مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۰۴۱ تا ۱۰٬۰۶۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر بررسی چرایی و چگونگی مهندسی رهبری تحول آفرین مبتنی بر خودکارآمدی جمعی و رضایت از منابع شغلی معلمان آموزش و پرورش استثنایی شهر یاسوج. روش تحقیق این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل معلمان آموزش و پرورش استثنایی شهر یاسوج می ب اشد. در ای ن تحقیق از روش نمونه گیری در دسترس استفاده گردید و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 125 نفر در نظر گرفته شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد و روایی و پایایی آن پیش از توزیع نهایی مورد تأیید قرار گ رفت و برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته های بدست آمده بیان گر تائید فرضیات تحقیق بود بگونه ای که اندازه اثر سازه های پژوهش با شاخص اندازه اثر کوهن ارزیابی شد که نتایج آن حاکی از اثر متوسط (514/0) رهبری تحول آفرین بر رضایت معلمان آموزش و پرورش استثنایی شهر یاسوج از منابع شغلی، اثر متوسط (164/0) رهبری تحول آفرین بر خودکارآمدی جمعی معلمان آموزش و پرورش استثنایی شهر یاسوج و اثر قوی (357/0) رضایت از منابع شغلی بر خودکارآمدی جمعی معلمان آموزش و پرورش استثنایی شهر یاسوج است. در نهایت مبتنی مدل احصا شده تحقیق پیشنهادهای علمی- کاربردی مرتبط ارائه شد.
سوژه معلق مقاوم؛ نقد گفتمان حاکم بر پرورش سوژه در نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو به تحلیل و نقد بخش هایی از اسناد بالادستی نظام آموزشی، شامل سه سند مبانی نظری تحول بنیادین آموزش وپرورش، سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و سند برنامه درسی ملی و نتایج آن در عرصه عمل آموزشی با هدف استخراج دلالت های مستقیم و غیرمستقیم در خصوص سوژه و پرورش آن می پردازد. پژوهش با طرح کیفی و دو روش انتقادی و تحلیل محتوای کیفی استقرایی در بررسی متن اسناد و سایر متون مرتبط انجام شده است و به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که «اسناد و گفتمان حاکم بر نظام آموزش وپرورش ایران، مؤید چه نوع سوژه ای است و چه نقدی بر این سوژه وارد است؟». یافته ها نشان می دهد که اگرچه در اسناد بالادستی سوژه مطلوب، غالباً با ویژگی های «سوژه مؤمن» توصیف شده است، اما دارای ابهامات و تناقض هایی است که موجب می شود سوژه محقق آن در عمل، مسیری متمایز با سوژه مطلوب، آرمانی و مصرح طی کند. دیگر این که برخلاف نقدهایی که سوژه پروری نظام آموزشی را با دوگانه نظام آموزشی غرب زده/دین زده تبیین می کند و علت شکست سیاست های آموزشی در پرورش انسان مطلوب را وارداتی بودن و تأثیرپذیری آن از فرهنگ غرب و یا دین زدگی و پرداختن افراطی به پرورش سوژه مؤمن و غفلت از سایر ابعاد انسان می دانند، باید گفت در حال حاضر در اسناد بالادستی و متعاقباً در عمل تربیتی، نوعی تعلیق، بلاتکلیفی و حصاربندی در خصوص قابلیت های انسان و حدود رشد و عاملیت او به چشم می خورد که منجر به شکل گیری و دامن زدن به تناقض و ابهام در خصوص نحوه مواجهه نظام آموزشی و دست اندرکاران تربیت با انسان و در نهایت پرورش «سوژه معلق» می شود. نتیجه این تعلیق، بنا به عاملیت ذاتی و بقاء سوژه (نه مرگ آن) می تواند مقاومت آشکار و پنهان در برابر گفتمان مدرسه، نه تنها در دانش آموزان، بلکه در معلمان و سایر دست اندرکاران شود.
