فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۴۴۱ تا ۳٬۴۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
41 - 67
حوزههای تخصصی:
تفسیر اجتماعی، در صد سال اخیر بر اثر فعالیت های سیاسی و اجتماعی، یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین گرایش های تفسیری به شمار می آید. نقطه تمرکز این گرایش، تحول اندیشه مفسران از دیدگاه فردی، به رویکرد اجتماعی آیات است. رویکرد در تفسیر اجتماعی، ارائه راه حلّ هایی از آیات قرآن برای علاج دردهای مادی و معنوی جامعه است. در تفسیر اثری جامع مرحوم استاد معرفت، موضوعات مختلف علوم انسانی، از جمله مسائل جامعه در لابه لای تفاسیر برخی آیات دیده می شود. همان طوری که نظرات سید قطب در تفسیر برخی از آیات، شامل اشاراتی بر امور اجتماعی نیز هست. یافتن نقاط مشترک و متفاوت دیدگاه های اجتماعی میان استاد و مرحوم سید قطب، هدف این پژوهش است. یافته های این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی به همراه شیوه درون متنی، معطوف به این حقیقت مهم است که رویکرد اجتماعی استاد معرفت و سید قطب، در توجه به مسائلی مانند: رمز بالندگی جامعه اسلامی، توجه به بنیان های تمدن اسلامی، تحقق جامعه مدنی با ایجاد جامعه دینی، ملاک ارزشمندی، تحول پذیری جامعه و دفاعی بودن جهاد در اسلام اشتراک نظر دارند. در عین حال، نقاط متفاوتی هم بین آن دو، قابل ملاحظه است که به نوع فکر آن دو، در تفسیر آیات اجتماعی قرآن برمی گردد.
ارزیابی ترجمه های فارسی معاصر قرآن کریم از معنای مشتقات ریشه «ح-س-ب»
حوزههای تخصصی:
ریشه «ح-س-ب» و مشتقات آن از جمله ساخت های پیچیده و دشوار در قرآن کریم به شمار می آیند که مترجمان فارسی معاصر در ترجمه آن ها با چالش های معنایی متعددی روبه رو بوده اند. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به بررسی دقیق معنای مشتقات این ریشه و ارزیابی ترجمه های فارسی معاصر قرآن، به ویژه ترجمه های فولادوند، مکارم شیرازی، یزدی، حدادعادل، انصاریان و کوشا، پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مترجمان فارسی برای ۱۰۹ کاربرد قرآنی این ریشه، معادل هایی متنوع همچون «اندیشیدن»، «انگاشتن»، «گمان کردن»، «پنداشتن»، «عذاب»، «آفت»، «حساب دقیق»، «حسابرسی»، «پاداش دادن»، «بسنده»، «کافی» و... ارائه کرده اند. تحلیل ها حاکی از آن است که مهم ترین عامل مؤثر در معنایابی ریشه «ح-س-ب»، ساخت های صرفی آن است. در این ریشه، سه ساخت اصلی «حُسبان» به معنای «شمردن»، «حِسبان» به معنای «پنداشتن» و «حَسْب» به معنای «بس» وجود دارد که از آن ها هفت ساخت در قرآن انعکاس یافته است. تفاوت های ساختی میان این هفت شکل، موجب شکل گیری معانی و ترجمه های متنوع و گاه متفاوتی از ساخت اصلی شده است. برخی از مترجمان یادشده به این تفاوت ها توجه کافی نداشته اند و در نتیجه، ترجمه هایی ناقص یا نادرست ارائه داده اند. در این میان، ترجمه های فولادوند نسبت به سایر مترجمان، عملکرد بهتری داشته و دقیق تر ارزیابی شده اند.
تأثیر فضای صدور روایات در فهم واژه ها و ترکیب واژه ها در راستای استنباط با تأکید بر آراء اصولی و فقهی آیت الله نائینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
117 - 140
حوزههای تخصصی:
فهم واژه ها و ترکیب واژه های روایات، اولین گام در فهم این گزاره هاست اما در این مسیر سؤالی رخ می دهد که آیا فضای صدور روایات در این فهم نقشی دارد؟ آیا صرف لحاظ معنای موضوع لهِ واژگانِ کلام برای فهم معانیِ مفردات کفایت می کند؟ تحقّقِ صحیح این فهم، ممکن است عناصری را لازم داشته باشد از جمله آشنایی با فضای صدور که همراه صدور روایات، یعنی قرینه غیرلفظیه ای است. بی اعتنایی به این عنصر نقش آفرین، گاه مخاطب روایات را به بیراهه می برد؛ چراکه فهم ظهور عرفی و در پی آن، مراد متکلم، متّکی بر این قرائن است. همان طور که مرحوم نائینی می فرماید بدون توجه به قرائن روایات، استظهاری متفاوت از استظهارِ متکی بر قرائن، در ذهن شکل می گیرد. البته این بحث با جبران ضعف دلالت بسیار متفاوت است؛ به دیگر سخن، گاه قرائن، تعیین کننده ظهور عرفی هستند، چراکه ظهور یا به وضع است یا به قرینه. شایان بیان است تأثیر فضای صدور، منحصر به فهم معنای مفرداتِ روایات نیست بلکه افزون بر تأثیر در فهم صحیح مفردات مثل عام فهمیِ خاص نما، خاص فهمیِ عام نما، مقیَّدفهمیِ اطلاق نما، در فهم صحیح ترکیب واژه ها در عین وضوح معنای مفردات آن، از آثار توجه به فضای صدور است. این نوشتار درصدد است افزون بر طرح مباحث مربوط به استظهار با استقراء در کتب فقهاء و مصادر روایی، آثار توجه به فضای صدور روایات در فهم واژه ها و ترکیب واژه ها در راستای استنباط در دیدگاه فقها با تأکید بر نظرات اصولی و فقهی آیت الله محمدحسین نائینی; را بررسی و تحت عناوینی مشخص تبیین نماید.
