فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۲۱ تا ۶٬۴۴۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
51 - 72
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با اشاره به معانی مختلف حکمت مانند جمع میان علم و عمل، به معنای اصطلاحی آن که «دانش فلسفی » است پرداخته ایم. «حکمت عملی» به عنوان جزئی از این دانش فلسفی، ماهیت اکتشافی دارد و دلالتی بر التزام اخلاقی ندارد. ممکن است کسی حکیم عملی به این معنا باشد، ولی حیات اخلاقی نداشته باشد. معنای حکمت عملی در نظر فیلسوفان مختلف توضیح داده شده است و سپس با توجه به بیان برخی از فیلسوفان مسلمان که حکمت نظری را مربوط به «هست ها» و حکمت عملی را مربوط به «باید ها» می دانند، به امکان تفسیر آن در پرتو مسئلهٔ «باید و هست» هیوم پرداخته شده است. این امکان رد شده و بر ماهیت شناختیِ اخلاق تأکید شده است. در پایان نسبت «عقل عملی» به مثابه یک قوّهٔ ادراکی و «حکمت عملی» به مثابه یک دانش فلسفی بررسی شده است تا این اشتباه که این حکمت عملی لزوماً نتیجه «عقل عملی» است رفع شود.
بررسی بینامتنیت در متون حدیثی: مطالعه موردی ترجمه انگلیسی نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد است با شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس مدل لپی هالم1997) leppihalme,) ترجمه روابط بینامتنی در یک نسخه انگلیسی از نهج البلاغه را بررسی کند. بدین منظور، تعدادی از تلمیحات- به عنوان زیر شاخه ای از بینامتنیت- از خطبه ها، نامه ها و حکمت ها استخراج گردید و به طور تصادفی 41 نمونه روابط بینامتنی ضمنی انتخاب و تجزیه و تحلیل شد. راهکارهای به کار گرفته شده توسط مترجم انگلیسی - سید علی رضا (1987)- استخراج و انتقال مفاهیم موجود در روابط بینامتنی عَلَم و لفظی در متن مقصد بررسی شد. نتایج نشان داد که مترجم در بیشتر موارد برای ترجمه روابط بینامتنی لفظی سعی نکرده است تا بینامتنیت موجود را ابهام زدایی کند بنابراین صرفا ترجمه تحت اللفظی ارائه داده است. فراوانی راهکارهای دیگر پایین بود و یا از آن راهکار استفاده نشده بود. در خصوص ترجمه روابط بینامتنی علم نیز بطور مساوی از دو راهکار «تحت اللفظی» و «افزودن توضیحات بیشتر در قسمت پاورقی متن» استفاده شد بقیه راهکارها تقریبا مشاهده نشد.
مفهوم سازی نام نگاشت "قرآن" در نهج البلاغه بر اساس نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاهیم دینی عمدتا امور انتزاعی هستند، لکن به مقتضای فهم انسان مادی و ذهن محدودش، با زبان استعاره بیان شده اند. قرآن معجزه ی پبامبر اسلام و یکی از دو ثقلی اکبری است که تمسک به آن سعادت انسان را تضمین می کند. حقیقت قرآن، مفهوم معنوی والایی است و ویژگی های منحصر بفردی دارد که خارج از چارچوب سخنان معصومین (ع) درک صحیح و جامعی از آن به دست نمی آید. این پژوهش در پی آن است که کاربست نظریه ی استعاره مفهومی در معرفی حقیقت قرآن و خصایص آن را در کلام حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه مورد واکاوی قرار دهد. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و بر اساس نظریه ی استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون تدوین شده است. از یافته های تحقیق استنباط می شود چون قرآن کریم حقیقت عظیمی است، امام علی(ع) برای شناساندن مفاهیم والای آن به مخاطب، از ابزارهای مختلف زبانی بهره برده تا مفاهیم انتزاعی پرشماری قرآن را به مخاطب خود بفهماند. از رهگذار این پژوهش دانسته شد که در نهج البلاغه ۱۴ استعاره مفهومی برای معرفی قرآن و ویژگی های والای آن به کار رفته که امیر المؤمنین (ع) در هر استعاره مولفه هایی را در حوزه مبدا که نزد مخاطب شناخته شده تر بوده، در نظر گرفته و آنها را به قرآن کریم نسبت داده است.
