فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۴۸۱ تا ۳٬۵۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
241 - 266
حوزههای تخصصی:
دعای عرفه به عنوان یکی از گنجینه های عرفانی و ادعیه مأثور، مناجات حضرت سیدالشهدا(ع) در صحرای عرفات است. شکر گزاری به عنوان یکی از مهم ترین عوامل رشد معنوی، روح حق شناسی را در برابر هر نعمتی احیا می کند. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل رفتاری از گفتمان عارفانه و عاشقانه دعای عرفه امام حسین(ع) در قالب شکرگزاری با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و تحلیل کیفی و جمع آوری اطلاعات از منابع معتبر تاریخی، به ویژه تفسیر دعای علامه جعفری(ره) انجام شده است. یافته ها نشان داد که در دعای عرفه، مفهوم «شکر عرفانی» به معنای قدردانی آگاهانه، در 35 فراز دعا تکرار شده است (۱۸ بار صریح، 17 بار ضمنی)؛ این تکرار، بیانگر محور شکر عرفانی در این دعا و اهمیت آن، برای تقرب به خداوند است. نتایج حاکی از آن است که شکرگزاری در این دعا، نه تنها یک عمل فردی و عبادی، بلکه راهبردی جامع، برای دستیابی به کمال انسانی و تقرب به خداوند تلقی می شود. این مدل شامل مؤلفه های مهمی همچون توبه، رضا، ایمان، یقین، توکل، اخلاص، معرفت و توحید است که هریک به مرحله ای خاص در سلوک عرفانی اشاره دارد و با نگرشی هدایت گرانه، زمینه ساز تعالی روحی و اخلاقی افراد در بازتعریف و تبیین ارزش های انسان معاصر و مدلی کاربردی در زندگی روزمره افراد مورد استفاده قرار می گیرد.
تأثیر باورهای مذهبی در رجال پژوهی و تراجم نگاری با تأکید بر راویان متّهم به نَصب در آثار شمس الدّین ذهبی(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
49 - 70
حوزههای تخصصی:
رجال پژوهی و تراجم نگاری، از جمله دانش های کلیدی علوم حدیثند. به کمک آنها، راویان احادیث، عالمان و شخصیّت های مؤثّر در تاریخ اسلام مورد باز شناسی قرار می گیرند. به علاوه، پژوهشگر حوزه حدیث، امکان اطلاع از وضعیّت راویان احادیث و سیره عالمان را از همین طریق می یابد. با توجّه به اهمیّت ویژه این دو دانش، پژوهش ضابطه مند در این عرصه نیازمند ضوابطی است که پرهیز از دخالت دادن باور ها و تعصبات مذهبی از مهم ترین آن ها به شمار می رود. این نوشتار، برآن است تا نشان دهد باور های مذهبی تا چه میزان در رجال پژوهی و تراجم نگاری دخیل و موثر است؟ بدین منظور تراجم عالمان اهل سنّت و راویان متهم به نَصب در آثار شمس الدّین ذهبی، مورّخ و محدّث برجسته اهل سنّت، مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش به روش تاریخی و رویکرد توصیفی تحلیلی به انجام رسیده است. در نتیجه، برخی از مصادیق تأثیرپذیری رجال پژوهی و تراجم نگاری ذهبی از تعصّبات مذهبیش با محوریّت بررسی راویان متهم به نَصب و تراجم نگاری عالمان اهل سنّت از مکاتب فقهی و کلامی مختلف، ارائه شده است.
بررسی نقش معنویت اسلامی در دستیابی به آرامش پایدار: مطالعه ای بر دعای ابوحمزه ثمالی از امام سجاد (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
295 - 328
حوزههای تخصصی:
با گسترش زندگی مدرن و افزایش فشارهای روانی، استرس و اضطراب به یکی از چالش های اساسی سلامت روان تبدیل شده اند و نیاز به راهکارهای معنوی مؤثر برای مقابله با این مشکلات احساس می شود. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی نقش دعای ابوحمزه ثمالی به عنوان یک متن معنوی غنی در ایجاد آرامش درونی و روانی انسان هاست. هدف تحقیق، تحلیل تأثیر مفاهیم معنوی این دعا بر کاهش اضطراب و ارتقای سلامت روانی افراد است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای متنی است که شاخصه های روان شناختی و معنوی دعای ابوحمزه را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که تأکید این دعا بر توحید، طلب رحمت و بخشایش الهی، و نزدیکی به خداوند، می تواند به کاهش استرس و افزایش آرامش درونی کمک کند. همچنین، این دعا به عنوان ابزاری معنوی، افراد را در مواجهه با مشکلات روزمره توانمند ساخته و نقشی مؤثر در بهبود وضعیت روانی و معنوی آنان ایفا می کند. نتایج پژوهش تأکید می کند که دعا و نیایش، فراتر از یک عمل عبادی، به عنوان راهبردی جامع و مؤثر برای دستیابی به آرامش پایدار در زندگی معاصر قابل بهره برداری است و دعای ابوحمزه ثمالی به دلیل غنای معنوی خاص، جایگاه برجسته ای در این زمینه دارد. این مطالعه اهمیت استفاده از متون دینی و معنوی را در ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی معاصر نشان می دهد.
