ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۷۸۱.

جمهوری اسلامی ایران و راهبرد حفظ و تقویت جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکایی در جنبش ها و انقلاب های اسلامی و عربی (مطالعه موردی: انقلاب مصر در سال 2011 میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۷۰
پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر تقویت جهت گیری های ضدآمریکایی در ایران، انگیزه های ضداستبدادی و ضداستعماری در منطقه و به ویژه در بین جنبش ها و انقلاب های عربی و اسلامی را بیش از پیش افزایش داد. درواقع علاوه بر آثار و پیامدهای انتشار و صدور شعارهای ضداستعماریِ انقلاب ایران بر سایر کشورها و جوامع پیرامونی، جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته در تلاش بوده تا ضمن تبیین تجربیات ملّت ایران در مواجهه با آمریکا و قدرت های غربی، جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکاییِ جنبش ها و انقلاب های اسلامی و عربی را حفظ و تقویت نماید. نمونه ای از این تلاش ها در جریان وقوع خیزش ها و انقلاب های پی درپی در کشورهای عربی و به ویژه در مواجهه با تحولات انقلاب مصر در سال 2011 میلادی روی داد. درواقع این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال است که جمهوری اسلامی چگونه در دوران پیش و پس از پیروزی انقلاب مصر، راهبرد حفظ و تقویت جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکایی را دنبال کرده است؟ بررسی های این پژوهش نشان می دهد که چگونه هم زمان با آغاز تحولات انقلابی در مصر، مقامات جمهوری اسلامی در بالاترین سطح و در سخنرانی های متعددی تلاش کردند تا انگیزه ها و جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکایی انقلاب را حفظ و تقویت نمایند. بر این اساس جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر اهمیت موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی خاص مصر در جهان اسلام، سوابق مبارزه با استبداد و استعمار در این کشور، روحیه آزادی خواهی مردم مصر و برجسته سازی نقش مصر در مبارزه علیه رژیم صهیونیستی تلاش کرد تا با ارائه تحلیل از ماهیت ضداستعماری انقلاب مصر، روشنگری نسبت به سیاست های تفرقه افکنانه ی دولت های غربی، هشدار نسبت به بازگشت به گذشته و ربوده شدن انقلاب توسط بیگانگان و جریان های نفوذی و غرب گرا، شناسایی گروه های مرجع و مؤثر در انقلاب (علما، نخبگان سیاسی و احزاب، جوانان، ارتش) و ارائه راهکار به آنان، دعوت به «نظام سازی» و «تمدن سازی اسلامی» در برابر تمدن غرب و خلق و بازتعریف مفاهیم (انگاره سازی)، جهت گیری های ضدآمریکایی و ضداستعماری را در انقلاب مصر تقویت نماید.
۷۸۲.

The Role of Cinema in the Modernization of Iran during the Pahlavi II Era: Cinema as a Tool for Modernization (1940-1978 AD/1320-1357 SH)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۴۲۴
The introduction of modernity into Iranian society has been the source of profound social, cultural, and political transformations. The question of the consequences of modernity on Iranian society remains an unfinished concern. In this context, cinema has played a significant role as one of the main carriers of modernity in transferring Western values to Iranian society. From the moment cinema entered Iran, it served nationalism, modernity, and Westernization. Undoubtedly, when cinema entered the country, Iranian society was not one in a vacuum but was filled with a glorious history and deep-rooted Islamic and Iranian traditions. During the reign of Mohammad Reza Shah, Iranian cinema, supported by the Pahlavi regime, became a tool for advancing the modernization of Iranian society. The detrimental consequences of authoritative modernization and the use of cinema as a modernization tool left profound negative impacts on the structure of Islamic-Iranian identity. In this regard, the present research aims to dissect the role of cinema as a tool for modernization during the Pahlavi II era (1940-1978 AD/1320-1357 SH) using documentary methods and interviews. The central question of this research is how cinema was employed by the Pahlavi government to advance modernism in Iran. In response, it can be said that the political elites of the Pahlavi regime consciously used the power of cinema as a tool to transfer Western culture, weaken Islamic-Iranian traditions, present a modern image of Iranian society, blur public-private boundaries, promote ideology, and gain political legitimacy while constructing a unified nation-state.
۷۸۳.

