فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
رهبری شیعه در قالب نهاد امامت، با توجه به شرایط زمانه و اوضاع سیاسی اجتماعی دوران مختلف، الگوهای متفاوتی را به خود گرفته است. امامت اهل بیت در دوره چهارم یعنی از آغار امامت امام سجاد تا پایان غیبت صغری، راهبرد متفاوتی را اتخاذ کرد که می توان آن را «بازیابی درونی شیعه» نامید. در این دوره تشکیلات شیعه در قالب سازمان وکالت، با هدایت ائمه اطهار عهده دار رهبری شیعه می شود. سازمان وکالت، شبکه ای ارتباطی برای رهبری شیعیان و متشکل از امام معصوم و عده ای از شیعیان نزدیک و وفادار به امام بوده است که نقش مهمی در پیشبرد اهداف اهل بیت داشته است. پژوهش حاضر با روش تاریخی و گردآوری کتابخانه ای داده ها به دنبال پاسخ به این سؤال است که «رهبری شیعه در قالب سازمان وکالت در چه حیطه هایی بروز و ظهور داشته و چه الگویی به خود گرفته است؟» یافته های پژوهش نشان می دهد که سازمان وکالت بر مبنای الگوی رهبری مشارکتی، تحت نظارت مستقیم امامان معصوم (ع) عمل می کرد. این الگو بر اساس نیازهای جامعه شیعه و با بهره گیری از اصول تعالیم اهل بیت (ع) طراحی شده بود و خود را در سه حیطه شئون، راهبردها و اصول رهبری شیعه بروز داده است. رهبری مشارکتی در سازمان وکالت بر سه اصل بنیادین استوار بود: پشتیبانی و حمایت متقابل، تصمیم گیری جمعی، و اهداف کلان. این چهارچوب، کارکردهای خاصی را در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای جامعه شیعه در دوران فشار و محدودیت های سیاسی به همراه داشت.
نسبت دین و دموکراسی و نقش آن ها در تحولات اجتماعی ایران از نگاه متفکران و روشنفکران دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسبت بین دین و دموکراسی موضوعی اساسی در فهم تحولات اجتماعی است که در بستر تاریخ و فرهنگ های مختلف تعابیر و مناسبات گوناگونی یافته است. در اغلب مکاتب و اندیشه های سیاسی، نهاد دین و دموکراسی در اندیشه سنت گرایان و روشنفکران دینی به عنوان مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر شکل، نوع و روند تغییرات در جوامع مورد تأکید قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر تبیین نقش دین و دموکراسی و واکاوی خصیصه های آن در تحولات اجتماعی ایران معاصر است تا بتوان زوایای تاریک، مبهم و نقش آفرینی آن ها را در جوامع روشن ساخته و راهگشای فهم بهتر و ارائه تحلیل دقیق تری از تحولات اجتماعی گردد. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات به شیوه مطالعات کتابخانه ای جمع آوری گردیده است. در پاسخ به سؤال پژوهش که نقش دین و دموکراسی در تحولات اجتماعی ایران معاصر را چگونه می توان تحلیل کرد، نتایج نشان داد که همواره دین و دموکراسی در تحولات نقش داشته و میزان این ایفای نقش بسته به داعیه های سیاسی-اجتماعی و راهکارهای مطروحه از سوی نهاد دین و دموکراسی در دوره های مختلف، متفاوت است و همگرایی این دو منجر به تحولات گسترده همانند انقلاب و مشارکت حداکثری مردم شده است. به طورکلی، به نظر می رسد سمت وسوی این تغییرات و تحولات بیشتر در جهت تلاش برای حفظ تعادل بین ارزش های اسلامی با محیطی متغیر بوده که منجر به رشد نیروها و اقشار اجتماعی جدید شده است.
تحلیل سیستمی دیپلماسی نظامی و امنیتی چین در آفریقا
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
306 - 334
حوزههای تخصصی:
افزایش توان و ظرفیت چین و چشم اندازی که رهبران آن برای آینده جایگاه این کشور متصورند در رویکردهای حاکم بر سیاست خارجی چین و به تبع آن سیاست آفریقایی این کشور نقش برجسته ا ی ایفاء می کنند. به این معنا که هم زمان با افزایش قدرت چین، صحنه کنشگری این کشور نه فقط در محیط پیرامون که به کل نظام بین الملل گسترش یافته است. اگرچه برای دهه های متمادی تمرکز این کشور بر توسعه تعاملات اقتصادی و تجاری بوده، اما به تدریج، تغییراتی در کنشگری نظامی و امنیتی آن نیز صورت گرفته است. در این زمینه، این پرسش مهم را می توان مطرح کرد که چگونه می توان ویژگی های کنونی دیپلماسی نظامی و امنیتی چین در آفریقا را مورد تبیین و ارزیابی قرار داد؟ در پاسخ می توان گفت پکن از طریق دیپلماسی نظامی و امنیتی با مشخصه های چینی، به دنبال به تصویر کشیدن خود به عنوان یک کنشگر امنیت ساز است تا بدین وسیله در کنار افزایش حضور و نفوذ اقتصادی، به تضعیف تدریجی مشروعیت نظم بین المللی کنونی به رهبری آمریکا پرداخته و در عین حال، نقش خود در تنظیم دستورکارها و هنجارسازی بین المللی در حوزه امنیت را ارتقاء دهد. هرچند این روند به معنای نادیده گرفتن شکاف قدرت موجود و اتخاذ رویکرد تجدیدنظرطلبانه در نظام بین الملل نخواهد بود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی ساختار کنونی نظام بین الملل و تأثیر آن بر دیپلماسی نظامی و امنیتی چین در آفریقا می پردازد.