اخلاق عَلَوی در ادبیات تعلیمی کودک: نقد کتابِ تصویری نهج البلاغه برای کودکان (1402) بر اساس الگوی نظری نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تعلیمی کودک ریشه در آموزه های اخلاقی متون کهن دارد و برای بهروزیِ نوباوگان و بهبودِ رفتارِ آنان از ابزارهای گوناگونی همچون کتاب های تصویری بهره می گیرد. ماریا نیکولایوا، نظریه پردازِ برجسته ی روسی تبار، به پویایی روابط میان نشانه های شمایلی و قراردادی(تصاویر و واژگان) در کتاب های تصویری باور دارد. وی، برهم کنشِ این نشانه ها را مایه ی آفرینش های نو در پهنه ی فراخِ ادبیات کودک می داند. هدف از این پژوهش آن است که میزان هم پیوندیِ تصاویر با متن را در کتابِ تصویریِ نهج البلاغه برای کودکان (1402) بر اساس الگوی نظریِ نیکولایوا ارزیابی کند تا نقش این عناصر را در بازتاب اخلاق عَلَوی مشخص سازد. در این مقاله، تحلیل داده ها به روش آمارِ توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار 25SPSS انجام شده است. میزان فراوانی و درصد وقوع آموزه های اخلاقی و شاخصه های هم پیوندی متن با تصویر بر مبنای آزمون خی دو محاسبه خواهند شد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که در کتابِ تصویری نهج البلاغه برای کودکان(1402)، عنصرِ «بینش ها»، بسامد بالاتری نسبت به سایر وجوه اخلاقی دارد. در روابط تصاویر با متن نیز گونه ی «قرینه ای» درصد بیشتری را نسبت به گونه های «مکملی»،«افزایشی» و «تقابلی» نشان می دهد. اثر برگزیده نیازمند بازبینی برای افزایش پویایی روابط میان متن و تصویر در جهت آشنا سازی نسل نو با سیره عَلَوی است.
بررسی روابط بینامتنیت در مثَل های گیل و دیلم و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جدی ترین مباحث حوزه بررسی یک متن، روابط بینامتنی است که برای اولین بار توسط ژولیا کریستوا به کار رفت و از اوایل قرن بیستم به جایگاه ویژه ای در میان پژوهشگران و نویسندگان دست یافت. بر اساس اعتقاد برخی از اندیشمندان، هر متنی متأثر از متون دیگر است. این مسأله موجب می شود نویسنده یا گوینده شناخت و آگاهی لازم را نسبت به متون گذشته داشته باشد. مثل ها نیز از این ویژگی مستثنی نیستند. مثَل ها به عنوان جملات کوتاه، روشن، بارز و آموزنده، نمایانگر فرهنگ و آداب و رسوم هر ملت هستند که به تناسب شرایط اقلیمی، فرهنگی و مذهبی خاص آن ملت شکل می گیرند. این جملات به منظور تأثیرگذاری مؤثر بر کلام و جلوگیری از اطاله ی سخن به کار می روند. در این راستا، مثل ها به عنوان یکی از گونه های ادبی، جایگاه ویژه ای در حوزه ادب عامه ی گیل و دیلم دارا هستند. نوشتار حاضر در پی بررسی روابط بینامتنیت این مثَل ها با نهج البلاغه است و تلاش دارد تا نشان دهد که بخشی از امثال رایج در گیل و دیلم تحت تأثیر مضامین نهج البلاغه قرار گرفته اند. روش پژوهش به صورت مشاهده ای و کتابخانه ای و نوع آن تحلیلی است. مضامین مشترک مثَل ها با نهج البلاغه نشان می دهد که آن کتاب والا نقش بسزایی در شکل گیری آرمان های اخلاقی و اجتماعی مردم این منطقه داشته است. در بررسی بینامتنی امثال، این تأثیرگذاری گاهی به صورت تقلید، گاهی با استفاده از برخی واژگان و تعبیرات خاص و در مواردی نیز از طریق دریافت مضمون، تفسیر و تأویل نمود پیدا کرده است.
نقد و بررسی هفت اشکال بر نظریه حجیت اقتضایی قطع؛ دفاع از امکان ردع شارع(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱
9 - 40
حوزههای تخصصی:
وقتی شخصی به وسیله قطع، بی واسطه حکم شرعی را نزد خود حاضر دید، خود را ملزم به تبعیت از آن دانسته و این قطع برای او منجّزیت و معذّریت به بار می آورد. در چنین وضعیتی آیا شارع مقدس می تواند در قطع او تصرف کرده و آن را از حجّیت بیندازد؟ این پرسش از جمله مباحثی است که در شکل گیری دستگاه اصولی فقیه تأثیر زیادی دارد و باعث تغییر در استنباط فقهی در مسائل مختلفی مثل جواز بی اعتنایی وسواسی به قطعش می شود. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، اسنادی - نوشتاری و روش پردازش اطلاعات، توصیفی - تحلیلی است. مقاله حاضر از حیث پرداخت اصولی، گردآوری تمام اشکالات ممکن و ارائه نظریه نهایی دارای نوآوری است. قائلین به حجّیت ذاتی قطع هفت اشکال را بر نظریه حجّیت اقتضایی قطع وارد کرده اند. این اشکال ها عبارت اند از: وقوع تضاد یا تناقض، نقض حکم عقل، ترخیص در تجری یا معصیت، نقض غرض مولا، وقوع تسلسل، عدم انبعاث مکلف از ردع شارع به دلیل اعتقاد مکلف به وقوع تناقض نزد شارع و عدم انبعاث مکلف از ردع شارع به دلیل اعتقاد به عدم شمول خطاب نسبت به او. پژوهش حاضر تمام این هفت اشکال را مورد نِقاش قرار داده و در نتیجه گیری نهایی اصل نظریه حجیت اقتضایی قطع را پذیرفته و با ضمیمه تکمله ای به آن، بین جانب تعذیر و تنجیز فرق گذاشته شده است.
