فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۵۸۱ تا ۶٬۶۰۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
83 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی و توسعه مدل قضاوت برند خدماتی به دلیل پرکاربرد بودن برند خدماتی در بانک کارآفرین است. روش پژوهش، روش آمیخته است. در بخش کیفی، مدل پیشنهادی تحقیق حاصل از مطالعه مبانی نظری و پیشینه تحقیق، در اختیار تیم خبرگان متخصصان بانکی و اساتید بازاریابی دانشگاهی قرار گرفت و با فن دلفی فازی ارزیابی شد. سپس پرسشنامه ابزار سنجش در بخش کمّی برای داده های مورد نیاز ده فرضیه تحقیق تهیه شد و پس از تایید پایایی و روایی آن، جهت سنجش مدل در بین نمونه ای به حجم 384 نفر از مشتریان بانک کارآفرین به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای توزیع و جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS است. یافته های تحقیق روابط بین فرضیه ها را تایید کرد و نشان داد اثر آوازه برند بر شواهد برند و اثر این دو بر رضایت مشتری و نگرش به برند از نظر مشتریان بانک کارآفرین تایید شده است. در مسیر مدل قضاوت برند خدماتی، نتایج نشان داد که رضایت مشتری بر نگرش به برند و نگرش بر کیفیت ادراک شده، کیفیت ادراک شده بر قضاوت نسبت به برند و سپس بر قصد خرید مشتری اثر می گذارد و در نهایت این مسیر، وفاداری مشتری ظاهر خواهد شد. این مدل، به مدیران و تصمیم گیرندگان بانکی یک برنامه مدون از جنبه های اثرگذار خدمات بانکی بر رضایت مشتریان و نگرش شان نسبت به برند بانک می دهد که در نهایت منجر به داشتن مشتریان وفادار می شود.
تأثیر ظرفیت جذب و انعطاف پذیری راهبردی بر نوآوری مدل کسب وکارهای کوچک و متوسط در زمان همه گیری بیماری کروناویروس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
121 - 140
حوزههای تخصصی:
شیوع بیماری همه گیر کروناویروس تأثیر بارزی بر عملکرد کسب وکارهای کوچک و متوسط گذاشته است که در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها اهمیت ویژه ای دارند. لذا ضرورت دارد که مدیران کسب وکارها نسبت به ایجاد نوآوری در مدل کسب وکار خود در ایجاد ارزش به منظور بقا و رشد کسب وکار خود اقدام نمایند. هدف پژوهش بررسی تأثیر ظرفیت جذب و انعطاف پذیری راهبردی بر نوآوری مدل کسب وکارهای کوچک و متوسط در طول بیماری همه گیری کروناویروس است. پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش، از نوع توصیفی همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری شامل کسب وکارهای کوچک و متوسط شهر مشهد است. حجم نمونه پژوهش 297 شرکت است که پرسشنامه استاندارد به منظور پاسخگویی برای مدیران ارشد این شرکت ها ارسال گردید. تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش به کمک نرم افزار اسمارت پی ال اس و همچنین روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جرئی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که ظرفیت جذب بالقوه به طور مستقیم بر ظرفیت جذب تحقق یافته و همچنین نوآوری مدل کسب وکار و انعطاف پذیری راهبردی تأثیر مثبت و معناداری دارد. امّا تأثیر انعطاف پذیری راهبردی بر نوآوری مدل کسب وکار مثبت و معنادار نیست. لیکن ظرفیت جذب یک پیش شرط برای نوآوری مدل کسب وکار و انعطاف پذیری راهبردی محسوب شده و تأثیر معنادار و مثبت بر هریک از این ها دارد. ظرفیت جذب بالقوه کسب وکارهای کوچک و متوسط به طور کلی ظرفیت دسترسی، درونی سازی و بهره برداری از دانش جدید، نوآوری مدل کسب وکار و همچنین انعطاف پذیری آن ها را افزایش می دهد.
