فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۴۱ تا ۶٬۳۶۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
30 - 50
حوزههای تخصصی:
از مجموع سخنان ملاصدرا چنین استنباط می شود که در تقسیم اولیه، انسان دارای دو بخش متدانی و متعالی است و با تقسیم ثانویه هر کدام به انواع دیگری قابل انشعاب است. بالاترین مرتبه انسان متعالی، انسان الهی است و در رأس این سلسله، انسان کامل و معصوم قرار دارد. از سوی دیگر بسیاری از اندیشمندان موضوع علوم انسانی را کنش های انسان دانسته اند. موضوع علوم انسانی موجود، انسان ایدئال و متعالی نیست؛ بلکه موضوع آن انسان های عادی و معمولی است. سؤال این است که کنش های انسان ایدئال چه نقشی در علوم انسانی دارد؟ آیا بررسی کنش های او می تواند از حیث روش شناختی کارگشا باشد؟ ادعای نگارنده این است که برای رسیدن به علوم انسانی مطلوب، از حیث روش شناختی، تیپ شخصیتی انسان ایدئال نیز که آرمانی است، باید مورد مطالعه قرار گیرد. این امر اقتضائات فراوانی در حوزه غایت، قدرت پیش بینی و روش شناسی علوم انسانی دارد که با توجه به این لوازم مطلوب و ارزشمند، ضرورت چنین پیشنهادی قابل استنتاج است؛ چراکه در این صورت، مفاهیم علوم انسانی، توصیف و تبیین کنش های انسان دچار تغییرات اساسی می شود. برای دست یابی به چنین لوازمی داده هایی از سخنان ملاصدرا با روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت.
نقش اندیشه های دریدا و تأثیر آن در رهیافت الهیاتی کاپوتو؛ بررسی تحلیلی و انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت کلامی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
234 - 215
حوزههای تخصصی:
جان دی. کاپوتو، یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان دین قاره ای معاصر است. وی پس از طرح «اندیشه مرگ خدا» و افول دین در دوره مدرن، امکانِ «بازگشت دین» را از رهگذر فلسفه ساخت شکنانه و به شیوه ای پسامتافیزیکی، در دوران پست مدرن بررسی می کند. جالب آنکه موضوع بازگشت دین، امروزه حتی با استقبال برخی متفکران سکولار نیز مواجه شده است. کاپوتو در نیل به هدف خویش از اندیشه های فلسفی دریدا بسیار بهره می برد. تحقیق پیش رو با روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی تحلیلی، به مؤلفه های محوری اندیشه های دریدا که تأثیری عمیق بر رهیافت الهیاتی کاپوتو بر جای گذاشته اند همچون «ساختارشکنی»، «نفی متافیزیک حضور»، «رویداد» و «دین بدون دین» می پردازد. درنهایت، بررسی انتقادی فلسفه ساخت شکنانه و الهیات مبتنی بر آن، نشان می دهد که این نگرش با چالش های متعددی؛ از جمله «نسبی گرایی»، «مفسرمحوری افراطی»، «ایمان گرایی» و «ناواقع گرایی دینی» مواجه است.
بررسی ابعاد رابطه زمان و حرکت بر اساس نظریات ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
85 - 106
حوزههای تخصصی:
زمان کمیّتی برای اندازه گیری حرکت است و حرکت عبارتست از خروج مستمر شى ء از قوه به فعل؛ که خود به دو قسم توسطیّه و قطعیّه تقسیم میشود. حرکت قطعیّه همانند زمان، غیرقار بوده و قابلیت انطباق بر زمان را دارد. ابن سینا و ملاصدرا درمورد زمان و حرکت، در بسیاری موارد اشتراک نظر دارند. از نظر هر دو، ارتباط میان زمان و حرکت ارتباطی دوسویه است. زمان، از یک طرف، بلحاظ وجودی وابسته به حرکت است و از طرف دیگر، حرکت را دارای مقدار میکند. با وجود این، تحلیلهای نهایی آنها درمورد حقیقت زمان با هم متفاوت است. ابن سینا زمان را از مقوله کمّ بحساب آورده و قائل به تعدد زمان بر اساس تعدد حرکات نیست. او منشأ زمان را حرکت دوری فلک میداند و آن را معیاری برای سنجش سایر حرکات در نظر میگیرد. اما از نظر ملاصدرا، زمان عرض تحلیلی حرکت است؛ به این معنا که زمان و حرکت بلحاظ وجودی با هم اتحاد دارند اما بلحاظ چیستی، متفاوتند و در ذهن، زمان عارض بر حرکت میشود. ملاصدرا بر مبنای روش خاص خود، تحلیلی نو از زمان و حرکت و رابطه بین آنها ارائه داده است. از نظر وی، حرکت و زمان از امور وجودیند و از معقولات ثانیه فلسفی بشمار میروند. او معتقد است در جهان خارج، زمان عارض بر حرکت نیست، بلکه زمان و حرکت از شئون متحرکی واحدند. ملاصدرا برای هر حرکت، زمانی قائل است؛ گرچه زمان عامی را که در طبیعت رخ میدهد، به حرکت جوهری فلک نسبت میدهد. تفاوت نتیجه گیریهای دو فیلسوف، ناشی از تفاوت نگاه آنها به زمان و حرکت و رابطه میان این دو است که در این تحقیق بررسی شده اند.
