فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۰۱ تا ۸٬۱۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
The Greater Middle East Project was put forth by Colin Powel, the Minister of Defense at George Bush Administration on 12 September, 2002. The objectives which have been posed for this plan include: Economic reform, promotion of human rights, establishment of democracy and freedom of election in the Middle East which could be implemented by different instruments and tactics. Of course, it is necessary to detach a division between the announced (explicit) objectives of this plan and hidden objectives of America, because in developing this plan, attempts have been made to have progressive and philanthropic objectives as a cover to its real objectives. The designers of this tricky plan have other objectives in mind. Among these objectives, one may refer to the supply of the security of production and display of energy for America, maintaining the survival of Zionist regime and confrontation with the Political Islam. The question is: What is the nature of recent changes of revolution in the Middle East and to what direction do they incline? The present research has been organized in an analytic-descriptive method and the findings of the research indicate that despite the claims of the analysts and politicians of America to fulfill the Greater Middle East, the colorful presence of Islamic streams at the top of recent changes of the Middle East in Tunisia, Egypt, Bahrain, Yemen and the presence of religious leaders at the top of the revolutionaries specify that the nature of recent changes is the fulfillment of Islamic Awakening and defeat of the Greater Middle East Project.
دیپلماسی اجبار در شرایط تحریم های اقتصادی ایران با تکیه بر انرژی بر اساس مدل SWOT(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۱
255 - 276
حوزههای تخصصی:
نظر به روند گسترده شدن، متنوع شدن و افزایش هوشمندانه تحریم ها، بررسی دیپلماسی اجبار در شرایط تحریم با تکیه بر انرژی به ویژه در صنعت نفت که در حال حاضر یکی از ابزارهای فشار از سوی دولت اجبار کننده ایالات متحده آمریکا بر دولت اجبار شونده جمهوری اسلامی ایران می باشد؛ تنها با نگاه به استراتژی های کلان در اقتصاد سیاسی این دو کشور با تحلیل چگونگی اعمال تحریم های ایالات متحده آمریکا در فضای دیپلماسی اجبار بر اقتصاد انرژی ایران میسر خواهد شد. این مقاله در تلاش است با استفاده از ماتریس تحلیل swot بر اساس ماهیت تحلیلی و اکتشافی و شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدید های دولت اجبار کننده بر اقتصاد انرژی دولت اجبار شونده، راهبردهای برون رفت از این محدودیت ها را در قالب چهار گروه به مدیران صنعت نفت ارائه نماید.
راهبردهای مبتنی بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در مقابله با قدرت هوشمند ایالات متحده آمریکا
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده آمریکا در سال های اخیر با اعمال فشارهای مضاعف به بهانه وجود شائبه در برنامه هسته ای ایران، تحریم های بی سابقه ای را علیه جمهوری اسلامی اعمال کرده است. علاوه بر این، به کمک دستگاه های تبلیغاتی خود تلاش کرده تا افکار عمومی جهان را نسبت به ایران حساس کرده و چهره ای جنگ طلب از کشور در ذهن جهانیان تصویر کند. به نظر می رسد راه برون رفت از فضای فعلی و خنثی کردن راهبردهای سیاسی و دیپلماتیک ایالات متحده، بهره گیری از مؤلفه های مولد قدرت نرم جمهوری اسلامی است. در این راستا می توان از «دیپلماسی عمومی» به مثابه ابزار قدرت نرم جمهوری اسلامی جهت «تصویر سازی» مثبت و حقیقی در افکار عمومی جهان بهره برد. به عقیده برخی از نظریه پردازان تنها راه مهار ایران از طریق قدرت نرم آمریکا است که هزینه کمتر و نتیجه بهتر و سریع تر می دهد. دولت آمریکا در طول تجربه خود از عملکرد و ماهیت عقیدتی و فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران، به این نکته مهم وقوف پیدا کرده است که ماهیت، چیستی، توان و قدرت ایران، بیش از هر چیز معطوف به توانمندهای نرم، فرهنگی و ارزشی است. به همین جهت این کشور در کنار رویکرد تحریم، تهدید و فشارهای اقتصادی و سیاسی خود به مقابله نرم روی آورده و در پی تضعیف پایه های اعتقادی نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک راهبرد کلیدی برآمده است.
