۱.
تفسیر تطبیقی و تقریبی به رغم این که از جهت کاربردی، سابقه ای دیرین در تفاسیر متقدمان دارند و در زمان معاصر نیز به آن دو اهتمام ویژه شده، اما از جهت نظری و مبانی، کمتر به آن ها پرداخته شده است. همچنین با توجه به این که تطبیقْ به تفاوت آرای تفسیری، و تقریبْ به شباهت آرای تفسیری نظر دارد، بررسی و مقایسه علمی و دقیق این دو تفسیر، امری لازم است تا بتوان به این سؤال پاسخ داد که آیا همراهی این دو تفسیر در کنار هم امکان دارد یا خیر؟ نتایج این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده، گویای این است که در دو صورت، همراهی تفسیر تطبیقی با تقریبی امکان ندارد: یکی در حالتی که رویکرد تفسیر تطبیقی، جدلی یا مذهبی باشد، و دیگر این که مفسر، رویکرد تقریبیِ افراطی داشته باشد که در این صورت، در برابر آیاتی که دارای اختلاف آرای مذاهب است سکوت می کند. اما اگر تفسیر تطبیقی با رویکرد تقریبیِ متعادل و صحیح به بررسی و نقد آرا و نظرات مفسران بپردازد، همدیگر را هم پوشانی و یاری می کنند تا به اهداف تعریف شده خود، بدون آسیب زایی برسند. با توجه به این که در دو صورتِ عدم امکان، ثمره تفسیر خارج از اهداف آن هاست و منجر به شدت گرفتن اختلافات می شود، تنها راه برای رسیدن به یک تفسیر تطبیقی و یک تفسیر تقریبی اثرگذار، بهره گیریِ هر دوی آن ها در کنار هم است.
۲.
جنگ به عنوان بخش جدایی ناپذیر در زندگی اجتماعی بشر در قرون و اعصار مختلف از شکلی به شکل دیگر توسعه و تکامل یافته است. امروز در جهان معاصر با جنگ شناختی و ادراکی از سوی جبهه باطل روبه روییم. جنگ شناختی بسیار پیچیده تر و خطرناک تر از انواع پیشین خودش است، که در آن به باورها و نگرش افراد هجوم می شود. جنگ شناختی به معنای هدف قرار دادن قوه شناخت عموم م ردم و نخبگان جامعه هدف با تغییر هنجارها، ارزش ه ا، باوره ا، نگرش ه ا و رفتاره ا از طری ق م دیریت ادراک و برداشت است. جنگ های مشرکان و کفار با رسول خدا در صدر اسلام یکی از بسترهای جنگ شناختی در کنار جنگ سخت می باشد. نوشتار پیشِ رو با تحلیل مهم ترین روش ها و راهبردهای جنگ شناختی دشمن در بستر سوره احزاب نشان می دهد: هراس افکنی و نا امیدسازی، مسئولیت گریزی و راحت طلبی در جامعه، شایعه پراکنی، ایجاد خط تردید، اضطراب در اندیشه به هدف قطبی سازی و اختلاف افکنی و ایجاد تشکیک در حقانیت نظام دینی، روش های دشمن در جنگ شناختی هستند. مهم ترین راهبردهای مقابله با جنگ شناختی دشمن، تقویت قوای شناختی امت اسلامی همچون تبیین چهره باطل، ولایت پذیری، استقامت و تاب آوری، امیدآفرینی، هوشیاری و اتحاد و هم بستگی جامعه اسلامی است.
۳.