دراسه فی قصیده "یأتی العاشقون إلیک یا بغداد" لمحمد الفیتوری وفقا للقراءه الاکتشافیه والارتجاعیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
149-152
حوزههای تخصصی:
تسعى هذه الدراسه إلى تحلیل قصیده "یأتی العاشقون إلیک یا بغداد" للشاعر محمد الفیتوری فی ضوء نظریه مایکل ریفاتیر السیمیائیه، التی تعتمد على قراءتین أساسیتین فی تلقی النصوص الأدبیه: القراءه الاکتشافیه، والقراءه الارتجاعیه. وقد تم توظیف المنهج الوصفی-التحلیلی للکشف عن البنیه العمیقه للنص الشعری من خلال أدوات ریفاتیر المفاهیمیه، مثل: الانزیاحات، والتعابیر التراکمیه، والمنظومات الوصفیه، والهیبوغرام، والماتریس. أظهرت النتائج أن نظریه ریفاتیر تُعد منهجاً فعالاً فی تحلیل الشعر العربی الحدیث، خاصه النصوص الرمزیه ذات البعد السیاسی والحضاری، وأن شعر الفیتوری یمثل نموذجاً متکاملاً لتطبیق هذا النهج، لما یتضمنه من کثافه دلالیه ورمزیه وتعبیر عن قضایا الأمه، کما أن القصیده تقوم على نظام دلالی معقّد تتفاعل فیه العلامات الشعریه لبناء معانٍ تتجاوز السطح اللغوی إلى عمق رمزی وثقافی، وظهرت مفرده بغداد کمحور رمزی مرکزی یجمع بین المجد التاریخی والخذلان المعاصر، وتوزعت مفردات القصیده بین منظومات دلالیه ثلاث: الهویه والانتماء، والمقاومه والتحرر، والقمع والخرس الجماعی. کما لعبت الانزیاحات دورا أساسیا فی زعزعه البنیه النمطیه للنص ودفع القارئ نحو قراءه تأویلیه معمّقه.
تاثیرات حکمت اسلامی در ضوابط فقه شهرسازی و معماری (فقه العماره)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حکمت اسلامی و حقوق دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
100 - 109
حوزههای تخصصی:
تغییرات در حیطه معماری و شهرسازی، در غالب موارد متفاوت و بعضا متضاد با ارزش های اسلامی است. اسلام دین کاملی می باشد و مسلمانان را از قبول رفتارها و هنجارهای غیراسلامی بر حذر می دارد چرا که می خواهد مسلمانان در ارزش ها و اصول خود ممتاز باشند. از سویی اسلام، قبول هر نوع مفهوم ایدئولوژیک یا رفتار غیر اسلامی را که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر عقاید اسلامی اثر می گذارد، ممنوع نموده است. در همین راستا مسلمانان در اصول و روش های ساخت و ساز خود باید به این موضوع توجه نمایند چرا که مساله با اهمیت، انتقال فرهنگ اسلامی به ساختارهای کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می باشد تا از این راه، جهت گیری تمام فعالیت های جامعه، جهت گیری الهی و دینی باشد. به واقع با توجه به این که هیچ فرهنگی نتوانسته مستقل از یک مذهب ایجاد شود و گسترش یابد، آن چه که امروزه از آن با عنوان معماری اسلامی نام برده می شود، حاصل تضارب و تعامل قومیت ها، ملت ها و فرهنگ های گوناگونی است که هر کدام به تناسب مکان و زمان خود صاحب حرفی برای گفتن بوده اند که البته در صدر این فرهنگ ها، اسلام قرار دارد. بر همین اساس این مقاله با عنوان تاثیرات حکمت اسلامی در ضوابط فقه شهرسازی و معماری (فقه العماره) نگارش شده است.این پژوهش از نظر نوع و هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی است.
