فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۰۱ تا ۲٬۹۲۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین عوامل موفقیت یک استارتاپ، ارزش گذاری آن است. از طرفی به دلیل گذار به نوع جدید اقتصاد کارآمد در منابع پایدار، نقش فناوری سبز به طور فزاینده ای رو به پیشرفت است. این پژوهش با هدف بررسی ابعاد اثرگذار بر ارزش استارتاپ ها با رویکرد ارزش گذاری فناوری سبز انجام شده است. جامعه آماری شامل 12 نفر خبرگان مرتبط با حوزه استارتاپ ها بوده است که به روش نمونه گیری هدفمند با به کارگیری تکنیک گلوله برفی، تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. گردآوری داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تحلیل داده ها با نرم افزار 2020 MAXQDA صورت گرفته است. مدل نهایی با 210 شاخص، 24 مقوله و 6 بعد در قالب مدل پارادایم با محوریت بنگاه سبز کسب و کار به عنوان شرایط محوری، شرایط علی (تیم کسب و کار)، شرایط زمینه ای (فناوری سبز و نوآوری سبز)، شرایط مداخله گر (ریسک ها)، راهبردها (عوامل محیطی) و خدمات مالی (پیامدها) جهت ارزش گذاری استارتاپ ها تایید شد. با توجه به یافته ها، مقوله عوامل محیطی بیشترین تأثیر در ارزش گذاری استارتاپ ها دارد و سرمایه گذاران جهت ارزیابی ارزش سبز یک استارتاپ باید توجه بیشتری به حمایت دولت، شرایط بین المللی، ویژگی بازار و فرایندها کنند. همچنین مشاهده شد که فناوری سبز و نوآوری سبز تأثیر پایین تری نسبت به بقیه ابعاد دارد و این به سبب آن است که استارتاپ ها بر پایه یک ایده نو و به کارگیری فناوری شکل گرفته است.
The Impact of Content Produced on Instagram Social Network on Successful Economic Services of Isfahan in Corona Crisis Using a Combination of Genetic Algorithm and Forbidden Search Algorithm(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۵, No. ۹, Summer & Fall ۲۰۲۴
236 - 258
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this research was to provide a model for choosing the best content for the activity of service guilds.Method: In inferential statistics, the K-S test is used for the normality of research hypotheses. For this purpose, Pearson's correlation coefficient and linear regression tests have been used through SPSS 21 software, and the best content generated using genetic algorithms and forbidden search were introduced.Findings: Analysis of research and implementation results with two collective intelligence algorithms shows that Instagram has a positive and significant effect on all four dimensions and thus leads to the success of the service classes that have used Instagram.Conclusion: In this article, a combination model of genetic algorithm and forbidden search algorithm was chosen for users so that the best content, which of course does not contain malicious ads and cookies, etc., is introduced for the continuation of the service industry.
Consumer Compulsive Buying Patterns Influenced by Online Advertisements in Iran's TV Shopping(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۵, No. ۹, Summer & Fall ۲۰۲۴
259 - 289
حوزههای تخصصی:
Purpose: This research aimed at presenting the consumers’ compulsive buying pattern through internet advertisements of digital content in Iran's TV shopping industry.Method: Research Methodology was practical in terms of purpose and conducted using mixed method (qualitative-quantitative). The research community was based on the purposeful sampling method, and consisted of ten marketing experts. The research tool was interview. MAXQDA software was used to analyze data through database theory. The statistical population in the quantitative section included TV buyers in Mashhad. Based on Morgan table and random sampling, 384 samples were selected. The research tool was a researcher-made questionnaire, and the Structural Equation Method (SEM) in SmartPLS software was used for data analysis. The validity of the questionnaire was confirmed by using face, content, divergent and convergent validities, and its reliability was also confirmed using Cronbach's alpha. Both of Composite and homogeneous reliability were evaluated.Findings: "appropriate digital marketing mix design for TV sales, digital marketing capabilities, individual demographic characteristics, lifestyle, family " constitute the causal conditions in the consumer’s compulsive buying pattern in the TV shopping. According to the findings, “quick and transient purchase and irrational and emotional purchase” were identified as a central phenomenon. “TV's attractiveness from the audience's point of view, broadcasting policies, sales companies' policies, national TV belief and trust, individual awareness and knowledge about buying products and society's culture” acted as intervening conditions. In the field of buying, “intellectual structures of society and executive structures of society” identified as background conditions. Human strategies and structural and organizational strategies” acted as strategies and “Consumers outcomes; families and society outcomes” were identified as outcomes. According to the results of structural modeling, the relationships of the identified pattern were significant.Conclusion: The issue of compulsive buying is one of the most important and common issues, and buying from TV has fueled this issue, and has become the basis for its expansion and, following that, its negative consequences. In this scientific research, efforts were made to reduce the consequences of this phenomenon. The results of this study showed that although the phenomenon of compulsive purchase from TV is negative, but with proper management, useful results can be obtained from it.
