مفهوم توسعه اقتصادی با محوریت مولفههای تغییر در نگرش نسبت به کسب و کار و معاملات و اهمیت زکات و صدقات و موضوع ارث و مسئولیتهای مالی هریک از افراد جامعه است.
A Conceptual Model for Leveraging News Media in Cultural Diplomacy for Tourism Branding(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article presents a systematic conceptual model to elucidate the role of cultural diplomacy and news media in the development and branding of cultural tourism destinations. The proposed model is built on four key components: cultural diplomacy as a strategic foundation, news media as an interactive medium, message framing, and cultural tourism destination branding. Using a documentary research method, the article extracts and explains the model’s key components and relationships, emphasizing its unique contribution by treating news media as an independent and equal partner to cultural diplomacy. This approach highlights the active role of media and the critical importance of message framing as a connecting mechanism between cultural policy and brand image. Ultimately, the process leads to the creation and reinforcement of a cultural tourism destination brand, which can enhance a destination’s international standing and foster sustainable cultural tourism development. The model provides a scientific and practical framework for policymakers and tourism stakeholders, addressing the existing gap in presenting integrated conceptual models that systematically incorporate the role of news media in this context.
مدلی برای بازی وارسازی اجتماعی در توسعه کسب و کارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: گیمیفیکیشن اجتماعی به طور گسترده در صنایع مختلف برای افزایش تعامل کاربران استفاده شده است و قوانین تعامل را در مدیریت کسب و کار تغییر می دهد. طراحی گیمیفیکیشن اجتماعی می تواند تا حدودی به شکل دادن به رفتار کاربر کمک کند و سطح عملکرد کسب و کارها را افزایش دهد. با توجه به نقش و تاثیر گیمیفیکیشن در سرعت بخشیدن به توسعه کسب و کارها اهمیت این موضوع برجسته می شود. روش شناسی: . این پژوهش با هدف ارائه الگویی برای نقش گیمیفیکیشن اجتماعی در توسعه کسب و کارها به شیوه ی توصیفی، از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند با روش داده بنیاد پرداخته است. جامعه ی آماری شامل خبرگان و صاحبنظران و متخصصان در زمینه های گیمیفیکیشن، کسب وکارهای آنلاین، کارشناسان علم اطلاعات و فناوری و رسانه های اجتماعی هستند که از بین آنها ۱2نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در این مطالعه مشارکت کردند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. یافته ها:شرایط علی شامل(تسهیل یادگیری و آموزش، تقویت تعامل اجتماعی، ارتقای انگیزه مشارکت، بهبود تجربه کاری و رقابت)، شرایط زمینه ای شامل (مشارکت و مسئولیت اجتماعی، آموزش و توسعه منابع انسانی، بازاریابی و تبلیغات بازی گونه) شرایط مداخله گر (فقدان درک صحیح کاربران از گیمیفیکیشن، عدم تناسب گیمیفیکیشن با اهداف کسب وکار، طراحی نادرست گیمیفیکیشن)، راهبردها (خلاقیت و نوآوری، توسعه و بهبود مستمر فرایندها، شبیه سازی و ایفای نقش)، پیامدها شامل (تحلیل و بازخورد بهتر، ساده سازی مسائل پیچیده، بهبود عملکرد تجاری، هم افزایی و رشد کسب و کار با بازی وارسازی، همگرایی فروش و درآمد) دسته بندی شدند.
