فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
275 - 300
حوزههای تخصصی:
مدیریت جهادی یکی از ضرورت های انقلاب اسلامی است. هرجای سطوح مدیریتی در کشور که با آرمان ها و اصول اسلامی مدنظر بنیان گذار کبیر انقلاب منطبق بوده، کمتر دچار خطا بوده است. امروزه وضعیت اقتصادی مردم می طلبد مدیران به صورت جهادی وارد امور شوند و بدون هیچ گونه ترسی و با توجه به مسائل سیاسی و اجتماعی، بیشتر به حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم بپردازند. از آنجا که الگوهای مدیریتی غربی بر اصالت منافع تکیه دارند، نمی توانند در جامعه اسلامی مورد استفاده قرار گیرند؛ بنابراین بزرگان دین اسلام، خود الگویی مدیریتی در انواع و اشکال آن هستند. هدف پژوهش حاضر، طراحی و تبیین الگوی مدیریت جهادی در جامعه اسلامی، منطبق با اصول حکمرانی اسلامی و مبتنی بر وصیت نامه الهی-سیاسی امام خمینی (ره) است. روش این پژوهش کیفی است. استخراج داده ها و مؤلفه ها با روش تحلیل مضمون از وصیت نامه الهی-سیاسی حضرت امام خمینی (ره) بوده که با نرم افزار MAXQDA شبکه مضامین آن ترسیم شد. با مطالعه عمیق وصیت نامه الهی-سیاسی امام خمینی (ره) مضامینی که معرف مدیریت جهادی در جامعه اسلامی بودند، به صورت کدگذاری باز، محوری و گزینشی جمع آوری شدند. درنهایت کدهای استخراج شده به روش تحلیل مضمون در قالب 76 کد باز، 53 مضمون پایه و 10 مضمون سازمان دهنده و دو مضمون فرعی طبقه بندی شدند. یافته های پژوهش به صورت الگوی مدیریت جهادی در مدیریت جامعه اسلامی ارائه شد و دو شاخص فراگیر شامل ویژگی های اختصاصی و عمومی مدیر استخراج شدند. ویژگی های اختصاصی مدیر شامل ساده زیستی، دین مداری، ایثار و ازخودگذشتگی، بصیرت، خدامحوری، خدمتگزاری به مردم و انقلابی گری و ویژگی های عمومی مدیر شامل مدیر و مدبربودن، اعتقاد به قوانین الهی و کارآمدی است.
زمینه شکل گیری ائتلاف های منطقه ای در غرب آسیا پس از تحولات کشورهای عربی (2023 – 2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۴
197 - 218
حوزههای تخصصی:
بی ثباتی در منطقه غرب آسیا و افزایش عدم قطعیت ها و ائتلاف های سیال سبب شده تا میزان زیادی از حوزه دید تصمیم گیران سیاسی در منطقه کاهش پیدا کند. بر همین اساس مقاله حاضر با بهره گیری تلفیقی از نظریه موازنه تهدید والت و نظریه مدرنیته آبی باومن به عنوان رویکرد آلترناتیو در فهم ریشه ائتلاف ها در غرب آسیا، به نگارش درآمده است. با توجه به مباحث فوق این نوشتار به دنبال پاسخ گویی به این سؤال است که دولت های عربی منطقه غرب آسیا بر چه اساسی وارد ائتلاف با یکدیگر می شوند و ائتلاف سازی آن ها تحت تاثیر چه متغیرهای است؟ فرضیه پژوهش این گونه مطرح می-شود که وجود تهدیدات (واقعی یا متصور) در سطوح مختلفی از تحلیل، افزایش احساس ناامنی در زمان های آشوبناک همانند تحولات کشورهای عربی، ترجیحات دولت ها درباره همکاری منطقه ای و تشکیل ائتلاف ها را تعیین می کند و در مقابل متغیرهای تاثیرگذار در ائتلاف ها، منازعات منطقه ای و بین المللی و نگرانی از بقاء سیاسی در دولت های عربی است. در مطالعه پیش رو، رویکرد پژوهش توصیفی- تحلیلی و روش آن روندپژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی است. در جمع آوری اطلاعات نیز از منابع اسنادی و کتابخانه ای و منابع معتبر در حوزه سیاست منطقه ای استفاده شده است.
