فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
بی شک یکی از مظهرهای تحقق و پیشبرد تمدن سازی ایران در منطقه غرب آسیا فهم آن دسته از ظرفیت های قدرتی است که جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد و می تواند بر مبنای آن جایگاه منطقه ای و بین المللی خود را ارتقا دهد. بدین منظور در این مقاله ابعاد سه گانه ظرفیت سازی از قدرت منطقه ای ایران واکاوی و مشخص شد که ابعاد مختلف ارتقای قدرت منطقه ای ایران در قالب سه بعد هدف ها و راهبردها و ویژگی ها بررسی شدنی است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است که برای گردآوری داده ها عموماً از منبع های کتابخانه ای و اسنادی استفاده شد؛ البته برای تأیید دقیق تر این رویکرد اسنادی جلسه های خبرگی و بحث کارشناسی هم به کار گرفته شد. نتیجه های تحقیق نشان داد مدل ارتقای قدرت منطقه ای ایران برای تمدن سازی در غرب آسیا شامل سه بُعد هدف ها (مشتمل بر 3 مؤلفه) و راهبردها (مشتمل بر 5 مؤلفه) و ویژگی ها (مشتمل بر 8 مؤلفه) تبیین پذیر است.
کارکردهای روشنفکری دینی در نظام اسلامی از منظر آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روشنفکران دینی برآمده از تعامل جامعه ایرانی با تجدد، و نقش و رویکرد روشنفکران در قبال آن، است. بر این اساس شناخت و درک نوع تلقی و استنباط آیت الله خامنه ای که سال ها از نزدیک در تماس با این جریان فکری و برخی از نمایندگان آن بوده است، در شناخت نقاط آسیب و برخی نارسایی های این طیف فکری حایز اهمیت است. سوال اصلی پژوهش بر محور موضوع موصوف در این نوشتار به این شکل سامان یافته که شاخصه ها و کارکردهای روشنفکری دینی در نظام اسلامی از منظر آیت اله خامنه ای کدام است؟ که فرضیه پژوهش ییان می کند شاخصه ها و کارکردهای روشنفکری دینی در نظام اسلامی از منظر آیت اله خامنه ای در مقوماتی چون نگاه نقادانه داشتن، اصلاح سبک زندگی و رساندن مردم به سعادت دنیوی و اخروی قابل تبیین است. بنابراین پزوهش حاضر با هدف، کاربردی و با استفاده از روش کیفی و با کمک گرفتن از ابزار کتابخانه ای و میدانی (ویژه مصاحبه با تعدادی از نخبگان) به تجزیه و تحلیل دادها پرداخته است که بر اساس آن در اندیشه رهبر معظم انقلاب روشنفکری در ایران بیمارگونه متولد شده است و در بعد عملکردی، مَنِشی (شامل دو بُعد شخصیتی و رفتاری) و بینشی (شامل دو بُعد نسبت با غرب و نسبت با دین) دارای آسیب هایی بوده است. از نظر ایشان روشنفکر حقیقی کسی است که پیشرفت و تحول را از هر طریقی نمی پذیرد؛ بلکه آن نوع از برنامه برای تحول و پیشرفت را پذیراست که مطابق منافع ملی، ساختار فکری و فرهنگی و ارزشی جامعه باشد.
بررسی جامعه شناختی پیوند میان مطالعه ادبیات و هویت فرهنگی در میان دانشجویان دانشگاه شاهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
29 - 52
حوزههای تخصصی:
ادبیات فارسی به عنوان یکی از غنی ترین و کهن ترین میراث های فرهنگی ایران، نقش مهمی در شکل دهی به هویت ملی و فرهنگی ایرانیان ایفا می کند. شعر فارسی، با زیبایی های زبانی و مفاهیم عمیق خود، همواره موردتوجه علاقه مندان به ادبیات قرار گرفته است. در این میان، دانشجویان به عنوان نسل جوان و آینده ساز کشور، نقش بسزایی در حفظ و ترویج این میراث ارزشمند دارند؛ بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان علاقه مندی و خواندن شعر و ادبیات فارسی در بین دانشجویان است. روش این تحقیق به صورت پیمایشی بوده و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه شاهد تهران بوده و نمونه آماری به صورت تصادفی انتخاب شده است. برای افزایش اعتبار و پایایی نتایج، از روش های آماری معتبر و آزمون های پایایی استفاده شده است. نتایج نشان داد که 4/43 درصد از پاسخگویان میزان علاقه مندی خود را به ادبیات فارسی در حد متوسط و 7/4 درصد در حد خیلی کم گزارش کرده اند. این یافته ها نشان دهنده علاقه مندی بالاتر از حد متوسط دانشجویان به شعر و ادبیات فارسی است؛ اما میزان مطالعه شعر در بین دانشجویان کمتر از حد انتظار است. نقش ادبیات در ترویج اخلاق انسانی و گرایش های زیبایی شناسانه به ترتیب 03/79 درصد و 40/77 درصد گزارش شده است. میزان لذت بردن از مطالعه یک شعر 74/88 درصد و میزان همدلی با قهرمانان داستان ها 55/72 درصد بوده است. برای تقویت و توسعه این علاقه مندی، پیشنهاداتی ازجمله برگزاری جلسات شعرخوانی و نقد ادبی، تجهیز کتابخانه ها با منابع ادبی، برگزاری دوره ها و کارگروه های آموزشی، فعالیت های فرهنگی و هنری و توسعه برنامه های مطالعاتی مرتبط با ادبیات فارسی ارائه شده است.