افزایش قصد خرید در فروشگاه های خرده فروشی زنجیره ای با استفاده از استراتژی کانال های یکپارچه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
145 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر حاضر پیشرفت سریع تکنولوژی به افزایش انواع کانال های دسترسی به مشتریان منجر شده و به دنبال آن ظهور خرده فروشی های آنلاین موفقی همچون آمازون در مقیاس جهانی و دیجی کالا را در سطح داخلی شاهد بوده ایم. از طرفی خرده فروشان سنتی نیز اقدام به راه اندازی فروشگاه اینترنتی و اپلیکیشن تلفن همراه کرده اند؛ بنابراین، باوجود کانال های توزیع در فروشگاه، رفتارهای مختلف در هر کانال باعث سردرگمی و نارضایتی مشتریان خواهد شد؛ بنابراین، اخیراً رویکرد کانال های یکپارچه رواج یافته است. در این مفهوم به جای تمرکز بر کانال، تمرکز بر ایجاد تجربه ای یکنواخت از ارتباط با برند است. هدف اصلی این پژوهش یافتن راهکارهایی برای ارائه به مدیران فروشگاه های خرده فروشی زنجیره ای برای جذب مشتریان بیشتر، ازطریق مدیریت یکپارچه کانال های توزیع است. روش: پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش از نوع پژوهش های توصیفی - پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری شامل آن دسته از مشتریان فروشگاه رفاه است که با تمامی کانال های توزیع فروشگاه مزبور تعامل دارند. به دلیل نامشخص بودن تعداد دقیق این افراد، نمونه آماری پژوهش براساس فرمول حجم نمونه کوکران، ۳۸۴ نفر محاسبه شد. از پرسش نامه به عنوان ابزار جمع آوری داده های میدانی استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. تمامی تحلیل های آماری آزمون های ذکرشده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS Smart صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کیفیت ادغام کانال با میانجیگری روان بودن ادراک شده بر قصد خرید از کانال های یکپارچه در فروشگاه های زنجیره ای تأثیر دارد. همچنین تجربه مشتری با میانجیگری ویژگی های نوآوری ادراک شده بر قصد خرید از کانال های یکپارچه در فروشگاه های زنجیره ای تأثیر دارد. نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، از میان متغیرهای اثرگذار بر ایجاد قصد خرید از کانال های یکپارچه، روان بودن ادراک شده بیشترین تأثیر را دارد و سازگاری ادراک شده در رتبه بعدی قرار می گیرد؛ درنهایت متغیر ریسک ادراک شده رابطه منفی با قصد خرید دارد. همچنین کیفیت ادغام کانال بر روی روان بودن ادراک شده تأثیر دارد؛ به علاوه، از میان متغیرهای تجربه مشتری، پیوستگی و ادغام رابطه مستقیم با ویژگی های نوآوری ادراک شده دارند و وجود رابطه میان ثبات با ویژگی های نوآوری ادراک شده و همچنین ثبات، انعطاف پذیری و شخصی سازی با ریسک ادراک شده در این پژوهش تأیید نشد.
ارزیابی مناسبت ضرب سکه های مسی سلطانیه مورخ ۷۱۳ ق در دوره اولجایتو با تأسیس شهر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
103 - 120
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی دو نمونه منحصربه فرد از سکه های مسی ضرب شده در سلطانیه به سال ۷۱۳ ﮬ.ق در دوره اولجایتو می پردازد؛ سکه هایی که از نظر شکل، ترکیب نمادها، و عبارت ها، تفاوت چشمگیری با سایر مسکوکات ایلخانی دارند. ویژگی هایی چون درج سال به صورت عددی، فقدان شعارهای مذهبی و تلفیق نمادهای چینی و نجومی (عقرب)، این احتمال را مطرح کرده اند که ضرب این سکه ها به مناسبت تأسیس سلطانیه، پایتخت جدید ایلخانان، انجام شده است. روش تحقیق، ترکیبی از مطالعات میدانی و کتابخانه ای با تحلیل تطبیقی داده های سکه شناسی و متون تاریخی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عناصر نمادین و نوآوری های این سکه ها با تحولات سیاسی و شهرسازی سلطانیه در دوره اولجایتو هم راستا بوده و احتمال ضرب مناسبتی آنها را تقویت می کند. هرچند نبود اسناد مکتوب همزمان، قطعیت این فرضیه را با محدودیت روبه رو کرده است، اما همگرایی شواهد بصری، متنی و تطبیقی، زمینه قابل قبولی برای تأیید نقش این سکه ها به عنوان رسانه ای در فرایند مشروعیت بخشی و هویت سازی شهر سلطانیه فراهم می آورد.
