فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۸۱ تا ۶٬۴۰۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
141 - 157
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم در حوزه درمان ناباروری با استفاده از اسپرم حاصل از سلول های بنیادین، جایگاه ولایت پدر با همه آثار آن، بر فرزندی است که از این روش به دنیا می آید. این پژوهش با روش تحلیلی و انتقادی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای، مشروعیت ولایت پدر را بر نوزاد حاصل از سلول های بنیادی مورد بررسی قرار داده است. با توجه به این مطلب که از نظر علمی ثابت شده منشأ ایجاد طفل از ناحیه مرد، اسپرم موجود در منی فرد بوده و عرف و لغت نیز ملاک را انتسابِ عرفی ولد به صاحب نطفه می داند و همو به عنوان ولی طفل تلقی می شود. البته، در این مقاله، دو فرض رابطه زوجیت بین صاحب سلول بنیادی که از آن اسپرم به دست آمده با صاحب تخمک و نیز عدم وجود رابطه زوجیت قابل تصویر است. در صورت اول، بر فرض پذیرش انتساب اسپرم به صاحب سلول بنیادی، الحاق نوزاد به وی از نظر شرعی فى حدّذاته، دارای اشکال نیست، و لذا ولایت او نیز بر نوزاد ثابت می شود. در صورت دوم نیز بر فرض پذیرش انتساب اسپرم به صاحب سلول بنیادی، عرفاً نوزاد ملحق به پدر تکوینی خود خواهد بود ولذا ولایت او بر طفل حاصل از سلول بنیادی نیز شرعاً ثابت خواهد بود.
بررسی وثاقت «احمد بن هلال عبرتائی»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
243 - 269
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم و تأثیرگذار در علم فقه، بررسی وثاقت راویان حدیث است. احمد بن هلال عبرتائی یکی از راویانی است که روایات متعدد فقهی و غیرفقهی از او باقی مانده است. وثاقت و عدم وثاقت این راوی از دیرباز یکی از مباحث مورد اختلاف و نزاع بین فقیهان بوده است. در این نوشته به بررسی مذهب و وثاقت این راوی پرداخته شده است. شش گزارش در مورد عقیده و مذهب این راوی ذکر شده که جمع بندی این نقل های تاریخی، فساد مذهب و انحراف احمد بن هلال در اواخر عمر است. نسبت به ضعف این راوی نیز ادله متعددی ذکر شده است؛ از جمله: تضعیف نجاشی در کتاب فهرست، فساد مذهب، تضعیف نقل شده از ابن غضائری و استثنا شدن این راوی از روایات کتاب نوادر الحکمه توسط ابن ولید. همچنین وقوع در کتاب کامل الزیارات و تفسیر علی بن ابراهیم، توصیف نجاشی، اکثار روایت اجلاء، کلام شیخ طوسی، عمل اصحاب، شیخوخت اجازه و وقوع در مشیخه صدوق; از ادله وثاقت این راوی است. از میان تمام ادله ضعف و وثاقت، تنها توصیف نجاشی و اکثار روایت اجلاء قابل پذیرش است و این راوی ثقه است.