هخامنشیان، خلیج فارس و نیروی دریایی پارس
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
7 - 23
حوزههای تخصصی:
مردمان باستانی جنوب غرب ایران، شامل ایلامیان و سپس پارس ها، از دیرباز به اهمیت راه های ارتباطی و مواصلاتی جاده ای و دریایی میان شرق (شبه قاره هند) و غرب (میان رودان جنوبی، شبه جزیره عربستان و شام) پی برده و بهره بسیاری از بازرگانی در این مسیر برده بودند؛ اما خلیج فارس که بزرگ ترین مرز و پهنه آبی ایران و مسیر باستانی چنان ارتباطی بود، در چشم انداز سیاسی و نظامی و اقتصادی و ایدئولوژیک پادشاهی هخامنشی، مهم ترین و بزرگ ترین پادشاهی برآمده از جنوب غرب ایران، جایگاه ویژه ای داشت؛ زیراکه سیطره بر آن و عبور از آن به فتح سرزمین های دوردست و ناشناخته ای می انجامید که برای شهریاران فاتح پارسی، اعتباری ایدئولوژیک و نیز منابع سرشار انسانی و مادی به همراه می آورد. یادکرد برخی از مردمان ساکن در کرانه های خلیج فارس در کتیبه های سلطنتی و لوحه های باروی تخت جمشید و نیز نوشته های تاریخ نگاران و جغرافی نگاران یونانی نشان می دهد که آنان مردمانی گمنام و بی تأثیر در سرنوشت پادشاهی هخامنشی نبودند و چنان که مواد فرهنگی یافته شده از کرانه ها و جزیره های خلیج فارس آشکار می سازد، برهم کنش های پایدار و گسترده ای میان آنان و دولت مرکزی پارس وجود داشته است. از سوی دیگر، ایجاد و احداث مراکز سلطنتی-اداری در پس کرانه های خلیج فارس مانند تموکن/ تئوکه (منطقه برازجان کنونی)، نشان دهنده برنامه ریزی دقیق و حساب شده هخامنشیان نخستین برای بهره گیری از موقعیت راهبردی خلیج فارس و قابلیت های ویژه آن برای چیرگی بر دورترین نقاط شرق و غرب جهان آن روزگار به یاری نیروی دریایی مقتدری بود که فتح آتن و ممفیس را در دورترین مرزهای غربی ممکن ساخته و آشکار کرده بود که «نیزه پارسی» چه دریاها و صحراهایی را درنوردیده است تا بر جهان شناخته شده آن روزگار نظم و همبستگی و هماهنگی و رفاهی را که شهریاران هخامنشی بدان باور داشتند، برقرار و حاکم سازد.
کلریت های شهداد ایران
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
3 - 35
حوزههای تخصصی:
شهداد، یکی از محوطه های پیش ازتاریخی جنوب شرقی ایران است که پیدایش انبوهی از اشیاء مرتبط با زندگی روزمره و به ویژه اشیاء شأن زا از گورستان آنجا نشان می دهد که این شهر در دوره مفرغ در نظام تبادلات بین منطقه ای آن جایگاهی مهمی داشته است. گروهی از اشیاء سنگی شهداد، اشیاء ساخته شده از سنگ کلریت است که با نام سنگ صابونی نیز شناخته می شود. اشیاء سنگی کلریتی تقریباً در تمام مناطق شرقی و شمال شرقی ایران پراکنده هستند و نمونه هایی از آنها در شوش، تپه یحیی، محوطه های گوناگون در حاشیه خلیج فارس و بین النهرین و شمال شبه جزیره عربی باعث شد تا اصطلاح «بین فرهنگی» برای آنها ابداع شود که با پیدا شدن مرکز اصلی تولید آنها در دشت جیرفت این نظریه مردود شناخته شد و باستان شناسان اصطلاح جدید جیرفتی را به این دسته از اشیاء اطلاق کردند. سنگ کلریت به رنگ های سبز تیره، سیاه و خاکستری دیده شده و معادن آن در چند نقطه در کرمان و ازجمله در برج باغ ارزوییه وجود دارد. هر سه رنگ کلریتی در میان اشیاء شهدادی دیده می شود. در این مقاله کلریت های شهداد بررسی می شود.
طراحی الگوی روابط بین عوامل موثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
175 - 207
حوزههای تخصصی:
تاب آوری به عنوان توانایی بازگشت به شرایط اولیه، استفاده هوشمندانه از منابع، شبکه ها و ساختارهای پشتیبان تعریف می شود. این موضوع باعث ایجاد مفهومی از تاب آوری شده که به طور گسترده توسط محققانی که ناسازگاری های مفهومی در تحلیل تاب آوری و پتانسیل آن برای توجیه نظریه های خاص را برجسته می کنند، مورد انتقاد قرار گرفته است؛ بنابراین گنجاندن پایه های اجتماعی تاب آوری در چارچوب مفهومی آن برای پویایی لازم است. بر همین اساس، هدف این مقاله طراحی الگوی روابط بین عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در شهر تبریز بوده است. روش تحقیق توصیفی- علّی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دو بخش خبرگان و کلیه شهروندان شهر تبریز بوده است. در این پژوهش 12 نفر از خبرگان در بخش اول مشارکت داشته و 384 نفر از شهروندان بر اساس دهک های درآمدی در بخش دوم پژوهش به پرسشنامه ها پاسخ داده اند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی ساختاری تفسیری و مدل سازی مسیری ساختاری بهره گرفته شده است. یافته های بخش مدل سازی ساختاری تفسیری نشان می دهد که عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در پنج سطح قرار می گیرد که هر سطح دارای روابط مستقیم و غیرمستقیم با سطوح دیگر است. در این بین عوامل اقتصادی، تأثیرگذارترین عامل و ظرفیت یادگیری، تأثیرپذیرترین عامل در الگوی طراحی شده بوده است. همچنین آزمون الگوی طراحی شده، نشان دهنده روایی و پایایی مناسب الگو و تأیید روابط مستقیم و غیرمستقیم عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در شهر تبریز بر اساس داده های تجربی بوده است.