تحولات ژئوپلیتیک و سیاست خارجی افغانستان؛سال های 1919 تا 2001(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گذشت نزدیک به یک قرن از استقلال افغانستان در سال 1919، هنوز هم موضوع استقلال و ابتکار عمل در سیاست خارجی این کشور در قرن بیستم از موضوع های بحث برانگیز در این کشور است. افغانستان پس از استقلال در تأثیر رقابت قدرت های بزرگ جهانی در وضعیتی خاص به سر برده است. تحولات ژئوپلیتیک در سده گذشته بر وضعیت داخلی و خارجی این کشور تأثیر مستقیم داشته است. این نوشتار کوششی است برای پاسخ به این پرسش که تحولات ژئوپلیتیک منطقه چه تأثیری بر سیاست خارجی افغانستان از زمان استقلال تا رویداد 11 سپتامبر 2001 داشته است؟ نوشتار حاضر توصیفی- تحلیلی است که در آن ارتباط ژئوپلیتیک منطقه و سیاست خارجی افغانستان بررسی می شود. موقعیت ژئوپلیتیکی افغانستان در نظریه ژئوپلیتیک نظام جهانی سائول کوهن بحث نظری نوشتار را شکل داده است، افغانستان به عنوان دولت شبه مستقل در ژئوپلیتیک منطقه نه تنها در دوران پس از جنگ سرد ویژگی خاص افغانستان در منطقه بوده است؛ بلکه این وضعیت از دوران استقلال این کشور تاکنون نیز برجسته بوده است. یافته های نوشتار نشان می دهد که سیاست خارجی افغانستان پس از استقلال در دوره های نظم و گذار ژئوپلیتیکی و تحول در ساختار امنیتی ژئوپلیتیک منطقه، بیشتر گرایش به راهبرد بی طرفی و موازنه در برقراری روابط با قدرت های بزرگ هر دوره داشته است و هر گاه از چنین راهبردی فاصله گرفته است و موقعیت مستقل یا شبه مستقل در ژئوپلیتیک منطقه را با راهبرد همراهی با قدرت بزرگ یکی از مناطق دست خوش تحول کرده است، کودتا، انقلاب و حتی اشغال نظامی نیز در این کشور رخ داده است.
نظریه آشوب و الزامات «تبیین» در فرایند تحلیل امنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش می شود بر اساس مختصات نظری نظریه آشوب، اصول و الزامات مرحله تبیین در فرایند تحلیل امنیت به دست آید. این هدف از طریق پاسخ گویی به این پرسش ها محقق می شود: بنیادهای معرفتی و اصول مفهومی و نظری نظریه آشوب چیست؟ و فرایند تبیین در چارچوب نظریه آشوب چه الزامات معرفت شناختی و روش شناختی دارد؟ براساس اصول نظری و معرفتی نظریه آشوب، مرحله تبیین باید مبتنی بر اصول «شناخت سیستمی»، «اهمیت روابط درونی عناصر در مقیاس زمانی- مکانی مناسب»، «نامتوازن بودن میزان اثر اجزاء»، «حساسیت در خصوص شرایط اولیه» و «ساحت پیش بینی کوتاه مدت» شکل گرفته و علت وقوع پدیده را شناسایی و تشریح کند
تأثیر اندیشه های ابوالاعلی مودودی بر بنیادگرایی اسلامی در پاکستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۱
51 - 81
حوزههای تخصصی:
ابوالاعلی مودودی از متفکران برجسته جهان اسلام است که به تحقق آرمانی- اسلامی باور داشت و در اندیشه او مفاهیمی مانند حاکمیت خداوند، نظام سیاسی اسلامی، مقابله با غرب، آموزش اسلامی، جهاد و مفاهیم اسلامی از جایگاه خاصی برخوردارند. با تشکیل کشور پاکستان در سال 1947 و بازخورد اندیشه های مودودی، بنیادگرایی اسلامی در این کشور نمود یافت و در رشد و پرورش آن مؤثر واقع شد. این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی که منابع آن براساس روش کتابخانه ای جمع آوری شده است در پی پاسخ به این پرسش است که اندیشه های مودودی چه تأثیری بر بنیادگرایی اسلامی در پاکستان داشته است؟ در پاسخ نیز اندیشه های مودودی باعث رشد اسلام گرایی در پاکستان و بر گروه های مختلف بنیادگرای اسلامی در این کشور تأثیر گذار بوده است. چنین تاثیرگذاری را می توان در روند هویت یابی اسلامی نظام سیاسی پاکستان، توسعه احزاب اسلامی، مدارس مذهبی و سازمان ها و گروه های بنیادگرا در این کشور جستجو کرد.