نقش سیاست آفرینان در فرایند سیاستگذاری؛ بررسی تقابل عوامل فردی و ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
51 - 23
حوزههای تخصصی:
«سیاست آفرینی» یکی از مفاهیمی است که توسط پژوهشگران مختلف برای توصیف نقش و اثرگذاری برخی افراد در فرایند سیاستگذاری استفاده می شود. سیاست آفرینان افرادی هستند که «زمان، انرژی، شهرت و گاهی اوقات پول» را برای توسعه راه حل ترجیحی خود برای یک مسئله سیاستی در فرایند سیاستگذاری اختصاص می دهند. در پاره ای اوقات، سیاست آفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری موفق اند یا با شکست روبه رو می شوند که دلایل این امر از منظرهای مختلف قابل بررسی است. پژوهش حاضر با تمرکز بر ادبیات این حوزه به بررسی نقش مؤلفه های فردی مانند راهبردها و ابزارهای مورد استفاده سیاست آفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری می پردازد و عوامل ساختاری دخیل در تأثیرگذاری آنها را نیز از منظر نظریه های مختلف سیاست عمومی بررسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد راهبردهای مورد استفاده سیاست آفرینان مانند استفاده از شواهد علمی به منظور متقاعدسازی، داستان سرایی، شبکه سازی، ایجاد ائتلاف های سیاستی/ تغییرات نهادی و دستکاری سیاسی نقش مهمی بر تأثیرگذاری آنها بر فرایند سیاستگذاری دارد. همچنین هر کدام از چارچوب های سیاستی بر بعد خاصی از این مفهوم تمرکز کرده و نقش سطوح ساختاری و زمینه های محیطی را در نقش آفرینی سیاست آفرینان، متفاوت ارزیابی می کنند. بیشتر پژوهش ها به طور چشمگیری بر قدرت سیاست آفرینان و در عین حال بر کم اهمیت جلوه دادن عوامل ساختاری در شکل دادن به اقدامات آنها تأکید می کنند. در نهایت باید گفت که از بین نظریان مختلف سیاست عمومی، سه چارچوب جریان چندگانه کینگدان، ائتلاف حامی و روایت های سیاستی، بیش از نظریات دیگر بر این حوزه متمرکز شده اند و عوامل متفاوتی را در این زمینه مؤثر می دانند.
سناریوهای محتمل هوشمندسازی سامانه آماد و پشتیبانی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۱۰(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
35 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف : پیشرفت های سریع و تحولات پرشتاب آینده، فضای نامطمئن و سرشار از فرصت و تهدید را پیش روی نیروهای مسلح قرار داده است؛ بنابراین در این فضای به شدت تغییرپذیر و نامطمئن، آمادگی های نظری و همین طور عملی برای پیش بینی وقوع جنگ های آینده مبتنی بر تکامل اندیشه های نظامی، تاکتیک ها و فناوری پیشرفته یک ضرورت ملی و حتمی است. ازاین رو هدف این مقاله تدوین سناریوهای محتمل هوشمند سازی سامانه آماد و پشتیبانی نزاجا در افق1410 است. روش : این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی اکتشافی است که بر پایه روش سناریونویسی«تحلیل تأثیرات روندها و تحلیل تأثیرات متقابل» با رویکرد کمّی انجام شده است.جامعه خبرگان پژوهش 10 نفر از اساتید دانشگاه های نیروهای مسلح، فرماندهان و مدیران در مشاغل راهبردی جزو دو تیم کارشناسی (سناریونویسی) و راهبری است. شیوه های گردآوری اطلاعات و روش تجزیه وتحلیل، بررسی کتابخانه ای علمی و تخصصی و بهره گیری از روش مصاحبه با خبرگان بوده است. یافته ها : سناریوهای محتمل تدوین شده از بین چندین سناریو با عناوین «آماد و پشتیبانی پویا» (خوش بینانه)، «مقاومت در برابر تغییر» (بد بینانه)، «آماد و پشتیبانی منفعل» (فاجعه آمیز) و «آماد و پشتیبانی تحول آفرین در لبه دانشی» (معجزه آسا) ترسیم شده است. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان می دهد سناریوی(مقاومت در برابر تغییر) در اولویت اول، سناریوی آمادوپشتیبانی پویا، اولویت دوم، سناریوی آماد و پشتیبانی منفعل، اولویت سوم سناریوی آماد و پشتیبانی تحول آفرین در لبه دانشی، در اولویت چهارم میزان اثرگذاری، نفوذ و مداخله سازمانی نزاجا قرار دارند.