تجلی زیبایی شناسی عرفان اسلامی در کالبد و معنای معماری رواق دارالسیاده حرم رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
235 - 256
حوزههای تخصصی:
زیبایی شناسی از جمله مباحث مهمی است که عارفان اسلامی و بالاخص قرآن کریم به عنوان والاترین منبع دانش جهان اسلام به آن اشاره نموده اند و هستی عالم را تجلی زیبایی های ذات حق تعالی عنوان نموده اند. در این میان هنر اسلامی که به ژرفای حقیقت راه دارد، نمود بارزی از زیبایی شناسی عرفان اسلامی بوده است که بیانگر سرمنشأ اصول وحدت بخش هنر نیز می باشد. معماری اسلامی در زمره هنر اسلامی، بارزترین جلوه نمایش زیبایی شناسی در طول تاریخ بوده و ریشه در اعتقادات معماران مسلمان داشته است. حرم مطهر رضوی، بزرگ ترین بنای مذهبی و نمونه ای کامل از معماری اسلامی در ادوار مختلف است و دارای بناهای ارزشمندی می باشد. رواق دارالسیاده یکی از باشکوه ترین و بزرگ ترین رواق های حرم مطهر می باشد که به دلیل همجواری با مرقد مطهر، مفاهیم والایی در زمینه زیبایی شناسی را در خود نهفته دارد. لذا پژوهش حاضر بر آن است تا زیبایی شناسی عرفان اسلامی را بررسی نموده و از آن جاکه معماری اسلامی دارای دو بعد معنا و کالبد می باشد، نحوه تجلی این زیبایی شناسی را به منصه ظهور رساند. در این راستا، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و تاریخی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و میدانی، به بررسی زیبایی شناسی و سپس تحلیل آن در کالبد و معنای معماری رواق دارالسیاده پرداخته شده-است. نتایج پزوهش حاکی از آن است که اوصاف الهی در دو سطح جمال و جلال قابل تقسیم بندی می باشند که جمال با مفاهیم شفافیت، سلسله مراتب، ریتم و تکرار، تناسبات، وحدت گرایی و جلال با مفاهیم بی کرانگی، معنویت، عالم مثال و تقدس در رواق دارالسیاده انطباق دارد.
جایگاه منابع جغرافیایی در مطالعات تاریخ معصومین (ع)
حوزههای تخصصی:
منابع و متون متنوع و گوناگونی در باب تاریخ و سیره معصومین((ع)) تدوین شده است. برخی از این منابع، به گونه اختصاصی و مستقل به مطالعه این موضوع پرداخته و برخی منابع، بخشی از اطلاعات خود را به معصومین ((ع)) اختصاص داده اند. ازجمله منابع نوع دوم، منابع جغرافیایی هستند که اطلاعات و آگاهی های قابل توجهی در این باره ارائه کرده اند و در مطالعات سیره و تاریخ معصومین ((ع)) یاریگر پژوهشگران این عرصه به شمار می روند. در این پژوهش، با مطالعه و بررسی انواع نوشتارهای جغرافیایی و باتکیه بر منابع کتابخانه ای و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، درصدد پاسخ گویی به این سؤال هستیم که منابع جغرافیایی، چه اطلاعاتی درباره حضرات معصومین ((ع)) در خود دارند؟ بر اساس یافته ها، منابع جغرافیایی می توانند اطلاعات ارزشمندی درباره زادگاه، محل زندگی، مسافرت ها، مزار و بارگاه، مناطق حضور شیعیان و مناسبات ایشان با ائمه((ع)) و اماکن منسوب به ائمه معصومین ((ع)) در اختیار قرار دهند.