اهمیت و لزوم تربیت سیاسی در مکتب اجتهادی امام خمینی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایداری حکومت های مردمی مرهون فرآیندی به نام تربیت سیاسی است. تربیت سیاسی که زمینه انتقال ارزش های حاکمیتی را از نسلی به نسل دیگر فراهم می کند، مهم ترین فرآیند پیش روی هر حکومت مردم پایه ای به شمار می رود. از همین رو حاکمیت فقه سیاسی شیعی که با زیر بنای نظریه ولایت فقیه، خود را داعیه دار حکومتی مردمی می داند نیز از این قاعده کلی مستثنی نخواهد بود. به همین جهت ضروری تداوم و حفظ انقلاب اسلامی، مرهون به ثمر نشستن تربیت سیاسی است. این پژوهش بنیادین که با روش تحلیلی و با استفاده از ابزار مطالعه ی اسنادی و کتابخانه ای صورت گرفته است، حاکی از آن است که فقه سیاسی شیعی با تبلوری تازه در مکتب اجتهادی امام خمینی تربیت سیاسی را به عنوان حقی طرفینی برای ملت و حکومت پاس می دارد و تحقق جامعه مدنی را به عنوان رکن تکاملی تربیت سیاسی مغتنم می شمارد.
فرهنگ سیاسی نخبگان و حکمرانی خوب در جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی دولت اصلاحات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث حکمرانی خوب در دهه های اخیر، به یکی از موضوعات اساسی در ادبیات توسعه و گزارش سازمان های بین المللی تبدیل شده است. اما در خصوص تعریف و شاخص های آن بین پژوهشگران و سازمان های بین المللی، اجماع نظر چندانی وجود ندارد. تحقق شاخص های حکمرانی خوب که با شاخص های حکمرانی دموکراتیک نیز همسویی ها و همپوشانی هایی دارد؛ مستلزم برخی پیش شرط های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. علاوه بر این پیش شرط ها، فرهنگ سیاسی و به ویژه فرهنگ سیاسی نخبگان نیز، نقش مهمی در نهادینگی عناصر حکمرانی خوب بالأخص در کشورهای درحال توسعه ایفا می کند؛ این موضوع در دهه های اخیر، موردتوجه برخی از پژوهشگران مطالعات حکمرانی خوب قرارگرفته است. پرسش اصلی پژوهش آن است که، چه رابطه ای بین فرهنگ سیاسی نخبگان سیاسی در جمهوری اسلامی و نهادینگی شاخص های حکمرانی خوب در دولت اصلاحات (84-76) وجود دارد؟ پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی مبتنی بر شواهد و با روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای صورت پذیرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که گفتمان و فرهنگ سیاسی دموکراتیک نخبگان سیاسی در دولت اصلاحات، برخلاف دولت های پیش و بعد از خود، نقش مهمی در نهادینگی برخی از شاخص های حکمرانی خوب داشته است.
قوم هزاره در دوره گذار (2019-2001م.) چالش ها و فرصت های پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله عدم برنامه ریزی و بهره گیری مناسب از پارامترهای هویتی مختلف نظیر دین، زبان و قومیت یکی از عوامل دیرپای ناامنی و بروز اختلافات میان مردم افغانستان بوده است. این در حالی است که وقوع تحولات سیاسی همچون وجود طالبان باعث شده اقوام کوچک تر مانند هزاره ها که علاوه بر تفاوت های قومی دارای برخی اختلافات مذهبی هستند، با چالش های مضاعفی مواجه شوند. به گونه ای که در دوره امارت طالبان، بیشترین فشارها بر آن ها واردشده و باوجود برخی تحولات پسا طالبانی، به نظر می رسد همچنان هزاره ها در دوره گذار (پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری) و موضوع قدرت یابی مجدد طالبان وضعیت مبهمی داشته باشند. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به این مسئله پرداخته است که وضعیت هزاره ها در دوره جدید چگونه بوده و اصولاً هزاره ها با چه فرصت ها و چالش هایی مواجه هستند؟ فرضیه اصلی آن است که هزاره ها باوجود فرصت هایی نظیر امکان اشتراک و سهم یابی رسمی در ساختار سیاسی قدرت و به رسمیت شناخته شدن مذهب شیعه، همچنان با معضلاتی مانند تهدیدات امنیتی و چالش های فرهنگی روبه رو هستند. یافته پژوهش آن است که شخصیت ها و جریان های تندرو در افغانستان به بهانه هایی مانند وجود اختلافات قومی‑ مذهبی خواستار باقی ماندن هزاره ها در ساختارهای سنتی و قومی خود و عدم پراکندگی آن ها در سطح جامعه افغانستان هستند.