واکاوی فقهی و حقوقی تأثیر فسخ بر استرداد مورد معامله در نظام حقوقی ایران با تکیه بر قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیر منقول
حوزههای تخصصی:
قانون گذار ایرانی در خصوص تأثیر فسخ بر استرداد مورد معامله، در قانون مدنی سخنی به میان نیاورده، اما دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه 810 به این مسئله پرداخته است. تبصره ۱ ماده ۱ قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب06/09/1401 مجلس شورای اسلامی و 26/02/1403 مجمع تشخیص مصلحت نظام، مورد معامله را درصورتی که از طریق عقود لازمه منتقل شده باشد، در حکم تلف دانسته و میان انتقال ناشی از عقود لازمه و عقود جایز تمایز قائل شده است، اما در اقوال مشهور فقیهان امامیه این تفاوت به چشم نمی خورد و برخلاف آنچه در تبصره مزبور آمده است، حتی اگر مورد معامله از طریق اقاله یا اعمال خیار به ملک متعامل نخست بازگردد نیز لزومی به استرداد آن نیست. قانون گذار ایرانی دررابطه با تأثیر فسخ بر استرداد مورد معامله در خصوص اموال غیرمنقول ثبت شده، رأی وحدت رویه ۸۱۰ دیوان عالی کشور را به موجب قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب 17/3/1403 نسخ کرده است. بر اساس دیدگاه مشهور فقیهان امامیه، انتقال مورد معامله از طریق عقود لازمه به منزله تلف حکمی است و ازاین حیث، قانون مزبور مطابق دیدگاه مشهور فقیهان تدوین شده است؛ هرچند فقیهان امامیه در این مطلب میان اموال منقول و غیرمنقول و نیز معاملات با ثبت رسمی و غیررسمی برخلاف مفاد قانون مزبور تفکیکی قائل نشده اند. ازاین رو با توجه به تازگی موضوع در قوانین موضوعه، در این مقاله که از طریق کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده، مبانی فقهی و حقوقی موارد مزبور را تحلیل و بررسی می نماییم
سید حسین نصر و مساله شناسایی اقلیت های دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۴)
38 - 66
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر، به بررسی نظرات سید حسین نصر در مواجهه با مسئله شناسایی اقلیت های دینی پرداخته شده است. شناسایی ضرورتی انسانی است که فقدان آن از بهره وری گروه های متفاوت از مواهب اقتصادی و سیاسی شهروندان ممانعت می کند. این ایده که در تعریف امروزین از عدالت اجتماعی اهمیتی ویژه یافته است، نقشی بنیادین در طرد و پذیرش گروه های متفاوت دارد. در مطالعه آثار نصر، از دیدگاه او، درباره سهم اقلیت های دینی از بایسته های شناسایی پرسش می شود. از نظر او، طیف گسترده ای از پیروان ادیان، دارای منزلت فرهنگی و اجتماعی نیکو هستند و بیشتر اقلیت های دینی ساکن جهان اسلام، از مهم ترین مؤلفه های شناسایی برخوردارند؛ اما در اندیشه نصر، بر حقوق برابر پیروان ادیان تصریح نشده و با وجود تأکید بر اهمیت مسئله حقوق فراگیر بشری، حل نظری آن به متفکران مسلمان واگذاشته شده است. این مقاله در تنقیح نظری و مفهومی ایده شناسایی، مرهون نظریات چارلز تیلور است و به لحاظ روشی از مدل تفسیری آکسفورد بهره می برد
عقود مستحدثه از منظر فقه امامیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
7 - 39
حوزههای تخصصی:
به موازات پیشرفت فنی و اقتصادی بشر، قراردادها نیز توسعه و تکثر قابل ملاحظه ای داشته اند. ازآنجاکه طبق نظر مشهور فقها صحت و نفوذ قراردادها متوقف بر امضای شارع است، در مورد قراردادهای جدید یا همان عقود مستحدثه این بحث مطرح است که آیا مستقلاً و در عرض عقود متداول در عصر شارع می توان آنها را نافذ دانست یا حتماً باید در قالب یکی از عقود متداول در عصر تشریع منعقد شوند. برخی از فقها قائل به توقیفیت عقود بوده و لازم می دانند تمامی قراردادها در قالب عقود متداول در عصر تشریع منعقد شوند. اما برخی دیگر دیدگاه عدم توقیفیت را برگزیده اند و معتقدند عقود جدید نیز نافذ هستند. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی به سرانجام رسیده، دیدگاه دوم را تأیید می کند و با تحلیل آیه وجوب وفا به عنوان مهم ترین مدرک حل این مسئله، اثبات می کند که عقود مستحدثه فی نفسه نافذ هستند و دلیلی بر لزوم ارجاع آنها به عقود متداول وجود ندارد.
