فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۸۴۱ تا ۱۲٬۸۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با توجه به اهمیت عدالت در اسلام، این پرسش مطرح می شود که مفهوم عدالت در اندیشة سیاسی اسلام چیست و شاخصه های آن کدامند؟ و با چه راهبرهایی می توان عدالت سیاسی را متحقق ساخت؟
با توجه به اینکه مفهوم عدالت با مفهوم حق پیوند تنگاتنگی دارد در این پژوهش با روشی تفسیری - تحلیلی تلاش شده تا براساس مفهوم حق، مفهوم عدالت سیاسی را شاخص سازی کند. براساس یافته های این مقاله اگر ذی حقان را در عرصة سیاسی مردم و حکومت بدانیم در آن صورت، باید گفت اعطای حقوق متقابل سیاسی مردم و حکومت زمینه ساز تحقق عدالت سیاسی خواهد بود که راهبرهای تحقق این امر ازیک سو نیازمند شناسائی حقوق الهی- فطری افراد و حکومت و ازسوی دیگر اجرای حقوق فردی و اجتماعی مورد توافق بین مردم و یا بین حکومت و مردم می باشد. در این راستا لحاظ کردن اجتهاد مستمر و استفاده از نظرات عقل جمعی و کارشناسی در عرصه های مختلف ازجمله دیگر راهبردها برای تحقق عدالت سیاسی می باشد.
سیاست خارجی روسیه در قبال اوکراین: گریزناپذیری بحران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشنهاد امریکا در سال ٢٠٠٨ برای الحاق اوکراین به ناتو در راستای ادغام این کشور در بخش نظامی اروپا و اقدامات بروکسل برای عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا به منظور یکپارچگی این کشور در بخش اقتصادی اروپا، حساسیت فراوانی را در میان رهبران روسیه به وجود آورد. با توجه به حاکمیت منطق ارضی قدرت در میان تصمیم گیرندگان روسی واضح بود که تلاش برای الحاق و یکپارچگی اوکراین در منظومه های نظامی و اقتصادی اروپا به شدت به تشدید حس ناامنی تاریخی در میان نخبگان حاکم در مسکو دامن زند. پرسشی که مطرح می شود این است که منابع شاخص شکل دهنده بحران اوکراین چه منابعی هستند؟ ملاحظات تاریخی و الزامات ژئوپلیتیک روسیه در مورد اوکراین، شکاف های وسیع داخلی اوکراین و ناتوانی غرب و به ویژه امریکا در اطمینان خاطر دادن به روسیه درباره اینکه سیاست ها در مورد اوکراین در راستای تهدید نمی باشند، بحران اوکراین را گریز ناپذیر ساخت.
دولت-ملت ناکام در مصر (تحلیل تحولات مصر پس از مبارک در قالب نظریه های دولت-ملّت سازی) )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوادث فوریه سال 2011 میلادی مصر، بخشی از پویش های دموکراسی خواهانه در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا محسوب می گردد. اولین پیش بینی ها از نتیجه احتمالی سقوط مبارک، حاکی از کاهش قدرت نظامیان و شکل گیری نظام دموکراتیک بود. اما حوادث پس از آن در قالب ادامه ناآرامی ها و سقوط مرسی، فضای تردید را در مورد آینده این کشور دوچندان کرد. بازگشت تدریجی نظامیان به قدرت در قالب انتخاب رئیس جمهوری با سابقه نظامی، محدودشدن و صدور حکم زندان و اعدام برخی از سران مخالفان و انقلابیون به خصوص از جماعت اخوان المسلمین از نشانه های ناکامی انقلاب 2011 است. مقاله حاضر با به کارگیری روشی توصیفی و تبیینی و در قالب نظریه های دولت-ملت سازی، در پی یافتن پاسخ این سؤال است که در روند تثبیت رژیم دموکراتیک در مصر پس از مبارک، چه موانعی نقش داشتند؟ به نظر نگارندگان، این موانع ارتباط مستقیمی با پروسه دولت-ملت سازی در این کشور آفریقایی دارد. در مصرِ امروز، به دلیل وجود موانعی نظیر نبود اجماع در تبیین هویت ملی، خلل در انتقال باثبات قدرت و نیز گستره عمیق و وسیع فعالیت ارتش در مقابل نهادهای دموکراتیک، نه ملت و نه دولت با ویژگی هایی که در ایجاد پروسه دولت-ملت سازی موفق نقش داشته باشند وجود ندارد.