نقش کشورهای هم اندیش در عدم پذیرش مدل های ارائه شده از سوی کشورهای گروه چهار در خصوص اصلاحات شورای امنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۵)
162 - 178
حوزههای تخصصی:
طی دو دهه اخیر، کشورها و گروه های زیادی پیشنهاد اصلاح ساختار شورای امنیت را مطرح ساخته اند که برخی از این پیشنهادات ناظر بر افزایش اعضای دائم و برخی ناظر بر افزایش اعضای غیر دائم این شورا می باشد. در خصوص اصلاحات شورای امنیت کشورهای گروه چهار متشکل از آلمان، ژاپن، هند و برزیل پیشنهاداتی را در زمینه افزایش اعضای دائم شورا امنیت مطرح نموده اند. هر یک از کشورهای عضو گروه چهار از مزیت نسبی در منطقه خود برخوردار اند که این شانس را به آنها می دهد تا در جهت کسب کرسی دائم شورای امنیت تلاش کنند. جایگاه گروه کشورهای هم اندیش موسوم به اتحاد برای اجماع در مخالفت با گروه چهار دارای اهمیت ویژه ایست. این گروه مخالف افزایش اعضای دائم شورای امنیت است و پیشنهاد افزایش اعضای غیردائم شورا را مطرح نموده اند. هدف مقاله حاضر بررسی ضرورت اصلاح ساختار شورای امنیت با مطالعه دیدگاه های این دو گروه موثر و قوی در روند اصلاحات شورا و با شناخت ضرورت ها و مشابهت ها، مسیر را برای اصلاحاتی موثر و پایدار در شورای امنیت باز نماید. مقاله حاضر با بهره مندی از روش توصیفی تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای درصدد پاسخگویی به این سؤالات است که فرصت ها و چالش های موجود در جهت کسب کرسی های دائم برای گروه چهار چیست و کشورهای هم اندیش چه راهکاری را در مخالفت با گروه چهار در پیش گرفته اند؟
ارزیابی تاثیر سرریز نوسانات ذخایر قانونی و اضافی بانک مرکزی ایران بر نرخ تورم در اقتصاد جامعه ایران با کاربرد مدل MGARCH-BEEK(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۷)
313 - 333
حوزههای تخصصی:
بررسی روند تورم در ایران حاکی از نوسانات پر افت و خیزی در آن می باشد. بی ثباتی تورم بسیاری از متغیرهای اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد. از سوی دیگر تورم و بی ثباتی آن از متغیرهای اقتصادی از جمله رفتار بانک مرکزی همچون تغییر اجزای پایه پولی تاثیر می پذیرد. بنابراین هدف این مقاله بررسی سرریز نوسانات ذخایر قانونی و اضافی بانک مرکزی بر نوسانات نرخ تورم در اقتصاد ایران در طول دوره زمانی 1352:1 تا 1395:4 با استفاده از الگوی MGARCH-BEEK بوده است. نتایج به دست آمده نشان داد که شوک ها و نوسانات نرخ تورم بر نوسانات ذخایر قانونی و ذخایر اضافی معنادار نسیت. در حالی که شوک های ناشی از ذخایر قانونی و ذخایر اضافی تاثیرمنفی و معنادار بر نوسانات نرخ تورم دارد. همچنین شوک های ذخایر قانونی تاثیر مستقیم بر نوسانات ذخایر اضافی داشته است. اما شوک های ذخایر اضافی تاثیر منفی بر نوسانات ذخایر قانونی دارد. بر اساس نتایج نوسانات نرخ تورم بر نوسانات ذخایر اضافی تاثیر مستقیم و معنادار داشته است. همچنین نوسانات ذخایر قانونی و ذخایر اضافی بر نوسانات تورم نیز معنادار بوده است. بنابراین سرریز نوسانات تلاطم ذخایر قانونی و ذخایر اضافی بر نوسانات نرخ تورم در اقتصاد ایران به طور معنادار اتفاق می افتد و منجر به افزایش نوسانات تورم می شود.
