فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
347 - 375
حوزههای تخصصی:
عادل عزازی، در کتاب «طعون و شبهات الشیعه الإمامیه حول صحیح البخاری و الرد علیها» به حافظه بی نظیر بخاری در حفظ حدیث باورمند است، و این ویژگی را به عنوان افتخاری بی همتا برای بخاری در میان حفّاظ حدیث مطرح می کند. اخبار نویسنده ای به نام ابوجعفر ورّاق در کتاب «شمائل البخاری»، مستند اصلی عزازی و همفکران پیشین وی همچون عبدالسلام مبارکفوری، عبد الستار شیخ و عبد الغنی عبد الخالق در ادعای بی نظیر بودن حافظه حدیثی بخاری هست. سنجشِ اعتبار و وثاقت کتاب «شمائل البخاری» با رویکرد نقد تاریخی مدرن، مسئله اصلی این مقاله است. برای این هدف، چارچوب نظری پژوهش در محورهایی چون «نقد تاریخی منابع: مفهوم و ضرورت، گونه شناسی مصادر اسطوره حفظ، معیارهای اعتبار سنجی کتاب «شمائل البخاری» و اصل شهرت مولف اثر» تبیین شده است. به دلیل گستردگی بحث، این مقاله به تحلیل معیارهای ارزیابی «شهرت مولفِ» کتاب «شمائل البخاری» اختصاص یافته است، امکان، ضرورت و چگونگی این ارزیابی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عزازی در استناد به کتاب «شمائل البخاری»، رویکرد نقد مصادر تاریخی را رعایت نکرده است، برای او احراز و اثبات شهرت ابوجعفر ورّاق به عنوان مولف کتاب «شمائل البخاری» مسئله نبوده است از این رو به جای تحقیق در این مسئله به تقلید از مبارکفوری و دیگران بسنده کرده است. این امر، بنا نهادن انگاره اسطوره حفظ بر خلاف موازین نقد تاریخی مدرن است، چرا که شهرتِ مولف، نخستین اصل در اعتبار سنجی منابع تاریخی کهن است. رویکرد عزازی، آسیب جدی به اعتبار ادعای او درباره حافظه حدیثی بخاری وارد ساخته و جایگاه کتابش را از یک پژوهش علمی به یک اثر تبلیغی و ترویجی تنزل داده است.
تأملی در دیدگاه علامه طباطبایی در خصوص عدم ارتباط تولیدی میان ادراکات اعتباری و حقیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
1 - 18
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در حوزه ی ادراکات اعتباری عدم ارتباط تولیدی آن ها با ادراکات حقیقی است که علامه طباطبایی مطرح کرده است. بر این اساس، امکان استنتاج قضایای حقیقی از اعتباری و بالعکس نفی می شود. دلیل عمده ی این مدعا تغییرپذیری اعتباریات، ثبات ادراکات حقیقی و فقدان رابطه ی نفس الامری میان موضوع و محمول در اعتباریات است. بر اساس تحلیل پژوهش حاضر از نظر منطق صورت، استنتاج در برخی فروض تشکیل شده از ادراکات حقیقی و اعتباری بدون اشکال است و نبود رابطه ی نفس الامری در اعتباریات موجب سلب رابطه ی منطقی میان خود آن ها و بین آن ها و ادراکات حقیقی نیست. همچنین، هرچند مواد استدلال در اعتباریات یقینی نیستند، در فرض وجود اعتباریاتی ثابت، استفاده از مواد یقینی در استدلال تشکیل شده از اعتباریات بدون مانع است. ضمن آنکه ثابت نبودن ادراکات اعتباری، درصورتی که کبری و نتیجه هر دو اعتباری باشد، موجب بروز اشکال نخواهد بود؛ زیرا، مادامی که اعتبار در کبری وجود دارد، اعتبار نتیجه هم وجود خواهد داشت.