روابط دولت و کلیسا در اروپا
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی این نوشتار، بررسی میزان نقش مسیحیت در اضمحلال امپراطوری روم و نحوه تعریف و تدوین روابط و تعامل کلیسا به مفهوم چند وجهی آن با دولت (اقتدار سیاسی) است. فرایند مسیحی شدن امپراطوری روم به شکل همکاری و مقابله با دولت چند صد سال طول کشیده است. آقای میرچا ایلیاد (Mircea Iliade) مورخ و دین شناس برجسته رومانی با اشاره به آثار هاق تروور روپر (Hugh Trevor Roper) بر این باور است: ""پایان عصر کهن، سقوط نهایی تمدن های بزرگ مدیترانه ای یونان و روم از موضوعات مهم تاریخ اروپاست و اجماعی در مورد زمان و علل شروع آن وجود ندارد و صرفاً می توان اذعان نمود که فرایندی کند، ویرانگر و غیر قابل بازگشت بوده که مسیحیت در آن نقش داشته است و همین امر سنگ بنای مهمی در تعریف دورنمای تعامل کلیسا و دولت بوده است."" بطور کلی روابط دولت (state) و کلیسا (Church) در اروپا را می توان از دو منظر ساختار تعامل Structure of interaction)) و فرایند کارکردها (Function process) بررسی نمود، روابطی که بیشتر تابع میزان و نحوه مشارکت دولت بوده و در بهترین شرایط دولت از مقررات و مؤلفه های دینی بویژه در ساختار قضایی و سیاسی خود بهره گرفته است. دوره اولیه شکل گیری تعامل دولت و کلیسا از قرن پنجم تا دهم طول کشیده و منجر به انشقاق بزرگ در 1054 شده است. آقای دومتیرواسناگوو (Ion Dumitru Snagov) در کتاب خود با عنوان رابطه دولت و کلیسا در مورد دلایل اصلی انشقاق بزرگ اینگونه باور دارد که این حرکت پس از چند جدایی کوچک و پیوسته صورت پذیرفته و منبعث از سه گروه از عوامل بوده است: الف: سیاسی ب: تئوری دینی ج: مسیحی شناسی البته در انشقاق بزرگ، ظهور اسلام در قرن 7 میلادی نیز نقش داشته است آنگونه که تیموفته ویر Timpothy) (Ware در کتاب تاریخ کلیسای ارتدوکس بر آن صحه گذاشته است.
ارزیابی عملکرد مجالس شورای اسلامی در نظام جمهوری اسلامی ایران (مورد مطالعه: مجلس سوم تا هشتم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملکرد و جایگاه حقوقی و تقنینی پارلمان در نظام های مردم سالار از یک سو و روابط قوای مقننه و مجریه در این نظام ها از سوی دیگر، نقش مهمی در فرایند خط مشی گذاری عمومی و نیز کیفیت پاسخ گویی دستگاه بوروکراسی به منتخبین سیاسی و نمایندگان مردم ایفا می کند. هدف این پژوهش مطالعه جایگاه مجلس شورای اسلامی در نظام سیاسی جمهوری اسلامی و مقایسه این نظام با نظام های متداول ریاستی در مقطع زمانی 1390-1368می باشد. در این تحقیق پنج متغیر ترکیب احزاب سیاسی، عملکرد تقنینی مجلس شورای اسلامی، استقلال مجلس در قانون گذاری، عملکرد نظارتی مجلس و رابطه مجلس با دیگر نهادهای حاکمیتی بررسی و با استفاده از داده های آرشیوی و با استراتژی تحقیق کیفی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که از سال 1368 و به دنبال بازنگری در قانون اساسی، جایگاه و تأثیرگذاری مجلس شورای اسلامی به عنوان یک قوه مستقل رو به تنزل نهاده و نظام سیاسی ایران به یک نظام ریاستی گرایش بیشتری داشته است
