فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
277 - 304
حوزههای تخصصی:
تحولات سیاسی و اجتماعی و اعتراضات مردم در کشورهای شمال آفریقا که از تونس آغاز شد و بلافاصله به کشورهای همسایه سرایت نمود، در لیبی نیز موجد تحولات شتابان در حوزه سیاسی شد. این اعتراضات مدنی اگرچه منجر به سقوط حکومت معمر قذافی گردید اما به همان ختم نشد و پس از سقوط معمر قذافی در سال 2011 ، این کشور وارد دوره ای از آشوب سیاسی و درگیری های مسلحانه شد. در این میان، اخوان المسلمین به عنوان یکی از بازیگران کلیدی در سیاست و جامعه لیبی ظاهر شد. در دوران پساقذافی، اخوان المسلمین از یکسو بخاطر فقدان قدرت ملی متمرکز و از سوی دیگر، کسب حمایت های خارجی، به خصوص دولت های قطر و ترکیه، بهره برداری کرد و نفوذ سیاسی خود را با تاسیس حزب عدالت و سازندگی گسترش داد. اخوان المسلمین با حمایت های نظامی ترکیه از این گروه در موج دوم درگیری هایی که در سال 2014 اتفاق افتاد به طور علنی از دولت وفاق ملی حمایت کرد . در مقابل، ارتش ملی لیبی به رهبری خلیفه حفتر، با پشتیبانی کشورهای مخالف اخوان مانند امارات، مصر و عربستان، این گروه را هدف حملات سیاسی و نظامی قرار داد. سوال اصلی پژوهش این است که آیا اخوان المسلمین در رسیدن به اهداف خود در دوره بحران پساقذافی لیبی چه عملکردی داشته است؟ برای پاسخ به این پرسش درصدد بررسی پیشینه اخوان المسلمین در لیبی و اقدامات آن در دوره های مختلف حکام لیبی برخواهیم آمد که باتوجه به اقدامات سیاسی و نظامی خود و با داشتن حمایت کشور ترکیه در سال های اخیر و به خصوص پس از توافق آتش بس 2020، نفوذ اخوان المسلمین در لیبی کاهش یافته است. کاهش حمایت های خارجی، تغییرات در محیط سیاسی لیبی، و انتقادات داخلی از رویکردهای ایدئولوژیک این گروه، باعث شده تا اخوان به عنوان یک نیروی تأثیرگذار اما محدود باقی بماند. در این پژوهش، روش گردآوری مطالب به صورت استفاده از منابع مکتوب اعم از کتب ، مقالات، اسناد و داده های اینترنتی است.
بررسی چالش های مشارکت سیاسی در ایران بین سال های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
24 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی چالش های مشارکت سیاسی در ایران بین سال های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ می باشد. روش تحقیق به لحاظ ماهیت داده، کیفی از نوع اکتشافی و به لحاظ هدف از نوع توسعه ای است. جامعه آماری پژوهش را خبرگان و اساتید حوزه علوم ارتباطات سیاسی تشکیل می داد که از طریق نمونه گیری هدفمند قضاوتی به تعداد 12 نفر انتخاب گردید و تعداد انتخاب نمونه به صورت اشباع نظری بود. ابزار اندازه گیری پژوهش را مصاحبه نیمه ساختاریافته تشکیل می داد که قبل از اجرا از طریق نظر خبرگان مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از طریق تحلیل مضمون انجام شد. اعتبار و اطمینان داده ها با استفاده از روش های مختلف از جمله بازبینی توسط افراد مختلف مورد تأیید قرار گرفت. نتایج منجر به شناسایی شش مضمون فراگیر (چالش سیاسی، چالش اقتصادی، چالش قانونی، چالش محیطی، چالش رسانه و چالش حاکمیتی)، 29 مضمون سازمان دهنده و 136 مضمون پایه گردید. لذا توجه به چالش های شناسایی شده می تواند باعث افزایش مشارکت سیاسی در کشور شود و همچنین رضایتمندی مردم را در پی داشته باشد.
