فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۷۸۱ تا ۱۲٬۸۰۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقایسه مشارکت سیاسی دانشجویان علوم انسانی با سایر گروه های تحصیلی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مشارکت سیاسی یکی از مهم ترین مفاهیم توسعه سیاسی و مردم سالاری در یک جامعه است و به باور اندیشمندان سیاسی و اجتماعی در مقایسه با فعالیت های دیگر اجتماعی، مهم ترین و تأثیرگذارترین فعالیت به شمار می آید. از این روی برای توسعه، پیشرفت و تعالی جامعه، پروراندن و تربیت افرادی که بر اساس آگاهی، فکر و اندیشه برتر، مشارکت سیاسی بیشتری داشته باشند ضرورتی انکارناپذیر است. یکی از ابزارهای تحقق این مهم، توجه وافر و تقویت بنیادی علوم انسانی از یک سوی و به کارگیری فعالان این عرصه (اعم از متخصصان، اساتید، دانشجویان) در زمینه های مختلف سیاسی و اجتماعی از سوی دیگر است. پژوهش حاضر که با هدف بررسی تفاوت دانشجویان رشته های علوم انسانی با سایر رشته ها در زمینه مشارکت سیاسی آنجا م گرفته نشان می دهد که دانشجویان علوم انسانی نسبت به سایر دانشجویانِ گروه های تحصیلی از مشارکت سیاسی بیشتری برخوردارند. به منظور بررسی این امر، پژوهش حاضر بر مبنای این فرضیه که دانشجویان گروه علوم انسانی نسبت به سایر گروه های تحصیلی مشارکت سیاسی بیشتری دارند درصدد است تا با روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه رابطه فوق را مورد بررسی قرار دهد. در این راستا بر مبنای روش خوشه ای چند مرحله ای و با توجه به جامعه آماری دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه تهران (و نمونه آماری: 264 نفر، بر اساس جدول مورگان) رشته های مختلف دانشگاهی به چهار گروه (فنی و مهندسی، علوم پزشکی، علوم انسانی و ادبیات و هنر) تفکیک شده و پرسشنامه توزیع شده بین آنان با ابزار SPSS و در قالب مشخصه های آمار توصیفی (درصدفراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس، آزمون T و آزمون تعقیبی توکی) مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از داده ها نشان می دهند که مشارکت سیاسی دانشجویان علوم انسانی نسبت به سایر دانشجویان گروه های تحصیلی بیشتر است که این امر موید فرضیه تحقیق می باشد.
پارادوکس آزادی و بردگی در لیبرالیسم جان لاک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۴ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
43 - 60
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با توجه به سه رهیافت فلسفی، تاریخی، و فلسفی- تاریخی، ضمن توجه اساسی به روش شناسی لاک، سعی دارد با پیوند میان فلسفه سیاسی لاک و تاریخ زمان وی، نشان دهد که چرا و چگونه فهم منطق درونی دو رساله حکومت و لیبرالیسم لاک که اغلب از طریق دو رهیافت نخست موضوع پژوهش قرار گرفته، ناممکن و بلکه بدون دلالت های کاربردی لازم برای بازخوانی و بازسازی اندیشه سیاسی مختار است. زیرا در یکی تجارب تاریخی لاک در مستعمرات امریکایی، و در دیگری اصول اساسی اندیشه سیاسی و فهم لیبرالیسم وی نادیده گرفته شده است. به بیان دیگر، این رویکرد ضمن تبیین تعارض های اندیشه سیاسی و نشان دادن چهره ژانوسی لاک، درصدد است تا ضمن توجه به غایت اندیشه سیاسی لاک در بنای لیبرالیسم داخلی و ناسیونالیسم استعماری، نشان دهد که هم نظریه تساهل و اندیشه آزادی خواهی لاک که طرف داران رویکرد اول، آن ها را مؤثر در شکل گیری دو رساله تلقی می کنند و هم تجارب استعماری لاک که طرف داران رویکرد دوم، آن ها را مؤثر در شکل گیری دو رساله می پندارند، هر دو با هم در شکل گیری اندیشه سیاسی لاک قابل توجیه، تفسیر و داوری اند.