بازبینیِ طرح سپر دفاع موشکی و افق آن در روابط روسیه – امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح سپر دفاع موشکی امریکا، یکی از راهبردی ترین مباحث در حوزه امنیت بین المللی است. تحولات مربوط به آن و کشیده شدن دامنه این طرح به مرزهای غربی روسیه پس از سال 2007، بیش از پیش بر مناسبات مسکو - واشنگتن سایه انداخته است. بر این اساس، مقاله حاضر در پی پاسخ به چند پرسش کلیدی است؛ نخست اینکه محرک ها و دلایل استقرار این سامانه در شرق اروپا چیست؛ چه تحولاتی را ظرف یک دهه اخیر پشت سر گذاشته؛ دیدگاه ها و رفتارهای امریکا و روسیه در این خصوص چگونه قابل ارزیابی است؛ و در نهایت، تلاش ها و تحرک های متقابل دو کشور در این چارچوب ناظر به چه سیاست ها و اقداماتی در شرایط فعلی و آتی است؟ در پاسخی کلی نیز اشاره می شود که حساسیت نسبت به این موضوع در پرتو نگاه کلان به بحران مزبور، از زاویه مسائل و نگرانی های استراتژیک و مناسبات امنیت بین الملل قابل تحلیل است. با عنایت به این فرض که استقرار سامانه دفاع موشکی در اروپا، در راستای کاهش قابلیت استراتژیک روسیه و کنترل و محدود کردن قدرت مانور این کشور پیگیری می شود، مجموعه اقدامات و رقابت های امریکا و روسیه در منطقه ژئواستراتژیک شرق و مرکز اروپا در فضای جدیدی قرار گرفته است که بر اساس فعال سازی الگوهای معطوف به موازنه قدرت و انگاره دفع تهدید از هر طرف پیگیری می شود. بنابراین نظر به انگیزه های تازه همچون بحران اوکراین و تشدید اختلافات دو کشور، این مقاله بر آن است تا ضمن تأمل تاریخی در موضوع و تشریح و تبیین ابعاد این طرح، و همچنین بررسی اقدامات تقابلی و توانمندی های موشکی و دفاعی روسیه، با رویکرد و روشی توصیفی – تحلیلی، عوامل و دلایل نگرانی میان دو کشور و افق آن را نیز مورد واکاوی و کنکاش قرار دهد
تحلیل تهدیدهای دولت و جامعه ی پاکستان علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیلگران همواره در بررسی تهدیدهای دولت و نیروهای اجتماعی پاکستان علیه امنیّت ملی ایران، دیدگاهی حداقلی داشته و صرفاً به تبیین تهدیدها یکی از دو حوزه ی دولت یا جامعه ی این کشور بسنده نموده اند. در مقاله ی پیش رو، علاوه بر بازشناسی تهدیدهای امنیتی دولت و نیروهای اجتماعی پاکستان، تهدیدهایی که ناشی از کنش و واکنش دو حوزه ی مزبور هستند، نیز تحلیل می گردد. بنابراین، در ابتدا بر اساس نظریه ی سازه انگاری، تهدیدهای ناشی از جامعه ی پاکستان که منبعث از مسائل هویتی بوده و در شکل بنیادگرایی اسلامی و تجزیه طلبی، علیه امنیّت ملی ایران بروز می کنند، بررسی می شوند. سپس بر اساس نظریه ی نئورئالیسم نشان داده می شود که منافع متعارض دولت پاکستان با ایران، منجر به تسهیل حضور نیروهای نظامی آمریکایی و ناتو در منطقه شده و همچنین خطرات امنیّتی ناشی از تسلیحات اتمی این کشور برای ایران، قابل ملاحظه هستند. در پایان با در نظرداشت مفروضه ی اصلی نظریه ی عام سیستم ها مبنی بر تعامل اجزای یک سیستم، تهدیدهای ناشی از قاچاق و ترانزیت مواد مخدر و مسئله ی افغانستان که حاصل همکاری دولت و ج امعه ی
پاکستان علیه امنیّت ملی ایران بوده، تحلیل می گردد. یافته های این پژوهش، نشان می دهد که بررسی تهدیدهای پاکستان علیه امنیّت ملی ایران، مستلزم شناخت پیجیدگی های خاص محیط اجتماعی و سیاسی این کشور است.