شناسایی و تحلیل ترجیحات مصرف کنندگان با ویژگی غالب نسل زِد و نسل وای در خصوص خدمات و محصولات صنعت پوشاک با تأکید بر تفاوت های بین نسلی با رویکرد FCM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث تفاوت های بین نسلی یکی از مصداق های عبور جامعه از شکل سنتی به شکل مدرن است. تحلیل نسل ها می تواند برای درک دیدگاه ها، رفتار و ترجیحات مصرف کنندگان سودمند باشد. از آنجایی که تولیدکنندگان با مصرف کنندگان فراوانی که تمایلات و علایق مختلفی دارند، مواجه اند و با توجه به اینکه این گوناگونی علاقه در میان مصرف کنندگان در زمینه خرید و مصرف بروز می یابد، شناسایی و تحلیل ترجیحات مصرف کنندگان با ویژگی غالب نسل زِد و نسل وای درباره خدمات و محصولات صنعت پوشاک با تأکید بر تفاوت های بین نسلی با رویکرد FCM انجام پذیرفت. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، اکتشافی-متوالی است. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگانِ مدیران فروش و بازاریابی در صنعت پوشاک و استادان دانشگاه در رشته مدیریت بازرگانی است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) و برپایه اصل اشباع نظری 30 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمّی پرسشنامه است. در این مطالعه برای سنجش روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از روش محتوایی، روایی نظری و پایایی درون کدگذار، میان گذار استفاده شد. همچنین، روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها در بخش کمّی با استفاده از روش روایی اعتبار محتوا و پایایی بازآزمون سنجیده شد. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا و روش کدگذاری و در بخش کمّی از روش نقشه شناخت فازی بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهم ترین ترجیحات مصرف کنندگان نسل زِد تمایل به ایجاد اثر هم خلقی، اعتماد به تبلیغات توصیه ای الکترونیک، تأثیرپذیری از تستیمونیال و لایوکاری، به شدت حساس به قیمت، جست وجوی محصول از کانال های مختلف و مهم ترین ترجیحات مصرف کنندگان نسل وای دنبال کردن مشهورترین برندها، حساسیت به سندروم خشم پیاده رو، تأثیرپذیری بیشتر از کانال های تبلیغی سنتی، تأکید بر پرسه زنی در فروشگاه های فیزیکی است. شناخت ترجیحات و روحیه های مصرف کنندگان به کسب وکارها کمک می کند که تنوع گروهی مصرف کنندگان شناسایی و توازن لازم بین نسل های گوناگون برقرار شود. همچنین، کسب و کارها می توانند با عرضه خدمات با کیفیت ترجیح و علاقه مصرف کنندگان را برانگیزنند و وفاداری آنها به برندشان را افزایش دهند.
رویکرد علم سنجی به مطالعات بانکداری اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
93-111
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی مطالعه تحلیلی بانکداری اسلامی از سال 1985 تا 2024 و ارائه تصویری جامع از تولیدات علمی و ترسیم نقشه هم رخدادی واژگان این حوزه بر اساس مقالات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس است. روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی علم سنجی است که با استفاده از شاخص های انسانی و تحلیل شبکه انجام شده است با مراجعه به پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس و جستجو در حوزه بانکداری اسلامی تعداد 13783 منبع شناسایی شد و در نهایت تعداد 1157 منبع مورد تحلیل قرار گرفت ، داده ها از ۱۹85 تا ۲۰۲4 و از نرم افزار VOSwiver استفاده شد. یافته ها: نشان می دهند که از سال 2015 به بعد تولیدات علمی این حوزه دوران رشد خود را آغاز کرده و در سال 2021 به حداکثر تعداد مقالات رسیده است. در واقع این روند رشد در سال های 2018تا 2022 به حداکثر رسیده است همچنین پرکارترین محقق به حسن محمد کبیر ( 18 مقاله)، حسن روسنی بت با 11 مقاله تعلق گرفت. همچنین در حوزه بانکداری اسلامی هستند که بیشترین تمرکز موتور بر روی موضوعات مالی اسلامی، سودآوری اسلامی، بانکداری و مالی اسلامی، رشد اقتصادی، توسعه پایدار، اثرات اقتصادی و اجتماعی، حاکمیت شرکتی سوق پیداکرده است. رویکرد مطالعات بانکداری اسلامی و توجه به نقشه و خروج جستجو به فرد جزو را که در جلسه جستجو اتفاق می افتد متمرکزشده است. نتیجه گیری: بررسی محتوای منابع اطلاعاتی تولیدشده در حوزه بانکداری اسلامی می تواند به شناسایی روند تولیدات علمی و تغییر پارادایم مطالعات در این حوزه کمک کند و نقشه راهی برای تولیدات بعدی در این حوزه باشد .
Analyzing Van Life as a Child-Centered Tourism Model in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigates the developmental outcomes of Van Life as an emerging form of child-centered tourism in Iran. Van Life, defined as short-term, vehicle-based travel involving family participation and nature immersion, offers educational and emotional benefits for children. Despite its growing global appeal, this model remains largely unexamined in the Iranian context. Using a qualitative, exploratory-descriptive design, the study collected data from 15 families and 25 children aged 6–12 years who had engaged in Van Life-style travel. Data were gathered through semi-structured interviews, participant observation, and children’s drawings and were analyzed thematically. The findings indicate that Van Life positively contributes to children’s development in four domains: emotional (increased self-confidence and emotional regulation), cognitive (hands-on problem-solving and nature-based learning), social (strengthened family bonds and cultural openness), and environmental (awareness of sustainability and responsible behavior). Nonetheless, key barriers were identified, including inadequate infrastructure, cultural conservatism, and limited parental preparedness to support experiential learning during the travel. The study concludes that Van Life holds potential as a sustainable, inclusive, and educational tourism model for families in Iran. To address these limitations, this study recommends promoting environmental education, expanding support services, and designing policies that recognize the developmental value of child-centered tourism experiences.
مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشد. در این مقاله بدنبال شناسایی پیکره و بدنه دانشی این حوزه و پیشنهاد زمینه های پژوهشی در بهره گیری از راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشم. پرسش اصلی که مقاله به آن می پردازد این است که وضعیت فعلی بدنه دانشی در این حوزه و مطالعات مرتبط با آن چگونه است و برای توسعه بدنه دانشی در حوزه دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال چه پیشنهادهای پژوهشی می تواند مطرح شود؟ فلسفه این پژوهش از گونه تفسیری و در راستای توسعه راهبرد دوسوتوانی در بستر و زمینه صنایع و شرکت ها با مضمون توسعه اقتصاد دیجیتال است. رویکرد پژوهش، استقرایی، از نوع کیفی و روی مقالات پژوهشی پایگاه داده وب آف ساینس است و از استراتژی مرور نظام مند ادبیات و با بهره گیری از رویکرد بیبلیومتریک و بر اساس موارد گزارش گری ترجیحی برای بررسی های سیستماتیک و فراتحلیل(PRISMA 2020) روی114 مقاله، انجام شده و با استفاده از نرم افزار وُس ویوئر تحلیل شده است. با توجه به روند صعودی تعداد این مطالعات در سال های اخیر، این حوزه در حال بسط علمی می باشد. نتایج این پژوهش بیانگر پنج خوشه در نمودار تحلیل کلمات است که عبارتنداز: (1) دوسوتوانی سازمانی، قابلیت های پویا ، بازارگرایی، اقتصاد دیجیتال، کلان داده، ظرفیت جذب. (2)دوسوتوانی، انقلاب صنعتی چهارم، فناوری اطلاعات، نوآوری، چابکی سازمانی، همسویی راهبردی (3) مزیت رقابتی، تحول دیجیتال، دیدگاه مبتنی بر منابع، (4) کاوش، بهره برداری (5) پایداری .
چالش های حفاظت میدانی یافته های باستان شناسی در ایران؛ تحلیل وضعیت موجود و راهکارهای بهبود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
131 - 149
حوزههای تخصصی:
ایران با دارا بودن بیش از یک میلیون اثر تاریخی ثبت شده، از غنی ترین کشورهای جهان در حوزه میراث فرهنگی محسوب می شود. با این حال، حفاظت از یافته های باستان شناسی در حین کاوش های میدانی به دلیل چالش های متعدد مدیریتی، محیطی، فنی و انسانی با مشکلات جدی مواجه است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی این چالش ها و ارائه راهکارهای عملی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که مهم ترین چالش ها شامل ضعف برنامه ریزی یکپارچه، کمبود بودجه و نیروی متخصص، شرایط اقلیمی نامساعد (مانند شوری خاک و نوسانات دمایی)، روش های نادرست حفاظت و مستندسازی، و عدم مشارکت جوامع محلی است. به ویژه، بخش عمده ای از آسیب های واردشده به آثار در فاصله زمانی بین کشف تا انتقال به آزمایشگاه ها رخ می دهد. برای بهبود این وضعیت، تدوین استانداردهای ملی حفاظت میدانی مبتنی بر اسناد بین المللی (مانند منشور ونیز و لندن)، استفاده از فناوری های دیجیتال برای مستندسازی، بهره گیری از روش های بومی سازگار با شرایط اقلیمی، و آموزش نیروهای محلی پیشنهاد می شود. همچنین، ایجاد بانک اطلاعاتی یکپارچه و تقویت همکاری میان رشته ای بین باستان شناسان، حفاظت گران و جوامع محلی ضروری است. این پژوهش بر لزوم تبدیل حفاظت میدانی به بخشی جدایی ناپذیر از برنامه ریزی های باستان شناسی و تخصیص منابع کافی برای صیانت از میراث فرهنگی ایران تأکید دارد.
الگوی تاب آوری کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 114
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای تاب آوری کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی انجام شده است تا بتواند چارچوبی کاربردی برای تقویت ظرفیت های این شرکت ها در مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها ارائه دهد.
روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) است. در مرحله کیفی پژوهش، ابتدا با مطالعه عمیق و نظام مند متون و اسناد علمی و تحلیل آن ها به روش تحلیل مضمون، عوامل اولیه مؤثر بر تاب آوری کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی شناسایی شدند. سپس، این عوامل با استفاده از روش دلفی و مشارکت 11 نفر از خبرگان که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، پالایش و نهایی گردیدند. درمرحله کمی، به منظور اعتبارسنجی مدل کیفی، داده ها از طریق پرسش نامه و از نمونه ای متشکل از 210 نفر از مدیران و کارشناسان فعال درحوزه کارآفرینی اجتماعی که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند، جمع آوری گردید. تحلیل داده های کمی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی و به کمک نرم افزار Amos نسخه 24 انجام شد تا ساختار عاملی مدل و روابط بین متغیرها مورد آزمون و تأیید قرار گیرد.
یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 65 شاخص در قالب هشت بعد اصلی تاب آوری برای کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی شد. این ابعاد عبارت از: سرمایه انسانی و توانمندسازی سازمانی، چابکی و سازگاری استراتژیک، تاب آوری جامعه و مسئولیت اجتماعی، رقابت در بازار و تعامل با مشتری، پایداری و سازگاری محیطی، مشارکت و تعامل با ساختارهای سیاسی و حاکمیتی، نوآوری برای تأثیر اجتماعی و پیشرفت فناوری، توسعه کارآفرینی و سرمایه گذاری های اجتماعی هستند.
نتیجه گیری/ دستاوردها: یافته های این پژوهش بر اهمیت ایجاد ساختارهای سازمانی منعطف و چارچوب های مدیریت استراتژیک برای تقویت تاب آوری در کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی تأکید می کند. نتایج نشان می دهد که تاب آوری این شرکت ها مستلزم رویکردی چندبعدی است که در آن، عوامل درون سازمانی همچون توانمندسازی نیروی انسانی و چابکی استراتژیک، با عوامل برون سازمانی مانند تعامل با ذی نفعان، مسئولیت پذیری اجتماعی و پایداری زیست محیطی درهم تنیده می شوند. همچنین، این پژوهش بر نقش کلیدی نوآوری و فناوری در ایجاد راه حل های پایدار برای چالش های اجتماعی و زیست محیطی تأکید می ورزد. دستاوردهای این مطالعه می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران و سیاست گذاران در جهت طراحی و اجرای برنامه های تقویت تاب آوری کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد. علاوه براین، مدل ارائه شده، چارچوبی نظری برای پژوهش های آتی درزمینه تاب آوری سازمانی و کارآفرینی اجتماعی فراهم می آورد. درنهایت، این پژوهش بر ضرورت همکاری و هم افزایی میان بخش های مختلف جامعه، از جمله کسب وکارها، دولت، سازمان های مردم نهاد و دانشگاه ها، برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار و ایجاد اکوسیستمی حمایتگر برای کارآفرینی اجتماعی تأکید می کند.
طراحی مدل کسب و کار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل کسب و کار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415 می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 30 نفر از خبرگان که بصورت نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 100 نفر از کارشناسان صنعت بانکداری می باشند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی نرم افزارScenario Wizard و در بخش کمی، MicMac می باشد. نتیجه فراتحلیل و غربال گری ۶۶ کلان روند و پس از آن نتیجه اثرات متقاطع کلان روند های پیشران بر آینده بانکداری مجازی را انتخاب کرده است. مولفه های مدل کسب و کار بانکداری مجازی بر اساس سناریوهای سازگار با در نظر گرفتن میانگین وزن های محاسباتی در ۴ سناریو بدین ترتیب ارائه شده است: در بین ارزش های پیشنهادی مدل کسب-و کار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «بانکداری الکترونیک» و «تسهیل تجارت بین المللی»؛ در بین منابع کلیدی به ترتیب «سامانه های بانکی» و «سرمایه انسانی»؛ در بین معیارهای ساختار هزینه به ترتیب «هزینه توسعه سامانه ها و وب سرویس های بانکی» و «هزینه سرمایه گذاری در منابع انسانی»؛ در بین معیارهای جریان درآمدی به ترتیب «برند/اعتبار» و «درآمد حاصل از ارائه انواع خدمات مالی»؛ در بین معیارهای کانال های ارتباطی به ترتیب «وب سرویس های بانکی» و «باشگاه مشتریان» و در بین معیارهای حوزه مشتریان مدل کسب و کار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «مشتریان حقیقی خرد» و «مشتریان حقوقی کوچک» در رتبه های اول و دوم قرار دارند.