الهیات سیاسی به مثابه سازمان توجیه در اندیشه سیاسی روشنفکری دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: این مقاله بجای فلسفه سیاسی از موضع نظری الهیات سیاسی به بررسی دستگاه الهیاتی برخی روشنفکران دینی در توجیه و بازسازی اندیشه سیاسی آنها می پردازد و تلاش داردبه عنوان یک نمونه جهانی و بین المللی، نشان دهد که سازمان الهیاتی آنان چگونه به اقتضای سکولاراندیشی در فکر سیاسی یا مخالفت با آن، صورت بندی می شود.روش ها: روش پژوهش در این مطالعه، روش کیفی اسنادی است. همچنین با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه که تثبیت موقت معنا در نشانه ها را نتیجه ضدیت و خصومت و تحلیل گفتمان انتقادی ون دایک و فهم و استخراج دالّ فراخوان شده و دالّ طرد شده، گفتار الهیاتی این روشنفکران دینی را بررسی می کنیم.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که نوع مواجهه با مسئله «معاد و آخرت» و نوع مفهوم سازی درباره رابطه «انسان و خدا»، سازمان الهیاتی برخی روشنفکران دینی را برای توجیه اندیشه سیاسی آنان پشتیبانی می کند؛ یعنی با سکولار شدن اندیشه، معاد و آخرت به متن فکردینی آمده و در سازمان معرفت دینی آنان برجسته می گردد و طرح دین بمثابه سازمان تنظیم کننده زندگی جمعی در دنیا به حاشیه می رود. همچنین با غیرسکولار شدن اندیشه، معاد و آخرت نحیف شده و به حاشیه می رود و پتانسیل دین در اداره دنیا برجسته می شود و به تعبیری، دینی که نتواند برای دنیای انسانها کاری کند به درد آخرت نیز نمی خورد. همچنین در اندیشه سکولار، رابطه انسان با خدا به شکل خاصی صورت بندی می شود. بر اساس انتظار بشر از دین، دامنه دین بعنوان حاکمیت تشریع الهی به اموری محدود می شود که از دسترس تجربه و عقل بشر مثل آخرت و معاد خارج باشد و چون تنظیم حیات دنیایی به تجربه و عقل بشر قابل تدبیر و تنظیم است، دین مرجعیتی در تعریف و تنظیم آن ندارد مرجعیت به انسان واگذار می شود. اما در اندیشه غیرسکولار،حاکمیت خداوند بر انسان عام است و مرجعیت امور در دنیا و آخرت، مستقیم و یا غیرمستقیم به خدا بازمی گردد.نتیجه گیری: روشنفکری دینی در تمایز با سایر مجموعه های فکری و معرفتی نه مانند سنّت گرایان به امر و زندگی مدرن و فرآورده های معرفتی و نهادی آن می تواند بی توجه باشد و نه مانند روشنفکران غیر دینی می تواند از خاستگاه دینی خود دست بکشد. بنابراین در یک روند دائمی در بیش از یک قرن گذشته تلاش کرده که تفسیری از دین ارائه دهد که با اندیشه مدرن سازگار باشد. اگر علم تجربی جدید بعنوان یکی از محصولات فکر و تجربه مدرن، مرجعیت عام پیدا کرده و نمی توان از آن صرفنظر کرد، باید قرائتی از دین ارائه نمود که با علم جدید سازگار باشد. و اگر توانایی و غنای یک اندیشه در دوره مدرن به خصلت عملی آن در انجام تغییرات اجتماعی است(ایدئولوژی) باید تلقّی از این دین داد که واجد این توانایی باشد و بمثابه ایدئولوژی معرفی شود. اگر ویژگی و امتیاز تجربه و فکر مدرن در زندگی جمعیِ مردم سالارانه است، طرحی از دین باید ارایه نمود که مردم سالارانه باشد. این فهرست را درباره حقوق بشر و مسئله زنان و آزادی بیان و نظایر آن می توان ادامه داد. روشنفکران دینی به دنبال مدرن کردن دین و جامعه دینی اند و در عین حال می خواهند که از دایره معرفت دینی و از موضع دینی خارج نشوند بنابراین دائماً با بازنگری در سازمان فکر دینی خود مثلا با برجسته سازی و به حاشیه بردن برخی مولّفه های دینی تلاش می کنند، تعارضات بین اندیشه دینی و امر مدرن را منتفی یا تقلیل دهند و دینی بودن و مدرن بودن را توأمان کنند. گاهی این مسیر به تغییر و بازنگری در عمیق ترین لایه های معرفت دینی یعنی دستگاه الهیاتی آنان منجر می شود و این تغییرات آنچنان ژرف است که فاصله اساسی با سایر اصحاب تفکر دینی پیدا می کنند و به زعم برخی از آنها از زمره دینداری خارج می شوند.