بررسی تاثیرات سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) برجریان ادبیات داستانی ایران(1304-1357)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۴
84 - 112
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیر سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) بر جریان ادبیات داستانی ایران و تحلیل تغییرات در تولید و محتوای آثار ادبی تحت تأثیر این سیاست ها می پردازد. همچنین، مقایسه ای دقیق بین سیاست های فرهنگی پهلوی اول و دوم و نحوه تأثیر آن ها بر ادبیات داستانی انجام می شود. این پژوهش به تحلیل ارتباط مستقیم میان سیاست های فرهنگی و تغییرات اساسی در تولید و توزیع ادبیات داستانی ایران پرداخته و خلاء موجود در این زمینه را پر می کند. از جمله جنبه های نوآورانه این پژوهش، تمرکز بر سیاست گذاری های فرهنگی به جای تحلیل صرف متون ادبی است که در پژوهش های پیشین کمتر به آن پرداخته شده است. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش است که سیاست های فرهنگی دوران پهلوی اول و دوم چگونه بر جریان ادبیات داستانی ایران تأثیر گذاشت و چه تغییراتی در تولید و محتوای این آثار ایجاد کرد؟ فرضیه این مقاله بر این اساس است که سیاست گذاری های فرهنگی دوران پهلوی ها، با تمرکز بر ناسیونالیسم، مدرن سازی و کنترل نهادهای فرهنگی، منجر به شکل گیری جریان های جدید ادبی و در عین حال محدودسازی نقد اجتماعی و سیاسی در ادبیات داستانی ایران شد.این مقاله با استفاده از روش تاریخی-تحلیلی به بررسی سیاست های فرهنگی دوران پهلوی و تأثیرات آن ها بر ادبیات داستانی می پردازد.. در این روش، از منابع آرشیوی، اسناد تاریخی و منابع ثانویه معتبر مانند کتاب ها و مقالات علمی به عنوان داده های اصلی استفاده شده است.
واکاوی مسئله «تصویر» در روابط چین - آفریقا
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 30
حوزههای تخصصی:
برخی از پژوهش های انتقادی اخیر از وضعیت رقابت های بین المللی در آفریقا، از نفوذ چین در کشورها و جوامع آفریقایی و همکاری آنها با نخبگان ملی و محلی آفریقا ابراز نگرانی کرده اند. برخی نخبگان فکری و عملی آفریقایی اما با اشاره به تأثیر اقدامات زیرساختی چین در آفریقا، این حضور را مؤثر و مفید دانسته اند. بر اساس این تفاوت تصویر از تعامل دو طرف، تصاویر برخاسته از روابط چین با آفریقا را می توان شامل دسته بندی های: 1. تصاویر آفریقایی درخصوص چین از منظر جهانی؛ 2. تصاویر آفریقایی درباره چین از منظر چندجانبه؛ 3. تصاویر آفریقایی درباره چین از منظر دوجانبه، دانست. عده ای ضمن صحه گذاشتن بر بخشی از حس تهدید، معتقدند نگرانی از حضور چین در آفریقا بیشتر از آنکه معطوف به دل نگرانی از منافع آفریقا باشد، به جهت به خطرافتادن منافع غرب است. با توجه به مطالب فوق، پرسش کلیدی پژوهش حاضر این است که بنیان های مسئله محور شدن تصویر در روابط چین آفریقا، از منظر ذی نفعان دو طرف چیست؟ فرضیه پژوهش حاضر این است که مساله تصویر چین در آفریقا و آفریقا در چین، صرفاً به رقابت های چین با قدرت های بزرگ محدود نمی شود؛ بلکه عاملیت تجربی کشورهای آفریقایی در این میان تعیین کننده است و برخلاف برخی تصویرسازی ها که آنها را بازیگرانی منفعل می دانند، این کشورها به دنبال متنوع سازی شرکای بین المللی خود هستند و این اقدام زمینه رقابت برای ایجاد تصویر مثبت از خود و منفی از چین را ایجاد می کند.در این مقاله از روش شناسی کیفی و تحلیل توصیفی تفسیری بهره گرفته شده است.
بازاندیشی حقوق زن در اسلام با تأکید بر خوانش فتح الله گولن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
78 - 106
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به روند بازاندیشی حقوق زنان در اسلام با تأکید بر اندیشه های فتح الله گولن متفکر اهل ترکیه می پردازد. ابتدا دو رویکرد کلان اسلام سنت گرا که مبتنی بر تفسیرهای دینی محافظه کارانه از جایگاه زن در شریعت اسلامی است، و اسلام نواندیش که به دنبال بازتفسیر مفاهیم اسلامی است، بررسی شده و سپس، اندیشه های فتح الله گولن به عنوان رویکردی میانه نسبت به حقوق زنان مورد تحلیل و نقد قرار گرفته است. پرسش اصلی این است که برداشت گولن از حقوق زنان چه تفاوتی با دو رویکرد سنتی و مدرنیستی دارد و تا چه حد این مدل می تواند برای حل چالش های موجود در جوامع اسلامی راهگشا باشد؟ مقاله حاضر از نوع توصیفی و تحلیلی است و به شیوه تحلیل مضمون داده ها مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد که گولن با ارائه قرائتی اعتدالی از اسلام، بر اهمیت آموزش زنان، نقش فعال آنان در جامعه، و تفکیک میان اصول ثابت دین و برداشت های تاریخی تأکید دارد. او در عین حال که از برخی ارزش های سنتی حمایت می کند، خواستار اصلاح در نگرش های رایج نسبت به زنان در جوامع اسلامی است. رویکرد گولن نه تنها راهی برای سازگاری ارزش های اسلامی با مفاهیم مدرن حقوق زنان ارائه می دهد، بلکه می تواند به کاهش تنش های میان سنت و مدرنیته در جوامع اسلامی کمک کند. این مقاله با بررسی این دیدگاه، امکان پذیری تحقق حقوق زنان در چارچوب اسلامی را از منظری نو بازخوانی می کند.