خدا به مثابه وجود در متافیزیک فارابی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۶)
45 - 66
حوزههای تخصصی:
فارابی اولین فرد در دنیای اسلام است که مواجهه فلسفی با ترجمه تفکر فلسفی یونانی و مفاهیم بنیادی متافیزیک ارسطویی دارد. وی بنا به گفته خودش، راه تجدید و تفسیر فلسفه را از خودِ فلسفه افلاطون و ارسطو یاد گرفته است و با ارائه تفسیر خاص خودش از معانی «موجود» و «ماهیت»، موجود به معنای سوم - منحاز بماهیّه ما فی الخارج - به ضروری و غیرضروری دسته بندی می کند و ویژگی های موجود اول ِضروری را تبیین می کند و معتقد است که موجود غیرضروری در اصلِ وجود خودش، فقیر است و فقر آن باید از سوی موجود ضروری و غنی برطرف شود. فارابی تأکید دارد که همه موجودات عالم فیضان وجودی موجود اول هستند. وی از راه تفسیر خاص و دین پذیر خودش از برخی مفاهیم فلسفه ارسطویی، محور متافیزیک ارسطویی را از «موجود» به «خداوند» تغییر می دهد و بنیان فلسفه در دوره اسلامی را بنا می نهد. تفسیر فارابی از معانی موجود و ماهیت به روشنی بسترسازی تمایز متافیزیکی آنها را آماده می کند و منصه ظهور جمع حکمت اشراقی افلاطونی و فلسفه ارسطویی در دنیای اسلام می شود. این نوشتار در قالب پژوهش مسئله محور تلاش می کند با شواهد و قراین، به این پرسش پاسخ دهد که فارابی چگونه تفسیر بنیادین درباره خدا به مثابه وجود را در متافیزیک ارسطو وارد می کند؟ نوشتار حاضر با روش تحلیل محتوا به این نتیجه می رسد که فارابی با ارائه تفسیر خاص نحوه وجودی موجودات و نیز تفسیر ماهیت موجودات، به تأسیس نگاه فلسفی در دنیای اسلام دست می زند.
تحلیل فقه جبران خسارات در جرائم کلاهبرداری در پرتو رأی وحدت رویه 811 دیوان عالی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ ویژه نامه ۱۴۰۳ شماره ۵
39 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مصادیق جرائم کلاهبرداری، فروش مال غیر است که در رای وحدت رویه 811 دیوان عالی کشور به آن اشاره شده است. در قانون برای فروش مال غیر علاوه بر حبس، جزای نقدی در نظر گرفته شده است که آن را نمی توان جبران خسارت در نظر گرفت. بر اساس دیدگاه فقها به استناد قاعده لاضرر، تسبیب، غرور و اتلاف لزوم جبران خسارت معنا پیدا می کند. هدف از انجام این پژوهش تحلیل جبران خسارت در جرم کلاهبرداری و در حکم آن در رأی وحدت رویه 811 از نظر فقه است.مواد و روش ها: روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی است.ملاحظات اخلاقی: در تمامی مراحل این پژوهش اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.یافته ها: فروشنده باید غرامات وارده به خریدار از جمله کاهش ارزش ثمن را جبران کند.نتیجه: می توان به استناد قواعد فقه لزوم جبران خسارت را در کنار کاهش ارزش ثمن در نظر گرفت. لذا خسارتی نباید بدون جبران بماند.
