ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۹۸۱.

تأثیر ناسیونالیسم قوم گرا بر تروریسم قومی (مطالعه موردی: پژاک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۲۲۵
ناسیونالیسم قومی یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم در دنیای مدرن است که با تأکید بر تمایزات قومی، زمینه ساز شکاف های هویتی و بروز تنش در جوامع چندقومیتی می شود. این پدیده، به ویژه زمانی که با مؤلفه هایی چون جدایی طلبی و طرد دیگری همراه گردد، می تواند به خشونت و تروریسم منتهی شود و ثبات داخلی کشورها را تهدید کند. جمهوری اسلامی ایران نیز با وجود تنوع قومی گسترده، در برهه هایی با ظهور گروه هایی مواجه بوده که با بهره گیری از احساسات قومی، به تهدید تمامیت ارضی کشور پرداخته اند. یکی از این گروه ها پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) است که با وجود ریشه های برون مرزی، از طریق تحریک قومی در مناطق کردنشین، به اقدامات خشونت آمیز و تروریستی مبادرت ورزیده است. این گروه با استفاده از راهبردهای تبلیغاتی و شبکه های ارتباطی، در پی گسترش نفوذ و جذب حمایت های محلی است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی پژاک به عنوان یک گروهک تروریستی در چارچوب نظری ناسیونالیسم قومی است. سؤال اصلی پژوهش این است که پژاک چگونه از مبانی فکری خود برای اقدامات تروریستی بهره می برد. بنا بر فرضیه تحقیق، پژاک با اتکا به مؤلفه های ناسیونالیسم قومی، به کنش های خشونت آمیز دست می زند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پژاک با بهره گیری همزمان از مؤلفه های ناسیونالیسم قومی و آموزه های سوسیالیستی، به ویژه از طریق تحریک احساسات هویتی و گفتمان ضدساختار، زمینه ساز بروز خشونت و اقدامات تروریستی در مناطق مرزی ایران شده است.
۹۸۲.

تحلیل ژئوپلیتیکی دلایل تطویل منازعه صحرای غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
یکی از موضوعات مورد بحث در جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، بررسی منازعات با ریشه ارزش های جغرافیایی، میان بازیگران سطوح مختلف در مقیاس های فروملّی و فراملّی است. پایداری ارزش های جغرافیایی مستتر در بنیان های یک تنش و درگیری موجب تداوم روند منازعه می گردد. تا زمانی که یکی از طرفین از کل یا بخشی از منافع مترتبه آن ارزش ها چشم پوشی ننمایند، روند منازعه همچنان ادامه خواهد یافت. منازعه صحرای غربی، به عنوان یکی از تهدیدات امنیت و توسعه پایدار در شمال آفریقا بیش از نیم قرن پیش آغاز شده است و تاکنون ادامه دارد. هر چند از حجم درگیری ها در این قلمرو کاسته شده است؛ لکن این بحران همچون آتش زیر خاکستر، ظرفیّت شعله ور شدن و شروع یک تنش بزرگ برای شمال آفریقا را دارا می باشد. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع فارسی و لاتین کتابخانه ای با استفاده از تحلیل کارتوگرافیکیِ مناقشه و گردآوری دیدگاه های طرفین درگیری به ارزیابی و بررسی علل تطویل این منازعه پرداخته است. یافته های پژوهش مؤید این موضوع است که دلایل تداوم منازعه در صحرای غربی در دسته بندی سه گانه عوامل ژئوپلیتیکی، ایدئولوژیکی و ژئواکونومیک قابل تفکیک است. عواملی نظیر فرآیند ناقص استعمارزدایی، قلمرو حائل، دخالت کشورهای خارجی، ضعف سازمان های بین المللی، ایدئولوژی توسعه طلبانه همسایگان در کنار منابع و ذخایر گسترده صحرای غربی به ویژه فسفات موجب تداوم این منازعه شده است.
۹۸۳.