شناسایی عوامل، شرایط و راهبردهای فرآیندهای انجام کار در سازمان در راستای توانمندسازی کارکنان و مدیران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
153 - 180
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:شناسایی عواملی که در توانمندسازی مدیران و کارکنان تاثیرگذار است همیشه مورد توجه بوده است.توجه به شرایط و راهبردهای فرایندهای انجام کار در تحقق این امر ضروری به نظر می رسد.بنابراین هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل، شرایط و راهبردهای فرآیندهای انجام کار در سازمان در راستای توانمندسازی کارکنان و مدیران بود. روش : در این پژوهش از رویکرد کیفی استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی خبرگان،مدیران و کارکنان سازمان زندان های کشورایران بودند که به روش نمونه گیری هدفمند،10نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند.جهت تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید.
استفاده از رویکرد مدل سازی نرم در ساختاردهی و طراحی مدل زنجیره خدمات تأمین مالی مبتنی بر سرمایه
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله طراحی سیستمی کل نگر با هدف بررسی همه ابعاد مسأله تأمین مالی به ویژه خدمات تأمین مالی مبتنی بر سرمایه به منظور استفاده از قابلیت ها و مزایای آن در راستای یکپارچگی و افزایش کارایی فرایندهای خدمات تأمین مالی از طریق بورس اوراق بهادار تهران است.روش پژوهش: این پژوهش از منظر هدف، توسعه ای-کاربردی، ماهیت پژوهش کیفی و روش پژوهش از منظر جمع آوری و تحلیل داده ها توصیفی است. روش تحلیل داده ها نیز مبتنی بر روش شناسی سیستم های نرم (SSM) است. با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و براساس شناخت حاصل از بازار سرمایه، تعداد 15 نفر از مدیران و کارشناسان بازار سرمایه و خبرگان مطرح دانشگاهی دارای زمینه علمی مرتبط به عنوان نمونه انتخاب و پژوهشگر در سه دور اقدام به هدایت مصاحبه با خبرگان و تحلیل متن آنها نموده است.یافته ها: پس از ترسیم تصویر غنی، تعریف عناصر کاتوو (CATWOE) و تعریف ریشه ای مسأله، شناسایی عوامل و مؤلفه های کلیدی در بخش های مختلف زنجیره خدمات و ترتیب و توالی آنها براساس نوع خدمت، مدل های مفهومی وضع موجود برای توصیف موقعیت مسأله و شناسایی حیطه و ساختار مسأله مورد مطالعه استخراج شدند.نتیجه گیری: در نهایت پس از بررسی ادبیات موضوع، مصاحبه با خبرگان و مقایسه مدل های مفهومی با دنیای واقعی، تغییرات مطلوب و امکان پذیر نظیر تأمین مالی ایده ها، تأمین مالی صنایع کوچک و متوسط، اصلاح نظارت های موازی، تفکیک حوزه نظارت و اجرا، تفکیک وظایف نهادهای مالی و تعیین جایگاه سرمایه گذاران خارجی شناسایی و بر این اساس، مدل نهایی زنجیره خدمات تأمین مالی مبتنی بر سرمایه تدوین شده است.