استثنائات اصل نسبی بودن قراردادها در فقه و حقوق ایران و حقوق کانادا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ ویژه نامه ۱۴۰۳ شماره ۵
217 - 234
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اصل نسبی بودن قراردادها از موضوعات مهم و مبتال به حقوق قراردادهاست. استثنائات این اصل از مسائل مهمی است که همواره محل بحث و نظربوده است. هدف مقاله حاضر بررسی استثنائات اصل نسبی بودن قراردادها در فقه وحقوق ایران و حقوق کانادا است.مواد و روش ها: مقاله حاضر نظری و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.یافته ها: برخلاف حقوق ایران که جانشین های قهری و اختیاری دو طرف قرارداد را تحت عنوان قائم مقام بررسی نموده در حقوق کانادا چنین تقسیمی به چشم نمی خورد. در حقوق کانادا مبحث قائم مقامی را زیر عنوان هایی مانند واگذاری به موجب عمل طرفین و واگذاری به موجب اعمال قانون یا واگذاری اختیاری و قهری و امثال آن مطرح نموده اند که عبارت واگذاری به موجب اعمال قانون یا واگذاری قهری کم وبیش یادآور همان قائم مقامی عام در حقوق ایران است. در این زمینه می توان به فوت و ورشکستگی در حقوق کانادا اشاره نمود.نتیجه: چنانچه کسی که به نمایندگی از جانب دیگری وارد معامله می شود اگر هنگام بستن عقد سمت نمایندگی خود را اعلام نکند اصل بر این است که وی اصیل بوده و رابطه نسبیت بین شخص او و طرف قرارداد ایجاد می شود؛ ولی نماینده می تواند با اثبات نمایندگی خود از حیطه شمول نسبیت قراردادی خارج شده و اصیل می تواند با اثبات آن در قرارداد وارد شده و از آثار آن بهره مند گردد.
پیش گیری از ارتکاب جرم توسط مجرمین در زندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ ویژه نامه ۱۴۰۳ شماره ۵
771 - 782
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف مقاله حاضر بررسی پیش گیری از تکرار جرم در زندان، نقاط ضعف نهادهای عدالت کیفری و ناتوانی، آسیب پذیری مجرمان در تعامل و سازگاری با زندگی عاری از جرم و جنایت است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: یافته ها نشان داد ضرورت و جایگاه پیش گیری در علوم جرم شناسی بر هیچ کس پنهان نیست. پیش گیری از تکرار جرم در گذشته به معنای هزینه سرسام آور امنیتی، اقتصادی و اجتماعی تکرار جرم برای جامعه بود که این اندیشه درست نبود. در حقیقت یکی از علائم وضعیت خطرناک مجرمان تکرار جرم به حساب می آید. این موضوع به شکل وسیعی شناخته شده و توجه کارشناسان حقوق کیفری در کل دنیا را به خود معطوف کرده است. یکی از روش های مبارزه و پیش گیری از تکرار جرم، صدور احکام طولانی مدت و مجازات های شدیدتر است. با وجود این، هنگامی که نتایجی یافت می شود که از توسعه تکرار جرم جلوگیری می کند، مردم می توانند انتظار پیش گیری و بازپروری مجرمان را داشته باشند.
نتیجه: مجرمان با رفتار انسانی خود در زندان اصلاح و مورد احترام قرار می گیرند و با خنثی سازی دلایل ارتکاب جرم برای تلفیق بسیار خوب تربیت می شوند. ادامه این اقدامات بعد از خروج از آزادی، نقش اساسی در بازگشت این افراد به زندگی سالم و عاری از جرم دارد.
شورای امنیت؛ از تقابل حافظان صلح و امنیت بین المللی تا ناقضان حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوق بشر اسلامی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۴
61 - 78
حوزههای تخصصی:
شورای امنیت به استناد منشور سازمان ملل متحد خود را یگانه حافظ صلح و امنیت بین المللی می داند، اما در حالی که در مواردی نه تنها به صلح و امنیت بین المللی کمک نمی نماید. بلکه خود و سازمان ملل متحد از ناقض اصلی حقوق بشراند. تقابل دو گفتمان صلح محوری و امنیت مداری با نقض مقررات حقوق بشری در پرتو قدرت سازمان ملل از طریق شورای امنیت با وضع تحریم بر ملت ها و خطر جنگ با مقررات و الزامات حقوق بشری قابلیت جمع ندارد. از سوئی دیگر سوء استفاده از قدرت سازمان ملل و وقوع برخی اعمال در پس مصونیت موجب شده است که جنایت های در قالب مقررات حقوق بشری به وقوع بپیوندد و به دلیل ساختار قدرتمند سیاسی این اعمال نادیده انگاشته شوند. پس گزاره های فرعی و اشتقاقی ناشی از تفوق هژمونیک گفتمان واقع بینانه ای به نفع موازنه ی حقوق بشر ارائه نکرده است. این نوشتار به نحو توصیفی -تحلیلی به دنبال این سوال اساسی است که چرا شورای امنیت به رغم تکلیف به حفظ صلح و امنیت بین المللی در مواردی در تقابل با آن قرار گرفته است؟ به نظر می رسد، یک جانبه گرایی و تفوق سیاست بر حقوق موجب ایجاد رویکرد سلبی در ساختار شورای امنیت شده است. پس این نتیجه حاصل می شود که آرمان گرایی و دوگانگی ارزش ها و یک جانبه گرایی در نظام بین الملل که ناشی از قدرت هژمونیک است، مقررات حقوق بشری و صلح و امنیت را با چالش جدی مواجه کرده است. از این رو، ساختار حقوق بین الملل و مبنا انگاری حقوق بشر به دور از پیش فرض های ذهنی می بایست مورد بازتعریف قرار گیرد.