ناکارآمدی قیمت گذاری و معاملات بازخورد در صندوق های قابل معامله طلا در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۴
147 - 168
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع دارایی های مالی که از اواخر دهه 1990 رشد چشمگیری داشته، صندوق های قابل معامله در بورس است که نشان دهنده یک نوآوری با محبوبیت زیاد در بین سرمایه گذاران خرد و نهادی می باشد. وجود انحراف قیمت بین صندوق های قابل معامله و خالص ارزش دارایی آن ها می تواند منجر به ایجاد استراتژی معاملات بازخورد در بین معامله گران این دارایی ها شود. در این راستا با استفاده از مدل سنتانا-وادوانی (1992) و داده های صندوق های قابل معامله طلا در بورس کالای ایران طی دوره زمانی 1396/03/20 الی 1401/06/12، به بررسی وجود معاملات بازخورد بین معامله گران این بازار پرداخته شد. نتایج نشان داد که نوسان بازدهی این صندوق ها در مقابل اخبار مختلف، نامتقارن و منفی بوده که نشان از تأثیر بیشتر اخبار مثبت نسبت به اخبار منفی دارد. ضریب مربوط به معاملات بازخورد نشان داد که هیچگونه شواهدی مبنی بر وجود معاملات بازخورد در بازار این صندوق ها وجود ندارد. به دلیل وجود دو بازار رسمی (گواهی سپرده با هم پوشانی کامل زمان معاملات) و غیررسمی (بازار آزاد با هم پوشانی ناکامل زمان معاملات) برای معاملات دارایی پایه در ایران، معامله گران توجهی به انحراف قیمت صندوق ها نسبت به خالص ارزش دارایی آن ها ندارند. ضریب مربوط به ناکارآمدی بازار نشان داد که معامله گران این صندوق ها رفتار هدایت شده اطلاعاتی دارند. معاملات صندوق های مورد بررسی، بر پایه ناکارآمدی بازار بوده و اخبار و اطلاعات منتشره در بازار بیشترین تأثیر را بر معاملات آن ها دارد.
تدوین مدل ریسک پذیری حسابرس با هدف بهبود قضاوت حرفه ای حسابرس (رویکرد داده بنیاد چندوجهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابداری مالی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۵۶)
141 - 157
حوزههای تخصصی:
قضاوت اخلاقی یک پروسه فکری است که تحت تأثیر عوامل بسیاری مانند ارزش های شخصی حسابرس و اثرات بیرونی بر قضاوت های حسابرسی قرار دارد. در حرفه حسابرسی ریسک پذیری اشخاص می تواند بر حجم رسیدگی ها و نوع آزمون های حسابرسی تاثیرگذار باشد و در نهایت قضاوت حرفه ای حسابرس را تحت الشعاع قرار دهد. هدف این پژوهش تدوین مدل ریسک پذیری حسابرس با هدف بهبود قضاوت حرفه ای حسابرس (رویکرد داده بنیاد چندوجهی) می باشد. پژوهش با 20 مصاحبه از خبره حرفه حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و با نمونه گیری روش گلوله برفی و رویکرد داده بنیاد چند وجهی انجام گرفته است. نتایج شامل استخراج پانصد کد مفهومی، چهل مقوله فرعی، پانزده مقوله اصلی و یک مدل مفهومی باشد. سرانجام؛ مولفه های چون تجربه حرفه ای، دانش تخصصی، عوامل روان شناختی، اخلاق حرفه ای، نظارت نهادهای ناظر، رهبری، کار تیمی، همکاری، جامعه ذینفعان، پیچیدگی کار، رضایت درونی حسابرس، فشار ذینفعان، فشار زمانی، انگیزه و منافع شخصی، رفتار فرصت طلبانه ساختار فرهنگی، توان توجیه کنندگی و غیره شناسایی شد.
واکاویِ مفهومِ طراحیِ خط مشی، با استفاده از تحلیل مضمونی: ماهیت، شاخص ها و عناصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه مدیریت راهبردی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
145 - 174
حوزههای تخصصی:
در ادبیات و متون علمیِ مربوط به خط مشی عمومی، «طراحیِ خط مشی» معادل با شکل گیری خط مشی و یا بخشی از آن در نظر گرفته شده است. برخی آن را بدیهی و برخی ناممکن دانسته اند که این موضوع منجر به ایجاد پراکندگی در ادبیاتِ «طراحیِ خط مشی» و ابهام در مفهوم آن شده است. پژوهشِ حاضر، با هدف فهم و تبیین مفهوم «طراحیِ خط مشی» به واکاوی و تحلیل ادبیاتِ موجود در این حوزه پرداخته است. در این پژوهش، نگارنده تلاش کرده است با مطالعه کتاب خانه ای، مهم ترین تعاریف و مفاهیمِ مربوط به «طراحی» و «طراحیِ خط مشی» را در ادبیاتِ موجود، جمع آوری و با استفاده از تحلیلِ مضمون به تحلیل و واکاویِ آن بپردازد. بر اساس تحلیل داده های برآمده از اسنادِ موردِ بررسی و کد گذاری داده ها، با استفاده از تحلیل مضمون این کدها در نهایت در قالب دو مضمونِ فراگیر طبقه بندی شدند که عبارتند از: «شاخص های طراحیِ خط مشی» و «عناصر طراحیِ خط مشی» که بر این اساس تلاش شده تا دو تعریف از طراحیِ خط مشی پیشنهاد شود. بر اساس شاخص ها، طراحیِ خط مشی، تلاشی است آگاهانه برای ایجاد خط مشی های کارآمد، با استفاده از دانش و خلاقیت، در جهت ایجاد تغییراتِ مورد نظر و مطلوب. بر اساس عناصر، طراحیِ خط مشی، تلاشِ طراحانِ خط مشی در جهت کاوشِ زمینه ای و ایجاد و تقویت زیرساخت های استفاده از دانش در خط مشی گذاری و شکل گیریِ طرح های موثر و کارآمد از خط مشی است.