بررسی و تبیین امکان اخلاقِ اگزیستانسیال
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
113 - 138
حوزههای تخصصی:
امکان یا عدم امکان اخلاق اگزیستانسیال همواره مورد سؤال و مناقشه آمیز بوده است. این موضوع به ویژه از آن حیث مهم است که اگزیستانسیالیست ها به فرد گرایی و سابژکتیویسم شهره اند و از آن حیث که اصول اخلاقی را تنها به عنوان قواعد کلی می پذیرند، بر این باوراند که در موقعیت های عینی، تنها فردْ تصمیم گیرنده است. سارتر به صراحت، از این موضع دفاع می کند، اما برای دورماندن از انتقادات کسانی که این موضع را غیرقابل نقد و حتی نسبی گرایانه می دانند، مفهوم «جهان بین الاذهانی» را مطرح می کند. او هرچند تلاش دارد تا به نوعی به اخلاق جهان شمول متعهد باشد و از آنارشیسم اخلاقی برهد، باز هم به نظر، بین ابژکتیویسم و سابژکتیویسم معلّق می ماند. کی یرکگور، اما به عکس، بر اساس سابژکتیویسم و در سپهر دینی، به صراحت، امر اخلاقی را تعلیق می کند و بر این باور است که فرد (در مواجهه با خدا) بالاتر از کلی قرار می گیرد و این پاردوکسِ ایمان است. بر اساس این پارادوکس، فرد از آن حیث که «یگانه» است، خود را با این فرض که نه دون تر، بلکه برتر از امر اخلاقی است، علیه آن توجیه می کند. برای کی یرکگور، حضرت ابراهیم (ع) از این جهت نمونه و مورد خاصی است که در آزمون وحشتناکش، با ایمانی تزلزل ناپذیر با خدا مواجه می شود و «برای رضای او و به خاطر خودش» تسلیم اخلاق باطنی می شود.
تأملی بر دیدگاه یورگن هابرماس در باب نسبت اخلاق و حقوق
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
9 - 49
حوزههای تخصصی:
پرسش از نسبت و رابطه اخلاق و حقوق، تاریخی نسبتاً طولانی دارد و به مناسبات ارزش ها و ایده آل های انسان و یکی از نیازهای عینی بشر، یعنی نظم، امنیت و صلح باز می گردد. دغدغه زندگی اخلاقی، همزاد آدمی بوده و شئون حقوقی که قوام آن به برخورداری از حمایت الزامی و اجباری است، همواره در بخشی از زندگی اجتماعی انسان وجود داشته است، اما به نظر می رسد «حقوق» در مفهوم امروزین آن، عمدتاً معلول پیدایش نخستین دولت شهرها و سپس دولت فراگیر ملّی بوده که نخستین کار ویژهٔ آن استقرار نظم و صلح داخلی بوده است. تحقّق این امر بیش از هر چیز به واقعیت های جامعه و شهروندان، یعنی باورها، گفتار و کردار آنان وابسته است. هنجارهای اخلاقی اگر چه بی ارتباط با امکانات و شخصیت فاعل نیستند، لکن به این اندازه وامدار و تابع واقعیت های فردی و اجتماعی نیز نیست. از این رو، چگونگی سازش بین دوگانهٔ اخلاق و حقوق قرن هاست که معضل جدّی اندیشمندان اجتماعی شده است. یورگن هابرماس - فیلسوف و اندیشه پرداز اجتماعی معاصر - در نظریه اجتماعی کلان خود، در مقام تبیین چگونگی آشتی اخلاق و حقوق نیز برآمده است. هدف این نوشتار، بررسی و تأمل مختصر و به شیوه تحلیلی ۔ انتقادی در آراء او در این باب است. ارزش نخستین در اندیشه هابرماس، نظم و منافع عمومی است و بر این باور است که این هدف با اجماع ناشی از گفتمان مبتنی بر اراده آزاد انسان های برابر محقق می شود. انسان آزاد و برابر در اندیشهٔ او، از انسان اخلاقی نمایندگی می کند و گویا هابرماس - در فرض تزاحم بین این حقوق و اخلاق - حقوق (نظم و منافع عمومی برآمده از گونه ای توافق در عدد و شرایط) را بر هنجارهای اخلاقی ترجیح می دهد.
