رسانه

رسانه

رسانه سال 32 بهار 1400 شماره 1 (پیاپی 122) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

گونه شناسی اطلاعات غلط متنی-ویدئویی در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۹۷
گونه شناسی متناسب با تحول رسانه ها همواره مورد توجه بوده است. ظهور اینترنت و به طور خاص تر شکل گیری رسانه های اجتماعی، زمینه توجه به گونه های جدیدی را فراهم کرده است. با توجه به اینکه یکی از قابلیت های رسانه های اجتماعی ایجاد محملی برای انتشار اخبار و اطلاعات مختلف اعم از درست و نادرست است، در این مقاله تلاش شد گامی برای دسته بندی آرتیفکت های نادرست منتشرشده در رسانه های اجتماعی از جنبه گونه شناسی برداشته شود. سؤال های مقاله این است که آیا مجموعه ای از آرتیفکت های نادرست منتشرشده در رسانه های اجتماعی می تواند گونه خاصی را به وجود آورد؟ اگر چنین گونه ای شکل گرفت چه مشخصه هایی دارد؟ آیا می توان برای این گونه " زیرگونه" نیز شناسایی کرد؟ برای پاسخ به این سؤال ها، محتواهای نادرست (متنی ویدئویی) منتشرشده در رسانه های اجتماعی بین سال های 95 تا 98 که تارنمای صحت سنجی ویکی هواکس نادرستی آن ها را تأیید کرده بود (داده های تحقیق)، با روش نقد رتوریک تحلیل شدند. نتایج این تحلیل، گونه جدیدی را تحت عنوان " ناواقعیت" با مشخصه های سبکی و ذاتی پیشنهاد می دهد. مشخصه های سبکی این گونه، بر اساس نمونه تحقیق، کوتاه بودن، روایت میانه رخداد، دارای متن و ویدئوی جداگانه با رابطه متقابل و مشخصه های ذاتی این گونه، فقدان صحت در عین درست نمایی، فقدان راه صحت سنجی در مواجهه اول، برانگیزاننده احساس و آسیب رسانی در معنای موسع هستند. همچنین چهار زیرگونه ناواقعیت، ناواقعیت خبری، ناواقعیت سرگرم کننده، ناواقعیت هنری و ناواقعیت ماورایی شناسایی شده اند.
۲.

اینستاگرام: شیوه جدید دیدن و دیده شدن و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۳۴۴
رسانه های اجتماعی، شیوه ارتباطات مردمان امروز را به شکلی چشمگیر تغییر داده اند. بررسی جنبه های مختلف این تغییر و پیامدهای آن نیز، موضوع پژوهش های بی شماری بوده است. اینستاگرام یکی از محبوب ترین بسترهای اشتراک گذاری عکس و ویدئو در سراسر دنیا و ایران است، که درباره آن تحقیقات زیادی در ایران انجام شده است. بیشتر این پژوهش ها بر تأثیر اینستاگرام بر کاربران مختلف و نقشی که در تغییر نگرش ها و رفتار کاربران ایرانی ایفا می کند، متمرکز بوده اند، تا بر تجارب زیسته و معنایی که این کاربران به فعالیت هایشان در محیط اینستاگرام نسبت می دهند. این تحقیق با ماهیتی اکتشافی، در صدد تجربه زیسته و معناهای برآمده از دنیای ذهنی تعداد معدودی از کاربرانی بوده است که در این تحقیق با عنوان جوانان بزرگسال معرفی شده اند. پژوهش با پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است، زیرا این روش با اهداف و پرسش های این تحقیق و موضع آن نسبت به فناوری های جدید ارتباطی همخوانی داشت و برای توصیف های تحلیلی مضامین برآمده از اظهارات شرکت کنندگان، مبنایی مناسب فراهم می ساخت. در پژوهش حاضر، برخلاف پژوهش های پیشین که به بسترها و شرایط تأثیرگذار بر تجارب زیسته کاربران اینستاگرام و همچنین " ذات" تجربه آن ها از این پدیده، بی اعتنا بوده اند، به این دو مسئله توجه ویژه نشان داده است. نتایج تحقیق نشان داد، تجربه اینستاگرام بیش از همه چیز، شیوه جدیدی از دیدن و دیده شدن است؛ رسانه ای شخصی که به همگان فرصت می دهد تا هرطور که دوست دارند دیده شوند. شرایط مرتبطی که امکان می دهد تا این " دیده شدن" به شکلی تشدید شده پدیدار شود. جریان جمعی بزرگی از دیده شدن در اینستاگرام است که هرکس به نوعی در آن شناور است. ارزیابی کلی آنان از پیامدهای استفاده از اینستاگرام، نشان از احساساتی داشت که میان خشنودی و ناخشنودی همواره در نوسان و تغییر بود. این یافته حاکی از آن است که احساسات آنان نسبت به اینستاگرام، نه یکسره منفی و نه یکسره مثبت است، بلکه بین دو احساس مثبت و منفی نوسان دارد و این شاید از ذات متناقض نمای خود فناوری سرچشمه گیرد که هم جاذبه دارد و هم دافعه.
۳.