جایگاه صدور اسلحه در سیاست خارجی فدراسیون روسیه در دوران پس از یلتسین
حوزههای تخصصی:
برای کشورهایی که توانایی تولید و صدور اسلحه را دارند، بهره جستن از این توانایی به عنوان یکی از ابزارهای کارآمد در سیاست خارجی همواره مورد توجه بوده است. روسیه از دیرباز یکی از مهم ترین قطب های تولید و صادرات اسلحه در جهان بوده است. دستگاه تصمیم گیری سیاست خارجی روسیه چه در دوران شوروی و چه در زمان حاضر، در صدد بهره جستن از این مزیت در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی روسیه بوده اند. هر چند پس از فروپاشی شوروی عنصر مزیت اقتصادی به مهم ترین عامل تعیین کننده در استراتژی صدور اسلحه از سوی روسیه بدل شده است اما همچنان سیاست خارجی روسیه می کوشد از این برگ برنده برای امتیاز گیری از غرب یا رقبای دیگر با تهدید فروش تسلیحات پیشرفته، حمایت از متحدان خود یا تاثیرگذاری بر روند تحولات سیاسی و امنیتی استفاده کند.
مطالعه تطبیقی ادبیات اقتصاد تا بآور و برنامه ریزی رفاه اجتماعی؛ ارائه یک مدل مفهومی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی نیم قرن گذشته افزایش مخاطرات، تنش ها و بحران ها، به خصوص در حوزه مالی و
اقتصادی، اهمیت مطالعه و تحقیق برای کنترل و مدیریت این تنش ها را در قالب مباحث مربوط
به تا بآوری و مقاوم سازی اقتصادی افزایش داده است. این ملاحظاتی که نمی تواند فارغ از ابعاد
انسانی باشد: از آنجایی که هدف اصلی برنامه ریزی رفاه اجتماعی نیز همواره بهبود زندگی بشر
بوده است و این امر همیشه ارتباط مستقیم با شاخص های اقتصادی داشته است، بنابراین، برای
داشتن مدل های جامع تر و کامل تر رفاه، ورود علوم تولیدشده در حوزه تا بآوری اقتصادی در
برنامه ریزی و سیاست گذاری های رفاهی لازم و ضروری خواهد بود. این امر تاکنون در ادبیات
متعارف تاب آوری و برنامه ریزی رفاه مشاهده نشده است. براساس همین ضرورت، هدف مقاله
پیش رو پاسخ به این پرسش است که آیا نقاط اشتراک و تلاقی میان دو ادبیات برنامه ریزی
رفاه اجتماعی و تاب آوری اقتصادی وجود دارد؟ کدام نقاط تلاقی یا مؤلفه های مشترک کدام
می توانند هم زمان نیازها و خواسته های هر دو عرصه را پاسخ دهند؟ به همین منظور، با مروری
مقایس های بر ادبیات و سپس استخراج و تطبیق شاخص های مطرح در دو حوزه تا بآوری
اقتصادی و برنامه ریزی رفاه اجتماعی، این نتیجه حاصل شد که اشتراک مفهومی بالایی بین
این دو حوزه وجود دارد. حاصل این تطبیق ارائه یک مدل مفهومی ترکیبی به نام لگاتوم
PEOPLES است باعث می شود نه تنها متخصصان و سیاست گذاران این دو عرصه امکان
هم زبانی و اشتراک هدف یابند و دست به ساختن شاخص های ترکیبی توأمان بزنند، بلکه ورود
سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی به عرصه برنامه ریزی رفاه اجتماعی نیز ممکن شود.