القيادة الناعمة في نموذج حوكمة آية الله الخامنه اي (دام عزه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۲ خریف ۲۰۲۴ العدد ۳
114 - 152
حوزههای تخصصی:
ترک آیه الله الخامنئی (دام عزه) بطرح وتطبیق نموذج الحوکمه الإسلامیه أثرا عظیما فی العالم الإسلامی؛ لذا فمن الضروری التعرف على هذا النموذج وشرح عناصره. ویسعى هذا المقال إلى شرح عناصر ومؤشرات القیاده الناعمه فی هذا النموذج؛ ویتم شرح ماهیه القیاده الناعمه فی هذا النموذج بأسلوب وصفی تحلیلی بمنهج المکتبه وجمع الوثائق وأسلوب التحلیل النقدی الذی بالطبع یتمتع بإنجازات علمیه. وتکشف نتائج الدراسه أنّ القیاده الناعمه فی نموذج حوکمه الإمام الخامنئی (دام عزه) تتضمن عناصر هامه من المعنویات والایمان بالله، والمعرفه والتقنیه، والثقافه، والسیاسه والأمن، حیث یتمیز عنصر المعنویات والایمان بالله فی تفکیر قائد الثوره الإسلامیه الحکیم (دام عزه) بمؤشرات قیمیه من قبیل التقوى والورع، والإیمان، والتوکل، والنزعه إلی المهام، والشهاده، والتضحیه، والإخلاص. ویبین هذا البحث أنّه تعرف المعرفه والتقنیه فی کلام الإمام الخامنئی (دام عزه) بمؤشرات، مثل الثقه بالنفس والابتکار والإبداع والأمل. وفی خطاب المرشد الأعلى (دام عزه) تطرح فی مفهوم الثقافه، مفاهیم مثل الدین والمعتقدات وأسلوب الحیاه ومکافحه القیم المضاده، مثل الفساد والشذوذ والانحراف والتهدید الإعلامی والعدوان الثقافی والغزو الثقافی کمؤشرات ثقافیه. العنصر الناعم الآخر المهم فی نموذج حوکمه الإمام الخامنئی (دام عزه) هو "السیاسه". السیاسه عباره عن الأعمال التی تنشأ من وظیفه القیاده، وهذه الأعمال تضمّ إیجاد الأعمال وترسیخ الملکات والخصال والفضائل فی المجتمع والمحافظه علیها. ومن وجهه نظر المرشد الأعلى (دام عزه) السیاسه المعنیّه هی التی تتخللها مؤشرات، مثل المعنویات والعداله والثروه والرخاء. فی خطاب الإمام الخامنئی (دام عزه) یحظی الأمن على الصعید الداخلی وخارج الوطن بمکانه خاصه
النقد البيئيّ في شعر أمل دنقل، دراسة إيكولوجيّة في دواوين "البكاء بين يدي زرقاء اليمامة" و"تعليق علی ما حدث" و"العهد الآتي"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الهدف والمقدمه: لقد شهدت الدراسات الأدبیّه فی العقود الأخیره تطوّراً ملحوظاً فی تحلیل العلاقه بین الأدب والبیئه، حیث برز فیها مفهوم النقد البیئیّ کأحد المجالات البحثیّه الّتی تسعى إلى استکشاف کیفیّه تمثیل البیئه فی النصوص الأدبیّه وتأثیرها على الوعی البیئیّ. إنّ الاهتمام بالبیئه لیس مجرّد قضیّه علمیّه أو اجتماعیّه، بل تمتدّ حدودها إلى حقول إبداعیّه تضمّ الأدب، ولا سیّما الشعر الّذی یساهم فی تعزیز الوعی البیئیّ وتقدیم رؤى جدیده حول الطبیعه ومکانه الإنسان فیها. إنّ الشعر الحدیث، بما یمتلکه من طابع وجدانیّ وخیالیّ، یُعدّ وسیله فعّاله لنقل المشاعر والأفکار المتعلّقه بالبیئه، سواء عبر الاحتفاء بجمالها أو التحذیر من المخاطر الّتی تهدّدها بسبب التطوّر الصناعیّ والاستهلاک المفرط. یحتلّ النقد البیئیّ مکانه بارزه فی الشعر العربیّ المعاصر ویحظی بقدره فریده على إثاره المشاعر وتحفیز الخیال لتشکیل الوعی البیئیّ وتعزیز المسؤولیه تجاه البیئه. أمل دنقل شاعر مصریّ معاصر یتمیّز شعره بالطابع النقدیّ والصوت المتمرّد ضدّ الواقع المریر، حیث کان یعبّر فی شعره عن رفضه للأوضاع السیاسیّه والاجتماعیّه بقوّه وعنفوان. یفیض شعره بالمعاناه والمأساه والدعوه إلى الثوره والتغییر، سواء کانت على المستوى الشخصی أو الجماعی. عکس شعره شعوراً قویاً بالألم ومعاناه المجتمع، والصراعات النفسیه، والهواجس الاجتماعیه الّتی یواجهها الإنسان المعاصر أو الظروف الاجتماعیّه الّتی کان یمرّ بها المجتمع العربیّ فی تلک الفتره. یُعتبر شعر أمل دنقل ساحه ملیئه بالعواطف، والرمزیّه، والخیال، ممّا یتیح له تقدیم رؤى متنوّعه حول القضایا الاجتماعیّه والإنسانیّه، إضافه إلى أنّه یسهم فی بناء وعی بیئیّ یسلّط الضوء على البیئه الطبیعیّه والاصطناعیّه لمجتمعه. تعود أهمیّه اختیار شعر أمل دنقل کنموذج أدبیّ فی بروز القضایا البیئیّه إلی مدی اهتمامه بأبعاد السیاسه البیئیه ودعوته المتتالیه إلى حمایه الطبیعه کأداه لنقد وتحلیل التفاعلات الإنسانیّه مع البیئه، ودوره الفاعل فی نشر الوعی البیئی وتحفیز المجتمع على حمایه موارده الطبیعیّه. یشیر الشاعر فی العدید من أشعاره وخاصّه فی دواوین ("البکاء بین یدی زرقاء الیمامه" و"تعلیق علی ما حدث" و"العهد الآتی") إلی أهمیّه استخدام البیئه بشکل إیجابیّ وصحیح، والابتعاد عن استغلالها المفرط. هنا لا یقتصر أمل دنقل على نقد الإنسان فقط، بل یعرض صراعاً داخلیّاً بینه وبین مجتمعه، خاصه عندما یتوجه إلى نقد أولئک الّذین یفرطون فی استغلال الطبیعه، مثل قطع الأشجار والمخاوف الّتی قد تشعر بها الطیور، ممّا یؤدی إلى تدمیر البیئه والتسبّب فی الأضرار البیئیّه. من ثمّ تهدف هذه الدراسه إلى تحلیل الاتجاهات التعبیریه الّتی یعتمدها أمل دنقل فی شعره لحمایه البیئه، ودورها فی تکوین النقد البیئی ضمن أعماله الأدبیه وکذلک تستهدف استکشاف الدلالات والمعانی الّتی یسعى الشاعر إلى إیصالها من خلال توجهاته البیئیّه.