بازپژوهی فقهی حقوقی حکم وضعی و تکلیفی پزشک در سقط جنین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی مسائل مستحدثه سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
183 - 207
حوزههای تخصصی:
سقط جنین ممکن است به انگیزه پنهان کردن عمل شنیع زنا و حفظ آبروی خانواده، انگیزه نجات دادن مادر درصورتی که ادامه حاملگی حیات مادر یا حیات جنین و مادر را تهدید کند، پیشگیری از انتقال بیماری های خونی مانند بیماری هموفیلی، رهایی از به وجودآمدن کودک ناقص الخلقه، پیشگیری از سرایت صفات ارثی و... باشد. حکم شرعی پزشک را از دو منظر قابل مطالعه است. نخست حکم وضعی و مسئولیت پزشک در سقط جنین بوده که بر اساس علم و جهل، مهارت و عدم مهارت داشتن پزشک متفاوت است. دوم، حکم تکلیفی پزشک است که بر اساس انگیزه های اسقاط جنین تفاوت دارد. در این راستا حکم تکلیفی و مسئولیت یا رفع مسئولیت پزشک منوط به مشروعیت و عدم مشروعیت سقط است. به نظر بعضی از فقها باید علل و اسباب ضروری بودن اسقاط جنین به طور قطع ثابت شود و نتایج مترتب بر آن یقینی و ملاک و مصلحتی که از آن استفاده می شود بر ملاک و مصلحت ممنوع بودن برتری داشته باشد. از این رو شناخت حکم وضعی و تکلیفی پزشک در موارد پیش گفته و مسئولیت های مترتب بر آن لازم انگاشته می شود. نوشتار حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی مسئولیت سقط جنین توسط پزشک و کادر پزشکی در موارد متعدد را مورد بررسی قرار داده است.
تأملی نو در حکم تعظیم شعائر دینی
حوزههای تخصصی:
شعائر دینی یا الهی به برخی از اشیا، افعال و مناسکی اطلاق می شود که جنبه نشانگی برای خداوند و دین او دارند، مانند اعمال حج، اذان، نماز جمعه و جماعت. در خصوص شعائر دینی، دو اختلاف مهم وجود دارد: نخست در مفهوم شعائر دینی و گستره آن، که آیا مختص به مناسک و مشاعر حج است یا عمومیت دارد؟ دوم در مورد حکم تکلیفی تعظیم شعائر که موضوع این نوشتار است. در این زمینه، دو قول در بین فقیهان امامیه مشاهده می شود: 1. وجوب تعظیم مطلق شعائر؛ 2. استحباب تعظیم، مگر در صورتی که ترک تعظیم، مستلزم هتک دین شود. اصل تأسیس حکم تعظیم شعائر، قرآن کریم است. اما افزون بر آن، سنت، سیره و دلیل عقل هم مورد تمسک قائلان قرار گرفته است. نتایج این تحقیق، که با روش توصیفی - تحلیلی و با ابزار گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه ای صورت گرفته است، حاکی از تشکیکی بودن شعائر است، به این گونه که در مراتب مهم که برآورنده مقاصد ضروری دین و مذهب است، تعظیمْ واجب و در غیر آن، مستحب است. یکی از نتایج مهم این دیدگاه، امکان تغیّر در شعائر و مفاهیم مورد اشعار، در زمان ها و مکان های مختلف است .