هدف این پژوهش بررسی جامعه شناختی عوامل و موانع تحقق ایمان توحیدی در قرآن کریم است. ایمان به توحید به عنوان محور اساسی دین اسلام، تأثیر تعیین کننده ای در شکل دهی رفتارها و کنش های فردی و اجتماعی دارد و زمینه ساز ارتقای کیفیت زندگی فردی و استحکام ساختارهای اجتماعی محسوب می شود. با تکیه بر روش تحلیل مضمون آیات قرآن و رویکرد تحلیلی جامعه شناختی، ابتدا مضامین مرتبط با تحقق یا تضعیف ایمان توحیدی استخراج گردید و سپس به تبیین نقش این عوامل در فرایند جامعه پذیری دینی و انسجام اجتماعی پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد تحقق ایمان توحیدی در گرو تقویت عوامل ایجابی مانند شناخت معرفتی نسبت به آیات الهی، تلاش آگاهانه برای پذیرش و پیروی از حق، تسلیم در برابر آموزه های الهی و حضور فعال در عرصه های دینی و اجتماعی است. در مقابل، وجود موانعی چون غفلت از دستورات الهی، کم توجهی به مناسک عبادی، تحریف آموزه های دینی و بی توجهی به مسئولیت اجتماعی، عامل افزایش گسست های اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی و اعتماد جمعی در جامعه مؤمنان می شود. بر این اساس، توجه توأمان به توسعه عوامل ایجابی و رفع عوامل سلبی، زمینه ساز تحقق جامعه ای هم بسته بر پایه ایمان توحیدی خواهد بود و به رشد هم زمان فرد و اجتماع منجر می شود.
۴.
آیه تکریم (اسراء/۷۰ )، از آیات بنیادین قرآن در تبیین منزلت انسان در نظام آفرینش است که با دو تعبیر «تکریم» و «تفضیل»، به کرامت ذاتی و برتری انسان بر سایر مخلوقات اشاره دارد. این پژوهش با هدف تبیین هستی شناختی کرامت انسانی و تحلیل مفهومی نسبت آن با تفضیل، درصدد قرائتی منسجم و دقیق از آیه تکریم است. این تحقیق با روش مطالعه کتابخانه ای و حل مسئله تحلیلی-تفسیری، مبتنی بر تفسیر موضوعی، به آن می پردازد. فهم روشن تر از حقیقت کرامت ذاتی و نسبت آن با برتری های نسبی انسان می تواند پایه ای نظری برای بازخوانی نظام ارزش گذاری انسانی در قرآن و دفاع عقلانی از مبانی حقوق بشر در نگاه توحیدی فراهم کند. بر اساس یافته های پژوهش، کرامت انسان در این آیه، موهبتی الهی، همگانی، غیرقابل سلب و متعلق به ذات نوع انسان است که در وجود همه افراد بشر به صورت بالقوه نهاده شده است. این کرامتْ تنها در صورت فعلیت یافتن از طریق حرکت اختیاری انسان در مسیر کمال، می تواند منشأ بهره مندی از حقوق و شئون انسانی گردد. در ادامه، «تفضیل» به مثابه تجلی بیرونی کرامت انسان در مقایسه با سایر مخلوقات تحلیل شده و روشن گردیده است که این دو مفهومْ در نسبت طولی با یکدیگرند. همچنین تفسیر واژه «کثیر» در عبارت <فَضَّلْناهُمْ عَلى کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا> ناظر به فراوانی مفضَّل علیه است نه تحدید دایره آن، تا از آن نفی برتری نوع انسان بر برخی مخلوقات مانند فرشتگان را نتیجه گرفت.
۵.