بررسی ادّعای عطف بر توهم در شش آیه قرآن کریم
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹
29 - 53
حوزههای تخصصی:
مسئله «عطف بر توهم» یکی از مباحث علم نحو است و زیر مجموعه «توابع» قرار می گیرد. هرچند در علم نحو به مبحث «عطف بر توهم» اشاره شده و عالمان نحوی نظرات مختلفی در این زمینه دارند، اما در میان آن ها در خصوص وجود یا عدم وجود آن در قرآن کریم اختلاف نظر وجود دارد. برخی آیات قرآن به گونه ای ترکیب شده اند که بعضی از علمای نحو از آن ها به عنوان مصادیقی از «عطف بر توهم» یاد کرده اند؛ در این تحقیق تنها ادعاء این نوع از عطف در مورد شش آیه از قرآن، مورد بررسی قرار گرفته است؛ بدین جهت این پژوهش، به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی است که: ادعاء عطف بر توهم در مورد آیات ششگانه پیش روی، چگونه است؟ به همین منظور، آیات مورد بحث و ترکیب های مختلف آن ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. روش جمع آوری اطلاعات در این تحقیق به صورت کتابخانه ای و شیوه پردازش اطلاعات به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تمامی آیاتی که در راستای «عطف بر توهم» مورد بحث قرار گرفته اند، دارای ترکیب های متفاوتی هستند که نسبت به ترکیب مبتنی بر عطف بر توهم برتری دارند.
جایگاه حضرت علی (ع) در منابع حدیثی مکتب بریلویه
منبع:
مطالعات حدیث پژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
34 - 53
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی جایگاه و ویژگی های حضرت علی(ع) از دیدگاه مکتب بریلویه، یکی از فرقه های مهم اسلامی در شبه قاره هند، می پردازد. بریلویه که توسط احمد رضا خان بریلوی در قرن نوزدهم میلادی بنیان گذاری شد، ترکیبی از تصوف و تسنن است و از لحاظ فقهی حنفی و از نظر کلامی تحت تأثیر ماتریدیه و اشعری است. این پژوهش با استناد به منابع بریلویه، به تحلیل عقاید این مکتب درباره حضرت علی(ع) و نقش ایشان در اسلام می پردازد.یافته های تحقیق که به شیوه توصیفی تحلیلی و جمع آوری کتابخانه ای مطالب صورت پذیرفته، نشان می دهد که بریلویه حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین باطنی پیامبر(ص) و دارای مقام ولایت می داند و ایشان را در علم، شجاعت، پارسایی و فضایل اخلاقی سرآمد صحابه می شناسد. همچنین، این مکتب با استناد به احادیثی مانند حدیث غدیر، حدیث منزلت و حدیث باب علم، بر جایگاه ویژه حضرت علی(ع) تأکید دارد.
حق الحياة للحيوان من منظور الروايات
منبع:
المصطفی المجلد ۴ خریف و شتاء ۲۰۲۴ العدد ۷
85 - 102
حوزههای تخصصی:
تعد حقوق الحیوان -وخاصهً حقّ الحیاه للحیوانات والحفاظ علی أنواعها- من القضایا المهمّه فی المجتمعات البشریه، وتزداد أهمیتها بملاحظه دور الحیوانات فی بقاء البیئه البشریه. هذه الحقوق یطرحها البعض أحیانًا کدلیل علی وجود نقص فی الشریعه الإسلامیه لغایات غیر علمیه وأغلبها ثقافیه وسیاسیه، فی حین إن حمایه حقوق الحیوان القانونیه والعملیه فی الإسلام تتقدم کثیرًا على المدارس الأخرى. یحاول هذا المقال وبالمنهج الوصفی التحلیلی شرح ودراسه أدله حق الحیاه للحیوان وحمایته من خلال فحص الآیات والروایات والنصوص الفقهیه المتعلقه بها. وقد أظهرت نتیجه البحث تأیید الشرع الشامل لهذا الحق، حیث أکد حمایتَها المادیه، مثل الحق فی المعاش والتغذیه والصحه والمسکن وما إلى ذلک؛ وکذلک حمایتها الروحیه. ومن مفاخر الإسلام بیان الإمام علیA لهذه الحقوق ضمن قوانین دولته.