بررسی انتقادی نظریه تطابق معارف برهان و عرفان با قرآن (نقد و بررسی نظریه حکمت متعالیه در روش کشف معارف دینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
109 - 130
حوزههای تخصصی:
تعیین و تبیین روش کشف معارف دینی و شیوه ارزیابی آن ها از مسائل مهم دین شناسی است. در این باره این سئوال مطرح است که آِیا معارف بشری غیردینی در فهم و کشف معارف دینی نقش دارد یا خیر. در پاسخ به این مسئله ازسوی دانشمندان اسلامی دیدگاه های گوناگون پدید آمده است. بر اساس برخی دیدگاه ها، معارف بشری هیچ نقشی در کشف معارف دینی ندارند و طبق دیدگاهی دیگر، همه معارف بشری در این باره موثرند. دیدگاه دیگری نیز بر تباین و جدایی معارف دینی از فلسفه و عرفان تأکید دارد. یکی از دیدگاه هایی که در پاسخ به این مسئله طرفداران زیادی پیدا کرده است، دیدگاه حکمت متعالیه است. طبق این دیدگاه نه تنها فلسفه و عرفان که از علوم بشری به شمار می آید در کشف معارف دینی نقش دارد، بلکه برهان (فلسفه)، عرفان و قرآن یکی بوده و محتوای فلسفه و عرفان با محتوای قرآن کریم انطباق دارند. در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی این دیدگاه از جهات مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
ریشه یابی علل اختلاف رفتاری پیامبران نسبت به درخواست یا رفع عذاب از کفار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
159 - 183
حوزههای تخصصی:
انبیای الهی(ع)، بعد از مسجل شدن عذاب بر کفار توسط خداوند، در مقابل آن سر تعظیم فرود آورده و هیچگاه مخالفتی در برابر آن نشان نداده اند، ولی در دو مورد ادعا شده است که پیامبران با این امر الهی، مخالفت نشان داده اند: درخواست نوح(ع) نسبت به نجات فرزندش و درخواست ابراهیم(ع) نسبت به رفع عذاب از قوم لوط. این تحقیق که به روش کتابخانه ای (با مراجعه به کتب تفسیری متعدد) و شیویه توصیفی - تحلیلی سامان یافته است، به نقد و بررسی آرای تفسیری و تحلیل آیات می پردازد. روش کار بدین شکل بوده است که ابتدا تمام آیات مربوط به تعامل این دو نبی الهی با مخالفان استخراج گردید و سپس به تحلیل و بررسی در این عرصه پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اولاً حضرت نوح(ع) نسبت به استحقاق مجازات فرزند خود علم نداشت و ثانیاً درخواست نجات از عذاب را نیز مطرح نکرد، بلکه صرفاً برای رفع ابهام ذهنی خود، سؤالی را مطرح ساخت. مجادله حضرت ابراهیم(ع) نیز با توجه به صفات مطرح شده برای ایشان و همچنین عدم علم به قطعیت عذاب، از نوع مجادله ممدوح بوده است. در نتیجه، نه مخالفتی با روییه سایر پیامبران از سوی این دو بزرگوار و نه اقدامی برخلاف عصمت یا شخصیت اخلاقی آنان رسول خدا نداده است.