بررسی رابطه بین نظارت نهادی و انواع ارتباطات سیاسی با پایداری سود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابداری مالی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
113 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین پایداری سود، نظارت نهادی و انواع ارتباطات سیاسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1395 تا 1401 و تعداد نمونه نیز 105 شرکت است. به منظور تجزیه وتحلیل داده های پژوهش، از روش تحلیل رگرسیون و نرم افزار آماری ایویوز استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد نظارت نهادی در شرکت های دارای ارتباطات سیاسی نقشی مؤثر در افزایش پایداری سود دارد. انتخاب حسابرسان بزرگ توسط شرکت های دارای ارتباطات سیاسی دارای رابطه ای معنادار با پایداری سود نیست؛ ولی هرچه مدت تصدی مدیرعامل شرکت های دارای ارتباطات سیاسی افزایش پیدا کند، پایداری سود نیز بیشتر می شود. به طور کلی، نتایج حاکی از وجود رابطه معنادار بین پایداری سود، نظارت نهادی و انواع ارتباطات سیاسی است؛ بنابراین، با توجه به اینکه اقتصاد ایران در سال های متمادی درگیر اصطلاح اقتصاد دولتی است و شرکت ها، خواه یا ناخواه، درگیر ارتباطات سیاسی هستند، بررسی روابط مدنظر در پژوهش حاضر ممکن است برای طیفی وسیع از ذی نفعان شرکت از جمله دولت، تصمیم گیرندگان شرکت ها، تحلیلگران، سرمایه گذاران و غیره، از اهمیت بسیار برخوردار باشد.
تأثیر هوش هیجانی و نیازهای اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
195 - 222
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق تأثیر هوش هیجانی و نیازهای اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی با رویکرد تحلیل مسیر می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموزان مقطع دبیرستان پایه پنجم ادبی شهرستان نینوی ناحیه بعشیقه به تعداد 500 نفر می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 244 نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ی پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی گلمن (2001)، نیازهای اساسی روانشناختی از گاردیا و همکاران (2000)، اهداف پیشرفت تحصیلی از میدلتون و میدگلی (1998)، خودکارآمدی تحصیلی از موریس (2001)، سازگاری تحصیلی سینها و سینگ (1993) و پیشرفت تحصیلی از صالحی (1394) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه هوش هیجانی 91/0، نیازهای اساسی روانشناختی 86/0، اهداف پیشرفت تحصیلی 90/0، خودکارآمدی تحصیلی 89/0، سازگاری تحصیلی 84/0، پیشرفت تحصیلی 83/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که هوش هیجانی، نیازهای های اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و غیر مستقیم با نقش میانجی خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
آسیب شناسی شیوه های انتصاب مدیران بازرگانی در شرکت های دولتی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های بازرگانی خرداد و تیر ۱۴۰۲ شماره ۱۱۹
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، آسیب شناسی شیوه های انتصاب مدیران بازرگانی در شرکت های دولتی کشور بوده که جهت تحقق این مهم از الگوی آسیب شناسی سه شاخگی؛ از روش تحقیق ترکیبی و جهت گردآوری داده های کیفی و کمی به ترتیب از مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته بهره برده شد. نتایج پژوهش نشان داد که: (1) غلبه فضای سیاسی و وابستگی انتخاب مدیران بازرگانی به جریانات سیاسی و (2) دخالت شخصیت> های حقیقی و حقوقی غیرمرتبط در فرایند انتخاب مدیران، از جمله مهم ترین آسیب های محیطی در فرایند انتصاب مدیران بازرگانی در شرکت های دولتی کشور بوده است. همچنین (1) اجرای سلیقه ای دستورالعمل ها و آیین نامه ها در انتصاب مدیران بازرگانی، (2) انتخاب افراد مطیع و (3) اولویت داشتن افراد همسو یا همانند در فرایند انتخاب شدن، مهم ترین آسیب های رفتاری بوده است. علاوه بر این (1) عدم استفاده از الگوی علمی و مدون در انتصاب مدیران، (2) دقیق و جامع نبودن شاخص های سنجش توانایی های افراد جهت تصدی پست های مدیریت بازرگانی مانند تسلط بر قوانین بازرگانی و گمرکی و (3) عدم انطباق و همخوانی بین تخصص افراد انتصاب شده با تخصص بازرگانی، به عنوان مهم ترین آسیب های ساختاری در فرایند انتصاب مدیران بازرگانی در شرکت های دولتی کشور شناسایی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آسیب های ساختاری در فرایند انتصاب مدیران از یک سو میزان تأثیرپذیری سازمان از آسیب های محیطی را افزایش می دهد و از سوی دیگر وقوع آسیب های رفتاری را در این حوزه تسهیل و تسریع می کند.