المنهجیه: تعتمد هذه الدراسه على المنهج الوصفیّ - التحلیلیّ للکشف عن حضور النقد البیئیّ فی شعر أمل دنقل، مرکّزه علی دواوینه الثلاثه ("البکاء بین یدی زرقاء الیمامه" و"تعلیق علی ما حدث" و"العهد الآتی") وتحلیل النصوص المختاره فیها. هنا سیتمّ الترکیز على استخراج المؤشرات البیئیّه والاستعارات المستخدمه فی تصویر العلاقه بین الإنسان والطبیعه، بالإضافه إلى رصد توجّهات الشاعر فی التعبیر عن القضایا البیئیّه ضمن سیاقاته الشعریه المختلفه. ترتکز الدراسه على هذا المنهج فی استقصاء الأبعاد البیئیّه فی شعر أمل دنقل وتحلیل الصور الفنیّه والرموز والدلالات الّتی تسهم فی تشکیل رؤیته البیئیّه.
المستجدات: یتّضح من خلال دراسه شعر أمل دنقل أنّ الطبیعه لم تکن مجرّد عنصر جمالیّ فی نصوصه، بل کانت حاضره ونشیطه بوصفها فضاءً نقدیاً یعکس رؤیته العمیقه للعلاقه بین الإنسان والبیئه. لقد استخدم الشاعر فی هذا المجال أسالیب تعبیریه متنوّعه، من الرمزیه إلى الاستعارات الطبیعیّه لیکشف عن الأثر السلبیّ لاستغلال الإنسان للطبیعه ویؤکّد على أهمیه الحفاظ علیها، کما أن نقده البیئیّ لم یقتصر على تصویر الدمار البیئیّ، بل یشمل أیضاً تحلیل الأبعاد الإنسانیّه وغیر الإنسانیّه الّتی تساهم فی تشکیل الأزمات البیئیه. تتجلّى رؤیته البیئیّه فی ثلاثه محاور رئیسیه وهی سیطره الإنسان على البیئه، والخصائص الإنسانیّه والخصائص اللاإنسانیه الّتی یمکن العکوف علی جمیعها فی حنایا عرض التفاعل بین الإنسان والبیئه.
البحث والنتائج: تعکس سیطره الإنسان على البیئه فی شعر أمل دنقل انحیازه الواضح إلى عناصر البیئه والدفاع عن حقوقها. یظهر هذا التفاعل بشکل جلیّ فی العدید من قصائده ویصل إلى درجه یولی فیها الشاعر حیاه عناصر الطبیعه، مثل الشجره، أهمیّه تفوق أهمیّه حیاه الإنسان نفسه. یقدّم الشاعر فی تصویره لسیطره الإنسان على الطبیعه صوره بارده وقاسیه من النظم البیئیه الحضریّه الحدیثه التی تتّسم بالآلیه والمادیه؛ فیبتعد عن هذه الصوره المرعبه لیمیل إلى استخدام صور واقعیه وبیئیّه تمثل الطبیعه فی حالاتها الملموسه والمفهومه. قد تزداد سعه هیمنه الشاعر على الطبیعه فی شعر أمل دنقل لتشمل الأبعاد العامّه للبیئه مثل الأرض الّتی یقوم الشاعر بخلطها بالجوانب الأنثویّه. إنّ تدهور ظروف الأرض لا یُفهم فقط من خلال الصور الجنسیّه الّتی یقدّمها الشاعر، بل یُستشعر أیضاً من خلال تفاعل الأرض مع أبعادها الجزئیه الّتی تقوم على التدخّل البشریّ. قد یخرج الشاعر بالإنسان من مظهره الإنسانیّ ویُلبسه الملابس البیئیّه لیهدی انتباه القارئ بطریقه متنوّعه إلی تعزیز الفکره البیئیّه، حیث تبرز فیها المعاناه البشریّه والحیوانیّه بسبب التفاعلات السلبیّه مع البیئه وتؤدّی إلی جعل القارئ یتأمّل فی العلاقات المعقدّه بین الإنسان والطبیعه. قد یستخدم الشاعر الخصائص الإنسانیه للطبیعه لیمنح لها الحیویّه ویؤکد على أنّ الطبیعه کیان نابض بالحیاه یتأثّر بالإنسان ویؤثّر علیه فی الوقت ذاته.