فرقه گرایی و تأثیر آن بر امنیت ملی عراق طی سال های 2003 تا 2024(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
203-236
حوزههای تخصصی:
فروپاشی رژیم عراق در نتیجه یک شوک برون زا از سوی نیروهای آمریکایی و ائتلاف تحت رهبری آن جنبه عینی به خود گرفت و فرصت تحول و تحقق سازوکارهای تکوین بخش را برای ساخت عراقی نوین و دموکراتیک پیشِ روی جامعه و نخبگان جدید قرار نهاد؛ اما ناپایداری نظام هویتی و گسست در سازه های تشکیل دهنده آن سبب شد تا فرقه گرایی به عنوان یک واقعیت کتمان نشدنی بر بدنه سیاسی و امنیتی عراق تحمیل شود و با نوع تعاملات و مطالبه گری های غیرملی و غیرمدنی نیروهای موجود در سپهر سیاسی کشور، در یک سیر زمانی و به تدریج تقویت و فربه تر شود. هدف پژوهش حاضر آن است تا با رمز گشایی از الگوها و عناصر حاکم بر تعامل و کنش ورزی بازیگران مختلف عراقی بر مدار فرقه گرایی، نقش و تأثیر این مؤلفه بر امنیت ملی عراق در دوران پساصدام مورد مداقه قرار گیرد. پرسش اصلی این است که فرقه گرایی چگونه امنیت ملی در عراق پساصدام (2024-2003) را تضعیف نموده است. در پاسخ، این فرضیه طرح ریزی شده که فرقه گرایی سیاسی، مذهبی و قومی در عراق در بازه سال های 2003-2024، با دامن زدن به بحران هویتی، عدم وفاق نیروهای سیاسی و مداخله خارجی را به همراه داشته و از این طریق به عنصر تضعیف کننده امنیت ملی عراق تبدیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که فرقه گرایی زمینه ساز منازعات حقوقی، سیاسی و اقتصادی در عراق شده و این به نوبه خود ناکارآمدی نهادی، خیزش تروریسم، فساد و مداخله بازیگران خارجی را به همراه آورده و از این منظر امنیت ملی عراق به مخاطره افتاده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی تهیه شده است. داده ها نیز با استفاده از شیوه فیش برداری و بهره گیری از منابع و متون فارسی و انگلیسی، پژوهش ها و تحقیقات دانشگاهی موجود در کتابخانه ها و پایگاه های الکترونیک گردآوری شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شده است.
بازنمایی برجام در سیاست خارجی اوباما نسبت به ایران در گفتمان خبری سی. ان. ان. (CNN)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
285-314
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی و مسائل بین الملل به گونه پیوستار مورد توجه رسانه های جهانی قرار داشته و شبکه خبری سی.ان.ان. به عنوان یکی از مهم ترین رسانه های بین المللی، نقش برجسته ای در بازنمایی رویدادهای سیاسی ایفا کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که سی.ان.ان. چگونه در گفتمان خبری خود سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران و توافق هسته ای شناخته شده به برجام را در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما بازنمایی کرده است. هدف پژوهش تحلیل چگونگی صورت بندی زبانی و گفتمانی اخبار این شبکه و بررسی میزان همسویی آن ها با روایت رسمی دولت آمریکاست. داده های تحقیق شامل مجموعه ای از گزارش ها و خبرهای سی.ان.ان. درباره برجام است که با بهره گیری از روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که سی.ان.ان. با برجسته سازی مفاهیمی همانند «فرصت دیپلماتیک» و «تهدید هسته ای» و با ترسیم تصویری از اوباما به عنوان رهبر صلح جو، به بازتولید سیاست خارجی ایالات متحده یاری رسانده است. در کنار این رویکرد حمایتی، بخشی از گزارش ها نیز با تأکید بر دشواری های اعتماد به ایران و چالش های اجرای توافق، گفتمانی انتقادی و محتاطانه را منعکس کرده اند. نتیجه اینکه سی.ان.ان. تنها بازتاب دهنده خنثای واقعیت نبوده، بلکه کنشگر رسانه ای مؤثری در مشروعیت بخشی و بازنمایی سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران بوده است.
