فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
تفکر صدرالمتألهین ظرفیت لازم برای ورود به ساحت های گوناگون، به ویژه فلسفه اخلاق را داراست. نظریه اخلاقی از محوری ترین مباحث فلسفه اخلاق است که از مبانی تفکر وی نشئت می گیرد. از مهم ترین بنیان ها در این ساحت، بنیان های هستی شناختی و انسان شناختی نظریه اخلاقی است. نویسنده به روش کتابخانه ای، تحلیلی و استنباطی به اهم هر دو بنیان اشاره کرده است. اصالت وجود، مساوقت وجود با خیر، علم، کمال و سعادت، حرکت جوهری و استکمال نفس، تشکیک وجود، تقسیم وجود به رابط و مستقل و امکان فقری وجودات ربطی، سریان عشق در همه موجودات، حمل حقیقت و رقیقت و برخی دیگر از مبانی هستی شناختی، وجود فقری، حب ذات، کرامت، فطرت الهی، کمال طلبی، شوق به لقای حضرت حق و فنای فی الله، مسئولیت اخلاقی، انتخاب آگاهانه، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس انسانی، اصالت روح و خلود آن، نیازمندی انسان به وحی برای دستیابی به کمال حقیقی و بعضی دیگر از جمله مبانی انسان شناختی نظریه اخلاقی صدرالمتألهین است که نویسنده به تبیین و استنباط آنها و سپس به ارتباط میان آن بنیان ها و نظریه اخلاقی وی پرداخته است.
تأملی در معنای زندگی از نگاه فلسفه اگزیستانسیالیسم الحادی و فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲۰
67 - 79
حوزههای تخصصی:
معنای زندگی از دیرباز به عنوان گمشده بشر، همواره محل بحث دانشمندان بسیاری قرار گرفته است. معناداری زندگی ارتباط تنگاتنگی با هدفمند بودن خلقت انسان دارد. برخی با اعتقاد به خدا و نقش انحصاری او، معنای زندگی را کشفِ هدف الهی و عمل به آن می دانند. در مقابل، نگاه انسان محورانه، انسان را با ویژگی آگاهی و قدرت انتخاب، هدف ساز و جاعل معنای زندگی می داند. روش تحقیق، تحلیلی توصیفی است، مسئله تحقیق در این پژوهش، بررسی نگرش اگزیستانسیالیم الحادیِ افرادی مانند آلبرکامو، سارتر، نیچه و برخی همفکران معنوی آنها مانند مصطفی ملکیان می باشد که با انکار و مرگ خدا، معنای زندگی را امری جعل شدنی توسط اختیار انسان می دانند. ازجمله یافته های تحقیق که با تکیه بر نقد مبانی معرفت شناختی، هستی شناسانه، انسان شناسانه و بیان ادله نقلی می باشد مخدوش بودن مبانی فکری آنها، تبیین معنای زندگی انسان را در راستای هدف الهی و کشفی بودن معنای زندگی است.
Analyzing the Contextual Relationship between Science and the Quran in Establishing Islamic Human Sciences(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most critical and challenging issues regarding revealed human sciences and the comprehensiveness of Quranic teachings is the possibility of an Islamic human science in terms of Quranic content. Examining the content and issues of the Quran and science can be done with various purposes, but the present study, using a descriptive-analytical method, aims to answer the doubt about the impossibility of revealed human science. The results indicated that different views exist in this area. Some, assuming that religious issues and, consequently, Quranic teachings are separate from human science issues, believe that the relationship between them is one of contradiction. Others accept contextual overlap but consider the relationship to be one of opposition. A third view argues that their relationship is one of agreement, but the instances of agreement are minimal, making the realization of revealed human science impossible. According to these theories, a revealed human science is fundamentally impossible. Therefore, each of these theories represents a fundamental question and underlying doubt in this arena, and until these are answered, talking about such a science that can be both human and revealed is not logical. The finding of this paper is to address the fundamental flaws of the aforementioned three views as competing viewpoints and to prove the possibility of revealed human sciences as the chosen viewpoint, which we will address with an interpretative approach and a library-based method.