حقوق مالی زوجه و ضمانت اجرای نقض آن در فقه و حقوق اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حکمت اسلامی و حقوق دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
124 - 141
حوزههای تخصصی:
خانواده به عنوان نخستین و بنیادی ترین واحد اجتماعی، نقشی بسیار مهم در شکل گیری و پایداری جوامع ایفا می کند. حفظ و صیانت از این کانون مقدس، مستلزم تبیین و اجرای وظایف و تعهدات متقابل زوجین است. از جمله این تعهدات، مسئولیت های مالی شوهر در قبال همسرش می باشد که عدم انجام صحیح آن ها می تواند به بروز مشکلات جدی و بحران های اجتماعی از جمله طلاق بینجامد. در این میان، شناسایی ضمانت اجراهای مؤثر برای تضمین ایفای این تعهدات، امری ضروری است. مقاله حاضر به بررسی ابعاد مختلف وظایف مالی شوهر در قبال همسر در محیط خانواده و تحلیل ضمانت اجراهای نقض این تعهدات از منظر فقه امامیه و حقوق ایران می پردازد. پرسش اصلی این مقاله آن است که: «مهم ترین تعهدات مالی زوج در مقابل زوجه چیست و ضمانت اجرای شرعی و قانونی هریک کدام است؟» با تحلیل متون فقهی و حقوقی، مهم ترین تعهدات مالی شوهر شامل مهریه، نفقه، اجرت المثل و نحله، همراه با ضمانت اجراهای مدنی، کیفری و فقهی هر یک مورد بررسی قرار می گیرد. یافته ها نشان می دهد که نظام حقوقی ایران با بهره گیری از فقه اسلامی، ابزارهای متنوعی از جمله اجرای ثبت محضری، جلب، حبس، حق حبس زوجه، جزای نقدی و حتی در مواردی حق درخواست طلاق توسط زن را برای تضمین این حقوق پیش بینی کرده است. در نهایت، این تحقیق نشان می دهد که آگاهی از این ضمانت اجراها نه تنها به تحکیم بنیان خانواده از طریق پیشگیری از اختلاف کمک می کند، بلکه راهکار عملی مناسبی برای زوجه در صورت نقض حقوقش فراهم می آورد.
نقش حبّ در قوس صعودی از دیدگاه ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
181 - 199
حوزههای تخصصی:
ثمره حب حق در شناخته شدنش بعد از تعین پذیری و کثرت در قوس نزول، در حرکت از کثرت به وحدت ، در قوس صعود برای بازگشت به حق است. در قوس صعود نقش باطنی را حبّ و نقش ظاهری را شناخت و معرفت مخلوق ایفامی-نماید. درواقع قوس صعود را حق با حبّش در باطن مخلوق می پیماید. کمال جذبه های خلقت در قوس نزول، خلق جوهره انسان کامل است و کمال عینی آن جذبه و ظهور آن جوهره در قوس صعود، انسان کامل است.مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف پاسخ به این سوال است که ازدیدگاه ابن عربی چگونه حبّ الهی می تواند در هرمرتبه عامل اصلی رسیدن به مرتبه فناء فی الله وبقاء بالله باشد، ارتباط حبّ حق به شناخته شدن در قوس نزول و غایت حبّ الهی در قوس صعود را بررسی می نماید. در نهایت به این نتیجه می رسد که در سایه حبّ می توان غایت قوس نزول وغایت قوس صعود را تنها در انسان کامل و به واسطه او محقق دانست. عشق وحبّ حق تعالی به ظهور انسان کامل به عنوان تجلی تامّ و اتمّ اسماء و صفاتش نیز غایت حرکت حبّی در قوس نزول است، همچنان که اتحاد و فنای در حق که تنهاطریقش حبّ حقیقی انسان کامل است، به عنوان غایت این حرکت درسیرصعودی بیان شده است. لذا عشق هم طریق و هم غایت دو قوس نزول و صعود است.
تجربه دینی و آسیب شناسی آن در آیات و احادیث از دیدگاه امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
233 - 250
حوزههای تخصصی:
دیدگاه های عرفانی عارف برجسته معاصر در آثار برجامانده از ایشان همچون تعلیقیه بر شرح فصوص الحکم، مصباح الهدایه، جنود عقل و عشق، اسرار الصلوه...، معرف طریق سلوکی ایشان، در تأسی از نبی اکرم و ائمه اطهار (ع) می باشد، وی بر کرّات و با قاطعیت اعلام می کنند که ظاهر و باطن شریعت پیوند ناگسستنی باهم دارند به طوری که ظاهر حقیقت را شریعت می دانند که بدون انجام تکالیف شرعی به باطن نمی توان دست پیداکرد و عارف محقق باید به ظاهر و باطن قیام کند «بدون افراط وتفریط» و ترک ظاهر «شریعت» باطل-شدن ظاهر و باطن شرایع است و این از تلبیسات جن و انس می باشد. از نگاه امام خمینی (ره) اگر کسی با انجام تکالیف الهی، باطن و هدایتی که در سوره حمد به آن پرداخته برایش حاصل نشده باشد، باید بداند که ظاهر را درست انجام نداده است. از وحدت انسان و جهان درمی یابیم که درونی سازی «سفر انفسی» تنها راه شناخت حقیقت هستی است، ایشان وحدت و یگانگی را شرط تحقق شهود و ادراک مستقیم «تجربه دینی» می دانند؛ زیرا که مراتب پنج گانه عالم در عین تکثر، هویت مستقل از یکدیگر ندارند و جملگی تجلی یک حقیقت هستند، ایشان سفرهای چهارگانه «اسفار اربعه» را شرح می دهند، سیر سلوکی سالک و حجاب های سلوک الی الله را محبت و دل بستگی دنیا بیان می کنند که رعایت موازین شریعت را برطرف کننده و خرق حجاب های بین حق و قلب انسان می دانند و به واسطه آداب شریعت است که سیر انفسی رخ می دهد و تجربه دینی برای سالک حاصل-می شود.