بررسی انگاره های بینامتنی در گونه گفتاری پدیدارساز؛ با تمرکز بر وضعیت انقلابی 57- 1356(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی، محمل بروز و ظهور گونه های مختلفی از گفتارهای سیاسی با کارکردهای متفاوت بود. یکی از گونه های رایج که در وضعیت انقلابی و با هدف مشروعیت زدایی از رژیم حاکم شکل گرفت، «پدیدارسازی» بود که بر خیانت های صورت گرفته از سوی رژیم پهلوی در حق آرمان های اصیل و ملی نظیر عدالت، اسلام، آزادی و قانون تأکید می نمود. هدف این مقاله بررسی وجوه بینامتنی این گونه گفتاری است و تلاش می شود ضمن شناسایی مهم ترین ویژگی های این گونه گفتاری، موارد مشابه آن در طول تاریخ تشیع مورد بررسی قرار گیرد و از رهگذر این شناسایی، ریشه تاریخی آن بررسی گردد. به عبارتی در چه دوره های تاریخی و در چه شرایط اجتماعی و از سوی چه خطیبانی این گونه گفتاری نضج گرفته است تا به دوره انقلاب اسلامی رسیده است؟ با استفاده از الگوهای تحلیل انتقادی گفتمان و از طریق کاوش در متون دوره های متفاوت تاریخی مشخص شد که پدیدارسازی بروز یافته در دوره انقلاب، مابه ازای تاریخی در دوره معاصر و صدر اسلام دارد و در هنگامه بی ثباتی سیاسی، رهبران دینی از استدلال های مشابه علیه حکام جور زمان بهره برده اند.
Explanation of America's Macro Strategy towards Iran after September 11th based on Henry Kissinger's teachings(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Henry Kissinger, a famous American politician and thinker, has played an effective and essential role in the foreign policy of the United States towards Iran after September 11th. He was a realist individual in the field of thought, who is from the political tradition of the United States' pragmatism and followed special methods in the field of international relations. In this research, with the aim of examining the American macro strategy towards Iran based on Kissinger's teachings, we are looking for an answer to the question, what is Kissinger's approach to the issue of Iran in American foreign policy? The hypothesis that was put forward is that Kissinger's approach or Kissingerism regarding Iran is to integrate Iran into the global and regional order by maintaining the distribution of power in the Middle East region, to deal with the growing threats and influence of Iran by creating a network of regional partners to maintain the supremacy and hegemony of America and Israel, to convince Iran to stop exporting the revolution and to behave according to the Westphalian principles and the principle of non-interference in the internal affairs of countries, to induce the consequences of a dangerous nuclear Iran and to adopt effective diplomacy instead of war. Finally, using the descrip-tive-analytical method, we came to the conclusion that there is an important and meaningful rela-tionship between the grand strategy and Kissinger's teachings, in such a way that containment of Iran, disarmament and prevention of a nuclear Iran, returning Iran to the regional and world order, Iranophobic strategy, alliance and coalition building and preventing Iran's regional hegemony are among the important things that can be seen both in Kissinger's approach and in America's macro strategy and in the doctrines of American presidents after September 11th.
مفهوم استقلال در روابط بین الملل: بررسی موردی سیاست روسیه در مورد کشورهای مستقل هم سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر، دولت های مستقل بر پایه حاکمیت وستفالیایی به عنوان بازیگران اصلی و تعیین کننده در عرصه بین المللی شناخته می شوند. پایه های وستفالیایی به طور سنتی، بر استقلال مطلق دولت ها در قلمرو خود و مداخله نکردن دیگران تأکید دارد. با این حال، تحلیل های نظری نشان می دهد که دولت ها بسیار کم از این استقلال مطلق برخوردارند و همواره منافع ملی خود را در چارچوب روابط و فشارهای بین المللی بازشناسی می کنند. این پژوهش با هدف بررسی تحولات تاریخی اساسی مانند جهانی شدن، پایان جنگ سرد و فروپاشی گروه بندی شرق، به دنبال آن است که تأثیر این رویدادها را بر مفهوم استقلال و سیاست خارجی دولت ها تحلیل کند. در این زمینه، پژوهش به طور ویژه بر سیاست خارجی روسیه در مورد کشورهای استقلال یافته از اتحاد شوروی تمرکز دارد. پرسش اصلی پژوهش این است که: چگونه تغییر در مفهوم استقلال، بر سیاست خارجی روسیه تأثیر گذاشته است؟ روش پژوهش استفاده شده از نوع کیفی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است و گرد آوری داده ها با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای انجام پذیرفته است.