صورت بندی ریزوم های مؤثر در برساخت واگرایی سرزمینی حزب دموکرات آذربایجان از ایران در پایان جنگ جهانی دوم (1945-1946)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
806 - 783
حوزههای تخصصی:
مبتنی بر رهیافت «دلوز» و «گتاری» قلمروزایی گفتمان های حاشیه ای؛ الگوی خلاقانه از مفصل بندی ریزوم های اجتماعی است که جهت قلمروزدایی از گفتمان های حاکم صورت می گیرد. در این زمینه در مقطع زمانی سال های 1945 و 1946 حزب دموکرات آذربایجان به رهبری فردی به نام «پیشه وری» با اتکا به مجموعه ای از مؤلفه های ریزوماتیک، انتزاع سرزمینی منطقه آذربایجان را مبتنی بر قرائت اپستمیک خود رقم زد. در این پژوهش کوشش شده چگونگی مفصل بندی ریزوم های اجتماعی این حزب در برساخت گفتمان تلفیقی از پان ترکیسم و مارکسیسم و چگونگی قلمروزایی آن در جهت برساخت واگرایی سرزمینی بررسی شود. یافته های پژوهش بیانگر آن است که این حزب با اتکا به اندیشه سیاسی التقاطی قوم گرایی کمونیستی؛ الحاق قلمرو آذربایجان ایران به کشور شوروی را زمینه ساز دستیابی طبقه پرولتاریا در آذربایجان به حقوق خود تفسیر کرد. از سوی دیگر شارحان این حزب کوشیدند سیر تکوین تاریخ آذربایجان را متفاوت از تاریخ ایران قلمداد کرده و با ناسیونالیسم برساخت یافته توسط حکومت پهلوی غیریت سازی کنند. همچنین این حزب ضمن همذات پنداری ژئوپلیتیک با شوروی، آن را به مثابه کشوری بازنمایی می کرد که درصدد است ثروت ملل محروم را از تسلط استعمارگران غربی خارج سازد.
مدیریت کارآمد و قدرت ملی در منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقویت قدرت ملی با استفاده از مدیریت منابع داخلی و بهره گیری از ظرفیت های خارجی بخشی از کار ویژه های دولت ها را در عصر حاضر تشکیل می دهند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی تقویت قدرت ملی و دستیابی به اهداف ملی یکی از مهم ترین هدف گذاری های نخبگان سیاسی را تشکیل داد. مدیریت کارآمد منابع داخلی جهت استحکام منابع داخلی قدرت ملی و جلوگیری از هدر رفت منابع بخش جدایی ناپذیر طرح های کلان ملی قلمداد شد. آیت الله خامنه ای در ارتباط با مدیریت کلان مسائل ملی در حوزه های مختلف و ارتباطان با قدرت ملی در قالب بیانات متنوع مطالبی را مطرح کرده اند. پژوهش حاضر بر اساس مطالعه بیانات ایشان در حوزه مسائل مدیریت کارآمد در سطح کشور و پیوند آن با مقوله قدرت ملی سازماندهی شده است. آیت الله خامنه ای با رویکرد ترکیبی به قدرت ملی و قراردادن آن به عنوان مهم ترین بستر زمینه ساز حکمرانی مطلوب ملی به مقوله کارآمدی از دریچه تقویت قدرت ملی پرداخته اند. سؤال پژوهش حاضر این است که در دیدگاه آیت الله خامنه ای چه پیوندی بین مدیریت کارآمد و تقویت قدرت ملی وجود دارد؟ در پاسخ به سؤال فوق فرضیه ذیل مطرح می شود که در بیانات ایشان مدیریت کارآمد در قالب مدیریت ذیل مفهوم مدیریت جهادی با رعایت لوازم نظری آن به تقویت قدرت نرم (مقبولیت و مشروعیت نظام) و قدرت سخت (تولید قدرت نظامی و اقتصادی) می انجامد. روش پژوهش در مقاله حاضر توصیفی- تبیینی و روش جمع آوری منابع اسنادی است.