بررسی تطبیقی جایگاه زن پیش از اسلام و پس از آن از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
1-22
حوزههای تخصصی:
اسلام به عنوان جامع ترین مکتب الهی همواره نسبت به روشنگری آحاد جامعه اهتمام داشته و در این راستا با تبیین مسائل مطرح در جامعه به تشکیل نظام فکری اسلام پرداخته است.یکی از موضاعات مهم در همه اعصار جایگاه زن می باشد و مباحث اسلامی نیز به این موضوع توجه داشته همانگونه که در آیات بسیاری از قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام به این مهم پرداخته شده است.لذا نظر به اهمیت این موضوع در تشکیل نظام فکری و اثبات ارزشمندی زنان در مکتب اسلامی ضرورت دارد با بررسی منابع اسلامی به این مهم پرداخت.زین جهت این نوشتار با بررسی آیات قرآن کریم درباره زنان با روشی توصیفی تحلیلی به بررسی تطبیقی جایگاه زن پیش از اسلام و پس از آن می پردازد و در صدد تبیین ارزشمندی زنان در دین اسلام می باشد و به یافته هایی دال بر بی اهمیتی،هتک حرمت و عدم توجه به زنان در ملل پیش از اسلام و توجه به ارزشمندی زنان بعد از ظهور اسلام با مصادیقی همچون نقش موثر زنان در تحکیم و پایداری جامعه،برابری زنان و مردان در اندیشه تفکری اسلام،نگاه ویژه اسلام به زنان با تشریع احکامی خاص درباره آنان و توصیه به چگونگی برخورد با زنان دست یازید.
پاسداشت اجتماعی واجرای سنن الهی بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
143 - 169
حوزههای تخصصی:
درطول تاریخ بشری، همواره سنتهای ثابت وهمیشگی یا قوانین دائمی وبدون تغییری وجود داشته ودارند که هریک به گونه ای همسو با حکمت خداوندی تحقق می یابند. در قرآن کریم به شماری چند از این سنت ها اشاره شده که از آن جمله می توان به: یاری مومنان از سوی حق تعالی، پاداش به نیکوکاران، آزمایش انسان ها وعذاب تبهکاران اشاره کرد. بدیهی است، شناخت وتوجه به این سنتها، نقش به سزایی در رشد وشکوفایی فرد وجامعه ایفا کرده،زمینه دستیابی به کمالات انسانی را فراهم می سازند. لذا مهمترین پرسش عبارت است از اینکه: اجرایی کردن سنت های الهی در نهادهای اجرایی نظام چگونه زمینه های لازم را برای گام دوم انقلاب اسلامی را فراهم می سازد؟ فرضیه اصلی نشان می دهد: تحقق سنت های الهی در نهاد های اجرایی نظام جمهوری اسلامی ایران موجب استحکام پایه های حاکمیت، رضایتمندی عمومی و افزایش اعتماد و مشارکت گردیده و به تحقق گام دوم انقلاب اسلامی کمک می کند. از روش توصیفی تحلیلی برای تجزیه و تحلیل مطالب در نگارش مقاله استفاده شده است.
مختصات سبکی- مکتبی اقاویل مشایخ صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
133 - 150
حوزههای تخصصی:
اقاویل مشایخ صوفیه بر مبنای اندیشه های عرفانی در قلمرو زبانی، ادبی و فکری بنا شده اند. سنجشِ سخنان عارفانه فارسی و اصیل و یافتن نکته های پنهان اقاویل، هدف این جستار بوده که با روش توصیفی- تحلیلی به تبیین گفتار رسا و شیوای مشایخ در شاخصه هایی چون: 1. نکته داری - ابلاغ اقناعی 2. موزونی عارفانه 3. کهن گرایی فصیح و بلیغ 4. کوتاهی5. اصالت 6. هایکوگونگی7. تأویل و تفسیرپذیری، پرداخته و نسبت به جستارهای پیشین با نگاهی ژرف و منسجم به مختصات سبکی و مکتبی اقاویل نگریسته و به این نتیجه دست یافته است که شناختن و شناساندن گفتارهای موزون و عارفانه فارسی با ابزارهای بیانی(مجاز، تشبیه، استعاره و کنایه) و عقل شهودی میسر است. این پژوهش در فرجام، می شناساند که با شناخت اقاویل شطح آمیز و رمزی، در سایه تفسیر و تأویل، گذرگاهی از جهان به خدای جهان هموار می شود. کلیدواژه ها: اقاویل، مشایخ صوفیه، مختصات سبکی، مکتبی.