ظرفیت های مرجعیت قدرت منطقه ای ایران در تحقق تمدن سازی در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک یکی از مظهرهای تحقق و پیشبرد تمدن سازی ایران در منطقه غرب آسیا فهم آن دسته از ظرفیت های قدرتی است که جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد و می تواند بر مبنای آن جایگاه منطقه ای و بین المللی خود را ارتقا دهد. بدین منظور در این مقاله ابعاد سه گانه ظرفیت سازی از قدرت منطقه ای ایران واکاوی و مشخص شد که ابعاد مختلف ارتقای قدرت منطقه ای ایران در قالب سه بعد هدف ها و راهبردها و ویژگی ها بررسی شدنی است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است که برای گردآوری داده ها عموماً از منبع های کتابخانه ای و اسنادی استفاده شد؛ البته برای تأیید دقیق تر این رویکرد اسنادی جلسه های خبرگی و بحث کارشناسی هم به کار گرفته شد. نتیجه های تحقیق نشان داد مدل ارتقای قدرت منطقه ای ایران برای تمدن سازی در غرب آسیا شامل سه بُعد هدف ها (مشتمل بر 3 مؤلفه) و راهبردها (مشتمل بر 5 مؤلفه) و ویژگی ها (مشتمل بر 8 مؤلفه) تبیین پذیر است.
آیت الله خامنه ای؛ هژمون سازی مفاهیم نوپدید دینی در صورت و سیرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تهاجم استعمار به جهان شرق، ورود اندیشه های سیاسی مدرن به کشورهای اسلامی، از جمله ایران را به همراه داشت. در این میان، علمای شیعه مانند سید جمال الدین اسدآبادی، محمدحسین نائینی و امام خمینی (ره) تلاش کردند تا مفاهیم سیاسی مدرن را با فرهنگ اسلامی تلفیق کنند. آیت الله خامنه ای، به عنوان یکی از برجسته ترین اندیشمندان معاصر، با رویکردی نوآورانه به بازتعریف مفاهیم دینی در قالب اندیشه های مدرن پرداختند و الگویی نوین برای حکمرانی و مقاومت اسلامی ارائه دادند. این مقاله، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، به بررسی اندیشه آیت الله خامنه ای در هژمون سازی مفاهیم نوپدید دینی همچون مردم سالاری دینی، مقاومت اسلامی و عدالت اجتماعی پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ایشان با بهره گیری از مفاهیم سنتی و تطبیق آن ها با نیازهای معاصر، به ایجاد چهارچوبی فکری پرداخته اند که توانسته است علاوه بر حل تعارضات میان سنت و مدرنیته، جایگاه گفتمان دینی در عرصه سیاست جهانی را تقویت کند. این مقاله همچنین به تحلیل نقش آیت الله خامنه ای در بومی سازی مفاهیم دینی و ارائه مدلی جامع از حکمرانی مبتنی بر آموزه های اسلامی می پردازد که در آن، عدالت، معنویت و مقاومت به عنوان ارکان اصلی نظام فکری ایشان معرفی می شوند. این مدل نه تنها در حوزه نظری، بلکه در سیاست گذاری های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی ایفا کرده و افق های جدیدی برای تمدن سازی اسلامی گشوده است.
کارکردهای روشنفکری دینی در نظام اسلامی از منظر آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روشنفکران دینی برآمده از تعامل جامعه ایرانی با تجدد، و نقش و رویکرد روشنفکران در قبال آن، است. بر این اساس شناخت و درک نوع تلقی و استنباط آیت الله خامنه ای که سال ها از نزدیک در تماس با این جریان فکری و برخی از نمایندگان آن بوده است، در شناخت نقاط آسیب و برخی نارسایی های این طیف فکری حایز اهمیت است. سوال اصلی پژوهش بر محور موضوع موصوف در این نوشتار به این شکل سامان یافته که شاخصه ها و کارکردهای روشنفکری دینی در نظام اسلامی از منظر آیت اله خامنه ای کدام است؟ که فرضیه پژوهش ییان می کند شاخصه ها و کارکردهای روشنفکری دینی در نظام اسلامی از منظر آیت اله خامنه ای در مقوماتی چون نگاه نقادانه داشتن، اصلاح سبک زندگی و رساندن مردم به سعادت دنیوی و اخروی قابل تبیین است. بنابراین پزوهش حاضر با هدف، کاربردی و با استفاده از روش کیفی و با کمک گرفتن از ابزار کتابخانه ای و میدانی (ویژه مصاحبه با تعدادی از نخبگان) به تجزیه و تحلیل دادها پرداخته است که بر اساس آن در اندیشه رهبر معظم انقلاب روشنفکری در ایران بیمارگونه متولد شده است و در بعد عملکردی، مَنِشی (شامل دو بُعد شخصیتی و رفتاری) و بینشی (شامل دو بُعد نسبت با غرب و نسبت با دین) دارای آسیب هایی بوده است. از نظر ایشان روشنفکر حقیقی کسی است که پیشرفت و تحول را از هر طریقی نمی پذیرد؛ بلکه آن نوع از برنامه برای تحول و پیشرفت را پذیراست که مطابق منافع ملی، ساختار فکری و فرهنگی و ارزشی جامعه باشد.