تحلیل امنیت سیاسی فردمحور در اندیشه سیاسی اسلام، با تأکید بر دیدگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
139 - 170
حوزههای تخصصی:
امنیت، از مؤلفه های اصلی حقوق بنیادین افراد است و در دین مبین اسلام از ارزش قدسی برخوردار بوده، شاخص مهم جامعه اسلامی محسوب می شود. نوشتار پیش رو با شیوه تحلیلی اسنادی، امکان تحقق امنیت سیاسی فرد محور را از منظر تفکر سیاسی اسلام و با تأکید بر اندیشه های امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، که در آن اذن و اراده الهی، مبنای همه حقانیت ها بوده و به ظاهر در تنافی با اصل اراده خودبنیان می باشد را بازشناسی نموده و با لحاظِ پذیرش اصل تنوع و تکثر اراده ها، نیک سرشتی انسان، ناکارآمدی تحمیل و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش و با استناد به برهان طلبی، حرمت کتمان حق، ترغیب به محاجّه و پیروی از نیکوترین گفتار در آیات قرآن کریم؛ به این نتیجه رهنمون می شود که از منظر امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب، که بازتابی روشن از اندیشه های سیاسی اسلام است، اولا چنین تنافی مردود است و ثانیا به منظور کشف حقیقت و اتمام حجت و در چارچوب تحفظ از شرع مقدس و امنیت روانی جامعه و سیطره بصیرت بر آرا و افکار؛ اقامه امنیت سیاسی فردمحور رمز رشد و تعالی جامعه و از جمله راهبردها و ملزومات اساسی جهت تحقق بخشیدن به آرمان های نظام مقدس اسلامی است.
نقش نهادهای حاکمیتی در تقویت وفاق ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
99 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر، شناسایی و تحلیل نقش نهادهای حاکمیتی در ایجاد و تقویت وفاق ملی و تأثیر آن بر انسجام ملی است. نهادهای حاکمیتی به عنوان ساختارهای اصلی مدیریت جامعه، نقش حیاتی در ایجاد و حفظ وفاق ملی دارند. وفاق، با پیوند بین افراد و گروه ها موجب تقویت همبستگی و همکاری در راستای توسعه و پیشرفت جامعه می شود. نهادهای حاکمیتی با تأمین حاکمیت قانون، بستری مناسب برای حفظ و تداوم هویت ها و فرهنگ های گوناگون فراهم می نمایند. این نهادها با ایجاد فضای اعتماد و احترام متقابل به کاهش تنش های اجتماعی و تقویت وفاق ملی کمک می کنند. مقاله حاضر درصدد است به این پرسش اصلی پاسخ دهد که نهادهای حاکمیتی چگونه می توانند به تقویت وفاق ملی و کاهش تنش های اجتماعی کمک کنند؟ برای پاسخ، از روش تحقیق کیفی و تحلیل اسنادی استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که نهادهای حاکمیتی با اتخاذ سیاست های فراگیر و مشارکتی، می توانند به تقویت هویت ملی و کاهش تنش های اجتماعی کمک نمایند. همچنین نهادهای حاکمیتی باید به نیازها و خواسته های اقوام و گروه های مختلف توجه بیشتری داشته باشند تا بتوانند به ایجاد وفاق ملی پایدار دست یابند. درنهایت راهکارهایی ازجمله تقویت شفافیت و ایجاد بسترهای مشارکت فعال شهروندان در فرایندهای تصمیم گیری، جهت تقویت وفاق ملی و افزایش همبستگی اجتماعی بیان شده اند.
بررسی علل و روند همگرایی اسرائیل و اعراب و پیامدهای امنیتی آن برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان تأسیس اسرائیل، طیفی از رخدادها نظیر جنگ، منازعه، اتحاد و ائتلاف گرفته تا آتش بس، مذاکرات و توافقنامه های متعدد صلح دو یا چندجانبه و در نهایت وابستگی متقابل و همگرایی به روابط اسرائیل و اعراب شکل داده است. بررسی عمیق این رخدادها فرایندی از منازعه و جنگ به صلح و همگرایی را متجلی می سازد، روندی حائز اهمیت که دیدگاه های بسیاری از اندیشمندان روابط بین الملل و سیاستمداران را به چالش کشیده است. بنابراین با توجه به درهم تنیدگی و پیچیدگی روابط بین الدولی در خاورمیانه، پاسخ به سه مسأله علل همگرایی، چگونگی همگرایی و چیستی پیامدهای امنیتی همگرایی اسرائیل و اعراب برای ایران بسیار مهم و نیازمند بررسی علمی است که محورهای اصلی این پژوهش را نیز شکل داده است. نتایج حاصل از این پژوهش که براساس رویکردی تحلیلی تبیینی و با اتکاء بر روش تحلیل روند انجام شده است، نشان می دهد که عوامل سه وجهی محدودیت های راهبردی اسرائیل، الزامات و خواست کشورهای عربی و الزامات مشترک، صلح و همگرایی بین دو طرف را به صورت همزمان ایجاد کرده است. فرایند همگرایی به صورت تدریجی، چندبعدی، رسمی، عمیق و چندسطحی توسعه و تکامل یافته است که مهمترین پیامدهای امنیتی آن برای ایران تضعیف جبهه مقاومت به رهبری ایران، محاصره و موازنه تهدید ایران و بازتعریف ساختار امنیتی منطقه و تضعیف نقش ایران در این ساختار بوده است..