الگوی رفتاری ایران، روسیه و چین در گذار به نظم جهانی چند قطبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۲۰۴
پس از پایان جنگ سرد مرحله گذار از نظام دو قطبی به تک قطبی به وجود آمد. نظامی که در آن آمریکا به قدرت بلامنازع نظامی و اقتصادی در جهان تبدیل شد. در این میان، سه کشور ایران، روسیه و چین خواهان بازتوزیع قدرت در صفحه شطرنج نظام بین الملل بوده و حاضر به پیروی از اصول رهبری آمریکا در مناسبات منطقه ای و جهانی نیستند. این سه بازیگر استراتژیک اوراسیایی، تنها نظاره گر مانور و نمایش قدرت آمریکا در همه زمینه ها نخواهند بود و با صف آرایی آن ها در مقابل آمریکا و تقویت محور ضد نظام سلطه، هژمونی واشینگتن در سطح جهانی در معرض تهدید و فروریزی قرار گرفته است. این مسأله می تواند جهان را از حالت تک قطبی خارج و به سمت چندقطبی سوق دهد و در نتیجه به سقوط و فروپاشی جایگاه هژمونی آمریکا در جهان کمک نماید. لذا سؤال اصلی پژوهش این است که سه کشور ایران، روسیه و چین در گذار به نظم جهانی چندقطبی چه سیاست هایی را اتخاذ کرده اند؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که سه کشور ایران، روسیه و چین، قدرت های در حال ظهور جهان هستند که با به قدرت رسیدن آن ها در صحنه جهانی، معادله و نظم جدیدی در جهان شکل گرفته که تفکر آمریکایی را با چالش بزرگ مواجه نموده است. تضعیف نظم جهانی آمریکامحور، ضمن بر هم زدن جدول محاسبات بازیگر هژمون، زمینه گذار از نظم تک قطبی به نظم چندقطبی در عرصه بین الملل را فراهم خواهد نمود که این امر به باز توزیع قدرت در سبد نظم جهانی و در نهایت، تقویت اهرم های دیپلماتیک تهران، مسکو و پکن و ارتقای جایگاه منطقه ای و بین المللی آن ها منجر خواهد شد. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی انجام شده و شیوه گردآوری اطلاعات نیز مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی بوده است.
۷۸۴.

تحلیل ابعاد و قلمرو حق بر سلامتی در نظام بین المللی در اثر سلاح های بیولوژِیک با رویکردی به حقوق بشر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۷
در بین جنگ افزارهای نوین، سلاح ها و فناوری بیولوژیک، بیشتر از سایر جنگ افزارها چه در عرصه مخاصمات مسلحانه و چه در عرصه اقدامات تروریستی موردتوجه قرارگرفته است. سلاح های بیولوژیک، از راه های مختلف همچون انتشار در هوا، آب، مواد غذایی، انواع مواد کنسروشده، اسباب بازی، پاکت نامه، هدایای پستی، حشرات ناقل در جوامع هدف به کار می روند. استفاده از این سلاح ها بر اساس هدف دشمن، تعیین می شود و تأثیر مستقیمی بر سلامتی بشر دارد. در اساسنامه سازمان جهانی بهداشت برخورداری از حق بر سلامتی و حق برخورداری از زندگی سالم از حقوق مسلم شهروندی محسوب می شود، به نحوی که از شاخصه های اصلی جامعه ایده آل داشتن وضعیت سلامت مطلوب است. حق مزبور جایگاه استواری در اسناد حقوق بشری و عرف بین المللی داشته و می توان آن را در شمار اصول کلی مقبول نظام های حقوقی توسعه یافته دانست. این حق در شمار حقوق نسل دوم حقوق بشری برشمرده شده است. نوشتار حاضر که با روش توصیفی -تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، به بررسی این سؤال می پردازیم که جایگاه حق بر سلامتی در نظام بین المللی حقوق بشر چگونه است؟ و قلمرو حق بر سلامتی در نظام بین المللی حقوق بشر چیست؟ بر اساس یافته ها، گمانه پژوهش حاضر این است که حق بر سلامتی در بسیاری از اسناد مهم بین المللی از جمل اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و... موردتوجه قرارگرفته است. مبانی حق بر سلامت در نظام بین المللی حقوق بشر، ارزش های اخلاقی و حفظ حیثیت و کرامت انسانی می باشد.
۷۸۵.

تأثیر مجموعه امنیتی-هیدروپلیتیکی بر سازوکارهای تعاملات آبی در حوضه رود اردن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۷
حوضه آبریز اردن، به عنوان یکی از پیچیده ترین مجموعه های امنیتی-هیدروپلیتیکی جهان، بستر تلاقی منافع و چالش های متعدد است. افزایش تنش های ناشی از کمبود آب، رشد جمعیت و تغییرات اقلیمی، مدیریت مشترک این حوضه را با پیچیدگی های فزاینده روبه رو ساخته است. در این زمینه چالش های مدیریتی و تخصیص منابع آب، به ویژه در شرایط تنش های ژئوپلیتیکی منطقه، اهمیتی دوچندان یافته است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر پویایی های قدرت بر تعاملات آبی در حوضه رود اردن، از چارچوب مجموعه امنیتی- هیدروپلیتیکی بهره می گیرد. با استفاده از روش کیفی و بررسی نظام مند اسناد، معاهدات و مطالعات موجود، مطالعه بازه زمانی 1991-2022، نشان می دهد پویایی های قدرت از طریق چهار سازوکار اصلی (توزیع منابع آبی، ظرفیت مدیریت مشترک، سطح اعتماد بین المللی و سیاست های آبی) بر تعاملات حوضه تأثیرگذار بوده اند. این سازوکار ها در تعامل با یکدیگر، دو الگوی متمایز را شکل داده اند: در حوضه رود اردن علیا، پویایی های قدرت و تنش های سیاسی در تعامل با یکدیگر، به امنیتی سازی مسائل آبی و تشدید منازعات منجر شده اند؛ درحالی که در حوضه رود اردن سفلی، وابستگی متقابل و میانجی گری بین المللی زمینه ساز همکاری های آبی، هرچند به صورت محدود، شده است. این یافته ها اهمیت درک ارتباط متقابل عوامل سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی در مدیریت منابع آب مشترک را برجسته می کند. همچنین نتایج پژوهش اهمیت توجه همزمان به ابعاد فنی و سیاسی در موفقیت مدیریت منابع آبی مشترک را نشان می دهد.
۷۸۶.

