هدف از انجام این پژوهش، دستیابی به الگویی برای تحقق فرهنگ تمدن ساز اسلامی در نظام تربیتی است. ماهیت زمینه ای فرهنگ تمدن ساز اسلامی در نظام تربیتی، ایجاب می کند که برای تحقق و توسعه ی آن، ابتدا فرایندها و سازوکارهای خاص آن، شناخته شوند. بنابراین این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سوال بوده است که: «فرهنگ فرهنگ تمدن ساز اسلامی برای نظام تربیتی چگونه محقق می شود؟». برای این منظور از روش تحقیق کیفی، به شیوه نظریه برخاسته از داده ها استفاده شده است. مصاحبه های عمقی با متخصصین تمدنسازی اسلامی و فرهنگ و ارتباطات که در زمینه ی فرایند مورد مطالعه، صاحب اثر و تجربه بودند، صورت گرفت که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استراس و کوربین استفاده شد. تحلیل مصاحبه ها و همچنین اسناد و مطالعات مرتبط، منجر به شکل گیری نظریه شد. الگوی به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد، عوامل علی که منجر به تحقق فرهنگ فرهنگ تمدن ساز اسلامی برای نظام تربیتی می شود، سنجش آغازین، حاکمیت ارزش و برنامه درسی است و جامعه، جو سازمانی و اهداف سازمانی، ابزار در دسترس دانشجو به عنوان عامل های محیطی بر مطلوبیت ایجاد فرهنگ تمدنساز اسلامی موثر است که چنانچه امور فوق مسیر تحقق را امکان پذیر نماید، راهبردهای تقویت بنیه دینی، همراهی با تغییرات، سواد رسانه ای، توانمندسازی خانواده، توانمندسازی مدیران و کادر اداری، آموزش مبتنی بر بافت، انگیزش، توانمندسازی معلمان و مشارکت ذینفعان را پیش می گیرد که در نتیجه ی آنها، فرهنگ تمدن ساز اسلامی شکل می گیرد.
با توجه به مزیت های فرهنگی- تمدنی ایران، استفاده از دیپلماسی فرهنگی می تواند نقش مهمی در بهبود قدرت نرم و تأمین منافع ملی این کشور داشته باشد. در عمل، تاکنون نتایج حاصل از دیپلماسی فرهنگی در مقایسه با پتانسیل های عظیم کشور رضایت بخش نبوده است. با وجود بعضی دستاوردهای مهم، این دیپلماسی نتوانسته در تقویت وضع «پذیرش بین المللی» ایران نقش قدرتمندی بازی کند. بر این مبنا، سؤال مقاله این است که چرا دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نتوانسته در بهبود جایگاه بین المللی ایران تأثیر چشمگیری داشته باشد. در پاسخ به این پرسش، مقاله به مشکلات و چالش های دیپلماسی فرهنگی ایران می پردازد. فقدان استراتژی منسجم، غفلت از بخش خصوصی، ضعف کارگزاران دولتی، غلبه نگاه ایدئولوژیک و تعدد نهادهای سیاستگذاری مهمترین عوامل دخیل در تضعیف دیپلماسی فرهنگی کشور هستند. این مقاله پس از بررسی و تحلیل مسائل، به پیشنهادهایی برای کارآمدسازی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران خواهد رسید.
در اندیشه قانون خواهی ایرانیانِ عصر قاجار، یکی از مفاهیمی که در کنار قانون به آن توجه شده بود «عدالت» است. قانون در معنای جدید آن نسبت وثیقی با عدالت داشت و این موضوعی نبود که از دید تجددگرایان ایرانی آن دوره پنهان بماند. این پژوهش با بهره گیری از روش هرمنوتیک قصدگرای اسکینر به دنبال پاسخ به این پرسش است که در اندیشه تجددگرایان ایرانی عصر قاجار چه نسبت ها و برداشت هایی میان قانون و عدالت وجود دارد؟ بر این مبنا «زمینه» فکری آن ها «تجدد»، «انگیزه» ایشان «قانون» و «نیت» شان «عدالت» بود. در این میان در دو مورد نخست همسانی میانِ آن ها زیاد بود اما در «نیت» عدالت دیدگاه هایِ مختلفی وجود داشت. ملکم و طالبوف به «قانون به مثابه عدالت» توجه داشته و نیز دیدگاهِ «نهادی» به عدالت داشتند. مستشارالدوله از یک سو به «برابری و قانون» و از سوی دیگر به «هماوردی شرع و قانون» و عدالت توجه داشت و آخوندزاده را می توان متنقد اصلی هرگونه نسبت میان «هماوردی قانون و شرع» و عدالت دانست، چرا که دیدگاه او نسبت به عدالت و قانون تنها بر مبنای نگاه مدرن و لیبرالیستی آن بود.