بازتاب تحولات سیاسی و اجتماعی در سینمای شوروی و روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار ویژگی فیلم های دهه 1970 تا 2010 سینمای روسیه را بررسی و تحلیل می کند. در دهه 60 قرن بیستم، سینمای روسیه به جهان شناسانده شد و پیش از گذشته در مسیر پیشرفت قرار گرفت. سیاست های نرم فرهنگی دوران اُتتیپل[1] و وضعیت هنر و جامعه در عصر پرسترویکا، فیلم های دهه های 1970 و 1980 را به پدیده ای ویژه تبدیل کرد که بازتاب روشنی از روابط اجتماعی آن عصر است. آزادیِ ناگهان جاری شده در بستر هنر اتحاد شوروی - که در آستانه فروپاشی بود - سینمای دهه 1990 را نیز تحت تأثیر قرار داد و بسیاری از نابسامانی های اجتماعی، عریان تر از همیشه به نمایش گذاشته شدند. دهه نخست قرن بیست و یکم، سینمای روسیه میزبان فیلم هایی از جنس فیلم های سینمای هالیوود بود و تلاش کرد این راه را مصمم ادامه دهد. در این دهه، سینمای روسیه شاهد تصاویری بود که پیش از این به خود ندیده بود. با تغییر کارکرد هنر در دوران پساشوروی، رویکرد هنرمندان نیز تغییر کرد و سینما نیز در بسیاری موارد به گیشه می اندیشید. نسخه روسی رؤیای آمریکایی در فیلم های گیشه ای روسیه دیده می شود؛ اما دغدغه آسیب شناسی اجتماعی و ساختن یا بازگشت به هویت روسی، همچنان در برخی فیلم های روسیه جدید قابل مشاهده است. سینمای معناگرای روسیه را می توان تأیید این مدعا دانست. حمایت های دولتی از فیلم های اقتباسی از آثار ادبی و رویدادها تاریخی، منجر به تولید فیلم های ماندگاری در این حوزه شده است. سینمای روسیه، دوران گذار خود را گذرانده است و انتظار می رود به زودی شاهد آثاری باشیم که ردپای هویت غیرروسی کمتر در آن ها دیده شود.
تأثیر عرفان نورسی بر اسلام اجتماعی ترکیه با محوریت اندیشه های فتح الله گولن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از متفکران همانند جواد طباطبایی و عبدالکریم سروش بر عدم ابتنای سقف سیاست بر ستون عرفان تاکید می کنند. در مقابل، برخی جنبشها و دولتهای اسلامی همچون دولت مرعشیان طبرستان، سربداران، دولت اسماعیلی حسن صباح و دولت صفویه ساختار و ماهیتی کاملا عرفانی دارند. در راستای رابطه ایجابی عرفان و سیاست می توان به جنبش اسلام گرایی ترکیه اشاره کرد که متاثر آرای عرفانی طریقت نقشبندیه و نورسیه است. این جریان سیاسی - اجتماعی با تاکید بر مولفه هایی همچون توجه بر اتحاد جهان اسلام و الگوی تمدنی اسلام، رویکرد مثبت به دستاوردهای تمدن غرب، نقش پر رنگ ابعاد اجتماعی اسلام، توجه به خدمت و رساندن منفعت به مردم، قرائت میانه روانه و متساهلانه از اسلام، تاکید بر اسلام فرهنگی، مبارزه با جهل و تفرقه با تاکید بر آموزش و تساهل نسبت به اقلیتهای مذهبی به شدت متاثر از دیدگاههای عرفانی می باشد. حلقه وصل اندیشه های عرفانی و اسلام اجتماعی ترکیه اندیشه های فتح الله گولن می باشد. در این مقاله با استفاده از روش تاریخی – تحلیلی سعی می گردد تا تأثیر عرفان از طریق اندیشه های گولن بر عملکرد جریان اسلام گرای ترکیه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
تحلیل تطبیقی شیوه های تأمین منابع مالی القاعده و داعش: رهیافتی در اقتصاد سیاسی تروریسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اقتصاد سیاسی تروریسم شیوه های تأمین منابع مالی گروه های تروریستی واجد اهمیت بالایی دیده شده است. این مقاله با بهره گیری از روش مقایسه ای می کوشد به این سؤالات پاسخ دهد که عمده ترین شیوه های تأمین منابع مالی داعش و القاعده کدم اند؟ این شیوه های تأمین منابع مالی از چه جهاتی متمایز و از چه جهاتی مشابه هستند؟ نهایتاً دلایل این وجوه تمایز و تشابه چیست اند؟ مقاله اولاً 14 منبع درآمدی القاعده و داعش را احصاء و شناسایی نمود. ثانیاً نشان داد گروه های تروریستی مزبور در برخی از حوزه ها مانند حمایت های مالی خارجی و گروگان گیری دارای وجوه تشابه و در سایر موارد مانند قاچاق تریاک و آثار باستانی، فروش نفت و جواهرات، تأسیس و دستبرد به بانک، ثروت شخصی رهبر، مؤسسات خیریه، مالیات ستانی و فروش ارزاق عمومی دارای تمایز بوده اند. ثالثاً مشخص ساخت که اصلی ترین وجه تشابه آن ها تنوع شیوه های تأمین منابع مالی آن ها بوده است. رابعاً استدلال نمود دلیل گرایش گروه های مزبور به تنوع منابع مالی نیز کاهش کمک های کلان دولتی به این گروه ها و لاجرم جستجوی منابع خصوصی خرد و همین طور امکان دور زدن تنگناهای وضع شده ملی و بین المللی بوده است. نهایتاً مشخص گردید دلیل برخی وجوه تمایز آن ها در تأمین منابع مالی نیز بستر و محیط متفاوت حوزه عمل آن ها و همین طور ساختار سیاسی متمایز آن ها بوده است.