قدرت هنجاری اتحادیه اروپا و جهت گیری هویتی در مشارکت شرقی: مطالعه روسیه سفید و مولداوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۰
اتحادیه اروپا از آغاز دهه 2000 تلاش کرده است نقش خود را به عنوان قدرت هنجاری تثبیت کند؛ یعنی قدرتی که با ترویج ارزش هایی مانند دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و اقتصاد بازار آزاد بر دیگر بازیگران بین المللی تأثیر می گذارد. در همین زمینه، ابتکار مشارکت شرقی که از سال 2009 به عنوان بخشی از سیاست همسایگی اروپا بنیان گذاشته شد؛ به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ هنجاری اتحادیه در شش کشور اروپای شرقی و قفقاز جنوبی طراحی شد. هدف اصلی این ابتکار، نزدیک کردن این کشورها به استانداردهای اروپا بدون وعده عضویت رسمی بود. تمرکز اصلی نوشتار حاضر بر روسیه سفید و مولداوی است. دو کشوری که با وجود اشتراک هایی مانند میراث شوروی و قرارگرفتن در حوزه نفوذ روسیه، مسیرهای متفاوتی را در تعامل با اتحادیه اروپا پیموده اند. با این توضیح ها می توان این پرسش را مطرح کرد که قدرت هنجاری اتحادیه اروپا چگونه بر بُعد هویتی سیاست خارجی در ابتکار مشارکت شرقی، با تأکید بر روسیه سفید و مولداوی تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ می توان گفت تأکید اتحادیه اروپا بر هنجارهای دموکراسی، احترام به حقوق بشر و حاکمیت قانون، سبب برجسته شدن هویت اروپایی و تعمیق شکاف هویتی و فرهنگی اروپایی روسی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نسبت این کشورها شده است. یافته ها نشان می دهند، درحالی که مولداوی پذیرای هویت اروپائی بوده است؛ روسیه سفید در مسیر واگرایی و مقاومت باقی مانده است. تفاوت در مسیرهای هویتی، در تأثیر ساختارهای سیاسی داخلی، روابط با روسیه و برداشت نخبگان از نظم بین المللی شکل گرفته است.
۷۸۷.

واکاوی نقش بازار در تحولات سیاسی دهه ی چهارم جمهوری اسلامی (1390-1400)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقاله حاضر به بررسی نقش بازار در سیاست و تحولات سیاسی با تمرکز بر دهه ی چهارم انقلاب اسلامی ایران پرداخته است. این دوره زمانی، به دلیل تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، شرایط خاصی را در نحوه تعامل میان بازار و سیاست به وجود آورد. بازار به عنوان یک بازیگر تعیین کننده در فرآیند تصمیم سازی، تصمیم گیری و اقدامات سیاسی و اجتماعی دیده می شود و تأثیرات متقابل بازار و حکومت در متن حوادث قرار دارد. تأثیر سیاست های اقتصادی دولت بر بازار و به تبع آن، تأثیرات بازار بر سیاست های دولتی و روند تحولات سیاسی کشور از حساسیت خاصی برخوردار گردید. علاوه بر این، نقش نهادهای مدنی و اجتماعی در شکل گیری سیاست های اقتصادی و مدیریت بازار قابل توجه است و تأثیرگذاری شبکه های اجتماعی و فعالیت های اقتصادی غیررسمی بازاریان در تحولات سیاسی نیز برجسته بوده است. سؤال اصلی این است که بازار تهران در تحولات سیاسی دهه چهارم جمهوری اسلامی چه نقشی داشته است؟ برای پاسخ به این سؤال از روش توصیفی تحلیلی استفاده شد، نظریه نهادگرایی و نظریات معطوف به بازار و سیاست در تحلیل و بررسی مورد توجه بوده است. از ابزار مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد بهره گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که در دهه چهارم، نقش بازار در سیاست به صورت ترکیبی از حامی - چالش گر مشهود است.
۷۸۸.

بازخوانی تاریخی- گفتمانی تصویر صلاح الدین ایوبی و نقش او در هویت سازی ملی در نشریات کردی (۱۸۹۸–۱۹۴۸)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
این پژوهش به بررسی نقش مهم مطبوعات کردی در دوره ۱۸۹۸ تا ۱۹۴۸ در بازتاب و ترویج شخصیت تاریخی سلطان صلاح الدین ایوبی به عنوان نماد ملی کردها پرداخته است. مطالعه حاضر، از طریق تحلیل نظام مند روزنامه ها و نشریات کردی این دوره، نشان داده که رسانه های کردی چگونه با انتشار مقالات، تصاویر و اشکال مختلف محتوایی، اهمیت تاریخی صلاح الدین را برجسته و با این رویکرد، هویت ملی و ناسیونالیسم کردی را تقویت کرده اند. یافته ها نشان می دهد که در سراسر این نیم قرن، مطبوعات کردی عمدتاً از تصویر صلاح الدین به عنوان نماد وحدت بخش و ملی بهره گرفته اند. این امر از طریق شیوه های متنوع روزنامه نگاری نظیر نمایش های بصری، سرمقاله ها، روایت های تاریخی و مقالات نظری تحقق یافته است. همچنین این مطالعه تأکید می کند که رسانه های کردی در این دوره بیش از آنکه صرفاً ناظر حرفه ای اخبار باشند، نقش دستگاهی ایدئولوژیک در فرایند ملت سازی ایفا کرده اند. نتیجه آنکه تصویرسازی مستمر و نظام مند صلاح الدین در مطبوعات کردی، سهم بسزایی در شکل گیری اسطوره شناسی ملی کردی و تقویت گفتمان ناسیونالیستی در دوره ای حساس از پیدایش هویت ملی ایفا کرده است. این تحلیل تاریخی رسانه ای، چشم اندازی ارزشمند درباره تعامل میان روزنامه نگاری، نمادگرایی تاریخی و توسعه جنبش های ناسیونالیستی در بستر جامعه کردی از اوایل تا اواسط قرن بیستم فراهم می کند.
۷۸۹.