ارائه مدل خودتوانمند سازی کارکنان بهداشت و درمان و حوزه سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
51 - 72
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودتوانمندسازی به فرایندهایی اشاره می کند که کارکنان، خود تصمیم به طی آن می گیرند و به تبع مهارت ها، دانش و توانایی هایی که فرد در راستای خودتوانمندسازی کسب می کند، به شکل گیری احساس شایستگی، معناداری، حق انتخاب، اثرگذاری و... منجر می شود. بر این مبنا، مقاله حاضر درصدد ارائه مدل خودتوانمندسازی کارکنان بهداشت و درمان و حوزه سلامت است.
روش: این پژوهش با استفاده از روش کیفی داده بنیاد و با بهره گیری از ابزار مصاحبه اجرا شده است. جامعه هدف پژوهش خبرگان، استادان و مطلعان دانشگاهی در حوزه مدیریت و نیز مدیران دو بیمارستان منتخب با نام های «عرفان، واقع در سعادت آباد» و «عرفان واقع در نیایش» بودند. از میان آن ها، ۴۰ نفر به شیوه نمونه گیری نظری (۲۰ نفر از مدیران بیمارستانی و ۲۰ نفر از خبرگان و صاحب نظران علمی و دانشگاهی) انتخاب شد و جمع آوری اطلاعات تا مرحله اشباع و کفایت نظری ادامه پیدا کرد.
یافته ها: «عوامل علّی» (عوامل درون و برون سازمانی)، «عوامل زمینه ای» (محیطی مشتمل بر عوامل سازمانی و اجتماعی و فرهنگی) و نیز «عوامل مداخله گر» (الزامات سازمانی)، در بروز و ظهور خودتوانمندسازی در مراکز بیمارستانی اثرگذارند؛ از این رو در مدلی که به منظور خودتوانمندسازی کارکنان بهداشت، درمان و حوزه سلامت ارائه می شود، باید «راهبردهای کلان مدیریتی» در جهت تغییر پارادایم مدیریتی، از جمله دگرگونی در ساختار، تقویت فرهنگ سازمانی و... را اِعمال کرد تا شاهد پیامدها و دستاوردهای «سازمانی و فراسازمانی» بود که مشتمل است بر رشد و تعالی فردی (کارکنان)، تحول نظام اداری، رضایتمندی مدیران، کارکنان و مراجعه کنندگان به مراکز بیمارستانی.
نتیجه گیری: از آنجا که خودتوانمندسازی باور فرد درباره توانایی و قدرت لازم برای ادای وظیفه است، چنانچه از سویی این باور تقویت شود و از سوی دیگر، مراکز بیمارستانی با اِعمال روزآمدی و نیز، تلاش برای حمایت از کارکنان و حاکم شدن عدالت و قانونمندی در سازمان که زمینه ساز استقرار شایسته سالاری و حاکم شدن ضابطه بر رابطه است، می توان انگیزه های لازم برای خودتوانمندسازی را در کارکنان ایجاد کرد.
طراحی مدل تعالی حکمرانی مطلوب در دیوان محاسبات کشور (مطالعه کیفی با روش نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۲
405 - 422
حوزههای تخصصی:
حکمرانی، مهم ترین عامل توسعه و پیشرفت و اولین و پایه ای ترین نیاز هر کشور می باشد. هدف اصلی ﭘﮋﻭﻫﺶ حاضر، طراحی مدل تعالی حکمرانی مطلوب در دیوان محاسبات کشور است. جهت دستیابی به مدل تعالی حکمرانی مطلوب، از روش کیفی - اکتشافی استفاده شده است. ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﻣﺎﺭی بخش کیفی، تعداد 20 نفر از نخبگان و خبرگان دیوان محاسبات کشور هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده اند و جهت ﺟﻤﻊﺁﻭﺭی ﺩﺍﺩﻩ ها ﺍﺯ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻧیﻤﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭیﺎﻓﺘﻪ و برای ﺗﺠﺰیﻪ ﻭ ﺗﺤﻠیﻞ داده ها ﺑﺎ ﺭﻭﺵ ﺗﺤﻠیﻞ مضمون (تم) استفاده شده است. نتایج نشان داد مدل حکمرانی مطلوب شامل 2 ﺑﻌﺪ (عوامل زمینه ای و عوامل محتوایی)، 5 مؤلفه (عوامل آرمان گرا، عوامل فرهنگی، عوامل قانون گرا، عوامل بازدارنده، عوامل انسان گرا) و 20 شاخص (ساختار سازمان، چشم انداز سازمان، اهداف کلان، راهبرد، فرهنگ سازمانی، ارزش ها و اصول بنیادین فرهنگی، حاکمیت قانون، کیفیت قوانین و مقررات، ضابطه مندی، تنقیح قوانین و مقررات، شفافیت، انضباط مالی، کنترل داخلی، کنترل فساد، پاسخگویی، مسئولیت پذیری، عدالت اجتماعی، مشارکت، اعتمادآفرینی، شایسته گزینی و شایسته سالاری) است.