تحليل الانزياح الدلالي في دعاء أبي حمزة الثمالي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
71 - 90
حوزههای تخصصی:
تشکّل ظاهره الانزیاح أحد الأرکان الأساسیه فی میدان الدراسات الأسلوبیه الحدیثه، حیث تتسم بدورها الممیز کعامل تمییز للخطاب الأدبی. تلعب هذه الظاهره دوراً بارزاً فی جذب انتباه القارئ والتأثیر العمیق علیه. یُعَدُّ دعاء أبی حمزه الثمالی کنموذج، یمثّل الانزیاح بشکل بارز، حیث تتحرک دلالاته عن معانیها المألوفه، وتختفی الدلالات الاعتیادیه، لتستبدل بمعانٍ جدیده وغیر تقلیدیه. تهدف هذه المقاله، بالاعتماد علی المنهج الوصفی التحلیلی، إلى استکشاف ظاهره الانزیاح الدلالی فی دعاء أبی حمزه الثمالی، من خلال الترکیبات المجازیه، والاستعاریه، والکنائیه. یتناول البحث استکشاف أغوار هذا الدعاء الشریف، بهدف کشف النقاب عن الجوانب الفنیه والإبداعیه المتنوعه التی یتضمّنها. أظهرت الدراسه نتائج، تشیر إلى أنَّ المجاز والاستعاره یعتبران من الوسائل البیانیه الرئیسه فی دعاء أبی حمزه الثمالی. ویتضح أنَّ للانزیاح الدلالی تأثیراً فاعلاً فی تعزیز جمالیه الدعاء والمساهمه فی تقدیمه بطریقه فنیه وتشکیله بشکل متنوع دلالی کبیر. یعمل هذا الدعاء، من خلال استخدام أشکال الانزیاح الدلالی، کالمجاز، والاستعاره، والکنایه، على جذب انتباه المتلقی والتأثیر فیه، مما یُسهم فی ترسیخه فی ذهنه بشکل فعّال.
دراسة مشاكلة الشكل والمضمون في قصيدة إلي أمّ كلثوم لأحمد شوقي من منظار الأسلوبية الأدبية(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
111 - 126
حوزههای تخصصی:
یتأثّر الشکل والمضمون فی الشعر ببعضهما بعضاً. فکلما حظی الترکیب الشکلی للشعر بالانسجام والتناسب اللازمین مع المعنى، خلص الشعر إلی الخلود والتحمّس وزیاده تأثیر المعنی. من أجل الکشف عن مدی التلاؤم بین الشکل والمضمون، فإنّ أفضل طریقه متأصله فی الدراسات اللغویه هو تحلیل النص، بناءً علی الأسلوبیه الأدبیه التی تعنى بدراسه النص الأدبی بشقّیه الشکلی والمضمونی. من هنا، یسعی هذا البحث علی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی، إلی معالجه مشاکله الشکل والمضمون فی قصیده إلی أمّ کلثوم ، لأحمد شوقی. لقد اعتمد الشاعر فی هذه القصیده علی البحر البسیط الثقیل، للتعبیر عن الحزن والثقل النفسی الذی توازیه ذات الشاعر العاشقه والمتحسّره، کما أنّه استفاد من قافیه "الهاء" المفتوحه مع "ألف" الإطلاق، والتی تدل علی الآهات المکبوته. فی الموسیقی الداخلیه، تبیّن أنّ التکرار الصوتی المتمثّل فی الأصوات الصفیریه مثل "السین" ومجاورتها ل "الهاء" خلق موسیقی حزینه، تتلاءم والجو النفسی للشاعر. فی المستوی المعجمی، فاختار کلمات موحیه بالحزن والتحسّر الذی حل به بسبب إعراض الحبیبه عنه، ومنها: "حَمامَهَ الأیکِ، والشَّجو، والدُّجَى، واللَّیل، والبکاء وشَکوی، وأیام الهَوى، وآه". أضفت هذه المفردات على القصیده طابعا ممیزا من الصدق والواقعیه. فی المستوی البلاغی، رأینا أنّ التشبیهات والاستعارات التی استخدمها شوقی لیست زخرفاً معلقا بها، بل إنّها ثمره لحاجه التعبیر. وهذا یدل علی أنّ التصنع البدیعی لا یفرض علی هذا النص الشعری. فی المستوی الترکیبی، یتبیّن لنا أنّ الجمل الفعلیه بالزمن الماضی سائده علی جسد النص؛ لأنّ الشاعر یسترجع الذکریات التی عاشها، إلا أنّها أصبحت کالحلم. بالإضافه إلی ذلک، فقد لجأ شوقی إلی بعض الأسالیب الإنشائیه کالاستفهام الإنکاری، للتأکید علی طهاره الحبیبه وعفتها واحتشامها.