جایگاه انرژی گاز در شکل دهی به الگوهای رقابت و همکاری ایران در عرصه بین المللی (2010- 2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۹)
55 - 86
حوزههای تخصصی:
با توجه مصرف فزاینده انرژی توسط اقتصادهای نوظهور، ایران با دارا بودن منابع گازی بزرگ و کسب رتبه دوم جهانی، فرصت خوبی برای افزایش تولید، صادرات و درآمدهای ناشی از صادرات گاز دارد. بدین ترتیب ایران در زمینه گاز با برخی از کشورها رابطه رقابت و همکاری پیدا می کند. این ظرفیت ها سبب می شود تا چنین پرسشی مطرح شود که سهم صادرات گاز ایران در بازارهای بین المللی در سال های 2010-2020 از منظر الگوی رقابت و همکاری در عرصه بین المللی چگونه قابل تجزیه و تحلیل است؟ فرضیه پژوهش بدین صورت است که ایران به دلیل حجم پایین صادرات گاز نتوانسته است در رقابت با کشورهای روسیه، قطر برای به بازارهای بزرگ انرژی هند و چین ورود کند و از صادرات گاز به عنوان یک اهرم مؤثری در سیاست خارجی خود بهره ببرد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی و توصیفی به بررسی جایگاه انرژی گاز در سیاست خارجی ایران می پردازد.
نقش استعاره جنگ در مفهوم سازی هومر از سیاست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
1 - 33
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آن است که به فهم و چرایی کاربرد استعاره های مفهومی در حوزه های مختلف سیاست که نمودی از حوزه عمومی است، با فراهم آوری مدل نظری جورج لیکاف و مارک جانسون بپردازد. گوهر سیاست با عمل در ارتباط است و از دو پیش فرض فرمان دهی و فرمان برداری و دوست و دشمن تشکیل می شود. غایت آن نیز ناگزیر از هدفی مشخص و دست یافتنی که همانا حفاظت از اجتماع و پیروزی در جنگ و سیاست است، استفاده می کند. بنابراین فرایند شناختی و مفهوم سازی سیاست به وسیله مقوله جنگ فراخوانده می شود. پرسش اصلی این است که مفهوم سازی سیاست در ایلیاد هومر بر چه استعاره های مفهومی استوار است. با مقوله سازی هشت حوزه حمله، دفاع، عقب نشینی، مانور، ضد حمله، بن بست، ترک مخاصمه و شکست/ پیروزی، یافته های تحقیق نشان می دهد که می توان استعاره های مفهومی را که بر اساس رویکرد حسی- حرکتی و برآمده از ذهن بدنمند است، در دو مؤلفه «عمل» (جنگ) به عنوان گوهر سیاست و «سخن آرایی» مفهوم سازی کرد. بدین ترتیب حوزه مفهومی سیاست (مقصد) برحسب حوزه مفهومی جنگ (مبدأ) فهمیده می شود.
نقد مبانی، اصول و قدرت تبیین واقع گرایی نئوکلاسیک (مطالعه موردی: رویکرد تطبیقی با نقد موازنه در نوواقع گرایی والتزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
93 - 119
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی واقع گرایی نئوکلاسیک و نقدهای وارد بر آن در ابعاد مختلف اصولی، مبانی و قدرت تبیین است. در بخش نخست مقاله کوشش شده تا مبانی نظریه واقع گرایی نئوکلاسیک در بستر پارادایم واقع گرایی بررسی شود. بخش دوم مقاله به بررسی اجمالی نقد در روابط بین الملل اختصاص داده شده و در نهایت در بخش سوم مقاله نیز تمرکز بر نقدهای وارد بر واقع گرایی نئوکلاسیک است. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که: مهم ترین نقدهای وارد بر واقع گرایی نئوکلاسیک چیست و این مهم چه نسبتی با نقد نئورئالیسم دارد؟ روش پژوهش مقاله، تطبیقی است، زیرا علاوه بر بررسی نظری نقدهای وارد بر واقع گرایی نئوکلاسیک به بررسی تطبیقی مفهوم موازنه در جریان فکری نوواقع گرایی و واقع گرایی نئوکلاسیک و سپس نقد این مهم نیز می پردازد. مهم ترین یافته های پژوهش بیانگر آن است که اندیشمندان، نقدهای متعددی بر مبانی، اصول و قدرت تبیین نظریه واقع گرایی نئوکلاسیم وارد کرده اند. در زمینه قدرت تبیین، اندیشمندان معتقدند که عدم انسجام درونی و هنجاری بودن این نظریه از قدرت تبیین آن کاسته است. در زمینه اصول این نظریه نیز به دولتمحوری، موازنه ناقص، نقش ادراکات رهبران و... نقدهایی وارد شده است و درباره مبانی نیز بسیاری معتقدند که واقع گرایی نئوکلاسیک به مبانی هستی شناسی و معرفت شناسی کامل نپرداخته است و در روش شناسی نیز دچار ابهام می باشد.