اندیشه حکمرانی امنیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۲
حکمرانی امنیتی یکی از مؤلفه های بنیادین اداره جوامع و در عین حال، حوزه ای میان رشته ای با ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی است که بنیان آن بر جهان بینی و اندیشه حاکم بر ساختار سیاسی استوار است. در جهان امروز، شکل گیری مکاتب و الگوهای امنیتی، متأثر از نگرش های فلسفی، دینی و علمی متنوع است. جهان بینی های سکولار و لیبرال در غرب، رویکردهای سوسیالیستی و اقتدارگرایانه در شرق، و جهان بینی توحیدی در نظام های اسلامی، مسیرهای متفاوتی را در تعریف، اهداف و روش های حکمرانی امنیتی ترسیم کرده اند. با این حال، در ادبیات علمی، مطالعه ای جامع و اختصاصی درباره «اصول حاکم بر اندیشه حکمرانی امنیتی» به ویژه بر پایه مبانی اسلامی کمتر انجام شده است. این خلا نظری در حالی است که در شرایط پرچالش قرن بیست ویکم، دولت ها با پدیده هایی همچون تهدیدات نوپدید، جنگ های ترکیبی، تغییرات در امنیت انسانی، و تعارض میان ارزش های امنیتی و آزادی های فردی مواجه اند. در چنین بستری، ضرورت تعریف دقیق «اندیشه حکمرانی امنیتی» و اصول حاکم بر آن بر مبنای ارزش ها و مبانی جهان بینی اسلامی، بیش از پیش احساس می شود. مسئله اصلی تحقیق حاضر آن است که اصول بنیادین اندیشه حکمرانی امنیتی چیست و چگونه می توان این اصول را با تأکید بر بنیان های ارزشی اسلامی شناسایی و در لایه های مختلف حکمرانی امنیتی به کار بست تا ضمن پاسخ گویی به نیازهای امنیتی معاصر، از افتادن در دام الگوهای صرفاً مادی گرا جلوگیری شود. این پژوهش با هدف شناسایی، دسته بندی و تبیین اصول حاکم بر جهان بینی و اندیشه حکمرانی امنیتی، به ویژه در چارچوب حکمرانی اسلامی، انجام شده است. در این مسیر چند هدف فرعی نیز دنبال شده است: ارائه تعریفی روشن از مفهوم «اندیشه حکمرانی امنیتی» و تمایز آن با سایر مفاهیم مشابه؛ بررسی تفاوت ها و شباهت های جهان بینی های شرقی، غربی و اسلامی در حوزه حکمرانی امنیتی؛ شناسایی اصول بنیادین و چالش های پیشِ روی حکمرانی امنیتی در شرایط نوین؛ تحلیل جایگاه سه لایه ی «حکمرانی امنیتی بر جامعه»، «در جامعه» و «با جامعه» در الگوی اسلامی و نقش مردم در تأمین امنیت پایدار؛ و در نهایت، ارائه چارچوبی نظری برای بهره گیری از ارزش های دینی در تدوین سیاست ها و رویه های امنیتی. غایت این تحقیق، توسعه یک بنیان فکری برای حکمرانی امنیتی است که هم زمان با کارآمدی عملی، مشروعیت ارزشی و فرهنگی نیز داشته باشد. پژوهش حاضر به روش اکتشافی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. داده ها بر پایه مطالعات کتابخانه ای، بررسی منابع کلاسیک اندیشه سیاسی و امنیتی، متون دینی و آثار صاحب نظران معاصر گردآوری شده است. ابتدا با روش تحلیل محتوا، مفاهیم و مؤلفه های کلیدی از متون استخراج گردید. سپس از طریق مقایسه تطبیقی، تفاوت ها و اشتراکات الگوهای غربی، شرقی و اسلامی در حکمرانی امنیتی بررسی شد. در مرحله بعد، با بهره گیری از چارچوب نظری جهان بینی، به تبیین نحوه تأثیرگذاری مبانی اعتقادی و ارزشی بر اصول حکمرانی امنیتی پرداخته شد. نهایتاً ساختاری سه لایه برای حکمرانی امنیتی تعریف و هر لایه با توجه به وظایف، روابط و الزامات خاص خود، در پرتو جهان بینی اسلامی تحلیل گردید. این روش، امکان پیوند میان سطوح نظری (مبانی و اصول) و سطوح عملی (سیاست ها و اقدامات) را فراهم ساخت. یافته ها نشان می دهد که اندیشه حکمرانی امنیتی، مفهومی کلان و راهبردی است که بدون شناسایی اصول بنیادین و جهان بینی حاکم، دچار پراکندگی، عدم انسجام و آسیب پذیری در برابر تهدیدات نو می شود. بررسی تطبیقی نشان داد که جهان بینی غربی، مبتنی بر سکولاریسم، اومانیسم و اصالت سود و قدرت بوده و عمدتاً امنیت را ابزاری برای حفظ منافع ملی و برتری ساختار حاکم می داند. جهان بینی شرقی نیز هرچند بر ثبات اجتماعی و انسجام جمعی تأکید دارد، اما اغلب به سمت اقتدارگرایی متمرکز و کنترل شدید نهادهای اجتماعی گرایش پیدا می کند. در مقابل، جهان بینی اسلامی با تکیه بر توحید، شریعت، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی، امنیت را هم زمان در ابعاد مادی و معنوی تعریف می کند و مردم را هم شریک و هم محور در فرآیند تأمین امنیت می داند. پژوهش نشان می دهد که حکمرانی امنیتی از منظر اسلامی، بر سه لایه ی مکمل بنا می شود: 1. حکمرانی امنیتی بر جامعه: تمرکز بر سازمان ها و نهادهای امنیتی برای تعامل عادلانه و عقلانی با جامعه هدف. 2. حکمرانی امنیتی در جامعه: سامان دهی روابط و هماهنگی بین سازمانی برای بهره گیری هم افزا از ظرفیت های امنیتی. 3. حکمرانی امنیتی با جامعه: جلب مشارکت مردمی و تبدیل مردم به بازیگران فعال در تأمین امنیت و اقامه عدالت. این سه لایه در اندیشه اسلامی، باید با رعایت اصولی چون عدالت محوری، شفافیت مسئولانه، تعادل میان امنیت ملی و امنیت انسانی، و ترکیب قدرت مادی با قوت معنوی همراه باشند. از دیگر یافته های کلیدی پژوهش، شناسایی چالش های پیش روست؛ از جمله: تعارض های ذاتی میان تمرکزگرایی و مردم گرایی، حفظ محرمانگی و لزوم شفافیت، و نیز مواجهه با تهدیدات پیچیده ای که مرز میان امنیت داخلی و خارجی را محو می کنند. تحقیق تأکید می کند که موفقیت حکمرانی امنیتی اسلامی، مشروط به ایجاد توازن میان این دوگانه هاست. نتیجه گیری نهایی بر آن است که طراحی اندیشه حکمرانی امنیتی بر مبنای جهان بینی اسلامی، نه تنها الگوی بومی و متناسب با فرهنگ و ساختار اجتماعی کشور ارائه می دهد، بلکه با تلفیق معنویت و سیاست گذاری عقلانی، می تواند الگویی کارآمد برای سایر جوامع اسلامی نیز باشد. چنین الگویی، ضمن پاسداری از ارزش های دینی، توان مقابله با تهدیدات نوپدید را افزایش داده و به ایجاد امنیت پایدار، مشروعیت سیاسی و انسجام اجتماعی یاری می رساند.
۹۸۴.

بررسی نظام مسائل تحول دیجیتال دولت در ایران با استفاده از روش سیستم های نرم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۷۴
امروزه ترکیب فناوری های نوظهور حوزه ICT و حکمرانی انواع و اشکال نوینی از دولت را ایجاد کرده که مهم ترین آن ها به لحاظ سطح توسعه و تحول «دولت الکترونیک»، «دولت تحولی»، «دولت چابک» و «حکمرانی باز» هستند. اهمیت تحول دیجیتالی دولت در دگرگون ساختن نقش ها و کارکردهای بنیادین دولت ها و ایجاد مزایا و ارزش آفرینی در اداره امور عمومی است. افزایش چابکی روندها، ارتقای شفافیت، افزایش نوآوری و کارآفرینی بخش خصوصی، تعامل دوسویه و مشارکتی شهروندان و حکومت، کاهش تصدی گری دولت، کاستن از هزینه های جاری و مدیریت مشارکتی بحران های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در خلال این تحول نهادینه می شود. اما هم نشینی فناوری های جدید و حکمرانی معضلات و مسائل خود را دارد و دولت ها در کوتاه مدت و بلندمدت نیاز دارند با پیامدهای بالفعل و بالقوه این فناوری ها بر نحوه حکمرانی آشنا شده و هم زمان نظام مسائل آن ها بررسی و حل نمایند. در این پژوهش مسئله اصلی آن است که نظام مسائل تحول دیجیتالی دولت در ایران کدام است و چگونه می توان از معضلات موجود عبور نمود؟ در این راستا ضمن بررسی اشکال مختلف تحول دیجیتالی دولت و نظریات موجود؛ تلاش شد با استفاده از روش تحلیل سیستم های نرم و نظرات نخبگان کشور در خصوص، فضای مفهومی تحول دیجیتال و نظام مسائل تحول دیجیتالی دولت در ایران احصا و شناسایی شود و راهکارهای عبور از معضلات موجود نیز تبیین گردد. این روش تحلیل برای فهم پدیده های پیچیده و چندبعدی به کار می رود که تعارض منافع و تفاوت دیدگاه ذی نفعان در آن بسیار است. این روش کمک می کند پدیده تحول دیجیتال در موقعیت مسئله زای آن در ایران شناسایی و نظام مسائل و کاستی های آن برجسته و تغییرات موردنیاز احصا گردد. نتایج این مطالعه نشان می دهد به دلیل گستردگی حوزه اثر تحول دیجیتال در دولت، این پدیده نیازمند تنظیم گری فرا دستگاهی است تا ضمن قانون گذاری مناسب به روند اجرا و حل وفصل انبوه مسائل آن کمک شود. حرکت ایران از دولت الکترونیک به سطوح توسعه یافته حکمرانی دیجیتال در صورتی به دست خواهد آمد که تحول دیجیتال دولت و نظام مسائل این پدیده موردتوجه سطوح بالای حاکمیت و در اولویت قرار گیرد.
۹۸۵.