بررسی تطبیقی رویکرد نظام های حقوقی اسلام و ایران به خشونت کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
109 - 121
حوزههای تخصصی:
امروزه پدیده خشونت کلامی در نظام حقوقی بیشتر کشورها مورد توجه قرار گرفته است. در نظام حقوقی ایران نیز برخی مصادیق این خشونت، قابل مشاهده است که عمدتاً برگرفته از منابع فقه شیعه است، اگرچه در فقه شیعه، به صراحت عبارت «خشونت کلامی» به کار نرفته است، اما در برخی مباحث مربوط به آن ازجمله باب حدود، تعزیرات، زوجیت و ولایت به رفتارهایی اشاره شده است که در حال حاضر ارتکاب آن ها مصداق خشونت کلامی به شمار می آید. مقاله کنونی که در سه بخش به بررسی تطبیقی رویکرد نظام های حقوقی اسلام و ایران به خشونت کلامی پرداخته است، یافته های آن نشان می دهد: در باب حدود، قذف و سب النبی و در باب تعزیرات، سب، افتراء و تهدید مهم ترین خشونت های کلامی هستند که قواعد آن ها عمدتاً به شکل مشابه در فقه شیعه و قوانین جزایی ایران بیان شده است. همچنین در باب زوجیت، ظهار، ایلاء و لعان مهم ترین گفتارهای مورد اشاره در فقه شیعه هستند که موجب آزار روانی زن می شوند. با این حال در میان موارد سه گانه فوق در نظام حقوقی ایران، تنها قواعد مربوط به لعان در قوانین بیان شده است و قوانین ایران در مورد ظهار و ایلاء حکمی ندارد، علاوه بر موارد فوق در فقه شیعه در باب ولایت و حضانت، موضوع تنبیه و تأدیب کودک مورد توجه قرار گرفته و در نظام حقوقی ایران نیز تنبیه و تأدیب در برخی قوانین تجویز گردیده است؛ از آنجایی که تنبیه و تأدیب ممکن است به صورت زبانی باشد، آن را می توان مصداق خشونت کلامی دانست.
معاونت در خودکشی کودکان و نوجوانان از دیدگاه فقه و حقوق کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
223 - 236
حوزههای تخصصی:
خودکشی کودکان و نوجوانان بهعنوان یکی از معضلات سلامت جامعه روند فزایندهای به خود گرفته است که نیازمند بررسی فقهی و حقوقی است، بهخصوص که بسیاری از این مواد تحت تأثیر عوامل دیگری در فضای مجازی صورت میگیرد. هدف مقاله حاضر بررسی معاونت در خودکشی کودکان و نوجوانان از دیدگاه فقه و حقوق کیفری است. مقاله پیش رو توصیفی - تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی موضوع اشاره پرداخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد که مسأله خودکشی و معاونت در آن از لحاظ شرعی حرام و جزء گناهان کبیره بهحساب میآید و دارای عذاب اخروی میباشند. همچنین معاونت در خودکشی جزء اعانت بر اثم است و این درحالی است که برای آن بهعنوان یک جرم جداگانه، تعزیراتی در نظر گرفته نشده است. در حقوق کیفری ایران، خودکشی هرگز عنوان مجرمانه به خود نگرفته و راجع به خودکشی، شروع به خودکشی مجازاتی تعیین نشده است، ولی تحریک به خودکشی بهعنوان جرمی مستقل مجازات بهدنبال دارد. قانون مجازات اسلامی مجازات خفیفتر از مجازات مباشر جرم را برای معاون جرم مقرر داشته است و از سویی قانون مجازات سابق و یا قوانین خاص گاه مجازات معاون به شرع واگذار شده است و در برخی موارد قانونگذار معاون جرم را مستحق همان مجازات تعیینشده برای مرتکب اصلی میداند، نتیجه اینکه تحریک باید مؤثر باشد و فرد در اثر تحریک دیگری به خودکشی دست بزند تا بهعنوان معاونت در جرم تلقی شود.