تحلیل مکانیزم های حل تعارض در سازمان از منظر قرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
106 - 142
حوزههای تخصصی:
تعارض بخشی از زندگی سازمانی است که اجتناب از آن تقریباً غیرممکن است. از این رو فکر و ذهن بسیاری از مدیران را به خود مشغول نموده است، و آنان به دنبال چاره جویی و یافتن راهکارهایی برای اداره و کنترل آن برآمده اند. در این میان باید بررسی شود که قرآن کریم چه تدابیر و سازوکارهایی را برای حل اختلاف و رفع تعارض اندیشیده و به پیروان خود توصیه می کند. این مقاله با هدف تبیین و معرفی مکانیزم های قرآنی حل تعارض در زندگی اجتماعی و سازمانی تهیه و تدوین گردیده است. در این پژوهش از روش تحقیق استنطاقی استفاده شده و تلاش شده است که با رجوع به قرآن کریم و کتب تفسیری سازوکارهای قرآنی حل تعارض کشف و استخراج گردد. مطالعات و پژوهش های قرآنی نشان می دهد که قرآن کریم نسبت به مدیریت تعارض دارای دو رویکرد است: یکی رویکرد پیش گیری از ظهور و بروز تعارض است و دیگری رویکردی درمان و علاج تعارضات و اختلافات به وجود آمده است؛ و برای هر دو رویکرد راهکارها و مکانیزم های مختلفی ارائه نموده است. تقویت روحیه گذشت، ایجاد فضای محبت، تأکید بر تقوی، ترسیم اهداف متعالی، توجه به علل و ریشه های اختلاف، مقابله با تبعیض، تقسیم عادلانه ای منابع، وضع قوانین و مقررات، میانجیگری، مقابله با ایجادکنندگان تعارض و مراجعه به خدا، رسول و جانشینان آن ها، مهم ترین مکانیزم های هستند که قرآن کریم به منظور مهار و کنترل تعارض در دو بعد پیشگیری و درمان ارائه می دهد.
Analyse du rôle du peuple dans la réalisation de l’autorité religieuse à la lumière des pensées coraniques de l’Ayatollah Sayyed Ali Khamenei
منبع:
Al-Mustafa, Volume ۴, l’édition ۲, Decembre ۲۰۲۴
47 - 80
حوزههای تخصصی:
L’objectif de la présente étude est d’analyser la place du peuple dans la réalisation de la gouvernance religieuse, en mettant l’accent sur les pensées coraniques de Son Éminence l’Ayatollah Sayyed Ali Khamenei. Dans la philosophie de tout système politique, la légitimité du pouvoir en place, ainsi que le rôle et le statut du peuple, revêtent une importance particulière. Étant donné que, dans le système politique islamique, le droit à la souveraineté est de nature divine, la manière de conceptualiser le rôle et la position du peuple dans ce processus constitue une problématique complexe. En s’appuyant sur une méthode descriptive et analytique, cette recherche s’efforce de clarifier la place du peuple dans le système de la wilaya religieuse à la lumière des conceptions coraniques de l’Ayatollah Khamenei. Les résultats de l’étude révèlent que l’élément fondamental dans l’explication de la nature de la démocratie religieuse, selon cette pensée, est structuré autour du principe de la wilaya et repose sur les fondements coraniques de l’égalité, de la Khalifa (vicariat), de la dignité conférée par Dieu à l’être humain, de la consultation (shūrā), de l’allégeance (bay‘a), du droit, de la liberté et de la souveraineté du peuple sur son destin. Ainsi, la légitimité du pouvoir islamique est à la fois divine et fondée sur le peuple. Ce dernier joue un rôle déterminant dans la légitimation du système de la wilaya religieuse et intervient activement dans les étapes de sa formation, de son instauration et de sa continuité durant la période de l’occultation. En définitive, la démocratie religieuse constitue un pilier essentiel à la réalisation du système de la wilaya, et en l’absence de la participation populaire, l’établissement effectif de la gouvernance religieuse demeure irréalisable.
Le rôle des femmes dans le renforcement et l'affaiblissement des systèmes démocratiques
منبع:
Al-Mustafa, Volume ۴, l’édition ۲, Decembre ۲۰۲۴
175 - 196
حوزههای تخصصی:
En droit islamique, notamment dans le cadre du droit de la famille, le statut de la femme au sein de la famille et de la société constitue un élément central pour le renforcement ou l'affaiblissement des structures sociales et politiques. Un système démocratique, fondé sur la participation collective et le respect des droits individuels, requiert l'engagement actif et dynamique de toutes les composantes de la société, y compris celui des femmes, dans divers domaines. Les résultats de cette étude révèlent que, selon le droit de la famille en islam, les femmes occupent un rôle essentiel dans l'éducation des enfants conformément aux enseignements religieux et éthiques, ainsi que dans la promotion des valeurs islamiques. Leur contribution peut ainsi favoriser l’émergence d’une culture fondée sur le respect des droits, la justice et la participation sociale. Dans la sphère publique également, le droit de la famille reconnaît la participation des femmes, bien que celle-ci soit encadrée par les principes légitimes édictés par la charia. S'appuyant sur une méthode descriptive et analytique, cet article explore les principes et fondements du droit de la famille en islam afin d’évaluer l’impact de la présence et de la participation féminine sur le renforcement ou l’affaiblissement des systèmes démocratiques. Il analyse en outre les défis et les opportunités liés à leur rôle dans ce cadre.