Motahhari's Vision for an Islamic Economy in the Context of the Revolution: Insights from "An Introduction to Comparative Economics"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
Objective: This paper aims to explore Murtaḍā Muṭahharī’s distinctive contributions to Islamic economic thought, with a particular focus on his analysis in Darāmadī bar Iqtiṣād Taṭbīqī. It seeks to clarify how Muṭahharī’s economic philosophy both critiques Western economic schools and articulates a uniquely Islamic approach, especially in the context of the ideological foundations of the Islamic Revolution in Iran. Method: The study employs a qualitative, analytical approach, drawing on Muṭahharī’s lectures. The research situates Muṭahharī’s economic ideas within the broader intellectual and historical landscape of Iran on the eve of the revolution. Results: The analysis reveals that Muṭahharī’s economic thought is characterized by a rigorous distinction between economic science and economic doctrine, an emphasis on justice and ethical conduct, and a holistic view of Islam as a comprehensive way of life. He critiques both capitalism and socialism for their inability to realize true justice and instead advocates for an Islamic economic system that balances individual initiative with social responsibility. Conclusion: Muṭahharī’s vision for Islamic economics remains highly relevant to contemporary debates on social justice, Islamic banking, and the moral foundations of economic policy in Iran and beyond. His work provides a robust intellectual framework for integrating Islamic values with modern economic challenges, ensuring that the pursuit of material well-being in Muslim societies remains inseparable from the quest for justice and spiritual fulfillment.
۹۸۶.

توسعه پایدار و چالش های مدیریتی در ایران: تحلیل مقایسه ای با کشورهای حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۸۶
توسعه پایدار بر ایجاد تعادلی بین نیازهای فعلی جوامع و حفظ منابع طبیعی برای نسل های آینده تأکید دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مقایسه ای چالش های مدیریتی توسعه پایدار در ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس انجام شده است. سؤال اصلی تحقیق این است که چرا ایران در مقایسه با کشورهای حوزه خلیج فارس با چالش های بیشتری در مسیر دستیابی به توسعه پایدار مواجه است؟ فرضیه تحقیق آن است که ناکارآمدی مدیریتی، وابستگی به منابع نفتی و ضعف در حکمرانی محیط زیستی از جمله عوامل اصلی این چالش ها در ایران هستند. در این تحقیق، از روش مطالعه اسنادی استفاده شده و داده ها از منابع علمی، گزارش های دولتی و مستندات بین المللی گردآوری گردید. تحلیل مقایسه ای استراتژی ها و سیاست های توسعه ای کشورهای مختلف، به ویژه ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس، بر اساس چارچوب نظری توسعه پایدار در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ایران با چالش هایی عمده در زمینه وابستگی به منابع نفت و گاز، مدیریت منابع طبیعی و بحران های زیست محیطی مواجه است. در مقابل، کشورهای حوزه خلیج فارس با سرمایه گذاری در تنوع اقتصادی و اصلاحات حکومتی و اجتماعی، موفقیت هایی در جهت توسعه پایدار به دست آورده اند. این تحلیل نشان داد که ایران در مقایسه با کشورهای همسایه خود در زمینه های مدیریتی و توسعه ای، به ویژه در حوزه محیط زیست، زیرساخت ها و حکمرانی، با مشکلات جدی مواجه است. در این راستا، پیشنهاد می شود که ایران با توجه به تجربیات کشورهای حوزه خلیج فارس، اصلاحات مدیریتی و بهبود حکمرانی را در دستور کار خود قرار دهد.
۹۸۷.