مطالعه تطبیقی سیر تحوّل خمریه سرایی عرفانی در ادب عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
199 - 216
حوزههای تخصصی:
شعر شراب یا خمریه سرایی یکی از گونه های مهم ادبی است که قدمت آن به درازی عمر شعر در ادبیات ملت ها است. خمریه و جمع آن به شکل خمریات یا باده سرایی نوعی از اشعار در ادبیات عرب و فارسی است که به توصیف شراب یا مجالس بزم و شراب خواری می پردازد. وجود نام ها و القاب فراوان و آیین های خاص برای شراب و خمر در ادب عربی و فارسی دالّ بر اهمیت و تداول این موضوع در آن فرهنگ ها می باشد. در مجموع خمریه سرایی یا شعر شراب به دو نوع مادی و عرفانی تقسیم می شود؛ در شعر فارسی هرجا از می و می گساری سخن به میان آمده، مقصود همان عصاره و مفهوم واقعی آن بوده، اما از قرن ششم با گسترش تصوف و آمیختن شعر و عرفان با هم، بسیاری از اصطلاحات ادبی به معنی مجازی به کاررفته و بخش مهمی از معانی عرفانی در قالب اصطلاحات می پرستانه به صورت خمریات بیان شده است و گاهی این درآمیختگی چنان است که نمی توان مِی مجازی را از مِی حقیقی جداکرد. در نوع دوم عارفان و شاعران عارف مسلک می و باده را به عنوان نمادی برای بیان نشاط روحی و بیان عشق الهی دستمایه شعر خود قراردادند و مقصود آن ها از شراب، می انگوری نیست بلکه خمر معنوی و روحی است. در این مقاله با استفاده از روش (تحلیلی - توصیفی) سیر تحوّل ساختاری و محتوایی شعر شراب عرفانی در ادب عربی و فارسی و ویژگی های آن ها مورد بحث قرارگرفته و دلایل بهره گرفتن از الفاظ و اصطلاحات خمری و مراد از این الفاظ با ارائه شواهد و نمونه های شعری متعدد، به صورت تطبیقی بررسی شده است.
رگه های عرفان در دیوان اظهری شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
137 - 158
حوزههای تخصصی:
در بین گذشتگان، ادیان گوناگونی پدیدمی آمد. هریک از این ادیان دارای اعمال و ادعیه ای برای تقرّب به درگاه معبود خود بودند. هنگام انجام این اعمال، اصطلاحات خاصی متناسب با آن زبان و دین نیز به وجودمی آمد. این عامل سبب شد تا دانشی پدیدآید که در سال های آینده با نام «عرفان» از آن یادشود. این دانش در آثار قدمایی که مایل بدان بودند نیز راه یافت و اصطلاحات خاص آن را در کتاب هایی مجزّا شرح دادند و برخی نیز فقط به واردکردن آن واژه ها در بین سخنان خود بسنده کردند که با استخراج آن ها می توان دانست که شخص موردنظر چه تمایلاتی از دیدگاه دانش عرفان داشته است. یکی از این اشخاص که در این پژوهش بررسی خواهدشد اظهری شیرازی است. دراین پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، نخست، واژه ای را که در دیوان اظهری شیرازی یافته ایم، با مراجعه به منابع عرفانی، شرح کرده و سپس سخن اظهری را در این باره نوشته و در ادامه به تحلیل سخن اوخواهیم پرداخت. با انجام این پژوهش تبیین خواهیم کرد که در دیوان اشعارِ یکی از شعرای دوره صفوی که در قرن یازدهم می زیسته است چه میزان واژه های عرفانی به کاررفته، این کاربرد تا چه اندازه پررنگ بوده و علاوه بر آن شاعر موردنظر به کدام نوع عرفان (صَحو یا سُکر) تمایل داشته است که این امر در نهایت برای شناخت هرچه بیشتر فرهنگ ایران در دوران صفوی سودمند خواهدبود.
Analysing Abraham’s Sacrifice in Genesis 22: Unveiling the Chosen ‘Only Son’(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۱, Issue ۳۹, Summer ۲۰۲۴
1 - 20
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The paper delves into the event of Patriarch Abraham’s intended sacrifice of his ‘Only Son’ on Mount Moriah. The study aims to determine the true identity of the ‘Only Son’ based on biblical verses.METHOD & FINDING: Using a descriptive-analytical methodology, the research examines relevant Biblical texts and commentaries. It compares the sacrifice event to other significant occurrences, including the birth chronology of Abraham’s sons, God’s covenant regarding his offspring, the status of firstborns in the Old Testament, and Abraham’s love for his son Ishmael. Through this analysis, the study concludes that the ‘Only Son’ ordered for sacrifice was Abraham’s firstborn, Ishmael, rather than Isaac.CONCLUSION: Through a detailed examination of biblical verses and related events, this study sheds light on the identity of the ‘Only Son’ in Abraham’s sacrifice. Contrary to popular belief, the evidence points to Ishmael, Abraham’s firstborn, as the son chosen for sacrifice on Mount Moriah. This conclusion challenges traditional interpretations and invites further exploration into the nuances of this pivotal moment in religious history.