توماس رابرت مالتوس، با طرح نظریه «فقر منابع»، بر این باور بود که جمعیت با نرخ تصاعدی رشد می کند، درحالی که منابعْ تنها با نرخ حسابی افزایش می یابند. نتیجه آن که، دیر یا زود جوامع انسانی با شکافی فزاینده میان نیاز و توان تولید روبه رو خواهند شد و در پی آن، فقر، قحطی و بیماری به عنوان عوامل طبیعیِ تعادل بخش، وارد صحنه می شوند. این نظریه مبنای بسیاری از سیاست های کنترل جمعیت، توزیع منابع و برنامه های توسعه در سطح جهانی قرار گرفته است. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی، به نقادی این نظریه از منظر قرآن کریم می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه مالتوس صرفاً مدل آماری نیست، بلکه بازتاب دهنده جهان بینی خاصی است که نیازمند نقد معرفتی و بازتعریف مفاهیم بنیادین آن از منظر قرآنی است. نظریه مالتوس از منظر قرآن با چند اشکال اساسی مواجه است. اولاً فرضِ فقدان حکمت و رزاقیت در نظام طبیعت، مغایر با آموزه های قرآنی است که منابع را فراوان و جلوه ای از فیض الهی و مسخر و ملازم انسان معرفی می کند. رزق مقوله ای حتمی و مقدر است و اعمال انسان رابطه مستقیم با منابع و میزان برخورداری انسان از نعمات الهی دارد. بنابراین، فقر پدیده ای بشری محسوب می شود و قرآن سفارش مؤکد در حل این معضل اجتماعی دارد. تصویر انسان به مثابه مصرف کننده ای خودخواه، در تضاد با نقش خلیفهاللهی و مسئولانه او در نظام قرآنی است. ازاین رو جمعیت نه تنها تهدید محسوب نمی شود، بلکه فرصتی برای آبادانی و عمران زمین به شمار می رود.
۶.
مذاکره سیاسی از مهم ترین و متداول ترین ابزارها و روش های دیپلماسی جهت تحقق توافق میان دولت ها در حوزه های مختلف، از جمله روابط دیپلماتیک و سیاست خارجه است و نقش کلیدی در حصول مسالمت آمیز مطالبه ها، منافع و آرمان های طرفین مذاکره دارد. هر دولت و حکومتی برای دستیابی به توافقی مطلوب با دوست و دشمن، ملزم به رعایت چهارچوب های دینی و قانونی خود در جریان مذاکره است. در قرآن کریم اصول و راهبردهایی برای مذاکره دولت های اسلامی با دولت های موافق و متخاصم مطرح شده اند. اما این اصول و راهبردها با صراحت و به طور دقیق، بیان و دسته بندی نشده اند. لذا باید مستند به کتب تفسیر، مفهوم آیات قرآن کریم دراین باره استقرا و ارائه شود. ازاین رو در پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و مراجعه به معاجم قرآنی و کتب تفسیری، آیات مرتبط با مذاکره جمع آوری و دسته بندی شدند و از مفهوم آن ها اصول و راهبردهای مذاکره استخراج گردیدند. طبق دستاوردهای این پژوهش، راهبردهای مذاکره از منظر قرآن کریم عبارت اند از: راهبردهای قبل از مذاکره، راهبردهای زمان مذاکره، راهبردهای پس از مذاکره و راهبردهای مشترک سه مرحله. تمام این راهبردها ذیل چهار اصل قرار می گیرند: اصل توحید و ولایت، اصل عزت و اقتدار، اصل عدالت طلبی و ظلم ستیزی، و اصل حکمت و مصلحت.
۷.
بیشتر مؤلفان در حوزه روش ها و گرایش های تفسیری شیعه، تفاسیر روایی را تفاسیری غیراجتهادی دانسته اند که مؤلفان آن ها بدون هیچ نظرورزی، صرفاً به گردآوری روایات، که غالباً به طور مستقیم به بخشی از الفاظ و عبارات آیات اشاره دارد، پرداخته اند. در این مقاله برآنیم تا با رد دیدگاه یادشده نشان دهیم که مؤلفان تفاسیر روایی شیعه همچون سایر مفسران، در راستای فهم آیاتْ اجتهاد خویش را در بهره جستن از عقل منبعی و ابزاری مصروف داشته و در قالب گزینش منابع و روایات، به بیان دیدگاه های تفسیری خود پرداخته اند. بهترین روش برای نیل به این هدف، تطبیق این تفاسیر با یکدیگر و توجه به مواضع تمایز آن هاست؛ تمایزاتی که نشان از تفاوت دیدگاه یا دغدغه صاحبان این تفاسیر دارد. رهاورد تطبیق تفاسیر متقدم و متأخر شیعی (قمی، عیاشی، فرات کوفی، صافی فیض کاشانی، البرهان بحرانی و نورالثقلین حویزی) در حوزه مسائل فقهی، کلامی و علوم قرآنی حاکی از تمایز این تفاسیر در یازده مسئله اساسی است: جواز یا عدم جواز تعامل با سلطان، نماز جمعه، خراج، خمس، عصمت انبیا، اعجاز قرآن، مکی و مدنی، ناسخ و منسوخ، تحریف قرآن، اختلاف قرائات و اسباب نزول.