مضامین و قضایای بنیادین سیاست و مدیریت جهادی امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه با استفاده از روش تجلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت جهادی کلیدواژه ای نوظهور در دانش سازمان و مدیریت است که در مدت زمان کوتاهی، توجه صاحب نظران بسیاری را به خود جلب کرده است. ازآنجاکه این مفهوم ریشه در فرهنگ اسلامی دارد، می تواند زمینه انتقال ظرفیت های موجود در پدیده «جهاد» به عنوان یک پدیده ریشه دار ایدئولوژیک را در فضای سازمان و مدیریت و نیز مدیریت سیاسی جامعه اسلامی فراهم کند. این سؤال مطرح است که باتوجه به در دسترس بودن نهج البلاغه به عنوان مهم ترین منبع دسترسی به بیانات امیرالمؤمنین خصوصاً در دوران حاکمیت ایشان بر جامعه، آیا می توان مضامین و قضایای بنیادین مرتبط با سیاست و مدیریت جهادی ایشان را استخراج کرد. لذا هدف از این پژوهش، به دست آوردن مضامین و قضایای بنیادین سیاست و مدیریت جهادی در سیره و سخنان امیرالمؤمنین در نهج البلاغه است تا بتواند معیاری فرازمانی و فرامکانی ارائه کند. در این پژوهش با استفاده از استراتژی پژوهش «مطالعه موردی» و ذیل آن، با به کارگیری روش «تحلیل مضمون»، با استفاده از نرم افزار تحلیل کیفی مکس کیودا، تمام متن نهج البلاغه در قالب 5255 کُد و در ده سطح تحلیل شد. یافته های این پژوهش، مضامین شکل گرفته ای در سطوح ده گانه هستند که ذیل سه بُعد «محیط امیرالمؤمنین»، «ویژگی های ایشان» و «نظام سیاست و مدیریت جهادی» طبقه بندی شدند و شبکه مضامین منسجمی حول این موضوع به دست آمد. همچنین بیست ونه قضیه بنیادین توصیفی مبتنی بر این شبکه به دست آمد. به عنوان نتیجه نهایی پژوهش داده های به دست آمده از شبکه مضامین و قضایای بیست ونه گانه مبتنی بر آن در قالب سه بُعد، ده مؤلفه و سی ودو شاخص بازآرایی شدند.