موضوعیت ادله اثبات کیفری در بوته نقد
حوزههای تخصصی:
تصور رایج میان فقها، در اقرار و شهادت آن است که این دو موضوعیت دارند. بدین معنا که مادامی که علم به خلاف آن دو نباشد، حجت اند و قاضی باید بر اساس آن حکم صادر کند؛ چه در امور مدنی و چه در امور کیفری. نتیجه بررسی ادله موافق و مخالف موضوعیت ادله اثبات کیفری این است که اقرار و شهادت در امور کیفری موضوعیت ندارند. این ادله نه تنها در صورت وجود قرینه مخالف حجیت ندارند، بلکه حجیت آن در حقوق کیفری منوط به حصول اطمینان یا وثوق نوعی است. براین اساس، اگر قاضی با وجود اقامه اقرار و شهادت، به این نتیجه رسید که نوع مردم از این دلیل قانع نشده اند، چه بسا بتوان گفت این ادله کافی برای صدور حکم نیست. اعتماد به این ادله هم مادامی است که موجب حصول وثوق برای نوع مردم باشد یا حداقل ظنی برخلاف آن نباشد. در این نوشتار با روش تحلیلی- توصیفی و با استناد به آرای فقها، موضوعیت ادله اثبات در امور کیفری مورد واکاوی قرار گرفته است.
درآمدی بر مفهوم شناسی دانشی فقه حکمرانی مشارکتی
حوزههای تخصصی:
مشروعیت داشتن و مردمی بودن دو عنصر اصلی سازنده حکومت در فقه شیعه است. الگوی در اختیار کارگزاران حکومت نیز در خود باید دو عنصر مردم و شرع را دارا باشد. نظام حکمرانی در فقه شیعه، مردمی بودن را بر پایه اصول و احکام شرعی پایه گذاری کرده است. تنظیم فقه حکمرانی با رویکرد مشارکت مردمی برای تبدیل آن به سبک فقهی مستقل، نیازمند رهگذر چند مرحله است: اول، ساخت مفاهیم، اصول و پایه ریزی مبانی دوم، ارائه نظام مسائل و سوم، تشکیل و تشریح احکام در مواجهه با هریک از نظام مسائل. این پژوهش با استفاده از سبک های ابداعی مفهوم شناسی و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و پردازش فقه حکمرانی با رویکرد مردمی پرداخته است. یافته های به دست آمده در این پژوهش نشان دهنده مفهوم گیری فقه حکمرانی مشارکتی از فقه حکومتی، فقه سیاسی و فقه نظام اجتماعی در هریک از شیوه های ابداعی مفهوم شناسی است. رویکرد مشارکت مردمی نیز ضمن اینکه در آن دو فقه وجود دارد، با فقه نظام اجتماعی نیز ارتباط دانشی می یابد. براین اساس، با ارائه چهارچوب مفهومی برای هریک از مفاهیم موجود در عنوان فقه حکمرانی مشارکتی و با القای هریک از مفاهیم ارائه شده در سبک های دانشی، سعی بر پردازش مفهوم فقه حکمرانی مشارکتی کرده است. این مقاله با ساخت مفهوم و تحلیل مبادی تصدیقی و تصوری، مفهومی برای فقه حکمرانی با رویکرد مشارکت مردمی پایه ریزی کرده است. یافته های این مقاله به نوعی مقدمه یا درآمدی بر مفهوم شناسی عنوان فقه حکمرانی مشارکتی به صورت نظام مند است.