در طول چند دهه اخیر تحولاتی از قبیل ظهور بازدارندگی هسته ای و افزایش بار مالی درگیری های نظامی، باعث گردیده تا مطلوبیت استفاده از ابزار نظامی به طرز چشمگیری کاهش پیدا کند. بر همین اساس، راهبرد کلان ایالات متحده آمریکا، به خصوص در طول دو دهه اخیر، مبتنی بر کاهش درگیری های نظامی و افزایش تمایل به استفاده از ابزارهای جایگزین بوده است. از جمله مهم ترین ابزارهایی که کاربست آن روندی صعودی داشته، تحریم های اقتصادی بوده که به پشتوانه جهان روایی دلار اثرگذاری قابل توجهی بر کشور تحریم شده داشته است؛ بنابراین مسئله اساسی که مقاله حاضر در پی پرداختن به آن است، چرایی رشد کاربست تحریم ها در راهبرد کلان اقتصادی و سیاسی ایالات متحده آمریکا است. در پاسخ به این مسئله، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، این فرضیه مطرح شده که به موازات افزایش مقبولیت دلار آمریکا در اقتصاد بین الملل، ایالات متحده در طول 5 دهه اخیر از سلطه دلار به عنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی خود در راستای تحت فشار قرار دادن سایر کشورها بهره گرفته است؛ اما قدرت های نوظهوری همچون چین و روسیه که اساس ظهور خود را بر محوریت رشد اقتصادی بنا نهاده اند، مجموعه مشترکی از کشورهای با منافع مشترک را ایجاد کرده اند که گذار از نظم اقتصادی آمریکامحور را به عنوان یکی از رویکردهای سیاست خارجی خود پذیرفته اند.
در این مقاله پس از تعریف مفهوم «اخراج» و تعیین مصادیق آن، به موضوع نحوه حضور آمریکا در منطقه خلیج فارس پرداخته می شود. پس از خروج رسمی انگلستان از خلیج فارس در سال ۱۹۷۲ میلادی، ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرت برتر در این منطقه حضور پیدا کرد. این حضور در ابعاد و سطوح مختلفی ظهور و بروز یافت و پس از جنگ تحمیلی رژیم صدام علیه جمهوری اسلامی ایران، در قالب حضور حداکثری ناوگان نظامی آمریکا در این پهنه آبی به اوج رسید. مقاله حاضر با طرح این بحث که در صورت تحقق موضوع اخراج آمریکا از خلیج فارس، نحوه و ماهیت این خروج بستگی تامی به نحوه حضور آمریکا در منطقه و به ویژه کشورهای حاشیه جنوبی آن خواهد داشت، تلاش می کند به این پرسش پاسخ دهد که اخراج آمریکا از منطقه خلیج فارس چه لایه ها و سطوحی را در بر خواهد گرفت. در پاسخ به این پرسش، لایه بندی سه گانه حضور آمریکا در منطقه شامل حضور نظامی، هژمونی فرهنگی و حضور به مثابه پشتیبان نظام های سیاسی منطقه موردبحث قرار خواهد گرفت و مشخص خواهد شد که اخراج آمریکا از منطقه تابعی از لایه بندی سه گانه فوق خواهد بود و هرگونه برنامه ریزی برای بیرون راندن آمریکا از منطقه باید بر اساس سطوح سه گانه فوق طراحی شود و به مرحله اجرا درآید.