بررسی جامعه شناختی پیوند میان مطالعه ادبیات و هویت فرهنگی در میان دانشجویان دانشگاه شاهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
29 - 52
حوزههای تخصصی:
ادبیات فارسی به عنوان یکی از غنی ترین و کهن ترین میراث های فرهنگی ایران، نقش مهمی در شکل دهی به هویت ملی و فرهنگی ایرانیان ایفا می کند. شعر فارسی، با زیبایی های زبانی و مفاهیم عمیق خود، همواره موردتوجه علاقه مندان به ادبیات قرار گرفته است. در این میان، دانشجویان به عنوان نسل جوان و آینده ساز کشور، نقش بسزایی در حفظ و ترویج این میراث ارزشمند دارند؛ بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان علاقه مندی و خواندن شعر و ادبیات فارسی در بین دانشجویان است. روش این تحقیق به صورت پیمایشی بوده و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه شاهد تهران بوده و نمونه آماری به صورت تصادفی انتخاب شده است. برای افزایش اعتبار و پایایی نتایج، از روش های آماری معتبر و آزمون های پایایی استفاده شده است. نتایج نشان داد که 4/43 درصد از پاسخگویان میزان علاقه مندی خود را به ادبیات فارسی در حد متوسط و 7/4 درصد در حد خیلی کم گزارش کرده اند. این یافته ها نشان دهنده علاقه مندی بالاتر از حد متوسط دانشجویان به شعر و ادبیات فارسی است؛ اما میزان مطالعه شعر در بین دانشجویان کمتر از حد انتظار است. نقش ادبیات در ترویج اخلاق انسانی و گرایش های زیبایی شناسانه به ترتیب 03/79 درصد و 40/77 درصد گزارش شده است. میزان لذت بردن از مطالعه یک شعر 74/88 درصد و میزان همدلی با قهرمانان داستان ها 55/72 درصد بوده است. برای تقویت و توسعه این علاقه مندی، پیشنهاداتی ازجمله برگزاری جلسات شعرخوانی و نقد ادبی، تجهیز کتابخانه ها با منابع ادبی، برگزاری دوره ها و کارگروه های آموزشی، فعالیت های فرهنگی و هنری و توسعه برنامه های مطالعاتی مرتبط با ادبیات فارسی ارائه شده است.
A Critical Reading of the Elements of Iranshahri Political Thought in the Views of Javad Tabatabai(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Reflection on Javad Tabatabai's views concerning Iranshahri political thought, along with certain critical remarks, constitutes the central focus of the present article. This article initially addresses the position of the discourse on Iranshahri thought and political thought within the entirety of Tabatabai's research project. Subsequently, following brief references to the characteristics of Iranshahri thought as its foundations, the elements (sing. mofrad) of Iranshahri political thought, based on these foundations, are extracted and inferred from his works. The most significant elements of Iranshahri political thought, according to Tabatabai, can be identified as follows: 1. Ideal kingship possessing divine farr (charisma/glory). 2. The institution of vizierate. 3. The absolute, but not autocratic, nature of Iranshahri monarchy. 4. Realism, expediency, and the precedence of observing justice over Sharia (religious law). 5. Unity in diversity centered on the institution of kingship. 6. Tolerance. 7. The education of princes and future rulers. 8. Law as the will of God, enacted by the royal institution as God's representative on earth. 9. Religion as a part of national affairs and in service of national interests. 10. Emphasis on the disorders of the age as a negative aspect of the rearticulation of Iranshahri political thought in the Islamic era. The ahistorical nature, subjective interpretation (tafsir bi'l-ra'y), imposition of presuppositions onto historical reality, ideological character, and the disregarding or omission of events and ideas contrary to his viewpoint are the most significant shortcomings in Tabatabai's views on Iranshahri political thought.
تحلیل و ارزیابی الگوی سیاستگذاری اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
31 - 46
حوزههای تخصصی:
الگوی سیاست گذاری اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران طی چند دهه گذشته با چالشهای قابل توجهی مواجه بوده است. اقتصاد ایران در معرض رویدادهای مهمی مانند انقلاب 1357، جنگ هشت ساله با عراق، نوسانات قیمت جهانی نفت، ،تحریمها و کنترل دولت بر بخش های عمده ای از اقتصاد، سیاستهای متغیر کلیدی اقتصاد کلان را به طور قابل توجهی تغییر داده است. هدف مقاله حاضر تحلیل الگوی سیاستگذاری اقتصادی ایران میباشد. سیاستگذاری اقتصادی ماهیت هنجاری اکتشافی و مبتنی بر برنامه ریزی دارد. هر یک از مولفه های یاد شده چگونگی فهم ساختاری در وقوع پدیدهها و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر را امکان پذیر می سازد. سوال اصلی پژوهش این است که الگوی سیاستگذاری اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران چگونه قابل تببین است؟ این پژوهش از یک رویکرد تحقیق کیفی برای تحلیل و ارزیابی الگوی سیتاستگذاری اقتصادی در ج ا ایران استفاده می کند. فرضیه حاضر بیان گر آن است که سیاستگذاری اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران بر مبنای رویکرد مدل تک مرحله ای واکنشی مبتنی بر خط مشی دستوری تصاعدی ، فقدان راهبرد همه جانبه و بی توجهی به چشم انداز سازمانی از منظر آموزههای سیاستگذاری عمومی قابل تحلیل و ارزیابی می باشد.