واکاوی رابطه جغرافیا و تروریسم با استفاده از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
ترور و تروریسم پدیده ای به قدمت تاریخ بشر است. پراکندگی و شدت عملیات تروریستی در نقاط مشخصی از جهان این فرضیه را پیش می کشد که عوامل و مولفه های جغرافیایی می توانند بستر ساز تفکرات یا عملیات تروریستی باشند. این پژوهش با در نظر داشتن این پیشفرض تلاش دارد تا بسترهای جغرافیایی تروریسم را واکاوی و تحلیل کند. باعنایت به عدم وجود نظریه مشخص در این خصوص، این پژوهش در بستر تحقیقات کیفی و با استفاده از روش «گرندد تئوری» شکل گرفته است. به این منظور هفت بخش اصلی جغرافیا شامل جغرافیای اقتصادی، جغرافیای اجتماعی، جغرافیای طبیعی، جغرافیای فرهنگی، جغرافیای امنیتی، جغرافیای سیاسی و سرانجام ژئوپلیتیک شناسایی شدند. در گام بعدی شاخص های هر بخش که به نوعی موثر در تکوین و توسعه تروریسم نقش دارند استخراج و نهایتاً با استفاده از نرم افزار تحلیل محتوای کیفی «اطلس تی»، الگوی نظری ارتباط جغرافیا و تروریسم به عنوان مهمترین یافته این پژوهش ترسیم گردید. توجه جدی و عمیق به رابطه میان جغرافیا و تروریسم بویژه در حوزه جغرافیای سیاسی، شناخت شاخص های تاثیرگذار در هر بخش و روشن شدن نسبی نحوه تاثیرگذاری هر بعد از جغرافیا در تکوین پدیده تروریسم از دیگر نتایج این پژوهش می باشد. پیش بینی و به تبع آن کنترل و مدیریت محدود تروریسم از مسیر توجه به شاخص های جغرافیایی-سیاسی نیز از نتایج کاربردی استفاده از الگوی مذکور می تواند باشد.
۷۹۰.

گفتمان صلح لیبرال و نهادینه سازی خشونت در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۸
بررسی نقش گفتمان صلح لیبرال در شکل گیری، ساخت یابی، تعمیق و تداوم خشونت در خاورمیانه، هدف پژوهش حاضر است. گفتمان صلح لیبرال به عنوان داعیه دار ایجاد صلح پایدار و جهانی، به دلیل جهانشمولی و در نظر نگرفتن زمینه های متفاوت تاریخی-اجتماعی مورد نقد قرار گرفته است و در منطقه خاورمیانه، ارتباطی تاریخی با اروپامحوری و استعمار دارد. جغرافیای سیاسی خاورمیانه که با رویکرد شرق شناسانه، استعماری، نژادپرستانه و تحمیل خشونت به عنوان خصیصه فرهنگی منطقه، توسط غرب تعریف شده، گفتمان صلح لیبرال را به شکل دموکراسی سازی، برنامه های توسعه در دوران پس از جنگ جهانی دوم، گفتمان نئولیبرال صلح در طرح خاورمیانه جدید و ادغام اقتصادی در دوران جهانی شدن تجربه کرده است و از طریق مداخله گرایی، نماینده محوری، دموکراسی هدایت شده و به تعویق انداختن حل ساختاری منازعات به منفعت زایی از خشونت برای غرب منجر شده است. سؤال اصلی پژوهش این است: گفتمان صلح لیبرال چه تأثیری بر شکل گیری و تداوم خشونت در خاورمیانه داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این مبناست که گفتمان صلح لیبرال خشونت را در خاورمیانه عادی سازی، نهادینه و بازتولید می سازد. چارچوب نظری پژوهش جامعه شناسی تاریخی بین الملل و روش شناسی آن مطابق این چارچوب، روش موردی-روایی است، جمع آوری داده ها نیز به روش کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که گفتمان صلح لیبرال به عنوان گفتمانی بیرونی و شکست خورده در ایجاد صلح پایدار با آرام سازی لیبرال موجب نهادینه سازی خشونت و تداوم آن شده و جایگزین های آن چون صلح پسالیبرال، محلی و روزمره …نیز صنعتی سازی صلح و انسانی زدایی از منطقه را در پی داشته است.
۷۹۱.