نهادهای سیاسی در پرتو تحول اندیشه و نظریه های سیاسی می توانند امکانات و محدودیت های جدید را نشان دهند. رئیس جمهور در قانون اساسی کشورمان، جایگاه مهم و تعیین کننده ای دارد که برآمده از رأی مستقیم مردم، تنفیذ مقام رهبری، نمایندگی حاکمیت ملی ایران در نسبت با سایر کشورها و چهره نمادین ملی است. امروزه که از قدرت دولت ها و حکومت ها فروکاسته شده و در عوض مسئولیت های انسانی و فردی در قلمروهای مختلف جامعه، سیاست و اقتصاد و در مسایل مشترک بشری برجسته شده است، جایگاه رئیس جمهور نیز بر اساس خوانش های تازه، واجد چنین ظرفیت هایی می شود. پرسش این پژوهش این بود که نقش و جایگاه رئیس جمهور در قانون اساسی با توجه به شاخص های کارآمدی چیست و چگونه می توان این جایگاه را در عمل ارتقا داد تا کارآمدی نیز درجه بالاتری را تجربه کند. جایگاه رئیس جمهور در این مقاله با هدف شناخت و تبیین امکانات جدید عمل سیاسی مطالعه می شود. این موضوع بر مبنای مؤلفه های کارآمدی و درون نظریه نهادگرای هنجاری بررسی می شود. یافته های این بررسی نشان می دهد که وجه عاملیتی و انسانی رئیس جمهور که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به ویژه در سوگندنامه او و در ارتباطش با مردم و افکار عمومی برجسته می شود، بر جنبه ساختاری و سازمانی آن غلبه دارد و از این منظر می تواند ابعادی از اهمیت جایگاه رئیس جمهور را آشکار نماید.
از آنجا که دیپلماسی عمومی یکی از اجزای سیاست خارجی است، نقش مهمی در تاثیر گذاری بر افکار عمومی دارد و یکی از ابزارهای اصلی جنگ نرم محسوب می شود. قدرت نرم به مثابه یکی از ارکان سیاست بین الملل در عصر حاضر، جایگاه رفیعی یافته است، به گونه ای که سیاستمداران برای دست یابی به آن تلاش زیادی دارند. علت این امر را می توان در کارآمدی و موفقیت قدرت نرم نسبت به اشکال کلاسیک قدرت(قدرت سخت) جست و جو کرد.هدف اصلی این مقاله، واکاوی دیپلماسی عمومی و شیوه های مختلف آن در عرصه قدرت نرم است. این پژوهش با ابتنای به چارچوب نظری سازه انگاری و با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی در صدد است، دیپلماسی عمومی را به مثابه یکی از ار کان قدرت نرم در سیاست خارجی کشورها واکاوی کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که دیپلماسی عمومی ابزار اصلی قدرت نرم و یکی از شیوه ها و ابزار های پیاده سازی قدرت نرم در سیاست خارجی کشورها است.
در شرایطی که متأثر از فروپاشی سیستم بین المللی برتون وودز، عده ای از محققان روابط بین الملل، موافق و عده ای دیگر مخالف ایده تضعیف نقش رهبری آمریکا از اوایل دهه 1970 هستند، یکی از ملاک های اصلی بررسی انگاره افول، گرایش به یکجانبه گرایی در سیاست خارجی آمریکا به ویژه در تعریف مناسبات واشنگتن با نهادها/ رژیم های بین المللی و نیز هم پیمانان خود است. در این میان، رویکرد خاص دولت دونالد ترامپ به رژیم ها و سازوکارهای نهادهای بین المللی پس از جنگ جهانی دوم، حاکی از تشدید محسوس روند تجدیدنظرطلبی ایالات متحده در پذیرش ادامه مسئولیت های بین المللی درنقش رهبری جهان است. در این راستا، رویکرد هزینه- فایده دونالد ترامپ (2016-2020) به بازتعریف مناسبات با سازمان های بین المللی و منطقه ای از جمله «ناتو»، در جایگاه اصلی ترین، منسجم ترین و گسترده ترین رژیم امنیتی بین المللی غرب طی هفتاد سال گذشته و ترجیح آشکار منافع ملی آمریکا بر نقش حمایتی از این سازمان، نوعی سنت شکنی دولت وی در تعریف مناسبات امنیتی واشنگتن در دو سوی آتلانتیک به شمار می رفت. پرسش اصلی مقاله آن است که ریشه رویکرد انتقادی ترامپ به امنیت هم پیمانان اروپایی ناتو چه بود و چگونه می توان این رویکرد را به مثابه یکی از نشانه های اصلی تضعیف نقش رهبری ایالات متحده آمریکا، قلمداد کرد؟ فرضیه اصلی آن است که سرباز زدن ترامپ از فراهم سازی امنیتِ کم هزینه، به عنوان یک کالای عمومی بین المللی، برای متحدان ناتو، یکی از اصلی ترین ملاک های افول نقش رهبری آمریکا درخور تحلیل بوده است.
