خوانش فمینیستی از آیات زنان در قرآن در ترازوی تفاسیر شیعه: مطالعه موردی آراء تفسیری آمنه ودود و فاطمه مرنیسی (مقاله علمی وزارت علوم)
درجه علمی: نشریه علمی (وزارت علوم)
آرشیو
چکیده
در عصر کنونی رویکردهای فمینیستی به متون دینی، به ویژه قرآن کریم، جایگاه قابلتوجهی در گفتمانهای اسلامی پیدا کردهاند. در این مطالعه با روش توصیفیـتحلیلی و با اتکاء به چارچوب نظری تفاسیر شیعه به واکاوی و نقد دیدگاههای دو تن از نظریهپردازان شاخص فمینیسم اسلامی، آمنه ودود و فاطمه مرنیسی، درباره آیات مرتبط با زنان در قرآن میپردازیم. پرسش محوری آن است که این خوانشها تا چه اندازه با مبانی تفسیری شیعه سازگاری یا تعارض دارند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که علیٰرغمِ وجود نقاط اشتراکی چون نفی روایت آفرینش زن از دنده چپ مرد و باور به منشأ واحد و ارزش برابر انسانی زن و مرد، شکافهای بنیادینی در مبانی روشی و محتوایی میان این دو خوانش فمینیستی و تفسیر شیعی وجود دارد. از نگاه این پژوهش که با پذیرش پیشفرضهای الهیات شیعی پیش میرود، مهمترین این اختلافات نادیدهانگاری منشأ الهیِ نقشهای تکوینی و شرعی زن و مرد و نیز بهرهگیری از روشی گزینشی و فاقد ضوابط مسلّم تفسیر است. در این مطالعه هدف آن است که نشان دادن شود رویکرد ودود و مرنیسی، متأثر از بستر اجتماعی جوامع عربی و با غفلت از منابع معتبر شیعی، اگرچه در پی احیاء جایگاه زن است، اما در عمل به دلیل عدم التزام به مبانی استوار دینی، نهتنها راهکارِ عملی برای زنِ مسلمان ارائه نمیدهد، بلکه به فروکاستنِ جایگاه او در هستی و تضعیف حقوق او در منظومه اندیشه اسلامی میانجامد.Feminist Hermeneutics of Women's Verses in the Qurʾān: Case Study of Wadud and Mernissi Through the Lens of Shiite Exegesis
Contemporary Islamic thought has witnessed the emergence of significant feminist hermeneutical projects aimed at reinterpreting the Qurʾān. Prominent among these are the works of Amina Wadud and Fatima Mernissi, who have sought to deconstruct patriarchal readings of scriptures concerning women. This study undertakes a critical examination of their interpretations of verses related to women, specifically evaluating their methodological premises and conclusions through the lens of classical and modern Shiite exegesis (al-tafsīr al-Shīʿī). The study is situated within the broader discourse on gender and scripture, addressing a critical gap by systematically contrasting these influential feminist readings with an established, theology-rich interpretive tradition that has often been overlooked in their analyses.