برندسازی شخصی مدیران: راهبردی برای تقویت حکمرانی اسلامی و اعتماد عمومی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۷
در محیط پیچیده و پویای حکمرانی معاصر، مشروعیت، نفوذ و کارآمدی مدیران، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه نمادین و تصویری آنان در جامعه وابسته است. در چارچوب حکمرانی اسلامی که مبانی، اهداف و روش های آن بر اساس عدالت، ارزش مداری، شایسته سالاری و پاسخ گویی تعریف شده است، «اعتماد عمومی» سرمایه ای حیاتی محسوب می شود. با این حال، تجربه های چند دهه گذشته نشان می دهد که اعتماد عمومی حتی در جوامع مبتنی بر ارزش های دینی، می تواند در اثر ضعف ارتباطات، ناکارآمدی [1] یا تصویر منفی از مدیران، دچار خدشه شود. یکی از رویکردهای نوین برای تقویت اعتماد عمومی، «برندسازی شخصی» [2] مدیران است؛ فرایندی که طی آن مدیر، با شناخت دقیق از ویژگی های شخصیتی، ارزشی، مهارتی و عملکردی خود و همسوسازی آن ها با مأموریت های حکمرانی، به خلق تصویری معتبر، جذاب و ماندگار در ذهن ذی نفعان می پردازد. در فضای رقابتی و رسانه محور امروز، که افکار عمومی روزانه از مسیر شبکه های اجتماعی، رسانه های جمعی و ارتباطات چهره به چهره، سیل وار با داده ها و پیام ها مواجه است، فقدان برندسازی شخصی آگاهانه موجب می شود تصویر مدیران راهبردی به طور منفعل و گاه مخدوش شکل گیرد و اعتماد عمومی آسیب ببیند. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش و کارکرد برندسازی شخصی مدیران راهبردی در تقویت حکمرانی اسلامی و بازسازی اعتماد عمومی انجام شده است. این مطالعه در پی پاسخ دادن به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از ظرفیت های برندسازی شخصی، نه صرفاً به عنوان تکنیک بازاریابی فردی، بلکه به عنوان ابزاری راهبردی و ارزش محور، برای ارتقای سرمایه اجتماعی حکومت اسلامی بهره برد؟ در بطن این هدف اصلی، اهداف فرعی متعددی نهفته است: شناسایی مؤلفه های سازنده برند شخصی منطبق با ارزش های اسلامی، تبیین سازوکارهای اثرگذاری این مؤلفه ها بر اعتماد عمومی، و ارائه مدلی که پیوند بین هویت شخصی مدیر، الگوی حکمرانی اسلامی و شاخص های اعتماد عمومی را برقرار سازد. نگاه این پژوهش آن است که برندسازی شخصی، اگر بر پایه صداقت، عمل به وعده ها، عدالت ورزی و کارآمدی شکل گیرد، نه تنها تعارضی با آموزه های اسلامی ندارد، بلکه می تواند به ابزاری مشروع و کارآمد برای ترویج الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی بدل شود. از نظر روش شناسی، تحقیق حاضر از نوع کاربردی با رویکرد کیفی است. داده ها به شیوه اسنادی و میدانی گردآوری شده است. در بخش اسنادی، منابع شامل کتب، مقالات علمی داخلی و خارجی، اسناد بالادستی مرتبط با حکمرانی اسلامی، آموزه های دینی و مطالعات حوزه برندسازی شخصی بررسی و تحلیل شده اند. در بخش میدانی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با نمونه ای هدفمند از خبرگان شامل استادان دانشگاه، پژوهشگران حوزه حکمرانی، مدیران با تجربه در سطوح کلان و کارگزاران رسانه انجام شده است تا ابعاد و الزامات بومی شده برندسازی شخصی مدیران در بستر ایران اسلامی استخراج شود. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون کدگذاری، دسته بندی و تفسیر گردید. همچنین، برای اطمینان از روایی یافته ها، از راهبرد بازبینی توسط مشارکت کنندگان و مقایسه با متون معتبر استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که برندسازی شخصی در حکمرانی اسلامی دارای چهار بعد اساسی است: بعد شخصیتی و اخلاقی، که بر صداقت، تعهد، تواضع، شجاعت، عدالت ورزی و خدمت گزاری به مردم استوار است؛ بعد مهارتی و تخصصی، که به شایستگی های علمی، مدیریتی و راهبردی مدیر می پردازد و شرط لازم برای ایجاد اعتبار حرفه ای است؛ بعد ارتباطی و تعاملی، که شامل توانایی برقراری ارتباط مؤثر با مردم، گوش دادن فعال، شفافیت در اطلاع رسانی، پاسخ گویی و اقناع مخاطب می شود؛ و بعد نمادین و فرهنگی، که به نقش مدیر به عنوان الگو و مرجع فرهنگی در جامعه اسلامی اشاره دارد و از طریق رفتار، گفتار و سبک زندگی او منتقل می شود. هم افزایی این ابعاد، برند شخصی ای را شکل می دهد که نه یک تصویر مصنوعی و تبلیغاتی، بلکه بازتاب عینیِ شخصیت و عملکرد واقعی مدیر در ذهن جامعه است. تحقیق همچنین نشان داد که پیوند برندسازی شخصی با اعتماد عمومی، از مسیرهای متعددی برقرار می شود. نخست، هم سویی گفتار و عمل؛ وقتی مدیران وعده ها و بیانات خود را با اقدامات واقعی تطبیق می دهند، اعتبار برند شخصی آنها نزد افکار عمومی تقویت می شود. دوم، شفافیت و پاسخ گویی؛ اطلاع رسانی صادقانه و سریع درباره تصمیمات و اقدامات، حتی در شرایط بحران، نشانگر احترام به مردم و ایجاد حس مشارکت در حکمرانی است. سوم، قابلیت اتکا و پیش بینی پذیری؛ ثبات در مواضع و رفتارها، اعتماد به تداوم خط مشی ها را افزایش می دهد. چهارم، الهام بخشی و مرجعیت اخلاقی؛ مدیرانی که سبک زندگی و رفتارشان الگوهای اسلامی را منعکس می کند، نه تنها در حوزه فنی که در بعد فرهنگی و هویتی نیز سرمایه اعتماد عمومی را افزایش می دهند. از منظر سیاست گذاری، یافته ها حاکی از آن است که تحقق برندسازی شخصی اثربخش در حکمرانی اسلامی نیازمند اقداماتی نظام مند است؛ از جمله آموزش و توانمندسازی مدیران در حوزه مهارت های ارتباطی و رسانه ای، ایجاد نهادهای مشورتی برای هم سویی پیام ها با ارزش ها، طراحی سازوکار ارزیابی مستمر تصویر عمومی مدیران و بازخوردگیری از جامعه، و همچنین پیشگیری از شکل گیری شکاف بین تصویر و واقعیت از طریق شفافیت نهادی. این اقدامات باید در چارچوبی لحاظ شوند که هویت دینی-انقلابی مدیران حفظ و تقویت گردد و برندسازی شخصی به ابزاری برای خودنمایی فردی یا رقابت مخرب بدل نشود. در جمع بندی، پژوهش حاضر تأکید می کند که برندسازی شخصی در بستر حکمرانی اسلامی، اگر بر بنیان صداقت، عدالت، تخصص و تعامل مؤثر استوار باشد، می تواند به ابزاری راهبردی برای ارتقای اعتماد عمومی و تحکیم پیوند مردم و حاکمیت تبدیل شود. این رویکرد، مدیران را از منفعل بودن در برابر قضاوت افکار عمومی به کنشگرانی فعال در مدیریت تصویر خود بدل می سازد و با همسوسازی هویت فردی و مأموریت سازمانی، مسیر تحقق الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی را هموار می کند.
۹۸۸.

سیاست گذاری منابع آبی و پیامدهای آن بر امنیت ملی؛ مطالعه تطبیقی ایران و ترکیه در حوضه های آبی فرامرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۴
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سیاست گذاری منابع آبی بر امنیت ملی ایران و مقایسه آن با تجربه ترکیه در مدیریت حوضه های آبی فرامرزی است. پرسش اصلی پژوهش عبارت است از: «سیاست های مدیریت منابع آب چگونه بر ابعاد مختلف امنیت ملی ایران تأثیر می گذارند و تجربه ترکیه در این زمینه چه درس هایی می تواند ارائه دهد؟» فرضیه پژوهش دلالت بر این موضوع دارد که سیاست گذاری ناکارآمد منابع آبی ایران باعث تضعیف بخشی از مؤلفه های امنیت ملی می شود، در حالی که تجربه ترکیه در مدیریت حوضه های فرامرزی نشان دهنده تأثیر مثبت سیاست گذاری هماهنگ و استراتژیک بر امنیت ملی است. یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی و نظریه امنیت منابع آب و مدل سیاست گذاری تطبیقی (که ارتباط میان سیاست گذاری آب و ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی امنیت ملی را بررسی می کند) نشان داد که سیاست های مدیریت منابع آب ایران با وجود چالش های فراگیر، ظرفیت هایی برای ارتقای هماهنگی بین بخشی و بهبود ثبات منطقه ای دارد؛ تجربه ترکیه با رویکرد یکپارچه و استراتژیک در مدیریت حوضه های مشترک، نشان می دهد که سیاست گذاری هماهنگ می تواند پیامدهای مثبتی برای کاهش تنش های منطقه ای و تقویت امنیت ملی ایجاد کند. مقایسه تطبیقی نشان می دهد که تقویت همکاری های فرامرزی و بهره گیری از سیاست های یکپارچه می تواند فرصت های ایران برای ارتقای امنیت ملی را افزایش دهد. نتایج پژوهش نشان دهنده این موضوع است که ارتقای سیاست گذاری منابع آبی ایران و استفاده از تجربیات موفق کشورهای همسایه، می تواند امنیت ملی را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی تقویت کند و راهبردی برای مدیریت چالش های آبی ارائه نماید.
۹۸۹.