شاخصه های تربیت معنوی با تأکید بر قرآن و نهج البلاغه(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
71 - 91
حوزههای تخصصی:
شناخت شاخصه های تربیت معنوی می تواند معیاری برای ارزیابی معنویّت جامع، اصیل و کارآمد باشد و افراد را از ورود به معنویّت های غیر کارآمد و یا کاذب باز دارد. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال است که «از منظر قرآن و نهج البلاغه، شاخصه های مهم تربیت معنوی کدامند؟» با روش توصیفی-تحلیلی، مهم ترین شاخصه ها عبارتند از: «خردمند بودن باورها»، «التزام عملی به اوامر و نواهی»، «عدم دلبستگی به ظواهر دنیا»، «دلدادگی به امور آخرت» و «میانه روی در اندیشه و عمل» یافت شد. موارد یادشده را می توان ذیل عناوین «عقلانیّت»، «عبودیّت»، «بی اعتبار دانستن دنیا»، «آخرت گرایی» و «اعتدال» یاد کرد. این شاخصه ها از چنان ترازی برخوردارند که اگر در تربیت معنوی به طور کامل به آنها توجه نشود، معنویّت بدست آمده، ناتوان از تأمین آرامش پایدار و عمیق خواهد بود.
راهکارهای روانی مقابله با فتنه گری از دیدگاه نهج البلاغه(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
151 - 173
حوزههای تخصصی:
نهج البلاغه، به عنوان کتابی جامع در تربیت فردی-اجتماعی، به شکل ویژه ای به فتنه گری، عوامل و راهکارهای مقابله با آن پرداخته است. از آنجا که وقوع فتنه در هر دورانی ممکن است، سیره امیرالمؤمنین7 در مواجهه با آن می تواند به عنوان الگویی برای مقابله با فتنه های معاصر نظام اسلامی مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی، در پی تبیین و شناسایی راهکارهای روانی برای مقابله با فتنه گری در نهج البلاغه است. این راهکارها به سه گروه «بینشی»، «گرایشی» و «کُنشی» تقسیم می شوند. راهکارهای بینشی، مثل کسب بصیرت، نصیحت پذیری و آمادگی برای وقوع فتنه های دنیا، به حوزه شناخت انسان مربوط می شوند. راهکارهای گرایشی، مثل صلح طلبی و بی اعتنایی به وسوسه های شیطانی به تمایلات انسانی و راهکارهای کنشی، مثل تقوا (جوانحی و جوارحی)، استمداد و استغفار از خداوند به رفتارهای انسانی مربوط می شوند. این راهکارها می توانند در مواجهه با فتنه های معاصر، نقش مؤثری ایفا کنند.
نقد و بررسی دیدگاه ها پیرامون مفاد «لاینبغی» در روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
135 - 154
حوزههای تخصصی:
«ینبغی» و «لاینبغی»، ازجمله تعبیرات پرکاربرد در روایات هستند که ریشه آنها در لغت به این معانی است: طلب، جواز، شایستگی، تمکن و تیسّر. مشتقات این مادهٔ لغوی در قرآن کریم نیز در همین معانی به کار رفته است. این جستار با روش توصیفی تحلیلی، به کاربست های روایی این تعبیرات و ضرورت مفهوم شناسی و واکاوی مفاد آنها می پردازد. به نظر می رسد در دلالت «ینبغی» بر جواز تکلیفی، مناقشه و خلافی در میان نیست و مدلول «لاینبغی»، محل نقض و ابرام فقهای امامیه قرار گرفته است. با تتبع در منابع لغوی و تأمل در کاربردهای رواییِ این تعبیر و دقت در استعمالات آن می توان گفت: فراوانی استعمال آن در تحریم کاربرد دارد. شاید بتوان با تمسک به این کثرت استعمال و انصراف ناشی از آن و نیز برخی مؤیدات رواییِ بر غلبهٔ ظهور این مادهٔ لغوی در حرمت، بر ظهور آن در کراهت تأکید کرد. بعضی از لغت شناسان، «لاینبغی» را واجد معنایی؛ اعم از عدم تمکن و عدم تیسّر تلقی کرده و آن را به معنای عدم شایستگی و فقدان اهلیّت تفسیر کرده اند.