نقش سیاست آفرینان در فرایند سیاستگذاری؛ بررسی تقابل عوامل فردی و ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
51 - 23
حوزههای تخصصی:
«سیاست آفرینی» یکی از مفاهیمی است که توسط پژوهشگران مختلف برای توصیف نقش و اثرگذاری برخی افراد در فرایند سیاستگذاری استفاده می شود. سیاست آفرینان افرادی هستند که «زمان، انرژی، شهرت و گاهی اوقات پول» را برای توسعه راه حل ترجیحی خود برای یک مسئله سیاستی در فرایند سیاستگذاری اختصاص می دهند. در پاره ای اوقات، سیاست آفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری موفق اند یا با شکست روبه رو می شوند که دلایل این امر از منظرهای مختلف قابل بررسی است. پژوهش حاضر با تمرکز بر ادبیات این حوزه به بررسی نقش مؤلفه های فردی مانند راهبردها و ابزارهای مورد استفاده سیاست آفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری می پردازد و عوامل ساختاری دخیل در تأثیرگذاری آنها را نیز از منظر نظریه های مختلف سیاست عمومی بررسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد راهبردهای مورد استفاده سیاست آفرینان مانند استفاده از شواهد علمی به منظور متقاعدسازی، داستان سرایی، شبکه سازی، ایجاد ائتلاف های سیاستی/ تغییرات نهادی و دستکاری سیاسی نقش مهمی بر تأثیرگذاری آنها بر فرایند سیاستگذاری دارد. همچنین هر کدام از چارچوب های سیاستی بر بعد خاصی از این مفهوم تمرکز کرده و نقش سطوح ساختاری و زمینه های محیطی را در نقش آفرینی سیاست آفرینان، متفاوت ارزیابی می کنند. بیشتر پژوهش ها به طور چشمگیری بر قدرت سیاست آفرینان و در عین حال بر کم اهمیت جلوه دادن عوامل ساختاری در شکل دادن به اقدامات آنها تأکید می کنند. در نهایت باید گفت که از بین نظریان مختلف سیاست عمومی، سه چارچوب جریان چندگانه کینگدان، ائتلاف حامی و روایت های سیاستی، بیش از نظریات دیگر بر این حوزه متمرکز شده اند و عوامل متفاوتی را در این زمینه مؤثر می دانند.
سناریوهای محتمل هوشمندسازی سامانه آماد و پشتیبانی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۱۰(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
35 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف : پیشرفت های سریع و تحولات پرشتاب آینده، فضای نامطمئن و سرشار از فرصت و تهدید را پیش روی نیروهای مسلح قرار داده است؛ بنابراین در این فضای به شدت تغییرپذیر و نامطمئن، آمادگی های نظری و همین طور عملی برای پیش بینی وقوع جنگ های آینده مبتنی بر تکامل اندیشه های نظامی، تاکتیک ها و فناوری پیشرفته یک ضرورت ملی و حتمی است. ازاین رو هدف این مقاله تدوین سناریوهای محتمل هوشمند سازی سامانه آماد و پشتیبانی نزاجا در افق1410 است. روش : این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی اکتشافی است که بر پایه روش سناریونویسی«تحلیل تأثیرات روندها و تحلیل تأثیرات متقابل» با رویکرد کمّی انجام شده است.جامعه خبرگان پژوهش 10 نفر از اساتید دانشگاه های نیروهای مسلح، فرماندهان و مدیران در مشاغل راهبردی جزو دو تیم کارشناسی (سناریونویسی) و راهبری است. شیوه های گردآوری اطلاعات و روش تجزیه وتحلیل، بررسی کتابخانه ای علمی و تخصصی و بهره گیری از روش مصاحبه با خبرگان بوده است. یافته ها : سناریوهای محتمل تدوین شده از بین چندین سناریو با عناوین «آماد و پشتیبانی پویا» (خوش بینانه)، «مقاومت در برابر تغییر» (بد بینانه)، «آماد و پشتیبانی منفعل» (فاجعه آمیز) و «آماد و پشتیبانی تحول آفرین در لبه دانشی» (معجزه آسا) ترسیم شده است. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان می دهد سناریوی(مقاومت در برابر تغییر) در اولویت اول، سناریوی آمادوپشتیبانی پویا، اولویت دوم، سناریوی آماد و پشتیبانی منفعل، اولویت سوم سناریوی آماد و پشتیبانی تحول آفرین در لبه دانشی، در اولویت چهارم میزان اثرگذاری، نفوذ و مداخله سازمانی نزاجا قرار دارند.