امروزه انتخابات به یک کارزار کاملاً حرفه ای تبدیل شده است. در این کارزار، پول زیاد یا سرمایه اجتماعی ضرورتاً به موفقیت منجر نمی شود بلکه تمرکز بر بهره گیری از یافته های نوین علمی در مدیریت مبارزات انتخاباتی، ضامن پیروزی است. کم توجهی به این مسئله در ایران سبب شده تا با وجود هزینه های هنگفت در ایام انتخابات، شاهد مبارزات انتخاباتی دقیق و هوشمندانه نباشیم. در این بین، مدیریت صحیح کمپین های انتخاباتی می تواند بیشترین اثرگذاری را داشته باشد. در حقیقت مدیریت کمپین با یک برنامه منسجم و راهبردی تنظیم می شود که در آن اهداف، پیام، شعار، رسانه، برند، جایگاه و بازار هدف تبلیغات ارائه می گردد. در این پژوهش برآنیم تا با مطالعات اسنادی و سپس تشکیل گروه کانونی، گام های اصلی مدیریت کمپین انتخاباتی را شناسایی و سپس بر اساس روش ISM، مدل مطلوب برای مدیریت کمپین انتخاباتی را تبیین کنیم. نتایج نشان داد که مؤثرترین اقدام در فرایند مدیریت کمپین انتخاباتی، شناخت مردم و پس از آن، شناخت رقبا و محیط رقابت است که گفتمان انتخاباتی بر اساس آنها شکل می گیرد و این گفتمان پایه برنامه تبلیغات سیاسی و نحوه مدیریت سازمان رأی و طرح ریزی رسانه ای برای رقابت خواهد بود. تشکیل ستاد انتخاباتی نیز به عنوان گام نهایی، نقش مؤثری در اجرای راهبردها و برنامه های کمپین در ایام رسمی تبلیغات بر عهده دارد.
توجه ویژه به آینده یکی از نیازهای هر انسان و جامعه ای است. ما به عنوان یک مسلمان باتوجه به آیات و روایات مربوط به این زمینه، تعاریف مشخصی از آرمان شهر داشته و معتقدیم آرمان شهر اسلامی همان حیات طیبه و جامعه مهدوی است. باتوجه به اعتقادات مسلمانان و به خصوص شیعیان، وظیفه اصلی یک شیعه آماده سازی جامعه و خود برای چنین آرمان شهری است. این آینده روشن و وعده داده شده ساختنی و دست یافتنی است. در دوران غیبت کبری، وظیفه ولایت فقیه هدایت جامعه به سمت زمینه سازی ظهور است. مقام معظم رهبری با ترسیم نقشه راه رسیدن به چنین هدفی، پنج مرحله اصلی را: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی ذکر کرده اند. در این مقاله با روش مرور بر ادبیات و اسناد و تحلیل گفتمان بیانات ایشان در رابطه با آینده استخراج و چارچوبی مفهومی برای تبیین آینده اندیشی ازمنظر ایشان ارائه شد که شامل مؤلفه های مختلفی ازجمله ملزومات، زیرساخت ها، پیشران ها و موانع، افق بلندمدت و دامنه وسیع و ترسیم حیات طیبه و جامعه مهدوی است. در هر کدام ازاین مؤلفات می توان موارد و موضوعاتی را مشخص کرد که نیازمند تمرکز و توجه بیشتر است.
در سپهر سیاست ایران معاصر، «نفوذ» یکی از اصلی ترین مفاهیمی است که در مقام عمل، در هر برهه و مقطعی از تاریخ ایران، نوعی از مخاطره و تهدید منافع را برای جامعه و کشور ایران پدید آورده است. یکی از نخستین گام ها در مسیر مقابله با این پروژه (پروژه نفوذ خارجی)، کسب شناخت مطلوب از جوانب مختلف این مسأله و واکاوی ماهیت شناسانه و راهبردسنجانه عقبه تاریخی جریان نفوذ است. با عنایت به این مهم، پژوهش حاضر با بهره گیری از روش «تحلیل مضمون» به بررسی مختصات پروژه نفوذ انگلستان در جریان نهضت مشروطه ایران (بین سال های 1906 تا 1913) با تکیه بر تحلیل مکتوبات صادرشده ازسوی وزیر مشاور در امور خارجه وقت انگلستان (ادوارد گری) در مورد ایرانِ آن دوران، پرداخته است. یافته های این مقاله نشان می دهد که انگلستان در راستای بیشینه سازی منافع خود، بر پایه مجموعه ای از اصول نفوذگذاری، سیاست های هفت گانه ای را طراحی و آن ها را توسط عاملیت داخلی و خارجی خود، پیاده سازی کرده است. براساس نتایج این پژوهش، مخاطبین اصلی، ناظر، رقیب و پشتیبان، چهار دسته مخاطبی هستند که در فرآیند طراحی این سیاست ها، مدنظر نفوذگذاران قرار داشته اند.
کنفرانس اقلیمی پاریس با شیوه ای متفاوت از دیگر کنفرانس ها، برگزار گردید. تفاوت این کنفرانس در نوع تعیین تعهدات کشورها بود. در این کنفرانس کشورها به صورت خوداظهاری، سهم خود در کاهش انتشار گازهای گل خانه ای را تعیین کردند؛ درحالی که در کنفرانس های پیشین، این سهمیه با روشی بالا به پایین تعیین می شد و شمول کافی نداشت. اعضا نیز نمی توانستند از عهده ی تعهدات برآیند. اما در کنفرانس پاریس روش پایین به بالا بکار گرفته شد، که کشورها براساسِ توانمندی هایشان و شرایطی که در آن به سر می بردند، تعهداتی را پذیرفتند که دور از دسترس شان نیست و قابل اجرا است. سؤال این پژوهش آن است که، کنفرانس اقلیمی پاریس چه تأثیری بر همکاری های بین المللی خواهد داشت؟ فرضیه ی این پژوهش بدین گونه است که نتایج این کنفرانس نقطه ی عطفی در همکاری های بین المللی خواهد بود و می تواند به صورت الگویی برای حل سایر مسائل بین المللی در نظر گرفته شود.
تمرکز این پژوهش بر امکان سنجی همگرایی اقتصادی در منطقه ی خلیج فارس (شامل ایران، عربستان سعودی، عراق، قطر، امارات متحده عربی، عمان، کویت و بحرین) و الزامات دستیابی به آن است. در این پژوهش همگرایی اقتصادی به عنوان فرایندی مدنظر است که، هدف آن دستیابی به صلح، امنیت و توسعه ی پایدار در منطقه است. براین اساس، سؤالی که در این پژوهش مطرح می شود آن است که باهدف دستیابی به صلح، امنیت و توسعه ی پایدار، کشورهای حوزه ی خلیج فارس چگونه می توانند به همگرایی اقتصادی در منطقه دست یابند؟ در پاسخ این سؤال، فرضیه پژوهش این است که؛ کشورهای منطقه ی خلیج فارس در راستای دستیابی به صلح، امنیت و توسعه ی پایدار، ضمن تکیه بر ترکیبی از ظرفیت های گوناگون اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دینی- فرهنگی و غلبه بر عوامل واگرایانِ، باید الزاماتِ رفتاری رسیدن به همگرایی اقتصادی را در تصمیم گیری های کلانِ ملّی و هم چنین رویکردِ سیاست خارجی خود، در پیش بگیرند. روش تحقیق این پژوهش برحسب نیاز، ترکیبی از روشِ کیفی مبتنی بر اسناد کتاب خانه ای و روش کمی و آماری است. درنهایت این پژوهش مدل جامع شبکه ای برای دستیابی به صلح، امنیت و توسعه ی پایدار، از طریق همگرایی اقتصادی در خلیج فارس ارائه می دهد؛ که در آن ضمن ردِ نگاه سلسله مراتبی در اولویت بندی شاخص ها، بهره برداری هم زمان از مؤلفه های مختلف اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دینی-فرهنگی در دستیابی به همگرایی اقتصادی را پیشنهاد می کند.