نفی اماریت «سن» برای بلوغ دختران با تأکید بر بررسی در پرتو مبانی کلامی اجتهاد(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
172 - 201
حوزههای تخصصی:
مشهور فقیهان امامیه، سن نه سالگی را از امارات شرعی بلوغ دختران دانسته اند که امروزه غالب دختران نه ساله بالغ نیستند و برخی سن سیزده سالگی را از امارات شرعی بلوغ دختران دانسته اند که به دلیل معتبر نیاز دارد. این مقاله در صدد بررسی صحت سن نیست، بلکه در صدد بررسی این پرسش است که با توجه به تأثیر امور فراوانی مانند وراثت ، شرایط جغرافیایی ، کم و کیف تغذیه ، ویژگی های جسمانی و روان شناختی و ... در سن بلوغ، و تفاوت فراوان سن در بلوغ دختران ، آیا به طور اساسی سن (نه سالگی یا غیر آن ) را می توان اماره ثابتی دانست که شارع مقدس آن را برای بلوغ قرار دهد یا اینکه اماره قرار دادن، امری متغیر برای امری جاودانه مشکل ثبوتی دارد؟ در صورت دوم، سن که در روایات نشانه بلوغ دانسته شده چگونه قابل توجیه است؟ در این مقاله اثبات شده که اساساً سن (نه سالگی یا غیر آن ) را نمی توان اماره ثابتی دانست که شارع مقدس آن را برای بلوغ قرار دهد، درنتیجه باید گفت سنی که در روایات، درباره بلوغ دختر وارد شده ، از شأن بیان حکم شرعی صادر نشده واماره ای جاودانه نیست بلکه صادر از شأن غیر تبلیغی معصوم و درنتیجه حکمی شرعی نیست.
بررسی نقل مستقیم ابن ابی عمیر از سفیان بن السمط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
201 - 211
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مورد اختلاف در بین فقهای شیعه، حکم سجده سهو برای هر زیاده و نقیصه است که یکی از روایات که در سلسله سند آن سفیان بن السمط وجود دارد در تعیین حکم مسئله نقش اساسی دارد. یکی از اشکالات سندی این روایت، مجهول بودن سفیان بن السمط است و طبق برخی مبانی برای رفع این مشکل باید نقل مستقیم ابن ابی عمیر از سفیان ثابت شود تا مشکل مجهول بودن سفیان بن السمط از بین برود. این نوشتار به بررسی همین نقل مستقیم می پردازد. در این میان محقق خویی رحمه الله و نرم افزار درایهالنور ۳ با استناد به روایاتی، نقل مستقیم را ثابت دانسته اند؛ اما در این نوشتار با توجه به شواهد و قرائن سندی و متنی نشان داده شد که احتمال سقط ابن عمیره در بین ابن ابی عمیر و سفیان بن السمط جدی است و لذا نمی توان به نقل مستقیم وثوق پیدا کرد. از طرف دیگر با بررسی طبقه کسانی که از سفیان بن السمط روایت کرده اند، این گمان حاصل می شود که ابن ابی عمیر در طبقه ای نبوده که مستقیما از سفیان بن السمط روایت کرده باشد. در مجموع اگر ظن بر عدم نقل ابن ابی عمیر از سفیان بن السمط حاصل نشود، ظن به نقل مستقیم او از سفیان بن السمط حاصل نمی شود.
مفهوم شناسی، مصداق یابی و کارکرد های فرهنگی قرایظاهره در روایات امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
113 - 140
حوزههای تخصصی:
کلید واژه «قُرًی ظَاهِرَهً» تنها یک بار در قرآن، در آیه 18سوره سبا، به کار رفته و به مجموعه ای از شهرها و روستاهای نزدیک به هم که از یکدیگر نمایان اند، اشاره دارد. اما بر پایه ی فرمایش امام باقر (ع) به افرادی گفته می شود که فقه را از امام دریافت کرده و به عنوان امینان جامعه در گسترش دین مداری جامعه پویا هستند. عنوان قرای ظاهره، یادکرد از افراد خاصی است که هیچ نام و نشانی از آنها در متون نیامده اما مصداق این عبارت برای امام معلوم و مشخص است. پیوست به اینکه بدون مفهوم شناسی این عبارت، امکان برداشت های دگرگون وجود دارد، ضرورت این پژوهش را نمایان می کند. مکتوبی که پیش رو دارید تلاشی است برای ارائه ی منظومه ای سامان یافته پیرامون مفهوم، مصداق و کارکردهای قرای ظاهره که باشیوه ی ردیابی فرایند، مورد بازشناسی قرار گرفته است. با نظر به رفتار فرهنگی تعلیمی امام باقر (ع) و با استناد به تعداد روایات نقل شده از ایشان که بالاترین آن مربوط به اصحاب ایشان است، می توان به عنوان مصادیق قرای ظاهره، راویان دین شناس و پُرکار ایشان که به دلیل برخورداری حداکثری از آموزه های دینی در رفع نیاز و اصلاح فرهنگ جامعه نقش آفریدند از جمله زراره، محمد بن مسلم، برید بن معاویه و... را نام برد. توجه نهاد امامت به این جایگاه حقوقی ایجاب می کند که در مقاله پیش رو کارکرد های فرهنگی این اصحاب از جمله: اهتمام به حفظ امانت و انتقال صحیح میراث حدیثی، زدودن دین از پیرایه های ناصواب فرهنگی و... در بستر تاریخ حدیث شیعه مورد واکاوی قرار گیرد.