کارکردشناسی سیاسی آینده نگری در کلام معصومین و رهبران انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
43 - 66
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی و اهمیت آن در ساحت اندیشه و کنشگری امری گریزناپذیر است. تحقق آینده ای مطلوب و نجات از آینده ممکن و محتملِ پرمخاطره، رسالتی است که آینده پژوهان مطالعه آن را ضروری می دانند. توجه آموزه های دینی به آینده زیست امت، همواره ترسیم چشم انداز و تبیین آسیب ها را در پی داشته است. روایت های آینده نگرانه معصومین (علیهم السلام) به عنوان صاحبان علم لدنی و فرهیختگان مکتب اسلام، ناظر به پژوهیدن در آینده ای است که واگرایی در آن خسارات جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. پیامبر اکرم و ائمه اطهار (علیهم السلام) از طریق اِخبار از حوادث آینده متذکر اهمیت مطالعه چالش های آینده مطلوب بوده اند؛ مسائلی که محدود به بازه زمانی خاصی نبوده، قابلیت استخراج مناط و معیار برای آیندگان در آن وجود دارد. این تحقیق به روش تحلیل و بررسی نقل تاریخی بوده و روشن کرده است که رهبران انقلاب اسلامی برخاسته از حوزه های علمیه به سبب تفقه، شناخت دقیق سیره معصومان و زمان شناسی، به الزامات پیش روی آینده امت پرداخته اند و در این میان، «عرصه سیاسی» یکی از عرصه های سرنوشت سازی است که با شناخت دقیق کارکردهای آن، فرصت ها و تهدیدهای پیش روی جامعه درک و حرکت به سوی تمدن اسلامی تسهیل می شود. پیامدسنجی وابستگی به مستکبران و شناخت چالش های نفاق و استیلای جریان الهی از نمونه این کارکردها هستند.
تحلیل سیاست گذاری فرهنگی در حوزه زنان ایران در دوره پهلوی دوم با تمرکز بر اسناد لانه جاسوسی آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
111 - 137
ورود دیدگاه های استعماری به ایران معاصر به منظور ایجاد تغییر در صورت و سیرت زندگی فردی و جمعی ایرانیان، یکی از مهمترین مسائل معاصر جامعه ایرانی است که توسط بازیگران متعددی از جمله ایالات متحده آمریکا دنبال شده است. اما از میان مخاطبین و موضوعات مختلف، مسأله زنان و تأثیرگذاری بر این قشر جامعه ساز بسیار اهمیت داشته است. لذا این مقاله در پی واکاوی ابعاد پنهان و آشکار مداخلات فرهنگی ایالات متحده در ایران عصر پهلوی دوم در حوزه زنان است که با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و با تکیه بر چارچوب نظری سیاست گذاری عمومی، اسناد طبقه بندی شده سفارت سابق آمریکا در تهران را مورد بررسی قرار داده است. پرسش اصلی تحقیق حاضر آن است که: ایالات متحده چگونه از طریق سیاست گذاری فرهنگی در حوزه زنان تلاش داشته تا نقش و هویت زن ایرانی را بازتعریف کند و این تلاش ها چه بازتابی در اسناد لانه جاسوسی داشته است؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیاست گذاری فرهنگی آمریکا در حوزه زنان ایرانی، عمدتاً در بستر زنان نخبه، نهادهای فرهنگی و آموزشی، رسانه و الگوهای رفتاری طراحی شده بود و تلاش داشت از طریق مهندسی اجتماعی به بازتعریف نقش زن ایرانی مطابق با الگوهای غربی بپردازد. این مداخلات گرچه در کوتاه مدت بر سبک زندگی و الگوهای فرهنگی برخی زنان تأثیر گذاشت، اما با واکنش و مقاومت های اجتماعی و مذهبی همراه شد و در نهایت به یکی از عوامل بی اعتمادی گسترده نسبت به آمریکا در سال های منتهی به انقلاب اسلامی تبدیل گردید. این مطالعه بر اهمیت فهم ابعاد فرهنگی، سیاست گذاری خارجی و نقش جامعه مدنی در واکنش به آن تأکید دارد.