واکاوی عوامل مرتبط با بازنمایی بدن در شبکه های مجازی در بین کاربران ایرانی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۷۲
این تحقیق، با هدف واکاوی عوامل مرتبط با بازنمایی بدن در شبکه های مجازی (مطالعه موردی: کاربران ایرانی اینستاگرام) و به منظور شناسایی نقش استفاده افراد از شبکه اجتماعی اینستاگرام، در میزان بازنمایی بدن اجتماعی، نمایشی و زیباشناختی آن ها صورت گرفته، که محقق درصدد است  با آزمون چهار فرضیه تحقیق اهداف ذکرشده را محقق سازد. در پژوهش حاضر، روش تحقیق تلفیقی بود و از دو روش کیفی با تکنیک های تحلیل محتوا و مصاحبه و روش کمی (پیمایش)  با تکنیک پرسشنامه استفاده شده است. با توجه به اهداف و ویژگی های پژوهش، در بخش کیفی  نمونه آماری تحقیق، 20 نفر از کاربران اینستاگرام با دنبال کنندگان بالای 1000 نفر (در طول روز حداقل سه بار خود را به نمایش می گذارند) است، که  تعداد 60  عدد عکس از صفحه آن ها  مورد تحلیل قرار گرفت. همچنین حجم نمونه در بخش کمی 384 نفر از شهروندان ساکن شهر تهران در سال 98 است. برای نمونه گیری در روش های کمی  و کیفی به ترتیب  از روش نمونه گیری خوشه ای و  روش اشباع  بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که رابطه معناداری بین میزان استفاده افراد از شبکه اجتماعی اینستاگرام و  میزان بازنمایی بدن اجتماعی، نمایشی و زیباشناختی وجود دارد.  همچنین محقق، در تحلیل بازنمایی عکس ها در شبکه اجتماعی اینستاگرام دریافت، از حیث تکنیک های بازنمایی به کار برده شده، در تیپ بدن اجتماعی از تکنیک های آشکارسازی و پنهان سازی، در الگوی بدن نمایشی از تکنیک های ورزیدگی و اغواگری و درنهایت در الگوی بدن زیباشناختی از تکنیک های زیبایی شناختی و زیبایی مصنوعی استفاده شده است.
۴.

کارکرد تکنیک های بصری در روایت انیمیشن های بدون کلام(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۶۸
گذر از تجربه های ابتدایی و سینمای اولیه، فیلم سازان را به سوی مسیری هدایت کرد که برای جلب مخاطب، به چگونگی نمایش داستان در فیلم توجه کنند. سینمای صامت و سینمای ناطق، شیوه های مختلف روایت را در دوره های سینمای کلاسیک، مدرن و پست مدرن در فرم های گوناگون سینمای هنری، جنبش ها و سبک های سینمایی آزموده و تجربه کرده اند؛ که هر کدام ویژگی های منحصربه فردی دارند. سینمای اولیه، به دلیل عدم توانایی استفاده از صدا، قصه های بدون کلام را در تولیداتش مورد توجه قرار می داد، اما سینمای معاصر و به خصوص هنرصنعت رسانه انیمیشن، با در نظر گرفتن ارزش های بصری و خصایل زبیایی شناسی از ساختار بدون کلام، بهره می جوید. سینمای بدون کلام شکلی آگاهانه است که می تواند غالب های روایی گوناگونی را به شکلی تجسمی و بصری تولید کند و مخاطبان رده های سنی و فکری متفاوت را به سوی این نوع سینما جذب کند. این پژوهش با هدف کاربردی، ضمن مرور پیشینه روش های روایت پردازی در سینما، تلاش دارد به این مسئله بپردازد که فیلم های انمیشین معاصر چگونه از کارکردها و تکنیک های بصری در روایت آثار بدون کلام استفاده می کنند. روش تحقیق حاضر کیفی، با رویکردی فرمالیستی و با استفاده از مطالعه منابع کتابخانه ای و آرشیوهای شنیداری و دیداری به تحلیل انیمیشن داستان خرس، به عنوان انتخابی هدفمند از انمیشین های بدون کلام (1990-2017) پرداخته است. نتیجه حاصله نشان از آن دارد که در انیمیشن های بدون کلام، هجوم و انباشت عناصر بصری و صوتی در رساندن اطلاعات روایی تأثیر وافری دارند.
۶.