ارزیابی ویژگی های شخصیتی مربیان حرفه ای ورزش های گروهی و انفرادی بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت
حوزههای تخصصی:
ویژگی های شخصیتی نقش بسزایی در عملکرد مربیان ورزشی دارند و می توانند بر سبک مربی گری، کیفیت تعامل با ورزشکاران و موفقیت حرفه ای آنان تأثیر بگذارند. با توجه به تفاوت های ماهیتی بین ورزش های گروهی و انفرادی، شناخت ویژگی های شخصیتی مربیان ضروری است. از این رو، هدف پژوهش حاضر مقایسه ویژگی های شخصیتی مربیان حرفه ای ایران بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت در دو حوزه ورزش های گروهی و انفرادی بود. این مطالعه با روش علی-مقایسه ای و به صورت مقطعی (شش ماهه) در سال 1403 انجام شد. نمونه پژوهش شامل 28 مربی حرفه ای (14 مربی ورزش های گروهی و 14 مربی ورزش های انفرادی) شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای ارزیابی ویژگی های شخصیتی، از نسخه کوتاه پرسشنامه نئو (NEO-FFI) استفاده شد. داده ها نیز با آزمون تی مستقل در نرم افزار SPSS-21 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مربیان ورزش های گروهی به طور معناداری از سطح بالاتری برون گرایی، تجربه پذیری، سازگاری و وظیفه شناسی برخوردار بودند. این در حالی است که مربیان ورزش های انفرادی سطح پایین تری از روان رنجوری داشتند (0.05 >p). تفاوت های مشاهده شده بین دو گروه، با محاسبه اندازه اثر کوهن و توان آزمون بالا نیز تأیید شد. از یافته ها می توان استنباط کرد که مربیان حرفه ای ورزش های گروهی برای ایفای نقش مؤثر خود از ویژگی های شخصیتی اجتماعی تر و سازگارتر استفاده می کنند، درحالی که مربیان حرفه ای ورزش های انفرادی، پایداری هیجانی بیشتری از خود نشان می دهند. این نتایج می تواند به عنوان مبنای علمی در فرآیند انتخاب، آموزش و توسعه مهارت های مربیان به کار گرفته شود و منجر به بهبود عملکرد ورزشی ورزشکاران شود
The Role of Religion in the Formation of Knowledge from the Perspective of Abul Hasan Ameri(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
95 - 118
حوزههای تخصصی:
Ameri believes that knowledge is formed through matter and form. This matter either originates from religion or does not. If the matter comes from a religious source, it constitutes religious sciences in the specific sense, including disciplines such as hadith studies and similar fields. However, since religion requires not only matter but also form, and since the general form of all sciences is shaped by the universal intellect that is the source of religion—namely, the intellect of the Prophet—while their details are discovered by ordinary human intellects, it can be said that the true form of all sciences is religion and knowledge takes shape under a form called religion. In this sense, all real sciences,inasmuch as they correspond to reality,are religious, and it is religion, through its teachings, that leads to the existence of real sciences. In other words, since the combination of religion and human intellect, which is called wisdom, forms the structure of real sciences, it can be said that the main paradigm for the formation of real sciences is wisdom.
شناسایی تجارب زیسته دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان لرستان از عوامل موثر بر معنویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر معنویت دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان و راهکارهای افزایش آن انجام شد. روش: روش پژوهش، کیفی است و با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه مشارکت کنندگان پژوهش، شامل 20 دانشجومعلم دانشگاه فرهنگیان لرستان بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون، تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مصاحبه های انجام شده، منجر به شناسایی چهار مضمون فراگیر و 14 مضمون سازمان دهنده، شامل «نقش عوامل اجتماعی انسانی»(کادر اداری فرهنگی و آموزشی، جایگاه علمی اساتید)؛ «نقش محیط و فضا»(نقش دوستان، نقش فضای مجازی، وضعیت خوابگاه، امکانات دانشگاه)؛ «اثرگذاری ضعفهای شناختی و معرفتی»(عدم پیگیری حصول معرفت معنویت، به کار نبستن اصول منطقی تفکر، عدم انتقال معارف صحیح به شیوه فراگیر) و «محرّکها و راهکارها»(مشوّقها و انگیزه ها، آزادی و پرسشگری، اثرگذاری نیروی انسانی، برگزاری جلسات مذهبی، آگاه کردن دانشجویان) و همچنین 162 مضمون پایه شد. نتیجه گیری: لازمه ایجاد جوّ معنوی اثرگذار و پایدار در دانشگاه فرهنگیان، منوط به کارایی هرچه بیشتر برنامه های فرهنگی، از جمله برگزاری جشنها و مراسم مذهبی مؤثر و آشنایی دانشجومعلمان با معنویت و زیبایی ها و آثار آن است. یافته های حاصل از این پژوهش می تواند جزء برنامه های اصلاحی دانشگاه فرهنگیان برای آشنایی عوامل مؤثر در معنویت و راهکارهای افزایش آن باشد.