تبیین و تحلیل رویکردهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی: توازن میان امنیت و دیپلماسی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۹
در پی حملات نظامی رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته ای و زیرساخت های نظامی ایران و ترور شخصیت های برجسته در خرداد ۱۴۰۴، منطقه خلیج فارس شاهد تنش های ژئوپلیتیکی شد. این بحران با پیامدهای گسترده امنیتی، سیاسی و اقتصادی، واکنش شورای همکاری خلیج فارس را به دنبال داشت. این پژوهش با هدف بررسی واکنش شورای همکاری خلیج فارس به درگیری ایران و رژیم صهیونیستی و ارزیابی هماهنگی، اثربخشی و راهبردی بودن آن انجام شد. فرضیه اصلی پژوهش بر این است که شورای همکاری خلیج فارسرویکردی محتاطانه و غیرمداخله گرانه را با تأکید بر توازن میان ملاحظات امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک اتخاذ کرده است. روش تحقیق کیفی بوده و تحلیل محتوای بیانیه های رسمی، اسناد دیپلماتیک و داده های منطقه ای را دربرمی گیرد. چارچوب نظری بر نظریه امنیت مجتمع های منطقه ای و نهادگرایی نئولیبرال استوار است. یافته ها نشان می دهد که شورای همکاری خلیج فارس در سطح بیانیه های سیاسی بر آتش بس و دیپلماسی تأکید کرده، اما در عمل به دلیل واگرایی منافع اعضا، فاقد سیاست گذاری یکپارچه بوده است. واکنش ها در سه سطح شامل بیانیه رسمی محکومیت، مواضع بی طرفانه برخی اعضا، و میانجی گری قطر و عمان بود. اقداماتی مانند بستن حریم هوایی و میانجی گری قطر و عمان از مهم ترین واکنش های عملی شورا به شمار می رود. نتایج تحقیق ضرورت بازنگری در ظرفیت های نهادی شورای همکاری خلیج فارسبرای مدیریت بحران های آینده را برجسته می سازد. این پژوهش پیشنهاد می دهد که تقویت هماهنگی میان اعضا و توسعه سازوکارهای مشترک می تواند اثربخشی شورا را در مواجهه با بحران های منطقه ای افزایش دهد.
۷۹۲.

راهکارهای تحصیل امنیت سیاسی در روابط بین الملل از منظر قرآن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۳
زمینه و هدف: دولت در فضای آنارشی، مسئول و مراقبت از امنیت است.در این دیدگاه، دولتها موضوع اصلی امنیت هستند؛ دیگر اینكه دولت ملی چارچوب و مرجع تأمین امنیت است. درجهان مدرن دو نگاه فراگیر لیبرالیستی و رئالیستی به عنوان دو گفتمان غالب در روابط بین الملل در مورد امنیت وجود داشت. که هردو نظریه دونگاه افراط گرایانه وتفریط گرایانه به امنیت بین الملل داشتند که همین دیدگاهها باعث جنگ های متعدد درجهان شد؛ درحالی که نگاه قران متفاوت ازاین دو نظریه است. به تاسی ازمطالب بالا مقوله امنیت و به ویژه امنیت سیاسی، در همه جوامع امروزی به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی حقوق بنیادین افراد مورد توجه قرار می گیرد براین اساس این پژوهش با نگاهی انتقادی به دو مکتب مسلط روابط بین الملل (رئالیسم و لیبرالیسم) درمورد امنیت سیاسی راهکارهای تحصیل امنیت سیاسی را ازمنظر قرآن مطرح می کند. روش تحقیق: این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از روش گرداوری کتابخانه ای بخصوص قرآن انجام می شود. یافته ها: دومکتب رئالیسم و لیبرالیسم امنیت را بارویکرد جنگ طلب و صلح طلب تفسیر نمودند ولی باتوجه به آنارشیست بودن امنیت دولتها درشرایط امروز جهانی ، راهکارهای قرآنی برای تحصیل امنیت سیاسی بین الملل ارئه، درسه حوزه ی اعتقادی،اخلاقی وحقوقی بیان شده؛ همچنین دیدگاه قرآن نسبت به ساختارنظام بین الملل نگاهی تعدیل گرایانه وتقلیل گرایانه ازطریق ایجاد عهدنامه ها، تقویت گفتگوی بین المللی، همزیستی ودعوت به اسلام می باشد
۷۹۳.