تحلیل جامعه شناختی حزب و تفکر اخوان المسلمین سوریه و نقش آن در بحران و آینده سیاسی سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمعیت اخوان المسلمین سوریه که به پیروی از جمعیت اخوان المسلمین مصر در سال 1945 میلادی توسط دکتر مصطفی سباعی، با هدف مبارزه با استعمار و نیز مقابله با اشغال سوریه از سوی فرانسه، در شهر حلب بوجود آمد، تاثیرات عمده ای بر تحولات سوریه، بویژه تحولات سیاسی این کشور گذاشته است. هدف از این پژوهش بررسی ماهیت حزب اخوان المسلمین و نقش و تاثیر آن در بحران سوریه و نقش آفرینی حزب مذکور در گسترش جنگ داخلی و آینده سیاسی این کشور است که با مطالعه کتابخانه ای و جمع آوری اطلاعات از منابع و کتب معتبر به تفسیر آن می پردازد.سئوال اصلی نوشتار حاضر این است که آیا این حزب از عملکرد و تاثیرگذاری لازم در جهت دستیابی به اهداف تعریف شده خود برخوردار بود؟ به نظر می رسد حزب اخوان المسلمین سوریه علی رغم تحریک و ساماندهی گروه های سنی فعال در جریان سلفی ضد دولت مرکزی این کشور، از عملکرد و تاثیرگذاری لازم برخوردار نبوده و از دستیابی به اهداف تعریف شده خود باز ماند.در این پژوهش با بیان مبانی نظری ، به سیر تشکیل اخوان-المسلمین سوریه، روابط این گروه با دولت سوریه در زمان حافظ اسد و بشار اسد اشاره می شود .
چرخه بحران امنیت در روابط اسرائیل و جبهه مقاومت: از عملیات طوفان الاقصی تا ترور اسماعیل هنیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اساس سیاست خارجی اسرائیل به ویژه دربرابر کشورهای اسلامی مبتنی بر دو اصل بی اعتمادی و بدبینی نهادینه شده و تضمین بقا، ثبات و امنیت خود است. این موضوع درخصوص جبهه مقاومت به مثابه راهبردی ترین دشمن اسرائیل بسیار ملموس تر است. به همین سبب، سران صهیونیستی همواره رویکرد بازدارندگی تهاجمی و هجوم گسترده به مواضع کشورهای مذکور، ترور نخبگان نظامی و علمی و حمله به مراکز راهبردی و اقتصادی آن ها را اتخاذ می کنند. با وقوع عملیات 7 اکتبر 2023 جنبش حماس، برای نخستین بار جبهه مقاومت با تغییر پارادایم از بازدارندگی تدافعی به بازدارندگی تهاجمی، بسیاری از معادلات امنیتی- سیاسی منطقه را با تطوری عمیق مواجه کرد و سران صهیونیستی نیز ضمن تهاجمات گسترده به مناطق غیرنظامی فلسطینیان، در ادامه به سفارت ج.ا.ا در سوریه حمله و سپس به ترور اسماعیل هنیه اقدام کردند. براین اساس، پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش جامعه شناسی تاریخی و بهره گیری از منابع مکتوب و مجازی به این سوال اصلی پاسخ دهد که «چگونه می توان چرخه بحران امنیتی در روابط اسرائیل و جبهه مقاومت را تجزیه و تحلیل کرد؟» یافته های مقاله با تأکید بر تئوری چرخه بحران مایلس هاگ نشان می دهد که در مرحله عقبه تاریخی بحران: موضوع مهم شکاف های ایدئولوژیکی- مذهبی با تأکید بر صهیونیسم یهودی و اسلام شیعی؛ در مرحله تکوین بحران: مجموعه رویدادهای صورت گرفته در پسابیداری اسلامی همچون تأثیر اسرائیل در ظهور و قوام گروه های تروریستی تکفیری، توافق نامه آبراهام و حملات نظامی گسترده به مردم فلسطین و بدون ضمانت اجرا و توانمندی سازمان ها و نهادهای حقوقی- سیاسی بین المللی در محکومیت و بازدارندگی اقدامات اسرائیل؛ در مرحله تصادم یا رویارویی: وقوع عملیات طوفان الاقصی، حمله به سفارت ایران در دمشق، عملیات وعده صادق و ترور اسماعیل هنیه و نهایتاً در مرحله وساطت یا میانجی گری: به اقدامات محدود قطر و برخی دیگر از کشورهای منطقه و جهان و تهدیدات ایالات متحده علیه جبهه مقاومت به حضور نظامی در منطقه اشاره داشت. پیامدهای این موضوع نیز در دو سطح خرد و کلان مورد مداقه قرار گرفت.