ارائه مدل بازاریابی سیاسی ارزش محور مبتنی بر اندیشه های حضرت آیت الله خامنه ای مدظله العالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 16
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف تبیین و ارائه مدلی برای بازاریابی سیاسی ارزش محور بر اساس اندیشه های حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) نگاشته شده است. در این چارچوب، اصول و مبانی بازاریابی سیاسی در پرتو ارزش های اسلامی و ملی تحلیل شده تا روشن شود که سیاست ورزی در نگاه رهبر انقلاب، فراتر از ابزاری برای کسب قدرت بوده و رسالتی الهی، اجتماعی و اخلاقی دارد. روش پژوهش نظریه پردازی زمینه ای است و داده ها با تحلیل نظام مند سخنرانی ها، پیام ها و مکتوبات ایشان گردآوری گردیده است. نتایج نشان می دهد که بازاریابی سیاسی ارزش محور در اندیشه آیت الله خامنه ای بر اصولی چون صداقت و شفافیت در ارتباطات، عدالت و مبارزه با فساد، خدمت گزاری صادقانه، پاسداشت هویت اسلامی و ملی و صیانت از منافع کلان کشور استوار است. افزون بر این، تأکید معظم له بر اقناع منطقی و استدلالی به جای شعارهای سطحی، نشان دهنده اهمیت اخلاق و عقلانیت در فرآیند ارتباط سیاسی است. مدل پیشنهادی این تحقیق می تواند به عنوان چارچوبی کاربردی و راهبردی برای سیاستمداران، مدیران فرهنگی و فعالان انتخاباتی مورد استفاده قرار گیرد. این الگو با تکیه بر ارزش های اصیل اسلامی و ملی، علاوه بر ارتقای کارآمدی و اثربخشی فعالیت های سیاسی، بستر اعتماد عمومی، مشروعیت سیاسی و مشارکت آگاهانه را تقویت می کند و گامی در جهت تحقق اهداف انقلاب اسلامی به شمار می آید.
ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکت های کوچک و متوسط ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکت های کوچک و متوسط ایرانی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و نظر ماهیت توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی در حوزه صادرات و به روش نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 217 نفر از کلیه پرسنل شرکت های کوچک ومتوسط صادراتی در محدوده استان تهران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته می باشد. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی با استفاده از روش دلفی فازی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج آماری نشان داد که 78 متغیر (کدباز) اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آن ها مؤثر هستند. 33 مؤلفه اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آن ها مؤثر هستند. مؤلفه ها و ابعاد نهایی مدل مؤلفه های اثرگذار نفوذ به بازار بین الملل پس از اعمال آزمونهای آماری (تحلیل عاملی تاییدی) شناسایی شدند. بر اساس مدل پژوهش نفوذ به بازار بین الملل شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 75 شاخص می باشد و در مقایسه با مدل اولیه پژوهش شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 78 شاخص، 3 شاخص در مدل نهایی حذف گردید و بقیه مؤلفه ها و ابعاد ضمن برخورداری از بارعاملی مناسب، درمدل نهایی تأیید گردیدند.
ارائه مدلی جهت تبیین موفقیت استارت آپ های ایرانی با تاکید بر عوامل محیطی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی عوامل موثر بر موفقیت استارت آپ های ایرانی با تمرکز بر عوامل محیطی می پردازد. در مرحله اول، با استفاده از مصاحبه با خبرگان، 12 مولفه اصلی شناسایی شد که به دو دسته عوامل محیطی و سازمانی تقسیم شدند. در مرحله دوم، با استفاده از پرسشنامه و تحلیل آماری، تاثیر هر یک از مولفه ها بر موفقیت استارت آپ ها بررسی شد. نتایج نشان داد که عوامل محیطی، به ویژه عوامل اقتصادی و سیاست های دولتی، بیشترین تاثیر را بر موفقیت استارت آپ ها دارند. در مرحله سوم، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی، اهمیت نسبی هر یک از مولفه ها تعیین شد. نتایج این مرحله نیز نشان داد که عوامل محیطی از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. در نتیجه، می توان گفت که موفقیت استارت آپ های ایرانی به شدت تحت تاثیر عوامل محیطی است و برای موفقیت، باید به این عوامل توجه ویژه ای شود. در این پژوهش، عوامل محیطی به عنوان مهمترین عامل موثر بر موفقیت استارت آپ های ایرانی شناسایی شدند. این عوامل شامل عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستند. عوامل اقتصادی شامل نرخ تورم، نرخ بیکاری، نرخ بهره و رشد اقتصادی هستند. عوامل سیاسی شامل سیاست های دولتی، قوانین و مقررات و ثبات سیاسی هستند. عوامل اجتماعی شامل فرهنگ کارآفرینی، شبکه سازی و دسترسی به منابع انسانی هستند. عوامل فرهنگی شامل ارزش های فرهنگی و باورهای اجتماعی هستند. نتایج این پژوهش نشان داد که عوامل اقتصادی و سیاست های دولتی بیشترین تاثیر را بر موفقیت استارت آپ های ایرانی دارند. این عوامل می توانند فرصت ها و تهدیدهایی را برای استارت آپ ها ایجاد کنند. به عنوان مثال، نرخ تورم بالا می تواند هزینه های عملیاتی استارت آپ ها را افزایش دهد و رشد اقتصادی پایین می تواند تقاضا برای محصولات و خدمات آنها را کاهش دهد. سیاست های دولتی نیز می توانند با ایجاد مشوق ها و موانع، بر موفقیت استارت آپ ها تاثیر بگذارند. علاوه بر عوامل محیطی، عوامل سازمانی نیز بر موفقیت استارت آپ ها تاثیر دارند.