چالش ها و نقش های جدید سیاست خارجی بریتانیا در دوران پسابرگزیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۲
این مقاله با بهره گیری از نظریه نقش، به بررسی سیاست خارجی بریتانیا پس از برگزیت و تلاش این کشور برای تعریف جایگاه جدید خود در نظام بین الملل می پردازد. برگزیت به عنوان یک تحول اساسی، چالش های متعددی را در سیاست داخلی و خارجی بریتانیا ایجاد کرده و فشار زیادی بر ظرفیت های دیپلماتیک، اداری و راهبردی آن وارد ساخته است. پرسش اصلی پژوهش آن است که سیاست خارجی بریتانیا در دوره پسابرگزیت با چه چالش ها و نقش های جدیدی مواجه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بریتانیا همچنان در مسیر تدوین راهبردی منسجم در سیاست خارجی قرار دارد. مهم ترین چالش های پیش روی این کشور شامل کاهش نفوذ در نهادهای سیاستگذاری اتحادیه اروپا، محدودیت در اعمال تحریم ها، حذف از فرایندهای تصمیم گیری کلان در اتحادیه اروپا، تغییر در برداشت جهانی از موقعیت بریتانیا و کاهش مشروعیت بین المللی آن است. در این چارچوب، بریتانیا برای جلوگیری از انزوا و حفظ جایگاه خود در نظام بین الملل، همزمان شش نقش کلیدی را دنبال می کند: «تلاش برای دوری از انزواطلبی، دولت تجاری جهانی متحد راهبردی ایالات متحده، بازسازی جایگاه به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی، شریک منطقه ای اتحادیه اروپا، و رهبر کشورهای مشترک المنافع». این پژوهش با هدف تحلیل چالش ها و نقش های نوین سیاست خارجی بریتانیا در دوران پسابرگزیت، با رویکردی کیفی و بهره گیری از روش تحلیل نظری انجام گرفته است. داده های پژوهش از طریق منابع مکتوب، اسناد رسمی و گزارش های معتبر گردآوری شده است.
۷۹۴.

ارزیابی نقش اتاق های فکر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و میزان تأثیرگذاری آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
در دنیای پیچیده امروز، سیاست خارجی کشورها به شدت تحت تأثیرتحلیل ها، مشاوره ها و پیشنهادهای ارائه شده از سوی نهادهای مختلف قرار دارد. در این میان، اتاق های فکر به عنوان نهادهایی که با هدف پژوهش و تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی شکل گرفته اند، در بسیاری از کشورها، از جمله جمهوری اسلامی ایران، نقش مهمی در بررسی موضوعات مرتبط با سیاست خارجی ایفا می کنند.با توجه به این موضوع، پرسش اصلی پژوهش به این صورت مطرح می شود: اتاق های فکر در جمهوری اسلامی ایران چه نقشی در شکل گیری سیاست خارجی ایفا می کنند؟ هدف این پژوهش، ارزیابی نقش و میزان تأثیرگذاری اتاق های فکر بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.با در نظر گرفتن تحولات سریع و پیچیدگی های نظام بین المللی، این پژوهش تلاش دارد چالش ها و فرصت های پیش روی اتاق های فکر و توانایی آن ها در تأثیرگذاری بر تصمیم گیری های سیاست خارجی کشور را تحلیل کند. در این راستا، فرضیه ای مورد بررسی قرار می گیرد که بر اساس آن، چالش های ساختاری، مالی و سیاسی می توانند تأثیرگذاری اتاق های فکر را محدود کنند.روش این پژوهش کیفی بوده و ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل مطالعه کتابخانه ای و اسنادی، مصاحبه های ساختاریافته و نیمه ساختاریافته با نخبگان دانشگاهی، اندیشکده ها و سیاستمداران است.یافته های پژوهش نشان می دهد که اتاق های فکر در جمهوری اسلامی ایران، باوجود  کارکرد مشاوره ای و تحلیلی خود، تاکنون نتوانسته اند تأثیر چشمگیری بر فرایند تصمیم سازی های سیاست خارجی داشته باشند. عواملی نظیر نبود استقلال مالی، قوانین محدودکننده، تعامل ناکافی با نهادهای دولتی و ضعف علمی فزاینده از جمله مهم ترین موانع کاهش اثربخشی آن ها محسوب می شوند.
۷۹۵.

سیاست خارجی و امنیتی ایران در دولت های احمدی نژاد و روحانی؛ نیروها و مراجع تهدیدساز و کنشگری ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۵
تنظیم سیاست امنیتی در مواجهه با کانون ها و مراجع تهدید ساز خارجی یکی از چالش های سیاست خارجی کشورها به شمار می آید. سیاست خارجی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در دولت های مختلف، کنشگری های متفاوتی را تجربه کرده است و این کنشگری ها تابع ضرورت های ساختاری داخلی، رفتار بازیگران در محیط منطقه ای، وضعیت نظام بین الملل و موقعیت ایران بوده است. برای تبیین مطلوب مسئله لازم است به این پرسش ها پاسخ داده شود که مهم ترین کانون ها و مراجع تهدید ساز امنیتی ایران در حوزه سیاست خارجی در طی سال های 1384 تا 1400 دربرگیرنده چه مسائلی بوده است؟ و در این میان کنشگری ایران به کانون های تهدید ساز امنیتی از سوی هر یک از این دولت ها چگونه تنظیم شده است؟ برای پاسخ گویی به این پرسش ها از روش توصیفی- تحلیلی با مراجعه به اسناد کتابخانه ای (کتب، مقالات، گزارش ها و یادداشت های داخلی و خارجی) پیرامون سیاست امنیتی جمهوری اسلامی ایران بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد باوجوداینکه بعضی از کانون ها و مراجع تهدیدساز امنیتی سیاست خارجی در دولت های احمدی نژاد و روحانی دارای اشتراکاتی است اما کنشگری های این دو دولت در مواجهه با کانون های تهدیدساز، رویکردهای متفاوتی را تجربه کرده است. علیرغم تجربه دو کنشگری متفاوت در دولت های موردبررسی در حوزه سیاست خارجی امنیتی، وجود و اعمال محدودیت های ساختاری و عملی نظام بین المللی علیه ایران همواره یکی از کانون ها و مراجع بحران ساز امنیتی ایران بوده است و در عمل اتخاذ کنشگری های متفاوت نتوانسته است آن را حل وفصل نماید.
۷۹۶.

