فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۲۱ تا ۱٬۵۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
«إحداد» یا «حِداد» به معنای ترک خودآرایی زنان در دوران عده است. «عده» در فقه اسلامی به مدت زمانی گفته می شود که باید زنان پس از وفات شوهر یا طلاق سپری کرده و پس از آن اجازه ازدواج مجدد را خواهند داشت؛ لذا برخی از مذاهب، احداد را از توابع عده به شمار آورده اند. فقها درباره وجوب احداد اتفاق نظر دارند، اما در مورد احداد در عده طلاق اختلاف نظر دارند. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی-تحلیلی به بررسی آرای فقهی درخصوص تأثیر عده طلاق بر حداد بانوان می پردازد. با استقرای آرای فقهی مشخص می شود که جمهور فقها احداد را در دوران عده طلاق لازم نمی دانند، درحالی که فقهای حنفی احداد را در دوران عده طلاق بائن (صغری، کبری، خلع و فسخ نکاح) نیز لازم دانسته اند. بنابراین، قول جمهور، طبق ظواهر نصوص و مقاصد شریعت، راجح به نظر می رسد. حنفیه احداد را بر زنان اهل کتاب، مجنون و صغیر لازم نمی دانند، درحالی که جمهور فقها به دلیل همسانی احکام نکاح و طلاق، قائل به وجوب احداد برای همه زنان بوده و با توجه به عدم تفاوت آثار نکاح و طلاق، قول جمهور راجح به نظر می رسد.
بررسی میزان تاثیر فعالیت های پلیس مکان محور در پیشگری از وقوع جرم
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 26
حوزههای تخصصی:
مشارکت شهروندان در تامین امنیت محله ها و پیشگیری از جرم علاوه بر کاهش هزینه های دولت, سبب تعامل بیشترش شهروندان با پلیس محله محور خواهد بود. موضوعات حیاتی پیش روی پلیس همراه با ضرورت تحول در اصول کلی و شیوه خدمت (پلیس محله محور), تحول در ابزار و وسائل انجام وظیفه (فناوری) و تغییر در انتظارات جامعه از عملکرد پلیس (ضرورت حرفه ای شدن و پاسخگو بودن), معیارهای جدیدی را برای تحلیل, برنامه ریزی و تصمیم سازی پلیس دیکته می کند. همراه با تغییرات جوامع, سازمان های متولی نظم و امنیت نیز در طی قرون و از زمان تکوین اولیه این سازمان ها, در فلسفه, هدف, راهبرد, تاکتیک و ساختار دچار تحول و تغییرات اساسی شده اند. این مساله در نیروی پلیس به جهت داشتن بیشترین تعامل با مردم و سایر نهادهای اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار است. در مقاله حاضر در صدد آن هستیم که با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی نقش پلیس محله محور در پیشگیری از جرم بپردازیم.
نقد چارچوب های روش شناختی پیتر کوپنز در مطالعه تفاسیر صوفیانه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به نقد روش شناختی چارچوب های گذار از مرز و مرکز و پیرامون پیتر کوپنز در تحلیل تفاسیر صوفیانه قرآن می پردازد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که چارچوب گذار از مرز، برگرفته از نظریه غیربومی لانگ، با نادیده گرفتن مفاهیم بنیادین صوفیانه نظیر فنا، قرب و تجلی و نیز نادیده انگاری تفاوت های جغرافیایی و تاریخی در مناطقی چون نیشابور، بغداد و اندلس، به ساده سازی و یکسان سازی ناصحیح تنوع مفهومی و تاریخی این تفاسیر منجر می شود. هم چنین، مدل مرکز و پیرامون کوپنز، با اتکا به نظریه شیلز و نادیده گرفتن ساختار غیرمتمرکز اقتدار دینی در اسلام قرون وسطی، پیچیدگی های تعاملات و رقابت های میان صوفیان و علماء سنتی را ساده سازی می کند؛ شواهد متنی از آثار سُلَمی، قُشَیری، مِیبُدی و روزبَهان بَقلی و نیز شواهد تاریخی از منابعی مانند تاریخ نیشابور و تاریخ بغداد، این محدودیت ها را تأیید کرده و موقعیت متغیر و گاه حاشیه ای صوفیانی نظیر حَلّاج (درگذشته ۳۰۹ق) را در برابر گفتمان های غالب دینی و سیاسی تصدیق می کنند. در نتیجه برای رفع این کاستی ها و دستیابی به تحلیلی بومی تر و جامع تر، این مطالعه مفاهیم اصیل صوفیانه و روی کردهای روش شناختی جای گزین از قبیل تحلیل متنی تاریخی، پدیدارشناسانه، گفتمانی و تحلیل شبکه های اجتماعی و نهادی را پیش نهاد می کند تا درک عمیق تری از تفاسیر صوفیانه و پیوند آن ها با زمینه های غنی اسلامی فراهم آید.
تطور معنای وِراثَت ارض در تفاسیر؛ گذار از تبیین سرزمینی -اخروی به حاکمیت جهانی صالحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، وعده ای الهی مبنی بر وراثت زمین توسط بندگان شایسته را مطرح می سازد. با این حال، ابهام در مصادیق کلیدواژگانی چون «الارض» و «الصالحون»، این آیه را به یکی از پرچالش ترین مباحث تفسیری بدل کرده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکردی تاریخی-تطبیقی، سیر تطور معنای «وراثت ارض» را در تفاسیر فریقین (شیعه و سنی) از متقدمان تا دوره معاصر ردیابی می کند. هدف، شناخت پارادایم های اصلی تفسیری و تحلیل چگونگی گذار از تبیین های محدود سرزمینی-اخروی به چشم انداز حاکمیت جهانی صالحان و نیز تطور مفهوم «صلاح» از امری فردی به صلاحیتی تمدنی است. یافته ها نشان می دهد که در تفاسیر سلف، معنای وراثت عمدتاً به بهشت یا سرزمین مقدس محدود بود. در دوره میانی، دیدگاه ها در سنت اهل سنت به وراثت امت محمد (ص) و در سنت امامیه به دولت جهانی مهدوی(عج) نظام مند شد. در دوره معاصر، وراثت ارض به مثابه یک سنت اجتماعی و قانون علّی و معلولی الهی بازخوانی شده که تحقق آن منوط به کسب صلاحیت های جامع تمدنی است. این گذار تحت تأثیر جایگزینی و تعمیم ادله روایی و نیاز به ارائه الگوهایی برای پیشرفت در مواجهه با تحولات اجتماعی صورت پذیرفته است. واژگان کلیدی: وراثت ارض، آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، تفاسیر فریقین، سیر تطور معنایی، حاکمیت صالحان، ارض جنت، ارض مقدسه، دولت مهدوی، سنت اجتماعی، مفهوم صلاح
راهبردهای حل تعارضات اخلاق معیشت با تکیه بر سیره و تعالیم انبیاء از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
1 - 20
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دغدغه های بشر در طول تاریخ، معیشت بوده و هست. در بسیاری از آیات قرآن، احکام و مباحث اقتصادی در ابعاد فردی و اجتماعی بیان شده است. از مباحث مهم اخلاق معیشت، تعارضات اخلاقی در این زمینه است. تعارض اخلاقی در اخلاق معیشت موقعیتی است که در آن انسان خود را بر سر دوراهی می یابد، گویی راه سومی وجود ندارد و از طرف دیگر انتخاب هر یک از آن دو راه به نحوی خلاف اخلاق می نماید. تحقیق حاضر به هدف تبیین راهبردهای حل تعارضات اخلاق معیشت با تکیه بر سیره و تعالیم انبیاء از منظر قرآن کریم به روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است، و نیز با تکیه بر آیات به حل تعارضات اخلاقی چون رابطه ی تقوا و طغیان و روزی بی حساب و نیز رابطه شکر و کفر ووفور نعمت وهم چنین قبض وبسط معیشت کفار پرداخته است؛ که حل این تعارضات به مثابه واقع نمایی ارزش های اخلاقی و معنوی آیات قرآن می باشد.
تناص قرآنی در رابطه با افعال الهی در دعای سِمات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
21 - 33
حوزههای تخصصی:
دعا از مهمترین عباداتی به شمار می رود که انسان را به پروردگار و خالقش متصل می کند. دعا کردن امری فطری در وجود آدمی محسوب می شود؛ زیرا انسان در هنگام سختی ها و مشکلات به وسیله دعا به خداوند پناه می برد. قرآن کریم از دیرباز مورد توجه اهل دین و علم و ادب بوده و هر کس به فراخور ذوق خویش از این منبع فیاض بهره مند گشته است. امام باقر (ع) در دعای سمات با بهره گیری از الفاظ و مضامین والای قرآنی، زیبایی کلام خویش را مضاعف ساخته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که دعای سِمات دارای معانی و مضامین دقیق کلامی و مشتمل بر آموزه های اعتقادی است که بسیار قالب توجه بوده و بین افعال الهی و آیات قرآنی رابطه تنگاتنگی وجود دارد. در این پژوهش برآنیم تا با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، افعال الهی را در دعای سمات مشخص کرده و ارتباط آن را با آیات قرآنی مورد بررسی و مداقه قرار دهیم.
تحلیل گفتمان انتقادی سوره تحریم بر اساس رویکرد نورمن فرکلاف
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
35 - 64
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی نوین در جهت بررسی فرایند گفتمان در سطوح مختلف توصیف، تفسیر و تحلیل است که سوره تحریم در این مقاله بر اساس نظریه نورمن فرکلاف مورد بررسی قرار گرفته است. در سطح توصیف، انواع روابط معنایی بیانگر آن است که قوانین الهی باید در چارچوب خود اعمال شود و کوتاهی در این زمینه، هشدار الهی را در پی دارد. تحلیل در سطح تفسیر بیانگر آن است که همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مسئله ای به آزار وی پرداختند که خداوند در این زمینه به آنان هشدار داده و با توجه به نقش اجتماعی پیامبر صلی الله علیه و آله، عواقب هرگونه سوء رفتار همسران را بدون در نظر گرفتن رابطه نسبی آنان با پیامبر صلی الله علیه و آله، گوشزد کرده است. در سطح تبیین، تأثیر مناسبات قدرت بر اقشار جامعه و تأثیر گفتمان رسمی و مناسبات قدرت در آینده جامعه خاطرنشان شده است. این مقاله بر اساس منابع جامعه شناسی، تفسیری و حدیثی با شیوه کتابخانه ای نگاشته شده و بیانگر آن است که قدرت الهی در دنیا و آخرت بر قدرت حاکمان و مردم برتری داشته و آنان باید بر اساس قوانین الهی عمل کنند تا گفتمان قدرت در جامعه موجبات اجرایی شدن ارزش های اسلامی را فراهم آورده و آینده جامعه و آخرت افراد در ساختاری مستحکم سامان یابد و از اثرات جانبی متأثر نگردد.
توظيف نظرية اللغة والنوع الاجتماعيّ عند روبن لاكوف في روايتي سواقي القلوب لإنعام كجة جي والكافرة لعلي بدر على المستويين المعجميّ والنحويّ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
51 - 78
حوزههای تخصصی:
تُعدّ اللغه والنوع الاجتماعیّ من النظریات النقدیّه المعاصره التی طرحتها روبن لاکوف، والتی تهتمّ بدراسه الفروق بین النصوص النسویّه والذکوریّه. وتؤکّد لاکوف أنّ لغه النساء أدنى مرتبه من لغه الرجال؛ لاحتوائها على مظاهر الضعف والتردّد، واهتمامها بالمواضیع الثانویّه وغیر الهامّه وردود الأفعال العاطفیّه. وقد قدّمت نظریتها فی ثلاثه مستویات: المعجمیّ، الفونولوجیّ، والنحویّ-الوظیفی. تحاول هذه الدراسه - اعتماداً على المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ والإحصائیّ - تطبیق نظریه لاکوف على روایتین "سواقی القلوب" لإنعام کجه جی، وا"لکافره" لعلی بدر، على المستویین المعجمیّ والنحویّ. وقد أظهرت نتائج البحث أنّ اللغه المرتبطه بالنوع الاجتماعیّ (الأنثویّ والذکوریّ) تختلف، وأنّ النصّ یتأثّر بجنس الکاتب، وأنّ معاییر کلٍّ من اللغه النسویّه والذکوریّه - فی المستویین المعجمیّ والنحویّ - تتوافق غالباً مع نظریه لاکوف، إلّا فی بعض الحالات التی لم یتحقّق فیها هذا التوافق؛ وذلک یرجع إلى عوامل عدّه، کبیئه الکاتب، والظروف الاجتماعیّه للعصر، وطبیعه الأحداث. وقد انعکست هذه المؤثّرات فی تصرّفات الشخصیّات وأفعالها وأقوالها فی النصّ الروائیّ.
مبادئ الاستلزام الحواري في رواية "رسالة إلى قورش" لخالد الكندي في ضوء قواعد "غرايس"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
161 - 177
حوزههای تخصصی:
نظریه الاستلزام الحواری هی نظریه قائمه علی الحوار والتخاطب وهی من أهم مفاهیم التداولیه شیّدها الفیلسوف البریطانی "بول غرایس" ووضع لها قواعد وأعمده تتکیء علیها نظریته. لهذه النظریه أربع قواعد وهی: قاعده "الکم" التی تشیر إلی کمّیه تقدیم المعلومات فی الحوار، وقاعده "الکیف" المرتبطه بصدق المعلومات المقدمه فی الحوار، وقاعده "المناسبه" التی تتحدث حول موضوع الحوار الذی یوافق سیاق الحدیث، وقاعده "الطریقه" التی تحرص علی عدم وجود الغموض واللبس فی الکلام. أمّا روایه "رساله إلی قورش" ل "خالد الکندی" فهی روایه تاریخیه خیالیه تروی قصص وأحداث ممالک متحاربه عاشت عصرها الذهبی فی فتره ما قبل المیلاد والشخصیه الرئیسه فی الروایه، الصبی الصغیر "قورش" ومؤدبته البابلیه "أفسار" التی تحکی له قصص فحواها المواعظ والعِبَر. جاء هذا البحث عبر المنهج الوصفی-التحلیلی یهدف إلی دراسه روایه "رساله إلی قورش" وفقاً لنظریه الاستلزام الحواری کما نکشف عن تمثّلات هذه النظریه فی الروایه وشرح الشواهد التی خرج فیها الحوار عن المعنی الحرفی إلی المعنی الضمنی، وقد توصّلنا إلی ذلک من خلال خرق المتحاورین للقواعد المذکوره وإخراج الحوار من المعنی الحرفی إلی المعنی المضمر والذی یحدّده مبدأ التعاون فی سیاق الکلام.
نقد و بررسی خاستگاه برون دینی الهیات پولسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
79 - 96
حوزههای تخصصی:
الهیات مسیحیت بیش از همه متأثر از اندیشه های خاص پولس در باب عیسی مسیح و نجات بخشی اوست. خداشناسی پولسی با آنچه مسیح و جانشین رسمی او، پطرس، بدان پافشاری می کرد، تفاوت چشمگیری دارد. در الهیات پولس، مسیح، پسر، قدرت و حکمت خداوند است و الوهیت کامل دارد. البته الوهیت او در مرتبه ای پایین تر از الوهیت پدر قرار دارد. مسیح صورت خدای نادیدنی است و او همه چیز را آفریده است. الهیات پولسی خاستگاه درون دینی ندارد؛ چراکه حضرت عیسی(ع) هیچ گاه خود را به عنوان خدا مطرح نکرد. همچنین اناجیل همدید بر عیسای تاریخی و جنبه بشری او تأکید می ورزند. این مقاله کوشیده است که با روش توصیفی تحلیلی خاستگاه اندیشه و الهیات پولس را واکاوی کند. بر اساس یافته های این تحقیق، شواهد تاریخی نشان از آشنایی قابل توجه پولس با اندیشه یونانی و فلسفه افلاطونی، به ویژه افکار فیلون اسکندرانی، دارد. همچنین الهیات گنوسی تأثیراتی بر خداشناسی پولسی داشته و برخی از مفاهیم از آن وام گرفته شده است. بااین حال نسبت این دو در تأثیرگذاری یکسان نیست. پولس، اگرچه قادر به استفاده از مفاهیم فلسفی بود، از آن بهره حداقلی برده است؛ در عوض، وی بیش از همه از ادبیات و محتوای گنوسی متأثر بوده و از آنها استفاده کرده است.
رویکرد قرآن کریم به تجلی توحید در اخلاق معاشرت اجتماعی با تکیه بر تعالیم انبیاء-(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اخلاق معاشرت از شاخه های اخلاق کاربردی است و نقش حیاتی در ایجاد و حفظ سلامت اجتماعی جامعه دارد. ویژگی اجتماعی بودن انسان و پیچیدگی مناسبات اجتماعی در عصر کنونی، اهمیت توجه به شیوه و نوع ارتباط با دیگران را دو چندان کرده است. فقدان الگوی ارتباطی مناسب می تواند مسائل و معضلات اجتماعی جبران ناپذیری را رقم بزند. بدیهی ست که یک الگوی ارتباط اجتماعی در صورتی موفق است که با ساختار فطرتِ توحیدی انسان همسو باشد. تنها خالق انسان و عالم به اسرار و ظرائف وجودی او، شأنیت شناخت جامع و دقیق چنین الگویی را دارد. انبیا الهی الگویی های هستند که خداوند برای انجام این رسالت خطیر برگزیده است. هدف مقاله حاضر، واکاوی گزاره های قرآن کریم به منظور کشف الگوی روشمند اخلاقی، به عنوان چارچوبی نظام مند برای تبیین تجلی توحید در اخلاق معاشرت است و از روش توصیفی تحلیلی با رویکرد استقرایی استفاده شده است. یافته های تحقیق، بیانگر تجلی توحید و ارتباط دو سویه ی آن با اخلاق معاشرت در یک نظام فرایندی است که در سه سطح «شناختی» مانند معرفت به کرامت ذاتی و توکل، «عاطفی»، مانند محبت و همدلی و «کنشی» مانند مسئولیت پذیری، عدالت و صبر در اخلاق معاشرت اجتماعی تجلی می یابد و الگویی عملی برای تنظیم روابط اجتماعی در جامعه معاصر ارائه می دهد.
حقوقِ بین الملل توسعه ی پایدار و صنعتِ مس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
65 - 82
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه کشورها تلاش دارند تا با بهره گیری از تمام مکانیسم های موجود خود از جمله منابع طبیعی و خدادادی، خاصه صنعت مس به توسعه پایدار در نظام حقوق بین الملل نائل آیند، زیرا وجود فرصت های متعدد در بخش معدن مس و صنایع وابسته به آن، نیروی محرکی برای توسعه همکاری های اقتصادی بین المللی است. از این رو مقاله حاضر، بررسی تاثیر متقابل صنعت مس و توسعه پایدار حقوق بین الملل است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: رابطه میان توسعه پایدار، صنعتِ مس و چرخه توزیع آن از نوع رابطه تعاملی و دو طرفه است به طریقی که صنعت مس و ارتباط تنگاتنگ آن با جوامع محلی، منابع طبیعی و محیط زیست و آثار انکارناپذیر این فعالیت ها بر زندگی بشر و طبیعت، حقوق بین الملل توسعه پایدار را متأثر از خود می سازد و حقوق بین الملل توسعه پایدار نیز تلاش دارد تا با وضع قواعد مدون چالش های زیست محیطی صنعت مس را به حداقل رساند. نتیجه: فعالیت های مس باید در جهت حداکثر سازی منافع اقتصادی، اجتماعی و کاهش آثار منفی زیست محیطی مورد توجه قرار گیرد که ضمن رسیدن به توسعه پایدار زمینه لازم برای بهره مندی نسل آینده از منابع طبیعی و محیط زیست را فراهم آورد.
شرط مدت در انعقاد عقود با تاکید بر عقد مستمر در فقه و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
83 - 100
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بحث عقود و قراردادهای مستمر از موضوعات مهمی است؛ که در فقه و حقوق ایران چندان مورد توجه قرار نگرفته است. هدف مقاله حاضر، بررسی شرط مدت در انعقاد عقود با تأکید بر عقد مستمر در فقه و حقوق ایران است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که قرارداهای مستمر در فقه هرچند شاید به این عنوان مطرح نشده باشند؛ اما از نظر مصادیق مخصوصاً در عقود معین کاملاً قابل انطباق با فقه بوده، آثار و احکام آنها از نظر مبانی و ضابطه های فقهی قابل قبول هستند. در عقود موقت با عدم تعیین مدت، عقد باطل می شود. و در عقود دائم تعیین یا عدم تعیین مدت، تأثیری در صحت یا بطلان آن ندارد. نتیجه: عامل زمان دارای اهمیت اساسی است؛ به گونه ای ک ه در بعضی از عقود عدم درج زمان و در برخی دیگر درج زمان، می تواند موجب بطلان عقد باشد. در قراردادهای عقود دائم در عقد ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد. اگر برای خیار شرط مدت معین نشده باشد هم شرط خیار و هم بیع باطل است. نتیجه این است که تعیین مدت برای خیار شرط امری لازم و فقدانان موجب بطلان است.
انسان آرمانی در نگاه اندیشمندان چین باستان با تاکید بر واژه «جون زِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به مانند همه مکاتب فلسفی و البته ادیان، ویژگی های انسان آرمانی در دو مکتب بزرگ فلسفی چین یعنی "رو" و"دائوئیزم" به تفصیل بیان شده است. گرچه در آثار بزرگان مکاتب فکری چین – و نه نزد عوام - تقریبا هیچ گاه باور به وجود انسان کامل وجود نداشته، با این حال آموزه های زیادی برای خودسازی و تلاش برای رسیدن به جایگاه انسان آرمانی وجود داشته است. حکیم کنفسیوس با برشمردن ویژگی های "جون زِ" او را در قالب الگویی پیش روی جامعه نهاده و ویژگی های اخلاقی او را برشمرده و مخاطب را به سمت کسب فضایل اخلاقی سوق می دهد. گرچه این واژه پیش از این برای خطاب طبقه اشراف استفاده می شد، اما چنین می نماید که در پی تکرار پیاپی در سخنان کنفسیوس واژه جون زِ در قامت انسان آرمانی یا واژه ای برابر با انسان آرمانی ظاهر شد. پس از او و به پیروی از او به عنوان معلم اول در اندیشه چین قدیم، دیگر اندیشمندان چینی نیز به هنگام بازگویی نکات اخلاقی و ویژگی های انسان آرمانی، از همین واژه بهره جسته، آن را انسان آرمانی قرار داده و ویژگی های مورد نظر خود را بازشمردند. با این حال بوده اند اندیشمندانی که با به کارگیری واژگان، اسامی یا اصطلاحات دیگر، نمایی از شخصیت و ویژگی های انسان آرمانی یا کامل را بیان کرده و الگویی را به جامعه معرفی نموده اند که در این پژوهش به آنها نیز اشاره خواهیم کرد. نوشتار پیش روی تنها با بهره گیری از منابع چینی گردآمده و تلاش شده تا بی واسطه زبان های دیگر و منابع ترجمه شده، فهمی درست از نگاه اندیشمندان چین قبل از میلاد به انسان کامل یا انسان آرمانی به دست آید و با توجه به نگاه و جهانبینی ادیان شرقی به انسان، از میان سخنان این اندیشمندان، ویژگی های مهم و برجسته انسان آرمانی بازشمرده شود که البته از این منظر این پژوهش در نوع خود نخستین است.
نقد معناشناختی برگردان اصطلاحات عرفانی حکایت «زاهد و دزد» در بازنویسی های معاصر کلیله ودمنه بر اساس تحلیل مؤلفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
265 - 294
حوزههای تخصصی:
هنگام مطالعه متون ادبی می توان به آیین ها، باورها، فرهنگ و جهان بینی گذشته یک ملت پی برد. تأثیر عرفان و آموزه های آن در این متون، غیرقابل انکار است. باتوجه به دشواری متون ادبی، بازنویسی روشی برای انتقال مفاهیم به خوانندگان امروزی است. ازاین رو، بررسی بازنویسی ها از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی بر آن بوده است که اصطلاحات عرفانی «حکایت زاهد و دزد» کلیله و دمنه را مشخص و با بهره گیری از روش مؤلفه های معنایی تحلیل کند و اهمیت آنها را در فهم پیام حکایت بازگو و درنهایت چگونگی بازتاب این اصطلاحات را در بازنویسی های معاصر کلیله و دمنه بررسی و نقد نماید. برای نیل به این هدف، در گام نخست به شناساییاصطلاحات عرفانی متن اصلی پرداخته شد، در گام دوم این اصطلاحات هر یک با استفاده از متون عرفانی نزدیک به متن اصلی تشریح و مؤلفه های معنایی آن استخراج و در گام سوم، معادل این اصطلاحات در بازنویسی های معاصر استخراج و با استفاده از فرهنگ های معاصر معانی این معادل ها مشخص گردید. در گام پایانی به نقد و بررسی معادل های این اصطلاحات پرداخته شد. یافته ها نشان می دهد بازنویس در اکثر موارد امکان انتقال بخشی از مؤلفه های معنایی را پیدا نکرده است. به نظر می رسد یکی از موانع قابل توجه برای انتقال پیام متن اصلی، برگردان این نوع واژگان و ساختار، در بازنویسی های کلیله و دمنه است.
بررسی فقهی تعلیق در عقود و معاملات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
33 - 48
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : یکی از شروط مورد بحث فقها، در صحت عقود، تنجیز است. در مقابل آن تعلیق قرار دارد که مورد اختلاف فقها است. با توجه به وجود عقود معلق در معاملات و اهمیت موضوع و آثار عقد معلق از یک سو و وجود تعابیر مختلف و تعریف های گوناگون، بررسی آن ضروری است. بر همین اساس، هدف مقاله حاضر بررسی عقود و معاملات معلق در فقه است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر از روش تحلیلی و توصیفی بهره برده و ابزار انجام پژوهش کتابخانه ای است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: در بین فقها در خصوص صحت عقد معلق اختلاف نظر وجود دارد. مشهور فقها تعلیق در انشاء را باطل، ولی تعلیق در منشاء را صحیح می دانند. در مقابل برخی عقیده ای بالعکس دارند. هر یک نیز برای اثبات حقانیت و صحت دیدگاه خود به دلایل عقلی و شرعی تمسک نموده اند.
نتیجه : با توجه به لزوم و رواج معاملات معلق و آثار آن از جهت صحت و بطلان، با وجود اختلاف آرای فقها در عقود معلق، لازم است حکم فقهی وحقوقی در این زمینه با نگاه دقیق تری تدوین شود.
ارزیابی انتقادی نظریه های مشارکت مسئولانه با رویکرد جامعه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی پیوند مشارکت مسئولانه با تأمین منافع اقتصادی کنشگران، قانون آهنین حفظ قدرت، یکپارچگی اجتماعی و تطبیق اصول کلان اخلاقی، محور اصلی نظریه های مشارکت مسئولانه ابزاری، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی سازمان ها و شرکت هاست، اما سؤال این است که آیا تکیه بر این محورها برای تبیین مشارکت مسئولانه کافی است؟ هدف این نوشتار بررسی چالش های موجود در نظریه های ارائه شده در خصوص مشارکت مسئولانه است. یافته های نوشتار نشان می دهد که مهم ترین کاستی های نظریه های مشارکت مسئولانه سازمان ها و شرکتد ها از این قرارند: نظریه ابزاری متضمن سیستم مبادله قابل اعتماد و تأمین کننده منافع مجموع اعضای جامعه نیست؛ نظریه سیاسی به ضرورت سرمایه های چهارگانه، میدان و عادت واره توجه نکرده و تنها بر قانون آهنین کسب قدرت تأکید کرده است؛ نظریه یکپارچگی اجتماعی به جامعه پذیری قواعد، الگوهای فرهنگی و رسومات نهادینه شده، موانع جامعه پذیری و امیال خیرخواهانه توجه نکرده است. علاوه بر آن، نویسنده معتقد است که بدون دین داری و اعتقاد به خدا، و برانگیختن فطرت الهی، خیرخواهانه و نوع دوستانه، مشارکت مسئولانه با محدودیت هایی مواجه است. همچنین قابل ذکر است که در تحلیل مشارکت مسئولانه باید ابعاد خرد و کلان و عینی و ذهنی در کنار همدیگر مورد ملاحظه واقع شوند. روش این مطالعه تحلیل محتوای انتقادی نظریه ها و دیدگاه های مطرح شده در منابع جامعه شناختی و مدیریت است.
The King and His Subjects: Insights from the Biblical Vision
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
78 - 102
حوزههای تخصصی:
This article explores key verses from the Old and New Testaments to formulate a Biblical view of leadership focused on service, justice, and the common good. Drawing upon texts from Genesis, Deuteronomy, the Books of Samuel, Psalms, the Books of the Maccabees, and several New Testament texts (including Matthew, Luke, Mark, and 1 Peter), the study contrasts positive models of servant leadership (such as Moses, David, Solomon, and St. Joseph) with negative models (such as Antiochus IV Epiphanes). The article argues that the Bible consistently describes legitimate authority as being characterized by accountability to God, humility, care for the vulnerable, and the promotion of communal flourishing. It further connects this Biblical ideal to the concept of the common good within Catholic Social Teaching (citing, for example, the papal encyclical Laudato si’), suggesting that the leader's primary role is to create social conditions that enable the integrated growth of individuals and communities. The implications of this vision for contemporary political and ecclesiastical leadership include prioritizing justice, protecting distinct communal identities, and fostering participatory structures for public prosperity.
Ethical Readings of the Self and the Other: A Comparative Analysis of the Possibility of Peace in the Thought of Schmitt, Liberalism, Mouffe, and Levinas
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
182 - 206
حوزههای تخصصی:
Achieving peace in contemporary societies has become a fundamental issue in political and ethical thought due to complexities in identity, cultural pluralism, and political challenges. This article focuses on how the concepts of the "Self" and the "Other" are defined, and examines the impact of ethical readings on the possibility of achieving peace. The main research question is: How can ethical readings of the "Self" and the "Other" contribute to achieving peace in contemporary societies? This article explores the dominant frameworks for confronting the "Other" through a comparative analysis of the ideas of Carl Schmitt (friend/enemy dichotomy), Liberalism (rational consensus), and Chantal Mouffe (agonistic pluralism). Then, in contrast to these approaches, it introduces the responsibility-centered ethics of Emmanuel Levinas as a fundamental alternative. The hypothesis is that although each of these approaches offers a way to manage differences, stable peace is only possible through understanding the "Other" as an ethical existence that has precedence over the "Self," and establishing a relationship based on empathy and asymmetrical responsibility, as explained by Levinas. Using a qualitative content analysis method, this research shows that the transition from a purely political logic to an ethical logic is a necessary condition for peaceful coexistence and can lead to the development of theories related to dialogue and justice in human relations.
ارائه مدل مقاومت در برابر خط مشی های عمومی در طرح تحول نظام سلامت با تاکید بر توسعه اخلاق حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
283 - 315
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت و نقش حوزه سلامت در جامعه و تاثیر غیر قابل انکار آن بر رشد، بالندگی و توسعه کشور بررسی و آسیب شناسی سیاست ها و خط مشی های حوزه بهداشت و درمان اجتناب ناپذیر است. هدف از این تحقیق کیفی ارائه مدل مقاومت در برابر خط مشی های عمومی در طرح تحول نظام سلامت با تاکید بر توسعه اخلاق حرفه ای است. در این تحقیق از روش داده بنیاد چندگانه کرانهلم و گولد کوهل استفاده شده است. مشارکت کنندگان این تحقیق شامل متخصصان و خبرگان خط مشی گذاری در حوزه درمان و نظام سلامت می باشد که از طریق روش نمونه گیری نظری تعیین گردیدند. جهت شناسایی مقوله های مدل مقاومت در برابر خط مشی های عمومی در طرح تحول نظام سلامت از مصاحیه نیمه ساختار یافته استفاده گردید است، که با استفاده از این ابزار با 30 نفر از خبرگان خط مشی گذاری در حوزه درمان و نظام سلامت مصاحبه های عمیق انجام، و اطلاعات مورد نیاز جمع آوری گردید. در این تحقیق در مرحله کدگذاری استقرایی 5 مقوله (مقوله محوری، بسترهای حمایتی فردی و سازمانی، زمینه های ساختاری و کارکردی، موانع فردی و سازمانی و اجتماعی، نتایج و پیامدهای فردی و اجتماعی) و 39 مفهوم استخراج شد. و سپس پالایش مفهومی، کدگذاری الگویی (ارائه مدل)، انطباق نظری مدل، اعتبارسنجی تجربی و ارزیابی انسجام نظری مدل و غنی سازی نظریه تشریح گردیدند. با توجه به نقشه راه در دستیابی به سیاست های 15 گانه در نظام تحول سلامت در راستای سیاست شماره1، توجه به عملکرد اخلاقی و توسعه اخلاق حرفه ای، خط مشی گذاری در حوزه نظام سلامت در یک محیط ایستا و تک بعدی فعالیت نمی کند و بایستی به صورت پویا و اخلاق گرا ارائه شود. بنابراین وزارت بهداشت به عنوان متولی اصلی این حوزه نیازمند آن هستند که مدل خط مشی های عمومی در طرح تحول نظام سلامت خودش را براساس التزام به رعایت اخلاق حرفه ای در تمام ابعاد تنظیم نماید و نظام بازخورد و ارزیابی برای آن تأسیس نماید.