تحلیل و بررسی دیدگاه ویلیام لین کریگ در باب نسبت دین و اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی دیدگاه ویلیام لین کریگ در باب نسبت دین و اخلاق می پردازیم. از نظر کریگ، معرفت به ارزش ها و تکالیف اخلاقی ابتنائی بر خداباوری ندارد، زیرا خداوند وظایف اخلاقی را در قلب تمام آدمیان نگاشته است. با این حال، در ساحت هستی شناختی، بهترین تبیین برای واقع گرایی اخلاقی خداباوری است. واقع گرایان خداناباور، اگر بخواهند از مغالطه طبیعت گرایانه اجتناب بورزند، باید واقعیات اخلاقی را از سنخ هویات انتزاعی افلاطونی، مانند اعداد و گزاره ها، بدانند. در مقابل، خداباوری نیازی به تمسک به هویات افلاطونی ندارد؛ زیرا خداوند، به مثابه موجود انضمامی، خیر اعلی و منشأ هر گونه خیر اخلاقی است. در نقد دیدگاه کریگ بیان می شود که (1) ویژگی واقعی معادل با امر ماهوی نیست، و بنا بر یک خوانش از مور، محمولات اخلاقی جزء معقولات ثانیه فلسفی اند و به عین وجود موضوعات موجود هستند؛ (2) می توان، با تمرکز بر وجود «شر اخلاقی»، استدلال کریگ را معکوس نمود و استدلالی به نفع وجود شیطان نیز اقامه کرد؛ (3) لازمه استدلال کریگ نفی هر گونه تکلیف اخلاقی از خداناباوران است؛ (4) اطاعت از امر خدا، به خاطر امر خدا، نامعقول است و کریگ پاسخ مقنعی به اشکال دور نمی دهد.
صدی المرأة في شعر أبي العلاء المعري والخاقاني الشرواني "دراسة نقدية مقارنة"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۶
1 - 20
حوزههای تخصصی:
تتناول هذه الدراسه موقف الشاعرین أبی العلاء المعری) 363 – 449 ه ) والخاقانی الشروانی (520 -595 ه ) من المرأه. إن أبا العلاء المعری کان شاعرا کفیف البصر شدید التشاؤم حیث جعله تشاؤمه ساخطا علی الحیاه الدنیا وأبناءها ولاسیما المرأه. أما الخاقانی الشروانی، فهو من الشعراء الفرس، اشتهر بغموض أشعاره وخفاء معانیها کما اشتهر بتشاؤمه، حیث یری بعض الدارسین أنه کان من أکثر الشعراء الفرس تشاؤما بالنسبه إلی المرأه. علی الرغم من تشاؤمهما وموقفهما السلبی من المرأه إلا أنّ کلیهما أولی أهمیه بالغه بها وشغلت المرأه مساحه کبیره فی قصائدهما. حاولت هذه الدراسه بالمنهج الوصفی التحلیلی وبالاعتماد علی المدرسه الأمریکیه للأدب المقارن تسلیط الضوء علی المؤتلف والمختلف فی موقف الشاعرین من المرأه کالأم والبنت والزوجه والحبیبه؛ واستعرضت الدواعی الخاصه والعامه التی جعلتهما أن یسلکا مسلک التطرف فی العداء علی المرأه. توصلت الدراسه إلی أن موقف الشاعرین من المرأه کالأم لا یتخذ طابعا عدائیا ولا یتمثل فی الحقد والبغضاء علیها؛ لأنها الملاذ الذی وجدا السکینه فی جوارها. أما عن البنت فکلاهما یفرح من موتها، ودفنها وإن اختلفت الدواعی عندهما. ومعانی الغزل تجری عندهما من ضمن أسلوب عام وکان جهد الشاعرین یقتصر علی تردید المعانی القدیمه فی الغزل وذلک لأن صناعه الشعر فی عصرهما لم یقدّر لها أن تستعرض المعانی الجدیده. أما الخاقانی بالنسبه إلی المعری فقد أکثر من المعانی الغزلیه وأجادها.