آسیب شناسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظر واقع گرایی نئوکلاسیک؛ با تأکید بر واکاوی افعال واکنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی در اصل ابزاری برای پیگیری منافع و ارتقای امنیت ملی است. موقعیت ویژه ژئوپلیتیک ایران در حوزه های خاورمیانه، آسیای مرکزی، قفقاز و ...، اهمیت وجود یک سیاست خارجی مناسب برای احقاق منافع ملی را دوچندان می کند، با این حال، بسیاری بر این عقیده اند که عمده أفعال سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نه کنشی و خلاقانه، بلکه واکنشی و پاسخ محور است. برهمین اساس، با بهره گیری از بستر نئوکلاسیکیِ رئالیسم، پرسش اصلی این است که: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در زمینه تعریف اهداف و رویکردهای موازنه جویانه و أفعال واکنشی، با چه موانعی روبرو بوده و چه عواملی سبب اتخاذ رویکردهای نامتناسب و ناکافی در حوزه سیاست خارجی شده است؟ فرضیه ای که به صورت پاسخ موقت مورد سنجش قرار خواهد گرفت این است که عوامل سطح خُرد در هر دوجنبه مادی(نهادی) و معنایی(ادراکات و برداشت ها)، در سه حوزه 1-شناخت (خود، محیط بین المللی و تهدیدات خارجی) 2-اجماع بر سر سیاست خارجی بهینه و در نهایت 3-تصمیم گیری به موقع(مسئله زمان)؛ از جمله آسیب سازترین عوامل در حوزه سیاست خارجی ایران به شمار می آیند. شیوه پژوهش تحلیلی-تبیینی با یک رویکرد نظری و ماهیت آن نیز کاربردی است.
تحول گفتمانی اصلاح طلبی مذهبی و انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
267 - 287
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نسبت تحولات نظری جریان اصلاح طلبی مذهبی با انقلاب اسلامی است. در این چهارچوب انقلاب اسلامی ایران محصول تحول گفتمانی اصلاح طلبی مذهبی معرفی شده است. روش پژوهش، ترکیبی از تفسیر متون، تحلیل گفتمان و ردیابی فرایندهای تاریخی است. با استفاده از این روش ها سیر تاریخی، فکری و گفتمانی اصلاح طلبی در ایران مورد بررسی واقع شده و نحوه تکوین سه گفتمان اصلی اصلاح طلبی، یعنی گفتمان های مصلحت، مصالحه و مناظره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. مهم ترین یافته مقاله آن است که گفتمان مناظره نقش اصلی در شکل گیری ایدئولوژی انقلاب داشته و اهدافی چون آزادی، استقلال و عدالت را با بازخوانی مفاهیم اسلامی در چهارچوبی انقلابی بازتعریف کرده است؛ در دوران پس از پیروزی انقلاب، ضعف در نظریه پردازی برای مدیریت کشور و تغییر گفتمان جهانی، موجب افول این گفتمان و ضرورت بازاندیشی در آن شده است.
The Concept and Method of Humanities in the Thoughts of Iranian Thinkers with Emphasis on the Views of Reza Davari Ardakani and Abdulkarim Soroush(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
With the expansion of natural sciences from the 15th century and the stagnation of the humanities in the 18th and 19th centuries, debates emerged among scholars regarding whether the humanities follow the rules of natural sciences or have their own distinct principles. Some thinkers believed that if the humanities adhered to the methodologies of natural sciences, they would be similar to them; others believed that the humanities have their own specific methods. The latter group strove to establish the foundations for legitimizing the humanities. In Iran society, influenced both by philosophical and methodological debates in academic circles and by the ideological and intellectual climate following the intellectual situation of Iran society, various interpretations of the humanities emerged. Among the Iranian thinkers who theorized about the humanities, influenced by these conditions, are Reza Davari Ardakani and Abdulkarim Soroush. The present study aims to examine the concept and methodology of the humanities in the thoughts of Iranian thinkers, focusing on the opinions and ideas of Reza Davari Ardakani and Abdulkarim Soroush. Reza Davari Ardakani and Abdulkarim Soroush, on one hand, were influenced by the intellectual and methodological debates of scientism and hermeneutics in international academic circles and, on the other hand, by the intellectual atmosphere of Iran society, engaged with the subject of the humanities. Reza Davari Ardakani regards the humanities as a product of the crisis of Western modernity, while Abdulkarim Soroush considers humanity method to be the same as that of natural sciences and understands it based on this method.