تاثیر فرمت مسکو بر مناسبات منطقه ای امارت اسلامی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
الگوی منطقه ای فرمت مسکو در سال 2017 به عنوان یک پلت فرم منطقه ای برای رایزنی با حضور نمایندگان ویژه روسیه، افغانستان، هند، ایران، چین و پاکستان با نگاهی به «یک روز پس از آمریکا» نسبت به امور افغانستان ایجاد گردید. سوال اصلی به این می پردازد که فرمت مسکو چه نقشی بر تعاملات منطقه ای حکومت امارت اسلامی دارد؟ فرض تحقیق بر این استوار است که فرمت مسکو با محوریت روسیه و کشورهایی که در این چارچوب قرار دارند در صدد هستند تا طالبان را در صف ضد یک جانبه گرایی آمریکا در منطقه حفظ ، سیاست ضد داعشی حکومت امارت اسلامی را تقویت کرده تا زمینه مشروعیت منطقه ای آنها مهیا شود.یافته نشان می دهد که فرمت مسکو دو هدف استراتژیک سیاسی (ضد یکجانبه گرایی با آمریکا) و امنیتی (مبارزه با تروریسم) را تعقیب می کند و حکومت کنونی در چارچوب این فرمت از فرصت های سیاسی (مشروعیت زایی)، اقتصادی (استفاده از سازوکارهای اقتصادی) و امنیتی بهره می برد. در این تحقیق از روش تبیینی و شیوه جمع آوری داده کتابخانه ای، استفاده از مقالات علمی و خبرگزاری های معتبر می باشد.
۹۹۰.

تحلیل الگوی جایگاه ورزش قهرمانی در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۵
حضرت آیت الله العظمی علی خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، شخصیتی محوری در شکل دهی چشم انداز ایدئولوژیک ملت ایران بوده است. دیدگاه های او در حوزه های مختلف از جمله سیاست، فرهنگ و ورزش به عنوان یک متفکر اسلامی مطرح بوده است که ترکیبی منحصربه فرد از اصول اسلامی و هویت ملی است. دیدگاه های وی در مورد ورزش اهمیت ویژه ای دارد، زیرا با مضامین گسترده تری از اخلاق، فداکاری و هویت فرهنگی و ملی در هم آمیخته است. هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی جایگاه راهبردی ورزش در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران با تحلیل محتوا بود. لذا به منظور تجزیه و تحلیل بیانات رهبری در حوزه ورزش از روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد یا گرندد تئوری استفاده گردید. شاخص های مربوط به ورزش در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی، که از سال 1369 تا 1403 در مراسم ها و دیدارهای مختلف با حضور مسئولین ورزشی، قهرمانان ورزشی و مدال آوران در بازی های المپیک، پاراالمپیک، جهانی، آسیایی و پاراآسیایی بیان نموده اند، تحلیل و بررسی شد. ابتدا مفاهیم مرتبط با این موضوع، با کمک نرم افزار MAXQDA2020 استخراج شده و محتوای آن به صورت کیفی تحلیل گردید. حاصل تحلیل داده های به دست آمده در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، تفکیک شدند و در قالب 501 کد مفهومی، 34 مضامین فرعی و 12 مضمون اصلی دسته بندی شدند. یافته های پژوهش در یک طرح اینفوگرافی با مضامین اصلی نظیر حفظ اخلاق و جوانمردی در ورزش، تأکید بر فرهنگ ایثار و شهادت، قهرمانان ورزشی مظهر توانایی های ملی، نقش ورزش در ایجاد هویت و فرهنگ ملی، توانمندی های جانبازان و معلولین در ورزش، حمایت مالی و معنوی از ورزش جانبازان، تدوین چشم انداز و برنامه های حمایتی ورزشکاران، نقش دولت و نهادهای حامی در توسعه ورزش قهرمانی، ترویج ورزش قهرمانی و همگانی در جامعه، الهام بخشی قهرمانان برای نسل آینده، نمایش هویت زن مسلمان ایرانی در میادین ورزشی و تقویت جنبش های ضدصهیونیستی در میادین ورزشی، شناسایی شدند.
۹۹۱.

سیاست خارجی قدرت های تجدیدنظرطلب متوسط؛ بررسی موردی برزیل و آفریقای جنوبی (2023 -2005)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۱
جدال میان قدرت های تجدیدنظرطلب و حافظ وضع موجود، گاهی بی ثباتی را برای نظام بین المللی به ارمغان آورده که هزینه های زیادی را به سایر بازیگران تحمیل کرده است. اکثریت صاحب نظران واقع گرایی مقصران این امر را قدرت های تجدیدنظرطلب می دانند و تجویز آنها مهار این قدرت ها به مثابه برهم زننده نظم است. همچنین برخی از آنها قدرت های متوسط را تجدیدنظرطلب نمی دانند. در این پژوهش تلاش شده است تا با تحلیل گونه ای متمایز از قدرت های تجدیدنظرطلب که به دنبال برهم زدن نظم بین المللی نیستند مرزبندی دقیق تری میان برهم زنندگان نظم و دیگر تجدیدنظرطلبان ارائه کنیم. همچنین در عرصه سیاست گذاری درک دقیقی از فرایند گذار نظم بین الملل بدست آوریم. بنابراین پرسشی که در این تحقیق به آن خواهیم پرداخت، این است. چگونه نقش میانجی آفریقای جنوبی و برزیل در سیاست خارجی منجر به تمایز آنها با دیگر قدرت های تجدیدنظرطلب شده است و بر رفتار راهبردی آنها در نظام بین الملل تأثیر گذاشته است؟ فرضیه این تحقیق بر این اصل استوار است که برزیل و آفریقای جنوبی به عنوان قدرت های تجدیدنظرطل ب میانج ی، به ت حول ن هادی گ سترده از طریق ب سیج شبکه های جایگزین و بهره گیری از شبکه ائتلافی تمایل دارند و راهبرد آنها در ایجاد تغییر در نظام بین الملل بر موقعیت یابی در نظم نهادی، هم زیستی مسالمت آمیز و ایجاد شبکه های جایگزین استوار است. در این تحقیق دو مورد برزیل و آفریقای جنوبی ( ۲۰۰۵-۲۰۲۳) به روش توصیفی و تحلیلی مورد پردازش علمی قرار گرفته است که مبتنی بر آن، رویکرد آنها در دو سطح منطقه و جهانی مورد بررسی قرار گرفته و به نقش های کارگزاری و دسترسی آنها و مولفه های قدرت های متوسط در نظام بین الملل خواهیم پرداخت.
۹۹۲.