بررسی اشتراط اجتهاد در سِمَت داوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
287 - 316
حوزههای تخصصی:
شیوه حل اختلاف از طریق داوری به دلیل این که شیوه ای سریع، تخصصی و نوعی قضاوت خصوصی بر پایه اراده طرفین محسوب می گردد، شایع و رو به گسترش است. علی رغم نظر مشهور فقها که قائل به اشتراط اجتهاد در داور همانند اشتراط آن در قاضی منصوب می باشند، اما برخی فقها آن را نپذیرفته اند و در حقوق نیز گرچه بر لزوم تخصص داور در خصوص اختلاف ارجاع شده به وی تأکید گردیده، اما نهایتاً اراده طرفین می تواند لزوم دارا بودن این تخصص را نادیده گرفته و داوری را به فردی غیرمتخصص واگذار نماید. در این نوشتار با توجه به ضرورت تبعیت و مطابقت قوانین با فقه امامیه، در پی پاسخ به این پرسش هستیم که از جهت فقهی آیا اشتراط اجتهاد در داوری همانند قضاوت نصبی وجود دارد یا خیر؟ ازآنجاکه بررسی این امر مستلزم تعیین ماهیت دقیق تحکیم و داوری می باشد، در این نوشتار که به روش توصیفی – تحلیلی نگاشته شده، پس از بررسی ماهیت داوری و اثبات هم پوشانی نهاد «داوری» در حقوق با نهاد «قضاوت تحکیمی» در فقه، از میان نظریات مختلف طرح شده در رابطه با اشتراط اجتهاد در داور، نظریه تفصیل یعنی عدم اشتراط اجتهاد در دعاوی جزئی و مربوط به حق الناس و اشتراط آن در سایر دعاوی، اولاً به کمک الغای خصوصیت از مورد مذکور در روایت امام علی(ع)، ثانیاً به کمک مناسبت حکم و موضوع از نظر عرف، و ثالثاً با توجه به ماهیت کارشناسی عملیات داوری، مورد پذیرش قرار گرفته و ادله سایر نظریات کنار گذاشته شده است.
مبانی قرآن شناختی مرجعیت علمی قرآن در کلام و فلسفه اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۱)
111 - 132
حوزههای تخصصی:
از مسائل مهم در مرجعیت علمی قرآن، به معنای اثرگذاری آن در یک حوزه دانشی، بررسی مبانی آن است. مراد از «مبانی مرجعیت علمی قرآن»، آن دسته آموزه ها و قضایایی در حوزه های مختلفی نظیر انسان شناسی، معرفت شناسی، علوم قرآن و... است که اثبات و پذیرش مرجعیت علمی قرآن بر آنها استوار است؛ به گونه ای که انکار آنها به انکار مرجعیت علمی قرآن انجامیده و آن را بی اعتبار می سازد. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی مبانی قرآن شناختی مرجعیت علمی قرآن در کلام و فلسفه اسلامی پرداخته و به این پرسش پاسخ می دهد که پذیرش مرجعیت علمی قرآن در عرصه کلام و فلسفه اسلامی بر چه باورهایی درباره خود قرآن استوار است.بر اساس یافته ها و دستاوردهای این پژوهش، مبانی قرآن شناختی مرجعیت علمی قرآن، در دو دسته مبانی ناظر به وجود و حقیقت قرآن نظیر اصالت و حقانیت، حیات، جاودانگی و جهان شمولی، جامعیت و قلمرو مشترک، ساختار چندمعنایی قرآن؛ و مبانی ناظر به زبان و معرفت قرآن نظیر فهم پذیری و تفسیر، معرفت بخشی و واقع نمایی، جواز و اعتبار معرفت عقلی و فلسفی قرآن جای گرفته و اثبات می شوند.
How Is Religious Intellectualism Understood in Iran?
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۴,No ۱, Issue ۷, (۲۰۲۴)
7 - 42
حوزههای تخصصی:
Religious intellectualism is a term used to refer to a group of influential thinkers in contemporary Iran. Given the diversity and dispersion of their thoughts, as well as the way they combine local and regional elements with certain global aspects, it is essential to present a general and relatively comprehensive picture of this approach. However, the eclectic nature of these thinkers makes this task challenging. This article, written primarily with the aim of introducing religious intellectualism to a non-Iranian audience, first provides a definition, general characteristics, and prominent figures in this field (Abdolkarim Soroush, Mohammad Mojtahed Shabestari, and Mostafa Malekian). It then outlines the most important issues they address and their specific approaches to those issues (such as capital punishment, human rights, abortion, and homosexuality). The challenges arising from the confrontation between these ideas and traditional ones are also briefly discussed.
تقسیم قرآن به 555 واحد موضوعی (رکوع) و کارکردهای آن
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
69 - 108
حوزههای تخصصی:
«رکوعات قرآنی» از تقسیمات کهن قرآن است که درباره کمیت، علّت، مُقَسِّم و زمان انجام آن اختلاف نظر است. برخی، این تقسیم را ازسوی مفسّران تابعی و برخی، زمان پیدایش آن را سده چهارم هجری و از حوزه فرهنگی خراسان و ازسوی علمای ماوراءالنهر (فرارود) دانسته اند. درباره شمار رکوعات، چهار عدد درخور توجّه است: در رساله «خلاصه الوقوف» منسوب به ابن مهران نیشابوری (د381ق)، قرآن به 553 رکوع و در مصاحف شبه قارّه هند و تفسیر جامع البیان ایجی شیرازی (د905ق) به 556 رکوع تقسیم شده است؛ مشایخ شهر بخارا در طلیعه سده چهارم هجری برای ختم قرآن در نماز تراویح، قرآن را به 540 رکوع تقسیم کرده اند. برپایه مطالعات سده اخیر، قرآن 555 رکوع دارد که به آن «واحدهای موضوعی قرآن» نیز اطلاق می شود. این پژوهش، به روش توصیفی – تحلیلی پس از مطالعه احادیث، تفاسیر و منابع علوم قرآنی بدین نتیجه دست یافته است که در مرحله نزول تدریجی – به جز موارد اندکی - قرآن رکوع به رکوع نازل می شده است و چون پیامبر اکرم از فرصت نماز برای تثبیت آن ها در قلب مردم بهره می بردند و پس از قرائت هریک از آن ها به رکوع می رفتند تا مسلمانانی که نشنیده اند، بشنوند و آن ها که پیش از نماز شنیده اند، به ذهن بسپارند، هر واحد موضوعی، یک «رکوع» نام گرفت. واحدهاى موضوعى هر سوره، کلید مهمّى براى تشخیص محور موضوعى آن سوره و سیاق آیات است. مفسّران، معلّمان، قاریان و حافظان قرآن نیز مى توانند در تدبّر، آموزش، تلاوت و حفظ قرآن از این فصل بندی حکیمانه بهره بگیرند تا تفسیر، تعلیم، قرائت و تلاوت آنان هدفمند و منظّم شود و حُسنِ مَطلع و حُسن خِتام داشته باشد.