رابطه تشکیکی بیداری، خواب و مرگ در حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
125 - 146
حوزههای تخصصی:
اصل تشکیک از مهم ترین اصولِ فلسفی در حکمت متعالیه صدرایی است که با آن سؤال از چیستیِ رابطه بین سه پدیده بیداری، خواب و مرگ پاسخ داده می شود. این نوشتار، رابطه مورد بحث را طولی و تشکیکی می داند. براین اساس، اختلاف این حالت ها به اشتراک آن ها باز می گردد که عبارت است از: شدت و ضعف در معطوف شدنِ نیرو های انسان به ظاهر یا باطن نفس و عوالم متناسب با آن ها. بیداری، حاصل توجه حداکثری قوای نفس به عالم مادی و حواس ظاهری است. با ضعیف شدن این توجه و التفاتِ بیشتر نفس به عالم مثال، خواب اتفاق می افتد. درنهایت، با قطع ارتباط کامل نفس از جهان مادی، مرگ اصطلاحی فرا می رسد. البته در معنایی دیگر، به واسطه حرکت جوهری نفس، آنچه اصطلاحاً مرگ خوانده می شود، همراه همیشگی انسان و محیط بر سایر حالات اوست. در نگاهی عمیق تر و بر مبنای وحدت شخصیه نفس، بیداری و خواب و مرگ از ظهورات نفس است و ضمن حفظ رابطه تشکیکی، با نفس و با یکدیگر عینیت دارند.
الخطابة السياسية بين الأدبين الإيراني والسوري المعاصر (مقارنة بحثية لخطب أديب إسحق وميرزا آقا خان كرماني أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
212 - 244
حوزههای تخصصی:
تعد الخطابه من أهم فنون الأدب التی تمسک بها الإنسان منذ القدم إلى یومنا هذا لغرائض عده تتراوح بین السیاسه والوعظ والتشویق. تتشکل الخطبه من ثلاثه أقسام وهی المشافهه والاقناع والاستماله. وهذا الفن الأدبی یحتاج للاقناع إلى براهین وأدله عقلیه ومنطقیه واستماله أی وقوع الکلام فی قلب المتلقی یحتاج إلى أسلوب کتابه أو مشافهه متمیزه عن باقی النصوص. وهذا الأثر من خلال معرفه الخطیب بأسالیب البیان وعلوم البلاغه وطریقه الاستدراج والتسلسل فی الموضوع. یهتم هذا البحث بخطب بعض الخطباء المشاهیر من الأدبین المعاصرین السوری والإیرانی هما الأدیب السوری أدیب إسحق والأدیب الإیرانی میرزا آقا خان کرمانی. لقد عاش هذان الأدیبان فی نفس العصر وتعرفا على الثقافه الفرنسیه وکذلک التقیا بسید جمال الدین الأفغانی. فقمنا فی هذه الدراسه بمقارنه بعض خطبهما معتمدین على المنهج الوصفی التحلیلی ومستخدمین منهج المدرسه الأمریکیه للأدب المقارن. ووصل البحث إلى نتائج منها؛ مقدمه خطب الأدیب إسحق تتسم بقیمه أدبیه فهو یکتب المقدمات مستخدما أسالیب المفاجأه متابعاً أسالیب کتابه المقامات التقلیدیه. أما أسلوب میرزا آقا خان کرمانی فی المقدمه فهو یترکز على التمثیل ویعطی صوره عن الموضوع الذی یعنیه نموذجاً ومن بعدها یبدأ فی صلب الموضوع. وکذلک استخدما الأدیبان الجمل القصار والعبارات القصیره لکتابه الموضوع. أسلوب الأدیبان منطقی یدل على التنویر وإزاله السنن والعقائد الضاله و فی الواقع، الأسلوب یخدم هذا المحتوى. وکذلک تبین بأن أدیب إسحق رجل قومی فی إنتمائه وکرمانی رجل شوفینی أی یمیل إلى القومیه المتطرفه فی مواجهه الأحداث التی ترتبط ببلاده.