The Impact of Aristotle's Nichomachean Ethics on the Ethical and Civil Heritage of Muslim Philosophers
حوزههای تخصصی:
There has been a close interaction between post-Islamic Iranian philosophical, ethical, as well as political wisdom and Greek philosophy especially Platonic and Aristotelian trends of thought. Muslim Philosophers such as Farabi and Ibn Rushd have been among the major interpreters and commentators of the works of great Greek philosophers particularly Aristotle’s. Hence Aristotle was given the title of "the First Teacher” and Farabi that of “the Second Teacher". A main topic of discussion among Muslim scholars has been the great work of Aristotle, the Nichomachean Ethics, which addressed the author's son. The Arabic version of this book had a great impact on the ethical and civil heritage of Muslim scholars, since there was some closeness between those precepts and the Islamic ones. The present article discusses traces of this impact.
جایگاه و نقش زنان در حکومت اسلامی در دیدگاه اما م خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آنکه زنان برای تأمین سعادت جامعه نقش برتری دارند لیکن از ایفای نقش شایسته خود در حاکمیت و حکومت برکنار بوده اند. اسلام حق حاکمیت را بالذّات برای آفریدگار و به نیابت برای انبیاء(ع)امامان(ع) و فقیه جامع الشرایط دانسته است. در اسلام برای هر یک از زن و مرد حقوق و تکالیفی برابر و متناسب با ساختار وجودی شان تعریف شده است. ملاحظه و تحلیل مواضع امام راحل(ره) نشان م یدهد وی معتقد بود زن مؤمن و بصیر می تواند با قدرت نرم برتر خودبسترساز خیزش و حرکت استوارتر جامعه -حتی بیشتر از مرد باشد؛ همان گونه که طی دوران انقلاب و دفاع مقدس به نیکی تحقق یافت. حضور زن در صحنه مدیری تهای میانی به شرط آسیب ندیدن نق شهای ویژ هاش چون مادری و همسری و با رعایت حدود شرعی بلامانع است اما پذیرش کارهای دشوار از جمله مسئولیت سطح اول زمامداری از اختصاصات مردان است. برای نهادینه ساختن پیشرفت جامعه و سعادت و سلامت آن، زن باید با تأسی به اهل بیت(ع) ضمن رعایت حدود شرع در صحن ههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی حضوری پرنشاط و مداوم داشته باشد و در پناه حکومت اسلامی بستر این حضور فراهم آمده است.
بررسی کارکردهای توانمندسازی جنسیتی در توسعة مشارکت سیاسی زنان مورد: کشورهای حوزة آسیای مرکزی و قفقاز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بستر و شرایطی که جایگاه نسبی زنان با توجه به آن ها سنجیده می شود، در بی ثباتی مداوم است و در تأثیر پیشرفت های تکنولوژیکی، روابط موجود میان دولت و بازار، آموزش و پرورش و متغیری بی اندازه بی ثبات به نام «نگرش» قرار می گیرد. در این نوشتار که به صورت توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای ترکیبی و بررسی های اکتشافی گزاره های کمی و کیفی گزارش توسعة انسانی سازمان ملل متحد، در چارچوب نظریه های توسعه صورت گرفته است، نویسندگان درپی مشخص کردن جایگاه کارکرد شاخص های توانمندسازی جنسیتی در ارتقای سطح مشارکت سیاسی زنان در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز بوده اند و به مطالعة براوردی و موردی جایگاه زنان این کشورها در دو بعد مشارکت سیاسی و مشارکت اقتصادی پرداخته اند. در ادامه با تحلیل کیفی و تحلیل محتوایی ژرف نتایج به دست آمده و بررسی شواهد منطقی، موقعیت کنونی زنان این منطقه را در دو حوزة مشارکت سیاسی و اقتصادی مشخص کرده اند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که ضعف ساختارهای زیربنایی، حاکمیت نظام های سیاسی تمامیت خواه، تأثیرهای عمیق نظام کمونیستی گذشته، ساختارهای فرهنگی آموزشی ضعیف و سلطة نظام مردسالار و همچنین نگرش منفی زنان به ماهیت مسائل سیاسی از مهم ترین عوامل مشارکت سیاسی اندک زنان در کشورهای مورد مطالعه اند.