ارزیابی نقش اتاق های فکر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و میزان تأثیرگذاری آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای پیچیده امروز، سیاست خارجی کشورها به شدت تحت تأثیرتحلیل ها، مشاوره ها و پیشنهادهای ارائه شده از سوی نهادهای مختلف قرار دارد. در این میان، اتاق های فکر به عنوان نهادهایی که با هدف پژوهش و تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی شکل گرفته اند، در بسیاری از کشورها، از جمله جمهوری اسلامی ایران، نقش مهمی در بررسی موضوعات مرتبط با سیاست خارجی ایفا می کنند.با توجه به این موضوع، پرسش اصلی پژوهش به این صورت مطرح می شود: اتاق های فکر در جمهوری اسلامی ایران چه نقشی در شکل گیری سیاست خارجی ایفا می کنند؟ هدف این پژوهش، ارزیابی نقش و میزان تأثیرگذاری اتاق های فکر بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.با در نظر گرفتن تحولات سریع و پیچیدگی های نظام بین المللی، این پژوهش تلاش دارد چالش ها و فرصت های پیش روی اتاق های فکر و توانایی آن ها در تأثیرگذاری بر تصمیم گیری های سیاست خارجی کشور را تحلیل کند. در این راستا، فرضیه ای مورد بررسی قرار می گیرد که بر اساس آن، چالش های ساختاری، مالی و سیاسی می توانند تأثیرگذاری اتاق های فکر را محدود کنند.روش این پژوهش کیفی بوده و ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل مطالعه کتابخانه ای و اسنادی، مصاحبه های ساختاریافته و نیمه ساختاریافته با نخبگان دانشگاهی، اندیشکده ها و سیاستمداران است.یافته های پژوهش نشان می دهد که اتاق های فکر در جمهوری اسلامی ایران، باوجود کارکرد مشاوره ای و تحلیلی خود، تاکنون نتوانسته اند تأثیر چشمگیری بر فرایند تصمیم سازی های سیاست خارجی داشته باشند. عواملی نظیر نبود استقلال مالی، قوانین محدودکننده، تعامل ناکافی با نهادهای دولتی و ضعف علمی فزاینده از جمله مهم ترین موانع کاهش اثربخشی آن ها محسوب می شوند.
روند توسعه روابط ایران و پاکستان در دولت های روحانی و رئیسی: موانع و چالش های پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
129 - 151
حوزههای تخصصی:
پاکستان یکی از مهمترین همسایگان ایران است که روابط با آن از جنبه های گوناگون سیاسی، امنیتی و اقتصادی برای کشور دارای اهمیت است. پژوهش حاضر به تحلیل مقایسه ای روابط دو کشور در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی و ابراهیم رئیسی پرداخته است. در دوره روحانی، “دیپلماسی تعامل گرایانه" و در مقابل، دوره رئیسی سیاست "نگاه به شرق"، در مرکز توجه بوده است. بنابراین به لحاظ اقتصادی در دوره روحانی تمرکز بر برجام و تجارت ترجیحی و در دوره رئیسی تأکید بر سیاست همسایگی وجود داشته است. اما با وجود تلاش های دو دولت، چالش هایی نظیر تحریم های اقتصادی، مسائل امنیت مرزی و تأثیر قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای، مانع از تحقق کامل ظرفیت های روابط ایران و پاکستان شدند. این روابط به لحاظ سیاسی در دوره روحانی تحت تاثیر دیپلماسی تعامل محور مبتنی بر فرصت برجام و در دوره رئیسی موثر از سیاست تقویت محور شرق است. روابط به لحاظ همکاری های امنیتی نیز از تلاش محدود در کاهش تهدیدات مرزی در دوره روحانی تا تقویت تعاملات نظامی در دوره رئیسی در نوسان بوده است. ضمن اینکه این روابط متاثر از اختلافات ایدئولوژیک و چالش های داخلی هر دو دولت بوده است. این پژوهش از روش تحقیق کیفی بهره برده و چارچوب نظری واقع گرایی نوکلاسیک را به کار گرفته است. بر اساس یافته های این پژوهش روابط دو کشور نیازمند یک استراتژی جامع و متوازن است که بتواند به چالش های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک موجود پاسخ دهد. این امر نیازمند تمرکز بر تقویت همکاری های اقتصادی، امنیتی و فرهنگی و کاهش موانع موجود از جمله تحریم ها است.