شناسایی و اولویت بندی عوامل اساسی موثر بر جذابیت سرمایه گذاری در بنگاه های اقتصادی دانش پایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی بودجه و مالیه سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
105 - 128
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت اقتصاد دانش بنیان و فراهم کردن ملزومات توسعه بنگاه های اقتصادی دانش پایه، هدف از این تحقیق شناسایی و اولویت بندی عوامل اساسی مؤثر بر جذابیت سرمایه گذاری در بنگاه های اقتصادی دانش پایه می باشد. پژوهش حاضر از بعد هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت پژوهش، اکتشافی و از لحاظ رویکرد از نوع پژوهش ترکیبی(کیفی به کمی) است. در این پژوهش داده های حاصل از مصاحبه با 10 نفر از متخصصان و مدیران شرکت های فعال در عرصه دانش بنیان با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل گردیدند. سپس در مرحله کمی عوامل شناسایی شده بصورت پرسشنامه تنظیم و بین مدیران بنگاه های دانش بنیان منطقه شمال غرب کشور توزیع شد؛ در مرحله بعدی نتایج پرسشنامه ها با تکنیک مقایسات زوجی رتبه بندی شدند. نتایج تکنیک مقایسات زوجی نشان داد که عوامل حقوقی – سیاسی، بازاریابی و ذات فناوری به عنوان اولویت اول تا سوم و عوامل مالی- اقتصادی، مدیریتی، در رتبه های بعدی قرار گرفتند. عوامل قوانین و مقررات حمایتی و زیرساختی نیز بعنوان کم اهمیت ترین عامل شناخته شدند. نتایج نشان داد که عوامل حقوقی و قانونی خیلی مهمتر از حمایت های کوتاه مدت حتی زیرساختی شناخته شده است.
تأثیر تجربه، تخصص و مالکیت مدیرعامل بر کارایی سرمایه گذاری نیروی کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی بودجه و مالیه سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
129 - 153
حوزههای تخصصی:
سرمایه گذاری در نیروی کار یکی از مهمترین سرمایه گذاری ها در هر شرکت است. تحقیقات اخیر اهمیت کارایی سرمایه گذاری در نیروی را برجسته نموده است. در راستای شناسایی عوامل موثر بر کارایی سرمایه گذاری نیروی کار، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تجربه، تخصص و مالکیت مدیرعامل بر کارایی سرمایه گذاری نیروی کار شرکت است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، نمونه-ای برابر با 126 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1394 تا 1401 معادل 1008 سال-شرکت، با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده های ترکیبی مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشان داد که مدیرعاملان دارای تجربه به طور قابل توجهی، ناکارایی سرمایه-گذاری نیروی کار شرکت ها را کاهش می دهند. همچنین، مالکیت مدیرعامل منجر به افزایش ناکارایی سرمایه گذاری در نیروی کار می گردد. با این حال یافته های این پژوهش رابطه معناداری را بین تخصص مدیرعامل در صنعت با ناکارایی سرمایه گذاری نیروی کار نشان نداد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مدیرعاملان باتجربه به کارایی سرمایه گذاری نیروی کار کمک می کنند. درعین حال مدیرعاملان دارای مالکیت سهام، نیاز به نظارت بیشتری دارند تا از رفتارهای فرصت طلبانه احتمالی آنها جلوگیری به عمل آید. این مطالعه ادبیات مربوط به ویژگی های مدیرعامل و کارایی سرمایه گذاری نیروی کار را غنی می سازد و اطلاعات ارزشمندی در رابطه با انتخاب مدیرعامل برای تاثیرگذاری مثبت بر سرمایه گذاری نیروی کار شرکت ارائه می دهد.
بررسی نگرش به تبلیغات رسانه های اجتماعی بر قصد خرید محصولات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
209 - 218
حوزههای تخصصی:
هدف: ظهور اینترنت در محیط تجاری مدرن به حدی فراگیر شده است که هیچ شرکت بزرگ یا کوچکی نمی تواند نفوذ آن را نادیده بگیرد؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، بررسی نگرش به تبلیغات رسانه های اجتماعی بر قصد خرید محصولات بود.روش شناسی پژوهش: جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را دنبال کنندگان صفحات نمایندگی های فروش محصولات آدیداس در کشور تشکیل می دادند. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شد که در نهایت 342 پرسشنامه به صورت آنلاین جمع آوری گردید. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و بررسی فرضیه ها از نرم افزار اسمارت-پی ال اس استفاده شده است.یافته ها: نتایج نشان داد که اطلاع دهندگی تبلیغات، نقش و تصویر اجتماعی و خلاقیت در تبلیغات تاثیر مثبت و معناداری بر نگرش نسبت به تبلیغات رسانه های اجتماعی دارد. سرانجام، بین نگرش نسبت به تبلیغات رسانه های اجتماعی و قصد خرید تاثیر مثبت و معناداری یافت شد. بهبود نگرش کاربران اینستاگرام و افزایش اعتماد آن ها به نظراتی که در اینستاگرام مطرح می شود، باعث می شود که کاربران درباره محصولات و خدماتی که دریافت کرده اند، برای دوستان خود توضیح دهند و تبلیغ کنند.اصالت/ارزش افزوده علمی: با توجه به پیشرفت فناوری و گسترش فضای مجازی، این تبلیغات برای مصرف کنندگان، به شدت افزایش یافته است. از جمله موضوعاتی که مورد توجه ما قرار می گیرند، عبارت اند از: نحوه تاثیرگذاری رسانه های اجتماعی برای انتخاب محصولات ورزشی، عواملی که مصرف کنندگان را به خرید حرکت می کنند و نقش عوامل روان شناختی مانند اعتماد و شناخت در این روند. این تحقیق می تواند به تدوین های بهینه تر برای تبلیغات در رسانه های اجتماعی و بهبود عملکرد بازار محصولات ورزشی کمک کند.