کالبدشکافی جنبش فرهنگی-زبانی و سیاسی کاتالونیا (کاتالانیسم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۴ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
371 - 389
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل در تاریخ کاتالونیا به جنبش کاتالانیسم برمی گردد که در حال حاضر در سیاست کاتالونیا از اهمیت بالایی برخوردار است. کاتالانیسم یک جنبش فرهنگی، زبانی و سپس سیاسی است که از شناسایی فرهنگی و سیاسی کاتالونیا از سوی دولت اسپانیا حمایت می کند. مقاله حاضر تلاش دارد تا به کندوکاو چگونگی شکل گیری این جنبش بپردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که جنبش کاتالونیا از آغاز ماهیتی فرهنگی- زبانی داشت. در قرن نوزدهم میلادی سه رخداد مهم که عبارت بود از شکست فرایند دولت-ملت سازی در اسپانیا، تفاوت اقتصادی میان کاتالونیا و اسپانیا، و اشغال نظامی کاتالونیا از سوی دولت مرکزی، باعث شکل گیری جنبش فرهنگی- زبانی (ناسیونالیسم مبتنی بر فرهنگ) شد. سه رخداد یادشده به سه حادثه حساس تاریخی دیگر در قرن بیستم که عبارت بود از تصویب قانون جدید برای قضاوت در خصوص دعاوی تحت نظارت حکومت نظامی، سرکوب جمهوری دوم (1939-1931م) در اسپانیا از سوی فرانکو، و دوره انتقال از دیکتاتوری فرانکو به دموکراسی، پیوست و زمینه را برای حرکت از ناسیونالیسم فرهنگی (جنبش فرهنگی، زبانی) به ناسیونالیسم سیاسی (خواهان استقلال) فراهم ساخت. همچنین در بخش دوم و سوم این مقاله برای شناخت بهتر این جنبش، به ترتیب به ساختار فرهنگی- زبانی کنونی کاتالونیا و موضع اتحادیه اروپا در قبال استقلال کاتالونیا پرداخته شده است.
دموکراسی رایزنانه؛ جنبش های اجتماعی و حوزه عمومی جهانی (با تأکید بر نظریه عقلانیت ارتباطی هابرماس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۴ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
447 - 461
حوزههای تخصصی:
دموکراسی، بی تردید، عرصه عمومی فعالیت های انسانی است؛ چراکه انسان ها در این حوزه به تعامل با یکدیگر می پردازند و درخواست ها و علاقه مندی های خود را بیان می کنند. جنبش های اجتماعی که بیان کننده تقاضاهای مردمی هستند، در همین عرصه عمومی شکل می گیرند و به فعالیت می پردازند. این پژوهش به دنبال بررسی و ارزیابی میزان تأثیراتی است که عقلانیت ارتباطی نظریه هابرماس، بر شیوه فعالیت و سازماندهی جنبش های اجتماعی نوین و نیز نوع روش ها، راهبردها و استراتژی های اتخاذشده آن ها برای دستیابی به اهدافشان دارد. با توجه به جهان گستر بودن اهداف، هم از منظر دموکراسی رایزنانه هابرماس، و هم از نگاه جنبش های اجتماعی جدید، و نیز با توجه به شیوه مفاهمه ای و گفتگوییِ هردو طرف، می توان هماهنگی ها و سنخیت های قابل ملاحظه ای را میان این دو مشاهده کرد. استدلال نوشتار حاضر این است که جنبش های اجتماعی جدید مانند جنبش سبز (محیط زیست گرایی)، خلع سلاح و...، با اقتباس از شیوه دموکراسی رایزنانه هابرماس، چه در سطح عمل و چه در سطح نظر، از این نظریه متأثر شده اند. در ادامه تلاش می گردد جنبه های متفاوت این رابطه، با تأکید بر دو جنبش سبز و وال استریت به تصویر کشیده شود. روش پژوهش، کیفی از نوع تبیین علّی و روش تحلیل، توصیفی_ تبیینی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی است.