دو روش احیاء اعتبار و مصادیق آن در برنامه هسته ای ایران (1388-1382)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نگاه بسیاری از دانش پژوهان، جریان اصلی روابط بین الملل و سیاست خارجی، کنش های کنشگران در راستای رسیدن به اهدافی مادی مثل قدرت، امنیت یا منافع است. جریان غیرمتعارف در این رشته هم با واکنش به این رویکرد، هم خود را در نشان دادن چگونگی تکوین مفاهیم قدرت، امنیت و منافع گذاشته اند. در این بین تلاشی صورت گرفته است تا اهداف کنشگران را با مفاهیمی دیگر تبیین کند. یکی از این مفاهیم عبارت از «احیاء اعتبار» است. با در نظر گرفتن این فرضیه که برنامه هسته ای ایران تلاشی برای احیاء اعتبار این واحد سیاسی است، این پرسش مطرح می شود که این احیاء اعتبار از چه روش هایی دنبال شده است؟ این مقاله در راستای پاسخ به این پرسش، دو فرایند احیاء اعتبار ناشی از احساس شرم و ناشی از احساس توهین را متمایز و مؤلفه های هرکدام را مشخص می کند و در ادامه مصادیق آن را در دو دوره تلاش بر سر این برنامه نشان می دهد
تأثیر انقلاب اسلامی ایران در بیداری اسلامی تونس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۴ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴
743 - 762
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران، نهضتی بیدارگرانه است که بی شک در بیدارگری بسیاری از نهضت های اسلامی و جنبش های دینی، اصلی ترین و اصیل ترین نقش را در دهه های اخیر ایفا کرده است. تنها انقلاب حقیقی دینی که بر اساس اندیشه ها و آموزه های اسلام ناب محمدی پیدایی گرفت. ازاین رو، انقلاب اسلامی ایران را نمی توان با انقلاب های مدرن سنجید، زیرا از لِحاظ مبادی و غایات نظری و نیز ماهیت عملی خود بی بدیل است. این نوشتار به تأثیر انقلاب اسلامی ایران در تونس پرداخته است. نگارندگان درصددند پاسخی درخور این پرسش فراروی مخاطبان نهند که انقلاب اسلامی ایران چه تأثیری در بیداری اسلامی تونس گذاشته است؟ (سؤال). تأثیر انقلاب اسلامی ایران در سطح منطقه و جهان، از مهم ترین موضوعاتی است که امروزه، بیش از پیش، در کانون توجه قرار دارد و با گذر از مرزهای مدرنیته، به الگویی مانا و پویا، با صبغه و وجهه دینی -معنوی، تبدیل شده و به جان و نهاد انسانِ گم شده دوران پیوند خورده است (فرضیه). نگارندگان این مقاله تأثیرات شگرف و شگفتِ انقلاب اسلامی ایران در بیداری اسلامی تونس و تحقق یافتنِ نوید حضرت امام خمینی، مبنی بر صدور انقلاب، را به تصویر کشیده اند (هدف). با توجه به گذشتِ چهار دهه از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، تأثیر آن در برخی کشورها از قوّه به فعل درآمده است. تجزیه و تحلیلِ صورت گرفته بر مبنای نظریه پخش نشان می دهد که افزایش ظرفیت و گسترش موج بیداری اسلامی تونس، ریشه در تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران دارد (روش). اسلام خواهی و مطرح شدن اسلام در قالب عامل بازدارنده در برابر منافع استعماری قدرت های بزرگ، استکبارستیزی و اوج گیری اندیشه ضد صهیونیستی در سطح منطقه و نیز شکل گیری، تقویت و الگوبرداری گروه ها و جنبش های اسلامی از انقلاب اسلامی ایران را می توان از حوزه های تأثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران برشمرد (یافته).
گفتمان جنسیت از انقلاب سفید تا انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در ایران تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی در ایران اسلامی تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی از مشروطه تا انقلاب اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران دوره پهلوی اول و دوم
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی جنسیت
کیفیت و کمّیت مشارکت زنان در رویدادهای سرنوشت ساز تاریخی، از جمله انقلاب ها یکسان نبوده و بنا بر شرایط و موقعیت اجتماعی- فرهنگی جامعه اشکال گوناگونی به خود گرفته است؛ ولی به نوبه خود مقوله جنسیت را به کانون تصمیم گیری ها و منازعات سیاسی وارد کرده است.