۸.
مطالعه معناشناختی واژگان قرآن که به گونه ای حکیمانه در ساختار منسجم سوره ها و آیات جای گذاری شده اند، امکان دستیابی به شبکه ای منسجم از معانی ژرف این کتاب را فراهم می آورد. هر سوره در قالب ساختاری هدفمند و گفتمانی خاص شکل گرفته است و نظام واژگانی اش متناسب با غرض هدایتی آن، هدفمند سازمان یافته است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و با تمرکز بر معناشناسی واژگان در بستر سوره بروج، به واکاوی سازوکارهای شناختی پایداری بر ایمان در برابر فتنه و رنج می پردازد. بنابر یافته های پژوهش، نظام واژگانی سوره متناسب با گفتمان سوره (تثبیت ایمان در دلِ رنج ها) طراحی شده و با واژگان و ترکیباتی منحصربه فرد مانند «بروج، موعود، شاهد و مشهود، شهید، اصحاب الاخدود، قعود، انتقام، بطش، محیط و محفوظ، فوز کبیر»، پیام پایداری و استقامت را به مؤمنان القا می کند. بررسی بیشتر این پژوهش به این نکته انجامید که فضای واژگانی این سوره با ساختاری محافظتی و مراقبتی سازمان یافته است، به گونه ای که واژه ها نه به صورت منفرد، بلکه در شبکه ای به هم پیوسته و در پیوند با فضای گفتمانی سوره، لایه های عمیق تری از کارکردهای ایمانِ پایدار را بازنمایی می کنند.
۹.
مسئله تکرار در قرآن کریم، به ویژه در داستان های قرآنی، سؤالاتی را درباره چرایی این پدیده ایجاد کرده است. آیا این تکرارها و شباهت های مختلف در نقل داستان ها نشان دهنده عدم هماهنگی در متن قرآن و وجود سنت های مختلف است یا دلیلی بر تدوین دیرهنگام قرآن و دخالت دیگران در تألیف آن؟ همچنین این موضوع آیا برخلاف سنن و روش های معمول در عصر نزول است یا مشابه مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام بوده است؟ یکی از دیدگاه های مطرح، فرضیه سنت های مختلف ونزبرو است که با تکیه بر آن به این نتیجه رسیده که قرآن در دوره ای دیرتر تدوین شده است. این نظریه در میان محققان نقد و تحلیل گردیده است. در این پژوهش، ابتدا آرای متفکران اسلامی در مورد تکرار در قرآن بررسی می شود. سپس نظریه ونزبرو با استناد به آرای برخی مستشرقان نقد می گردد. شواهدی از جمله سبک شفاهی قرآن، وجود تکرار در مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام، تفسیر درون متنی داستان ها در نسخه های مختلف نسبت به یکدیگر و ارزیابی داستان با نظر به کل نگری سوره ها، به عنوان دلایلی بر رد دیدگاه ونزبرو در توجیه تکرار نقل ها ارائه می شود. در نهایت، این تحقیق نشان می دهد که تکرارهای موجود در قرآن نه تنها توجیه پذیرند، بلکه با ویژگی های ادبی و تاریخی آن سازگارند.
۱۰.
