مطالب مرتبط با کلیدواژه

رژیم های اقتدارگرا


۱.

گذار به دموکراسی و فراز و فرود منازعۀ قومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رژیم های اقتدارگرا گذار به دموکراسی منازعه قومی تخفیف منازعه قومی تشدید منازعه قومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۴۳۴
منازعۀ قومی و عوامل مرتبط با آن، یکی از پرسمان های عمدۀ نحله های مختلف علوم اجتماعی، به ویژه در چندین دهۀ اخیر بوده است. هم زمانی تحولات منازعۀ قومی و فرآیند گذار به دموکراسی، به ویژه پس از نیمه دوم قرن بیستم، مطالعات جامعه شناسی سیاسی منازعه قومی را به این مسئله متمرکز ساخته است که گذار به دموکراسی، چه شرایط و بسترهایی را برای تحولات منازعۀ قومی فراهم می کند. مهم تر اینکه گذار به دموکراسی الزاماً با منازعه قومی توأمان است، یا اینکه فرآیند گذار می تواند به واسطه ترویج مذاکرۀ سیاسی در حکومت های دموکراتیک نوین، فرصتی برای پیشگیری از منازعات قومی مهیا کند؟ با توجه به نبود پژوهش های تئوریک در این زمینه، ما در این مقاله با بهره گیری از تحلیل کیفی، به مطالعۀ شرایطی پرداخته ایم که طی آن، گذار به دموکراسی هم بستری برای تعدیل منازعات قومی مهیا می کند و هم منجر به تشدید آن می شود. راهبردهای نهادی ممانعت از منازعۀ قومی، منازعۀ قومی و نشو ونمای رویه های دموکراتیک و رفتارشناسی رژیم های اقتدارگرا در باب تنوع قومی از دیگر موضوعات مورد مداقه ما در این پژوهش بوده است.
۲.

بررسی آرای انتقادی به نظریه «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سرمایه داری لیبرال دموکراسی فرانسیس فوکویاما نظریه پایان تاریخ رژیم های اقتدارگرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
همزمان با پایان یافتن جنگ سرد و فروپاشی اردوگاه شرق، ایدئولوژی جدیدی بایست شکل می گرفت. از این رو فرانسیس فوکویاما دانشمند آمریکایی ژاپنی تبار با گرفتن مفهوم تاریخ از هگل، سال 1989 مقاله ای تحت عنوان پایان تاریخ در نشریه نشنال اینترست[3] به چاپ رساند و پایان قرن بیستم را پایان تاریخ نام نهاد و اعلام کرد که با پیروزی لیبرال دموکراسی بر رقبای ایدئولوژیک خود، بشریت به آخرین شکل حکومت بشری و پایان تاریخ رسیده است. در این مقاله پس از معرفی نظریه پایان تاریخ، مهم ترین آرای انتقادی به روش تبیینی- توصیفی و با تأکید بر منابع کتابخانه ای، اینترنتی مورد بررسی قرارگرفته و در پایان به این نتیجه دست یافته که برخلاف نظر فوکویاما، لیبرال دموکراسی پایان تاریخ نیست، بلکه اگر فرضاً بپذیریم که در حال حاضر، لیبرال دموکراسی بهترین شیوه حکومت داری است، این امر لزوماً به معنی پایان تاریخ و آخرین شیوه حکومت داری بشری دانستن آن نمی باشد زیرا احتمالاً با توجه به پیشرفت جوامع انسانی و توسعه اندیشه ورزی، بشر درآینده به اشکال بهتری از حکومت داری که با فطرت انسان و عدالت سازگارتر باشد دست خواهد یافت. شاید علت طرح این نظریه سرمستی ناشی از فروپاشی کمونیسم و خطای محاسباتی فوکویاما در نادیده گرفتن سایر ایدئولوژی ها به ویژه سوسیال دموکراسی به عنوان رقیب قدرتمند لیبرال دموکراسی و نوع نگاه ماتریالیستی او به انسان است. نکته بسیار مهمی که فوکویاما آن را نادیده گرفته این است که دموکراسی را می توان در بستر غیر از لیبرالیسم نیز به دست آورد.