تدوین مدل کیفی شایستگی حرفه ای حسابرسان از دیدگاه شرکای موسسه حسابرسی و مدیران جامعه حسابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۳
205 - 221
حوزههای تخصصی:
شایستگی مدیران یکی از نکات مهم در کیفیت حسابرسی است. ﻫﺪف اﺻﻠﯽ ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، تبیین ابعاد شایستگی حرفه ای ﺣﺴﺎﺑﺮﺳان و شناسایی پیامد های حاصل از آن ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از رویﮑﺮد مبتنی بر ﻧﻈﺮیﻪ داده ﺑﻨﯿﺎد است، که می تواند به عنوان یک جریانِ فعال و مستمر، موجب تقویت رهبری و در نتیجه کیفیت حسابرسی ش ود. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ از نوع پژوهش های ﮐﯿﻔﯽ است، لذا مصاحبه ژرف نگر و نیمه س اخت یافته ﺑﺎ 15 ﻧﻔﺮ از ﺷﺮﮐﺎی ﻣﺆسسه های ﺣﺴﺎﺑﺮﺳﯽ و ﻣﺪیﺮان ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺣﺴﺎﺑﺪاران رﺳﻤﯽ ایﺮان ﮐﻪ ﺑﺎ استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و با روش ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺑﺮﻓﯽ اﻧﺘﺨﺎب و طی سال 1401 انجام شد. ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﯿﺮی ﺗﺎ ﻣﺮﺣﻠﻪ اﺷﺒﺎع ﻧﻈﺮی در اﻃﻼﻋﺎت ﮔﺮدآوری ﺷﺪه اداﻣﻪ یﺎﻓﺖ. برای به دست آوردن اعتبار و پایایی تحقیق از برخی از روش هایی که برای اعتباربخشی به مدل و نتایج تحقیق کیفی استفاده می شود، مانند: زاویه بندی (اجماع/مثلث سازی)، کنترل اعضا (بررسی توسط اعضا) و ارزیابی بر اساس 10 شاخص "مقبولیت" استراوس و کوربین، استفاده شد. سپس ابعاد شایستگی حرفه ای ﺣﺴﺎﺑﺮﺳان در قالب شرایط ﻋﻠّﯽ، شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر، تحلیل و بر اساس راهبرد های موجود و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ الگوی پارادیمی فرآیند شکل گیری شایستگی حرفه ای حسابرسان، ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎی حاصل از آن شامل پیامد هایی در ُبعد کارایی و اثر بخشی و پیامد هایی در بعد رفتاری ( پاسخگویی و اعتماد) ﺗﺪویﻦ و در ﺑﺨﺶ ﮐﻤّﯽ تحقیق، ﺑﺮای برازش مدل، ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪی محقق ساخته، ﻃﺮاﺣﯽ و بین ﺣﺴﺎﺑﺮﺳﺎن توزیع گردید و ﺑﺎ روش ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار لیزرل به تجزیه و تحلیل آن پرداخته و در نهایت، ﻧﺘﺎیﺞ ﻣﺮﺣﻠﻪ کمی برازندگی مدل را تأیید نمود.