Former les traducteurs à la post-édition: enjeux, défis et stratégies pédagogiques à l’ère de l’intelligence artificielle(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Les avancées des technologies d’intelligence artificielle, y compris des outils de traduction automatique tels que Google Translate, DeepL et ChatGPT, ont profondément transformé le domaine de la traduction et fait de la post-édition une compétence essentielle pour les traducteurs modernes. Cet article examine les défis et opportunités liés à l’enseignement de la post-édition aux étudiants en traduction. Cette étude analyse les performances de 30 étudiants en licence et master de traduction dans le domaine de la post-édition. Ces étudiants ont travaillé sur des traductions automatiques de textes techniques, littéraires et culturels, et les résultats ont été évalués en termes de qualité linguistique, de cohérence stylistique et d’adaptation culturelle. Les résultats montrent que la post-édition a permis des améliorations significatives des traductions automatiques, avec des scores passant de 3,2 à 4,4 pour la qualité linguistique, de 2,8 à 4,0 pour la cohérence stylistique et de 2,5 à 4,1 pour l’adaptation culturelle. Cette recherche souligne l’importance d’intégrer des exercices créatifs, l’utilisation d’outils avancés de traduction et une réflexion sur les enjeux éthiques dans la formation. Face au rôle croissant de l’intelligence artificielle, il est impératif de préparer les futurs traducteurs à la post-édition afin d’optimiser la productivité tout en maintenant une qualité professionnelle élevée.
تحلیل طنز در «البخلاء» اثر جاحظ بر اساس نظریه عمومی طنز کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
191 - 206
حوزههای تخصصی:
در طنز کلامی، زبان علاوه بر این که وسیله ای برای رساندن معانی طنزآمیز است، به عنوان ابزاری برای طنزآفرینی نیز درنظر گرفته می شود. در نظریه عمومی طنز کلامی علاوه بر تحلیل سطح معنا، سطوح زبانی، شناختی و جامعه شناختی طنز نیز مورد تحلیل قرار می گیرد. «البخلاء» اثر مشهور «جاحظ» است که در آن حالات گوناگون مشاهیر، علماء و ادبای بخیل در قالب داستان هایی کوتاه توصیف می شود. نثر البخلاء به علت ماهیت جذاب و نقادانه، نقشی مؤثر در ایجاد، تثبیت و عادی سازی انگاره های ذهنی جاحظ در قالب طنز دارد. وجود این ویژگی نشان می دهد که این اثر قابلیت انطباق با نظریه عمومی طنز کلامی را دارا است؛ بنابراین در این پژوهش تلاش می شود با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، متغیرهای شش گانه نظریه عمومی طنز کلامی در داستان های البخلاء بررسی شود. پرسش اصلی این است که عناصر کلامی جاحظ در طنز «البخلاء» چگونه است؟ نتایج نشان می دهد تقابل انگاره در این اثر به صورت واقعی/غیرواقعی، منتظره/غیرمنتظره و ممکن/غیرممکن و با استفاده از سطوح ساختواژی، واژگانی، نحوی و معنایی جلوه یافته است. همچنین طنز داستان زمانی به اوج می رسد که تقابل های فوق از طریق قرارگرفتن دو شخص متضاد و یا دو موضوع مخالف ارائه می گردد.
Exploring Affective Properties of Emojis: Identifying the Persian Emoji Lexicon(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aims: The present study aimed to validate the Persian Emoji Lexicon (PEL) and examine gender and cultural differences in the perception of the affective properties of selected emojis. Method: The study consisted of two phases: emoji selection and an online survey. First, we identified the 109 most frequently used emojis on Twitter. In the second phase, we assessed emotion and valence ratings from a sample of 200 X users (140 females; 27.3 ± 3.5 years). Results: Of the 109 selected emojis, 90 were perceived as having a positive valence. Gender comparisons revealed that women rated significantly higher emotional intensity across all eight emotion dimensions compared to men. We also compared our findings with a similar database validated among Canadians. The inter-rater reliability for emoji valence ratings between Iranian and Canadian participants showed a fair level of agreement (Kappa coefficient = 0.357), while also highlighting significant cultural differences in emotion perception. Conclusion: This database serves as a valuable resource for sentiment analysis of social media texts containing emojis, as well as for practical applications where emojis function as emotional cues to influence behavior (e.g., in marketing and education).