رویکردها و جهت گیری ها در پژوهش های کاربردشناختی قرآن در ایران: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربردشناختی شاخه مهمی از زبان شناسی است و کمک می کند تا فراتر از معنای تحت اللفظی، به واژه ها و گزاره ها نظر و به ما امکان می دهد بر نحوه ساخت معنا در زمینه های خاص تمرکز کنیم. هدف پژوهش حاضر، بررسی رویکردها و جهت گیری ها در پژوهش های کاربردشناختی قرآن در ایران از دریچه مرور نظام مند است. مطابق یافته های آماری، اولین پژوهش کاربردشناختی دست کم در دهه 60 در ایران انجام گرفته اما در حوزه قرآن، نخستین پژوهش به دهه 70 بازمی گردد که بیشتر به شکل پایان نامه توسط دانشجویان رشته زبان انگلیسی سامان یافته است. تحلیل رویکردها و جهت گیری ها نشان می دهد که دست کم سه رویکرد پژوهشی وجود دارد: اول. «تحلیل گفتمان و کنش های گفتاری در قرآن»، دوم. «مقایسه و سنجش ترجمه های قرآن کریم» و سوم. «ماهیت شناسی، سنجش و بومی سازی نظریه های کاربردشناختی». رویکرد نخست در سه جهت گیری، «حل مسئله و شبهه پژوهی»، «استخراج راه کارهای قرآنی» و «پیاده سازی و کشف کنش های گفتاری» تحلیل شد. رویکرد دوم به مقایسه ترجمه ها به گونه های متفاوت نظیر تأثیر جنسیت مترجم بر پایه نظریه های زبانشناختی پرداخته است. رویکرد سوم به ماهیت شناسی، نسبت سنجی با آموزه های اسلامی در راستای بومی سازی و ارائه اصول و مبانی اهتمام ورزیده که از دسته رویکردهای ارزشمند در چنین مطالعاتی است. همچنین ازجمله آسیب های عمده پژوهش های کاربردشناختی حوزه قرآن، می توان به عدم توجه به تبار و اعتبار نظریه ها نسبت به متن قدسی قرآن اشاره نمود.
جریان شناسی فرقه های انحرافی مهدویت با تکیه بر سوره مبارکه توبه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
84 - 99
حوزههای تخصصی:
تحلیل و به کارگیری ابزارهای لازم جهت مقابله با هر روندی تابع شناخت جریان های حاکم بر آن است. فقدان جریان شناسی در برخورد با فرقه های انحرافی مهدویت، سبب نوعی سلیقه گرایی در راهبردهای مواجهه خواهد شد. قرآن کریم همواره به ترسیم جامع صراط و سبل ها به عنوان نمادهای حقیقت و انحراف اهتمام داشته و از جمله سوری که مسأله انحراف و لایه های موجود در آن را تشریح نموده، سوره مبارکه توبه است. بر این اساس در این اثر با روش توصیفی تحلیلی به جریان شناسی فرقه های انحرافی مهدویت با تکیه بر سوره مبارکه توبه پرداخته خواهد شد و در نهایت نگارنده بدین نتیجه رسیده که سوره مبارکه توبه، در عین تمرکز به انحراف سازمانی و پرهیز از خردنگری در ترسیم ابعاد انحراف، در تشریح مراتب طولی آن، در ابتدا به قلوب مستعد انحراف و سپس به مراتب قلبی و پس از آن به انحراف نرم غیرعملیاتی و انحراف سخت و درگیر در صحنه پرداخته است.