ثنائية المكان الروايي وفاعليتةا في رواية "الحصاد" لعبدالحميد جودة السحار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
61 - 83
حوزههای تخصصی:
یعتبر المکان من أهم المکوّنات السردیه فی الروایه وازداد تعلق القراء بهذا الجنس الأدبی، نظراً للعلاقه التی تربط الإنسان بالمکان بوصفه ملجأ یأوی إلیه ویحتمی به، فیؤدّی دوراً بارزاً فی الروایه والخطاب السردی بما یحتویه من أثاث ودیکور ورسم فهی تفاصیل دقیقه تؤسس المکان وتجمع شتاته وتضفی علیه طابعاً جمالیّاً کما أن الثنائیات المکانیه تمثل أحد الجوانب الهامه فی التحلیل البنیوی لقراءه النص ونقده وتنتهی إلی الکشف عن العلاقه القائمه بین مختلف الشخصیات المتواجده فی الروایه وأفکار کاتب الروایه و تجاربه التی یحملها النص إلی جانب العناصر الروائیه الأخری. عبد الحمید جوده السحار، من أبرز أصحاب الروایه المصریه وهو الأدیب القصصی والکاتب المسرحی وله دور کبیر فی مجال الروایات الإسلامیه المعاصره ومن أبرز روایاته، الحصاد ذات الطابع الاجتماعی والسیاسی. واختار السحار فیها من الحیاه الواسعه العریضه فتره تاریخیه هامّه من تاریخ مصر تبدأ قبل الحرب العالمیه الأولی وتجری أحداثها فی أماکن مختلفه ومتعدده منها مغلقه ومفتوحه وألیفه ومعادیه ومقدسه ومدنسه، وترتبط هذه الأمکنه بالشخصیات المختلفه. یهدف المقال إلی دراسه الثنائیات المکانیه بما فیها المفتوحه والمغلقه والألیفه والمعادیه والمقدسه والمدنسه وأثرها علی شخصیات روایه «الحصاد»، بغیه الکشف عن البنیه المتحکمه فی النص الروائی، معتمداً علی المنهج الوصفی-التحلیلی. یحکی قسم من النتائج أن السحار اهتمّ کثیراً بالثنائیات المکانیه، والمکان عنده یتخذ قیمته الحقیقیه من خلال علاقته بالشخصیات الروائیه والمشاعر التی تبدیها إزاء ثنائیات متنوعه کالخوف والأمن والترح والفرح والعدل واللامساواه والتوفیق والإحباط والنجاح والانکسار والیأس والأمل فی المستقبل والتمنع بالحیاه ومعاناه الظلم والاستبداد والضیق والخناق والحریه وانعدامها والاطمئنان و اللااستقرار.