ارایه چارچوب ساخت و کاربست فرهنگ صلح در بین شهروندان جامعه ایران (نمونه موردی شهروندان استان البرز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف پژوهش: صلح همانند آرمان هایی نظیر عدالت و امنیت، یکی از ارزش های انسانی شناخته شده در همه ی فرهنگ ها، تمدن ها و نظام های فکری است که در طول تاریخ بشر، انسان ها را دل مشغول نموده است. با این حال، جنبه های مختلف و گوناگون صلح و همچنین محیط های متعدد آن، هم از جنبه ی نظری و هم عملی، نگرش های متکثری را در این رابطه شکل داده و نظام بین المللی و نظام های ملی معاصر نیز همچنان در این تکثر سیر می نمایند. در این میان فرهنگ صلح شهروندی شاید از پایه ای ترین موارد در جهت گسترش و نهادینه نمودن صلح در جوامع است. روش پژوهش: لذا پژوهش حاضر به منظور تدوین مدل چارچوب ساخت فرهنگ صلح در بین شهروندان جامعه ایران در میان شهروندان استان البرز پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، تلفیقی از نوع روش های کیفی و کمی می باشد. در مرحله اول از روش کیفی داده بنیاد استفاده شده است، جامعه آماری در بخش کیفی شامل اعضای هیات علمی گروه مدیریت فرهنگی و خبرگان اجرایی مدیران سازمان ها و نهادهای فرهنگی می باشند. همچنین از خبرگان علمی و دانشگاهی در زمینه فرهنگ نیز استفاده شد که برابر 20 نفر بودند. ابزار تحقیق شامل برگه های کدگذاری محقق ساخته بود که روایی آن توسط اعضای گروه دلفی تأیید و پایایی آن با معیار پی اسکات 95/0 محاسبه شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که عوامل مرتبط با مدل فرهنگ صلح در قالب 11 مولفه و در مقوله های 5 گانه به صورت عوامل محوری (فرهنگ صلح)، عوامل تقویت کننده، عوامل بسترساز، موانع شکل گیری و پیامدها جای گرفتند. در مرحله دوم تحقیق، جامعه آماری را شهروندان استان البرز تشکیل می دهند که حدودا 2500000 نفر می باشند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد و پس از گردآوری داده ها، تجزیه و تحلیل آماری داده های پژوهش با استفاده از Spss 22 وLisrel8.54 و Excel صورت گرفت. معناداری ضرایب و پارامترهای بدست آمده مولفه های عوامل محوری (فرهنگ صلح)، عوامل تقویت کننده، عوامل بسترساز، موانع شکل گیری و پیامدها نشان داد که تمامی ضرایب بدست آمده، معنادار می باشند. با توجه داده های تحقیق، میانگین نمره های بدست آمده برای ابعاد متغیر عوامل محوری، عوامل تقویت کننده، موانع شکل دهنده، موانع شکل گیری و پیامدها بیشتر از حد متوسط می باشد و می توان گفت که پاسخ دهندگان معتقدند میزان تاثیر ابعاد متغیر عوامل محوری بر فرهنگ صلح بیشتر از حد متوسط است. نتیجه گیری: یافته های حاصل از تحلیل ابعاد بیانگر آن می باشد که از بین مولفه های مدل فرهنگ صلح، موانع شکل گیری با میانگین (90/0) بیشترین و پیامدها با میانگین (67/0) کمترین تاثیر را در فرهنگ صلح دارند.
ارائه مدل عوامل موثر بر پیاده سازی مدیریت زنجیره تأمین سبز با رویکردی نوآورانه به صنعت ساخت و ساز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 28
حوزههای تخصصی:
صنعت ساخت وساز یکی از مهم ترین صنایع در بحث توسعه پایدار است و آسیب های زیان بار زیادی را بر محیط زیست وارد کرده است. مدیریت زنجیره تأمین سبز یکی از اصلی ترین ابزارهای سازگار نمودن فعالیت های کسب وکار با اهداف زیست محیطی است. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل عوامل موثر بر پیاده سازی مدیریت زنجیره تأمین سبز در صنعت ساخت و ساز می باشد. این پژوهش با استفاده از رویکرد آمیخته انجام شد. طرح پژوهش حاضر تحلیل محتوای پنهان و جامعه ی هدف، مدیران و پیمان کاران فعال در صنعت ساخت وساز و آشنا به زنجیره تأمین این صنعت بوده اند و از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. برای مدل سازی از روش ساختاری- تفسیری بهره گرفته شده و در نهایت قدرت نفوذ و میزان وابستگی عوامل با استفاده از تحلیل میک مک مشخص شدند. به منظور شناسایی مولفه های پژوهش ابتدا از رویکرد فراترکیب و جستجوی نظام مند منابع در بازه زمانی بین سال های 1392 تا 1402 برای پژوهش های داخلی و سال های 2013 تا 2023 برای پژوهش های خارجی و سپس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 14 نفر از خبرگان بهره گرفته شد. براساس یافته های پژوهش، 101 کد اولیه استخراج شد که در 14 مقوله شامل: مدیریت زیست محیطی داخلی، فناوری سبز، لجستیک معکوس، خریدسبز، طراحی سبز، ساخت وسازسبز، حمل و نقل سبز، مدیریت منابع انسانی سبز، مدیریت بازاریابی سبز، موانع و محرک های داخلی و خارجی و عملکرد مدیریت زنجیره تأمین سبز، طبقه بندی شدند. همچنین نتایج مدل سازی، یک مدل پنج سطحی را نشان داده است که در آن، محرک ها و موانع داخلی و خارجی به عنوان تاثیرگذارترین متغیرها در سطح پنجم و متغیر عملکرد مدیریت زنجیره تأمین سبز به عنوان تاثیرپذیرترین متغیر در سطح اول قرار گرفتند.
شناسایی و اولویت بندی مولفه های تأمین مالی صنایع کوچک ومتوسط با استفاده از شبکه عصبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تأمین مالی یکی از عوامل کلیدی برای رشد و بقای صنایع کوچک و متوسط (SMEs) است. در این پژوهش، به شناسایی و اولویت بندی مولفه های تأمین مالی SMEs پرداخته شده است. برای این منظور، از شبکه عصبی مصنوعی (ANN) به عنوان یک روش پیشرفته استفاده شده است. پژوهش حاضر شامل سه فاز اصلی است. ابتدا، با مرور ادبیات موضوع، مولفه های تأمین مالی SMEs شناسایی شدند. سپس، با استفاده از نظرسنجی و جمع آوری داده ها از کارشناسان و مدیران SMEs در ایران، داده های مورد نیاز برای آموزش شبکه عصبی جمع آوری شدند. در نهایت، با تحلیل داده ها با استفاده از شبکه عصبی، مولفه های تأمین مالی SMEs بر اساس اولویت های آنها تعیین شدند. نتایج نشان داد که مهم ترین مولفه های تأمین مالی SMEs به ترتیب اولویت بندی عبارتند از: سرمایه گذاری، روش تأمین مالی داخلی، تأمین مالی خارجی. این پژوهش می تواند به مدیران و تصمیم گیران SMEs کمک کند تا بهترین استراتژی های تأمین مالی را برای رشد و توسعه کسب و کار خود انتخاب کنند. همچنین، نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و برنامه ریزان اقتصادی کمک کند تا سیاست های حمایتی مناسب برای SMEs را شناسایی و اجرا کنند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل شکست استارت آپ ها به کمک تحلیل سلسه مراتبی AHP و ارائه استراتژی های غلبه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات توسعه و مدیریت منابع دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
77 - 92
حوزههای تخصصی:
استارت آپ ها به عنوان نهادهای نوآور و پرشتاب، نقش حیاتی در توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال دارند. این کسب وکارها با ارائه راه حل های خلاقانه و فناورانه، می توانند نیازهای جدید بازار را برآورده کرده و به رشد و پویایی اقتصادی کمک کنند. با این حال، نرخ بالای شکست استارت آپ ها نشان دهنده چالش های جدی در مدیریت و عملکرد آنهاست. بر این اساس، هدف این تحقیق شناسایی و اولویت بندی عوامل شکست استارت آپ ها و ارائه استراتژی های مناسب برای غلبه بر این چالش ها است. در این پژوهش، ابتدا با مرور ۴۵ مقاله معتبر در زمینه استارت آپ ها، عوامل کلیدی شکست شناسایی شدند. این مقالات از منابع مختلفی مانند پایگاه های داده علمی، مجلات تخصصی و کنفرانس های معتبر جمع آوری و با استفاده از نرم افزار اطلس تی (Atlas.ti) تحلیل شدند. در مرحله بعد، برای اولویت بندی این عوامل از تکنیک تصمیم گیری سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. درادامه، یک ساختار سلسله مراتبی شامل هدف (شناسایی و اولویت بندی عوامل شکست استارت آپ ها)، گزینه ها (عوامل اصلی شناسایی شده) و شاخص ها (تعیین شده بر اساس عوامل فرعی) طراحی شد. سپس با استفاده از ماتریس مقایسات زوجی، اهمیت نسبی هر یک از گزینه ها و معیارها ارزیابی شد. در هر گام نرخ ناسازگاری در محدوده مجاز و زیر ۰.۱ قرار داشت. نتایج نهایی وزن دهی نشان داد که مدیریت ضعیف و ناکارآمد با وزن 0.366892، منابع مالی ناکافی با وزن 0.221917، و مشکلات فنی و تیم نامناسب و عدم نوآوری با وزن 0.196686 به ترتیب مهم ترین عوامل شکست استارت آپ ها هستند. مشکلات بازار و مشکلات قانونی نیز با وزن های کمتر در مراتب بعدی قرار گرفتند. این نتایج اهمیت مدیریت کارآمد، تأمین منابع مالی کافی و تقویت تیم فنی و نوآوری را برجسته می سازد و نشان می دهد. در نهایت، بر اساس نتایج، برای هر یک از این عوامل، استراتژی های مناسبی برای غلبه بر آنها پیشنهاد شد.
مدل مشارکت ذی نفعان در توسعه کارآفرینی گردشگری شهر یزد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
1 - 20
حوزههای تخصصی:
تحقیقات نشان داده است که مشارکت ذی نفعان در راستای توسعه کارآفرینی ها از اهمیت شایانی برخوردار است. بر همین مبنا تحقیق حاضر با هدف ارائه مدل مشارکت ذی نفعان در توسعه کارآفرینی های گردشگری شهر یزد صورت پذیرفت. بر مبنای مدل پژوهش، پرسشنامه ای طراحی و داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی و آزمون های مرتبط نیز نشان داد مدل از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و در نهایت مدل مشارکت ذی نفعان در توسعه کارآفرینی گردشگری شهر یزد مورد تأیید قرار گرفت. ابعاد و مؤلفه های مدل مشتمل بر بعد اقتصادی(مؤلفه های تسهیلات اقتصادی، تعاون اقتصادی، وضعیت اقتصادی، مشارکت در اقتصاد)، اجتماعی فرهنگی (مؤلفه های باورها، سرمایه اجتماعی، فرهنگ سازی، ارزش ها)، نهادی سیاسی (مؤلفه های قوانین و مقرات، حیطه قدرت، اراده سیاسی، دیپلماسی خارجی) روانشناختی (مؤلفه های ویژگی های شخصیتی، نگرش فردی) و بعد تکنولوژیک و جغرافیایی-محیطی است که به صورت مستقیم در مدل در نظر گرفته شده است.
بررسی تأثیر تکنولوژی زنجیره بلوکی در حل چالش های زنجیره تأمین غذای حلال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۹
243 - 283
حوزههای تخصصی:
مهم ترین نگرانی در زنجیره تأمین غذای حلال یکپارچگی حلال بودن آن است. در زنجیره های تأمین غذای حلال برای اعتماد مصرف کنندگان از سیستم های ردیابی براساس فناوریهای نوظهور استفاده می شود. برای کاهش چالش های زنجیره تأمین غذای حلال، از فناوری زنجیره بلوکی برای بهبود شفافیت و یکپارچگی بیشتر آن استفاده می شود. در این مطالعه به کمک مرور ادبیات و نظر کارشناسان پس از شناسایی قابلیت ها، کارکردها و مشخصات فنی زنجیره بلوکی در زنجیره تأمین غذای حلال روابط بین این معیارها با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری مشخص و چارچوبی برای کاربرد زنجیره بلوکی در زنجیره تأمین غذای حلال ارائه شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که اگر تصمیم گیران بخواهند از فناوری زنجیره بلوکی در زنجیره تأمین غذای حلال استفاده نمایند، باید در ابتدا ابزار و مشخصات فنی مناسب زنجیره بلوکی را به عنوان زیرساخت، انتخاب و بهبود داده و سپس بر اساس ارتباط میان آن ها، چالش ها را کاهش داده که می تواند منجر به افزایش میزان رضایت مشتریان گردد.
طراحی مدل اقناع عمومی در حکمرانی خوب شهری (مورد مطالعه: دستگاه های اجرایی استان خراسان رضوی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
51 - 72
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف طراحی مدل اقناع عمومی در حکمرانی خوب شهری در دستگاه های اجرایی خراسان رضوی تدوین شده است. روش تحقیق، از نوع آمیخته می باشد که در بخش کیفی از نوع نظریه پردازی داده بنیاد و در بخش کمّی، پیمایشی با رویکرد معادلات ساختاری است. روش نمونه گیری در بخش کیفی، هدفمند و از نوع گلوله برفی است که تعداد مشارکت کنندگان 12 نفر می باشد. جامعه آماری در مرحله کمّی، کلیه مدیران دستگاه های اجرایی خراسان رضوی در سال 1400 می باشد که تعداد آن ها 8936 نفر می باشد. روش تحقیق در بخش کمّی، پیمایشی با رویکرد معادلات ساختاری و با ابزار پرسش نامه محقق ساخته می باشد. روش نمونه گیری در مرحله کمّی، نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم به تعداد 368 نفر است. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی، از طریق کدگذاری با استفاده از نرم افزار مکس کیودا می باشد. یافته های تحقیق نشان داده است که عواملی همانند سرمایه اجتماعی و حکمرانی مسائل باعث می شود که اقناع عمومی شکل گیرد و منجر به پیامدهایی از جمله بهبود عملکرد به صورت توسعه انسانی پایدار و بهبود حل مسئله می گردد. زمینه این استراتژی ها سیاست های حمایتی و فرهنگی هستند. در این میان نباید از مداخله گرهایی چون موانع محیطی و موانع ارتباطی نیز چشم پوشی کرد.
طراحی مدل ارزیابی فرصت های کارآفرینی در شرایط عدم اطمینان با استفاده از رویکرد فازی (مورد مطالعه صنعت نرم افزار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۸
23 - 51
حوزههای تخصصی:
تصمیم گیری برای انتخاب یک فرصت مناسب در شرایط عدم اطمینان، یک معضل رایج برای کارآفرینان است؛ سیستم راه اندازی نرم افزار به طور خاص با عدم اطمینان شدید و رقابت بیش از حد مواجه می باشد؛ بنابراین تحلیل فرصت ها و تهدیدها برای کارآفرینان حیاتی است. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل ارزیابی فرصت های کارآفرینی در شرایط عدم اطمینان -در خصوص صنعت نرم افزار- با رویکرد فازی و با استفاده از روش آمیخته است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان حوزه صنعت نرم افزار می باشد؛ برای این منظور ابتدا با بررسی پیشینه، مبنای نظری تحقیق به دست آمده و در ادامه پس از مصاحبه و کد گذاری، تعداد 115 عبارت اولیه استخراج شده و کد گذاری آن ها صورت پذیرفته است، سپس با ادغام عبارات کلی با عبارات فرعی تعداد کدها به 84 رسیده و با ادغام موارد مشابه تعداد 29 مفهوم گزینش شده که پس از گروه بندی، شش کدمحوری استخراج گشته است. سپس با رتبه بندی معیارهای به دست آمده از طریق پرسشنامه توسط خبرگان و با روش Ahp فازی، بوسیله روش میانگین هندسی باکلی در نرم افزار اکسل صورت پذیرفته است. معیار عدم اطمینان منابع دارای رتبه اول، عدم اطمینان رقابتی دارای رتبه دوم، عدم اطمینان تکنولوژیکی رتبه سوم، عدم اطمینان سیاسی، عدم اطمینان عامل و عدم اطمینان مشتری در رتبه های چهارم تا ششم قرار گرفته اند و در نهایت مدل ارزیابی فرصت های کارآفرینی درشرایط عدم اطمینان با استفاده از رویکرد فازی در صنعت نرم افزار طراحی گشته است.
تاثیر مدیریت مربیگری بر عملکرد پایدار در سازمان هلال احمر استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۸
149 - 177
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است؛ این پژوهش- به قصد کاربرد نتایج یافته هایش برای حل مشکلات خاص درون سازمان و سنجش تأثیر مدیریت مربی گری بر عملکرد پایدار- در سازمان هلال احمر استان سیستان و بلوچستان انجام شده است. این تحقیق، از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی و مقطعی است. جامعه آماری آن، شامل کلیه کارکنان سازمان هلال احمر استان سیستان و بلوچستان می باشد که حجم آن بر اساس اطلاعات ۱۸۵۰ نفر بوده است. روش نمونه گیری ، به صورت تصادفی طبقه ای صورت گرفته و حجم نمونه به کمک فرمول نمونه گیری کوکران با سطح اطمینان ۹۵ درصد و خطای ۵ درصد ۳۱۸ نفر تعیین گردیده است. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های استاندارد بوده؛ به این صورت که جهت اندازه گیری شدت کوچینگ از طریق یک مقیاس دو ماده ای مربوط به اثربخشی رفتار مربی گری سرپرست و میزان انجام این رفتار، با تطبیق موارد با بازخورد ایلگن و همکاران، عملیاتی شده است. جهت سنجش عملکرد پایدار از پرسشنامه استاندارد (استنیسکی و اربکیوسکاس ، ۲۰۰۹) که شامل 16 گویه می باشد استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها با روش معادلات ساختار نشان داد که مدیریت مربی گری، اثربخشی رفتار مربی گری سرپرست و میزان انجام این رفتار بر عملکرد پایدار تأثیر مثبت و معناداری دارد.
طراحی مدل تأمین مالی صنایع کوچک و متوسط در ایران (در راستای بهبود مدیریت بهره وری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۹
97 - 138
حوزههای تخصصی:
تأمین مالی یکی از مسائل مهمی است که هر صنعتی به نحوی با آن روبه رو است. از این رو، یکی از تصمیمات مدیران واحدهای صنعتی کوچک و متوسط به منظور حداکثر ساختن ثروت سهامداران، تصمیمات مربوط به تأمین مالی می باشد. هدف از انجام این پژوهش، طراحی مدل تأمین مالی صنایع کوچک و متوسط ایران (در راستای بهبود مدیریت بهره وری) است. باتوجه به این که این پژوهش دارای رویکردی کیفی بوده است، از روش نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) به عنوان روش تحقیق استفاده شده است. روش گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق و باز با 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و صنعت است که پس از کدگذاری های انجام شده مدل نهایی اعتبارسنجی گردید. بر اساس، یافته های تحقیق، کُدهایی در قالب 411 مفهوم (کدباز) و 20 مقوله اصلی استخراج شدند. با استناد به رهیافت نظام مند نظریه داده بنیاد، کُدهای شناسایی شده در شش طبقه، شامل «پدیده محوری، شرایط علّی،شرایط زمینه ای،شرایط مداخله گر،راهبردها و پیامدها» دسته بندی شدند. نتایج به دست آمده از مصاحبه ها نشان می دهد پدیده محوری «مدل تأمین مالی» شامل «تدوین برنامه های مالی در جریان تأمین مالی»، «پایش و ارزیابی مالی در جریان تأمین مالی» می باشد که مقولات «توسعه فعالیت های عملیاتی»، «تحولات مالی شرکت» و «علل محیطی شرکت» به عنوان شرایط علّی بر مقولات پدیده محوری تأثیرگذار می باشند. مقولات بسترساز به عنوان شرایط زمینه ای لازم در تحقق تأمین مالی در صنایع کوچک و متوسط شامل: «استانداردهای حسابداری مالی»، «صورت های مالی استاندارد شده»،«مدیریت امور مالی شرکت»،«نهادهای تأمین کننده مالی» و «مدیریت کلان شرکت» می باشد. در این بین برخی از مقولات به عنوان شرایط مداخله گر در تحقق تأمین مالی در صنایع کوچک و متوسط شامل:«مداخلات کلان محیطی»،«مداخلات درونی شرکت»و«پیش نیازهای تحقق تأمین مالی» که هر دو شرایط زمینه ای و مداخله ای می-توانند روی راهبردهای ارایه شده تأثیرگذار باشند این راهبردها عبارت اند از: «انضباط شرکتی»، «تحلیل و رصد وضعیت حاکم در شرکت»، «اقدامات و دسته بندی امور جهت تأمین مالی» و «بهره مندی از اهرم های کمکی» که استراتژی-های لازم در پیاده سازی تأمین مالی در صنایع کوچک و متوسط می باشند. در صورت تحقق پدیده محوری می توان مقولات «تعالی کسب وکار» و سازمان دهی جریانات مالی» و «توسعه اقتصادی» را به عنوان پیامدهای حاصله انتظار داشت.
تأثیر هوشمندی کسب وکار بر واکنش رفتاری مشتریان با تأکید بر نقش میانجی بازاریابی، نوآوری و عملکرد مالی (مورد مطالعه: کسب وکارهای نوپای پارک علم و فناوری شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
112 - 93
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به واکاوی تأثیر هوشمندی کسب وکار بر واکنش رفتاری مشتریان از طریق بازاریابی، نوآوری و عملکرد مالی پرداخته است. پژوهش بر مبنای هدف، جزء پژوهش های توسعه ای- کاربردی است و از نظر شیوه گردآوری داده ها، از نوع توصیفی- پیمایشی است و با توجه به بررسی رابطه میان متغیرها، پژوهشی همبستگی- علی است. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان و مدیران کسب وکارهای نوپای فعال مستقر در پارک علم و فناوری شهر کرمانشاه به تعداد 231 نفر بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه 140 نفر برآورد شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که پایایی و روایی آن بررسی و تأیید گردید. تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS16 و Smart PLS3 انجام شد. بر اساس نتایج پژوهش، مقدار معناداری t در تمامی هفت فرضیه از مقدار بحرانی 1/96 بزرگ تر بود و همچنین سطح معناداری کمتر از 0/05 است لذا تمامی فرضیه های پژوهش پذیرفته شدند. بیشترین تأثیر مربوط به نوآوری بر عملکرد مالی کسب وکار نوپا بود که نشان دهنده تأثیر ایده های نو و خلاقانه در محصولات و خدمات بر فروش کسب وکار نوپا است؛ همچنین هوشمندی کسب وکار تأثیر زیادی بر عملکرد مالی کسب وکارهای نوپا و واکنش رفتاری مشتریان دارد؛ به طور کلی متغیرهای پژوهش، توانایی پاسخگویی به 33/5 درصد از تغییرات واکنش رفتاری مشتری را داشتند. در انتها به مدیران این کسب وکارهای نوپا توصیه می شود که با به کارگیری هوشمندی کسب وکار به شناخت بازار و نیاز مشتریان پرداخته و محصولات نوآورانه متناسب با آن تولید نمایند چراکه از این طریق زمینه افزایش فروش و ارتقاء عملکرد مالی آن ها فراهم می گردد.
آزمون نقش تعدیل کننده استقلال هیئت مدیره بر ارتباط بین اعتماد به نفس مدیر عامل و عملکرد شرکت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های حسابداری و راهبری شرکتی دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷
93 - 106
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه پلکان بالاتر، مطالعه حاضر تلاشی در جهت ارزیابی ارتباط بین اعتماد به نفس بیش از حد مدیر عامل وعملکرد شرکت است. این مطالعه همچنین به بررسی نقش تعدیل کننده استقلال هیئت مدیره در این زمینه می پردازد. با استفاده از محدودیت های در نظر گرفته شده، تعداد 141 شرکت در بازه زمانی 1395 -1401 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردید. جهت آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون خطی چند متغیره مبتنی بر داده های تابلویی بهره گرفته شده است. نتایج تجربی این پژوهش نشان می دهد که بین اعتماد به نفس مدیرعامل و عملکرد شرکت ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. مدیران عامل با اعتماد به نفس بالا تمایل به تصمیم گیری های سریع و تجربی دارند و مشکلات سرمایه گذاری کم شرکت را کاهش می دهند و تمایل بیشتری به افزایش عملکرد کلی شرکت دارند. علاوه بر این، نتایج نشان می دهد که مدیران مستقل هیئت مدیره می توانند ارتباط مثبت بین اعتماد به نفس بیش از حد مدیرعامل و عملکرد شرکت را به دلیل دانش محدود خود از صنعت و تجارت به ارتباط منفی تبدیل کنند. در واقع مدیران مستقل به عنوان اعضای مستقل هیئت مدیره، ممکن است به طور کامل با پویایی صنعت و تجارت آشنا نباشند. آن ها اکثرا تصمیم گیری های اصلی شرکت را در مواقع ضروری بر عهده می گیرند و بنابراین تمایل دارند پیشنهادهای مالی و سرمایه گذاری مدیرعامل را رد کنند. این ممکن است منجر به کاهش عملکرد مالی یک شرکت در بلندمدت شود.
طراحی الگوی عوامل موثر بر توسعه منابع انسانی در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۲
128 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی عوامل موثر بر توسعه منابع انسانی در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، از نوع تحقیقات آمیخته می باشد. در بخش کیفی ابتدا با انجام مطالعات نظری عوامل موثر بر توسعه منابع انسانی در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب از منظر مفهومی شناسایی گردید. سپس جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز از 25 نفر از خبرگان آشنا به موضوع خواسته شد تا نسبت به پاسخگوئی به سوالات اقدام نمایند. در بخش کمی با روش نمونه گیری تصادفی تعداد 341 نفر از کارکنان رسمی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش تعیین روایی پرسشنامه نیز، صوری و محتوایی می باشد. براساس یافته های پژوهش 7 مولفه اصلی و 88 زیر مولفه فرعی شناسایی شدند که مولفه های اصلی عبارتند از جذب و بکار گیری نیروی انسانی، آموزش نیروی انسانی، مدیریت و ارزیابی عملکرد نیروی انسانی، مدیریت فرایندها، مدیریت سیستم های منابع انسانی، مدیریت استعدادها و مدیریت جانشین پروری می باشند. نتایج نشان داد که بین 7 عامل اصلی و طراحی و بهینه سازی مدیریت منابع انسانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. پس از بررسی برازش بخش اندازه گیری و بخش ساختاری مدل، می توان گفت برازش کلی مدل پژوهش بسیار مناسب و مورد تایید می باشد.
شناسایی چالش های مدیریت منابع انسانی در سازمان های خصوصی ایران و ارائه راهکارها
حوزههای تخصصی:
مدیریت منابع انسانی با چالش های عمده و اصلی در سازمان ها مواجه است. پیچیدگی کارها و رفتارهای سازمانی با کارکنان، دشواری های زیادی برای این فرایندها به وجود آورده است. هدف از این پژوهش، شناسایی چالش های مدیریت منابع انسانی در سازمان های ایران و ارائه راهکارها بود. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و بر اساس هدف پژوهش، رویکرد توسعه ای دارد. ابزار و روش جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. برای تحلیل داده ها از تحلیل مضمون مبتنی بر کدگذاری بهره گرفته شده است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران و کارشناسان بخش منابع انسانی سازمان های خصوصی تشکیل می دهند که تعداد 53 نفر به عنوان نمونه آماری در فرآیند انجام پژوهش مشارکت کردند. یافته های پژوهش در مرحله نخست چالش ها شامل مضامین 1. اعتماد و اعتبار منابع انسانی، 2. فرآیندهای سازمانی، 3. مدیریت استعدادها، 4. رفاه و رضایت شغلی، 5. آموزش و توسعه، 6. مدیریت و سبک رهبری، و 7. فناوری و هوش مصنوعی شناسایی شدند. در گام دوم، راهکارهای مناسب در سه مضمون اصلی 1. مبانی و زیرساخت های مدیریت منابع انسانی، 2. بهبود فرایندها و نظام های مدیریت منابع انسانی و 3. بهبود شرایط کارکنان و نگهداشت نیروی انسانی شناسایی شدند.