نقش توحید ربوبی در برنامه ریزی راهبردی پیامبران اولواالعزم از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
111 - 136
حوزههای تخصصی:
خداوند، بر اساس ربوبیت خود، پیامبران را ارسال و قوانین را از طریق آن ها نازل کرده است. پیامبران اولواالعزم، حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، و محمد (ع)، برنامه ریزی راهبردی متأثر از توحید ربوبی را بر اساس سه محور شناخت وضع موجود، ترسیم وضع مطلوب، و راهبردهای نیل به وضع مطلوب اجرا کرده اند. مقاله حاضر با بهره گیری از روش میان رشته ای، مراحل بالا را تجزیه و تحلیل کرده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که پیامبران اولواالعزم (ع) برای نیل به وضع مطلوب، اقدام به طرح و ارائه راهبردهای گوناگونی همچون ابلاغ صریح مأموریت، حفظ سرمایه انسانی، استقامت و اتکال به خدا، پیوند دادن بین امور معنوی و مادی، بیان نقاط قوت سازمان خود، بسترسازی تداوم چشم انداز توحیدی در قرون آینده، انتخاب جانشین و استمرار سازمان، تشکیل حکومت، و تمدن سازی داشته اند. برنامه ریزی راهبردی پیامبران اولواالعزم (ع) در قضایایی همچون توجه به تمام نیازهای کارگزاران، اهمیت دادن به کار تیمی، پشتیبانی از سرمایه انسانی، توجه به عوامل معنوی، نهادینه سازی باورهای سازمان برای رقبا، و نهادینه سازی فاکتورهای معنوی در سازمان، نسبت به برنامه ریزی راهبردی دانش مدیریتی، از امتیازات انسانی، سازمانی، و محیطی برخوردار است.
مؤلفه های تمدن ساز در اندیشه امام موسی صدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
63 - 84
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر با ظهور انقلاب اسلامی ایران مباحثی همچون ایجاد تمدن نوین اسلامی و نقد تمدن مدرن غرب بیش از پیش در جوامع اسلامی مطرح شده است؛ بنابراین انجام پژوهش هایی برای تحلیل زوایای اندیشه ی اسلام تمدنی ضروری است. در این مقاله با رویکرد تمدنی و به روش توصیفی و تحلیلی اندیشه امام موسی صدر به عنوان الگویی موفق در عرصه ی نظریه پردازی و کنش گری تمدنی مورد تحلیل قرار گرفته است و مؤلفه های تمدن ساز اسلام از منظر ایشان بیان شده اند. این مؤلفه ها عبارتند از: الف) دین اسلام با توجه به فرهنگ متعالی اش هدایت گر انسان به زندگی عقلانی است و همانطور که در گذشته تمدن ساز بوده در آینده نیز می تواند تمدن ساز باشد. ب) روابط اخلاقی و توأم با معنویت با ایجاد انسجام اجتماعی موجب شکل گیری تمدن خواهد شد. ج) علم به معنای کشف قوانین و حقایق هستی برای رسیدن به آرامش و آسایش در زندگی مکمل دین برای ساختن تمدن حقیقی انسانی هستند. د) حضور مؤثر، کارآمد و انسان محور زنان در جامعه و خانواده برای سازندگی و تعالی اجتماع و تمدن پردازی. ه) عدالت به معنای توازن در نظام هستی و همسویی جامعه با نظم الهی آفرینش و ایجاد فرصت برابر برای شکوفایی استعدادهای انسانی به عنوان یکی از پایه های اصلی ایدئولوژی اسلام که باید در اجتماع امتداد یابد تا به شکل گیری تمدن منجر شود. و) آزادی به معنای رهایی توأمان از سلطه ی دیگران و از هوای نفس که حدی ندارد و سازنده ی تاریخ و تمدن خواهد بود.