بررسی دلایل انطباق و همسویی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با الگوی واقع گرایی با تاکید برمعمای امنیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه ایرانی روابط بین الملل سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
86 - 112
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر ارائه پاسخ به این مسئله محوری است که سیاست خارجی ج.ا.ایران از منظر تئوریک و چهارچوب مفهومی دارای چه ویژگی هایی است و از چه الگوهایی باید پیروی کرد. قالب و الگوی سیاست خارجی هر کشور مجموعه ای از راهبردها ، اهداف ، آرمان ها و نیازهای امنیتی ، استراتژیک ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی است که براساس همسطحی و همترازی با امکانات و محذورات آن کشور تبلور می یابد . پرسش اصلی تحقیق حاضر بر این مبناست : مهمترین دلایل تبعیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از تئوری رئالیسم چیست ؟ در پاسخ باید گفت که ج.ا. ایران در طی ادوار تاریخی به دلیل مورد تهاجم قرار گرفتن ، وجود بازیگران ستیزه جو ، محیط پیرامونی بی ثبات ، نداشتن محیط طبیعی و واقعی دارای نوعی تنهایی استراتژیک است. یافته ها نشان می دهد که تئوری رئالیسم با وجود فرضیات بنیادین دولت محوری ، بقا محوری ، خودیاری ، آنارشی و معمای امنیتی کاملا با الگوی سیاست خارجی ج. ا.ایران همبستگی و پیوستگی محتوایی دارد و نشان از این مسئله دارد که ج.ا.ایران با توجه به شرایط جهانی و انقلاب ارتباطات ، نیازمند توجه بیشتر به مسئله حکمرانی در جهت دهی به رویکردهای سیاست خارجی مورد وثوق و فراگیر جامعه ایرانی با تکیه و تقویت توان درونی به منظور بیشینه سازی قدرت می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی و روش گردآوری منابع نیز کتابخانه ای و اینترنتی مورد استفاده قرار گرفته است.
وضعیت جمهوری اسلامی در نبرد شناختی با تاکید بر فرمایشات رهبری معظم انقلاب (زید عزه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
5 - 41
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت ضداستکباری، موقعیت خاص ژئوپلیتیکی در منطقه، حمایت از مستضعفین جهان و حفظ سیاست استقلال خواهی و همچنین برنامه صلح آمیز هسته ای خود، به طور طبیعی در معرض تهدیدهای گوناگونی قرارداشته و این روند برای این کشور ادامه دار خواهد بود. با گسترش دانش های نوین، روش های مقابله نیز تغییر یافته است؛ جنگ شناختی به عنوان یکی از حوزه های کاربردی علوم شناختی، مفهومی است که در سالیان اخیر به صورت تکامل یافته تر از دیگر عرصه های نبرد، با هدف بهره برداری از اسرار ذهن و قلب، با کارکردی شناختی و متکی بر زیرساخت های نوین موردتوجه واقع شده است؛ از همین رو، نیازمند نگاهی واقع بینانه به وضعیت داخلی و مسیر مقابله هستیم. هدف از این پژوهش توصیف وضعیت جمهوری اسلامی در ابعاد مختلف آن، ازباب مقدمه تحلیلی صحنه وضعیت در جنگ شناختی است؛ و سوال اصلی آن عبارت است از: «وضعیت جمهوری اسلامی ایران در جنگ شناختی بنابرفرمایش مقام معظم رهبری چیست؟» از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش جزء تحقیقات اکتشافی آینده پژوهانه است که به «روش پژوهشی تحلیل محتوا» انجام شده است. احصاء داده ها از مجموع بیانات مقام معظم رهبری مندرج در سایت دفتر حفظ و نشر آثار ایشان است که پس از شناسایی عوامل کلیدی و پیشران ها و مشخص شدن مولفه های دارای بیشترین اهمیت و دسته بندی آنان این پژوهش تدوین گردیده است. نتایج این پژوهش، سبب تصمیم سازی صحیح، کاسته شدن تداخلات ناشی از اختلال دستگاه محاسباتی، برنامه ریزی متناسب، منسجم و هوشمندانه نسبت به برهم زدن معادلات دشمنان و به تبع آن اقدامات تقابلی به جهت خنثی سازی تاثیرات، می گردد.
نقدی بر دو نظریه جنگ تمدن ها و گفت وگوی تمدن ها و تبیین نحوه تعامل تمدن ها از منظر اسلام با تاکید بر دیدگاه مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاملات تمدن ها از مباحث مطرح در جوامع است، لذا مورد توجه تاریخ دانان و سیاسیون قرار گرفته و همواره تلاش کرده اند تا با تحلیل رویدادها نظریاتی ارائه دهند. یکی از عوامل تأثیرگذار در ارائه ی این نظریات؛ پایان جنگ سرد، فروپاشی شوروی و حوادث 11 سپتامبر امریکا است که نقطه ی شروع نظریات تمدنی است، نظیر؛ نظریه ی «برخورد تمدن ها»ی هانتینگتون و در مقابل «گفت و گوی تمدن ها»ی خاتمی است. نظریه ی هانتیگتون به دلیل صبغه ی ستیزه جویانه ی بین المللی و نظریه ی «گفت و گو» نیز علی رغم تکیه بر مسالمت، به دلیل آرمان گرایی این پروژه و قابلیت اجرایی نداشتن در سطح بین الملل مورد نقد است، لذا نیاز به نظریه ای جهان شمول و مبتنی بر آموزه های اسلامی محسوس است. در این نوشتار تلاش شده است که به شکل عام این دو نظریه (برخورد و گفت و گو) مورد بررسی و نقد قرار گرفته است و سپس دیدگاه اسلام با تاکید بر نظریات رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای درباره نحوه ی تعامل تمدن اسلام در مواجهه با غرب مطرح می شود.