توسعه مدل آکر برای ارزیابی ارزش ویژه برند خبرگزاری ها و شناسایی عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
شهرت و اعتبار منبع خبری در رسانه اهمیت زیادی دارد و خبرگزاری ها برای حسن شهرت در رقابت مستمر هستند. اما تاکنون مدل مشخصی برای سنجش ارزش برند خبرگزاری ها ارائه نشده است. هدف پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای ارزیابی ارزش ویژه برند خبرگزاری های ایران است. مدل آکر را مبنای توسعه این مدل در نظر گرفته و برای سنجش ارزش خبرگزاری ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده کردیم. داده ها، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 18 تن از صاحب نظران حوزه برندینگ، خبرگزاری ها و برندینگ رسانه ها، جمع آوری و با دو رویکرد استقرایی و قیاسی و استفاده از نرم افزار MaxQDA کدگذاری و تفسیر شدند. یافته های تحقیق، سنجه های جدیدی مانند "سختی دسترسی"، " هزینه مالی دسترسی"، " هزینه زمانی" و " توصیه استفاده به دیگران"، " رابطه عاطفی با برند" و " تکرار استفاده" را نشان داد. در جمع بندی این تحقیق آمده است خبرگزاری های ایران، برای تقویت برند خود، باید عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند را در نظر بگیرند و قدرت چانه زنی خود را در بازار کسب وکار افزایش دهند.
۷.

تحلیل کارکردهای زبانیِ عکس های خبری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۹۴
اگرچه ثبت و روایت بی طرفانه و صادقانه وقایع و رویدادهای مهم جوامع انسانی از اهداف عکاسی خبری دانسته می شود، اما عکس های خبری، تنها به بازتولید صرف و گزارش وقایع و رخدادهای گوناگون نمی پردازند. زیرا عکس خبری، به عنوان یک رسانه و واسطه هنری تأثیرگذار، نوعی نظام بازنمایی است که می تواند معانی و پیام های مختلفی را درباره اشخاص، وقایع و رویدادها منتقل کند و مانند زبان، کارکردهای متفاوتی به خود بگیرد. از این رو، هدف این پژوهش، تحلیل کارکردهای زبانی عکس های خبری است. با توجه به جامعیت نظریه ارتباطی یاکوبسن، چارچوب نظری تحقیق را کارکردهای زبانی مورد نظر یاکوبسن تشکیل می دهد. پرسش های مطرح شده عبارت اند از: چه کارکردهای زبانی در عکس های خبری قابل مشاهده است؟ عکاس به واسطه چه عواملی می تواند به عکس خود کارکردهای زبانی متفاوت ببخشد؟ نتایج تحقیق بیانگر این است که انواع کارکردهای ارجاعی، عاطفی، ترغیبی و هنری در عکس های خبری، قابل شناسایی است. بدین شکل که عکس های خبری، مانند گزاره های زبانی، می توانند علاوه بر ارائه اطلاعات پیرامون موضوعی، بیننده را به تأمل، تفکر و قضاوت وادارند و حتی واکنش عملی او را نسبت به مسئله ای برانگیزند یا اینکه فقط حظی بصری به مخاطب ببخشد. عکاس خبری به وسیله  قاب (بسته، باز، عمودی، افقی) و لحظه گرفتن عکس ، می تواند به عکس خویش کارکردهای متفاوتی ببخشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۲۵