ارزیابی الزامات نهادیِ علم در تاریخ شیعیِ عصر صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
110 - 142
حوزههای تخصصی:
ارزیابی وضعیت علم در عصر صفویه می تواند دریچه ای به دلایل ساختاریِ طلوع و غروب این عصر بگشاید. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش آن است که کدام الزامات نهادی به تحقق وضعیت اولیه تأسیس علم در عصر صفویه انجامیده است؟ و کدام خصایص، در ادامه، امکان های تداوم وضعیت علمی را مخدوش ساخته است؟ پژوهش حاضر بر این فرضیه که معرف های علم در عصر صفویه گویای وضعیتی نسبتاً استاندارد می باشد، تمرکز کرده است اما در ادامه، چراییِ ناپایداری این وضعیت را جستجو کرده است. یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به اعتبار تحلیل کارکردیِ نظریه رابرت مرتن نشان می دهد در حوزه شرایط درونی علم که نخستینِ آن عام گرایی است، مستندات حاکی از تحقق نسبی اصل عینیت از طریق رهایی علم از پایگاه طبقاتی، ملیتی، قومیتی و زبانی است. استاندارد درونیِ دوم یعنی مالکیت جمعی نیز از منظر شکل گیری اجتماعات علمی، و با دو مکانیسم ترجمه و انتقال یافته های علمیِ ناهمزمان و همزمان، وضعیت نسبتاً شایسته ای را نمایش می دهد. اصل سومِ بیرونی نیز با نام بی طرفی، از طریق تنوع رشته های علمی، به اصل فراغت از ارزش منجر گردیده و از طریق تدارک بنیان های عقلانی برای دین، به پرهیز نسبی از جهت گیری تأییدی انجامیده است. از حیث شرط درونیِ چهارم یعنی شکِ سازمان یافته نیز می توان تشکیک ها و نقدهای موجود میان اخباریون و اصولیون را نمونه شکِ روش شناختی در ساختار علمی این عصر دانست و شک اخباریون در خصوص عدم امکان دریافت اذن از شان زعامت مجتهدین توسط حکام را گواهی بر شکِ نهادی در این عصر تلقی نمود.هر چند بخش دیگر یافته ها، گویای ناپایداری استاندادهای علم در عصر صفویه است؛ زیرا عموماْ با پایان حکمرانی شاه طهماسب و با انحصارگرایی علوم نقلی نسبت به علوم عقلی، غلبه اخباری گری بر سایر جریان های فکری، تحاشی فلسفه و رویکردهای بینارشته ای از سوی بخشی از فقها، فروکاستن کلیت علم به معارف دینی، بی مهری نسبت به صنعت چاپ، عدم عبور از مدرسه به آکادمی، قلت کتابخانه ها، خرافه گرایی، تنیدگی روزافزون منافع علما و حکام و تعصب نسبت به هر گزاره غیرشیعی در علم، استاندادهای علم استمرار نیافت و بازگشت به رکود علمی در ایرانِ عصر صفوی مشاهده گردید.
تبیین زمینه های شکل گیری جریان های سلفی- تکفیری در جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه تکفیر در جهان اسلام، به صدر اسلام باز می گردد. برخی حوادث مهم تاریخ اسلام به سبب تکفیر روی داده است ،همچنان که برخی رخداد های سیاسی و اجتماعی زمینه ی تکفیر را فراهم کرده است لذا در تاریخ پر فراز و نشیب اسلام گروهها ،جریان های فکری و افرادی بود ند که مخالفان خود، از سایر فرقه ها و مذاهب اسلامی را تکفیر، وبه قتل می رساندند طلایه دار این تفکر خوارج بوده اند؛ البته طی دو قرن اخیر در جریانهای تندرو سلفی – تکفیری تجلی پیدا کرده است و در سایه تحولات اخیر منطقه، آنان فرصت مناسبی یافته اند که با پشتیبانی حامیانشان ،افکار و اندیشه های خود را پیاده نمایند.(طرح مساله)اهمیت وضرورت: با توجه به اینکه در عصر کنونی جنایات گروه هاو جریان های تکفیری به عنوان بزرگترین تهدید برای بشریت امروز فارغ از نوع دین و ملیت آنها مورد نظر است. از این رو باید تلاش نمود در راستای استفاده از تاکتیک ها و راهبردهای نوین در مقابله موثر و هدفمند با جریان -های تکفیری عمل نمود.وهویت آنها وحامیان آنها را به جهانیان شناخت.روش تحقیق: پژوهش حاضر با روش تحلیلی– توصیفی وروش گردآوری کتابخانه ای جمع آوری شده است. سؤال:براین اساس پژوهش مذکور به این سؤال پاسخ میدهد«زمینه های شکل گیری جریان های سلفی– تکفیری در جهان اسلام کدامند؟ فرضیه: ضمن اشاره به پیشینه تاریخی جریان های تکفیری در جهان اسلام ، زمینه های شکل گیری جریانهای سلفی تکفیری را اندیشه ای، منطقه ای، بین المللی،جغرافیائی، سیاسی و جامعه شناختی می داند.