عوامل مؤثر نظارت و کنترل درونی منابع انسانی در سازمان از منظر قرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
251 - 283
حوزههای تخصصی:
نظارت و کنترل منابع انسانی از مهم ترین عوامل موفقیت سازمان ها محسوب می شود. مدیران سازمان ها با برنامه ریزی، راه های دستیابی به اهداف را مشخص می کنند.در دنیای رقابتی امروز، سازمان ها برای بقا و رشد پایدار به سیستم های نظارت و کنترل منابع انسانی کارآمد و اثربخش نیاز دارد. سیستم های سنتی، با تمرکز بر جنبه های کمی و عملکردی، اغلب از ارزش های انسانی و اخلاقی غافل می مانند و این امر می تواند به کاهش رضایت شغلی، تضعیف انگیزه، و در نهایت، کاهش بهره وری منجر شود. قرآن کریم، با تأکید ارزش های معنوی و اخلاقی الگویی نوینی را برای طراحی سیستم های نظارتی ارائه می دهد و مدیران مسلمان را به انجام نظارت و کنترل منابع انسانی در سازمان سفارش می کنند. این امر حتی به سطح فردی نیز تسری می یابد، به گونه ای که فرد مسلمان توصیه می شود پیش از ارزیابی دیگران، خود را مورد ارزیابی و حسابرسی قرار دهد. هدف پژوهش بررسی عوامل مؤثر نظارت و کنترل منابع انسانی در سازمان از منظر قرآن و روش تحقیق به صورت استنطاقی شهید صدر صورت گرفته است یافته های تحقیق نشان می دهد که عوامل نظارت و کنترل از منظر قران نظیر ایمان مداری، عدالت مداری، اخلاق مداری، امانت مداری، مسئولیت پذیری، مشورت، آموزش شفافیت، وجدان کاری، بصیرت مداری، تنبیه و تشویق می تواند عامل تأثیرگذار در نظارت و کنترل منابع انسانی باشد و موجب بهره وی در سازمان ها می گردد.
تحلیل قرآنی مؤلفه های اثربخشی کار تیمی در سازمان
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
312 - 345
حوزههای تخصصی:
اثربخشی کار تیمی، یکی از موضوعاتی است که در مدیریت رفتار سازمانی و آن هم در مدیریت گروهی، مورد توجه بسیاری از صاحبان نظران و اندیشمندان دانش مدیریت، در دهه های اخیر، قرار گرفته و در این زمینه آثار و تألیفات قابل توجهی نیز صورت گرفته است. با توجه به اهمیت مسئله و این که، قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت، چه مؤلفه های را برای اثربخشی کار تیمی در سازمان پیشنهاد می کند؟ ازاین رو نویسنده سعی نموده با کنکاش در آموزه های وحیانی با روش تحلیلی – توصیفی مبتنی بر روش استنطاقی شهید صدر مسئله یادشده را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهد. یافته های تحقیق بیانگر آن است که اثربخشی کار تیمی از منظر قرآن دارای مؤلفه های همچون: حزب اللهی بودن، وحدت و همبستگی، مقابله با انحرافات، صداقت، مشورت، اجتناب از حسادت، سبقت و سرعت گرفتن در کارهای فردی و تیمی، اخوت و برادری است که اگر مؤلفه های مذکور در کار تیمی در سازمان ها مورد عمل واقع شود می تواند نتایج خوبی داشته و منتج به اثربخشی کار تیمی شود.
بررسی تطبیقی روش تفسیری المیزان و الفرقان در برخی از آیات مربوط به زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
284 - 309
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسابقه ترین روش های تفسیر قرآن کریم، روش تفسیری قرآن به قرآن است. هرچند که سابقه این روش به زمان پیامبر بازمی گردد؛ اما مفسران معاصری همچون علامه طباطبایی و شاگرد ایشان آیت الله صادقی تهرانی این روش را در تفاسیرشان احیا نمودند. باآنکه روش تفسیری هر دوی این مفسرین، روش قرآن به قرآن اعلام شده؛ اما باوجود اشتراکات زیاد، تفاوت های بسیاری نیز در تفاسیر آنان دیده می شود. هدف در این مقاله پی جویی روش تفسیر قرآن به قرآن در این دو تفسیر و پاسخ به این سؤالات است که باوجود ثابت بودن روش تفسیری این دو مفسر، آیا نتایج به دست آمده از تفسیر آیات نیز در اثر هر دو مفسر یکسان است؟ نقاط افتراق و اشتراک این دو تفسیر در یک آیه مشخص چیست و بر اساس چه مبنایی به وجود آمده است؟ بر این اساس، تحقیق حاضر با روش تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای و به منظور مصداقی شدن مقاله، آیات پر چالش 222 و 223 بقره و نیز آیات 34 و 128 سوره نساء را بررسی و تفسیر این دو مفسر از آیات را بازگو و آن ها را بررسی تطبیقی نموده است. بهره گیری از آیات مشابه برای فهم معنای لغوی کلمات و ارائه معنا برای برخی از واژه ها بدون ارجاع به کتب لغت دو مورد از مشترکات و استفاده صادقی تهرانی از ظرفیت لغوی کلمات به کاررفته در آیات و حمل بر معنای حداکثری، عدم استدلال در برخی از نتیجه گیری ها، عنایت بیشتر به قرائات و تأثیر آن ها در تفسیر، نظریات فقهی منحصربه فرد و بعضاً شاذ و ... ازجمله تفاوت هایی است که می توان میان الفرقان و المیزان مشاهده نمود.