سنجش اثربخشی مداخلات ایمن سازی روان شناختی برافزایش تاب آوری مخاطب ایرانی در برابر پویش های رسانه ای: یک کارآزمایی تصادفی سازی شده کنترل شده
منبع:
شناخت پژوهی مطالعات سیاسی سال دوم تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵)
111 - 141
حوزههای تخصصی:
با توجه به تبلیغات سیاسی شبکه های معاند در رسانه های اجتماعی فارسی زبان، بررسی این موضوع که محتوای این شبکه ها چطور با برانگیختن هیجانات، شکاف های سیاسی را در جامعه تشدید می کند و همچنین بررسی روش های افزایش تاب آوری در برابر اطلاعات گمراه کننده، در قالب یک کارآزمایی تصادفی سازی شده کنترل شده حائز اهمیت است. در این مطالعه برای پیاده سازی آزمایش، چهار گروه به صورت تصادفی طی دو مرحله مداخله و آزمایش، در معرض چهار دسته محتوای رسانه ای تصویری- ویدئویی قرار گرفتند. در مرحله مداخله، گروه اول (کنترل) و دوم، صرفاً شاهد تصاویری با محتوای خنثی بودند. گروه سوم شش تصویر با محتوای سواد رسانه ای و گروه چهارم ویدئویی با موضوع سواد رسانه ای دریافت کردند. در مرحله آزمایش، همه گروه ها تصاویری یکسان مشاهده کرده و واکنش هیجانی و رفتاری مخاطب در هر مورد ثبت شد. در این پژوهش دو سازوکار قرار دادن شرکت کنندگان در معرض مداخلات سواد رسانه ای در دسترس و کم هزینه و آگاهی مخاطب از منبع پیام، بر افزایش تاب آوری مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد آگاه سازی مخاطب از منبع پیام تا جایی که محتوای آن مستقیماً به سوگیری های شخصی مربوط نباشد، در کاهش واکنش هیجانی و واکنش رفتاری (لایک کردن و اشتراک گذاری)، تأثیر معناداری دارد. از طرفی سوگیری ها، قوی تر از مداخلات دیگر، باعث افزایش هیجان مثبت و واکنش رفتاری می شوند. در پیام های خنثی، فرد بیشتر از مسیر مرکزی به تحلیل و اقدام می پردازد؛ اما در محتوای هم خوان با سوگیری های شخصی، رفتار مخاطب از طریق مسیر محیطی/ اکتشافی که نیازمند منابع شناختی کمتری است کنترل می شود.
تحلیلی بر کیفیت داده در دولت الکترونیک و تأثیر آن بر حکمرانی داده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
133 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مطالعه تبیین وضعیت کیفیت داده در دولت الکترونیک و تأثیر آن بر حکمرانی داده در ایران است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است. در این مطالعه با روش اسنادی به مدل های کیفیت داده، مدل های دولت الکترونیک، شاخص های حکمرانی داده، برترین تجربیات بهبود کیفیت داده و نیز پژوهش های پیشین مربوط به کیفیت داده مراجعه می شود. نخست به برترین تجربیات در این زمینه به روش مرور نظام مند در پایگاه های استنادی و اطلاعاتی مطالعه پرداخته می شود. سپس به روش مشاهده سندی، اسناد بالادستی همانند ﺳﻨﺪ ﺭﺍﻫﺒﺮﺩ ﻣﻠی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻟکﺘﺮﻭﻧیک، برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران، سند چشم انداز 20 ساله، قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، نقشه جامع علمی کشور، سند تحول دولت مردمی، سند ملی تحول دیجیتال، سند جامع دولت الکترونیک و سند راهبردی نظام جامع فناوری اطلاعات جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار می گیرد. در پایان، کیفیت داده در دولت الکترونیک و اثرگذاری آن بر حکمرانی داده در کشور ایران تحلیل گردیده و پیشنهادهایی برای بهبود سند راهبرد ملی توسعه دولت الکترونیک کشور از بعد اهمیت به کیفیت داده ارائه می شوند. در مجموع می توان بیان داشت، کیفیت داده نقش بسزایی در حکمرانی داده دارد. نخست، داده های باکیفیت بنیان تصمیم گیری هستند و تصمیم گیری های دولتی به ویژه در شرایط بحرانی نیازمند داده های دقیق و قابل اعتماد است. داده های دقیق و یکپارچه باعث کاهش دوباره کاری ها، صرفه جویی در هزینه ها و افزایش بهره وری می شوند. از سوی دیگر، با بهره گیری از داده های باکیفیت، دولت ها می توانند شفاف تر عمل نموده و به نیازهای شهروندان بهتر پاسخ دهند که در نهایت به اعتماد بیشتر شهروندان و مشارکت آن ها در سطوح گوناگون حکمرانی داده منجر خواهد شد.