شناسایی و اولویت بندی راهکارهای عملیاتی بهبود تجربه لذت بخش مشتری در خریدهای الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
113 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: رقابت شدید،کسب وکارهای الکترونیکی را به سوی خلق تمایز از طریق ایجاد تجربه لذت بخش برای مشتریان سوق داده است؛ زیرا تجربه لذت بخش و موفق باعث رضایت مندی مشتریان، تبلیغات توصیه ای و در نهایت خرید مجدد می گردد و تجربه ناموفق سبب از بین رفتن اعتماد مشتری و انتخاب جایگزین برای خریدهای آتی خواهد شد. بنابراین هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی راهکارهای عملیاتی بهبود تجربه لذت بخش مشتری در خریدهای الکترونیک فروشگاه های مجازی در صنعت پوشاک است.روش: برای این منظور از رویکرد آمیخته (کیفی - کمی) از نوع متوالی اکتشافی با استفاده از روش دلفی فازی بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه شامل16 نفر از خبرگان در زمینه موضوع مورد پژوهش بود. جهت جمع آوری داده ها، از دو روش اسنادی و میدانی بهره گرفته شد. ابزار جمع آوری داده ها در فاز کیفی، بررسی اسناد و مدارک و مصاحبه نیمه عمیق و در فاز کمی، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. داده ها در بخش کیفی با بکارگیری تکنیک تحلیل محتوا و در بخش کمی با استفاده از روش دلفی فازی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که راهکارهای بهبود تجربه لذت بخش مشتری در خریدهای الکترونیکی به ترتیب اولویت شامل تقویت آمیخته بازاریابی با امتیاز 669/.، بهبود ویژگی های وب سایت با امتیاز 663/. و مشتری مداری با امتیاز 647/. می باشند. نتیجه گیری: لذا با توجه به خرید الکترونیکی پیشنهاد می گردد که تبلیغات کاملا متناسب با کیفیت محصول و منطبق با واقعیات باشد تا مشتریان با اطمینان بیشتری خرید کنند.
شبکه های عصبی مصنوعی در پیش بینی ارزش طول عمر مشتریان تجارت الکترونیک: نقش شاخص های کلیدی عملکردی رضایتمندی مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
970 - 1002
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از روندهای پُرقدرت سال های اخیر که با پیشرفت روزافزون تکنولوژی همراه شده است، کاربردهای شبکه های عصبی مصنوعی در مدیریت بنگاه های تجاری و کسب وکارهاست. ظرفیت های این روند، به قدری گسترده است که می توان از آن برای تصمیم گیری و انتخاب راهبردهای کلان یا خُرد در کسب وکارها بهره برد. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر متقابل بین شاخص های عملکرد کلیدی امتیاز ترویج کننده و امتیاز تلاش مشتری و تأثیر جمعی آن ها بر پیش بینی ارزش طول عمر مشتری با رویکرد یادگیری ماشینی (شبکه های عصبی مصنوعی) است. افزون بر این، پژوهش حاضر به دنبال ارائه یک مدل جامع شبکه عصبی مصنوعی با فراپارمترهای بهینه شده برای تکرار در سطح کسب وکارها و بهره برداری تجاری از این شیوه، برای هر کسب وکار با داده های شخصی خود است.