الگوی توسعه منابع انسانی مبتنی بر حکمرانی نرم در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
163 - 190
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد نظریه داده بنیاد به طراحی مدل توسعه منابع انسانی بر پایه حکمرانی نرم پرداخته است. نتایج نشان می دهد توسعه منابع انسانی در این چهارچوب تحت تأثیر عواملی چون نگاه انسان محور، کاهش تعارضات سازمانی، تفاوت های فرهنگی و ضرورت بهره وری قرار دارد. عوامل زمینه ای شامل سبک رهبری، فرهنگ سازمانی ویژگی های کارکنان و محیط اقتصادی سیاسی بوده و عوامل مداخله گر نیز فناوری های نوین، میزان تعهد یا مقاومت مدیران، ساختار سازمانی و شبکه های اجتماعی هستند. راهبردهای اصلی عبارت اند از: تقویت مشارکت کارکنان، آموزش مهارت های نرم، ایجاد نظام بازخورد مستمر و ترویج ارتباطات شفاف و غیررسمی. پیامدهای این مدل شامل تعلق سازمانی بیشتر، رضایت شغلی بالاتر، کاهش جابه جایی و تعارضات مخرب و افزایش نوآوری سازمانی است. در مجموع، مدل پیشنهادی حکمرانی نرم را رویکردی مؤثر برای توسعه منابع انسانی و ارتقای پایداری و عملکرد سازمان معرفی می کند.
الگوی راهبردی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر پایه بیانات فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
205 - 238
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی راهبردی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر پایه تدابیر، فرامین و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) انجام گرفت.
روش ها : این پژوهش به روش کیفی گراندد تئوری انجام شد. ابتدا ابعاد و مؤلفه های مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی براساس تدابیر، فرامین و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا ایران شناسایی شده و سپس الگوی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران عرضه شد. جامعه آماری پژوهش بیانات فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۱ بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.
یافته ها : پس از تحلیل مضمون؛ ۱۳ بعد و ۳۶ مولفه موثر به عنوان مضامین سازنده در ایجاد مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران شناسایی شد.
نتیجه گیری ها: الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند به عنوان نقشه راهی برای ارتش جمهوری اسلامی ایران در دستیابی به مرجعیت علمی باشد
بازپردازی مفهوم زیارت در نظام و تمدن اسلامی براساس جهان بینی توحیدی برآمده از مفهوم عهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زیارت تعاریف متعددی صورت گرفته است. هدف این پژوهش بازپردازی مفهوم زیارت در جهان بینی توحیدی و برآمده از مفهوم عهد است. این پژوهش با روش تحلیل مفهومی و استدلال منطقی و نیز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی صورت پذیرفته است. بنا بر آیات و روایات، یگانه هدف آفرینش بشر و غایت مسیر جامعه اسلامی رسیدن و دیدار الهی است و برای این هدف بهره مندی از آیات الهی به خصوص آیات خاص الهی مورد توجه است. حضور در جوار این آیات مایه رشد و تقرب انسان به حضرت حق می شود. زیارت به معنای روبه رو شدن با آیات خاص الهی جایگاهی ویژه در جهان بینی توحیدی و رسیدن جامعه به قرب الهی دارد. درواقع زیارت پدیده ای دوسویه است؛ بدین معنا که از یک سو زائر در مواجهه با اولیای الهی دین خود را عرضه می کند و از سوی دیگر با تجدید عهد الهی در برابر اولیاءالله، نسبت و جایگاه خود را در نظام هستی و جامعه اسلامی مشخص می کند. با تعریف جدید صورت گرفته از مفهوم زیارت، می توان این گونه نتیجه گرفت که در نظام اسلامی، زیارت نقشی بی بدیل برای رشد فرد و جامعه ایفا می کند؛ به گونه ای که هیچ یک از اعمال عبادی اجتماعی دیگر نمی توانند جایگزینی برای او باشند.