A Historical, Descriptive and Cognitive Semantic Evaluation of the Phrase ‘Mītẖāqā Gẖalīẓā’ in the Holy Qur’ān
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۲, ۲۰۲۴
119 - 137
حوزههای تخصصی:
The semantic analysis of Qur’anic vocabulary has emerged as a significant area of study in recent years. In the Holy Qur’an, God specifically uses the phrase mītẖāqā gẖalīẓā (a firm covenant) to describe the marriage agreement, warranting a semantic investigation to understand the reasoning behind this choice. This study adopts a qualitative approach to explore why this phrase was selected for the marriage covenant. It employs historical, descriptive, and cognitive analyses of the phrase. The term mītẖāqā gẖalīẓā appears three times in the Qur’an: first, in reference to God’s covenant with the prophets (Al-Ahzab: 7); second, regarding God’s covenant with the people of Israel (An-Nisaa’: 154); and third, in the context of marriage (An-Nisaa’: 21). Through historical semantics, the study traces the semantic evolution of mītẖāq . Using descriptive semantics, it analyzes the phrase contextually and examines its paradigmatic and syntagmatic dimensions to uncover its semantic features and components. Furthermore, by applying the principle of authenticity of Qur’anic terms within cognitive semantics, the study concludes that no synonym or alternative phrase adequately conveys the profound semantic depth and layers of mītẖāqā in the given contexts.
An Error Analysis of Translation of Qur’ānic Verses: A Case Study of Surah Al-Kahf
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۳, ۲۰۲۴
318 - 333
حوزههای تخصصی:
This study assessed the quality of two English translations of the Al-Kahf chapter, produced by two prominent translators: Pickthall (1930), a native English speaker, and Qarai (2018), a non-native translator. The evaluation employed the model proposed by Khazaeefar (2012), which emphasizes error analysis. By referencing two commentary texts and two dictionaries of the Quran, the true meanings of the words were established, enabling a comparative analysis of their English meanings against the Arabic terms and identifying errors in the translations. Additionally, errors at the macro level of translation—specifically regarding sentence syntax, coherence, cohesion, and style—were examined. The findings indicated that the non-native translator exhibited fewer errors and produced a higher quality translation than Pickthall (1930). Consequently, it can be concluded that a translator's proficiency in the Arabic language and its structures, along with a contextual understanding, significantly influences the translation of the Quran, and the non-native translator has effectively fulfilled this responsibility.
Investigating the Impact of Explicitation of the Situational Context on the Quality of Qur’ān Translation into English
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۴, ۲۰۲۴
421 - 433
حوزههای تخصصی:
Situational context plays a crucial role in translation studies. In Qur’ān translation, understanding Asbāb al-Nuzūl (occasions of revelation) is essential, as misinterpretations may arise without it. This qualitative study explores the impact of situational context explicitation on the quality of English translations of the Qur’ān. Four Shia translations, Nasr, Shakir, Saffarzadeh, and Mir, were selected due to their shared exegetical sources. Klaudy’s (2008) explicitation typology provided the framework for classifying types of explicitation. Analysis of 100 randomly selected verses revealed that explicitation of situational context, particularly the occasions of revelation, is present in all four translations. Pragmatic explicitation was the predominant type observed. The findings suggest that incorporating situational context into translations enhances readers’ comprehension of the Qur’ān’s meaning.
نقد مقالات «مریم» و «عیسی» در دائره المعارف قرآن لیدن
حوزههای تخصصی:
دو مقاله «عیسی» و «مریم» در دایره المعارف قرآن لیدن را به ترتیب نیل رابینسون و باربارا فرییر استواسر نگاشته اند، از آنجا که هر دو مقاله تحت تأثیر داده های عهد جدید و اخبار ضعیف قرار دارد، نقد آن دو بر مبنای تعالیم قرآن ضرورت می یابد. از این رو، این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی پس از مقایسه تطبیقی مضامین آن دو مقاله با آموزه های قرآن و حدیث صحیح به این نتایج دست یافته است که بنابر هفت آیه قرآن از جمله «وَ ما جَعَلنا لِبَشَرٍ مِن قَبلِکَ الخُلدَ ... کُلُّ نَفسٍ ذائِقَهُ المَوْت» (انبیا، 34-35) حضرت عیسی(ع) مانند همه انسان های پیش از خود با رسیدن اجلش، از دنیا رحلت و نفس او به عالم آخرت عروج کرده است. بنابراین، دیدگاه رابینسون مبنی بر اینکه نظرات مفسّران اسلامی درباره مرگ عیسی(ع) یا عروج او که همگی تحت تأثیر روایات قرار دارند، درست بوده، ولی جمع بندی نهایی او که مطالب قرآنی درباره مرگ عیسی را قاطع و آشکار نمی داند، نادرست است. استواسر نیز از این دو نکته ظریف قرآنی که مریم بلافاصله پس از گفت وگوی جبرئیل با او باردار شد و عیسی را در همان روز و در بیرون از معبد در مکانی مناسب و خوش آب و هوا به دنیا آورد، غفلت کرده است.