ارزیابی اخلاقی جهانگیری مهدی (ع) از منظر اخلاقیات جنگ در نظامات اخلاق اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۳
138 - 158
حوزههای تخصصی:
اخلاق جنگ یکی از عرصه های با ارزش در حوزه اخلاقیات کاربردی است. در ادبیات دینی همواره صلح و آرامش ستوده شده ولی آن جا که از جنگ گریزی نباشد باید باز به نظامات اخلاق دینی ملتزم بود و ارزش های خاصی را در بحبوحه جنگ رعایت کرد. مهدویت از باورهای اصیل شیعی است و روایات آن به جهت مسامحه هایی که در نقل و پذیرش روایت مهدوی صورت گرفته محتاج پالایش جدی است. چگونگی آغاز حرکت امام مهدی؟ع؟ و روند سیطره او بر زمین و بسط عدل و داد از مهم ترین بخش های معارف مهدوی است که به جهت تکیه منابع روایی بر مصادر مجعول و ضعیف نیازمند توجهی مضاعف است. این دسته از روایات از فضایی در جهانگیری امام خبر می دهد که در بسیاری از موارد نه فقط قابلیت دفاع عقلانی و اخلاقی ندارد بلکه با باورها و مبانی عام دینی نیز سازگار نیست. این نوشته بر آن است تا به ارزیابی این آموزه ها پرداخته و صحت و سقم آن را معلوم کند. این مقاله در ارزیابی این آموزه ها ابتدا تلاش کرده تا مواضع تنافی این آموزه ها با عقلانیت و با باورهای دینی را مشخص کرده و سپس با رجوع به منابع و ارزیابی مستندات، تکلیف این ناسازگاری ها را معلوم نماید. آورده این تحقیق کوتاه را می توان در نشان دادن ارزشمندی و اخلاقی بودن جهاد امام و یارانش ایجاد عدالت جهانی است. همچنین عقلانیت در دعوت مهدوی و ابتناء آن بر مبانی عام باورهای دینی همگی از دیگر آورده های این تحقیق بوده است؛ دعوتی که تکیه آن بر روشنگری و رعایت حق انتخاب انسان ها در کنار تلاش برای برپا خواستن مردم و تحقق بخشیدن به عدل و داد است.
نظریه لذت محوری مطلق از دیدگاه قرآن کریم به عنوان یکی از مبانی علوم انسانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
201 - 220
حوزههای تخصصی:
مهمترین پرسشی که مقاله حاضر به دنبال پاسخ گویی بدان است این می باشد که چگونه می توان نظریه لذت محوری مطلق از دیدگاه قرآن کریم با رویکرد شناختی را به عنوان یکی از مبانی علوم انسانی اسلامی مطرح نمود.روش تحقیق در این مقاله تحلیلی توصیفی است. اولین گام در مقاله به تبیین نظریه لذت محوری مطلق از دیدگاه قرآن کریم با رویکرد شناختی می پردازد. گام بعدی در جستجوی برایند لذت محوری در علوم انسانی اسلامی است که در چهار مرحله موضوع، روش، هدف و مسائل علوم انسانی اسلامی بررسی و به نتایج زیر منتج شد:الف) موضوع علوم انسانی رفتارهای انسان است. در واقع هر یک از شاخه های علوم انسانی به تبیین رفتارهای انسان از جهت خاصی می پردازند.ب) پذیرش نظریه لذت محوری مطلق به عدم انحصار روش شناختی منتج می شود.ج) براساس نظریه فوق، دو افق «ملکوتی» و «ملکی»؛ برای هدف و غایت علوم انسانی اسلامی تصویر شد.د) این نظریه مفاهیم تصوری جدیدی را در علوم انسانی وارد کرده و از حیث تصدیقی نیز می تواند به لحاظ تعمیم گزاره های این علوم مؤثر باشد.