نقد سنت و تجدد و نسبت آن با اندیشه سیاسی محمد عابدالجابری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۴ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
589 - 608
حوزههای تخصصی:
محمد عابدالجابری که ازجمله نومعتزلیان است، با نگاهی عقلانی و انتقادی به دنبال استفاده از تفکرات جدید و میراث گذشته اسلامی خود بوده است و تحت تأثیر برخی از روش شناسی های پست مدرنِ جدید در غرب، فارغ از تفاوت های فلسفی و بنیادین، در پی برساختن نظام فکری معرفتی و سیاسی از طریق نقد سنت و تجدد است. اگرچه جابری از سویی با نقد جریان های فکری موجود که در آن ها اعتقاد بر همسازی سنت و تجدد است و با ناکارآمد خواندن آن ها درصدد است با نقد عقلانیت عربی اسلامی (که وی آن را در سه عرصه معرفتی بیان، برهان، و عرفان تشریح می کند) با روش های پست مدرن و از سوی دیگر با نقد وجوهی از تجدد، پیوند میان این دو وجه نظام معرفتی و فرهنگی را از میان بردارد. حاصل این تلاش در نظریه سیاسی، کاوش به منظور اثبات وجوهی از تجدد در سنت اصیل اسلامی و تلاش برای تبلور تجدد و نیز دموکراسی از درون سنتِ نقدشده است. نتیجه آنکه به باور جابری، اسلام دینِ سیاست است و بسیاری از ابعاد حقوق بشر را شامل می شود که جهان متجدد نیز به آن ها رسیده است. وی با ردّ سکولاریسم در اسلامِ حقیقی، معتقد است راه نجات جهان اسلام از نقد عقلانیت و برساختن دموکراسی بومی می گذرد.
تعامل ساخت فرهنگ با توسعه ی سیاسی در فرهنگ سیاسی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه سیری است که متضمن بهبود مداوم همه ی عرصه های زندگی انسانی اعم از مادی و
معنوی میباشد و انسان میبایست در غایت توسعه به حیاتی متکی به توانایی های خود و فرهنگ
انسانی خویش به همراه گسترش دایره ی انتخاب مثبت دست یابد. توسعه از دو جهت تاریخی و
اهداف توسعه قابل بررسی است که در سیر خطی جبری اندیشه ی اسلامی آن را به چالش
می کشاند، ولی در سیر فرهنگی- آرمانی، توسعه اساساً یک فرایند منحصر به فردی است که ضمن
بهره گیری از مخرج مشترک اصول عقلانی و ثابت توسعه با توجه به فرهنگ آن جامعه قابل بهره
برداری و وصول میباشد.
فرهنگ هویتی انسانی دارد و قوام آن به آگاهی عزم و اراده ی انسا نها وابسته می باشد.
انسان هایی که کلیدی ترین عنصر در توسعهی یک جامعه هستند. لذا توسعه یافتگی، که یک
تصمیم سیاسی و حکومتی است، نیاز به زمینه سازی های فرهنگی دارد. نگاه به انسان، جامعه، دین،
زندگی و زمان میتواند عامل مهمی در تحلیل و تفسیر منطقی توسعه ی سیاسی از یک طرف و بقاء
نهادینه شدن سیاست از طرف دیگر باشد.
در این میان، فرهنگ سیاسی شیعه که پیوند منطقی وتعامل مثبت دیانت وسیاست را مد لحاظ
قرار میدهد معتقد است که میتوان با عناصر و مولفه های بنیادین عقلانیت، آزادی و اجتهاد پویا
ضمن حفظ مبانی و اصول دین مبین اسلام، کارآمدی و کارایی آن را در عرصه ی عام توسعه و
خاص توسعه ی سیاسی ارتقا بخشید
اثرات تهدیدزای گسترش سپر دفاع موشکی بر امنیت جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهار توان مندی موشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان هدف فوری رویکرد دفاع موشکی آمریکا در دوره اوباما اعلام شده است. دستیابی ایران به فن آوری و بومی سازی ساخت و پرتاب موشک و ماهواره به منزله تهدید و خطر فوری برای آمریکا، رژیم اسرائیل و همسایگان جنوبی در خلیج فارس تلقی می شود و مأموریت سپر دفاع موشکی، مهار و مقابله با این توانایی است. با توجه به فوریت متقابل این تهدید امنیتی برای ایران، این مقاله با کاربست دستگاه نظری واقع گرایی تهاجمی و تدافعی، ضمن بررسی چالش امنیتی گسترش سپر دفاع موشکی برای جمهوری اسلامی ایران، بر لزوم تشدید فضای تعامل و اجرای دیپلماسی دفاعی فعال در ارتباط با همسایگان جنوبی را مبتنی بر منطق میانه روی و خویشتن داری مطابق آموزه های واقع گرایی تدافعی برای تأمین امنیت جمهوری اسلامی ایران تأکید می کند.