ارتقای کنشگرانه شهروندان در تحقق مفهوم مشارکت در نظر اندیشمندان اسلامی باتأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
27 - 46
حوزههای تخصصی:
مشارکت عمومی در دهه های پایانی قرن بیستم به یکی از اصول مهم گفتمان برنامه ریزی در جهان تبدیل شده است. با وجود مبانی غنی از موضوعات اجتماعی در دین اسلام، تاکنون کمتر به جایگاه مشارکت شهروندان در مدیریت شهری پرداخته شده است. این مقاله با هدف واکاوی موضوع مشارکت در اسلام و نظرات اندیشمندان اسلامی، به طور ویژه، نظرات علامه طباطبایی را مورد بررسی قرار داده است و با مقایسه تطبیقی نظرات اندیشمندان غربی و نظرات علامه، سعی در روشن نمودن این موضوع در بستر شهر اسلامی - ایرانی دارد. روش تحقیق، تحلیل تطبیقی بر مبنای سه سطح مشارکت شعاری، محدود و واقعی است. فرضیه اصلی پژوهش این است که نظریات علامه طباطبایی می تواند چارچوبی جامع برای مشارکت واقعی شهروندان ارائه دهد. نتایج نشان می دهد، آنچه اسلام به عنوان مشارکت قبول دارد، نه مشارکتی از نوع شعاری و محدود، بلکه مشارکت واقعی است و نظرات علامه طباطبایی متناسب با سطوح بالای مشارکت، تنظیم شده است؛ یافته های این پژوهش می تواند در طراحی سیاست های مشارکتی و مدیریت شهری اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی شخصیت قهرمان داستان بر اساس نظریه کارن هورنای در رمان خانه ی ادریسی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
93 - 126
حوزههای تخصصی:
ادبیات با قوای عاطفی و عالم درونی انسان سروکار دارد و ممکن است در برخی موارد به رفع مشکلات روحی و تقویت تعادل روانی افراد کمک کند. از این رو، تحلیل صحیح اثر ادبی می تواند به درک بهتر وجود و ماهیت نویسنده کمک کند. در این مقاله، به بررسی شخصیت قهرمان داستان بر اساس نظریه کارن هورنای در رمان خانه ی ادریسی ها پرداخته شد. هورنای، به عنوان متخصص تجدیدنظرطلب روان کاوی فرویدی، مفاهیم نظریه فروید را یا تکمیل کرده یا در آن ها تجدیدنظر کرده است. دیدگاه هورنای در مورد شخصیت، به ویژه نظریه های او درباره تیپ های شخصیتی، بازتابی از تجربیات شخصی اوست. هورنای بر این باور است که روش ها و ترفندهایی که افراد برای محافظت از خود به کار می برند، منجر به شکل گیری سه تیپ شخصیتی اصلی می شود: مهرطلب، برتری طلب، و عزلت گزین. این نظریه به ما کمک می کند تا با تحلیل دقیق تر شخصیت های داستان، به درک عمیق تری از ویژگی ها و انگیزه های آنان دست یابیم. نتایج حاکی از آن است که در رمان «خانه ی ادریسی ها»، وهاب شخصیتی عزلت طلب و مهرطلب است که به دنبال آرامش درونی و جلب محبت دیگران است. لقا مهرطلبی است که با مهربانی و دلسوزی به دنبال جلب توجه و محبت دیگران است و به راحتی از دستورات پیروی می کند. خانم ادریسی ترکیبی از مهرطلبی و برتری طلبی دارد و همواره تلاش می کند تا به دیگران کمک کند و در عین حال قدرت و مقام خود را حفظ کند. شوکت برتری طلب منتقمی است که با خشم و رفتار تحقیرآمیز، تلاش می کند تا برتری و قدرت خود را حفظ کند و دیگران را به عنوان وسیله ای برای اهداف خود می بیند.
تحلیل رابطه ی ابتنایی-تلازمیِ «اصالت وجود» و «حرکت جوهری» از منظر علامه طباطبایی و شاگردان ایشان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
141 - 166
حوزههای تخصصی:
طرح و اثبات «اصالت وجود» در حکمت متعالیه حاوی آثار متعددی است. ملاصدرا بسیاری از این آثار را استخراج و به آن ها تصریح نموده لکن استخراج پاره ای از این آثار و تبیین روابط آن ها بر عهده پیروان مکتبش بوده است. کشف ارتباط بین برخی از این آثار با «اصالت وجود» وظیفه ایست که علامه طباطبایی و شاگردان ایشان به خوبی از عهده آن بر آمده اند. «حرکت جوهری» از جمله مسائلی است که در کلام صدرا و پیروان او مفصلا ایضاح گشته است؛ لکن ابعاد ارتباط و سازگاری آن با «اصالت وجود» در بابی مستقل مورد بررسی واقع نشده است. این پژوهش با بهره گیری از تصریحات و تلویحات علامه طباطبایی و شاگردان او، به دنبال تصویرسازی روشنی از ارتباط مبنایی بین «حرکت جوهری» و «اصالت وجود» می باشد. ابتدا در برهان خلفی بر «اصالت وجود» نشان خواهیم داد که تنها با چنین فرضی است که تصویر صدرایی از حرکت در جوهر توجیه پذیر است. سپس به چرایی ادبیات ماهویِ نهفته در «حرکت جوهری» می پردازیم و اصطلاح «اشتداد وجودی» را اَنسب به حکمت متعالیه می دانیم. آنگاه با طرح شواهدی، از ناسازگاری حرکت و اشتداد با «اصالت ماهیت» پرده برداشته ایم. در نهایت، با بررسی وجوه سازگاری «اصالت وجود» با «اشتداد وجود» و «حرکت جوهری»، ابتنا و تلازم مابین آن ها را نتیجه خواهیم گرفت. پژوهش حاضر -با نظر به اقتضائات فلسفه به عنوان موضوعِ کلی اش- با گردآوری کتابخانه ایِ اطلاعات از منابع و اسناد نوشتاری، به پردازش آن ها از روشی تحلیلی-توصیفی پرداخته است.