نقد دیدگاه مجتهد شبستری در مورد نقش پیامبر در شکل گیری قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۰)
107 - 128
حوزههای تخصصی:
یکی از نواندیشان معاصر به نام محمد مجتهد شبستری، لفظ و معنای قرآن را از خود پیامبر دانسته و چنین مطرح نموده که «آن نبی که آورنده قرآن بوده، آن را کلام خود معرفی کرده و با مراجعه به مجموعه آیات و شواهد تاریخی متوجه می شویم که قرآن خودش را کلام پیامبر معرفی می کند.» شبستری آیاتی را که قرآن را منسوب به خداوند دانسته اند، چنین توجیه می کند که خدا و پیامبر در طول هم قرار دارند؛ پیامبر علت طبیعی قرآن و خداوند علت اصلی تمام پدیده هاست، بنابراین اگر لفظ و معنای قرآن را از جانب پیامبر بدانیم، با این آیات منافاتی پیدا نمی کند. او با طرح برخی از آیات، به اثبات این نظریه پرداخته است. نتیجه این دیدگاه، نفی اعجاز قرآن و حجیت نداشتن آن است. هدف نوشتار حاضر، تبیین دیدگاه شبستری و بیان اشکالات آن در رابطه با دعوی پیامبر، درباره پدیدآورنده و علت طبیعی ایجاد قرآن می باشد. نتیجه حاصل از این نوشتار اینکه دلایل شبستری توان اثبات ادعاهایش را ندارد و نه تنها در قرآن پیامبر علت طبیعی قرآن معرفی نشده، بلکه آیات و روایات و شواهد تاریخی بسیاری برخلاف ادعای شبستری وجود دارد که در این پژوهش به برخی از آنها اشاره شده است.
چگونگی قرابت صوفیه طبقه اول با امامان معصوم (ع)با توجه به منابع رجالی و حدیثی: نمونه پژوهی سفیان ثوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
67 - 88
حوزههای تخصصی:
سفیان ثوری از جمله مشایخ اولیه صوفیه است که از طرفی ارتباط با ائمه معصومین از او چهره ای موجه ساخته و از طرف دیگر وجود تعابیر و مواجهه های خاص او با اهل بیت علیهم السلام موجبات سوء تفاهم ها و برداشت های دیگری شده است.تحقیق حاضر با روش توصیفی و تحلیل داده های کتابخانه ای و منابع رجالی و حدیث، به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که میزان و کیفیت ترابط میان سفیان ثوری با حضرات معصومین علیهم السلام چگونه بوده است؟نتیجه حاصل از این تحقیق که با بررسی و تحلیل منابع تاریخ تصوف و علم رجال و حدیث حاصل گردیده این است که، علاوه بر قطعی بودن اختلاف فکری ، اعتقادی و سیاسی سفیان ثوری با حضرات معصومین، بنابر روایات متعدد موجود در منابع موثق، مواجهه او با امامان معصوم علیهم السلام و مخالفت های سیاسی و رفتاری او با امامان هم عصرش با نگاه و اعتقاد اهل تصوف در مورد قطبیت انسان کامل هم عصرش، سازگار نیست و با اینکه استضعاف را در قرون میانه اسلامی به عنوان مانعی در استناره حداکثری از مشکات ائمه معصومین علیهم السلام می توان لحاظ کرد اما در صوفیه طبقه اول و بخصوص سفیان ثوری دور از ذهن به نظر می رسد.
اعتبارسنجی سندی و ارزیابی محتوایی زیارت وارث امام حسین ع در کتب زیارات و ادعیه شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
20 - 35
حوزههای تخصصی:
ارتباط با هم نوعان سرشتی خداداد است که با در انداختن ساز و کار زیارت اولیای الهی در آیین خاتم جهت دهی شده است. کنشی معنادار که با ارج نهادن به عواطف بشری و تقویت بنیان های معرفتی، رهاورد اعتلای شناخت و ارمغان سلامت روان را به همراه دارد. در این میان، فراوانی چشمگیر زیارت نامه های امام حسین (ع)، نشان از اهمیّت و نقش تأثیرگذار زیارت سید الشهداء دارد و ضرورت دستیابی به زیارتی جامع و استوار را آشکار می کند. مسئله ای که پژوهش کتابخانه ای پیش رو را بر آن داشت تا بر اساس توصیف و تحلیل گزاره های روایی گزارش کننده ی زیارت وارث و با عنایت به اهمیّت و نقش آفرینی شیوه های مبتنی بر شناخت سند و متن در سنجش اعتبار احادیث اسلامی، تلاش خود را بر دو وجه واکاوی سندی و محتوایی متمرکز نماید. پژوهش پیش رو پس از مصدریابی زیارت وارث به عنوان بخش شهرت یافته از زیارت مطلقه ی امام حسین (ع) در کتب زیارات و ادعیه شیعی ، دریافت که گرچه هرکدام از اسناد گزارش کننده ی این روایت به سبب راوی و یا روایان نقل کننده آن دچار ضعف سندی هستند؛ امّا فراوانی یادکرد ساختار شناخته شده ی این زیارت با درصد مشابهت قابل اعتنا در منابع روایی، نشان از صدور اجمالی زیارت وارث دارد. هم چنین واکاوی محتوایی زیارت مزبور و پیوند ناگسستنی آن با معارف قرآنی و روایات اسلامی قرینه ای دیگر در جبران ضعف یاد شده به شمار می رود و زمینه ساز بهره مندی بیش از پیش زائران از محتوای سازنده ی آن خواهد بود.