جنگ عادلانه در اندیشه سیاسی ابونصر فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
این مقاله با هدف بررسی جنگ عادلانه در اندیشه ابونصرفارابی نگاشته شده است. سوال اصلی این است که فارابی با چه استدلایی عادلانه بودن جنگ را توجیه می نماید؟ آیا این پذیرش به معنای آن است که جنگ ناعادلانه نیز وجود دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از این است که جنگ در اسلام یک راه حل برای از بین بردن ظلم، فتنه و تجاوزگری است و هرگز برای انتقام جویی، جاه طلبی، کشورگشایی و یا به دست آوردن غنائم و اشغال سرزمین های دیگران نیست. همچنین در نزد فارابی، معیارهای عادلانه بودن یا جائرانه بودن جنگ در مفاهیم کلیدی چون خیر و عدالت، تجسم می یابد و جنگی عادلانه می باشد که در راستای کسب خیر برای اهالی مدینه و تحقق عدالت همگانی صورت پذیرد. نتیجه پژوهش بر این امر دلالت دارد که نظریه جنگ عادلانه فارابی از جمله نظریاتی است که روایی و ناروایی جنگ ها را معطوف به غایت آنها دانسته و ابزار و وسیله فعل را در رتبه های بعدی اهمیت قرار می دهد. در نتیجه در اندیشه او، جنگ عادلانه در گِروی ترویج، توزیع و تأمین فضیلت و خیرات است و در غیر این صورت تبدیل به جنگی جائرانه می شود. این مقاله با بررسی آثار و منابع کتابخانه ای و رویکردی هرمونتیک به تفسیر آثار فارابی می پردازد و به کمک روش توصیفی-تحلیلی گردآوری شده است.
۹۹۳.

دستاوردهای مردمی سازی در منظومه فکری آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف پژوهش حاضر، بررسی دستاوردهای مردمی سازی در منظومه فکری مقام معظم رهبری است. در این تحقیق، سخنان و دیدگاه های رهبری به عنوان مبنای نظری پژوهش مورد استفاده قرار گرفته و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، مفاهیم و پیام های کلیدی استخراج شده اند. جامعه آماری در این پژوهش شامل بیانات رهبری است که در خصوص دستاوردهای مردمی سازی ایراد شده اند. نتایج یافته های تحقیق در قالب جداول مضامین پایه، سازمان دهنده، فراگیر و شبکه مضامین نشان داد که در مجموع 67 مضمون پایه، 9 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر در زمینه دستاوردهای مردمی سازی شناسایی شد. باتوجه به یافته های پژوهش، دستاوردهای مردمی سازی در بیانات رهبر انقلاب، در 2 ساحت ساختاری (اقتدار ملی و امنیت ملی) و ساحت عملیاتی (نتایج اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی، علمی و ابزاری) محقق می شود. همچنین سه ضلع تحقق دستاوردهای مردمی سازی، در گروی نقش آفرینی مردم، مشارکت مردم و حکمرانی مردم می باشد. روند مردمی سازی، مسئولیت پذیری و حس تعلق به نظام سیاسی و اجتماعی را تقویت کرده و به پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور کمک می نماید. مسئله حضور مردم در صحنه، که یکی از عناصر ضروری برای حکمرانی صحیح کشور و توسعه و تحقق اهداف انقلاب محسوب می شود، بایستی تقویت و گسترش یابد.
۹۹۴.

بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق (مطالعه مورد کاربران فیس بوک پس از شکست داعش تا شهادت حاج قاسم سلیمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه و اهداف : قدرت در دوران مختلف متاثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تکنولوژیک ماهیت و طبیعت متفاوتی داشته است. در دوران کلاسیک، مدرن و پسامدرن تعاریف و جلوه های متفاوتی از این مفهوم قابل بررسی است، اما به نظر می رسد آنچه در جهان امروز و آینده بیشتر بتواند ماهیت آن را تبیین و توصیف کند، قدرت نرم و دیپلماسی عمومی است. در این متن، اهمیت شبکه های اجتماعی در سال های اخیر به واقعیتی بدیهی تبدیل شده و منبع بسیار مفیدی برای استخراج نظر کاربران در مورد موضوعات، شخصیت ها، محصولات و حتی مباحث کلان کشور و روابط خارجی و داخلی است. عراق به عنوان یک همسایه با قرابت مذهبی و فرهنگی عمیقی که می تواند بازاری بزرگ و شریکی استراتژیک برای ایران باشد، همچنین حضور مستشاری نظامی در عراق و موفقیت در شکست داعش در کنار حمایت ایران از گروه های مقاومت عراقی در سال های پس از صدام و وجود اماکن مقدسه، نیاز بیش از پیش به شناخت رویکرد و نظر جامعه عراقی نسبت به ایران را دوچندان می کند. در نگاه کلی بازنمایی تصویر ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق به ویژه فیس بوک می تواند سنجه ای اولیه از میزان موفقیت قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ایران در عراق باشد. روش : محور اصلی این پژوهش حول بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق شکل گرفته و داده های بستر فیس بوک به عنوان اصلی ترین و بزرگ ترین بستر شبکه اجتماعی کاربران عراقی با استفاده از سیستم های کامپیوتری جمع آوری، ذخیره سازی، نویزگیری و پردازش شده است. پس از آن با بهره گیری از روش تحلیل تماتیک روی داده های فیس بوکِ کاربران عراقی پس از شکست داعش تا شهادت سردار سلیمانی مورد بررسی و پردازش به تفکیک سال انجام گرفته است. یافته ها : اصلی ترین موضوعاتی که حول مسائل مرتبط با ایران در فیس بوک عراقیِ منتشر شده به تفیکیک سال از سال 2018 تا 2020 و در چهارده تم اصلی طبقه بندی و سطح بندی شده که مهمترین این موضوعات عبارت است از: - گروه های همسو با انقلاب اسلامی- روابط سیاسی ایران و عراق - اظهار نظر در مورد فرهنگ دینی و اجتماعی مردم ایران - محتواهای مرتبط با دفاع مقدس و تاریخ جنگ عراق و ایران - موضوع روابط اقتصادی و محصولات ایرانی - دخالت ایران در انتخابات و حکومت عراق -موضوعات ورزشی بین دو کیور - اخبار بین دو کشور - تحریم آمریکا علیه ایران و نقش عراق و مقامات ایرانی (شامل مسئولین و شخصیت های سیاسی و نظامی کشور، مقام معظم رهبری، رییس جمهور، سردار سلیمانی) - زیارت اربعین و حضور ایرانیان در این پیاده روی می شوند، تا نمایی روشن از تصویر ایران در شبکه های اجتماعی عراق قابل نمایش باشد. نتیجه گیری : تصویر ایران در میان کاربران عراقی با چالش های زیادی روبرو است و گذشت سال ها از شکست داعش و دیگر خدمات ایران به عراق چندان در نمای قدرت نرم ایران در عراق موثر نبوده است. سهم ایران از خروج داعش و دفاع و هزینه هایی مانند شهادت جوانان و سردار های ایرانی برای حفظ امنیت مردم عراق در محتواهای عراقی ها کمتر دیده می شود. موضوعات مطرح شده حول مقامات حاضر در عراق همچون شهید سلیمانی که جان خود را در این راه داده، شباهتی به یک اسطوره و یا یک قهرمان ندارد. محصولات ایرانی جایگاه مناسبی از نظر حجم تبلیغات و حمایت در میان کاربران عراقی ندارند.  
۹۹۵.