روش: داده ها با حفظ امنیت حریم خصوصی مشتریان و حریم خصوصی تجاری رقابتی، از مشتریان یک سکو (پلتفرم) تجارت الکترونیک ایرانی در سال ۱۴۰۲ به دست آمده و شامل ۸۰۰۰ پروفایل مشتری با متغیرهایی از جمله ارزش طول عمر مشتری، امتیاز ترویج کننده، امتیاز تلاش مشتری و شناسه مشتریان (شناسه های ۱۶ رقمی یکتا) است. مدل، یک شبکه عصبی متوالی با لایه های متراکم و منظم با فراپارامترهای بهینه سازی شده است. عملکرد مدل روی یک مجموعه آزمون ۱۰درصد و اعتبارسنجی ۱۰درصد و با استفاده از معیارهای میانگین مطلق خطاها، ضریب تعیین و چند معیار دیگر ارزیابی می شود؛ سپس با استفاده از دو مدل پایه رگرسیون خطی و درخت تصمیم، توانایی مدل شبکه عصبی مصنوعی ارزیابی می شود. برای اعتبارسنجی مدل، از اعتبارسنجی متقابل چندتایی استفاده می شود. در انتها با استفاده از SHAP و PFI مدل تفسیر و اهمیت هر متغیر در توضیح ارزش طول عمر مشتری بررسی می شود.
یافته ها: نتایج نشان می دهد که مدل شبکه عصبی مصنوعی با ۲ نورون ورودی در لایه اول، ۵ نورون پنهان در لایه دوم، ۷ نورون پنهان در لایه سوم و ۱ نورون خروجی در لایه آخر (خروجی)، روابط پیچیده و غیرخطی امتیاز ترویج کننده و امتیاز تلاش مشتری با ارزش طول عمر مشتری را با ضریب تعیین 934/0 و میانگین مطلق خطاهای 47/142 و چند معیار دیگر را به طور مؤثر و قدرتمندی پیش بینی می کند. عملکرد پایدار و بدون برازش بیش از حد با شیوه اعتبارسنجی متقابل در مجموعه های آموزشی و آزمایشی در ۱۰دور ۱۰تایی با دور عطف حدود ۵ بر تعمیم پذیری مدل تأکید می کند و این اجازه را می دهد که ارزش طول عمر مشتری را توسط امتیاز ترویج کننده و امتیاز تلاش مشتری پیش بینی کنیم. توانایی مدل در گرفتن روابط غیرخطی داده ها در مقایسه با مدل های پایه (رگرسیون خطی و درخت تصمیم) نیز گویای قدرت شبکه عصبی مصنوعی است. همچنین مشخص شد که امتیاز ترویج کننده نسبت به امتیاز تلاش مشتری، واریانس ارزش طول عمر مشتری را بیشتر توضیح می دهد.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که شبکه های عصبی مصنوعی تا چه اندازه در یافتن الگوهای نهان در شاخص های کلیدی عملکرد می توانند مؤثر عمل کنند؛ این مطالعه توانایی شبکه های عصبی مصنوعی در پیش بینی ارزش طول عمر مشتری را در تجارت الکترونیک ارائه می دهد و امکان پیش بینی ارزش طول عمر مشتری را توسط امتیاز ترویج کننده و ارزش تلاش مشتری، تقسیم بندی دقیق مشتریان، تخصیص منابع و رشد استراتژیک را فراهم می کند. در تحقیقات آینده می توان پیش بینی ارزش طول عمر مشتری را از طریق مجموعه داده های دیگر و گسترش مدل بهبود داد و همچنین، ظرفیت سایر الگوریتم های یادگیری ماشینی را بررسی کرد.
بررسی کاربرد سیستم پشتیبان تصمیم گیری (DSS) در صنعت گردشگری با استفاده از روش مرور دامنه
حوزههای تخصصی:
فناوری اطلاعات و ارتباطات پیامدهای عمیقی برای صنعت گردشگری دارد. آنها به طور گسترده در عملکردهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرند و کاربردهای بسیاری دارند. در این میان، سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری می توانند نقش اساسی در جهت کمک به سازمان ها و مقصدهای گردشگری ایفا کنند تا به سازمان ها و افرادی که مقاصد گردشگری را مدیریت می کنند، این امکان را بدهند که تمام تصمیم گیری های مربوط به سیاست ها، توسعه زیرساخت ها و پیشرفت سهامداران را بر پایه های منطقی و منطقی استوار کنند. هدف این مقاله ارائه مروری بر استفاده از سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری در سازمان های مدیریت گردشگری ونشان دادن یک چارچوب و مدل کلی برای طراحی و اجرای عملی مؤثر است. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و از نوع اسنادی انجام شده است. داده های مورد نیاز از منابع معتبر علمی، مقالات و گزارش های مرتبط با سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری و صنعت گردشگری گردآوری شده و با استفاده از روش مرور دامنه تحلیل شده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در شناسایی الگوهای تقاضا، تخصیص بهینه منابع و بهبود تجربه مشتریان عمل کند.