The role of optimism and self-compassion in teachers' social well-being
حوزههای تخصصی:
Social well-being is an important aspect of health that has not been given due attention so far. Especially in the teachers' group, who play an important role in nurturing the country's future leaders, and the need to pay attention to this issue is felt. Accordingly, the aim of the present study is to determine the role of optimism and self-compassion in teachers' social well-being. The method of conducting the research was descriptive correlational research. The statistical population of this study consisted of all teachers (male and female) in the primary school of Nimroz city, of whom 148 people were selected using a random stratified sampling method according to the Cochran formula. The research tools used were three questionnaires: optimism (Scheyer and Carver, 1985), self-compassion (Neff et al., 2012), and social well-being (Keyes, 2011). Linear and stepwise regression, Pearson correlation coefficient, were used to analyze the research hypotheses. The results showed that optimism and self-compassion were able to significantly predict the social well-being of teachers in Nimroz city. Among the components of optimism, the component of intrinsic optimism and among the components of self-compassion, the component of self-kindness played the most important role in the social well-being of teachers. Also, a significant relationship was observed between optimism and self-compassion and its components with the social well-being of teachers.
راهبردهای بازیابی جایگاه مطبوعات در بین مخاطبان رسانه های جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
5 - 32
حوزههای تخصصی:
مطبوعات در تاریخ معاصر ایران همواره نقشی تعیین کننده در تحولات اجتماعی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایفا کرده اند. بااین وجود، رشد رسانه های ارتباطی مجازی و محدودیت هایی که مطبوعات در سال های اخیر تجربه کرده اند، سبب شده است این نقش تعیین کننده با ریزش مخاطبان تضعیف شود. تداوم این وضعیت، با توجه به نقش بنیادی مطبوعات در جامعه ایرانی و جریان سازی آن در تاریخ معاصر، می تواند پیامدهای منفی به دنبال داشته باشد. پژوهش حاضر به دنبال ارائه راهکارهایی برای بازیابی جایگاه مطبوعات در میان مخاطبان رسانه های جدید بود. برای نیل به این هدف، از روش نظریه زمینه ای (رویکرد کلاسیک ظهوریابنده) استفاده شد. مشارکت کنندگان شامل ۲۹ نفر از متخصصان، استادان دانشگاه، کارشناسان و افرادی بودند که حداقل ۷ سال سابقه حرفه ای در این حوزه داشتند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. نتایج پژوهش بیانگر آن بود که ۵ راهکار اصلی برای بازیابی نقش مطبوعات در عصر مجازی می توان ارائه داد: بازسازی نظام تولید محتوا (تحلیلگری محتوا، همگام سازی محتوا و جذاب سازی محتوا)، بازسازی نظام مخاطب شناسی (نیازسنجی مداوم و تقویت تعامل دوسویه)، مجازی سازی ساختاری (پذیرش مجازی، شبکه سازی مجازی، روزنامه اینترنتی)، بازسازی نظام تولید و توزیع (بازسازی شبکه تولید، بازسازی شبکه توزیع، بازسازی شبکه مالی) و بازسازی نظام اعتماد (آزادی بیان، تقویت ماهیت مردمی، استقلال، تغییر قوانین). در صورت تحقق این راهکارها که درهم تنیده اند و ماهیتی سیستمی دارند، می توان انتظار داشت به مرور مخاطبان مطبوعات افزایش یابند؛ هرچند ماهیت این مخاطبان با عصر پیشامجازی متفاوت خواهد بود.
واکاوی ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
7 - 29
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر پیامدهای خاص فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری متمرکز است. یکی از پیامدهای آن، افزایش تولید و توزیع اخبار جعلی است که فرایند آگاه سازی و اعتماد عمومی را به شدت تحت الشعاع قرار داده و آسیب های فراوانی به پایه های حکمرانی و دموکراسی وارد کرده است. برای مواجهه مناسب با این مسئله، تکیه بر ابعاد جدید معرفتی روزنامه نگاری ضروری است. هدف از این تحقیق، شناخت ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال است. به همین منظور، از روش فراترکیب بر روی کلیه تحقیقات انجام شده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ استفاده شد. در پایان، در قالب چهار مقوله "پیام"، "وسیله"، "مخاطب" و "فضا"، مؤلفه های داده به عنوان یک فرم دانش؛ بحران اخبار جعلی، دانش شبکه ای، روزنامه نگاری دیجیتال به عنوان علم چندرشته ای؛ خبرنویسی زنده، روزنامه نگاری موبایلی به عنوان یک فرم دانش؛ تجمیع خبری به عنوان یک شیوه معرفت شناختی؛ شیوه های خبری الگوریتمی، رسانه اجتماعی به عنوان یک پلتفرم خبری؛ جریان خبری شتابان، هنجارهای راستی آزمایی، مشارکت، کامنت های کاربران، اقتدار کاربر، عصر پساحقیقت و روزنامه نگاری مستقل از زمان تحت عنوان "ابعاد معرفتی روزنامه نگاری دیجیتال" شناسایی شدند که می توان آن ها را پیامدهای فناوری دیجیتال بر معرفت شناسی روزنامه نگاری به شمار آورد.