اعتبار سنجی روایت عفو عبد الله بن سعد توسط پیامبر(ص)
حوزههای تخصصی:
در منابع حدیثی اهل سنت و بعضی از منابع حدیثی شیعه نقل شده که پیامبر(ص) در روز فتح مکه، عبدالله بن سعد را که مرتد شده و حکم قتلش نیز توسط حضرت صادرشده بود، با وساطت عثمان بن عفان که برادر رضاعی او بود، بخشید و اجازه داد که با او بیعت نماید ولی پس از رفتن وی اصحاب را مورد سرزنش قرار داد که آن زمان که بیعتش را هنوز نپذیرفته بودم، چرا او را به قتل نرساندید؟ پذیرش این روایت به این شکل، دارای پیامدهای معرفتی و احیاناً سیاسی اجتماعی؛ مانند مصانعه و رودربایستی پیامبر در اجرای حدود، انکار سنت پسندیده پناه دهی و جواز غدر و کشتن ناجوانمردانه و نظایر آن است، بنابراین لازم است این روایت، نقد و بررسی شود تا آگاهانه و یا ساده اندیشانه مورد بهره برداری واقع نگردد. در این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، سند و محتوای این سخن بررسی شده و روشن گردیده است که مطلب مذکور از نظر سندی معتبر نبوده و از نظر متنی نیز مخالف کتاب و سنت است، بنابراین به احتمال قوی حدیث مذکور جعلی می باشد.
مطالعه تطبیقی نظریه سهروردی با نور در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تطبیق نظریه سهروردی با نور در قرآن انجام شده است. همچنین به دنبال ارائه چارچوبی نوین برای تطبیق نظریات فلسفی با قرآن است. برای دستیابی به این هدف، یک فرایند چهارمرحله ای اجرا شد. در گام اول، با رجوع به آثار سهروردی، دستاورد حکمت اشراق در قالب یک گزاره مبنایی و اساسی تعیین شد. در گام دوم، ضمن مطالعه پیشینه موضوع، نحوه بهره برداری سهروردی از مصادیق نور در قرآن بررسی شد. در مرحله سوم، گزاره منتخب و آیات متناظر با آن بررسی و تحلیل شد. مرحله آخر با تطبیق و تحلیل گزاره منتخب با شبکه مفهومی «نور» در قرآن به سرانجام رسید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که نخست، سهروردی بنیان مکتب اشراقی خود را براساس قرآن طراحی نکرده، ولی ادبیات این نظریه وامدار قرآن بوده؛ ازاین رو از آیات قرآن به صورت ذوقی، تلمیح و استشهاد بسیار بهره برده است. دوم، در قرآن واژه «وجود» به خداوند اطلاق نشده و قرآن نقشی ویژه برای صفت نور در میان سایر صفات الهی رقم زده است؛ بنابراین می توان نور بودن خداوند برای آسمان ها و زمین، یعنی کل گیتی، را با تعبیر «نورالانوار» سهروردی تطبیق داد.
تفسیر تاریخی -تطبیقی «أُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْض» ( احزاب: 6)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبارت «وَأُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ ...» در آیه ششم سوره احزاب در طول تاریخ تفسیرهای گوناگونی یافته است. این پژوهش شش دیدگاه تاریخی درباره دلالت این آیه را بررسی می کند: (۱) برخی آن را ناسخ ارث بردن به واسطه هجرت و ایمان و دال بر ارث خویشاوندان دانسته اند؛ (2) گروهی، بدون پذیرش نسخ، آیه را بیانگر ارث خویشاوندان و تبیین کننده مادر بودن همسران پیامبر تفسیر کرده اند؛ (3) عده ای بر این باور رفته اند که آیه بر این دلالت دارد که یکی از شرایط جانشینی پیامبر قرابت با اوست؛ ۴) دیدگاهی دیگر شرایط جانشینی را ایمان، هجرت و قرابت می شمارد؛ (5) برخی از آیه معنایی عام برداشت کرده اند که هم شامل ارث و هم شرایط جانشینی می شود؛ (۶) نظریه ای نیز آیه را، براساس دیدگاه استعمال لفظ در بیش از یک معنا، هم دال بر ارث و هم دال بر ولایت می داند. این پژوهش، با روش تفسیر تاریخی تطبیقی، دیدگاه های مذکور را واکاوی کرده و با توجه به قرائن موجود، به این نتیجه رسیده دیدگاه ششم به واقعیت نزدیک تر است.
