فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
پژوهش های نوین در حکمرانی اسلامی دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
187 - 211
حوزههای تخصصی:
یکی از کارکردهای اصلی دولت مدرن «طرح توسعه» است. دولت ها می کوشند برای حفظ قدرت ملی و رفاه مردمان شان طرح توسعه را دنبال کنند که می تواند توسعه درون زا، برون زا یا ترکیبی باشد. در شرایطی خاص (مانند تحریم) دولت ها مجبورند توسعه درون زا را دنبال کنند. یکی از تجربه های توسعه درون زا طرح الگوی اقتصاد مقاومتی در ایران بوده است. در همین راستا، پرسش اصلی این مقاله معطوف این مسئله شده است که چگونه می توان الگوی نوآوری اجتماعی را برای تحقق اقتصاد مقاومتی به کار گرفت. فرضیه پژوهش این بوده که اقتصاد مقاومتی یکی از الگوهای توسعه درون زاست و از آنجا که نوآوری اجتماعی نیز بر ظرفیت های جامعه هدف متمرکز است، به کارگیری این الگو می تواند به تحقق بخشی از اهداف اقتصاد مقاومتی یاری برساند. یافته های تحقیق نشان داده است که نخست، اقتصاد مقاومتی در راستای توسعه درون زا قابل تئوریزه کردن است. دوم اینکه با توجه به ظرفیت های جامعه شناختی ایران، کاربست الگویی تلفیقی از نوآوری اجتماعی و سیاست گذاری عمومی می تواند موجب توسعه درون زا بر مبنای اقتصاد مقاومتی شود و در نهایت این رهیافت با ظرفیت های اکوسیستم اقتصادی اجتماعی ایران هم خوانی بالایی دارد. مقاله در نتیجه گیری به توصیه سیاستی رسیده و آن را برای سیاست گذاران تشریح کرده است. رویکرد مقاله توصیفی تحلیلی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی بوده است.
نقش دانشمندان لاهیجان بر گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی در دوران صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
267 - 290
حوزههای تخصصی:
لاهیجان در این دوره، یکی از ادوار درخشان خود را سپری ودانشمندان لاهیجانی در عصر صفوی از فضای مستعد این دوران بهره بردند، بالیدند و توانستند تأثیرات مهمی در حوزه های علمی مختلفی بر فرهنگ و تمدن اسلامی عصر صفوی بگذارند. نتایج ویافته های این تحقیق نشان می دهد در بین علوم با توجه به افق اندیشه و جهان بینی غالب شیعی در عصر صفوی بسیاری از دانشمندان لاهیجان در علم کلام رشد نموده و تبحر داشته اند. حتی برخی از این مشاهیر زمانی که طبیب یا سیاستمدار و حتی شاعر بودند در کنار تخصص خود به مباحث کلامی تعلق خاطر داشته و در این زمینه آثار قابل توجهی از خود به جای نهاده بودند.برخی از این بزرگان حتی در عالم سیاست هم دستی مستقیم در امور داشته اند. به لحاظ سیاسی وضعیت لاهیجان عصر صفوی زمینه های اصلی پرورش چهره های فرهنگی، علمی، دینی و غیره را ممکن وزمینه مساعدی برای رشد و ارتقای علمی این دیار و دانشمندانش را فراهم ساخت. حوزه هایی همچون فقه، منطق، فلسفه و کلام در میان علوم الهیاتی، حوزه هایی مانند دانش طب، نجوم و ریاضیات و نیز دانش سیاست و البته شعر و ادبیات از زمره مهم ترین بسترهای فرهنگی و تمدنی ای بودند که دانشمندان لاهیجی در این دوران در افق آن بالیدند و نامشان در ایران پرآوازه گردید.
برهم کُنش «دعا» و «امر الهی»: تحلیل رابطه دوسویه در چارچوب متن قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
114 - 143
حوزههای تخصصی:
خداوند انسان را به دعا کردن فراخوانده و باب تعامل زبانی و نوعی گفت وشنود را میان خود و انسان گشوده است. دعا در مواضع قابل توجّهی از متن قرآن، در پیوند با «امر الهی» قرار دارد. این پژوهش با هدف تحلیل برهم کُنش این دو مفهوم و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای مضمونی، می کوشد تا الگویی قرآنی از تعامل دعا و امر الهی به دست دهد. یافته ها دلالت بر تعامل پویا و سه وجهی میان سه مفهوم «امر الهی»، «طمع» و «دعا» در سیاقی واحد دارد؛ این هم کنشی، حاکی از آن است که «امر الهی» به معنای حکمرانی ویژه خداوند، موجِد اصلی «طمع» در معنای امیدِ این جهانی است و دعا، کنشی برخاسته از چنین امیدی است. تحلیل آیات سوره های اعراف، رعد، ابراهیم، نحل، سجده و غافر نشان می دهد که دعا در بستر «امر الهی» معنا می یابد؛ امری که هم شامل سنت های جاری در آفرینش است و هم امکان مداخله بی واسطه الهی را فراتر از اسباب طبیعی تأیید می کند. انسان با درک اینکه جهان بر پایه «امرِ الله» استوار است، به این باور می رسد که خداوند قادر است هر وضعیتی را تغییر دهد. از این منظر، دعا انسان را به مشارکت فعّالانه در اداره جهان و امکانِ تغییر سرنوشت دعوت می کند و به عنوان ابزاری کلیدی در تکمیل مقام خلیفه اللهی انسان شناخته می شود که مسئولیت او را در قبال جهان یادآوری می کند. اخلاص و شناخت (ادراک جایگاه امر الهی) به عنوان دو شرطِ لازم تأثیرگذاریِ دعا، نشان می دهد که مشارکت انسان در تدبیر جهان، مشروط به رشد معنوی و اخلاقی اوست.