بحران سوریه و سیاست منطقه ای عربستان سعودی( 2011 تا 2014)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شروع بحران سیاسی در سوریه، بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای بر اساس منافع خود جهت گیری های مختلفی را در رابطه با این کشور، که از اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خاصی در منطقه خاورمیانه برخوردار است، اتخاذ نموده اند. در این میان تلاش پیگیر برخی دولت ها برای اعمال فشار و ساقط کردن حکومت اسد، از جلوه های بارز تحولات سوریه محسوب می شود که بر پیچیدگی اوضاع این کشور افزوده است.
در میان بازیگران منطقه ای، عربستان سعودی با توجه به استراتژی سیاست خارجی اش، که بخشی از آن را مهار و جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه تشکیل می دهد، نقش بارزی در تحولات این کشور ایفا نموده است و اقدامات گسترده ای، از حمایت مالی و معنوی از شورشیان القاعده گرفته تا مشارکت فعال در محور غربی – عربی در جهت متقاعدکردن دیگر کشورها برای حمایت از مخالفان حکومت سوریه، و در نهایت تلاش بی وقفه برای حمله به این کشور انجام داده است.
این مقاله ضمن بررسی سیاست خارجی عربستان، به منافع و تلاش های گسترده این کشور در تحولات داخلی سوریه می پردازد. نتیجه این بررسی نشان می دهد عربستان سعودی با هدف ارتقای جایگاه منطقه ای خود وارد بحران سوریه شده است و در همین راستا سیاست هایی اتخاذ کرده است که در آینده موجب صدمه به منافع بلندمدت این کشور خواهد شد.
چالش راهبردی چین و ایالات متحده بر سر هژمونی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رخدادهای تروریستی 11 سپتامبر 2001، امنیت ایالات متحده در نظام بین الملل را با چالش جدی رو به رو ساخت و آمریکا را وارد جنگ های پرهزینه و طولانی در افغانستان و عراق کرد. سپس بحران های مالی جهانی 2008، به رکود بی سابقه در آن کشور منجر شد. اقتصاد بحران زده آمریکا در وضعیت آسیب پذیرتری نسبت به گذشته قرار گرفت. از سوی دیگر جایگاه چین در اقتصاد جهانی در این سال ها ارتقا و نفوذ فرامنطقه ای آن کشور توسعه یافت. این نوشتار با به کارگیری نظریه های جابه جایی قدرت بر آن است به این پرسش پاسخ دهد که قدرت یابی چین در اقتصاد سیاسی بین الملل، چه تأثیری بر قدرت ایالات متحده داشته است؟ در این زمینه، نویسندگان به این نتیجه می رسند که قدرت یابی چین افول قدرت مالی ایالات متحده را تشدید کرد، اما از نظر سیاسی و امنیتی تأثیر چندانی بر قدرت ایالات متحده نداشته است و ضعف ایالات متحده بیشتر به اقتصاد کلان آن مربوط می شود.
مذاکرات هسته ای و منازعه ایران و امریکا: کنکاشی در نظریه بلوغ منازعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران و امریکا برای بیش از سه دهه رابطه ای منازعه آمیز را تجربه کرده اند. هرچند در این مدت، فرصت هایی برای حل منازعه میان دو کشور وجود داشته است، اما تمامی ابتکارهای حل منازعه با شکست مواجه شده اند. با وجود این، توافق موقت هسته ای میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا (در قالب ایران و 1+5) در آذر 1392، بحث هایی را پیرامون امکان حل منازعه دو کشور، بار دیگر مطرح ساخته است. مهم ترین پرسشی که در این زمینه مطرح می شود این است که دلایل حل منازعه هسته ای با وجود شکست تمامی ابتکارهای حل منازعه پیشین چیست؟ در پاسخ به این پرسش و با تکیه بر نظریه «بلوغ»، بحث اصلی مقاله حاضر این است که آغاز مذاکرات مستقیم میان ایران و ایالات متحده و رسیدن به توافق هسته ای، به دلیل بلوغ منازعه ایران و ایالات متحده در نتیجه «بن بست آزار دهنده دوجانبه» ناشی از مسئله هسته ای است. مقاله حاضر در کنار آزمون این فرضیه، با بررسی عواملی که مانع حل منازعه دو کشور در شرایط بلوغ می شوند، چهار سناریو را نیز در مورد آینده منازعه هسته ای و اثر آن بر منازعه کلی ایران و ایالات متحده مطرح می کند
بیداری اسلامی و چالش های پیش رو در کشورهای خاورمیانه
منبع:
پژوهش های سیاسی سال چهارم بهار ۱۳۹۳ شماره ۹
31 - 50
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه اسلامی؛ محور سیاست خارجی آمریکا در دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۵
155 - 182
حوزههای تخصصی:
آمریکا از جنگ جهانی دوم عملاً گام در عرصه سلطه گرایی جهان گذاشت، اما در این دوران (جنگ سرد) سیاست خارجی خود را بر اروپا استوار ساخت موضوعی که کمتر مورد کنکاش قرار گرفته است، از این رو، چرایی رویکرد آن به خاورمیانه اسلامی پس از حادثه یازدهم سپتامبر2001 م. به مسئله ای تبدیل شد که مقاله حاضر در پی کاویدن آن بر اساس اسناد امنیت ملی آمریکا است! در نوشتار پیش رو با این پرسش روبرو هستیم: علل اصلی محوریت خاورمیانه اسلامی در سیاست خارجی آمریکا با تأکید بر شباهت و تفاوت راهبردهای بوش و اوباما چیست؟ (سؤال) به نظر می رسد که پاسخ آن را باید ناشی از تغییر ساختار نظام بین الملل و دگرگونی در راهبردهای کلان آن کشور دانست. (فرضیه) در این مقاله برآنیم تا با درک علل اصلی توجه سیاست خارجی آمریکا به منطقه، تصویری جدید از سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه اسلامی بر اساس شباهت ها و تفاوت های راهبردهای امنیت ملی بوش و اوباما عرضه کنیم . (هدف) نیل به این هدف به شیوه مقایسه ای و تحلیلی میسر شده است. (روش) از دستاوردهای مقاله پی بردن به شباهت راهبردهای امنیت ملی بوش و اوباما در عناصری چون برتری جویی، تلاش برای تبدیل شدن به قدرتی هژمون و تلاش ناموفق در بهره گیری از قدرت هوشمند، و کشف تفاوت های آنها در تعیین تهدیدهای اعلامی و نیز در یک جانبه گرایی بوش و چند جانبه گرایی اوباما است. (یافته)
بررسی پیامد های سیاسی و امنیتی اشغال عراق از سوی آمریکا برای رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۴ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
179 - 195
حوزههای تخصصی:
به دلیل رویکرد هسته ای عراق و تهدید رژیم صهیونیستی، این رژیم در سال 1361ش تأسیسات اتمی عراق را نابود کرد. در دهه 1370 رژیم صهیونیستی و طرف دارانش از امریکا خواستند کار عراق را یکسره و تهدید حمله عراق به سرزمین های اشغالی را برطرف کند. در سال 1383ش با اشغال عراق، رژیم صهیونیستی کوشید از نزدیک فعالیت های هسته ای ایران را تحت نظر بگیرد و به سوریه و ترکیه نزدیک تر شود تا با استفاده از اهرم کردها این کشورها را تحت فشار بگذارد. برخلاف این پیامدهای مثبت، قدرت یابی شیعیان، افزایش نفوذ ایران، بهبود روابط عراق و سوریه و مستحکم شدن محور مقاومت، پیامدهای منفی حمله امریکا به عراق برای رژیم صهیونیستی بوده است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی درصدد بررسی پیامدهای سیاسی و امنیتی اشغال عراق برای رژیم صهیونیستی با این فرض که حمله امریکا برای رژیم صهیونیستی در کوتاه مدت دارای پیامد مثبت و در بلندمدت منفی است.
درس هایی که از روابط جدید هند و ایالات متحده می توان آموخت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی مفهوم منازعه در نظریه های روابط بین الملل و ژئوپلتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Justice in Islam and Christianity: A Comparative Study
حوزههای تخصصی:
One of the most fundamental subjects relating to humankind’s social life is justice. From the early days of human civilization, this topic has been intertwined with the most basic philosophical and sociological thoughts developed by the human mind. The great intellectuals of human history-whose contributions in the field of knowledge should truly be viewed as humankind’s collective heritage, not merely tied to the pride of a particular region or nationality-have all sought to address this topic in some way-in view, of course, of their peculiar social, ethical, philosophical, and political considerations-in an attempt to offer a precise definition of it and an accurate description of its role in the general arena of the human being’s social life. Divine and monotheistic religions have also been champions of justice in human societies. The Qur’an-as the final heavenly book revealed to God’s final prophet-enumerates three objectives in Surah Jum‘ah for which God appointed His prophets: to purify the human being’s soul from vice, to teach him God’s decrees and signs, and to edify him with knowledge and wisdom so as to enable him to uphold social justice. This demonstrates clearly that, in their religious endeavors, all the prophets pursued the same end, for the above-cited Surah does not restrict these objectives to Prophet Muhammad’s ministry; they are put forth as the objectives of all previous prophets as well.In this light, the comparative study of the principles that the monotheistic and Abrahamic faiths-particularly the two great faiths of Islam and Christianity-share in common or at least come very close to sharing is an especially important interdisciplinary field of study. In this article, I attempt to examine, in summary fashion of course, the tenets Islam and Christianity posit with regard to the concept of justice. (I should note in advance that my study of the Christian doctrine rests mainly on the thought and works of Saint Augustine.) This article should be viewed as a preliminary work, an introduction to a more extensive study on the principles these two faiths define regarding justice and, more particularly, social justice.