تاثیرات ناامنی هستی شناختی در سیاست خارجی رژیم اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
از ابتدای شکل گیری رژیم اسرائیل، تلاش در جهت حفظ و افزایش امنیت، همواره از مهم ترین دغدغه های حاکمان این رژیم بوده، به گونه ای که با استفاده از روابط دیپلماتیک، عملیات روانی و اقدامات نهان و آشکار نظامی، به دنبال توسعه قدرت و امنیت خود گام برداشته است. در این میان امنیت هستی شناختی به منزله امنیت وجودی، تابعی از الزامات ایدئولوژیکی و ژئوپلیتیکی آن رژیم به شمار می آید. این مقاله با بهره گیری از مکتب سازه انگاری و با رویکردی توصیفی – تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که ناامنی هستی شناختی چه تاثیراتی در سیاست خارجی رژیم اسرائیل داشته است؟ براساس فرضیه مقاله، سیاست خارجی رژیم اسرائیل که براساس سیاست تهاجمی و یا همکاری و همگرایی شکل گرفته، با گسترش تعامل و تقابل در عرصه سیاست خارجی، کشورها را دوست، دشمن و گاه بی طرف تعریف کرده و رفتار آن ها را به عنوان تهدید یا فرصت قلمداد می کند که براساس آن به برقراری یا قطع روابط و نیز ستیز بر می خیزد. یافته های مقاله نشان می دهد وضعیت جدید، حاکمان اسرائیل را بر آن داشته تا با تغییر در تاکتیک های خود، شیوه های متفاوتی را برای دستیابی به راهبردهای امنیتی خود برگزینند و به دنبال آن، با اتخاذ سیاست های تهاجمی و جنگ افروزانه و یا در نقطه مقابل، با همکاری و همگرایی نظامی و تسلیحاتی، بر چالش ها و بحران های موجود فائق آیند.
۷۹۷.

تحلیل نقش منابع جغرافیایی قدرت در بحران های ژئوپلیتیکی جهان اسلام (نمونه موردی: بحران قره باغ و کشمیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیل تطبیقی تأثیر مؤلفه های جغرافیای قدرت، از جمله منابع طبیعی، موقعیت استراتژیک و ترکیب قومی مذهبی، در دو بحران ژئوپلیتیکی قره باغ و کشمیر ایجاد شده است. پرسش اصلی تحقیق حاضر این است که چگونه منابع جغرافیای قدرت، شامل مؤلفه هایی نظیر منابع طبیعی، موقعیت استراتژیک، ترکیب قومی مذهبی و ابعاد انسانی در روابط بازیگران قدرت تأثیر گذاشته و موجب تعمیق بحران های ژئوپلیتیکی قره باغ و کشمیر شده اند؟ روش شناسی این پژوهش مبتنی بر تحلیل تطبیقی است که در آن به بررسی نقش و تأثیرات این مؤلفه ها در تشدید بحران ها پرداخته می شود. فرضیه پژوهش بر این اساس استوار است که رقابت های منطقه ای و بین المللی در کنار شکاف های قومی و مذهبی، به ویژه در دو بحران قره باغ و کشمیر باعث پیچیدگی و طولانی شدن درگیری ها و مانع از رسیدن به راه حل های پایدار شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که قره باغ و کشمیر، هر دو به عنوان مناطق استراتژیک در جهان اسلام با منابع طبیعی ارزشمند، درگیر منازعات طولانی مدتی هستند که تحت تأثیر رقابت های قدرت های بزرگ و منطقه ای قرار گرفته اند. در قره باغ، ترکیب قومی و مذهبی میان ارامنه و آذری ها، نقش روسیه و ترکیه، و منابع آبی و معدنی به طور مستقیم بر تشدید جنگ و منازعه تأثیر گذاشته است. در کشمیر، تضادهای مذهبی میان مسلمانان و هندوها، نقش چین و پاکستان، و اهمیت منابع آبی، به ویژه برای کشاورزی و تأمین آب شرب، از عوامل اصلی تشدید بحران میان هند و پاکستان است. ابعاد انسانی این بحران ها، از جمله آوارگی های گسترده، تخریب زیرساخت ها و ناآرامی های اجتماعی به تعمیق خصومت های قومی و مذهبی دامن زده و مانع از دستیابی به صلح پایدار شده است.
۷۹۸.