صورت بندی ریزوم های مؤثر در برساخت واگرایی سرزمینی حزب دموکرات آذربایجان از ایران در پایان جنگ جهانی دوم (1945-1946)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
806 - 783
حوزههای تخصصی:
مبتنی بر رهیافت «دلوز» و «گتاری» قلمروزایی گفتمان های حاشیه ای؛ الگوی خلاقانه از مفصل بندی ریزوم های اجتماعی است که جهت قلمروزدایی از گفتمان های حاکم صورت می گیرد. در این زمینه در مقطع زمانی سال های 1945 و 1946 حزب دموکرات آذربایجان به رهبری فردی به نام «پیشه وری» با اتکا به مجموعه ای از مؤلفه های ریزوماتیک، انتزاع سرزمینی منطقه آذربایجان را مبتنی بر قرائت اپستمیک خود رقم زد. در این پژوهش کوشش شده چگونگی مفصل بندی ریزوم های اجتماعی این حزب در برساخت گفتمان تلفیقی از پان ترکیسم و مارکسیسم و چگونگی قلمروزایی آن در جهت برساخت واگرایی سرزمینی بررسی شود. یافته های پژوهش بیانگر آن است که این حزب با اتکا به اندیشه سیاسی التقاطی قوم گرایی کمونیستی؛ الحاق قلمرو آذربایجان ایران به کشور شوروی را زمینه ساز دستیابی طبقه پرولتاریا در آذربایجان به حقوق خود تفسیر کرد. از سوی دیگر شارحان این حزب کوشیدند سیر تکوین تاریخ آذربایجان را متفاوت از تاریخ ایران قلمداد کرده و با ناسیونالیسم برساخت یافته توسط حکومت پهلوی غیریت سازی کنند. همچنین این حزب ضمن همذات پنداری ژئوپلیتیک با شوروی، آن را به مثابه کشوری بازنمایی می کرد که درصدد است ثروت ملل محروم را از تسلط استعمارگران غربی خارج سازد.
مدیریت کارآمد و قدرت ملی در منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقویت قدرت ملی با استفاده از مدیریت منابع داخلی و بهره گیری از ظرفیت های خارجی بخشی از کار ویژه های دولت ها را در عصر حاضر تشکیل می دهند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی تقویت قدرت ملی و دستیابی به اهداف ملی یکی از مهم ترین هدف گذاری های نخبگان سیاسی را تشکیل داد. مدیریت کارآمد منابع داخلی جهت استحکام منابع داخلی قدرت ملی و جلوگیری از هدر رفت منابع بخش جدایی ناپذیر طرح های کلان ملی قلمداد شد. آیت الله خامنه ای در ارتباط با مدیریت کلان مسائل ملی در حوزه های مختلف و ارتباطان با قدرت ملی در قالب بیانات متنوع مطالبی را مطرح کرده اند. پژوهش حاضر بر اساس مطالعه بیانات ایشان در حوزه مسائل مدیریت کارآمد در سطح کشور و پیوند آن با مقوله قدرت ملی سازماندهی شده است. آیت الله خامنه ای با رویکرد ترکیبی به قدرت ملی و قراردادن آن به عنوان مهم ترین بستر زمینه ساز حکمرانی مطلوب ملی به مقوله کارآمدی از دریچه تقویت قدرت ملی پرداخته اند. سؤال پژوهش حاضر این است که در دیدگاه آیت الله خامنه ای چه پیوندی بین مدیریت کارآمد و تقویت قدرت ملی وجود دارد؟ در پاسخ به سؤال فوق فرضیه ذیل مطرح می شود که در بیانات ایشان مدیریت کارآمد در قالب مدیریت ذیل مفهوم مدیریت جهادی با رعایت لوازم نظری آن به تقویت قدرت نرم (مقبولیت و مشروعیت نظام) و قدرت سخت (تولید قدرت نظامی و اقتصادی) می انجامد. روش پژوهش در مقاله حاضر توصیفی- تبیینی و روش جمع آوری منابع اسنادی است.
تحلیل امنیت سیاسی فردمحور در اندیشه سیاسی اسلام، با تأکید بر دیدگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
139 - 170
حوزههای تخصصی:
امنیت، از مؤلفه های اصلی حقوق بنیادین افراد است و در دین مبین اسلام از ارزش قدسی برخوردار بوده، شاخص مهم جامعه اسلامی محسوب می شود. نوشتار پیش رو با شیوه تحلیلی اسنادی، امکان تحقق امنیت سیاسی فرد محور را از منظر تفکر سیاسی اسلام و با تأکید بر اندیشه های امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، که در آن اذن و اراده الهی، مبنای همه حقانیت ها بوده و به ظاهر در تنافی با اصل اراده خودبنیان می باشد را بازشناسی نموده و با لحاظِ پذیرش اصل تنوع و تکثر اراده ها، نیک سرشتی انسان، ناکارآمدی تحمیل و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش و با استناد به برهان طلبی، حرمت کتمان حق، ترغیب به محاجّه و پیروی از نیکوترین گفتار در آیات قرآن کریم؛ به این نتیجه رهنمون می شود که از منظر امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب، که بازتابی روشن از اندیشه های سیاسی اسلام است، اولا چنین تنافی مردود است و ثانیا به منظور کشف حقیقت و اتمام حجت و در چارچوب تحفظ از شرع مقدس و امنیت روانی جامعه و سیطره بصیرت بر آرا و افکار؛ اقامه امنیت سیاسی فردمحور رمز رشد و تعالی جامعه و از جمله راهبردها و ملزومات اساسی جهت تحقق بخشیدن به آرمان های نظام مقدس اسلامی است.