History for Pure Life: Reviewing the Effects of World and Islamic History on Ethics.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲ , Issue ۴۲, Spring ۲۰۲۵
65 - 82
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: Understanding the impact of world history on ethics is crucial for fostering global ethical discourse and navigating modern challenges with historically informed moral decisions. METHOD & FINDINGS: The study finds that world history has played a dual role in shaping ethics, reinforcing moral ideals such as justice, human rights, and compassion, while simultaneously exposing the depths of human immorality through colonialism, war, slavery, and systemic oppression. However, these opposing narratives do not exist in isolation; they interact dynamically within a continually evolving moral field. Historical events, movements, and philosophical developments have influenced and shaped ethical thought, demonstrating a reciprocal and dialectical relationship between the two domains. CONCLUSION: The paper proposes the Dialectical-Moral Field Theory of History, which reinterprets world history as a contested space where moral and immoral forces are in constant tension. This perspective moves beyond simplistic moral or cynical interpretations, emphasizing history as a site of ethical struggle and transformation. Recognizing this dynamic interplay enables a deeper understanding of the moral responsibilities we inherit and informs efforts to cultivate a more just and ethically grounded global society.
واکاوی نظریه های هویتی بر پیشگیری از تکرار جرم در میان زندانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
237 - 245
حوزههای تخصصی:
در گذشته هنگامی که شخصی مرتکب جرمی می شد، تنها هدف مجازات آن شخص سزادهی بود. با گذشت زمان و پیشرفت جوامع بشری و افزایش جرم و جنایت متخصصان این حوزه به این نتیجه رسیدند که علاوه بر سزادهی باید از مجازات هایی استفاده کرده که برای شخص و دیگران سبب ارعاب شود تا در آینده جرم را تکرار نکنند. زندانی کردن محکومان به عنوان یک مجازات که در کنار آثار منفی احتمالی با پیشرفت تکنولوژی می تواند به عنوان مکانی جهت آموزش دهی و یادگیری مهارت های شغلی برای افراد زندانی به کار برده شود. اگر رویه زندان ها تغییر نکند زندانیان با تأثیرپذیری از یکدیگر آماده ارتکاب جرائم جدید پس از آزادی خواهند بود. یکی از آثار بدی که زندان بر محکومان دارد، ایجاد سابقه کیفری برای شخص محکوم است که پس از آزادی از بسیاری حقوق اجتماعی محروم می شود و حتی برای استخدام شغل جدید با مشکل جدی مواجهه می شود. هدف اصلی که این تحقیق دنبال می کند شناسایی تأثیر مجازات حبس بر انجام مجدد جرم با استفاده از نظریه های هویتی و مبانی نظری آسیب های اجتماعی مانند آنومی، کنترل اجتماعی، تضاد اجتماعی، برچسب زنی و ... بوده و در تلاش است به بررسی علل و عوامل تکرار جرم بپردازد. در این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که نظریه های هویتی به ویژه تأثیر سبک زندگی افراد از طریق ایجاد انسجام عاطفی در فرد با بروز جرائم و تکرار جرم زندانیان ارتباط معناداری دارد.
خوانش فمینیستی از آیات زنان در قرآن در ترازوی تفاسیر شیعه: مطالعه موردی آراء تفسیری آمنه ودود و فاطمه مرنیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی رویکردهای فمینیستی به متون دینی، به ویژه قرآن کریم، جایگاه قابلتوجهی در گفتمانهای اسلامی پیدا کردهاند. در این مطالعه با روش توصیفیـتحلیلی و با اتکاء به چارچوب نظری تفاسیر شیعه به واکاوی و نقد دیدگاههای دو تن از نظریهپردازان شاخص فمینیسم اسلامی، آمنه ودود و فاطمه مرنیسی، درباره آیات مرتبط با زنان در قرآن میپردازیم. پرسش محوری آن است که این خوانشها تا چه اندازه با مبانی تفسیری شیعه سازگاری یا تعارض دارند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که علیٰرغمِ وجود نقاط اشتراکی چون نفی روایت آفرینش زن از دنده چپ مرد و باور به منشأ واحد و ارزش برابر انسانی زن و مرد، شکافهای بنیادینی در مبانی روشی و محتوایی میان این دو خوانش فمینیستی و تفسیر شیعی وجود دارد. از نگاه این پژوهش که با پذیرش پیشفرضهای الهیات شیعی پیش میرود، مهمترین این اختلافات نادیدهانگاری منشأ الهیِ نقشهای تکوینی و شرعی زن و مرد و نیز بهرهگیری از روشی گزینشی و فاقد ضوابط مسلّم تفسیر است. در این مطالعه هدف آن است که نشان دادن شود رویکرد ودود و مرنیسی، متأثر از بستر اجتماعی جوامع عربی و با غفلت از منابع معتبر شیعی، اگرچه در پی احیاء جایگاه زن است، اما در عمل به دلیل عدم التزام به مبانی استوار دینی، نهتنها راهکارِ عملی برای زنِ مسلمان ارائه نمیدهد، بلکه به فروکاستنِ جایگاه او در هستی و تضعیف حقوق او در منظومه اندیشه اسلامی میانجامد.
بررسی همگرایی و واگرایی در نظریات روابط بین الملل
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 24
حوزههای تخصصی:
در عرصه پیچیده روابط بین الملل، پدیده همگرایی و واگرایی به عنوان دو نیروی متضاد، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی تعاملات میان دولت ها و سایر بازیگران ایفا می کنند. همگرایی، به تمایل و گرایش بازیگران به سوی همکاری، اتحاد و ایجاد ساختارهای مشترک اشاره دارد، در حالی که واگرایی، نمایانگر تمایل به جدایی، تفرقه و اتخاذ سیاست های مستقل است. درک عوامل مؤثر بر این دو پدیده و چگونگی تأثیر آنها بر روابط بین الملل، از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این مقاله، تلاش شده است تا با تأکید بر پنج نگرش عمده در نظریات روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای، به تبیین مقوله همگرایی و واگرایی در روابط بین الملل پرداخته شود. این پنج نگرش عبارتند از: رئالیسم، لیبرالیسم، سازه انگاری، کارکردگرایی و نوکارکردگرایی. هر یک از این نظریه ها، با مبانی نظری و رویکردهای خاص خود، به بررسی پدیده همگرایی و واگرایی از زوایای مختلف می پردازند و عوامل مؤثر بر آنها را به شیوه های متفاوتی تحلیل می کنند. در این راستا، ابتدا به تشریح مبانی نظری هر یک از این پنج رویکرد پرداخته می شود و سپس نگرش آنها در باب همگرایی و واگرایی در روابط بین الملل و عناصر و متغیرهایی که به عنوان عوامل مؤثر در همگرایی و واگرایی از دید این نظریات مطرح می شوند، مورد بررسی قرار می گیرد. هدف از این مقاله، ارائه تصویری جامع و چندبعدی از پدیده همگرایی و واگرایی در روابط بین الملل از دیدگاه نظریه های مختلف است تا بتوان از این طریق، درک بهتری از عوامل مؤثر بر این پدیده و چگونگی تأثیر آنها بر روابط بین الملل به دست آورد.
بررسی آثار فقهی مترتب بر احتکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
147 - 160
حوزههای تخصصی:
احتکار, خرید یا ذخیره نمودن اجناس مورد نیاز مردم و جلوگیری از عرضه آن در بازار به منظور گران شدن قیمت, ضمن دغدغه دولتمردان در تمام دوران دارای قدمتی به تاریخ فقه دارد و هم از منظر عقلی و هم شرعی مذموم به شمار می آید. همین معنا از کلمات تمامی فقهای مذاهب اسلامی قابل استنباط است و ایشان در ناپسندشمردن آن هم صدا هستند، منتها در تشخیص حکم تکلیفی آن برخی قائل به حرمت و برخی قائل به کراهت شده اند، از طرفی, باتوجه به آن که احتکار به وضوح یک ناهنجاری اجتماعی در سطح وسیع است و موجب تضییع حقوق اجتماعی افراد می گردد، فقها به آثار مترتب بر اجناس احتکارشده نیز پرداخته اند که می توان از آن تحت عنوان مسؤولیت مدنی محتکر یاد نمود. مطابق این آثار، حاکم اسلامی می تواند محتکر را اجبار یا اکراه به فروش اجناس احتکارشده به قیمت عادله نماید تا از این رهگذر بخشی از زیان وارده بر جامعه جبران گردد. از طرفی دیگر, طبق قاعده مشهور « التّعزیر فی کلِّ عمل محرم » بین فقهای اسلام مستوجب تعزیر می گردد، البته با عنایت به سیستم نوین دادگستری فعلی این اجبار تنها از سوی مقام صلاحیت دار و پس از کسب مشورت با کارشناسان مربوطه و رعایت سلسله مراتبی است که موجب ایجاد هرج و مرج و مفسده بزرگ تر نگردد. همچنین حاکم می تواند درصورت عدم رعایت جانب انصاف از سوی محتکر، اقدام به نرخ گذاری اجناس به قیمت منصفانه نماید.
بازشناسی یک واژه فارسی در قرآن کریم؛ مطالعه موردی «هُدِّمَت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی خاستگاه واژه قرآنی تک بسامد «هُدِّمَت»، برساخته از ریشه «ه-د-م»، و واکاوی تطور صوری و معنایی آن انجام شده است. این واژه در تفاسیر و ترجمه های قرآنی، اساساً به مثابه یک واژه اصیل عربی و در پیوند با معنای جاافتاده «ویرانی یا تخریب» تلقی شده، بی آنکه بررسی ریشه شناختی مستقلی بر پایه تعاملات زبانی صورت گیرد. مقاله پیش رو با رویکرد تاریخی یا درزمانی، ضمن اشاره به همزادهای واژه در دیگر زبان های سامی، کاربست های آن را در متون پیشاقرآنی شامل متون مقدس یهودی–مسیحی و اشعار کهن عربی بررسی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «هُدِّمَت» وام واژه ای برگرفته از فارسی باستان (handāma) به معنای «اندام» است که از طریق زبان آرامی و در چارچوب تعاملات زبانی عصر هخامنشی وارد زبان های سامی و سپس عربی شده و در آیه چهلم سوره حج بر پاره پاره کردن و فروپاشی ساختمان پرستشگاه ها دلالت دارد. افزون بر این، نتایج پژوهش پیش رو نشان می دهد که بازسازی ریشه ثلاثی «ه-د-م» بر پایه یک ریشه ثنائی، به سبب غفلت از وام واژه بودن آن اساساً گرفتار خطای روش شناختی است.
تحلیل نگره تاریخ مندی آیات پوشش شرعی زنان در قرآن با رویکرد گفتمان کاوی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پوشش زنان مسلمان به سبب ابعاد دینی، اجتماعی و اخلاقی، همواره مورد توجه محققان قرار دارد. مسئله محوری این پژوهش، تقابل دو خوانش متفاوت از آیات مرتبط با پوشش شرعی زنان بر مبنای نگره تاریخ مندی است. خوانش نخست بر فراتاریخی و عام بودن آیات تأکید دارد و خوانش دوم، آیات مذکور را متعلّق و وابسته به بستر تاریخی عصر نزول وحی تلقی می کند. این تقابل، به دلیل تبعات عملی متفاوت، چالش های گوناگونی را در عرصه اجتماعی ایجاد می کند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، به واکاوی دلایل خوانش تاریخ مند و ارزیابی آنها در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین می پردازد. در سطح توصیف، ساختار نحوی و گزینش های زبانی کلام الهی، پوشش شرعی را به عنوان حکم واجب، عام و مستمر دینی نمایان می سازد. در سطح تفسیر نیز دلالت های ضمنی، بافت درون متنی و موقعیتی، احکام پوشش را واجد اصولی ثابت، فراگیر و قابل انطباق بر سایر بسترهای تاریخی معرفی می کند. تحلیل در سطح تبیین نیز آیات را بخشی از گفتمان کلان زندگی توحیدی و در تقابل با گفتمان مادی گرا مطرح می کند که ایدئولوژی نهفته در آن، مبین قدرت مطلق خداوند جهت بازتعریف هویت فردی و اجتماعی زنان، مبتنی بر مؤلفه دین داری است.
Cultivating Responsibility in Adolescents Based on Stages of Development and Upbringing in Islam(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲ , Issue ۴۲, Spring ۲۰۲۵
83 - 100
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The confluence of Islamic tradition and developmental psychology reveals a compelling paradigm for navigating adolescence. Grounded in the Prophetic three-phase model, i.e., nurture-discipline-consult, and substantiated by empirical research on authoritative parenting, Mashwarah (consultation) emerges as a transformative practice that balances autonomy and guidance by engaging adolescents in family decisions, builds competence, and strengthens relationships. This synthesis addresses a critical gap in parenting literature by systematizing consultation as an evidence-based tool while offering measurable benefits for individual and societal well-being. Future research should explore its cross-cultural adaptability and long-term impacts on civic engagement. METHOD & FINDING: This qualitative study combines Islamic teachings on Mashwarah with developmental psychology to show how involving adolescents in decision-making builds responsibility. Key findings reveal that structured consultation supports teens' cognitive growth (Inhelder), autonomy (Erikson), and moral reasoning (Kohlberg) while aligning with Prophetic nurturing methods. It strengthens responsibility through problem-solving, which builds self-efficacy (Bandura), better parent-child bonds (Steinberg), and intrinsic motivation. The research frames Mashwarah as an evidence-based, authoritative parenting style (Baumrind) that aligns with Islamic pedagogy and brain development (Giedd). Limitations include the need for cross-cultural studies, but the findings highlight Mashwarah as a culturally rooted tool for fostering responsible adulthood. CONCLUSION: Consulting youths boosts their self-worth, cognitive skills, and independence, preparing them for responsible adult roles.
یگانگی با خداوند در عرفان مسیحی و عرفان هندی تحلیلی توصیفی- انتقادی بر فلسفه مایستر اکهارت و ودانته سنتی و مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۲)
83 - 94
حوزههای تخصصی:
مسئله یگانگی انسان با خداوند یکی از موضوعات بنیادین و چالش برانگیزی است که ذهن متفکران و عارفان شرق و غرب را به خود مشغول کرده است. این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی به بررسی تطبیقی دیدگاه مایستر اکهارت و مکتب ودانته درباره یگانگی انسان با خداوند می پردازد و می کوشد به «امکان یگانگی انسان با خداوند از دیدگاه این دو سنت فلسفی و عرفانی» بپردازد. مایستر اکهارت، عارف مسیحی، یگانگی با خدا را هدف نهایی انسان می داند و بر ضرورت وارستگی از تعلقات دنیوی و خالی شدن از خود برای دستیابی به این یگانگی تأکید می کند. او الوهیت را در اعماق وجود انسان قابل کشف دانسته و به تلفیق عرفان و عمل در زندگی روزمره پرداخته است. در مقابل، ودانته، خصوصا مکتب ادوایته، یگانگی را حقیقتی ازلی معرفی می کند که به دلیل توهم (مایا) از دید انسان پنهان مانده است. این مکتب، با تأکید بر معرفت فلسفی، رهایی از مایا و درک برهمن را راه دستیابی به حقیقت یگانگی می داند. این مقاله، ضمن تحلیل تطبیقی این دو دیدگاه، تلاش دارد مرزهای فلسفی میان عرفان مسیحی و فلسفه هندی را روشن تر سازد. بررسی ها نشان می دهد که هر دو سنت بر وارستگی از تعلقات و اهمیت یگانگی در زندگی روزمره تأکید دارند، اما یکی بر تجربه عرفانی و دیگری بر معرفت فلسفی متمرکز است. با وجود این، چالش های نظری و عملی هر دو دیدگاه در تحقق این یگانگی همچنان پابرجاست.
مفهوم شناسی دو واژه «إستَنکَفَ» و «إستَکبَر» در آیه 172 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به برخی از واژگان قرآن تصور می شود که آنها مترادف هستند و در جهت تاکید کلام خداوند بیان شده اند، اما با تحقیق و تفحص در کلام لغت شناسان این تصور منتفی می شود و معنای جدیدی از آیه فهمیده می شود.مقاله پیش رو در صدد است با تفحص و تدبر در مفاد و مضامین آیه 172 سوره نساء، لطائف نظم معنایی و اصطلاحی حاکم بر واژگان؛ استنکف و استکبر را به دقت مورد واکاوی و بررسی قرار دهد تا با بازبینی پس زمینه های ادب لسانی حاکم بر ظرافت این دو واژه، شائبه ترادف معنایی را از آنها بزداید. برای دستیابی به این منظور، مطالعه حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از روش کتابخانه ای به رشته تحریر در آمده است. دستاوردهای پژوهش نشان داده است که اکثر مفسران و مترجمان در معنای آنها اختلاف داشته اند. یافته های تحقیق نشان دهنده این است که استنکاف از «نکف» به معنای غده است و طبیعتاً هر غده ای تهی از ورم نیست، بنابراین در ترجمه فارسی نیز، باید لفظی مانند؛ باد به غبغب انداختن استفاده شود تا معنای کلام را به درستی منتقل کند و ارادی بودن این امر را نیز به شنونده برساند. استکبار نیز دعوی بزرگی داشتن می باشد، به همین دلیل برای بنده شایسته نیست که استکبار بورزد و خود در مقام کبریایی خالق در بیاورد.