فوائد الافضلیه، اثری در پزشکی بنام شاه عباس دوم
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ خرداد و تیر ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰۶)
417 - 424
حوزههای تخصصی:
این نوشتار اختصاص به معرفی کتاب «فوائد الافضلیه» دارد؛ کتابی در بیش از هفتصد صفحه، اثری پزشکی که علی افضل طبیب بن محمدامین قاطع قزوینی آن را برای شاه عباس ثانی نوشته است.
بررسی نظام حقوقی اعتبارات اسنادی تضمینی در حقوق ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ ویژه نامه ۱۴۰۳ شماره ۵
803 - 820
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارزیابی نمودن میزان اعتبار تجاری طرف قرارداد امری ساده نمی باشد. لذا پرداخت های تجاری از طریق حساب آزاد یا توسط اوراق بهادار قابل قبول نمی باشد؛ مگر اینکه طرفین با یکدیگر دارای روابط تجاری طولانی بوده و ثباتی در وضعیت اقتصادی کشور واردکننده وجود داشته باشد. اگر این زمینه ها فراهم نباشد، در عرف تجاری، تضمینی اضافی از طرف مقابل درخواست می شود. روش هایی جهت تضمین شدن پرداخت به صورت عرفی ایجاد شده که از مهم ترین آن ها، اعتبارات اسنادی می باشند.
مواد و روش ها: روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است.
ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.
یافته ها: اعتبار اسنادی تضمینی، رایج ترین شیوه پرداخت ثمن کالا و خدمات است، زیرا منافع تمام افراد دخیل در معامله را تضمین و تامین می کند که عموماً با ارائه تقاضانامه کتبی تهیه و در اختیار ذی نفع می باشد.
نتیجه: در حقوق کشورهای ایران و عراق، اعتبارات اسنادی را به عنوان یک ابزار پرداخت بین المللی با یک ماهیت مستقل و منحصر به فرد شناخته اند؛ اما اعتبارات اسنادی ، مبتنی بر حقوق قراردادها بوده که اعتبار اسنادی را در چهارچوب یک قرارداد، تحلیل کرده است که این نظر با مبانی پذیرفته شده در سیستم های حقوقی مذکور دارای مطابقت بیشتری می باشد.
کاربستِ ساختار منسجم زبانی و واژگانی در منتخبی از مناظرات امام رضا (ع) (فرآیندی در راستای اقناع گری مخاطب با تکیه بر گفتمان انتقادی فرکلاف)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
65 - 86
حوزههای تخصصی:
گفتمان انتقادی در واقع، روند تکوینی تحلیل گفتمان به شمار می رود که در آن با عبور از توص یف صِرف داده های زبانی بر فرایندهای مؤثر در شکل گیری گفتمان توجه می شود. در این نوع تحلیل گفتمان، به دو رویکرد اجتماعی و زبان شناختی پرداخته می شود. در رویک رد اجتماعی به گفتمان، بافت موقعیتی و در رویکرد زبان شناختی، بافت متنی تشریح می شود. مناظرات امام رضا (ع) سرشار از مضامین سیاسی، دینی و اجتماعی است که امام (ع) آن ها را در شرایط گوناگون حاکم بر زمان، برای آگاهی و هدایت مردم به سوی حق وعدالت، با کمال بلاغت بیان کرده اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، به تحلیلِ تعامل زبانی و ساختاری مناظرات رضوی با فضای مسلطّ بر جامعه و اندیشه های طرف گفت وگو پرداخته است. نتایج این پژوهش حاکی است که امام (ع) توانسته اند با بهره گیری از سبک ها و واژگان سازگار با فضای مناظره، پیوند وثیقی میان فرهنگ حاکم بر جامعه و انحراف فکریِ مخاطبان ایجاد کنند. آن حضرت از واژگانی استفاده کرده که بار معنایی ژرفی داشته و در راستای برجسته سازی مفاهیم مد نظر، از دلالت های مختلف زبانی بهره جسته اند. گاهی نیز با کاربرد استفهام، به نوعی اعتقادات طرف مقابل را زیر سوال برده و گفتمان او را به چالش کشیده و به حاشیه رانده است.