انقلاب اسلامی که مهم ترین رخداد مؤثر بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی ملت ایران است نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ چراکه فقط پس از گذشت 15 سال از اعطای حق رأی به زنان در قالب برنامه اصلاحی انقلاب سفید، محمدرضا پهلوی که به شدت ناخرسندی و اعتراض علما را به بازتعریف نقش های زنانه توسط حکومت برانگیخته بود، مشارکت گسترده زنان آن هم با سیمایی متفاوت از الگوهای پذیرفته شده زن سنتی یا مدرن در مبارزات انقلابی تا آنجا توجه ناظران خارجی را برانگیخت که آن را انقلاب چادرها نامیدند.
با وجود این، چرایی و چگونگی این مشارکت، از جمله عرصه های مغفول مانده در میان علایق نظری و پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی به شمار می رود؛ ازاین رو، این مقاله برآن است تا با تمرکز بر متون رسمی تولیدشده توسط الیت سیاسی و مطبوعاتی ایران در گستره زمانی سال های 1342 تا 1357 و با استفاده از روش تحلیل گفتمان نشان دهد که جنسیت به عنوان یک برساخته گفتمانی چگونه در دو دهه پیش از انقلاب اسلامی در پرتو ظرفیت نظام زبانی و مناسبات قدرت و مقاومت مندرج در آن درون بستری از رخدادهای سیاسی و اجتماعی ساخته شده و مرزهای مألوف و تعیین کننده هویت های زنانه/ مردانه را درنوردید. بدین منظور بستری تاریخی را به تصویر خواهد کشید که درون آن مدلول زنانه/ مردانه به تدریج از جایگاه چندین هزارساله خود بیرون آمده و در پیوند با دال های کانونی گفتارهای رقیب حاضر در متن منازعه سیاسی شامل گفتار رسمی حکومت، روحانیت سنتی و نواندیشی دینی و انقلابی، معنا و ساختاری تازه یافته است.
رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات نوین خاورمیانه
حوزههای تخصصی:
تحولات جهان عرب پس از سال 2011 شرایط ترتیبات سیاسی و امنیتی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را دگرگون ساخته است. این تحولات که تحلیل گران غربی آن را «بهار عربی» می نامند و ما آن را «بیداری اسلامی» می خوانیم، پدیده ای بی نظیر در این منطقه جغرافیای سیاسی محسوب می شود که سیاست خارجی تمام بازیگران منطقه ای از جمله جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار داده است. در همین راستا، این پرسش مطرح می گردد که عوامل تأثیرگذار بر سیاست خارجی ایران در قبال تحولات نوین خاورمیانه کدامند؟ فرضیه نوشتار این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در ارتباط با تحولات جدید منطقه، تحت تأثیر عوامل ایدئولوژیکی و واقع گرایی بوده است. در این نوشتار سعی بر آن است با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و با تأکید بر گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به تبیین موضع گیری جمهوری اسلامی ایران در قبال انقلاب های تونس، مصر، لیبی، یمن و تحولات بحرین و سوریه پرداخته شود.