برداشت «رالز» از امر سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
1 - 28
حوزههای تخصصی:
«جان رالز»، چهره ای تأثیرگذار در فلسفه سیاسی معاصر بوده است. او با رد فایده گرایی که مطابق آن، نهادهای عادلانه می باید حاصل جمع ارضای امیال را به حداکثر برسانند، شکل نوینی از نظریه قرارداد اجتماعی را صورت بندی می کند تا امکان جامعه بسامانی را نشان دهد که در آن، حقوق و آزادی های اساسی همه شهروندان فراهم است. هرچند بسیاری از مفسران، ارزش نظریه رالز را تصدیق کرده اند، یکی از انتقادهای جدی به رالز از زاویه مفهوم امر سیاسی و فقدان آن در نظریه او وارد شده است. در این مقاله، با بررسی آثار رالز به منظور تبیین برداشت او از امر سیاسی، به چنین انتقادی پاسخ داده می شود. بدین منظور، روش تحلیل مفهومی برای تحلیل مفاهیم و ایده هایی اساسی چون معقولیت و تعامل به مثل، به عنوان عناصر اصلی برداشت رالز از امر سیاسی به کار گرفته شده است. این تحلیل نشان می دهد که هسته عدالت به مثابه انصاف، حتی پیش از لیبرالیسم سیاسی، همان برداشت رالز از امر سیاسی بوده است. رالز با جدی گرفتن تمایز میان اشخاص و ملل، امر سیاسی را به مثابه شیوه معقول حفاظت از خود و دیگری در هر دو عرصه داخلی و بین المللی می بیند. درست است که این بیانگر یک برداشت هنجاری است، اما محتوای هنجاری این برداشت از بیرون به امر سیاسی تحمیل نشده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تمایز میان برداشت سیاسی از عدالت و دیگر برداشت های اخلاقی نه تنها به تفاوت در قلمرو، بلکه به تفاوت در سرشت برداشت سیاسی مرتبط است.
The Relationship between Religion and Politics in the political thought of two founders: " State religion" by Thomas Hobbes and "Religious State" by Imam Khomeini(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The discussion on the relationship between religion and politics has a long history in Christianity, spanning several centuries. With the onset of modernity, especially with the theories proposed by Thomas Hobbes, the claim of secularism or the separation of religion from politics was raised and remains a subject of much debate to this day. Thomas Hobbes, in the aftermath of the religious wars in England during the 16th and 17th centuries, attempted to transform worldly power into the ulti-mate arbiter in the public sphere by separating the foundations of politics from religion, introducing the concept of "state religion." In contrast to the West, Islamic thought has consistently understood politics based on religious foundations. In the 20th century, due to colonization, the debate on the separation of religion from politics entered the Islamic world. With the victory of the Islamic Revo-lution, this Western claim was challenged, and Imam Khomeini introduced the theory of the "Reli-gious state," presenting the religious nature of political foundations in Islam in a novel way. Based on these foundations, this article aims to explore the relationship between religion and politics in the political thoughts of Thomas Hobbes and Imam Khomeini, both of whom, as founders and initia-tors of political thought, have presented era-defining views. In doing so, we seek to demonstrate, through an examination of their arguments, the perspectives on the relationship between religion and politics put forth by Imam Khomeini and Hobbes. Through this comparative analysis, we can highlight important points in these two types of thinking. Consequently, by considering the discus-sions regarding the relationship between religion and politics in Western and Islamic thought, using a descriptive-analytical approach, we pose the following questions: What is the relationship be-tween religion and politics in the political thoughts of Thomas Hobbes and Imam Khomeini? What is the concept of "state religion" according to Thomas Hobbes? What is the concept of the "Reli-gious state" according to Imam Khomeini?