دراسة الاستعارة المفهومية في قصيدة المواكب لجبران خليل جبران علي ضوء آراء لايكوف وجونسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
143 - 162
حوزههای تخصصی:
الاستعاره، وفق الأبحاث اللغویه الکلاسیکیه، تعنی تعبیرا لغویا قائما علی المجاز، یتم فیه استعمال اللفظ فی غیر ما وضع له مع علاقه مشابهه، تربط بین اللفظ المطوی ذکرُه واللفظ الملفوظ. وهناک ضرب آخر من جنس الاستعاره، ظهر حدیثا، یتبناه کلّ من العالمینِ اللغویینِ، لایکوف وجونسون. وحسب رؤیه هذین المنظرین، فإنها تَصوّر لمفهوم ما عبر مفهوم من میدان آخر، کأن نُدرک مفهوما معنویا عن طریق مفهوم حسی. وتنقسم الاستعاره الأخیره إلی ثلاثه أصناف: الاستعاره البنیویه، والفضائیه (الفیزیئیه أو الاتجاهیه)، والأنطولوجیه (الوجودیه). تهدف هذه الدراسه، عبر المنهج الوصفی التحلیلی، وبالاعتماد علی آراء جونسون ولایکوف، إلى دراسه أنواع الاستعاره المفهومیه فی قصیده المواکب للشاعر اللبنانی، جبران خلیل جبران. وتوصلت إلی أن الشاعر وظف الاستعاره المفهومیه بأنواعها الثلاثه: البنیویه، والأنطولوجیه، والفضائیه. فأما الاستعاره البنیویه، فبرهنت علی أن جبران ینظر إلی الحیاه علی أنها زائله وعابره، وعلی إثر هذا یدعو الناس إلی الانتفاع باللحظات الراهنه، کما یؤمن بأن البساطه فی الحیاه ألیق بها من التعقید. فالإنسان فی هذه الحیاه مسلوب الإراده، تقهره الظروف. وأما الاستعاره الفضائیه، فتظهر أن الحبّ، حسب وجهه نظر جبران، لیس له موضع غیر الروح، وأنّ ما یتعلق بالجسد، ویعتبرونه حبا، فما هو إلا نزوه. کما أنّ الاستعاره الأنطولوجیه تکشف أن الشاعر یعتبر أن الأشیاء الهادئه لیست معدومه العزم، وإنما یبرز هذا الجانب منها فی الوقت المناسب.
مطالعه انتقادی مبانی تاریخ مندی قرآن کریم در دیدگاه محمد آرکون بر اساس آرای مرزوق العمری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«مشروع نقد العقل الاسلامی» عنوانی است که محمد آرکون (2010-1928م) برای پروژه فکری و پژوهشی خود انتخاب می کند. آرکون، شرط «نقد عقل اسلامی» را متأثر از «مکتب آنال»، نگرش تاریخی به تمام سنت اسلامی می داند و معتقد است که شناخت قرآن و دیگر نصوص دینی، جز با شناخت زمینه تاریخی آن ها ممکن نیست. پیامد این نگاه به قرآن، مرتبط دانستن آن با لحظه معینی از زمان و مکان است که تعلیق و ازدست رفتن کارآمدی آن در دیگر زمان ها را در پی دارد. همین باعث شده که نقدهای فراوانی از جانب اندیشمندان مسلمان بر پروژه او وارد شود که از جمله این نقدها، توسط مرزوق العمری (متولد 1968م) صورت گرفته است. مسئله این مقاله مطالعه روایت نقادانه مرزوق العمری از دیدگاه آرکون در اثبات تاریخ مندی، با روش «توصیف و تحلیل» است. یافته های تحقیق نشان می دهد که آرکون بر مبنای تمایز میان قرآن شفاهی و قرآن مکتوب تاریخ مندی قرآن را نتیجه گرفته است و انکار قداست قرآن و اتخاذ رویکرد پوزیتیویستی در فهم قرآن از پیامدهای اعتقاد او به تاریخ مندی قرآن است. و معلوم می گردد که خوانش آرکون گزینشی بوده و صرفاً هرآنچه را مؤید نظر خویش یافته، برگزیده است همچنین دیدگاه وی در مورد عدم کتابت قرآن در عهد پیامبر، مردود و ناشی ازجزء بینی افراطی وی است.
گونه شناسی نگره های تفسیریِ آیه الرّمی «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ» از نگاه مفسران فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
161 - 182
حوزههای تخصصی:
بررسی تک نگارانه آیات متشابه و مبهم قرآن و بازکاویِ گونه شناسانه نگره های تفسیریِ مربوط به آن، ازجمله پژوهش های مهم و بایسته عرصهٔ تفسیر قرآن محسوب می شود که ثمره آن در روشن ساختن مفاهیم و مدالیل آیات انکارناپذیر است. براین اساس، جستارِ حاضر با توصیف و تحلیل داده ها به بررسی آیهٔ 17 سورهٔ مبارکهٔ انفال -آیهٔ الرمی- پرداخته و نگره های بارز تفسیری مربوط به آن را ذیل پنج گونه عنوان کرده است که عبارت اند از: 1. نفی مطلق تأثیر، علیت و فاعلیت از مخلوق؛ 2. استقلال انگاری در تأثیر فعل؛ 3. نقش آفرینی امدادهای غیبی در تحقق پیروزی مسلمانان؛ 4. دلالت بر توحید وجودی؛ 5. جمع میان وحدت و کثرت؛ 6. دیدگاه فلسفی. از میان نگره های مزبور، نگرهٔ نخست را نمی توان نگره ای صائب تلقی کرد، گرچه سایر موارد هرکدام به نوبهٔ خود وجهی برای مقبولیت دارد اما از منظر نگارنده، شواهدِ دلالت آیه بر تأثیر امدادهای غیبی در پیروزی مسلمانان در غزوهٔ بدر فزون تر و مقبول تر است.
واکاوی فقهی حکم زنا با محارم (نقدی بر بند الفِ ماده 224 و ماده 228 قانون مجازات اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
231 - 258
حوزههای تخصصی:
درباره چگونگی مجازات مرتکب زنا با محارم نَسَبی، نگرش فقهی یکسانی وجود ندارد. ماده 224 قانون مجازات اسلامی به پیروی از مشهور فقیهان امامیه، اعدام را کیفر فرد یادشده می داند. گذشته از اینکه برخی فقیهان نسبت به مشروعیت اعدام در مورد بند (الف) ماده نامبرده تردید جدی دارند، این پرسش وجود دارد که آیا مشمولان بند الف این ماده فقط مستحق اعدام اند و یا اینکه مجازات جلد نیز بخشی از کیفر شرعی آنان محسوب است؟ نیز این پرسش مطرح است که اگر مشمولان بند (الف) این ماده دارای وصف احصان نیز باشند، مجازات آنان فقط اعدام است؟ مسئله سوم، بررسی فقهی الحاق حکم زانیه محصنه به زانیه غیرمحصنه در زنا با محارم در مورد موضوع ماده 228 قانون مجازات اسلامی است. در مورد پرسش نخست، نظر اکثر فقیهان و نیز رویکرد قانونگذار، عدم مشروعیت تغلیظ مجازات است. در دومی نیز رویکرد غالب فقیهان، عدم تغییر حکم در فرض احصان است و قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نیز دراین باره سکوت نموده و چه بسا اطلاق ماده 224 بر نگرش حداکثریِ فقیهان محمول گردد. دستاورد این جستار که به روش توصیفی تحلیلی و به کارگیریِ ابزار کتابخانه ای انجام گرفته، مشروعیت تغلیظ مجازات، تفاوت مجازات مشمولان بند (الف) ماده 224 در فرض احصان و ناموجه بودن الحاق حکم زانیه محصنه به زانیه غیرمحصنه در زنا با محارم است.
تأثیر ایمان در تحقق امنیت اجتماعی از منظر قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداوند متعال، قرآن کریم را به عنوان کتابی راهنما نازل نموده که در صورت تأسی افراد به آن، نیازهای ضروری آن ها محقق خواهد شد. از مهم ترین نیازهای یک جامعه، امنیت اجتماعی است که شایسته است برای تبیین راهکار های تحقق آن به قرآن، مراجعه نمود؛ با بررسی آیات قرآن درخواهیم یافت، مفهومی که با امنیت در ارتباط بوده و از لحاظ لغوی ماخوذ از یک ریشه است، ایمان می باشد و از آنجا که استعمال الفاظ در قرآن، حکیمانه است، ارتباط دو مفهوم ایمان و امنیت می تواند سرنخی از جانب خداوند در خصوص تاثیر ایمان در تحقق امنیت باشد. هدف پژوهش حاضر آنست که با روش توصیفی تحلیلی، از طریق بررسی آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع) به عنوان مبین قرآن، ارتباط بین ایمان و امنیت را بررسی و راهکارهای ثقلین را در راستای تامین امنیت اجتماعی، تبیین نماید. یافته های پژوهش مبین آنست که ایمان در تحقق امنیت اجتماعی تاثیری بسزایی داشته و در صورتی که موارد رسیدگی به اقشار نیازمند جامعه، صلح محور بودن افراد جامعه، انجام وظیفه نهادهای حکومتی در خصوص تامین امنیت اجتماعی، افزایش ایمان و دینمداری و اخلاق مداری که خود دربردارنده ی راهبردهای متعددی است، توسط مومنین در جامعه اجرا شود، تاثیر قابل توجهی در تحقق امنیت اجتماعی خواهد داشت.
طبیعت گرایی سیاسی: خوانشی از فلسفه سیاسی ابن سینا در پرتو آراء ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
77 - 105
حوزههای تخصصی:
طبیعت گرایی سیاسی رویکردی بنیادین در فلسفه سیاسی ارسطو است که خود را در قالب سه آموزه اصلیِ سیاسی بودن طبیعت انسان، وجود طبیعی اجتماع سیاسی و تقدم طبیعی اجتماع سیاسی بر افراد، نشان می دهد که بر سایر آموزه های سیاسی او اثرگذار است. همچنین به واسطه همین رویکرد و نسبتی که در اندیشه ارسطو میان طبیعت و غایت برقرار است، سیاست را به اخلاق و غایات اخلاقی گره می زند. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که «آیا می توان از اندیشه اجتماعی سیاسی ابن سینا، با توجه به منازعات معاصر درباره فلسفه ارسطو، تفسیری طبیعت گرایانه ارائه کرد؟ و این به چه معنا خواهدبود؟». به این منظور روشن می شود که هرچند ابن سینا در سیاست خود مستقیماً به سه آموزه مذکورِ سیاست ارسطو اشاره نداشته است، با کنار هم نهادن اشارات پراکنده وی و بیرون کشیدن استلزامات آن، می توان گونه ای طبیعت گرایی سیاسی را به او نسبت داد؛ چراکه او نیز تشکیل اجتماع سیاسی را ناشی از نوعی اضطرار یا ضرورت عملی در انسان ها برای همکاری متقابل جهت رفع نیاز می داند و وجود اجتماع سیاسیِ دارای قانون را شرط تحصل وجود انسانی، بقای نوع او و کسب کمالات انسانی قلمدادمی کند؛ ازاین جهت درصورتی که در تفسیر طبیعت گرایی ارسطو رویکردی غایت انگارانه اخذ شود و پولیس یونانی، کثرتی از شهروندان دانسته شود که تنها در آن، غایت طبیعی نوع انسان و خودبسندگی در کسب این غایت محقق می شود و همچنین به همین معنا، اجتماع سیاسیْ موجودی طبیعی و مقدم بر افراد خود دانسته شود، می توان اندیشه سیاسی اجتماعی ابن سینا را در امتداد طبیعت گرایی سیاسی ارسطو تفسیرکرد.
واکاوی و نقد نظرات تفسیری پیرامون فراز" فَأَمْسِکُوهُنَّ " در آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
89-110
حوزههای تخصصی:
کاوش در حوزه معنایی واژگان و تامل در کاربست قرآنی آنان با دقت در سیاق آیات، از ساحت های مهم در تفسیرقرآن است که در فهم آیات نقش بسزایی دارد؛ چرا که هر معنا بازخورد و نتیجه تفسیری و گاه فقهی متفاوت در حوزه انحصاری خویش دارد.فراز" فَأَمْسِکُوهُنَّ " در سه آیه از آیات قرآن تکرار گردیده است و یک مورد آن که در آیه 15 سوره نساء، با عبارت " فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ " آمده، محل مناقشه فراوان قرار دارد. عموم مفسران آن را به معنی حبس در خانه و به عنوان حدی که بعدها منسوخ شده، دانسته اند. این پژوهش با درنگ درمعنای لغوی فراز و توجه به گستره معنایی آن در قرآن و نیز با تامل در سیاق آیات به کنکاش در فهم دقیق آن پرداخته است. نتیجه حاصل، نشان می دهد که این فراز همچون دو فراز دیگر و نیز در اشتراک معنایی با دیگر مشتقات قرآنی خود، در معنای نگهداشت و مراقبت با توجه، کاربرد داشته و در آیه مورد بحث نیز با تایید سیاق آیات قبل و بعد و بافت سوره، به همین معنا جهت حفظ خانواده اسلامی از فروپاشی با اولین خطا و خیانت به کار رفته است. این معنا تصریحی در اثبات حد بودن فراز یاد شده نداشته و صرفا جنبه پیشگیرانه دارد؛ به همین جهت هیچ نسخی نیز اتفاق نیفتاده است.
تحلیلی مبنایی بر فتاوی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) پیرامون «مالیت یافته های علمی» از رهگذر بررسی عناصر ایجاد مالیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
127 - 146
حوزههای تخصصی:
فتاوی آیت الله خامنه ای بیانگر آن است که در نگاه ایشان «یافته های علمی» می توانند عنوان «مال» را پذیرفته و آثار مترتب بر مالیت را داشته باشند؛ دیدگاهی که با برخی تلقیات فقها از عنوان یادشده و با عناصر به وجودآورنده آن هم خوانی ندارد. عنوان «مال» و مشتقات آن در برخی مباحث فقهی مانند بیع، رهن، سرقت و قضا به کار رفته و موضوع حکم واقع شده است؛ اما معمولاً بدون بیان چیستی آن. پرسش اصلی نوشتار پیش روی، این است که معیار یا معیارهای مالیت چیست؟ و مهم تر اینکه آیا عنوان مال بر یافته های علمی و فرمول های برآمده از تحقیقات صدق می کند یا خیر؟ درصورت مثبت بودن پاسخ، احکام مترتب بر «مال»، بر این یافته ها نیز بار خواهد شد و در غیر این صورت، حساب آن ها جدای از حکم اموال است. پژوهش حاضر برای دست یابی به چیستی مال و معیارهای مالیت، نظرات لغت دانان و فقها را با عنایت به عرف و کاربست شیوه های تحقیق مورد بررسی قرارداده و درنهایت این نتیجه حاصل شد که یافته های علمی و فرمول های برآمده از تحقیقات، دست کم حکماً و بلکه موضوعاً، از مصادیق مال محسوب می شوند و احکام مترتب بر مال، برحسب مورد شامل یافته های علمی و تحقیقاتی نیز خواهد شد. مباحث این نوشتار را می توان به عنوان بخشی از مبانی فتاوی آیت الله خامنه ای درباره مالیت یافته های علمی به شمار آورد.
«... بارِ دیگَر نَکُنَد، گَر تو به رَفْتار آیی (مُراسَلَه ای دَر گُمانه زَنی حولِ تَصْحیحِ بیْتی از طَیِّباتِ سَعْدی)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله که در قالبِ مُراسله نگارش یافته است، بیت اینْ هَمه جِلْوه طاووس و خرامیدَنِ او / بارِ دیگَر نَکُنَد، گَر تو به رَفْتار آیی به لحاظ معنایی و لغوی بررسی شده است.
سهم تاریخ نگاری طبری در ایجاد انگاره های مغرضانه؛ مطالعه موردی استفاده رسول خدا(ص) از خشونت برای گسترش اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
52 - 31
حوزههای تخصصی:
در کنار توجه خاص به ثبت دقیق آیات قرآن، زندگانی و سیره حضرت محمد(ص) نیز به عنوان الگوی دینی مسلمانان، مورد توجه دانشمندان و نویسندگان سده های نخست اسلامی قرار گرفته است، به گونه ای که حتی مسیر نگاه حضرت رسول(ص) و یا رنگ صورت ایشان به هنگام مواجهه با یک واقعه، از چشم تیزبین و مشتاق مسلمانان دور نمانده و سریع در متون تاریخی ثبت می شد. به این ترتیب تاریخ نگاری اسلامی از دل این توجه شکل گرفت و به یکی از نخستین علوم ایجاد شده در فرهنگ و تمدن اسلامی بدل شده و تأثیر شایان توجهی بر ایجاد انگاره هایی گذاشت که درباره پیامبر اسلام(ص) در دوره های بعدی ساخته شد. انگاره هایی که گاهی خواسته یا ناخواسته با ایستارهای مغرضانه، تصویری ناصواب از سیره رسول خدا(ص) ارائه می دهند. بخشی از این بازتاب نادرست به شکل تلاش حضرت محمد(ص) برای گسترش اسلام بازمی گردد و انگاره اسلام دین شمشیر، در اعصار بعدی بروز و ظهور می یابد. بخش زیادی از فرایند تولید این تصویر، با اهمیتی که نویسندگان سده های نخستین اسلامی به غزوات رسول اکرم(ص) دادند، در سیره پیامبر(ص) برجسته سازی شد و بخش دیگر را کسانی بازتولید کردند که به عمد یا اشتباه و به دلیل عدم احاطه علمی یا نداشتن رویکرد انتقادی، متاثر از این منابع شدند. این روند بعد از قرن هجده میلادی و مدعای علمی شدن متون با گواهی آوردن از منابع اسلامی، چهره ظاهراً آکادمیک گرفت و به همان نسبت قدرت گفتمانی بیشتری پیدا کرد. حال سوال پژوهش حاضر این است که آیا منابع اسلامی چنین ظرفیتی ایجاد کرده اند که به این ایستار سوگیرانه دامن زده شده باشد؟ در این میان، محمد بن جریر طبری (218-301ه.ق) و کتاب بزرگ وی، «تاریخ الامم والملوک» با نام مشهور «تاریخ طبری»، نقش غیرقابل انکاری در تاریخ نگاری اسلامی داشته است، چرا که مطالعه تحلیلی سیره پیامبر(ص) بدون استفاده و بررسی تاریخ طبری کاری ناتمام خواهد بود، به ویژه اینکه تاریخ طبری تعدادی از منابع با ارزش مفقود پیش از خود را نیز زنده نگاه داشته و بخش غیرقابل انکاری از اطلاعاتی که پیرامون پیامبر(ص) تا زمانه وی هنوز در دسترس بوده است را بازتاب می دهد. همچنین با تلاش برای ارائه اغلب روایت ها پیرامون یک واقعه، یکی از جامع ترین منابع تاریخ نگاری صدر اسلام به حساب می آید. چنین جایگاهی باعث شده تا تاریخ طبری نقش موثری در متون بعدی و طبیعتاً سهم بسزایی در شکل گیری انگاره هایی داشته باشد که درباره پیامبر اسلام(ص) بروز و ظهور یافته است. انگاره هایی که در طول تاریخ، مورد استناد گروه های مختلف قرار گرفته و بخشی از آن نیز در متون مستشرقان بازتاب یافته است. یکی از مهم ترین انگاره های سوگیرانه درباره پیامبر(ص)، روش ایشان در گسترش اسلام می باشد. تحقیق حاضر درصدد بوده تا میزان برجسته سازی خشونت به عنوان روش مورد استفاده پیامبر(ص) برای گسترش اسلام و به حاشیه راندن روش های دیگر ایشان همچون تبلیغ، آموزش، معاهده و جلب اعتماد را مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش برای روش های مسالمت آمیز و روش های سخت گیرانه، متغیرهای مستقلی مشخص شد. دعوت و تبلیغ کلامی و رفتار نیکو با مخالفان، از نخستین روش های مسالمت آمیز ایشان برای گسترش اسلام دانسته شده و در بخش روش های سختگیرانه، مواردی مانند نزاع، تهدید، جنگ، ترور، تبعید، کشتن اسیر و قصاص، بدون اینکه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرند، مورد تصریح قرار گرفته اند. این درحالی است که یافته های این تحقیق نشان داد که تاریخ طبری به شکل قابل توجهی جنگ، ترور، نزاع و خشونت را در زندگی ایشان برجسته ساخته و دعوت، آموزش و تبلیغ به صورت قابل توجهی به حاشیه رانده می شود.
راهکارهای قرآنی و روایی ایجاد تعادل بین تبری با مفهوم مدارا در جوامع چند فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰
377 - 412
حوزههای تخصصی:
یکی از آموزه های اسلام «تبری» یعنی دشمنی با دشمنان خدا و اهل باطل است که به عنوان رکن اساسی ایمان، هویت دینی مسلمانان را شکل می دهد و در منظومه اعتقادی اسلام از جایگاهی ویژه برخوردار است. از سوی دیگر در اسلام بر «مدارا» به معنای تحمل و احترام به عقاید گوناگون و انعطاف پذیری در تعامل با دیگران تأکید شده است. هرگونه سوءبرداشت از این مفاهیم به ویژه در جوامعی که از تکثر فرهنگی، دینی و قومی برخوردار هستند می تواند آسیب های جبران ناپذیری را در بر داشته باشد. ازجمله ی این مشکلات می توان به خشونت های اجتماعی و همچنین مخدوش شدن انسجام اجتماعی اشاره کرد. در چنین موقعیتی چگونه می توان با حفظ آموزه «تبری» به گونه ای عمل کرد که عقاید مخالفان را تاب آورد؟ قرآن و روایات چه راهکار هایی برای ایجاد تعادل میان این مفاهیم در جوامع چند فرهنگی ارائه می دهند؟ این پژوهش به روش تحلیلی _ توصیفی و مبتنی بر روش تحلیلِ محتوای آیات و روایات در پی پاسخ به همین سؤالات است. دستاورد این پژوهش نشان می دهد در آموزه های قرآنی و روایی راهکارهای کاربردیِ مناسبی، برای برقراری این توازن وجود دارد. به نظر می رسد شناخت صحیحِ این مفاهیم به همراه تبیین جایگاه و رابطه و محدوده هر یک، بشردوستی، جدال احسن، احترام به عقاید دشمنان، پذیرش تنوع و اختلاف، رعایت حقوق دیگران و... ازجمله راهکارهای مؤثر در ایجاد وحدت اجتماعی باشد.
قاعده فقهی راهکارهای فقهی اولویت بندی متقاضیان در تخصیص امکانات محدود پزشکی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
123 - 156
حوزههای تخصصی:
در هنگامه تزاحم حقوق افراد در دسترسی به درمان و تجهیزات پزشکی، تصمیم گیری در مورد اولویت بندی بیماران، چالشی است که ارائه راهکار عادلانه برای حلّ آن، بایسته می نماید. یکی از موارد ایجاد تزاحم میان حقوق، زمانی رخ می نماید که تعداد متقاضیان بهره از امکانات پزشکی از قبیل دارو، تجهیزات مراقبتی و تخت بیمارستانی از میزان کمّی یا کیفی این امکانات بیشتر باشد. در این حالت، یافتن اولویّت برای تخصیص این منابع درمانی محدود با حفظ سلامت و نجات جان بیماران پیوندی درخور توجه دارد. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره از منابع إسنادی سامان یافته است در پی ارائه راهکارهایی است که برای زدودن چالش پیش گفته به کار خواهند آمد. برای دست یافتن به این هدف با مراجعه به ادله فقاهتی و استمداد از حکم خرد، پنج راهکار احتمالی ذیل تبیین شده اند: توجه به حق سبق، مقدّم داشتن شخص تأثیرگذارتر در جامعه، توجه به میزان وابستگی حفظ نظام زیستی و دینی جامعه به حیات فرد، بهره از قاعده قرعه و انتخاب اتفاقی افراد. پس از تبیین هر یک از این راهکارها و ادله مشروعیت آنها، کاستی ها و موارد ناکارآمدی هر یک از آنها تبیین شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که استفاده از قاعده قرعه در موقعیت های تزاحم حقوق بیماران، نسبت به راهکارهای دیگر، با حداقل اعتراضات مواجه است و می تواند ابزاری عادلانه در تخصیص منابع محدود پزشکی محسوب شود.
اعتبارسنجی سندی روایت «الاسلام یعلو ولا یعلی علیه» با تکیه بر منابع شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
373 - 402
حوزههای تخصصی:
قاعد ه نفی سبیل بر بسیاری از قواعد فقهی حاکم بوده و بسیاری از روابط فردی و اجتماعی و حتی رابط ه دولت اسلامی با دولت های غیراسلامی در زمینه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... را تحت پوشش قرار می دهد. برای اثبات این قاعده، ادل ه فراوانی اقامه شده است. مهم ترین مبنای روایی این قاعده، روایت «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَلَا یُعْلَى عَلَیْهِ» است که از مراسیل شیخ صدوق می باشد. پذیرش این روایت ازنظر سندی، نزد برخی مشروط به پذیرش مراسیل شیخ صدوق به عنوان مسانید و نزد برخی دیگر که قائل به پذیرش مراسیل شیخ صدوق نیستند، متکی بر عمل اصحاب است که آن را جبران کنند ه ضعف سند می دانند. بعضی دیگر نیز با ارائ ه راه حل هایی سعی در اثبات حجیت سندی این روایت داشته اند. به نظر می رسد هیچ یک از این امور مفید فایده نبوده و نمی تواند حجیت سندی روایت را اثبات کند؛ هرچند مفاد روایت را ازطریق عقل که از دیگر منابع استنباط است، به راحتی می توان اثبات کرد. ضرورت این پژوهش ازآن روست که نشان می دهد حجیت سندی روایات حتی دربار ه قواعد بسیار مهم و کاربردی مانند قاعد ه نفی سبیل تابع اصول شناخته شده است که در صورت فقدان آن ها نمی توان روایات را حجت دانست. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی است، درصدد بیان اعتبارسنجی سندی روایت «الاسلام یعلو و لایعلی علیه» است.
بررسی معناشناسی واژه «کسب» در قرآن کریم
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
7 - 32
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل کلیدی در ارتباط با قرآن کریم، مفهوم شناسی واژگان است. در این خصوص، ماده «ک.س.ب» و واژگان برگرفته از آنکه 67 مرتبه در قرآن به کار رفته اند، با آراء گوناگون و گاهی متعارضی از سوی لغویان و مفسران معناشناسی شده اند. برخی از این معانی عبارت اند از: «استقرار»، «نیکی»، «آزادی»، «فرزند»، «رسیدن»، «گردآوری» و... . پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی درصدد است تا با تبیین و تحلیل آراء لغویان و مفسران، گوهر معنایی و معنای ماده «ک.س.ب» و هیئت های برگرفته از آن را به صورت روشن بیان نماید. یافته های پژوهش نشانگر این است که در بررسی این واژه بایستی در کنار توجه به آراء لغویان و مفسران، از توجه به واژگان هم نشین با آن و سیاق آیه نیز استفاده کرد. از نتایج این پژوهش می توان به این نکته اشاره داشت که معنای محوری ریشه «ک.س.ب»، مطلق «به دست آوردن» است و با توجه به تغییر در ساختار کلمه، معانی زیادتری را بازتاب می دهد؛ مانند اکتساب که به معنای طلب ویژه تر است.
ماهیت ازدواج سفید و امکان سنجی انطباق آن با نکاح معاطاتی بارویکرد به قرآن و سنت
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
64 - 101
حوزههای تخصصی:
در فقه اسلامی ازدوج به دائم و موقت تقسیم شده است. در این زمان ازدواج دیگری به نام ازدواج سفید (cohabitation)، رایج شده است که به معنای هم باشی در مدت زمان نامعلوم بین دوجنس مخالف بدون رعایت اصول خانوادگی و اجتماعی است. این نوع ازدواج تقلید از فرهنگ غربی است که برخی در جامعه اسلامی به آن مبتلا شده اند. علل پیدایش این ازدواج در غرب، افزون بر حذف شرایط مردسالاری، کاهش مالیات از افراد مجرد و برگرداندن مالکیت به زنان و موارد دیگر است. ضرورت دارد که ضمن بررسی ماهیت این نوع ازدواج، دیدگاه اسلام درباره آن تبیین گردد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، پس از بیان مفاهیم ازدواج، هم باشی و نکاح معاطاتی، به ماهیت ازدواج سفید و امکان انطباق ازدواج سفید با نکاح معاطاتی با تأکید بر آیات قرآن و سنت پرداخته و ثابت کرده است که ازدواج سفید نه تنها با فرهنگ اسلامی ایرانی، قوانین اسلامی جاری در ایران و ازدواج دائم و موقت منطبق نیست، بلکه با نکاح معاطاتی و شرایط اولیه آن نیز سازگاری ندارد؛ ازاین رو امکان تطبیق و تایید قرآن و سنت و به تبع فتوای فقیهان بر این نوع ازدواج میسر نخواهد بود.
نظریه اقامه قرآن
حوزههای تخصصی:
بسیاری از آموزه های قرآن به اقامه جامعه ای توحیدی اختصاص دارد و آفرینش را در تکوین و تشریع تحت قیمومت خدای یگانه می داند؛ در حقیقت قرآن قیم جامعه و هادی آن به بااستقامت ترین سنن است؛ زیرا آموزه های تربیتی، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى آن، خالى از ابهام، خرافات و افراط و تفریط و برخوردار از ویژگی همسویی ظاهر و باطن، عقیده و عمل و هماهنگی با کل آفرینش است. با این همه نوع رویارویی جوامع اسلامی با قرآن، دستیابی به ثواب و پاداش الهی و بهره گیری عملی حداقلی است و اقامه جامعه توحیدی را با مشکل روبرو ساخته است. می توان یکی از مسائل مهم امروز جوامع اسلامی را اهتمام ندادن به اقامه قرآن به معنای ضعف التزام به بینش ها، گرایش ها و کنش های قرآنی دانست. این مقاله با روش کتابخانه ای و تحلیلی و با هدف تمهیدگری برای تحقق مرجعیت قرآن، پس از بیان مفاهیم، دلایل و اهداف اقامه قرآن، قلمروی آن را تبیین کرده، به این نتیجه رسیده است که جامعه اسلامی مکلف به اقامه قرآن با همه تشریعات و دستورهای آن با هدف تحقق هویت اسلامی است. همچنین فلسفه اقامه قرآن در هدایت تشریعی بشر همسویی با فلسفه آفرینش هستی، رشد و تکامل انسان است و قلمروی اقامه قرآن کریم تابعی از قلمروی مأموریت آن است؛ به این معنا که بیان امور دینی و ارزش های اخروی به معنای اختصاص هدایتگری قرآن به آن ارزش ها نیست، بلکه سامان دادن به فرهنگ، اقتصاد، سیاست و قضاوت جامعه بر اساس عدالت از حوزه های هدایتی قرآن کریم است.
تحلیل آراء مفسران درباره إنَّه لَعِلْمٌ لِلسَّاعَهِ (زخرف/ 61) با تأکید بر نقدِ دیدگاه مشهور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران قرآن در تفسیر آیه «إنّه لَعلم لِلسَّاعَهِ» (زخرف/ 61)، به ویژه در تعیین مرجع ضمیرِ کلمه إنَّهُ، وحدت نظر ندارند و بنابر مبانی تفسیری شان آراء متفاوتی ارائه کرده اند. مشهورترین دیدگاه مرجع ضمیر هاء را نزول عیسی (ع) به مثابه نشانه ای آخرالزمانی برمی شمرد. در مطالعه فرارو کوشش می شود این تفسیر مشهور و هم چنین دیگر دیدگاه ها درباره مسئله بررسی شود. فرضیه مطالعه آن است که تفسیر مشهور که بیش تر در میان مفسران اهل سنت مطرح بوده است نمی تواند بهترین تفسیر آیه باشد. سیطره گفتمانِ روایات آخرالزمان بر فهم آیه، پیوند خوردنِ اکثریِ انگاره نزول عیسی (ع) با تفسیر این آیه، خروج از قرائت مشهور، در تقدیر گرفتن دو واژه نزول و قرب و ناسازگاری قول مشهور با سیاق آیات این سوره و دیگر آیات پذیرش دیدگاه مشهور به عنوان بهترین قول تفسیری را با چالش مواجه می سازد؛ چنان که پذیرش دیگر اقوال مفسران هم با مشکلاتی روبه رو است. در این میان، چنان که برخی مفسران نیز اذعان داشته اند، مناسب تر آن است که ضمیر هاء به شخص عیسی (ع) و نه لزوماً به نزولِ وی بازگردانده شود تا بتوان فهمی هم سو با سیاق آیه و مفهوم عام آن بازنمود.