مرجع اعتبار و منبع معرفت شناختی نظریه مردم سالاری دینی آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
23 - 66
حوزههای تخصصی:
مردم سالاری در مرکز اندیشه سیاسی عصر حاضر قرار دارد و علی رغم برخی نقدها، به یک گفتمان غالب و ارزش فراگیر تبدیل شده و حتی چاره برخی نارسایی های آن، در دموکراتیک تر کردن خود دموکراسی، تحت نام های دموکراسی مشورتی یا دموکراسی گفت وگویی یا دموکراسی رادیکال بوده است. در این بین، مردم سالاری دینی نظریه ای جدید در اندیشه و فلسفه سیاسی است که با برخی پیش فرض ها و تصورات متعارف با معنای عام مردم سالاری تفاوت دارد. یکی از این تفاوت ها در بعد معرفت شناسانه آن است که منبع اعتبار گزاره های مردم سالارانه اعم از مشارکت سیاسی، نظارت عمومی، توزیع قدرت و تفکیک قوا و نهادهایی مثل انتخابات و حزب و پارلمان، دین (اسلام) است. در این نوشتار با روش داده بنیاد و روش اسنادی، بُعد معرفت شناسانه نظریه مردم سالاری دینی آیت الله خامنه ای تحلیل و بررسی شده است. در بین نظریه های مطرح درباره مردم سالاری دینی، نظریه آیت الله خامنه ای واجد این ممیزه است که مردم سالاری دینی را مفهومی یکپارچه می داند و مخالف است با تلقی تلفیقی از مردم سالاری دینی که معتقد به جمع بین دین و مردم سالاری در این نظریه است. همین مسئله اهمیت بررسی موضع معرفت شناسانه نظریه مردم سالاری دینی آیت الله خامنه ای را مضاعف می کند. همچنین، اسلام غیرسکولار و اسلام فقاهتی با طرح ویژگی هایشان، مرجع اعتبارساز این نظریه معرفی شده است.
تحول در نظم جهانی و استراتژی های قدرت های میانه: تأملی در سیاست خارجی نوین عربستان سعودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
614 - 581
حوزههای تخصصی:
پدیدار شدن نشانه های تحول در افق نظم جهانی، همزمان که عدم قطعیت ذاتی روابط بین الملل و نگرانی های حاصل از آن را تشدید می کند، برای تمامی دولت ها بویژه قدرت های میانه، نویدبخش فرصت های بیشماری نیز است. رهبران قدرت های میانه در دوران گذار نظام بین الملل، طیفی از انتخاب ها را پیش رو دارند. انتخاب هریک از استراتژی های موجود، بدان وابسته است که رهبران این دولت ها چه برداشتی از سرشت حقیقی تحولات جهانی دارند و اینکه چه منافعی را در اولویت قرار می دهند. با در نظر داشت پیامدهای سترگ انتخاب هر یک از این استراتژی ها برای منافع ملی و اثرگذاری انکارناپذیر آن ها بر تمامی شئون حیات سیاسی دولت ها، این مقاله بر آن است تا فهم این پرسش را بیدار کند که در هنگامه تحول در نظم جهانی، قدرت های میانه چه انتخاب هایی پیش رو دارند و در این بین به ترین استراتژی کدام است؟ با بررسی انواع استراتژی های موازنه قدرت، موازنه تهدید، موازنه نرم، احاله مسئولیت، دنباله روی و هجینگ استراتژی، نویسنده بر این باور است که برای رفع عدم قطعیت حاصل از تحول در نظم جهانی و همچنین افق زمانی رهبران قدرت های میانه برای بهره مندی از منافع حاصل از این تحول، به نظر می رسد هجینگ بتواند استراتژی مطلوبی برای این کشورها باشد. این مقاله سیاست خارجی نوین عربستان سعودی را در مقام شاهدی برای این استدلال مطالعه می کند.
تحلیل ماهیت متحول دیپلماسی در پرتو گسترش متاورس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
299 - 323
حوزههای تخصصی:
انقلاب دیجیتال، تأثیر قابل توجهی بر سیاست جهانی ازجمله رویه مذاکرات بین المللی و دیپلماسی دارد که به عنوان حوزه های بسیار محافظه کارانه فعالیت های انسانی، باید با شرایط جدید واقعیت دیجیتال سازگار شوند. متاورس، چهارمین نسل وب است که در مراحل آغازین خود قرار دارد اما در حال تغییر ماهیت دیپلماسی و فرایندهای دیپلماتیک است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آینده دیپلماسی در فضای متاورس با چه تحولاتی روبرو می شود و متاورس چه فرصت ها و چالش هایی برای عرصه دیپلماسی به وجود می آورد. برای پاسخ به این سؤال از چارچوب ابزارگرایی فناوری و روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد، گسترش متاورس در جهان، باعث کاهش هزینه های فعالیت های دیپلماتیک، رفع اختلافات درباره مکان مذاکره، تداوم روندهای دیپلماتیک در زمان بحران، کاهش آلودگی های زیست محیطی، افزایش نقش بازیگران متعدد در فرایندهای دیپلماتیک، تقویت دیپلماسی فرهنگی و غلبه بر موانع زبانی می شود. متاورس درعین حال چالش هایی را به ویژه در حوزه امنیت، حریم خصوصی و گسترش اطلاعات نادرست متوجه دیپلماسی می کند.