نقش نهادهای حاکمیتی در تقویت وفاق ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
99 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر، شناسایی و تحلیل نقش نهادهای حاکمیتی در ایجاد و تقویت وفاق ملی و تأثیر آن بر انسجام ملی است. نهادهای حاکمیتی به عنوان ساختارهای اصلی مدیریت جامعه، نقش حیاتی در ایجاد و حفظ وفاق ملی دارند. وفاق، با پیوند بین افراد و گروه ها موجب تقویت همبستگی و همکاری در راستای توسعه و پیشرفت جامعه می شود. نهادهای حاکمیتی با تأمین حاکمیت قانون، بستری مناسب برای حفظ و تداوم هویت ها و فرهنگ های گوناگون فراهم می نمایند. این نهادها با ایجاد فضای اعتماد و احترام متقابل به کاهش تنش های اجتماعی و تقویت وفاق ملی کمک می کنند. مقاله حاضر درصدد است به این پرسش اصلی پاسخ دهد که نهادهای حاکمیتی چگونه می توانند به تقویت وفاق ملی و کاهش تنش های اجتماعی کمک کنند؟ برای پاسخ، از روش تحقیق کیفی و تحلیل اسنادی استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که نهادهای حاکمیتی با اتخاذ سیاست های فراگیر و مشارکتی، می توانند به تقویت هویت ملی و کاهش تنش های اجتماعی کمک نمایند. همچنین نهادهای حاکمیتی باید به نیازها و خواسته های اقوام و گروه های مختلف توجه بیشتری داشته باشند تا بتوانند به ایجاد وفاق ملی پایدار دست یابند. درنهایت راهکارهایی ازجمله تقویت شفافیت و ایجاد بسترهای مشارکت فعال شهروندان در فرایندهای تصمیم گیری، جهت تقویت وفاق ملی و افزایش همبستگی اجتماعی بیان شده اند.
بررسی علل و روند همگرایی اسرائیل و اعراب و پیامدهای امنیتی آن برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان تأسیس اسرائیل، طیفی از رخدادها نظیر جنگ، منازعه، اتحاد و ائتلاف گرفته تا آتش بس، مذاکرات و توافقنامه های متعدد صلح دو یا چندجانبه و در نهایت وابستگی متقابل و همگرایی به روابط اسرائیل و اعراب شکل داده است. بررسی عمیق این رخدادها فرایندی از منازعه و جنگ به صلح و همگرایی را متجلی می سازد، روندی حائز اهمیت که دیدگاه های بسیاری از اندیشمندان روابط بین الملل و سیاستمداران را به چالش کشیده است. بنابراین با توجه به درهم تنیدگی و پیچیدگی روابط بین الدولی در خاورمیانه، پاسخ به سه مسأله علل همگرایی، چگونگی همگرایی و چیستی پیامدهای امنیتی همگرایی اسرائیل و اعراب برای ایران بسیار مهم و نیازمند بررسی علمی است که محورهای اصلی این پژوهش را نیز شکل داده است. نتایج حاصل از این پژوهش که براساس رویکردی تحلیلی تبیینی و با اتکاء بر روش تحلیل روند انجام شده است، نشان می دهد که عوامل سه وجهی محدودیت های راهبردی اسرائیل، الزامات و خواست کشورهای عربی و الزامات مشترک، صلح و همگرایی بین دو طرف را به صورت همزمان ایجاد کرده است. فرایند همگرایی به صورت تدریجی، چندبعدی، رسمی، عمیق و چندسطحی توسعه و تکامل یافته است که مهمترین پیامدهای امنیتی آن برای ایران تضعیف جبهه مقاومت به رهبری ایران، محاصره و موازنه تهدید ایران و بازتعریف ساختار امنیتی منطقه و تضعیف نقش ایران در این ساختار بوده است..