اعتبارسنجی سندی و ارزیابی محتوایی زیارت وارث امام حسین ع در کتب زیارات و ادعیه شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
20 - 35
حوزههای تخصصی:
ارتباط با هم نوعان سرشتی خداداد است که با در انداختن ساز و کار زیارت اولیای الهی در آیین خاتم جهت دهی شده است. کنشی معنادار که با ارج نهادن به عواطف بشری و تقویت بنیان های معرفتی، رهاورد اعتلای شناخت و ارمغان سلامت روان را به همراه دارد. در این میان، فراوانی چشمگیر زیارت نامه های امام حسین (ع)، نشان از اهمیّت و نقش تأثیرگذار زیارت سید الشهداء دارد و ضرورت دستیابی به زیارتی جامع و استوار را آشکار می کند. مسئله ای که پژوهش کتابخانه ای پیش رو را بر آن داشت تا بر اساس توصیف و تحلیل گزاره های روایی گزارش کننده ی زیارت وارث و با عنایت به اهمیّت و نقش آفرینی شیوه های مبتنی بر شناخت سند و متن در سنجش اعتبار احادیث اسلامی، تلاش خود را بر دو وجه واکاوی سندی و محتوایی متمرکز نماید. پژوهش پیش رو پس از مصدریابی زیارت وارث به عنوان بخش شهرت یافته از زیارت مطلقه ی امام حسین (ع) در کتب زیارات و ادعیه شیعی ، دریافت که گرچه هرکدام از اسناد گزارش کننده ی این روایت به سبب راوی و یا روایان نقل کننده آن دچار ضعف سندی هستند؛ امّا فراوانی یادکرد ساختار شناخته شده ی این زیارت با درصد مشابهت قابل اعتنا در منابع روایی، نشان از صدور اجمالی زیارت وارث دارد. هم چنین واکاوی محتوایی زیارت مزبور و پیوند ناگسستنی آن با معارف قرآنی و روایات اسلامی قرینه ای دیگر در جبران ضعف یاد شده به شمار می رود و زمینه ساز بهره مندی بیش از پیش زائران از محتوای سازنده ی آن خواهد بود.
تبیین مبانی فقهی «حلقه های میانی تربیت» و کشف دلالت های آن در حکمرانی تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایده «حلقه های میانی» در دیدگاه آیت الله خامنه ای به معنای کنش گری واسطی گروه های نخبه مردمی در نیل به دولت جوان حزب اللهی است. این ایده لفظاً یا مناطاً شامل عرصه تربیت به عنوان «حلقه های میانی تربیت» هم می شود. مسأله نوشتار حاضر، عبارت است از تبیین و تعلیل مبانی فقهی ایده «حلقه های میانی تربیت» و استنتاج دلالت های آن در حکمرانی تربیتی. روش تحقیق روش توصیفی استنباطی و استنتاجی می باشد. براساس بررسی ها نتایج زیر به دست آمد: 1) «حلقه های میانی تربیت» به معنای تجویز تشکیل و پرورش گروه های مردمی و جوان انقلابی برای کنش گری در عرصه تعلیم و تربیت، مورد تجویز است؛ 2) براساس هفت استدلال فقهی که برخی ناظر به وظایف تربیتی حاکمیت و بعضی ناظر به وظیفه تربیتی توده ها و شماری دیگر ناظر به «میانی بودن کنش گری تربیتی» دلالت داشته، «حلقه های میانی تربیت» دارای مطلوبیت شرعی به نحو استحباب و وجوب می باشد؛ 3) این ایده به الگویی مردمی از «تسهیم اقتدار تربیتی» و حکمرانی تربیتی دلالت دارد که با الگو های رقیب که مردمی سازی دانش و آموزش را به خصوصی سازی و کالایی سازی فرو می کاهند، متفاوت است و در عرصه «تربیت مدرسه ای» می تواند ابتنائی برای رویکرد «مدرسه محوری» که محور مشارکت پذیری محله، خانواده، مسجد و سمن ها باشد، قلمداد گردد.