دیپلماسی دولت بایدن نسبت به مسأله هسته ای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۸
هم اکنون دولت بایدن انگیزه هایی برای بهبود روابط ایران و آمریکا و بازگرداندن توافق هسته ای ایران دارد. بایدن اصرار دارد که تهران به تعهدات برجامی خود برگردد؛ این در حالی است که مقامات ایران اذعان دارند که قبل از هر اقدامی از سوی تهران، واشنگتن باید در عمل همه تحریم ها را لغو کند. بدین ترتیب، سؤال اصلی پژوهش این است که دولت بایدن نسبت به مسأله هسته ای ایران چه رویکردی را اتخاذ کرده است؟ فرضیه مقاله این است که سیاست بایدن در قبال برنامه صلح آمیز هسته ای ایران، بهره گیری از قدرت هوشمند در قالب مذاکره و فشار است؛ به گونه ای که واشنگتن ضمن قانع کردن تهران برای بازگشت به برجام، در راستای اعمال فشار بر ایران از طریق ایجاد محدودی ت ب رای برنام ه هس ته ای و قدرت موش کی و منطقه ای این کشور و همچنی ن تمدی د و ی ا راه ان دازی تحریم ه ای جدی د حق وق بش ری گام بر می دارد که این امر می تواند به تضعیف و انزوای منطقه ای تهران در خاورمیانه منجر شود. یافته های پژوهش نشان می دهد؛ دولت بایدن در قبال پرونده هسته ای ایران دیپلماسی سخت و نرم را در پیش گرفته است؛ به گونه ای که واشنگتن ضمن متقاعد کردن تهران برای بازگشت به برجام، همزمان در تلاش برای تهدید جلوه دادن برنامه صلح آمیز هسته ای ایران و ایجاد محدودی ت در آن از طری ق روش ه ای تحری م و اجماع س ازی جهان ی علی ه ای ران برآمده است. برای تحلیل داده ها از روش تحلیلِ کیفی استفاده شده است.
۹۹۶.

همکاری استراتژیک ایران و روسیه: ارتقای جایگاه و مقابله با یکجانبه گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
وضعیت امنیتی منطقه غرب آسیا، ضرورت پویایی دکترین سیاست خارجی ایران را برای ارتقای جایگاه و سطح کنشگری در تعاملات میان قدرت های منطقه ای برجسته کرده و ازاین رو، تقویت روابط نظامی و سیاسی با روسیه به عنوان یک راهبرد استراتژیک در رفتار سیاست خارجی ایران صورت بندی شده است. حال سؤال اساسی پژوهش این است که چه ظرفیتی در روابط دو کشور وجود دارد که موجب گسترش همکاری های نظامی و مناسبات سیاسی میان ایران و روسیه شده و تعاملات دو کشور را به سطح روابط راهبردی و استراتژیک رسانده است؟ پژوهش حاضر با هدف بررسی مناسبات سیاسی- امنیتی و نظامی ایران و روسیه در نظام بین الملل انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی بود. یافته ها نشان داد شکل گیری همکاری استراتژیک ایران و روسیه ناشی از فهم و نوع نگرش دو بازیگر به مساله "جایگاه" است. بدین معنا که مقابله با یکجانبه گرایی امریکا، افزایش توانایی های نظامی و کسب جایگاه نسبی بالاتر؛ بیشینه سازی قدرت/ امنیت در مناسبات همکاری جویانه، ناسازگاری از جایگاه و نارضایتی از آن و تلاش برای حداکثرسازی قدرت/ امنیت جهت ارتقای جایگاه موجب افزایش سطح همکاری ها و گاه ترسیم اهداف بلندمدت همسو؛ اشتراک نظر در مسائل راهبردی؛ همکاری های اقتصادی و باورمندی مشابه به نقش دشمن مشترک در مناسبات آتی موجب شکل گیری روابط عمیق و همکاری های استراتژیک بین ایران و روسیه شده است.
۹۹۷.

بازنمایی برجام در سیاست خارجی اوباما نسبت به ایران در گفتمان خبری سی. ان. ان. (CNN)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
سیاست خارجی و مسائل بین الملل به گونه پیوستار مورد توجه رسانه های جهانی قرار داشته و شبکه خبری سی.ان.ان. به عنوان یکی از مهم ترین رسانه های بین المللی، نقش برجسته ای در بازنمایی رویدادهای سیاسی ایفا کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که سی.ان.ان. چگونه در گفتمان خبری خود سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران و توافق هسته ای شناخته شده به برجام را در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما بازنمایی کرده است. هدف پژوهش تحلیل چگونگی صورت بندی زبانی و گفتمانی اخبار این شبکه و بررسی میزان همسویی آن ها با روایت رسمی دولت آمریکاست. داده های تحقیق شامل مجموعه ای از گزارش ها و خبرهای سی.ان.ان. درباره برجام است که با بهره گیری از روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که سی.ان.ان. با برجسته سازی مفاهیمی همانند «فرصت دیپلماتیک» و «تهدید هسته ای» و با ترسیم تصویری از اوباما به عنوان رهبر صلح جو، به بازتولید سیاست خارجی ایالات متحده یاری رسانده است. در کنار این رویکرد حمایتی، بخشی از گزارش ها نیز با تأکید بر دشواری های اعتماد به ایران و چالش های اجرای توافق، گفتمانی انتقادی و محتاطانه را منعکس کرده اند. نتیجه اینکه سی.ان.ان. تنها بازتاب دهنده خنثای واقعیت نبوده، بلکه کنشگر رسانه ای مؤثری در مشروعیت بخشی و بازنمایی سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران بوده است.
۹۹۸.