اعتبارسنجی سندی و تحلیل محتوایی احادیث «عالم ذر» در منابع شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
1 - 30
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهمی که همواره موردگفتگو و اختلاف دیدگاه بین اندیشمندان اسلامی بوده، وجود عالمی به نام «عالم ذر» است. مهم ترین دلایلی که برای اثبات «عالم ذر» مطرح شده، آیات 172-173 سوره اعراف و احادیث متعددی است که در کتاب های حدیثی شیعه نقل شده است. بر اساس ظاهر این آیه و احادیث وارده، خداوند انسان ها را در عالم مادی قبل از آفرینش انسان در دنیا، از پشت پدرانشان خارج کرده و آنان در آن عالم، به خداوند معرفت قلبی پیداکرده و به ربوبیت او اقرار کرده اند و درنتیجه حجت بر همه انسان ها تمام شده است. برخی از اندیشمندان اسلامی که وجود چنین عالمی را منکر هستند، احادیث «عالم ذر» را یا از نظر سند نامعتبر دانسته و یا دلالت این روایات را بر عالم ذر مورد انکار قرار داده اند. در این پژوهش که با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی احادیث «عالم ذر» موردبررسی قرارگرفته، تلاش شده که ثابت شود، اولاً، بخش قابل توجهی از احادیث عالم ذر ازنظر سند معتبرند و ثانیاً، دلالت این احادیث بر وجود عالم ذر غیرقابل انکار است.
امکان سنجی تعمیمِ موجودات عالم هستی به تناکح نوعی لایتناهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
107 - 125
حوزههای تخصصی:
تناکح، مسئله ای است محفوفِ در آراء و نظرات هستی شناسانه عرفا و فلاسفه مسلمان، پیرامون چگونگی شکل یافتن عوالم وجود و ازدواج اسماء و صفاتِ منطوی در مراتب هستی و نتایج حاصل از آن؛ از نقطه ذات واحد تا به کثیر. تلاش نوشتار پیش رو، نگرشی دیگر است، همراه با امکان سنجی هستی شناسانه مسئله تناکح و تعمیم انواع موجودات، در سیری بی نهایت، که از آن به تناکح نوعی لایتناهی تعبیر شده است. در مباحث عرفانی و فلسفی، انواع موجودات هستی، علی الخصوص نوعِ انسانی، نمی تواند محدود به حالات و انواع خاص باشد؛؛ زیرا با تناکح، این انواع، مبدّلِ به انواعی دیگر یا حالات دیگر می گردند. پرسش نوشتار حاضر این است که آیا تناکحِ انواع تا نقطه لایتناهی امکان پذیر بوده؟ و در صورت امکان، چه متغیّرهایی موثر در این تناکحات است؟. روش پژوهش در یافتن به این پاسخ، امکان سنجی متغیّرها به نحو کیفی و کتابخانه ای است همگام با تحلیل آراء پیرامونی آن، و به لحاظ دستاورد و نتیجه، کاربردی خواهد بود. برخی متغیّرها نیز به روش تعاملی بر یکدیگر تاثیر گذارند. یافته پژوهش این است که این متغیّرها با تاثیر بر یکدیگر، به صورت مرحله به مرحله، امکان تعمیم انواع را به تناکح نوعی لایتناهی فراهم آورده و این نگرش جدید را تثبیت خواهند کرد.
عقلانیت گفتاری در قرآن کریم (بررسی موردی: اصل پرهیز از عدم ثبات درگفتار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
34 - 48
حوزههای تخصصی:
هدایت انسانها یکی از مهمترین اهداف نزول قرآن کریم است و خداوند بنا دارد در قالب الفاظ گفتاری آن را آشکارسازد. ازسوی دیگر انسانها به عنوان مخاطب این گفتارها، خود را تنها ملتزم به پذیرش سخنانی می دانند که گوینده آنها، خود را ملتزم به رعایت اصولی کرده باشد که به اصول عقلانیت درگفتار شناخته می شوند.یکی از این اصول پرهیز گوینده از عدم ثبات درگفتار است.انسان ها همچنانکه سعی می کنند گفتار خودشان تزلزل نداشته و به گونه ای نباشد که پیوسته با گفتاری جدید سخنان قبلی خود را باطل کنند، همچنین سخن کسی را که واجد این ثبات درگفتار نیست فاقدعقلانیت می دانند و پذیرش آن را امری موجّه نمی دانند وبالتبع از آن سخن انتظار ارشاد وهدایت هم ندارند. برخی از مستشرقان با التفات به آیات نسخ درقرآن چنین پنداشته اند که قرآن به این اصل پایبند نبوده است. آنان برای این مدعا شواهدی را از آیات قرآن ذکر می کنند؛ این در حالی است که مسلمانان قرآن را کلام الهی می دانند و معتقدند گفتار قرآنی اصل مزبور را رعایت کرده است. این پژوهش که با مطالعه کتابخانه ای و تحلیل در آثار قرآن پژوهان مستشرق و مسلمان نگارش یافته به این نتیجه رسیده است که غالب شبهات مستشرقان به دلیل اینکه به علوم قرآنی مسلط نبوده اند رخ داده و برخلاف پندار آنها نسخ در قرآن کثرت نداشته و وجود همین موارد معدود نسخ در قرآن در طول نزول 23 ساله آن در راستای هدایت انسان ها بوده و امری معقول و مقتضای زمان بوده است.