المبادئ القرآنية للردع الثقافي في مواجهة الغزو الثقافي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۲ خریف ۲۰۲۴ العدد ۳
51 - 87
حوزههای تخصصی:
فی ظل التغیرات السریعه والمعقده التی تشهدها الثقافات على المستوى العالمی، یُعدّ الغزو الثقافی أحد أکبر التحدیات التی یواجهها المجتمع الإسلامی. یؤثر هذا الغزو بعمق على الهویه والبنیه الثقافیه للمجتمع، مما یستلزم استراتیجیات دقیقه للتصدی له. وفی هذا السیاق، یمکن اعتبار "الردع الثقافی" استراتیجیه فعاله ومؤثره لمواجهته. تهدف هذه الدراسه، من خلال منهج دلالی یعتمد على تحلیل الآیات القرآنیه والاستناد إلى المصادر المکتبیه، إلى استخلاص المبادئ القرآنیه للردع الثقافی ودورها فی مواجهه الغزو الثقافی. تفترض الدراسه أن القرآن الکریم، من خلال دلالاته اللفظیه والعقلیه والمنطق السائد فیه، یشیر إلى بعض هذه المبادئ التی یمکن أن تعمل کدرع واقٍ ضد الغزو الثقافی وتسهم فی الحفاظ على الهویه الثقافیه الإسلامیه. وقد توصل البحث إلى ثلاثه أنواع من المبادئ: الأیدیولوجیه، والسیاساتیه، والدفاعیه، حیث یلعب کل منها دورًا محوریًا فی تعزیز الأسس الثقافیه والهویه الإسلامیه للمجتمع. وتُظهر النتائج أن هذه المبادئ، باعتبارها إطارًا استراتیجیًا، یمکن أن تعزز أسس الردع والمقاومه الثقافیه، مما یمنح الجهات المعنیه القدره على منع أو وضع الحد من الغزو الثقافی أو على الأقل تقلیل آثاره السلبیه إلى أدنى حد ممکن
بررسی تطبیقی خیر ذاتی در فایده گرایی میل و مصلحت در مدرسه کلامی بغداد(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۳)
97 - 118
حوزههای تخصصی:
آنچه برای نتیجه گرایان در اخلاق هنجاری اهمیت دارد، تحقّق خیر و نتیجه اعمال اخلاقی است. مراد از خیر در اینجا، خیر ذاتی است؛ نه خیر ابزاری. در عین حال، نتیجه گرایان از نظر تعیین مصداق خیر ذاتی اختلافِ نظر دارند. در تقریر جان استوارت میل از فایده گرایی، مصداق خیر ذاتی، «لذت» و رهایی از ألم عنوان شده و کاری اخلاقی است که بیشترین لذت را برای بیشترین افراد به بار آورد. مفهوم «مصلحت» در سنّت اسلامی قابل مقایسه با خیر ذاتی در نگاه فایده گرایان است؛ زیرا از یک سو اصلی برای تعیین حُسن و قُبح افعال است و از سویی دیگر، در مصداق شناسی آن در مدرسه کلامی عقل گرای بغداد می توان در عین اختلافات فراوان به اشتراکاتی با نظریهه فایده گرایی دست یافت. در این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی این نتیجه به دست آمده که مصداق خیر ذاتی و مصلحت نهایی «لذت» و «ألم» است، اما تبیینی که رویکرد مصلحت با توجه به مرجع تشخیص مصلحت، محاسبه مصلحت و فرایند تأمین آن دارد بری از اشکالات لذت گرایی میل است.
ارزیابی الزامات نهادیِ علم در تاریخ شیعیِ عصر صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
110 - 142
حوزههای تخصصی:
ارزیابی وضعیت علم در عصر صفویه می تواند دریچه ای به دلایل ساختاریِ طلوع و غروب این عصر بگشاید. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش آن است که کدام الزامات نهادی به تحقق وضعیت اولیه تأسیس علم در عصر صفویه انجامیده است؟ و کدام خصایص، در ادامه، امکان های تداوم وضعیت علمی را مخدوش ساخته است؟ پژوهش حاضر بر این فرضیه که معرف های علم در عصر صفویه گویای وضعیتی نسبتاً استاندارد می باشد، تمرکز کرده است اما در ادامه، چراییِ ناپایداری این وضعیت را جستجو کرده است. یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به اعتبار تحلیل کارکردیِ نظریه رابرت مرتن نشان می دهد در حوزه شرایط درونی علم که نخستینِ آن عام گرایی است، مستندات حاکی از تحقق نسبی اصل عینیت از طریق رهایی علم از پایگاه طبقاتی، ملیتی، قومیتی و زبانی است. استاندارد درونیِ دوم یعنی مالکیت جمعی نیز از منظر شکل گیری اجتماعات علمی، و با دو مکانیسم ترجمه و انتقال یافته های علمیِ ناهمزمان و همزمان، وضعیت نسبتاً شایسته ای را نمایش می دهد. اصل سومِ بیرونی نیز با نام بی طرفی، از طریق تنوع رشته های علمی، به اصل فراغت از ارزش منجر گردیده و از طریق تدارک بنیان های عقلانی برای دین، به پرهیز نسبی از جهت گیری تأییدی انجامیده است. از حیث شرط درونیِ چهارم یعنی شکِ سازمان یافته نیز می توان تشکیک ها و نقدهای موجود میان اخباریون و اصولیون را نمونه شکِ روش شناختی در ساختار علمی این عصر دانست و شک اخباریون در خصوص عدم امکان دریافت اذن از شان زعامت مجتهدین توسط حکام را گواهی بر شکِ نهادی در این عصر تلقی نمود.هر چند بخش دیگر یافته ها، گویای ناپایداری استاندادهای علم در عصر صفویه است؛ زیرا عموماْ با پایان حکمرانی شاه طهماسب و با انحصارگرایی علوم نقلی نسبت به علوم عقلی، غلبه اخباری گری بر سایر جریان های فکری، تحاشی فلسفه و رویکردهای بینارشته ای از سوی بخشی از فقها، فروکاستن کلیت علم به معارف دینی، بی مهری نسبت به صنعت چاپ، عدم عبور از مدرسه به آکادمی، قلت کتابخانه ها، خرافه گرایی، تنیدگی روزافزون منافع علما و حکام و تعصب نسبت به هر گزاره غیرشیعی در علم، استاندادهای علم استمرار نیافت و بازگشت به رکود علمی در ایرانِ عصر صفوی مشاهده گردید.