Covering and Hijab's problem after the Islamic Revolution's victory has always been one of the most critical challenges of the Islamic Republic, especially in youth, students, and society's elite. The present study investigates the crucial doubts and questions about the Hijab and expresses scientific and convincing solutions and answers with the analytical-descriptive method and library resources. While describing the history of the Hijab in Islam and the Islamic Revolution of Iran, the present study responds to the vital and new suspicions that have recently been raised by opponents of the Hijab and some anti-Islamic media. Doubts are as follows: the conflict between the Hijab and the freedom and progress of women, the lack of connection between the Hijab and innocence, the different perceptions of Muslims about the Islamic Hijab, the incorrect citation of the legality of the Hijab, etc.. Based on the results, the Islamic Hijab has no conflict with freedom (in its real sense) and never hinders the individual's growth, perfection, and maturity. Innocence and modesty accompanying Hijab can strengthen family privacy and lead to society's intellectual and spiritual health. All Islamic jurists agree on the necessity of the Hijab. There should be no confusion between the decisions of the rulers of Islamic countries and the people's behavior about Hijab, with the exact order of Islam that it is necessary to observe Hijab.
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر باورهای مذهبی بر شکل گیری ارزش های مردمسالاری دینی است که به طور مصداقی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز انجام شده است. در پژوهش مورد مطالعه جامعه مورد نظر دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی دانشگاه شیراز می باشد که تعداد حجم جامعه مورد مطالعه 2500 نفر می-باشد. براساس فرمول کوکران تعداد 332 نفر بعنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. تجزیه و تحلیل داده های تحقیق با استفاده از نرم اف زار آماریِSPSS ، در دو سطح تجزیه و تحلیل می شوند. در سطح اول با استفاده از روش های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و در سطح دوم با استفاده از روش های آم ار استنباطی (آزمون t تک نمونه ای)، داده های بدست آمده از سؤال های پرسشنامه تجزیه و تحلیل شده و به سؤال های پژوهش پاسخ داده می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که باورهای مذهبی تزاحمی با ارزش های مردمسالاری ندارند. ضمن اینکه تلقی سنتی از دین و مذهب و تحمیل آن به افراد جامعه چندان قابل قبول نیست. بلکه آنچه مهم است نوع خاصی مذهب است که هم بتواند ارزش های مذهبی را در جامعه ترویج بدهد و هم اینکه بتواند رأی و نظر مردم را بر مبنای شکل مردمسالارانه، وجود نهادهای مردمسالار و همچنین توجه به رأی و نظر مردم بنا سازد.
تحریم در حالت طبیعی وقتی اتخاذ می شود که از قوانین بین المللی تجاوز و از معیارهای اخلاقی مقبول تخطی شده باشد. هدف از اعمال این تحریم ها آن است که نهاد یا کشور تحریم شونده مجبور به تغییر رفتار گردد. خروج دولت ترامپ از برجام و اعمال تحریم های یک جانبه علیه ایران، نقض منشور سازمان ملل متحد محسوب می گردد. افزون بر این شیوع بیماری کووید-19 در جهان و نیاز به همکاری جامعه جهانی برای مهار این بحران، باعث گردید تا دولت ایران و دیگر منتقدین تحریم های یک جانبه آمریکا درخواست لغو تحریم ها را نمایند. سؤال مطرح در این پژوهش این است که چرا در زمان بحران جهانی ناشی از کرونا، تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران نه تنها برچیده و یا تعلیق نگردیدند بلکه بر شدت آنها افزوده شد؟ در پاسخ به این سؤال فرضیه ای که مطرح می گردد این است: دولت ترامپ با افزایش تحریم ها به دنبال ایجاد نارضایتی بیشتر در بین توده مردم بود تا از این طریق تغییر نظام سیاسی ایران را رقم زند و یا حداقل رفتار ایران را در خاورمیانه تغییر دهد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نظریه کارآمدی تحریم ها در مورد ایران مؤثر واقع نشده و روش پژوهش با توجه به ماهیت آن توصیفی تحلیلی می باشد.