چالش های بنیادین جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با سند توسعه پایدار (سند 2030)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
حق بر توسعه و گفتمان توسعه پایدار در بستر حقوق جهانی بشر در سال های اخیر، موجی از اسناد منطقه ای و جهانی را به دنبال داشته است. از این میان، سند توسعه پایدار 2030 بویژه هدف چهارم آن در بستر اندیشه های اومانیستی و سکولار غربی، به تحمیل قرائت-هایی غالب و خاص در نظام سیاست گذاری، قانونگذاری، برنامه ریزی و مقررات گذاری کشورهای جهان می پردازد. در این مقاله نگارندگان ضمن تمرکز بر معنای توسعه و توسعه یافتگی و همچنین مؤلفه های آن در سند 2030، به این سؤال پاسخ می دهند که «چالش های بنیادین جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با سند توسعه پایدار (سند 2030) چیست؟». مؤلفه های چالش برانگیزی چون آموزش جامع جنسیتی، رفع خشونت، رفع کلیشه های جنسیتی، توجه ویژه به حقوق گروه های آسیب پذیر و ... به عنوان گزاره های سنجش توسعه یافتگی جوامع تعیین شده اند که با قالب فرهنگی اجتماعی ایران به عنوان کشوری دارای تمدن چند هزار ساله و کاملاً مذهبی سازگار نیست و با سیاست های کلی و الگوهای پیشرفت ملی وی، بشدت متضاد و متهافت است. این امر، تعارض میان حق بر توسعه و توسعه پایدار به عنوان حقوقی جهان شمول از یک سو و تنوع فرهنگی کشورهای مختلف از جمله جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر را در پی دارد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی است.
نقش عوامل محیطی و ادراکی در حمایت از فروشگاه و ترغیب به خرید مشتریان از فروشگاه های زنجیره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۸)
941 - 958
حوزههای تخصصی:
یکی از پرچالش ترین موضوعات در بازاریابی و رفتار مصرف کننده عرصه انتخاب مشتری و رفتار خرید اوست. در بحث درباره خرید عوامل بسیاری در موضوع دخیل بوده و بر پیچیدگی آن تأثیرگذارند که مهمترین آنها شامل عوامل فردی، عوامل مربوط به کالا و همچنین عوامل موقعیتی هستند. تمام فروشگاه ها و مراکز خرید در سراسر دنیا می کوشند تا از طریق این عوامل بر خرید افراد تأثیر بگذارند و آنان را به خرید کالا ترغیب کنند. بر این اساس، این تحقیق در صدد بررسی نقش عوامل محیطی و ادراکی در حمایت از فروشگاه و ترغیب به خرید مشتریان از فروشگاه های زنجیره ای است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی 20 نفر از خبرگان و از طریق نمونه گیری هدفمند قضاوتی تا رسیدن به نقطه اشباع نظری گردآوری شد و در بخش کمی، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده ۱۹۶ نفر به عنوان نمونه آماری تعیین و داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند. در بخش کیفی، پس از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها و با استفاده از روش گراندد تئوری 14 مقوله اصلی شناسایی و مدل نهایی ترسیم شد. پس از تجزیه و تحلیل داده های کمی با استفاده مدل معادلات ساختاری، مدل تحقیق مورد تایید قرار گرفت.
بررسی و خوشه بندی ترکیبات شیمیایی با مدل ترکیبی فازی-نزدیکترین همسایگی در راستای سیاستگذاری و تحلیل تولید علم کاربردی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۸)
1148 - 1164
حوزههای تخصصی:
ترکیبات شیمیایی مختلفی در صنعت مورد استفاده قرار میگیرند. بسیاری از صنایع از نتایج حاصل از ترکیبات شیمیایی نگه داری میکنند. در این حالت نگهداری و استفاده از داده های شیمیایی موجود یک چالش را بوجود می آورد. اگر میزان این داده های شیمیایی زیاد شود، به مدلی برای خوشه بندی داده ها نیاز میشود تا بتواند داده های ترکیبات مختلف را جداسازی کند. خوشه بندی یافتن داده های دارای ویژگی-های نظیرهم، در خوشه های مجزا و بدون داشتن اطلاعات اولیه از داده های موجود است. در صنایع شیمیایی، امکان آنکه برای تمام داده های ترکیبات شیمیایی برچسب گذاری انجام شود، وجود ندارد زیرا هر لحظه ممکن است بوجود بیایند یا تغییر کنند. در این حالت بایستی از خوشه بندی استفاده شود که عمل تقسیم داده های شیمیایی به تعدادی از زیر مجموعه ها را انجام میدهد. از دیدگاه داده کاوی تشخیص داده های شیمیایی جزء مسائل حوشه بندی داده ها محسوب میشود. با معرفی الگوریتمهای مناسب در این زمینه و سپس تلاش برای افزایش کارایی و میزان درستی اطلاعات شیمیایی، میتوان به سمت ایجاد سیستمهای مکانیزه با قابلیت اعتماد بالا با توانایی کشف الگوهای پیچیده گام برداشت. در اینجا یک سری دادههای ترکیبات شیمیایی صنایع مختلف جمع آوری شده و با کمک یک مدل ترکیبی مناسب عمل خوشه بندی انجام میشود. روش پیشنهادی یک مدل ترکیبی از نزدیکترین همسایگی با کمک خوشه بندی فازی است. در این مدل داده های شیمیایی موجود، تحت یک عملیات پیش پردازش قرار میگیرند تا داده های نامناسب و تهی از سیستم خارج شوند.