مدل فرایندی نهاد میانجی نوآوری در خلق ارزش های مشترک بین نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه در زیست بوم های تخصصی، نیازمند خلق ارزش و کسب و کارهای نوآورانه است. مطالعات نشان می دهد که خلق و تبادل ارزش بین نهادها می تواند منجر به توسعه زیست بوم ها شود. این پژوهش با هدف ارائه مدل فرایندی نهاد میانجی در خلق ارزش در همکاری های بین نهادی انجام شد. مطالعه حاضر با روش کیفی و رویکرد تئوری داده بنیاد انجام شد. بمنظور جمع آوری اطلاعات از مصاحبه های عمیق با 19 نفر از متخصصین حوزه نوآوری استفاده شد. مطالعه با نمونه گیری هدفمند از مصاحبه ها آغاز و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مقایسه ای به شیوه استراوس و کوربین استفاده شد. پس از تجزیه و تحلیل داده های بیش از 1332 گزاره حاصل از مصاحبه ها، بیش از 216 کد باز، 19 مقوله محوری، ۶ مقوله اصلی یافت شد. "نهاد میانجی نوآوری در خلق ارزش های بین نهادی"، "برنامه همکاری مشترک"، "خلق ارزش مشترک"، "شبکه سازی تعاملات نهادی"، "شبکه باور"، " نهاد میانجی نوآوری" و "فرایندهای میانجی نوآوری" بعنوان مقوله های اصلی یافت شد. همچنین مشخص شد عملکرد نهاد میانجی نوآوری از طریق تقویت شبکه سازی بین نهادی و با مکانیزم برنامه های همکاری مشترک منجر به خلق ارزش مشترک بین نهادهای زیست بوم تخصصی می شود.
تاثیر تاب آوری سازمانی بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش میانجی رضایت شغلی کارکنان بانک شهر استان یزد
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر تاب آوری سازمانی بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش میانجی رضایت شغلی کارکنان بانک شهر استان یزد است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و جامعه و نمونه آماری پژوهش را 59 نفر از کارکنان در سرپرستی، شعب مختلف و شهر نت های بانک شهر استان یزد تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری کل شمار انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد تاب آوری سازمانی پرایاگ و همکاران (2018)، پرسشنامه رضایت شغلی مینسوتا ویس و همکاران (1976) و پرسشنامه عملکرد سازمانی از کاپلان و نورتون (2001) استفاده شد. برای تحلیل یافته ها نیز از رویکرد معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد که امکان بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم بین متغیرها را فراهم می سازد. نتایج نشان داد که تاب آوری سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد سازمانی و رضایت شغلی دارد؛ همچنین رضایت شغلی بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد و رضایت شغلی رابطه میان تاب آوری سازمانی با عملکرد سازمانی را میانجی گری می کند.
تأثیر هوش مصنوعی با رویکرد مالی روی بحرانهای غذایی در جهان
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر، هوش مصنوعی (AI) تحولات عظیمی را در بسیاری از صنایع ایجاد کرده است. صنایع غذایی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و هوش مصنوعی تأثیر خود را بر دنیای غذاها و نوشیدنی ها هم گذاشته است. امروزه بسیاری از سازمان ها به خوبی پی برده اند که هوش مصنوعی از پتانسیل بالایی برای افزایش بهره وری، کاهش هدررفت مواد غذایی و بهبود اختلالات زنجیره تأمین برخوردار است. در نتیجه، بسیاری از فعالان صنایع غذایی در تلاش هستند که هر چه زودتر این صنعت را از مزایای هوش مصنوعی و زیرمجموعه های آن بهره مند کنند. اما به طور دقیق تأثیر هوش مصنوعی بر صنایع غذایی چیست؟ اصلاً کاربرد هوش مصنوعی در صنایع غذایی چیست؟ برای پاسخ به این سؤالات و آشنایی بیشتر با مزایای AI برای صنایع غذایی تا انتهای این مقاله همراه ما باشید.
بررسی نقش منفعت طلبی مدیران بر رابطه بین اجتناب مالیاتی و ارزش شرکت
حوزههای تخصصی:
فعالیتهای اجتناب از مالیات اساساً تحت عنوان شیوه هایی برای جلوگیری از انتقال وجه نقد از سهامداران به سوی دولت شناخته می شود، مسئله ایجاد شده در این رابطه این است که اجتناب مالیاتی همیشه به نفع سهامداران نمی باشد و مدیران فرصت طلب ممکن است به بهانه اجتناب مالیاتی، منابع را در جهت منافع شخصی هدایت یا برداشت نمایند، که این موضوع موجب افزایش هزینه های سهامداران و در نتیجه موجب فزونی مخارج اجتناب مالیاتی به منافع آن می شود. بر این اساس در این پژوهش به بررسی نقش منفعت طلبی مدیران بر رابطه اجتناب مالیاتی و ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. نمونه آماری این پژوهش متشکل از 618 مشاهده (سال- شرکت) برای 103 شرکت طی دوره زمانی 1396 تا 1401 در نظر گرفته شده است که به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان داده است که تعامل اجتناب مالیاتی و منفعت طلبی مدیران بر ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران اثرمعنادار و منفی دارد.