سرشت و سرانجام پدیده دؤنوک در قره باغ عصر صفوی (۹۹۶–۱۰۱۴ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۷
به دنبال سقوط برخی ولایت های شمال غرب در طول جنگ های ایران و عثمانی (۹۸۶–۹۹۹ق)، مسئله تابعیت و امکان تداوم سکونت برای ساکنان این مناطق به چالشی مهم تبدیل شد. در این میان، شماری از ایل های قره باغ برای حفظ جان و اموال خود به تابعیت عثمانی ها درآمدند؛ اقدامی که در تاریخ نگاری دوران صفوی با عنوان «دؤنوک» از آن یاد شده است. این مفهوم، به ویژه پس از بازپس گیری منطقه به وسیله صفویان در سال ۱۰۱۴ق، جایگاه ویژه ای یافت و با روایت هایی از مجازات های سخت مانند قتل عام، کوچ اجباری و مصادره اموال همراه شد. برخی منابع رسمی که از بستر جغرافیایی یا زمانی رویداد فاصله داشتند، تصویری ساده انگارانه، قاطع و بیشتر گنگ از سرنوشت دؤنوک ها ارائه داده و آنان را خائنانی قطعی دانسته اند. در برابر، بررسی منابع محلی و نزدیک به بافت اجتماعی منطقه نشان می دهد که پدیده دؤنوک نه رفتاری یک دست و خیانت آمیز، بلکه کنشی پیچیده و چندلایه بوده است. برخی دؤنوک ها از سر نارضایتی، ملاحظه های سیاسی یا فقط برای بقا، چنین تصمیمی گرفتند. یافته های این نوشتار نشان می دهد که برخورد صفویان نیز با این گروه ها یک دست نبوده و از شدت تا مدارا متفاوت بوده است. بنابراین دؤنوک را باید پدیده ای تاریخی با ابعاد متنوع و انگیزه های متکثر دانست، نه فقط نشانه ای از خیانت. «دؤنوک» پدیده ای چندوجهی است که در بستر پیچیده ای از ناامنی، بحران رهبری و فشارهای زیست محیطی و اجتماعی شکل گرفت و واکنش ایل ها به آن، نه لزوماً خیانت، بلکه تلاشی برای بقا و بازتعریف موقعیت خویش در میان دو قدرت بزرگ زمانه بود.
۷۹۹.

روابط قفقاز جنوبی و غرب آسیا (2020تا2025): جمهوری آذربایجان و امارات متحد عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۳
روابط جمهوری آذربایجان و امارات متحد عربی که پیش تر بر پایه نزدیکی و دوستی استوار بود، پس از سال ۲۰۲۰ جهش چشمگیری یافته و به سطح همکاری های راهبردی ارتقا پیدا کرده است. این همکاری ها اکنون ابعاد متنوع سیاسی، اقتصادی و امنیتی را در بر می گیرد و برای هر دو کشور اهمیت راهبردی دارد. در این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چه تحولات و مراحلی زمینه ساز این جهش بوده و چگونه فرصت های جدیدی برای تعمیق روابط دو کشور ایجاد کرده اند؟ با بهره گیری از روش کیفی و رویکرد توصیفی تحلیلی و بر پایه مدل مفهومی ابتکاری، مرکب از سه دسته تحولات بستر ساز، مانع زدا و فرصت آفرین، روند نزدیکی جمهوری آذربایجان و امارات متحد عربی را در دوره پس از سال ۲۰۲۰ تحلیل می کنیم. یافته ها نشان می دهند تحولات منطقه ای در غرب آسیا و قفقاز جنوبی، ابتدا با ایجاد بسترهای جدید همکاری، سپس با رفع موانع سیاسی و ژئوپلیتیکی و سرانجام با گشودن فرصت های نو در حوزه هایی مانند انرژی، تجارت و ترتیبات امنیتی، مسیر ارتقای روابط دو کشور را به سطح مشارکت راهبردی هموار کرده اند. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت ادامه این روند، چشم اندازی روشن برای تعمیق بیشتر همکاری های دوجانبه در سال های آینده ترسیم می کند.
۸۰۰.

گذار از بحران به همزیستی عملکردی: واکاوی روابط ترکیه و ارمنستان پس از جنگ دوم قره باغ (2021- 2025)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۲
روابط ترکیه و ارمنستان همواره تحت تأثیر منازعات تاریخی، بحران های هویتی و ملاحظات ژئوپلیتیکی، دستخوش تنش های مداوم بوده است. هدف این پژوهش، تحلیل روند عادی سازی روابط میان دو کشور در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ با استفاده از چارچوب نظری «همزیستی عملکردی» است. سؤال اصلی تحقیق آن است که چه عواملی روند عادی سازی روابط را تسهیل یا محدود کرده اند و این فرآیند تا چه اندازه با الگوی همکاری عملکردی قابل تبیین است. پژوهش حاضر با روش کیفی، رویکرد اسنادی-تحلیلی و بر پایه مطالعه تفسیری انجام شده است. داده ها از طریق تحلیل محتوای منابع رسمی، بیانیه های دیپلماتیک، گزارش های مراکز پژوهشی و مقالات علمی معتبر گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که هرچند گام هایی همچون تعیین نمایندگان ویژه، از سرگیری پروازها، و گشایش گذرگاه مرزی مارگارا صورت گرفته، اما موانعی نظیر فشار مهاجرین ارمنی، گره های تاریخی مانند موضوع نسل کشی و همچنین نقش محدودکننده آذربایجان مانع از تحقق کامل عادی سازی روابط شده اند. در عین حال، کاهش نفوذ سنتی روسیه در قفقاز جنوبی و ورود فعال بازیگرانی چون ایالات متحده و اتحادیه اروپا، بستر مساعدی برای پیگیری دیپلماسی مرحله ای فراهم آورده است. در مجموع، روابط دو کشور از خصومت تاریخی به سمت همزیستی عملکردی گرایش یافته اند، هرچند تحقق تعامل ساختاری مستلزم نهادینه سازی همکاری های میانی و بازتعریف منافع ژئوپلیتیکی خواهد بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان