مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
تراجم نگاری
حوزههای تخصصی:
«مولدنگاری» شاخه ای از تاریخ نگاری اسلامی است که اصحاب امامان(ع) آن را در قرن دوم و به دنبال تحولات سیاسی فکری بنیان نهادند. اصحاب امامان(ع) در سیره نبوی و سیره اهل بیت(ع) کتب متعددی با ریزموضوعاتی متنوع نگاشته اند؛ اما به رغم تجربه ای که در نگارش سیره نبوی وجود داشت، سیره جامعی از همه امامان(ع) در عصر خود ایشان تدوین نکردند. در این میان برخی مولدنگاری ها بدون آنکه شرح حال کاملی از زندگانی آنان به دست دهد به لحاظ زمانی جامع و شامل همه امامان(ع) می شود. در این شاخه بررسی ولادت افراد مورد توجه قرار گرفت، اما به تدریج سامان و ارتقا یافت، رویکردها و کارکردهای متنوعی پیدا کرد و در عرض خود شاخه مستقلی به نام «وفات نگاری» را تولید نمود. این دو شاخه در ابتدا دوشادوش هم حرکت کردند، اما وفات نگاری شتاب گرفت، سیر تکاملی خود را پیمود تا آنکه ابن خلکان با نگارش کتاب وفیات الاعیان نقطه عطفی در آن ایجاد کرد. این نوشتار درصدد بررسی پیدایی، گسترش و سیر تاریخی مولدنگاری اصحاب امامان(ع) و تحلیل علل رویکرد و تحولات درونی آن است.
عناصر دیدگاه های تاریخی و قدرت استنتاج شیخ آ قابزرگ تهرانی
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر ترجمه بخشی از کتاب «آقابزرگ الطهرانی مورخا » نوشته امجد رسول محمد العوادی است که توسط انتشارات مرکز الهدی در نجف به سال 2009 منتشر شده است. نویسنده در این کتاب که متن رساله دانشگاهی اوست، شرح حال تحلیلی از محقق تهرانی در بستر تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران و عراق در طول سال های حیات ایشان به دست داده است. هدف اصلی وی، بازنمایی چهره تاریخ نگارانه محقق تهرانی است که عمدتا بر مبنای تحلیل محتوای کتاب طبقات اعام الشیعه در پی آن بوده است. بخشی از کتاب که ترجمه آن پیش رو قرار دارد، در دو بخش سامان یافته است: عناصر دیدگاه های تاریخی تهرانی و قدرت تهرانی بر استنتاج.
تراجم نگاری کرامت محور در ترازو (مطالعه موردی: پیش گویی آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۲
۱۵۲-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
یکی از دانش های دیرینه در میان دانشیان مسلمان «دانش تراجم نگاری» است. یکی از ویژگی های آثار برخی تراجم نگاران ایرانی معاصر «کرامت محوری» است. آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی از مفسران قرآن کریم و عالمان زاهد است. تراجم نگاران او را صاحب کرامت دانسته اند. پیشگویی او درباره سرانجام شیخ فضل الله نوری و آیت الله شیخ عبدالکریم حائری کرامتی است که به او نسبت داده اند. نگارنده این نوشتار درصدد ارزیابی گزارش این کرامت است. تا کنون نوشته ای در ارزیابی کرامت مذکور یافت نشده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و کاربست معیارهای نقد گزارش های تاریخی، به این نتیجه رسیده که گزارش مذکور با واقعیت تاریخی در تعارض است. عدم اطلاع خاندان نوری و حائری از این رویداد و بازتاب نیافتن آن در میان تراجم نگاران گذشته، قرینه دیگری بر بی اعتباری گزارش این پیشگویی است.
چند اطلاع تراثی درباره حیات علمی عالم و ادیب امامی صفی الدین محمد بن حسن بن ابی الرضا العلوی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۲۰۹)
191 - 233
حوزههای تخصصی:
محمد بن حسن بن محمد بن ابی الرضا علوی(656- 735)، عالم و ادیب امامی، از خانواده ای سرشناس از سادات نسل عُمرالاطرف که در منطقه «نیل»، در حله عراق ساکن بوده اند. به نظر می رسد بخش مهم پرورش و حیات علمی او در همان حله بوده است. او چهار اجازه خاص برای روایت کتاب های اسرارالعربیه، غریب القرآن، نهج البلاغه و المقامات حریری، و بعلاوه یک اجازه عام به خواهرزاده و شاگردش محمد بن احمد بن ابی المعالی داده که صورت چهار اجازه اخیر بر اساس نسخه اصل دستنویس او، در مقاله آمده است. اطلاع جدید درباره او قرائت نسخه ای از مقامات حریری توسط او بر یحیی ابن سعید الحلی(م 690) است. اهتمام او به نهج البلاغه، از اجازه او به ابن ابی المعالی و بعلاوه إنهاء او بر دو نسخه ارزشمند موجود نهج البلاغه، که یکی از آنان نسخه ای ناشناخته است، روشن می گردد. شرحی با رویکرد لغوی، کلامی و تاریخی بر قصائد السبع العلویات ابن ابی الحدید، منسوب به او باقی مانده است.
علل گسترش تراجم نگاری شیعی در عصر قاجار، مطالعه موردی: کتاب قصص العلما اثر میرزا محمد تنکابنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
168 - 193
حوزههای تخصصی:
تراجم نگاری از شاخه های مطرح تاریخ نگاری در جهان اسلام است که به شرح-حال طبقات مختلف جامعه می پردازد؛ در دوره ی قاجار به دلیل رشد کمی و کیفی علمای شیعه و کمبود تراجم شیعی به مقوله تراجم نگاری شیعی توجه ویژه ای شد؛ از جمله این تراجم قصص العلما محمد تنکابنی است که از تراجم مشهور این دوره محسوب می شود؛ از این رو مقاله حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به شیوه کتابخانه ای بر مبنای این سؤال ها سامان یافته است که علل گسترش تراجم نگاری شیعی در دوره قاجار چیست و چه تغییراتی از جنبه ساختاری و شکلی داشته است؟ و تنکابنی در قصص العلما با چه رویکردی به شرح حال علما شیعه پرداخته است؟ داده های پژوهش، نشانگر این است که تراجم نگاری شیعی در این دوره به طور ویژه ای مورد توجه قرار گرفته و با بهره گیری از نثر فارسی، روان نویسی و پرهیز از اصطلاحات دشوار، نوآوری در شیوه بیان مطالب و خاطره نویسی نوین و تکمیل و تتمیم تراجم پیشین با حفظ ساختار گذشته تغییراتی جزئی داشته است؛ و تنکابنی ضمن بیان حکایاتی که شاکله اصلی قصص العلما است با رویکردی غیر انتقادی به شرح حال علمای شیعه پرداخته است و علاوه برآن به مسائل دینی، سیاسی و اجتماعی اشاره کرده است؛ از این رو باید تراجم نگاری دوره قاجار را با این ویژگی ها نسبت به تراجم نگاری پیشینیان در روند تکمیل نه در دوران گذار خواند.
تأثیر باورهای مذهبی در رجال پژوهی و تراجم نگاری با تأکید بر راویان متّهم به نَصب در آثار شمس الدّین ذهبی(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
49 - 70
حوزههای تخصصی:
رجال پژوهی و تراجم نگاری، از جمله دانش های کلیدی علوم حدیثند. به کمک آنها، راویان احادیث، عالمان و شخصیّت های مؤثّر در تاریخ اسلام مورد باز شناسی قرار می گیرند. به علاوه، پژوهشگر حوزه حدیث، امکان اطلاع از وضعیّت راویان احادیث و سیره عالمان را از همین طریق می یابد. با توجّه به اهمیّت ویژه این دو دانش، پژوهش ضابطه مند در این عرصه نیازمند ضوابطی است که پرهیز از دخالت دادن باور ها و تعصبات مذهبی از مهم ترین آن ها به شمار می رود. این نوشتار، برآن است تا نشان دهد باور های مذهبی تا چه میزان در رجال پژوهی و تراجم نگاری دخیل و موثر است؟ بدین منظور تراجم عالمان اهل سنّت و راویان متهم به نَصب در آثار شمس الدّین ذهبی، مورّخ و محدّث برجسته اهل سنّت، مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش به روش تاریخی و رویکرد توصیفی تحلیلی به انجام رسیده است. در نتیجه، برخی از مصادیق تأثیرپذیری رجال پژوهی و تراجم نگاری ذهبی از تعصّبات مذهبیش با محوریّت بررسی راویان متهم به نَصب و تراجم نگاری عالمان اهل سنّت از مکاتب فقهی و کلامی مختلف، ارائه شده است.
رهیافتی بر آسیب شناسی تراجم نگاری (مطالعه موردی: طیّ الأرض میرزا طاهر تنکابنی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
174 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارزیابی کرامتی است که به میرزا طاهر تنکابنی، عالم، عارف و فیلسوفِ مشّایی دوره قاجار و پهلوی اوّل نسبت داده شده است. شهرت و شخصیت علمی و معنوی میرزا طاهر تنکابنی، و همچنین نقل آن توسط برخی از دانشیان رجال و تراجم، سبب شد که این کرامت مورد پذیرش و بازخورد فراوانی در کتاب ها، مجلات و پایگاه های اینترنتی قرار گیرد. «دانش تراجم»، از دانش های دیرینه در میان عالمان مسلمان است. تراجم نگاری یا بیوگرافی نویسی، به معرفی شخصیت های علمی، معنوی و اجتماعی می پردازد. این دانش در ابتدا، ذیل «دانش تاریخ» بوده و بعد ها به دلایلی از دانش تاریخ جدا شده است. همان گونه که اشاره شد، هدف این پژوهش، ارزیابی کرامت های منقول ازیک سو، و ممانعت از بدبینی نسبت به کرامت های مستند از سوی دیگر است. بر این پایه، نگارنده با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ابتدا گزارش طی الأرض میرزا طاهر تنکابنی در منابع مربوط به آن را نقل کرده و با استفاده از روش مقایسه سال ها که در میان دانشیان مسلمان، پیشینه دیرینه ای دارد، به ارزیابی آن مبادرت کرده است؛ توضیح آنکه دانشیان مسلمان «سال» را پایه قرار داده و رویداد و حدیث را با تکیه بر آن اعتبارسنجی می کردند؛ برای مثال، ابن اسحاق (م.151ق) می نویسد: پیامبر(ص) میان جعفربن ابی طالب و معاذبن جبل عقد اخوّت بست و آن دو با یکدیگر برادر شدند. [1] واقدی معتقد است که این گزارش، صحیح نیست؛ زیرا پیمان اخوت، پیش از جنگ بدر (سال دوم هجرت) منعقد شد و جعفربن ابی طالب در آن سال در حبشه به سر می برد. او هفت سال پس از پیمان اخوت، وارد مدینه شد. [2] در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: «مردم بعد از شهادت امام حسین(ع) مرتد شدند؛ مگر سه نفر: ابوخالد کابلی، یحیی بن ام الطویل و جبیربن مطعم. بعدها مردم کم کم به امام سجاد و اهل بیت ملحق شدند». [3] گفتنی است، جبیربن مطعم در سال 57، 58 یا 59 هجری از دنیا رفت. از سوی دیگر، امام سجاد(ع) در سال 61 هجرت، به امامت رسید. بنابراین، جبیربن مطعم، امامت علی بن حسین(ع) را درک نکرده است تا بتواند از یاران امام سجاد(ع) باشد. نگارنده در این پژوهه نیز «سال» را محور ارزیابی قرارداده است. پس، با مقایسه سال های زیست شخصیت های محوری کرامت مذکور، از قبیل: میرزا نصرالله لک، میرزا طاهر تنکابنی، اسماعیل اصانلو و میرزا محمود حسینی زنجانی، و همچنین تاریخ بنایی که در کرامت مذکور جایگاه مهمی دارد، همگی مورد توجه قرار گرفته و سال های آن با یکدیگر مقایسه شدند. یافته های این پژوهش، گویای آن است که گزارش طی الأرض میرزا طاهر تنکابنی، با یکی از آسیب های تراجم نگاری همراه شده است؛ زیرا میان رویداد طی الأرض و ثبت آن، فاصله رخ داده است؛ توضیح آنکه طبق گزارش مدیر الدوله، او و امام جمعه مجتهد زنجانی در سال 1322ق به دیدار میرزا طاهر تنکابنی می روند. میرزا طاهر تنکابنی رویداد «طیّ الأرض» را مربوط به سی چهل سال پیش از 1322ق عنوان می کند. براین اساس، این رویداد می بایست در سال 1292ق یا 1282ق روی داده باشد که طبعاً در آن سال، از این رویداد سی یا چهل سال گذشته است. اسماعیل اُصانلو یکی از شخصیت های محوری گزارش طی الأرض میرزا طاهر می نویسد: «در تاریخ 1322هجری قمری آقای میرزا محمود امام جمعه مجتهد زنجانی به من تکلیف کردند که به عیادت میرزا طاهر تنکابنی که مدتی در بستر بیماری است، برویم.» درصورتی که میرزا محمود مجتهد زنجانی، در سال 1309ق متولد شده و بنابراین، در سال 1322ق سیزده ساله بوده است. اکنون او چگونه به اسماعیل اُصانلو مدیر الدوله تکلیف می کند که به اتفاق به عیادت میرزا طاهر تنکابنی بروند؟ از سوی دیگر، میرزا طاهر تنکابنی در سال ۱۲۸۰ق متولد شده و در ۱۶سالگی (۱۲۹۶ق) برای ادامه تحصیلات حوزوی، وارد حوزه علمیه تهران شده است. همچنین، اسماعیل اُصانلو مدیر الدوله، جریان «طیّ الأرض» را در سال ۱۳۲۲ق از زبان میرزا طاهر تنکابنی نقل کرده است؛ یعنی در ۴۲ سالگیِ میرزا طاهر تنکابنی. حال، اگر سی سال را مبنا قرار دهیم، میرزا طاهر در آن زمان، ۱۲ساله بوده است؛ درحالی که میرزا طاهر در آن زمان، هنوز برای تحصیل دروس حوزوی، وارد تهران نشده است؛ ضمن اینکه در آن زمان، صحن آیینه (صحن اتابکی) هنوز ساخته نشده است؛ زیرا ساختن صحن آیینه، در سال ۱۲۹۵ق شروع گردید و پس از هشت سال، در سال ۱۳۰۳ق پایان یافت. اگر مبنا را چهل سال بگیریم، با ابهام بیشتری روبه رو می شود؛ زیرا در آن وقت، میرزا طاهر ۲ساله بوده و از سویی، صحن آیینه نیز بیست ویک سال بعد ساخته شده است. با مقایسه سال های نقل رویداد و سال بنای صحن آیینه (اتابکی)، روشن گردید گزارش «طیّ الأرض میرزا طاهر تنکابنی» نمی تواند صحیح باشد؛ زیرا علاوه بر فاصله میان نقل کرامت «طیّ الأرض میرزا طاهر تنکابنی» و ثبت آن از یک سو، و ناهماهنگی میان سال تولد میرزا محمود مجتهد امام جمعه زنجان و سال تقاضای او از اسماعیل اُصانلو مدیر الدوله برای رفتن به عیادت میرزا طاهر تنکابنی از سوی دیگر، پذیرش این گزارش با چالش جدی روبه روست. افزون بر این، ناهماهنگی میان سال تولد میرزا طاهر تنکابنی، سال ورود او به حوزه علمیه تهران و سال نقل کرامت از سوی او، همگی دلالت بر ناصحیح بودن انتساب کرامت «طیّ الأرض» به میرزا طاهر تنکابنی می کند.