مؤلفه های موثر بر سرشت و سرنوشت مطبوعات ایران در دوران جنگ جهانی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
21 - 39
حوزههای تخصصی:
هدف: با نزدیک شدن به انقلاب مشروطیت هر روز بر اهمیت و جایگاه مطبوعات در وقایع سیاسی افزوده می شد اما جز اندک زمان کوتاهی پس از مشروطیت و ایام پس از سقوط رضاشاه را نمی توان به عنوان عصر رونق مطبوعات به حساب آورد. در مرحله نخست و در پی انقلاب مشروطیت، روزنامه ها و مطبوعات ملی و محلی گوناگونی در عرصه سیاسی و فرهنگی ایران ظهور نمودند، به طوری که دو روزنامه «مجلس» و «ایران نو» در مجلس دوم هر کدام یکی از دو حزب و جریان سیاسی را نمایندگی می کردند. در طول جنگ جهانی دوم با وجود فضای باز سیاسی اما بار دیگر همان رویکرد لجام گسیختگی و هتاکی مطبوعات ادامه یافت که با وجود آزادی نسبی در مطبوعات اما پیشرفتی در زمینه حرفه ای شدن مطبوعات به وقوع نپیوست. حال پرسش اساسی پژوهش حاضر این است که، فضای باز و متناقض سیاسی آن دوره و کانون های متعدد قدرت، سرنوشت و سرشت مطبوعات را به چه سمت و سویی سوق می دادند؟روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کتابخانه ای بوده که در آن پس از بررسی و جمع آوری داده ها در قالب فیش های تحقیق، به دسته بندی و سپس تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعت پرداخته شده است.یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این است که در شرایط آن روز اوضاع مطبوعات ثابت نبود و گردانندگان نشریات نیز در صورت توقیف از فضای باز و شرایط جدید سیاسی استفاده می نمودند و با اخذ امتیاز با عناوینی دیگر ولی با همان اهداف و رویکردهای قبلی به فعالیت خود ادامه می دادند و توقیف را دور می زدند و بی اعتبار می ساختند و همین عامل هم باعث هتاکی و جسارت بیشتر مطبوعات این دوره شده بود.نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که هرگاه مجلس به عنوان نماد آزادی خواهی قدرت می گرفت، مطبوعات نیز به عنوان رکن چهارم دموکراسی تقویت می شدند، به طوری که در اثنای جنگ جهانی دوم و شکل گیری فضای باز سیاسی، این اتفاق به خصوص در مجلس چهاردهم رقم خورد و رشد و گسترش مطبوعات را - در کوتاه مدت - به دنبال داشت. اما کمرنگ شدن نقش مجلس و دخالت نیروهای خارجی در انتخابات این نهاد مهم، بر سرنوشت مطبوعات نیز اثر منفی نهاد و در نهایت مطبوعات را به سمت و سوی کم رونقی پیش برد.
مسائل ویژه مدیریت و رهبری در تحقق رسالت های نوین مدارس
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
23 - 33
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحولات سریع اجتماعی، فناوری، و آموزشی در قرن بیست و یکم، مدارس را به مأموریت های نوینی همچون پرورش دانش آموزان خلاق، مسئولیت پذیر و نوآور سوق داده است. در این راستا، مدیریت و رهبری آموزشی به عنوان عوامل کلیدی در تحقق این مأموریت ها مطرح می شوند. پژوهش حاضر به بررسی چالش های ویژه مدیریت و رهبری و استراتژی های مؤثر در راستای تحقق این مأموریت های نوین پرداخته است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران مدارس و کارشناسان آموزشی بود که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین چالش های مدیران شامل محدودیت منابع، نیاز به توسعه حرفه ای معلمان، مقاومت نسبت به تغییر، عدم مشارکت ذینفعان، و کمبود آمادگی در مواجهه با بحران ها است. استراتژی های پیشنهادی برای مقابله با این چالش ها شامل تخصیص استراتژیک منابع، ارائه برنامه های توسعه حرفه ای منظم، تقویت همکاری با ذینفعان، برنامه های مدیریت تغییر و تدوین چارچوب های آمادگی برای بحران ها می باشد. همچنین، ادغام فناوری به عنوان ابزاری ضروری برای تحول آموزشی شناسایی شد. نتیجه گیری: مدیریت و رهبری مؤثر در مدارس نیازمند ترکیبی از برنامه ریزی استراتژیک، مشارکت ذینفعان، توسعه حرفه ای، و تقویت فرهنگ نوآوری است. این پژوهش پیشنهاد می کند که رهبران مدارس باید با بهره گیری از استراتژی های نوآورانه و سازگار، مدارس را به محیط های یادگیری پیشرو و پاسخگو تبدیل کنند. یافته ها می توانند به سیاست گذاران و رهبران آموزشی در تدوین راهبردهای عملیاتی برای بهبود کیفیت آموزشی و تحقق مأموریت های نوین کمک کند.
پیامدهای امنیتی جنگ روسیه و اوکراین بر غرب آسیا با تأکید بر ج.ا.ایران
منبع:
غرب آسیا سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹)
33 - 64
حوزههای تخصصی:
جنگ روسیه و اوکراین پیامدها و تأثیرات به سزایی را برای اقتصاد بین الملل از جمله ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سایر مناطق جغرافیایی در پی داشته است. پژوهش حاضر با روش آینده پژوهی به دنبال پاسخ به این پرسش است که پیامدهای امنیتی جنگ روسیه و اوکراین بر غرب آسیا و ایران چه خواهد بود؟ هدف این پژوهش شناسایی جامع پیامدهای امنیتی جتگ روسیه و اوکراین بر غرب آسیا و ج.ا.ایران می باشد. روش پژوهش در این طرح، روش آمیخته (کمی- کیفی) می باشد. یافته ها نشان می دهد که شاخص A2 (تاثیر بر زنجیره تامین و بازار مالی (تورم بالا و افزایش بی رویه قیمت ها) در رتبه اول تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص A11 (افزایش مهاجرت آوارگان جنگ) در رتبه دوم تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص A3 (تاثیر بر منابع غذایی (کمیت و کیفیت) در رتبه سوم تأثیرگذاری مستقیم و رتبه چهارم غیرمستقیم قرار گرفته است. نتیجه این است که اختلافات ژئوپلیتیکی و جنگ اثرات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی بر سایر کشورها دارد. درگیری روسیه و اوکراین نشان داده است که اعمال تحریم ها علیه یک کشور متخاصم بهترین پاسخ نیست، زیرا تأثیرات سرریزی بر کشورهای غیر درگیر دارد، به ویژه زمانی که کشورهای متخاصم شرکای تجاری کشورهای غیر درگیری هستند. از این رو، رهبران سیاسی باید تلاش کنند تا از رویارویی هایی مانند تقابل بین اوکراین و روسیه اجتناب کنند و باید از گفتگو به عنوان مکانیزمی برای حل مناقشه استفاده کنند.
شناسایی و اولویت بندی الزامات اولیه و اساسی هوشمندسازی مدارس (مطالعه موردی: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش شناسایی و اولویت بندی الزامات اولیه و اساسی هوشمندسازی مدارس است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر جمع آوری داده ها آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت توصیفی و از نوع اکتشافی است و از نظر روش کمی از نوع کاربردی می باشد. راهبرد مورد استفاده در بخش کیفی، تکنیک دلفی است. جامعه آماری بخش کیفی و کمی 19 نفر از خبرگان آموزش و پرورش استان خوزستان بودند که به صورت غیراحتمالی و به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابتدا با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و متون موجود، تمام عوامل و عناصر مرتبط با هوشمندسازی مدارس احصاء شد. همچنین، برای رتبه بندی بخش کمی از روش (AHP) جهت تعیین و رتبه بندی عوامل اصلی و فرعی بهره گرفته شد. روایی ابزار به وسیله متخصصان و پایایی آن با محاسبه نرخ ناسازگاری تأیید شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که عوامل مدیریتی، توانمندسازی معلمان، یاددهی و یادگیری، مشارکت، سخت افزاری، نرم افزاری، عامل اقتصادی و عامل فرهنگی الزامات اولیه و اساسی هوشمندسازی مدارس به شمار می روند. همچنین عامل مدیریتی با ارزش 152/0 در رتبه اول، توانمندسازی معلمان با ارزش 141/0 در رتبه دوم، سخت افزار با ارزش 136/0 در رتبه سوم، یاددهی و یادگیری با ارزش 0.128 در رتبه چهارم، نرم افزار با ارزش 121/0 در رتبه پنجم، مشارکت با ارزش 115/0 در رتبه ششم، عامل اقتصادی با ارزش 104/0 در رتبه هفتم و نهایتاً عامل فرهنگی با ارزش 096/0 با کمترین تأثیر در رتبه هشتم قرار دارد. با توجه به یافته ها می توان نتیجه گیری نمود که توجه به الزامات شناسایی شده نقش مهیم در هوشمندسازی مدارس استان خوزستان دارند و طبق اولویت باید مورد توجه باشند.