صورت بندی مسئله تحریم ها در نظریه نظام انقلابی و گفتمان غرب گرایی موازنه گرا؛ تبیین مفهوم شکاف ادراکی – محاسباتی در دوره سوم نظم سلطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
57 - 78
حوزههای تخصصی:
تحریم های یک جانبه غرب علیه جمهوری اسلامی ایران در سه دهه اخیر یکی از مسایل محوری در سیاست خارجی کشور بوده است. هر یک از جریان های سیاسی و نخبگیِ تأثیرگذار بر سیاست خارجی به فراخور گفتمانی که در آن زیست می کنند به دنبال ارایه تحلیل از نحوه ی شکل گیری چالش های موجود بر سر راه حل مسایل تحریمی و راه های برون رفت از آن هستند. صورت بندی مسئله تحریم ها نزد نخبگان سیاسی و تبیین روندهای منتهی به شکل گیری وضعیت موجود از طیف گسترده ای از تحلیل های متنوع برخوردار بوده است. تنوع حاضر در صورت بندی مسئله تحریم ها در چارچوب نظم سوم سلطه به وقوع پیوسته است. در این دوره از نظم، دو نظریه نظام انقلابی و غرب گرایی موازنه گرا به عنوان مهم ترین گفتمان های تأثیرگذار بر سیاست خارجی و صورت بندی چالش های تحریم ها در برابر یکدیگر قرار گرفته اند. سوال پژوهش حاضر این است که صورت بندی مسئله تحریم در دو نظریه نظام انقلابی و غرب گرایی موازنه گرا به چه صورتی بوده است و نظم سلطه در دوره سوم چگونه بر این فضا تاثیر گذاشته است؟ در پاسخ به سوال فوق فرضیه حاضر مطرح می شود نظریه نظام انقلابی با طرح مفهوم تولید قدرت درون زا و مقابله با نظم سوم سلطه به دنبال شکست تحریم ها است و در نقطه مقابل نظریه غرب گرایی موازنه گرا با طرح مفهوم برون گرایی آتلانتیک محور به دنبال همکاری با نظم سوم سلطه جهت برون رفت از چالش تحریم ها می باشد. اختلاف این دو نظریه در شکاف ادراکی و محاسباتی برآمده از چگونگی برخورد با نظم سوم سلطه است. روش تحلیل در پژوهش حاضر توصیفی- تبیینی است و از روش اسنادی جهت جمع آوری منابع استفاده می شود.
نشانه شناسی مصرف مدرن در ایران امروز و تأثیر آن بر ماهیت و کارکرد دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۷
109 - 136
حوزههای تخصصی:
رواج مصرف مدرن به عنوان یک پدیده خُرد در شبکه روابط اجتماعی سال های اخیر در ایران پدیده ای است که به عنوان یک متغیر محیطی، جامعه و سیاست در ایران را در برگرفته است. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که «ماکروفیزیک یا کلان قدرت سیاسی در ایران در اثر رواج مصرف مدرن دچار چه قبض و بسط هایی شده است؟» فرض بر آن است که این پدیده (رواج مصرف مدرن) ماهیت و ساخت قدرت و سیاست در ایران را دچار تغییر کرده است. با تلفیق جامعه شناسی مدرنیته پتر واگنر و جامعه مصرفی ژان بودریار به عنوان چارچوب نظری و الهام از روش نشانه شناسی اجتماعی پی یر گیرو این یافته ها به دست آمده که رواج مصرف مدرن در سبک زندگی و کردارهای روزمره جامعه ایران، ضمن کالایی کردن روابط اجتماعی و سیاست، در تقویت سویه های رفاهی دولت در ایران تأثیرگذار بوده و بنابراین، هم امکان اقتدارگرایی را تضعیف کرده و هم مشروعیت نظام سیاسی را وابسته به مصرف کرده است. بر همین اساس، این پدیده ضمن تثبیت جایگاه ایران در موقعیت حاشیه ای نظام تقسیم کار جهانی، تسهیل چهل تکه شدن هویت، توسعه احساس محرومیت نسبی و پیدایش سویه های نوین در جنبش های اجتماعی را می تواند در پی داشته باشد.
تطبیق نظریه برابری پیچیده بر جامعه ایران با تمرکز بر نسبت عدالت اجتماعی و قدرت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۹)
273 - 294
حوزههای تخصصی:
عدالت اجتماعی یکی از مفاهیم سازنده فرهنگ سیاسی جامعه ایران است و غفلت از آن میتواند به ایجاد فاصله میان ذهنیت جامعه، نخبگان و سیاستمداران در باب سیاستورزی مقبول ایرانی منجر شود. با توجه به نقش مردم در معناسازی از عدالت اجتماعی از نظر والزر، در این پژوهش تلاش شد به این پرسش پاسخ داده شود که آیا میتوان از نظریه برابری پیچیده جهت فهم عدالت اجتماعی از منظر ایرانیان بهره برد؟ به منظور پاسخ به آن از نظریه همروی به عنوان روش تطبیق نظریه (متن) بر جامعه (زمینه) بهره گرفته شد و تلاش برای پاسخ به پرسشهای انتقادی طرح شده به بازطراحی نظریه برابری پیچیده تحت عنوان سیاست عدالتمحور منجر گردید. سیاست عدالتمحور با تمرکز بر جامعه ایران اسلامی و خیر اجتماعی قدرت سیاسی بر آن است که قدرت سیاسی با سایر خیرهای اجتماعی دارای عرصه مشترک است، فهمها در اندیشه یک فرد دارای سرمنشأهای مجزا از یکدیگر نیست، فهم کامل معناسازی اجتماعی از قدرت سیاسی آن هنگام میسر است که میان متن و زمینه همراهی ایجاد کنیم و نیز در یک جامعه، از قدرت سیاسی ممکن است معانی اجتماعی متعددی ساخته شود.