بررسی نقش تعدیل کنندگی کیفیت سازمانی بر رابطه بین کمیته حسابرسی و ثبات بانک ها (مطالعه موردی: بورس اوراق بهادار تهران)
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۸۷ (جلد ۱)
210 - 218
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کنندگی کیفیت سازمانی بر رابطه بین کمیته حسابرسی و ثبات بانک ها در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق کلیه بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1392 تا 1401 می باشد که پس از اعمال محدودیت های تحقیق، 18 بانک پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه پژوهش در این تحقیق انتخاب شدند. به منظور انتخاب نمونه آماری و تجزیه و تحلیل اطلاعات شرکت دریافتی در بورس اوراق بهادار تهران با دقت و اطمینان بیشتر، نمونه انتخابی به روش حذف سیستماتیک انتخاب شد. نتایج نشان می دهد که رابطه بین متغیرهای کمیته حسابرسی و ثبات بانک بر اساس سطح معنی داری به دست آمده (0160/0) و مثبت بودن آماره t تأیید می شود. همچنین تأثیر متغیر کیفیت سازمانی بر رابطه کمیته حسابرسی و ثبات بانک بر اساس سطح معناداری (0079/0) و آماره t مثبت تأیید می شود.
سیاست و مسأله تکنیک حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۳
67 - 86
حوزههای تخصصی:
غایت مطلوب سیاست، به زیستی جامعه در مسیر خیر عمومی است. این به زیستی البته نیازمند صورت بندی امر اخلاقی و امر حقوقی است؛ و این امر خود محتاج «تکنیک حکمرانی» است. تفاوت بزرگی میان دوران کلاسیک، مدرن و اندیشه اسلامی در صورت بندی تکنیک حکمرانی وجود دارد. در حالی که یونانیان تکنیک (تخنه) را در ارتباط با حقیقت فوسیس درک می کردند، انسان مدرن با انقطاع از متافیزیک، خود را خالق حقیقت حاکمیت می داند. برخلاف اندیشه عرفی شده مدرن که مذهب را از دریچه سیاست می نگرد و حاکمیت را از معنای الهیاتی آن تهی می کند، نظریه سیاسی جمهوری اسلامی با احیای جایگاه متافیزیک در حاکمیت تلاش می کند که سیاست را از مسیر مذهب دنبال نماید. نتیجه آن می شود که امر دینی در تکوین امر سیاسی جایگاه پیشینی یافته و تأثیر مستقیمی بر ظهور امر حقوقی داشته باشد. مدعای این نوشتار آن است که امر سیاسی در جمهوری اسلامی تنها توانسته متافیزیک الهیات سیاسی را بازتولید کند. اما در مقام اجرا نتوانسته تکنیک حکمرانی را در فیزیک قدرت متناسب با نظریه سیاسی نوین خود به درستی صورت بندی نماید. در نبود ابزار و تکنیک متناسب با توجیهات متافیزیک حکمرانی از یکسو و ضرورت عمل در بستر یک سیاست جهانی متضاد، نتیجه آن شده که سیاست گذاری ها و عملکردها به جای ابتنای بر حقیقت الهیات سیاسی، به آشفتگی روزمره دچار شود.
درختواره دانش حمکرانی برای مدیریت نظام آموزش و پرورش استان
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۴
25 - 46
حوزههای تخصصی:
با اوج یافتن نقش دانش در عرصه های مختلف، توجه به دانش حکمرانی نظام آموزش برای سیاست گذاری و مدیریت صحیح آن به عنوان بستری برای رشد و پیشرفت جوامع در عرصه های مختلف است. درختواره دانش حکمرانی نظام آموزش و پرورش استان یکی از راه حل های مناسب برای سیاست گذاری کلان و راهبری صحیح در انتخاب مدیران آموزش و پرورش آن منطقه به شمار می آید. ترسیم دانش حمکرانی برای مدیریت نظام آموزش و پرورش استان، پارادایمی نوین و رویکردی سیستماتیک در حکمرانی نظام آموزش استان خواهد بود و می توان دیدگاه نوینی در نحوه مدیریت آن اعمال نماید. هدف اساسی این پژوهش استخراج و گروه بندی سرشاخه های اصلی دانش مورد نیاز حکمرانی برای مدیریت آموزش و پرورش استان از طریق روش کیفی فراترکیب است. جامعه و نمونه آماری این تحقیق تمام اسناد کتابخانه ای مرتبط با موضوع حکمرانی نظام آموزش در بازه زمانی 1988 تا 2022 است. تمام اسناد نمایه شده در Google Scholar با استفاده از نرم افزارهای Publish or Perish شناسایی شد که در نهایت 27 سند پلایش شده از 680 سند علمی و همچنین کدگذاری 221 کلید واژه اختصاصی از اسناد با نرم افزار MAXQDA Analytics Pro 2020 تحلیل شد. نتیجه این که درختواره دانش حکمرانی برای مدیریت نظام آموزشی استان را با نرم افزار iMindQ بر اساس تحلیل اسناد معتبر علمی در سه سطح اصلی دانش نهادینه سازی ارکان اندیشه ساز آموزش، دانش سیاست گذاری آموزش، دانش معماری مولفه های حکمرانی نظام آموزش استان و هرکدام نیز به چندین سطح فرعی دیگر دسته بندی و ترسیم گردید.
نقش میانجی مکانیسم کامیابی در کار در تاثیرگذاری ویژگی های شخصیتی مثبت بر خود رهبری با تاکید بر نقش تعدیل گر شخصیت فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش میانجی مکانیسم کامیابی در کار در تاثیرگذاری ویژگی های شخصیتی بر خود رهبری با تاکید بر نقش تعدیل گر شخصیت فعال می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری (300 نفر) کارکنان کارخانه سپاهان باطری بوده که با روش تصادفی ساده و از طریق فرمول کوکران (169 نفر) انتخاب شدند. از پرسش نامه های اسنایدر و همکاران (1996)، اشریر و کارور (1985) که شامل ویژگی های شخصیتی مثبت، پرسش نامه گرسیا و همکاران (2012) در خود رهبری، پرسش نامه پورث و همکاران (2012) در مکانیسم کامیابی در کار و همچنین پرسش نامه جانسن و همکاران (2017) در شخصیت فعال، استفاده شد. روایی و پایایی پرسش نامه ها حاکی از آن بود که ابزارهای اندازه گیری از روایی (همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ)، خوبی برخوردار هستند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها توسط نرم افزار SMART-PLS و با استفاده از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β)، نشان دهنده آن است که ویژگی های شخصیتی مثبت بر مکانیسم کامیابی در کار و بر خودرهبری تأثیر دارد، مکانیسم کامیابی در کار بر خود رهبری تأثیر دارد، در نهایت نقش میانجی مکانیسم کامیابی در کار و نقش تعدیل گری شخصیت فعال تأیید شدند. با این اوصاف مدیران باید بتواند به منظور افزایش خود رهبری به ویژگی های شخصیتی مثبت کارکنان توجه کنند. بدین منظور نیز می توانند از مکانیسم کامیابی در کار به عنوان نقش میانجی در جهت این افزایش بهره جویند. هرچند باید مواظب کاهش سطح شخصیت فعال باشند چرا که منجر به کاهش این نوع رابطه می شود.
سیاست مصرف پایدار: بازشناسی چالش های مدیریت سبک زندگی موردمطالعه: وزارت بازرگانی عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
95 - 118
حوزههای تخصصی:
مصرف پایدار به ویژه با روند فزاینده جمعیت شهری از یک سو و مشکل دولت ها در تأمین مواد غذایی برای زندگی پایدار یک مسئله اساسی به شمار می رود که کشورهای درحال توسعه تلاش می کنند از طریق مدیریت سبک زندگی تا حد زیادی آن را کنترل نمایند. پژوهش حاضر در وزارت بازرگانی عراق در تلاش است چالش های مدیریت سبک زندگی در حوزه سیاست مصرف پایدار را شناسایی نماید. روش این پژوهش ترکیبی (کیفی و کمی) است که در مرحله اول در چارچوب تجزیه وتحلیل کیفی از نوع تحلیل تم به روش شش مرحله ای براون و کلارک (2006) انجام شد؛ ابزار گردآوری اطلاعات در مرحله اول مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق بود. اعتبار داده های پژوهش از طریق بازگشت به مصاحبه شوندگان و ممیزان بیرونی تائید شد. جامعه پژوهش متخصصان حوزه تجارت و بازرگانی بودند که از این میان تا حد اشباع داده ها با 12 نفر مصاحبه انجام گرفت؛ نمونه گیری به روش هدفمند وابسته به معیار انجام شد. در مرحله دوم پژوهش به روش کمی از نوع پیمایشی، با تحلیل عاملی مرتبه دوم از طریق نرم افزار ایموس[1] انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار آن از طریق روایی صوری و محتوایی تائید شد. نتایج این پژوهش نشان داد 57 کد اولیه، در قالب 13 کد اصلی در 4 دسته عملکرد حاکمیتی، کنشگری مصرف کننده، نفوذ اطلاعاتی و رسانه ای، اقتضائات محیطی و اقلیمی قرار گرفتند. نتایج همچنین نشان داد مدل تحلیل عاملی مؤلفه های شناسایی شده دارای برازش مناسب است و وزن عاملی مؤلفه ها به ترتیب عملکرد حاکمیتی (0.94)، کنشگری مصرف کننده (0.87)، نفوذ اطلاعاتی و رسانه ای (0.85)، اقتضائات محیطی و اقلیمی (0.69) برآورد شد. بر این اساس می توان نتیجه گرفت مؤلفه های حاکمیتی و دولتی نقش مهم تری در مدیریت سبک زندگی دارند.