بررسی نمونه هایی از بلاغت اشاره در قرآن کریم: تحلیل ایجازی دلالت های غیر صریح در گفتمان وحی
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
47 - 67
حوزههای تخصصی:
بازخوانی ظرفیت های بیانی قرآن کریم در مواجهه با چالش های هرمنوتیکی و فهم پذیری، ضرورتی انکارناپذیر است. در این میان، بلاغت اشاره به مثابه یکی از ظریف ترین شیوه های ایجاز، امکان کاوش در دلالت های غیر صریح و معنایابی لایه های پنهان گفتمان وحی را فراهم می آورد؛ عرصه ای که تاکنون کمتر به طور جامع و نظام مند بررسی شده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که بلاغت اشاره در قرآن کریم چگونه از رهگذر ایجاز، به انتقال دلالت های غیر صریح و تعمیق لایه های معنایی گفتمان وحی یاری می رساند؟ پژوهش حاضر با هدف تبیین گونه شناسی، کارکردها و نقش ایجازی اشاره در آیات قرآن کریم، با روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از رویکرد زبان شناختی و بلاغی، به واکاوی نمونه های قرآنی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بلاغت اشاره در قرآن، صرفاً یک شگرد بیانی موجز نیست، بلکه سازوکاری برای انتقال دلالت های غیرصریح، تعمیق لایه های معنایی، ایجاد پیوندهای درونی میان آیات، و برانگیختن قوه تدبر مخاطب است؛ امری که در نهایت ابعاد تازه ای از اعجاز بیانی و کارکرد تربیتی گفتمان وحی را آشکار می سازد.
نقد و بررسی هفت اشکال بر نظریه حجیت اقتضایی قطع؛ دفاع از امکان ردع شارع(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱
9 - 40
حوزههای تخصصی:
وقتی شخصی به وسیله قطع، بی واسطه حکم شرعی را نزد خود حاضر دید، خود را ملزم به تبعیت از آن دانسته و این قطع برای او منجّزیت و معذّریت به بار می آورد. در چنین وضعیتی آیا شارع مقدس می تواند در قطع او تصرف کرده و آن را از حجّیت بیندازد؟ این پرسش از جمله مباحثی است که در شکل گیری دستگاه اصولی فقیه تأثیر زیادی دارد و باعث تغییر در استنباط فقهی در مسائل مختلفی مثل جواز بی اعتنایی وسواسی به قطعش می شود. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، اسنادی - نوشتاری و روش پردازش اطلاعات، توصیفی - تحلیلی است. مقاله حاضر از حیث پرداخت اصولی، گردآوری تمام اشکالات ممکن و ارائه نظریه نهایی دارای نوآوری است. قائلین به حجّیت ذاتی قطع هفت اشکال را بر نظریه حجّیت اقتضایی قطع وارد کرده اند. این اشکال ها عبارت اند از: وقوع تضاد یا تناقض، نقض حکم عقل، ترخیص در تجری یا معصیت، نقض غرض مولا، وقوع تسلسل، عدم انبعاث مکلف از ردع شارع به دلیل اعتقاد مکلف به وقوع تناقض نزد شارع و عدم انبعاث مکلف از ردع شارع به دلیل اعتقاد به عدم شمول خطاب نسبت به او. پژوهش حاضر تمام این هفت اشکال را مورد نِقاش قرار داده و در نتیجه گیری نهایی اصل نظریه حجیت اقتضایی قطع را پذیرفته و با ضمیمه تکمله ای به آن، بین جانب تعذیر و تنجیز فرق گذاشته شده است.