وضعیت مقاومت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در پرتو قوانین و اسناد بالادستی و چالش های وضعیت مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
171 - 200
حوزههای تخصصی:
در چهار دهه گذشته، کنشگری مقاومت جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا که از آن به «مقاومت منطقه ای» یاد می شود فارغ از دستاوردهای مهمی که به همراه داشته با خلأهایی نیز همراه بوده است. ارزیابی این فرایند و تبیین بایسته های مقاومت منطقه ای ج. ا. ایران به مثابه قلب تپنده محور مقاومت برای کنشگری آینده مهم بوده و مسئله پژوهش حاضر را تشکیل می دهد؛ ازاین رو در این مقاله تلاش شده است ضمن مطالعه و تحلیل برخی از مهم ترین قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ایران، قانون اساسی، سند چشم انداز و بیانیه گام دوم انقلاب، رویکردهای موجود در قوانین و اسناد بالادستی و عملکرد کلی کشور در ترسیم و تبیین وضعیت مطلوب مقاومت منطقه ای ج. ا. ایران و روش نیل به آن مورد ارزیابی انتقادی قرار بگیرد. انجام این پژوهش از این حیث که موجب بازخوانی سیاست های کلی نظام و بایسته های ج.ا.ایران در قبال محور مقاومت جهت نیل به وضعیت مطلوب می گردد از اهمیت نظری و کاربردی برخوردار است. تحقیق پیشِ رو اکتشافی است. این تحقیق از حیث نوع، توسعه ای و کاربردی است. برای گردآوری داده ها، از تکنیک اسنادی - کتابخانه ای استفاده شده و برای تحلیل داده ها نیز از روش کیفی و از رویکرد توصیفی و تحلیلی بهره برده شده است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که ج. ا. ایران در چهار دهه گذشته بیشتر از رویکرد ژئوپلیتیکِ محدود و غیرسینرژیک در مقاومت منطقه ای خود استفاده کرده است. اگرچه این رویکرد موفقیت های مهمی را به دنبال داشته اما با چالش هایی نیز روبه رو بوده است، این در حالی است که طرف غربی با کاربست یک جنگ ترکیبی سینرژیک و چندجانبه در صدد برآمده است از ترکیب دو رویکرد ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک در استراتژی ضد محور مقاومت علاوه بر پیگیری موفقیت هایی در سطوح نیمه سخت به طراحی یک مدل توسعه و کنش ترکیبی بپردازد. در این بین، داشتن یک تصویر هماهنگ از آینده ایران و مقاومت بر قوانین و اسناد بالادستی اولویت دارد، در این راستا کاربست راهبردهای تنیده از ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک برای طراحی بازدارندگی ترکیبی، ضرورت جایابی نوین ایران در زنجیره ارزش بین الملل در دوران پسا نفت شیل و توجه به استراتژی آمریکا برای مهار چین و تأثیر این مؤلفه ها بر وضعیت مقاومت منطقه ای ایران از اهمیت برخوردار است.