زیست جهان دانشگاهی و نقش آن در شکل گیری فرهنگ سیاسی دموکراتیک (پیمایشی در بین دانشجویان دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی فرهنگ سیاسی دانشجویان و نقش تجارب جامعه پذیری به ویژه نقش زیست جهان دانشگاهی در شکل دهی به این فرهنگ موضوع مقاله حاضر است. رویکرد نظری تحقیق این است که زیست جهانِ دانشگاهی به عنوان عرصه جدیدی از تجربه جامعه پذیری با شکل گیری فرهنگ سیاسی دموکراتیک رابطه دارد. از نظر روش شناسی، پژوهش حاضر به شیوة پیمایش وکاربرد پرسشنامه در میان دانشجویان کارشناسیِ دانشگاه تهران به اجرا درآمده است. با توجه به مسئلة تحقیق و نوع داده های مورد نیاز از «طرح پانل گذشته نگر» برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که دانشجویان «نسبتاً» از فرهنگ سیاسی دموکراتیک برخوردارند و زیست جهان دانشگاهی از نظر دموکراتیک بودن، بالاترین رتبه را نسبت به سایر عوامل جامعه پذیری دارد. با ارزیابی تفاوت فرهنگ سیاسی دانشجویان سال اول و دانشجویان سال آخر می توان استدلال کرد که زیست جهان دانشگاه مولد فرهنگ سیاسی دموکراتیک است به طوری که دانشجویانی که تجربه زیسته دانشگاهی بیشتری دارند، «اعتقاد و حمایت بیشتری از دموکراسی» داشته و باور بیشتری نیز به «ارزش های دموکراتیک» دارند.
رابطه هویت ملی و هویت قومی بین جوانان شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت ملی در عین داشتن عناصر و مؤلفه های مشترک با هویت قومی، از تعدادی عناصر و مؤلفه های اختصاصی نیز برخوردار است. عناصر و مؤلفه های فرهنگ، تاریخ، سرزمین، مذهب و نژاد بین هویت های ملی و قومی مشترک هستند ولی عناصر و مؤلفه های حاکمیت و استقلال، حکومت، بروکراسی، اقتصاد ملی و سیستم دفاعی مختص هویت ملی هستند. اگر چه هویت قومی همواره زیرمجموعه ی هویت ملی تعریف می شود، بر اساس نوع نگرش عمومی به مؤلفه های هویتی، یکی از جهت گیری های ارتباطیِ تقویتی، تخریبی، توازی یا تلفیقی بین دو نوع هویت قومی و هویت ملی برقرار است. مقاله ی حاضر در پی مشخص نمودن نوع جهت گیری رابطه ای بین هویت قومی و هویت ملی میان جوانان شهر زنجان در مرداد ماه سال 1390برآمده است. برای این منظور، از طریق روش پیمایشی و با توزیع پرسشنامه بین 380 نفر از جوانان 18-30 ساله، از آن ها نظرسنجی به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که جوانان آذری در شهر زنجان دارای گرایشات مثبت نسبت به هویت قومی و در عین حال به هویت ملی هستند. به این ترتیب مشخص گردید که بین هویت ملی و هویت قومی جوانان شهر زنجان، نه تنها رابطه ی منفی وجود ندارد بلکه بین این دو هویت جمعی رابطه ای تقویتی (با شدت کم) برقرار است. به طوری که، با بیشترشدن میزان هر یک از دو هویت قومی یا هویت ملی، میزان دیگری نیز بین جوانان زنجانی افزایش می یابد. بنابراین می توانیم نتیجه بگیریم که بین هویت های قومی و ملی بین جوانان شهر زنجان، جهت گیری رابطه ای تقویتی برقرار است.