چالش های امنیتی و برندسازی ملی در قطر: ظرفیت ها و سیاست ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به محدودیت های جدی در حوزه قدرت سخت، توسعه قدرت نرم از جمله با برندسازی ملی به عنوان یکی از اولویت های کلیدی دولت های کوچکی مانند قطر محسوب می شود. پرسش این است که برندسازی ملی چه جایگاهی در سیاست خارجی و امنیت ملی قطر دارد؟ در این راستا ضمن اشاره به محدودیت ها و چالش های قطر به لحاظ ظرفیت های قدرت و امنیت ملی و همچنین ظرفیت های آن، به رویکرد کلان و سیاست های این کشور در حوزه برندسازی ملی پرداخته شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد رهبران قطر با تمرکز بر شش حوزه اصلی توانسته اند در حوزه برندسازی ملی موفقیت ها و دستاوردهای قابل توجهی را کسب نموده و از این طریق به ارتقای ظرفیت های قدرت و امنیت ملی این کشور کمک کنند. این حوزه ها عبارتند از: شبکه سازی سیاسی و میانجیگری در بحران ها؛ برندسازی رسانه ای با محوریت الجزیره؛ ظرفیت ها و کمک های اقتصادی به مثابه پشتوانه برندسازی؛ ظرفیت سازی و دیپلماسی فرهنگی؛ توسعه ظرفیت ها و دیپلماسی ورزشی و تقویت و ارتقای حوزه گردشگری. این مقاله به عنوان پژوهشی توصیفی- تبیینی از الگوی مفهومی شش وجهی آنهولت برای تبیین برندسازی ملی بهره برده است.
آسیب شناسی فرایند گزینش سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
85 - 53
حوزههای تخصصی:
گزینش سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران، فرایندی کلیدی در تعیین هندسه قدرت در نظام جمهوری اسلامی است. این مقاله با اتکا به روش توصیفی-تحلیلی پسارویدادی بر مبنای تحلیل محتوای متون دست اول حقوق سیاسی در جمهوری اسلامی ایران و مطالعات موردی و میدانی روند گزینش سیاسی به آسیب شناسی فرایند گزینش سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است. یافته ها نشان می دهد فرایند گزینش سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران از دو بستر دچار آسیب است: 1. محتوای متون قانونی مانند کیفی وذهنی بودن قوانین، 2. فرایندهای اجرایی و عملی مانند نقش احزاب، مستندات و مبانی استدلالی در بررسی صلاحیت ها، استماع توضیحات نامزدها، استقلال و کارامدی نهاد گزینشگر، شفافیت سازوکارها و... . به نظر می رسد، بهترین و در دسترس ترین راهکار برای حل آسیب های مذکور تلاش برای کمی وعینی سازی معیارها تا حد ممکن است. توصیه های سیاستی مانند تشریح مصداقی شرایط کیفی، استفاده از فرض قانونی، استفاده از حد نصاب جمع آوری امضا از شهروندان به عنوان ابزار کمکی، استفاده از حد نصاب جمع آوری امضا از مقامات کنونی و سابق نظام به عنوان ابزار کمکی، ایجاد سامانه پیش ثبت نام اختیاری نامزدها، تعیین تکلیف موارد تعارض منافع احتمالی، رسمیت بخشی به نقش احزاب برای برخورداری از نامزد مطلوب خود در انتخابات در چارچوب قانون اساسی، الزام نهاد گزینشگر به ارائه مستندات و مبانی استدلالی عدم تأیید نامزدها و... در راستای بهبود آسیب ها پیشنهاد می شود.
تحلیلی بر نسبت مفهوم جمهوریت در قانون اساسی ج.ا.ایران و حقوق عمومی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
514 - 493
حوزههای تخصصی:
جمهوریت محوری ترین مفهوم حقوق عمومی مدرن و در عین حال شاخصِ اصلی نسبت سنجی نظام های سیاسی حقوقی با حقوق عمومی مدرن به شمار می رود. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی و منابع کتابخانه ای درصدد نسبت سنجی این مفهوم در قانون اساسی ایران با مبانی حقوق عمومی مدرن (حق تعیین سرنوشت در قالب یک قرارداد اجتماعی) است. در پاسخ به چگونگی این نسبت باید گفت تدقیق در ویژگی ها و نحوه جایابی مفهوم جمهوریت در کلیت قانون اساسی ایران، بیانگر این است که نسبت میان این مفهوم با مبانی حقوق عمومی مدرن، نه از جنس تباین و نه الزاماً از جنس واگرایانه است و علی رغم عدم تطابق کامل میان ماهیت و لوازم مفهوم جمهوریت مدرن با مفهوم جمهوریت در قانون اساسی، می توان نوعی نسبت سازگاری تعامل گرایانه را میان آنها استدراک کرد، به نحوی که از یک سو برخی مفاهیمِ مُقوِّمِ جمهوریت در آن درج شده است و از سوی دیگر نیز بخش های جمهوریت باورانه قانون اساسی (از منظر حقوق عمومی مدرن) به گونه ای در آن مندرج شده اند که نه تنها امکان مستحیل شدنِ آنها در سایر بخش های قانون اساسی وجود ندارد، بلکه قانون اساسی به عنوان تبلور قدرتِ مؤسس، به وضوح ظرفیت ایفای نقش هنجارسازی در مراحل قانونگذاری در نظام سیاسی حقوقی موردنظر خود را به بخش های مذکور داده است.
بررسی عملکرد مدارس غیر دولتی دوره پهلوی دوم بر شکل گیری انقلاب اسلامی ایران (مطالعه موردی مدرسه احمدیه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
231 - 256
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها، صرف نظر از ماهیتشان، ریشه در بسترهای گوناگونی دارند که عمده آنها در طول زمان شکل می گیرند. از آنجا که زمان، متغیر محوری در هر انقلاب است، این پدیده ماهیتی تاریخی دارد. هیچ رویداد تاریخی به طور ناگهانی و بدون زمینه ها و عوامل متعدد شکل نمی گیرد. برای درک دقیق دلایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، نیازمند پذیرش همین سازوکار تاریخی هستیم. باتوجه به حضور بسیاری از نقش آفرینان و فعالان آن دوران، بررسی خاطرات ایشان و تحلیل رویدادها از زوایای مختلف می تواند در شناخت عمیق تر ماهیت انقلاب و عوامل مؤثر در وقوع آن راهگشا باشد. هدف اصلی این مقاله، بررسی عملکرد فرهنگی مدرسه احمدیه و نقش آن در سازمان دهی رویدادهای منجر به انقلاب اسلامی است. روش تحقیق عمدتاً بر مبنای مراجعه به اسناد شفاهی و مصاحبه با فعالان این حوزه استوار است. این پژوهش که بر اساس بررسی عملکرد یکی از مدارس غیردولتی در اصفهان انجام شده، نشان می دهد که زمینه سازی برای تغییرات مبتنی بر آموزه های اسلامی و ایجاد روحیه انقلابی، حداقل از 15 سال قبل از انقلاب اسلامی توسط بخشی از مذهبی ها آغاز شده بود. بنابراین، تحلیل هایی که نقش عوامل بیگانه یا فرصت طلبی روحانیت در مصادره انقلاب را پررنگ می کنند، چندان دقیق و واقع بینانه به نظر نمی رسند.
مقدمات دیپلماسی علمی ایران: راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
97 - 130
حوزههای تخصصی:
بازار دانشجویان بین الملل عرصه ای است که فراتر از محرک اقتصادی، به لحاظ افزایش قدرت سیاسی و فرهنگی، در اندرکنش کشورها با جامعه جهانی تعیین کننده است. امروزه، علاوه بر کشورهای توسعه یافته، قدرت های نوظهور منطقه ای و حتی کشورهای ذره ای نیز به این بازار ورود کرده و در صدد افزایش سهم خود از آن هستند. موفقیت ایران در بازار رقابتی دانشجویان بین الملل مستلزم فراهم آمدن مقدمات و ملزوماتی است که بدون آن ها دستیابی به اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مورد انتظار از این حوزه ممکن نیست. پژوهش حاضر رویکردی حل المسائلی داشته و در صدد پاسخ به این سؤال است که راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل چیست؟ در این راستا، در این پژوهش، با ملاحظه مسائل و چالش های موجود، راهبردها و راه کنش هایی در دو سطح کلان و واحد برای افزایش سهم دانشگاه های ایران در بازار دانشجویان بین الملل ارائه شده است. مدعای پژوهش حاضر این است که با فرض فراهم بودن زیرساخت های مادی و معنوی لازم، راهبردپردازی بومی متناسب با وضعیت داخلی و جهانی ایران، دستیابی به سهم مطلوبی از دانشجویان بین الملل به نسبت کل جمعیت دانشجویان داخلی را ممکن می کند. ملاحظه راهبردهای مذکور در سیاستگذاری آموزش عالی می تواند وضعیت و رویه جذب دانشجویان بین الملل در ایران را به لحاظ کمی و کیفی بهبود ببخشد. این پژوهش، با استفاده از روش ترکیبی تبیینی و تجویزی انجام شده و داده های آن از منابع کتابخانه ای و روش مصاحبه بدون ساختار و نیز به واسطه حضور و تجربه زیسته مؤلفان در زمینه اجتماعی- تاریخی موضوع مورد پژوهش، یعنی دانشجویان بین الملل فراهم شده است.