مقایسه تطبیقی توسعه فرهنگی پهلوی دوم و جمهوری اسلامی (ناظر به دوران ثبات: 1357-1332 و 1401-1368)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۹
289 - 322
حوزههای تخصصی:
توسعه یکی از مهم ترین مباحث نظام حکمرانی است. از عمده ابزارهایی که در فهم رشد یک کشور و در سنجش رویه سیاست گذاری ها می توان به کار گرفت، بررسی کیفی شاخصه های معطوف به توسعه ملی است. توسعه فرهنگی نیز به عنوان یکی از سه ضلع اصلی توسعه سرزمینی، همواره ظرف استحقاق و پیش نیاز بایسته در ایجاد توسعه سیاسی اقتصادی کشورها محسوب شده است در بررسی این موضوع که برای شناخت راه عبور از موانع توسعه در ایران اقدامی ضروری به شمار می رود، هدف ما از پیگیری این تحقیق دستیابی اجمالی به ارزیابی مستندی از تصمیمات اتخاذ شده در توسعه فرهنگی معاصر با روند کاوی از نظام های سیاسی اخیر است؛ بنابراین برای دو بازه متوالی از تاریخ ایران را لحاظ کرده و دوران تثبیت پهلوی دوم و جمهوری اسلامی را به عنوان مورد پژوهش خود برگزیده ایم. پس از آنکه پنج شاخصه: «راهبرد و رویه ؛ تعاون و آگاهی؛ صنعت و هنر؛ خلق و باور و تبلیغ و رسانه» را در آزمون دو حکومت مورد تحقیق قراردادیم؛ دریافتیم که هرچند به لحاظ ایده سیاسی تفاوتی ماهوی میان ج.ا و رژیم پهلوی حاکم است، اما جز مؤلفه: «ادبیات و معماری» ج.ا در دیگر بخش ها رویکردی رو به رشد یا دست کم برابر را نسبت به اقدامات صورت گرفته در توسعه فرهنگی پهلوی دوم، نشان داده است.
smart diplomacy; Examining the performance of Martyr Soleimani in the axis of resistance(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Shahid Soleimani designed and implemented a new model of diplomacy during the years of commanding the Quds Force of the Islamic Revolutionary Guard Corps, which can be analyzed based on the conceptual framework of smart diplomacy. The main problem of the present research is also the observation of how this type of diplomacy is organized and formed and the ability to institutionalize it. (The main question) This article, which is based on the (qualitative case study) method, is what model and principles does diplomacy have in Shahid Soleimani's school? The findings of this exploratory research show that Shahid Soleimani was able to create a unique example of diplomacy in the region with the help of the four basic principles of military-security networking, simultaneous multi-layered action, nation-centered and ideology-based diplomacy. make a foot In this model of diplomacy defined in the specific political-cultural and economic context of the West Asian region, Shahid Soleimani was able to increase the national security factor and increase the influence of the ideology of the Islamic Revolution with the defeat of ISIS far more than in the past.
سیاست نگاه به شرق امارات متحده عربی در بستر تحول موازنه قوای منطقه ای پس از 2015(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۲)
171 - 190
حوزههای تخصصی:
گذار در نظم بین المللی تغییر در موازنه های منطقه ای را نیز در بر داشته است. در جنوب غرب آسیا اتخاذ استراتژی موازنه دور از ساحل آمریکا که برون سپاری برخی مسئولیت های هژمونیک را موجب شده، شرایط جدیدی را در منطقه به وجود آورده است. هم زمان این روند با نقش آفرینی بازیگران نوظهور در منطقه همراه شده که بر رفتار سیاست خارجی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز در قالب سیاست نگاه به شرق تاثیر گذاشته است. چگونگی شکل گیری این تحولات بنیادین در نظم منطقه ای جنوب غرب آسیا روندی است که به وضوح می تواند بر پیامدهای آن نیز اثرگذار باشد. یکی از پیامدهای جدی این تحولات تغییر الگوهای دوستی و دشمنی و شکل گیری ائتلاف های جدید امنیتی است که مستقیما بر منافع بازیگران مختلف تاثیر می گذارد. از این حیث شناسایی این روندها و پاسخ به این مسائل کلیدی جزو مسائل راهبردی کشورهای منطقه محسوب می شود. در این چارچوب مقاله حاضر در پی پاسخ به این سوال است که تغییر موازنه منطقه ای جنوب غرب آسیا و توسعه سیاست نگاه به شرق در کشورهای عربی چگونه بر امنیت منطقه ای ایران تاثیر خواهد گذاشت؟ فرضیه ای که در پاسخ به این سوال مطرح می شود براین گزاره استوار است که این راهبرد به عنوان یک دوره گذار تلقی شده که متضمن فرصت هایی برای شکل دهی به ثبات استراتژیک در جنوب غرب آسیا و تهدیداتی همچون بازتعریف نظم آمریکایی در منطقه است. پژوهش حاضر با رویکرد تلفیقی و اتکاء به استراتژی قیاسی باتمرکز برنظریه موازنه تلاش می کند با توصیف و تحلیل، رابطه میان متغیرها را کشف کرده و فرضیه را اثبات کند.