واکاوی دلایل نارسایی های حکمرانی متعالی اسلامی در ایران بر پایه نظریه پردازی زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۹
حکمرانی متعالی اسلامی به عنوان یک الگوی حکمرانی تمدن ساز، در پی تلفیق ارزش های الهی با الزامات جوامع مدرن است، اما باوجود پشتوانه نظری غنی، تحقق عملی این الگو در ایران با نارسایی های مهمی مواجه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل نظام مند موانع تحقق حکمرانی متعالی اسلامی در ایران انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش نظریه پردازی زمینه ای اشتراوس و کوربین انجام شده است و داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۴ نفر از نخبگان دانشگاهی گردآوری شده و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که بحران انطباق حکمت دینی با سازوکارهای عرفی قدرت، به عنوان کد هسته، مهم ترین مانع تحقق حکمرانی متعالی اسلامی در ایران است. در این میان، شرایط علّی شامل فقدان همگرایی فلسفه سیاسی اسلامی با الزامات حکمرانی مدرن، سلطه قرائت های بسته و سنت گرایانه، دوگانگی میان آرمان شهر دینی و واقع گرایی اجرایی و فقدان بنیان مفهومی جامع برای نسبت فقه و ساخت قدرت است. ازسوی دیگر، میراث اقتدارگرایی عرفی، گسست میان نخبگان دینی و عرفی و تغییر افق انتظارات مردم سالارانه مهم ترین شرایط زمینه ای را شکل می دهد. در سطح شرایط مداخله گر نیز ضعف روح قدسی در ساختار اداری، اقتصاد رانتی و تعارض در گفتمان های حکمرانی درخور توجه است. واکنش نظام حکمرانی، عمدتاً در قالب راهبردهای نمادین (چون تقلیل حکمرانی دینی به شعائر سیاسی، تولید اقتدار و غفلت از نهادسازی) بروز یافته که پیامدهایی همچون فرسایش سرمایه معنوی، سکولاریسم خزنده، انجماد فکری، ازخودبیگانگی و کاهش مشارکت شهروندان را در پی داشته است.
۹۹۹.

نقش سیاست آفرینان در فرایند سیاستگذاری؛ بررسی تقابل عوامل فردی و ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۷
«سیاست آفرینی» یکی از مفاهیمی است که توسط پژوهشگران مختلف برای توصیف نقش و اثرگذاری برخی افراد در فرایند سیاستگذاری استفاده می شود. سیاست آفرینان افرادی هستند که «زمان، انرژی، شهرت و گاهی اوقات پول» را برای توسعه راه حل ترجیحی خود برای یک مسئله سیاستی در فرایند سیاستگذاری اختصاص می دهند. در پاره ای اوقات، سیاست آفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری موفق اند یا با شکست روبه رو می شوند که دلایل این امر از منظرهای مختلف قابل بررسی است. پژوهش حاضر با تمرکز بر ادبیات این حوزه به بررسی نقش مؤلفه های فردی مانند راهبردها و ابزارهای مورد استفاده سیاست آفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری می پردازد و عوامل ساختاری دخیل در تأثیرگذاری آنها را نیز از منظر نظریه های مختلف سیاست عمومی بررسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد راهبردهای مورد استفاده سیاست آفرینان مانند استفاده از شواهد علمی به منظور متقاعدسازی، داستان سرایی، شبکه سازی، ایجاد ائتلاف های سیاستی/ تغییرات نهادی و دستکاری سیاسی نقش مهمی بر تأثیرگذاری آنها بر فرایند سیاستگذاری دارد. همچنین هر کدام از چارچوب های سیاستی بر بعد خاصی از این مفهوم تمرکز کرده و نقش سطوح ساختاری و زمینه های محیطی را در نقش آفرینی سیاست آفرینان، متفاوت ارزیابی می کنند. بیشتر پژوهش ها به طور چشمگیری بر قدرت سیاست آفرینان و در عین حال بر کم اهمیت جلوه دادن عوامل ساختاری در شکل دادن به اقدامات آنها تأکید می کنند. در نهایت باید گفت که از بین نظریان مختلف سیاست عمومی، سه چارچوب جریان چندگانه کینگدان، ائتلاف حامی و روایت های سیاستی، بیش از نظریات دیگر بر این حوزه متمرکز شده اند و عوامل متفاوتی را در این زمینه مؤثر می دانند.
۱۰۰۰.

نقش اندیشکده بروکینگز در تدوین سیاست خارجی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی 2020-2016)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۶۷
اندیشکده بروکینگز در شکل دهی به سیاست خارجی دولت ایالات متحده و ایده پردازی در آن نقش مهمی ایفا می نماید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی گزارش های این اندیشکده در خصوص ایران را در سه دسته تفکیک شده موردبررسی محتوایی قرار می دهد؛ سپس با استفاده از رویکرد آماری، جایگاه و سهم ایران در فعالیت های این اندیشکده محاسبه می نماید. تحلیل گزارش های اندیشکده بروکینگز بیانگر این است که خطوط سیاستی اندیشکده بروکینگز در قبال ایران در سه حوزه امور بین الملل، دفاع و امنیت و خاورمیانه تأثیر به سزایی در شکل گیری سیاست خارجی دولت بایدن در خصوص ایران دارد. با تکیه بر داده های آماری حدود ۸۲ درصد از گزارش های این اندیشکده در خصوص ایران، متمرکز بر دو حوزه امور بین الملل و دفاع و امنیت است. درنهایت، با به کارگیری نظریه بازی ها و تحلیل راهبرد ارائه شده از سوی اندیشکده بروکینگز در خصوص مسئله تأمین امنیت دفاعی امریکا از طریق عراق، نشان داده می شود که ایالات متحده برای تأمین امنیت دفاعی خود در برابر گروه های مقاومت، به ابقای پایگاه های نظامی امریکا و افزایش امنیت این پایگاه ها در عراق نیازمند است و برای نیل به این هدف باید از نخست وزیر عراق حمایت نماید. ایران نیز برای تأمین امنیت دفاعی خود و کاهش خطر حمله امریکا به ایران، باید به حمایت از گروه های مقاومت بپردازد. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان