مطالب مرتبط با کلیدواژه

تحول روحی


۱.

سیمای ناصر خسرو پیش از تحول روحی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شخصیت ناصر خسرو تحول روحی سیما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱۵ تعداد دانلود : ۹۸۶
برخی محققان که راجع به ناصر خسرو سخن گفته اند، زندگی این بزرگمرد را با توجه به فراز و فرودهایش به دوره هایی تقسیم کرده اند. در اکثر این تقسیم بندی ها، دوره نخست، مربوط به زندگانی این شاعر سترگ پیش از دگرگونی فکری و تحول روحی است که در چهل و دو سالگی حادث شده است. در بیشتر آثاری که در شرح احوال ناصر خسرو تالیف شده، در مورد این بخش از دوران حیات شاعر، مطالبی که بیشتر بر سر زبانهاست چون شغل دیوانی، زندگی درباری، خوشگذرانی و باده گساری و مطالبی پراکنده که از برخی اشارات شاعر در دیوان و سفرنامه، دریافت می شود، ذکر گردیده و بحث مستوفی و مجزایی در این زمینه صورت نگرفته است. از آنجا که این دوره زمانی، تقریباً نیمی از عمر شاعر را در بر می گیرد و به قول آقای دکتر دبیر سیاقی در مقدمه سفرنامه، درباره مبدا اعتقادات ناصر خسرو باید براساس رفتار، اعمال، اندیشه ها وسخنان بازمانده از دوره اول و دوم زندگی او سخن گفت، (ناصر خسرو، 1370، مقدمه دبیرسیاقی: 26) لذا نگارنده بر آن شد با مطالعه برخی آثار شاعر چون دیوان و سفرنامه که در آنها خود گهگاه به وضع گذشته و احوال پیشین خود اشاره و گاه اعتراف می کند، با ارائه شواهدی به ترسیم سیمای این شاعر گران سنگ در دوره نخست حیات بپردازد.
۲.

آموزه های سیاسی در مدایح سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سنایی آموزه های سیاسی شعر مدحی پند و اندرز تحول روحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۴۶۵
پیشگامی سنایی در موضوعات مختلف شعری همانند وارد کردن مفاهیم عرفانی به شعر فارسی ، بنیانگذاری   پایه های شعر انتقادی و اجتماعی و ابداع غزل قلندری امری مسلّم و شناخته شده است. آنچه کمتر بدان پرداخته شده، اشعار مدحی سنایی و مبدع بودن وی در مدایح تعلیمی و ارائه آموزه های سیاسی است که از یک سو تأثیر ژرفی بر سعدی و مدیحه های او گذاشته و از سوی دیگر ناشناخته ماندن آن سبب تردید در حقیقت بیداری شاعر شده است؛ از این رو، نوشتار حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی انواع گوناگون اشعار مدحی سنایی، به معرفی این آموزه های سیاسی پرداخته و نشان می دهد که سنایی در قالب تمثیل و بیان حکایت هایی از ازمنه گذشته، داروی نصیحت را در لوای مدح و ستایش به جان حاکمان ریخته و آنها را به اجرای عدالت، دقت در انتخاب دولتمردان، برخورد با کارگزاران جورپیشه و ... ترغیب می کند و از ریختن خون بی گناهان برحذر می دارد.  
۳.

نظریه فرایندی انقلاب اسلامی از منظر اندیشه محمدجواد باهنر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محمدجواد باهنر نظریه تکامل انقلاب اسلامی انقلاب سیاسی انقلاب فرهنگی صدور انقلاب تحول روحی سازندگی داخلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۷۷
اندیشمندان مسلمان با توجه به مبانی نظری و آموزههای دینی، دیدگاه متمایزی نسبت به مقوله انقلاب دارند. متفکران انقلاب اسلامی نسبت به مسئله مفهوم و مراحل انقلاب توجه داشته و هرکدام برای تکامل انقلاب، مراحل مختلفی را ذکر کردند که این الگوهای فرایندی، اهمیت نظریه سیر تکامل انقلاب اسلامی را نشان می دهد. محمدجواد باهنر یکی از متفکرانی است که در آثار خود، فرایندهای انقلاب اسلامی را در پنج مرحله مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر از نوع کیفی و اکتشافی است که با بهره گیری از روش اسنادی و مطالعات کتابخانه ای مترصد تحلیل و توصیف این سؤال اصلی است: مفهوم انقلاب در اندیشه باهنر دارای چه بار معنایی است و فرایند تکامل انقلاب اسلامی شامل چه مواردی بود؟ مفروض مقاله به این قرار است که از دیدگاه باهنر، انقلاب اسلامی صرفاً تغییر در نظم سیاسی موجود نیست بلکه فرایندی برای تکامل آرمان های انقلاب در حوزه های مختلف است. یافته های مقاله نشان می دهد از منظر باهنر، انقلاب اسلامی برای تکامل خود نیاز دارد مراحل پنجگانه را به صورت مستمر و آگاهانه طی نماید. نظریه تکامل انقلابی باهنر اشاره به این مسئله دارد که دگرگونی در نظم سیاسی مستقر و جایگزینی نظام برآمده از اصول و آرمان های دینی به وسیله افراد جامعه به معنای انقلاب است که محدود به عرصه نظم سیاسی نخواهد بود بلکه لازم است در عرصه های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و نهادی شاهد انقلاب باشیم. پدیده انقلاب اسلامی بعد از تحول روحی در جامعه و ایجاد انقلاب سیاسی باید بسترهای انقلاب فرهنگی و سازماندهی داخلی را فراهم آورد و درنهایت صدور ارزش های نوین را فراهم سازد.
۴.

تحولات انگیزشی درونی توحیدی در جامعه عصر نبوی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: توحید عصر نبوی عرب تحول روحی انگیزش درونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۶
در تحقیقات پیرامون تمدن اسلامی، کمتر به جایگاه فرهنگ سازی عوامل انگیزش درونی توحیدی توجه شده است. این پژوهه، با هدف بازنمود نقش این دسته از عوامل در کنشگری تمدنی، سامان یافته و درپی پاسخ به این سؤال است که این عوامل در عصر نبوی، در چه عرصه هایی اثر داشته است؟ این مقاله، از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و رویکرد تاریخی- روان شناسی و کلامی دارد و از مبنای کلامی علامه مصباح یزدی و اندیشه علامه طباطبایی در خصوص عوامل انگیزشی در تبیین مفاهیم، گزینش، چینش و تحلیل داده ها بهره می برد. برخلاف غالب تحقیقات که با پیش فرض یا چهارچوب نظری جامعه شناختی تاریخ صدر اسلام را بررسی می نمایند، این پژوهش چهارچوب نظری روان شناختی دارد و از منظر دانش روان شناسی اخلاق، به تجزیه و تحلیل داده های تاریخی می پردازد. یافته های این پژوهش، حکایتگر آن است که با استفاده از بحث عوامل انگیزش درونی در دانش روان شناسی اخلاق و تبیین آن توسط مبنای کلامی توحیدی، چنین به دست می آید که باور و امید به هدایت تشریعی خداوند، رکن انگیزش انسان بوده و عوامل انگیزش درونی توحیدی را شکل می دهد. عوامل انگیزش درونی توحیدی، بر اصلاح ارزش ها (تمایلات) و اعتلای آنها تمرکز دارند و با تغییر در درون انسان و جامعه انسانی، انگیزه سازی می کنند؛ برخلاف عوامل انگیزش بیرونی که از بیرون و با استفاده از مدیریت جامعه، سعی دارند بر گرایش ها و رفتارهای افراد جامعه تأثیر بگذارند. ظهور رسالت توحیدی، مبارزه با شرک و بدعت زدایی، شناخت درونی از حقانیت و جهان شمولی اسلام، زمینه سازی التزام به نصّ الهی در مسئله جانشینی، تشکیل حاکمیت اسلامی، رشد غیرت دینی، امید مردم به استقلال از قدرت طاغوت و نفوذ فرهنگی یهود، عدالت خواهی اسلام و شکوفایی باورهای توحیدی، مهم ترین شاخصه های عوامل انگیزش درونی توحیدی در عصر نبوی بوده اند. با بررسی وضعیت فرهنگی عرب در دوران نزدیک به ظهور اسلام، می توان به این نتیجه رسید که عرب از خصلت عملگرا برخوردار بوده و گرایش های مختلفی بر اساس ارزش ها داشته است. بنابراین، تمرکز بر اصلاح ارزش ها توسط عوامل انگیزش درونی توحیدی، از آغاز رسالت نبی اکرم(ص) ضرورت پیدا می کرد. این عوامل، از باور و امید به هدایت تشریعی خداوند ریشه می گرفتند و تحولات انگیزشی درونی را در جامعه عصر نبوی رقم می زدند. این عوامل می توانستند با اعتلای توحیدباوری، تحولات انگیزش درونی در دوران پیامبر اسلام(ص) را تثبیت کنند و آنها را ارتقا ببخشند. در بسیاری از پژوهش های تاریخی پیرامون عصر نبوی، چنین قابل برداشت است که انگیزش های توحیدی در اواخر دوران پیامبر اسلام(ص) حالت نزولی پیدا می کنند. این مسئله، نیازمند تحقیق جداگانه با رویکرد آسیب شناسانه به این عصر است. به نظر می رسد، با تمرکز بر رفتارها و مواضع برخی از خواص اصحاب رسول اکرم(ص) و بررسی نتایج آنها در تضعیف باور و امید مردم به هدایت تشریعی خداوند، می توان پاسخ مناسب این مسئله را دریافت کرد؛ اما مقاله حاضر، برای پرهیز از طولانی شدن مطالب و به دلیل نداشتن رویکرد آسیب شناسانه، این مسئله را مورد بررسی قرار نمی دهد. همچنین، پژوهش حاضر به عوامل انگیزش بیرونی نپرداخته؛ اما بر اساس پیش فرض و چهارچوب نظری توحیدی خود، مواردی چون حاکمیت فرهنگی و سیاسی اسلام، ایدئولوژی های این آیین و شناخت های توحیدی مردم را که در رویکردهای غیرتوحیدی، عوامل عمده بیرونی در انگیزش به شمار می روند، ذیل عنوان عوامل انگیزش درونی توحیدی تبیین نموده است. در مقام نتیجه گیری از مقاله، باید گفت که عرب در دوران نزدیک به ظهور اسلام، دارای جاهلیتی ارزش محور بود. اصلاح وضعیت فرهنگی جامعه عرب، نیازمند تمرکز بر ارزش های والا و اعتلای باور قلبی به توحید بود. استفاده از عوامل انگیزش درونی توحیدی در سیره اجتماعی رسول اکرم(ص)، چشمگیر است. این عوامل، از باور و امید به هدایت تشریعی الهی ریشه می گرفتند و می توانستند با تقویت این باور و امید، ارزش ها را سامان دهند و تحولات بزرگی را در انگیزش درونی توحیدی رقم بزنند. عوامل انگیزشی درونی توحیدی، به دلیل توجه به ماهیت نامحدود و فطرت الهی انسان، در شکل گیری تمدن اسلامی از کارکرد بسیار بالایی برخوردار بوده اند. توجه به این عوامل، می تواند نیاز به عوامل انگیزش بیرونی را کاهش دهد و آن را به صفر برساند.