شناسایی ماهیت سیاسی اسراء پیامبر اکرم(ص)، با تأکید بر مفهوم عمق راهبردی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۱
122 - 144
حوزههای تخصصی:
در سوره اسراء، خداوند تصریح کرده است که پیامبر اکرم (ص) را شبانه از مسجدالحرام به مسجدالاقصی برده است. قرآن کریم برای این حرکت جغرافیایی، از واژه «أسری» استفاده کرده است. شناسایی ماهیت اسراء رسول اکرم (ص) نیازمند تدبر و تفکر علمی درباره این آیات است. در این پژوهش با تفکر خلاق و استفاده از روش جایگزینی، تلاش می شود، در مرحله اول دلیل استفاده از واژه «أسری» برای این حرکت جغرافیایی، با استفاده از دانش ریشه شناسی در معناشناسی واژگانی تبیین گردد. در مرحله دوم، دلیل وقوع «معراج» در جریان اسراء تبیین گردد و در مرحله سوم دلیل انتخاب مسجدالاقصی به عنوان مقصد اسراء روشن شود. گام های سه گانه فوق، خواننده آیات را به سوی موضوعی مشابه مفهوم «عمق راهبردی هوشمند» در جنگ نرم سوق می دهد. نفوذ به عمق راهبردی هوشمند، برای حکومت هایی کاربرد دارد که صاحب تمدّن هایی هستند که تلاش در توسعه گفتمان جهانی خود دارند، در این پژوهش باتوجه به مفهوم عمق راهبردی هوشمند، فهم جدیدی از آیات سوره اسراء، ارائه می گردد. توجه به مفهوم نفوذ به عمق راهبردی می تواند، حرکت اسراء و معراج را در قالب یک حرکت سیاسی برای غلبه بر دشمنان اسلام تبیین نماید. پیامبر اکرم(ص)، با حضور در بیت المقدس، به عمق جغرافیایی دشمنان اسلام و با ارتباط با انبیاء ادیان ابراهیمی، به عمق تاریخی نفوذ کرده و زمینه ساز جهانی شدن گفتمان اسلامی را فراهم آورده است.
نگاهی فقهی و تفسیری به آیه «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱستَطَعتُم مِّن قُوَّه»: تحلیل مؤلفه های قدرت در امنیت نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
447 - 480
حوزههای تخصصی:
امنیت نظامی یکی از اجزای کلیدی امنیت ملی کشورهای مختلف به شمار می آید و همواره به عنوان اولویتی اساسی مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با رویکردی تفسیری-فقهی به تحلیل آیه 60 سوره انفال پرداخته است تا با تأکید بر مؤلفه های قدرت، به چگونگی تأمین امنیت نظامی در اندیشه اسلامی بپردازد. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف استخراج آموزه های قرآنی در خصوص قدرت نظامی و نقش آن در حفظ امنیت و صلح انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که آیه 60 سوره انفال و تفاسیر مرتبط با آن، بر لزوم تقویت قدرت نظامی به عنوان عاملی بازدارنده تأکید دارند. در این راستا، عوامل متعددی از جمله قدرت کمی (نیروی انسانی و تجهیزات)، قدرت کیفی (تکنولوژی و تاکتیک های نظامی)، قدرت اطلاعاتی (جاسوسی، رمزنگاری و جنگ نرم)، قدرت لجستیکی و قدرت مالی به عنوان مؤلفه های اصلی قدرت نظامی شناسایی شده اند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تقویت قدرت نظامی در اندیشه اسلامی، نه به معنای آغاز جنگ و تجاوز، بلکه به عنوان ابزاری برای حفظ امنیت، دفع تجاوز و ایجاد توازن قوا در روابط بین الملل تلقی می شود. به عبارت دیگر، قدرت نظامی در اسلام، ابزاری دفاعی و بازدارنده است که در صورت لزوم برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی به کار گرفته می شود.