خوانش تمدنی انسان اقتصادی از منظر سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال مقایسه و بررسی انسان اقتصادی از منظر غرب و انسان اقتصادی اسلامی (و عرفانی) تمدن ساز با استفاده از حدیقه سنایی است. اقتصاد کلاسیک، انسان را حداکثرکننده منفعت شخصی تعریف می کند و ویژگی اصلی انسان را نفع طلبی می داند؛ درحالی که مبانی ارائه شده توسط سنایی برای الگوی انسان اقتصادی، مبتنی بر بیشینه سازی بهره مندی مادی و معنوی و آخرتی بوده و حرص و زیاده خواهی را مانعی برای تعالی انسان معرفی می کند. درواقع انسان اقتصادی ازنظر سنایی مبتنی بر ارزش ها و هنجارها بوده و تنها در این صورت می تواند تمدن اسلامی را شکل دهد. او علاقه انسان به حرص و طمع را مانع توزیع مطلوب مال و ثروت می داند. سنایی اعتقاد دارد که به دست آوردن مال و ثروت باید حد و حدود داشته باشد و برای ثروت اندوزی و مازاد بر نیازهای ضروری دنیا نباشد. پژوهش حاضر مترصد آن است که با بررسی و تحلیل به این سؤال که تفاوت انسان اقتصادی از منظر غرب با انسان اقتصادی اسلامی- عرفانی تمدن ساز حدیقه چیست پاسخ دهد؟
سناریوهای تغییر در شورای امنیت سازمان ملل متحد؛ با تأکید بر رویکرد ایالات متحده آمریکا و پیامدهای احتمالی برای جمهوری اسلامی ایران
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
155 - 199
حوزههای تخصصی:
پس از یک دوره نسبتاً آرام، به نظر می رسد با جهت گیری کاسب کارانه، بلند پروازانه و رفتار جسورانه آمریکا، دوره جدیدی در چرخه عمر شورای امنیت به وجود آمده است. ازنظر آمریکایی ها، نهادهای بین المللی و به خصوص ساختارهای مهمی همچون شورای امنیت تا وقتی مورد حمایت و مقبولیت قرار دارند که منافع آمریکا در آن ها تأمین شود. با این رویکرد و درحالی که در دنیای چندقطبی جدید، تا حدودی شکاف هایی میان رأی و نظر آمریکا و سایر قدرت های عضو شورا و کشورهای عضو مجمع عمومی مشاهده می شود، به نظر می رسد آمریکا به دنبال تمهیداتی جدید است تا منافع خود را بهتر تأمین کند. تهیه و تدوین طرح برای اصلاح شورای امنیت یکی از مهم ترین راهکارهایی است که آمریکا آن را دنبال می کند. با توجه به روشن نبودن دورنمای ساختار شورای امنیت و رویکرد آمریکا و جامعه جهانی در این خصوص، سؤال اصلی این پژوهش آن است که اصلاح ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد در چارچوب منافع ملی ایالات متحده آمریکا، چه پیامدهایی را برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال خواهد داشت؟ در پاسخ به این سؤال، این پژوهش، با هدف آینده نگاری و با بهره گیری از روش سناریونویسی پیتر شوارتز، تمامی سناریوهای محتمل و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار می دهد.
مقایسه جایگاه احزاب در نظام اسلامی و سکولار در فرایند قدرت یابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
147 - 179
حوزههای تخصصی:
قدرت از غایات بنیادین احزاب سیاسی است و تفکیک قدرت از احزاب غیر ممکن به نظر می رسد؛ بااین حال جایگاه تحزب در فرایند قدرت یابی بین نظام اسلامی و نظام سکولار تفاوت اساسی دارد. به همین جهت پژوهش حاضر در صدد است با روش مقایسه ای به مقایسه جایگاه تحزب در نظام اسلامی و سکولار پرداخته، وجوه اشتراک و افتراق آن دو را در ساختار، اهداف و فرایند رقابت تحلیل نماید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اگرچه توجه به احزاب، تأکید بر ایدئولوژی مشترک، اعمال و اجرای قدرت ازجمله وجوه مشترک آن هاست، اما قدرت احزاب در نظام اسلامی بر خلاف نظام سکولار، ارزش ذاتی ندارد؛ لذا در فرایند قدرت یابی و رقابت به هر روشی متمسک نمی شوند و غایات عبودیت، رشد انسانی و مصالح عمومی، منافع حزبی را کنار می نهد. اگر دموکراسی، مقوم احزاب سکولار است، در عین حال مردم سالاری دینی و نظام ولایت فقیه بر استحکام حزب در نظام اسلامی می افزاید و حزب زیر چتر ولایت فقیه معنا می یابد.