بنية الخطاب في قصة موسى والخضر في سورة الكهف؛ دراسة تحليلية علي ضوء نظرية التواصل عند جاكبسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
245 - 277
حوزههای تخصصی:
التواصل من أهم أشکال النظریات فی اللسانیات الحدیثه التی یعتبر رومان جاکبسون منظرا حقیقیا لها. فهو یعتقد بأن کل حدث لغوی مکون من سته عناصر، هی: المُرسِل، والمُرسَل إلیه والمُرسَله والقانون والمرجع والقناه. وحدد لکل عنصر ست وظائف فی إیصال الرساله: هی الوظیفه التعبیریه أو الانفعالیه، والوظیفه الإفهامیه، والوظیفه الشعریّه، والوظیفه الانتباهیه، والوظیفه المرجعیه، والوظیفه التعریفیه. ومن الأسالیب السردیه فی القرآن، السرد القصصی الذی یعتبر من أهم الأدوات فی إیصال رساله المتکلم إلى المتلقی. تحاول هذه الورقه البحثیه، عبر الاعتماد على منهج وصفی- تحلیلی، تطبیق الوظائف الست لنظریه التواصل عند جاکبسون فی قصه موسى والخضر علیهما السلام فی سوره الکهف. فکانت إشکالیه البحث دراسه مدى مطابقه نظریه التواصل للآیات القرآنیه ولا سیما فی الخطاب القرآنی ومدى تأثیر هذه النظریه فی نظره جدید للقرآن. تشیر النتائج إلى أن قصه موسى والخضر علیهما السلام تتمحور حول التعلیم والتعلم وکثیرا ما یتحقق هذا الأمر بالکلام المتبادل بین المعلم والمتعلم، ومن المتوقع أن تکون الوظیفه الإفهامیه أکثر من الوظائف الأخرى. فکل الأعمال التی قام بها الخضر لتعلیم موسى من خرق السفینه وقتل الغلام وإقامه الجدار تعتبر طریقه سلوکیه غیر کلامیه. والطریقه الترکیبیه بین الکلامیه والسلوکیه کانت أقل استعمالا فی آیات القصه، حیث تتجلى فی بنیه تعبیر موسى عن التعب والجوع الشدید إثر سفره الطویل. کما أنّ تطبیق نظریه التواصل على الآیات القرآنیه یعطینا تفسیرا جدیدا لها یتواکب مع مقتضیات العصر وینتهی إلى فهم جدید وعمیق.
بن مایه های تراسازگاری در ترجمه نمایشنامه جسر إلی الأبد اثر غسان کنفانی بر اساس الگوی بازآفرینی ترجمه ای لانس هیوسِن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلاقیت در ترجمه با مفهوم تراسازگاری رویکردی تعبیری و مفهومی است که در آن به ترجمه با دید کاربردی نگاه می شود. از برجسته ترین نظریه پردازان این حوزه، لانس هیوسن است. وی بر این باور است که در مورد مسائل ترجمه چالش هایی وجود دارد که در بازتولید معنا رنگ و بوی قوی تری به خود دارد. این چالش ها با نشانگرهای عملگرایانه بازشناخته می شود. هیوسن این نشانگرها را با الگوهای ساختاری در قالب نمایه های همترازی و با عناصر همگزینی، افزونه های مصنوعی و دگرش «تغییر بیان» و الگوهای زبانی را در قالب نمایه های تصریح، تلویح و اطلاق «وصفی سازی» معرفی کرده و بازنمایی مفهومی هر یک از عناصر زبانی در ترجمه را به تحلیل و برابرسنجی دقیق هر یک از مؤلفه ها مرتبط دانسته است. پژوهشگران در جستار حاضر با استفاده از الگوی بازآفرینی ترجمه ای هیوسن و با رویکرد توصیفی- تحلیلی به تطبیق هر یک از این نمایه ها در ترجمه نمایشنامه جسر إلی الأبد از غسان کنفانی (2013) در مجموعه ای با عنوان «نمایشنامه ها» از فاروق نجم الدین (1402) پرداخته اند. مترجم در ترجمه نمایشنامه جسر إلی الأبد با عنوان «پلی به سوی ابدیت» با مدنظر داشتن سبک نگارشی رمزی کنفانی سعی در بازنمایی امثال، اصطلاحات و استعارات زبانی داشته و از این منظر شخصیت پردازی ها در اثر ترجمه ای حاضر نقش زیادی ایفا کرده است. در این استدلال با این نظر که زبان رمزی موجود در ترجمه به بازنمایی عناصر زبانی مزبور پرداخته است، تمثیل دقیقی از تعارض اجتماعی و سیاسی حاکم در فرهنگ و ایدئولوژی شخصیت ها در قالب بافت کلامی داشته است. از این رو، تطبیق نمایه های تراسازگاری هیوسن قابلیت سنجش در ساخت ارتباطی نمایشنامه مزیور را داشته است.