بررسی جامعه شناختی پیکرگردانی اژدها در متون حماسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۸)
839 - 854
حوزههای تخصصی:
وقتی سخن از اسطوره به میان می آید، در باور همگان، موجودات عجیب و اسطوره ای از جمله اژدها در اذهان تداعی می گردد که در حوزه جامعه شناختی ملل مختلف در گذشته نقش مهمی داشته است. موجودی اهریمنی و پلید که در بسیاری از باورهای اسطوره ای و فرهنگی ملل مختلف حضوری چشم گیر داشته است. هدف محقق در این نوشتار بررسی جامعه شناختی پیکرگردانی اژدها در شاهنامه فردوسی و متون حماسی ایران است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتاب خانه ای است. حاصل این پژوهش نشان می دهد که در فرهنگ جامعه ایرانی در دوره باستان، اژدها نماد از شر و بدی است و تقریباً در فرهنگ اساطیری تمام ملل از جمله ایران، دارای خاصیت پیکرگردانی است و با توجه به شرایط و زمان خود می تواند به موجودات دیگر تبدیل شود که این موضوع از جنبه جامعه شناختی حائز اهمیت است. چرا که این مسئله در جامعه ای که فرهنگ آن بر اساس فرهنگ اساطیری شکل گرفته می تواند بینش اساطیری آن را ار ارتباط با جامعه انسانی انعکاس دهد. اژدها خود تغییر یافته از مار است و در متون حماسی معمولاً به انسان در نقش ضحاک، به ابر سیاه ، فریدون و جمشید تبدیل می شود. این موجود پلید تقرباً در تمام جوامع بجز چین کاری جز از بین بردن انسان ها ندارد، در بعضی موارد هم از خوی اهریمنی خود فاصله می گیرد و از آسیب انسان ها دست برمی دارد. ولی با این حال اژدها در فرهنگ و باورهای عامیانه ایران که در تعامل با جامعه نیز هست، باز همان سیر اهریمنی خود را طی می کند.
کنشگریِ قانونی و صلح آمیز در نافرمانی مدنی: «نافرمانی مدنی» در نظریه عدالت جان رالز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
1 - 37
حوزههای تخصصی:
نافرمانی مدنی در نظریهعدالت جان رالز، کنش اعتراض آمیز شهروندان نسبت به برخی از قانون ها و سیاستگذاری های ناعادلانه در حکومت های دموکراتیک با هدف اصلاح و یا تغییرآن، برپایه قانون اساسی از راه های خردمندانه و صلح آمیز است. رالز نافرمانی مدنی را بر بنیان های فلسفی- اخلاقی استوار می سازد و ضمن توجیه آن برمبنای دواصل عدالت، نقش این کنش مدنیِ عاری از خشونت را مورد بحث قرار می دهد. او نافرمانی مدنی را به عنوان کنشی قانونی و اخلاقی موّجه می داند، زیرا این اقدام در برابر بی عدالتی، ناکارآمدی اقدامات قانونیِ دیگر و با پذیرش برخی محدودیت های ناگزیر، به عمل درمی آید. این کنش برمدار گسترش آزادی ها، عقلانیت، واقع گرایی و اجماع هم پوشان شکل می گیرد. بدین سان، نافرمانی مدنی حرکتی دموکراتیک با هدف اصلاح پاره ای از قانون ها و ساختارها است و نمی تواند کنشی ستیزه جویانه باشد. این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل مفهومی و ارزیابی انتقادی براساس فلسفه تحلیلی، به تبیین و نقد موضوع نافرمانی مدنی در فلسفه سیاسی رالز می پردازد. برآیند این پژوهش آن است که اندیشه های رالز درمقام تعریف و تبیین اصول و ارکان فلسفی اخلاقی و نیز ترسیم دقیق مرزهای نافرمانی مدنی از کنشگری های ستیزه جویانه، دارای سازگاری منطقی و استحکام نظری است. در برابر، رهنمودهای عینی و عمل محور او دراین باره، در مواردی با ابهام ها و کاستی هایی همراه است. رالز در ارائه این رهنمود ها از روشی یگانه پیروی نمی کند.