Ali Shariati (Ph.D.) is a thinker who has tried to describe and introduce Islam in the context of socialism with sociological approaches and utilizing historical data and minimal philosophical views. In this endeavor, justice was a central concept shaping the ideal society of Shariati, called the Middle Ummah (Middle Community). By manipulating conventional socialism, using its various modes, and also incorporating Islamic beliefs into its structure, he tried to use socialism as a context for introducing Islamic vision to build an ideal religious society. In this religious ideal society characterized to be a dual-rooted one named “Classless Monotheistic Society”, justice was the spirit governing it, which tuned it with the system of creation. On the path to build a theory of justice shaping a classless monotheistic society, Shariati passes through the four stages of theorizing; however, contradictions appear in the stages more elaborated by him and a great deal of ambiguity is also seen where he has chosen to give brief explanations. Thus, Shariati’s theory of justice is an incomplete theory containing many innate contradictions and ambiguities. The flaw in Shariati’s justice theory is so serious that the authors claim that what is inherited from Shariati is not a coherent theory of justice; rather, it is an initial design of a theory of justice in the context of Islamic socialism.
This paper seeks to study the security strategies in the Syrah (The life conduct) of the Shiite Infallible Imams. Since one of the most important Shiite sources in understanding the life of the Infallibles Imams are the four books of hadith regarded as reliable by the Shi'as (Al-Kutub al-Arbaʿa), so this study have been analyzed these books in terms of case study. The research question is as follows: What security strategies did the Infallibles Imams use during their Imamate and what are the features of these security strategies? The research method used in this study is content analysis. The results of this research show: According to their historical circumstances, the Infallibles Imams have used these four security strategies: Alavi, Expediency, Order Good and Forbid Evil and Taqiyya.
تحولات سوریه پس از 2011 موجب اتخاذ مواضع و سیاست های متعارض از سوی بازیگران منطقه ای و بین المللی درقبال ناآرامی های این کشور شد. ترکیه درهمسایگی سوریه اقدام به سازماندهی و حمایت از مخالفان سوری کرد که نهایتا به مداخله نظامی انجامید . چنین اقدامی نه تنها برپیچیدگی بحران سوریه افزود ، بلکه نتایج داخلی و منطقه ای آن تهاجمی شدن سیاست خارجی ترکیه را درپی داشت. این پژوهش به دنبال بررسی و پاسخ به این سوال است که عوامل موثر در تهاجمی شدن سیاست خارجی ترکیه درقبال سوریه در فاصله سالهای 2015 تا 2020 کدام است؟ درپاسخ به این پرسش فرضیه های متعددی مطرح می شود. اینکه سیاست ترکیه در این دوره تحت تاثیر افزایش فعالیت گروههای شورشی و جنگهای نیابتی درداخل سوریه و به موازات آن تحرکات سیاسی و نظامی کردها درمناطق شمالی این کشور قرار گرفت. هم زمان آنکارا در صدد افزایش قدرت منطقه ای برآمد که مجموعه این تحولات موجب درگیرانه تر شدن سیاست خارجی ترکیه شده است. روش تحقیق مقاله تحلیلی-تبیینی با استفاده جمع آوری داده ها ازکتاب و اسناد است. درراستای تبین و تحلیل مبنایی موضوع تحقیق از نظریه رئالیسم تهاجمی جان مرشایمر بهره گرفته می شود.