بررسی سیاست های دینی دولت مدرن مصر در قبال نهاد دین؛ با تاکید بر تصوف
حوزههای تخصصی:
جهان اسلام پس از هجوم استعمار با هجمه اندیشه های غربی و شکل گیری جریان های غرب گرا و در نهایت برپایی دولت های مدرن- و البته وابسته و دست نشانده به استعمارگران غربی- مواجه شد. این دولت ها به واسطه هجوم افکار و اندیشه های غربی- که بدون بررسی اجرایی گردید- و به هدف نوسازی جامعه و آنچه که توسعه و پیشرفت قلمداد می کردند، تغییرات زیربنایی در جامعه سنتی خود را پیگیری کردند. در این راستا مهمترین مانع برای نوسازی جامعه را نهاد دینی دانسته و برای کنترل و محدود کردن آن تلاش نمودند. در این سپهر، مقاله حاضر تلاش دارد تا با مطالعه کشور مصر و با محوریت این پرسش که «سیاست های دینی دولت مدرن مصر در قبال نهاد دین چیست؟» این فرضیه را بررسی کند که «تشکیل دولت مدرن در مصر و سیاست های نوسازی آن با سیاست کنترل نهاد دین همراه شد که در نهایت به محدود شدن منابع قدرت سیاسی-اجتماعی گروه های اجتماعی دینی و کم شدن تاثیر و عمق نفوذ آنها در مصر انجامیده است و در نهایت نهاد دین نیز به جریانی تابع دولت مدرن تبدیل شد». پژوهش حاضر با رویکردی نهادی نگاشته شد که دین را به عنوان نهادی ریشه دار و در کنش با دولت مدرن مصر مورد مطالعه قرار می دهد.
Shiite Scholars in the Era of Constitutionalism and the Image of Western Domination
حوزههای تخصصی:
This article is an interdisciplinary study of culture and politics that combines insights from political science and the concept of image in the discipline of culture and communication. Relying on various documents and secondary sources pertaining to the period of constitutional revolution in Iran, this article is an attempt to reconstruct the mental image that the Shiite scholars (Ulama) had of western political systems as well as their own government and society. Western domination and its cultural hegemony seemed to threaten Muslim societies including Iran due to western countries' superiority in science and technology. Perceptions of such an imminent danger created a particular image of the west in the minds of majority of Iranian political elite and Shiite scholars prompting them to join in one way or another the reform movement known as the constitutional movement towards saving Islamic culture and Iran from foreign invasion.
بازتابِ سمت گیری سیاست خارجی درگفتارها و نوشتارهای آیت الله خامنه ای 1388-1368(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۲۸ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
41 - 69
حوزههای تخصصی:
سمت گیریِ سیاست خارجی، عبارت از ایستارها و تعهدات کلی یک دولت در برابر محیط خارجی و استراتژی اصلی آن برای تحقق هدف های خارجی و داخلی و مقابله با تهدیدات مستمر است. مسئله نوشتار حاضر این است که مشخص کند که یک رهبر انقلابی به کدام یک از سمت گیری های موجود در سیاست خارجی، گرایش دارد. بنابراین، پرسش اصلی مقاله، جست وجویِ چیستی بسامدِ جهت گیری های سیاست خارجی در آثار رهبر کنونی کشور ایران است. فرضیه های اولیه، گمانه هایی بود که در بابِ فراتری یا فروتریِ یکی از سه جهت گیری در مقایسه با همدیگر، مطرح می شد. نگارندگان با توجه به شاخص های سه سمت گیریِ انزواگرایی، عدم تعهد، اتحاد/ ائتلاف، که برگرفته از الگوی نظری هالستی از سیاست خارجی است و با تأکید بر حلقه اول از الگوی تحلیل نهادی هیلزمن که در ایران، مقام رهبری می باشد، کوشش کرده اند با شمارش مضمون های هم پیوند با شاخص های سمت گیری، در گفتارها و نوشتارهایِ آیت الله خامنه ای در بازه زمانی 1388-1368، نشان دهند که می توان به این دستامد رسید که فراوانی حاصل از این شاخص ها، نمایان گر سفارش به اتخاذ دو سمت گیریِ عدم تعهد و اتّحاد/ ائتلاف در سیاست خارجیِ دین پایه است. روش به کار بسته شده در نوشتارِ پیش رو، آمیزه ای از تحلیلِ کمّی(شمارش بسامدِ شاخص های مرتبط با جهت گیری های سه گانه در سیاست خارجی) و تحلیلِ کیفی(تفسیر یافته ها) است. یافته تفسیریِ برآمده از نوشتار، نشان دهنده این نکته است که نوعی واقع گرایی برای دور ساختنِ یک سیاست خارجیِ انقلابی دینی، از انزواجویی، بر گفتار و نوشتارِ مقامِ عالی رتبه کشور، چیره است.