بررسی چیستی و مختصات معقول ثانی فلسفی در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
101 - 126
حوزههای تخصصی:
معقولات به عنوان ابزار تفکر در فلسفه، نقش محوری درمباحث این علم برعهده دارند. در این میان، به ویژه معقولات ثانی فلسفی در جهت تحقیقات و تحلیلی های فلسفی از اهمیت مضاعفی برخوردارند. این امر به خصوص در حکمت متعالیه که حقایق را از منظر واقعیت عینی و نه از دریچه ذهن مورد تحلیل قرار می دهد بسیار مورد توجه است. در این جهت، ملاصدرا به جهت اهمیت این بحث، نگاه ویژه ای به معقول ثانی فلسفی دارد و تبیینی متفاوت از نظر مشهور عصر خود در معقول ثانی فلسفی ارائه داده است. به جهت فاصله گرفتن ملاصدرا از نظر مشهور و رهزن بودن برخی عبارات ایشان در استفاده از اصطلاح معقول ثانی، فلسفه ورزان متأخر، در فهم و ارائه این بحث دچار تشتت شده اند و برخی حتی نظرهای متناقضی مطرح کرده اند. از این رو در این مقاله در ضمن بررسی برخی از این نظرها، به بررسی چیستی و مختصات معقول ثانی فلسفی در دیدگاه ملاصدرا پرداخته ایم. از نتایج این بحث، یافتن فهم صحیح از حکمت متعالیه و به خصوص از مسائلی است که مبتنی بر مبنای ملاصدرا در بحث معقول ثانی فلسفی در حکمت متعالیه ارائه شده است.
قلمرو اصل نسبی بودن قراردادها در حقوق ایران و کانادا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
69 - 86
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نسبی بودن قراردادها از موضوعات مهمی است که همواره محل بحث و نظر بوده است. هدف مقاله حاضر، بررسی قلمرو اصل نسبی بودن قراردادها در حقوق ایران و کانادا است.مواد و روش ها: مقاله حاضر نظری و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. مواد و داده ها نیز کیفی است؛ و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.یافته ها: برخلاف حقوق ایران، که جانشین های قهری و اختیاری دو طرف قرارداد را تحت عنوان قائم مقام بررسی نموده؛ در حقوق کانادا چنین تقسیمی به چشم نمی خورد. در حقوق کانادا مبحث قائم مقامی را زیر عنوان هایی مانند واگذاری به موجب عمل طرفین و واگذاری به موجب اعمال قانون یا واگذاری اختیاری و قهری و امثال آن مطرح نموده اند؛ که عبارت واگذاری به موجب اعمال قانون یا واگذاری قهری کم وبیش یادآور همان قائم مقامی عام در حقوق ایران است. در این زمینه می توان به فوت و ورشکستگی در حقوق کانادا اشاره نمود.نتیجه: چنانچه کسی که به نمایندگی از جانب دیگری وارد معامله می شود اگر هنگام بستن عقد سمت نمایندگی خود را اعلام نکند اصل بر این است که وی اصیل بوده و رابطه نسبیت بین شخص او و طرف قرارداد ایجاد می شود ولی نماینده می تواند با اثبات نمایندگی خود از حیطه شمول نسبیت قراردادی خارج شده و اصیل می تواند با اثبات آن در قرارداد وارد شده و از آثار آن بهره مند گردد.
تحلیل ریسک اجزای زنجیره تأمین صنعت نفت و اثر آن از منظر حقوقی و اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
213 - 232
حوزههای تخصصی:
زمینه وهدف: صنعت نفت از مهم ترین بخش های اقتصادی به ویژه در کشورهای وابسته به آن است. زنجیره تأمین نفت، با ریسک های بسیاری مواجه است که باید به آن توجه شود.هدف شناسایی اجزای زنجیره و ریسک آن ها و تحلیل روابط آن ها است.مواد و روش ها: رویکرد تحقیق، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی با تحلیل مضمون به ارزیابی زنجیره تأمین نفت پرداخته شد. در فاز کمی از دلفی فازی و دیمتل فازی برای ارزیابی و شناسایی روابط علی و معلولی شاخص های ریسک استفاده شد. نمونه تحقیق 16 نفر از اساتید، خبرگان و صاحب نظران حوزه نفت با نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری بود.ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.یافته ها: زنجیره تأمین نفت شش مرحله اصلی استخراج و تولید، حمل ونقل، پالایش، توزیع، ذخیره سازی و توزیع نهایی دارد. در این مراحل، 38 مورد ریسک شناسایی و بر اساس نتایج دلفی فازی تایید شد. طبق روش دیمتل، جزء توزیع در میان اجزای زنجیره، بیشترین اثرگذاری را دارد.نتیجه : بهبود خدمات توزیع، تحویل به موقع محصولات و تضمین عدم وقفه در تأمین نفت برای مشتریان از اهمیت بالایی برخوردار است. عواملی مانند توزیع بهینه، بهبود شبکه حمل ونقل، کاهش ضایعات و خسارات در فرآیند حمل ونقل و استفاده از تکنولوژی های مناسب برای رصد و کنترل ترکیبات نفتی موجب بهبود کیفیت و کارآیی توزیع است.