یکی از دلایل سها در اثبات ادعای خود مبنی بر اقتباس قرآن از سایر اندیشه ها تکرار مضمون شعر زید بن عمرو در قرآن است. او مدعی است که چون مفهوم مذکور در شعر زید منعکس شده است، ناگزیر این مفهوم قرآنی برآمده از آن است. یکی از روش های پاسخ موردی به این ادعا، بررسی انتساب شعر به شاعر است، زیرا با رد انتساب آن به شاعر جاهلی، امکان اثبات تقدم شعر بر قرآن و اقتباس آن از مضمون شعر وجود ندارد. بنابه بررسی انجام شده، بیت مذکور از طریق مبرد در تفاسیر آمده، از طریق ابن بری در لغتنامه ها نقل شده است و کتاب های البدایه و النهایه، تاریخ دمشق و سیر أعلام النبلاء نیز آن را آورده اند، اما باید گفت که همه طرق آن مقطوع است. از سه طریق مغازیِ ابن اسحاق نیز فقط در نقل زیاد بن عبدالله بکائی موجود است. در آن، طریق ابن اسحاق به زید بن عمرو مشخص نیست و دو مسیر محتمل وی به زید نیز به آل زبیر می رسد که اینان در مظانّ جعل شعر با هدف فضیلت سازی برای خاندان خود هستند. روایت مفرد هشام بن عروه زبیری از پدرش نیز مردود است. همچنین ابن اسحاق به ساخت شعر برای افراد متهم است. در طریق اغانی نیز شعر به هشام بن عروه می رسد. تمام نقل های هشام، چه در اغانی و چه در سیره به سعید بن زید که از جاعلان حدیث «عشره مبشّره» است بازمی گردد و احتمال ساختگی بودن شعر را تقویت می کند.
۱۱.
دعا به عنوان نیایشی فطری و برخاسته از عمق وجود انسان، همواره در متون دینی، به ویژه قرآن کریم و صحیفه سجادیه تأکید شده است. این پژوهش با تمرکز بر آیه ۶۲ سوره نمل (أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ)، به بررسی سازوکار تأثیر حالت اضطرار در استجابت دعا و کشف دستاوردهای معنوی و روان شناختی این پدیده می پردازد. با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و مطالعه کتابخانه ای، یافته های تحقیق نشان می دهد که اضطرارْ تنها یک شرط ظاهری برای اجابت نیست، بلکه با ایجاد دگرگونی درونی، مسیر استجابت را هموار می سازد. دستاورد نوین این تحقیق، تبیین «مدل پنج مرحله ای گذار از اضطرار به استجابت» بر اساس تحلیل دقیق متون دینی است که شامل مراحل زیر است: 1. احساس درماندگی و تذلل؛ ۲. ابراز درماندگی با تضرع؛ ۳. ناامیدی از غیر خدا و انقطاع قلب؛ ۴. رسیدن به مقام خلوص و صدق نیت؛ ۵. قرب الهی و استجابت.
۱۲.
ریچارد پاول از اندیشمندان حوزه تفکر نقادانه برای ارزیابی صحیح تفکر از مؤلفه هایی به نام استانداردهای عقلانی استفاده می کند. برخی از این مؤلفه ها عبارت اند از: درستی، انصاف، وسعت نظر و منطقی بودن. پژوهش های انجام شده در آموزه های قرآنی و دین اسلام نیز بر تفکر صحیح و استدلال ورزی دقیق برای برخورداری از ایمان راستین تأکید می کنند. اما برخی اندیشمندان ایمان گرا همچون کی یرکگارد معتقدند که بعضی آموزه های دینی مانند ماجرای حضرت ابراهیم و ذبح فرزندش، بر اساس ایمان گرایی محض است و اندیشیدن در آن راه ندارد. پژوهش حاضر درصدد نقد نظریه ایمان گرایی کی یرکگارد در این داستان بر اساس بازشناسی شخصیت و شیوه تبلیغ حضرت ابراهیم، ناظر بر مؤلفه های تفکر نقادانه است. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی نگارش شده است، وجود مؤلفه های تفکر نقادانه در شیوه تبلیغ حضرت ابراهیم و برخورداری ایشان از ذهن متفکر نقاد را اثبات کرده است و نظریه ایمان گرایی محض کی یرکگارد را در داستان ذبح اسماعیل نفی می کند. همچنین برخلاف ظاهر داستان، مبانی عقلی و منطقی را در تصمیم حضرت ابراهیم نشان می دهد.