خرد سیاسی دولت مدرن و تکنیک های قدرت در درس های مدرسه علوم سیاسی و تاثیر آن بر فرآیند مشروطیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
217 - 255
حوزههای تخصصی:
گذار از «فرمان» به «قانون» و از «حکمرانی» به «حکومتمندی» یکی از مهم ترین سر فصل های تاریخ اندیشه سیاسی در ایران است. بررسی فرآیند مشروطیت در ایران در چارچوب مفهوم حکومتمندی افق تازه ای از تحلیل ظهور مفاهیم مدرن اندیشه سیاسی را پیش روی ما قرار می دهد. مدرسه علوم سیاسی یکی از مهم ترین نهادهایی است که در پیدایش فکر مشروطیت نقش اساسی را داشت. درس های مدرسه علوم سیاسی شرح و بسط مفاهیم مدرنی است که پیش و پس از مشروطه در جهت تکوین دولت مدرن در ایران بیان شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مبانی دولت مدرن و تکنیک های قدرت در درس های «محمدعلی فروغی»، «میرزا حسن خان پیرنیا»، «میرزا مصطفی خان منصور السلطنه» و «گوستاو دمرنی» می پردازد. بر همین اساس پرسش اصلی پژوهش عبارت است از اینکه خرد سیاسی دولت مدرن و تکنیک های قدرت در درس های مدرسه علوم سیاسی چیست و چه تاثیری بر فرآیند مشروطیت گذاشت؟ بر اساس یافته های پژوهش محور اصلی خرد سیاسی دولت مدرن در درس های مدرسه علوم سیاسی را مفاهیم مدرنی نظیر «علم حقوق»، «قانون» و «آزادی» در بر می گیرد. همچنین دولت در این درس ها بر مبنای مفهوم مدرن «ملت- دولت» است که منجر به فکر تاسیس «دولت مشروطه متمرکز اداری» از طریق تکنیک های «انضباط اداری»، «انضباط مالی» و تکنیک های «سیاسی و اجتماعی» شد. این مفاهیم مدرن بعدها در قانون اساسی مشروطه و متمم آن عینا تکرار گردید.
ترکیب فرهنگی شهر و استان سمرقند: بررسی تحولات قومی زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار تنوع فرهنگی شهر سمرقند و استان سمرقند در ازبکستان را بررسی و تحولات قومی، زبانی و مذهبی را کنکاش می کنیم. تاریخ سمرقند به عنوان یک مرکز مهم شهری در کنار جاده ابریشم، ترکیبی غنی از فرهنگ ها و زبان ها را در خود جای و پرورش داده است. درحال حاضر، تفاوت زبانی قابل توجهی میان شهر سمرقند و استان بیشتر روستایی سمرقند وجود دارد. بیشتر ساکنان شهر سمرقند، به زبان فارسی تاجیکی به عنوان زبان اول صحبت می کنند، در حالی که در استان سمرقند، ازبکی، یک زبان ترک تبار است که واژه های فارسی بسیاری را به کار می برد و زبان اصلی گفتاری روزمره مردم است. همچنین تحولات ادامه دار الگوهای فرهنگی، به ویژه از زمان استقلال ازبکستان، با افزایش اهمیت زبان ازبکی را بررسی می کنیم. در حالی که فارسی تاجیکی همچنان موقعیت خود را به عنوان زبان اول بیشتر ساکنان شهر سمرقند حفظ کرده است، موقعیت نسبی خود را در مقایسه با زبان ازبکی، به دلیل سیاست های زبانی دولت و مهاجرت روستایی شهری از دست می دهد. انتظار می رود در چشم انداز زبانی آینده، دوزبانگی همچنان ملموس بماند، در صورتی که زبان ازبکی پیوسته اهمیت بیشتری پیدا کند. سرزمین ورارود یکی از مهدهای زبان فارسی بوده است، اما امروزه زبان فارسی در آن به حیات ضعیف خود ادامه می دهد. اینک در ازبکستان مانع قانونی برای به کار بردن زبان های محلی وجود ندارد، اما مهاجرت پیوسته ازبک زبان ها از روستا به شهر، موقعیت زبان فارسی تاجیکی را در ازبکستان زیر فشار نسبی قرار می دهد.
کارکردشناسی سیاسی آینده نگری در کلام معصومین و رهبران انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
43 - 66
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی و اهمیت آن در ساحت اندیشه و کنشگری امری گریزناپذیر است. تحقق آینده ای مطلوب و نجات از آینده ممکن و محتملِ پرمخاطره، رسالتی است که آینده پژوهان مطالعه آن را ضروری می دانند. توجه آموزه های دینی به آینده زیست امت، همواره ترسیم چشم انداز و تبیین آسیب ها را در پی داشته است. روایت های آینده نگرانه معصومین (علیهم السلام) به عنوان صاحبان علم لدنی و فرهیختگان مکتب اسلام، ناظر به پژوهیدن در آینده ای است که واگرایی در آن خسارات جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. پیامبر اکرم و ائمه اطهار (علیهم السلام) از طریق اِخبار از حوادث آینده متذکر اهمیت مطالعه چالش های آینده مطلوب بوده اند؛ مسائلی که محدود به بازه زمانی خاصی نبوده، قابلیت استخراج مناط و معیار برای آیندگان در آن وجود دارد. این تحقیق به روش تحلیل و بررسی نقل تاریخی بوده و روشن کرده است که رهبران انقلاب اسلامی برخاسته از حوزه های علمیه به سبب تفقه، شناخت دقیق سیره معصومان و زمان شناسی، به الزامات پیش روی آینده امت پرداخته اند و در این میان، «عرصه سیاسی» یکی از عرصه های سرنوشت سازی است که با شناخت دقیق کارکردهای آن، فرصت ها و تهدیدهای پیش روی جامعه درک و حرکت به سوی تمدن اسلامی تسهیل می شود. پیامدسنجی وابستگی به مستکبران و شناخت چالش های نفاق و استیلای جریان الهی از نمونه این کارکردها هستند.