مقایسه تطبیقی مضماین فقهی - حقوقی نظام حقوقی ایران درخصوص داوری پذیری متفرعات ناشی از جرم با قوانین حقوقی انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
251 - 274
حوزههای تخصصی:
برخی از دعاوی بهلحاظ ماهیت موضوعی قابل ارجاع به داوری نیستند. قانونگذار این استثنائات را در ماده ۴۷۸ قانون آیین دادرسی مدنی درج نموده است. با این حال، ناگزیر، برخی از موضوعات کیفری و ادعاها که در واقع متفرعات ناشی از آنها است، ممکن است به روند داوری خزش کنند. که میتوان با مطالعه تطبیقی حقوق داوری کشورهای پیشرفته، ازجمله انگلیس به یکی از مهمترین مباحث داوری شامل مقایسه نقش داوری در اجرای قوانین حقوقی - اخلاقی متفرعات ناشی از جرم در نظام حقوقی ایران و انگلستان که تاکنون بهصورت مستقیم مطالعهای درخصوص آن صورت نپذیرفته است، پرداخت. حکمیت از نظر دانش فقه جایگاهِ قضاوت و شئون حکومت تلقی شده و با همان رویکرد خاص، مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. تحقیقات فقهی انجامیافته تاکنون بر محور حکمیت از جامعیت خوبی برخوردار بوده است، البته پژوهشهای فقهی، با همه امتیازات علمی که دارد، عموماً در فضای تاریخی موضوعات و گاهی باتوجه به ظرف جغرافیایی آنها شکل میگیرد. دوربودن و فاصله حوزههای فکری، پژوهشی در مقولههای دینی، از ماهیت فعلی برخی موضوعات، باعث جدایی محققان از ماهیت و شرایط کنونی برخی موضوعات شده و سبب گردیده است پژوهش در اینگونه موضوعات با پیشینه موجود در بستر تاریخی محصور بماند و تغییرات و تطوّرات آنها از ذهن و اندیشه محققان و اثر تحقیق دور بماند، لذا از آنجایی که مطالعه حاضر با رویکرد توصیفی - تحلیلی صورت پذیرفته است، این نوشتار با نظر به بایستگی نگاهی نو به حکمیت در کاوشهای فقهی، حقوقی نگارش یافته است و با رویکرد تطبیقی با نظام حقوقی انگلیس بهدنبال آن است به این سؤال که بین نظام حقوقی ایران و انگلیس از منظر نقش داوری در تسهیل اجرای قوانین حقوقی - اخلاقی با پیشزمینه فقهی متفرعات ناشی از جرم چه تفاوتهایی وجود دارد؟، پاسخ دهد.
تقابل جهان شمولی و نسبیت گرایی حقوق بشر در چهارچوب نقش یونسکو و آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
55 - 72
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : حقوق بشر جهان شمول و حقوق بشر منطقه ای و یا نسبی دو رویکرد به فرآیند هنجارسازی حقوق بشر محسوب می شوند. هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش یونسکو به این دو رویکرد با در نظر گرفتن آموزه های اسلامی می باشد.
مواد و روش ها : این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
ملاحظات اخلاقی : در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها : نسبیت گرایی در فضای حقوق بشر در حال حاضر دارای طرفداران بیشتری در میان نظریه پردازان می باشد. همچنین رویه بین المللی و روند تصویب اسناد بین المللی نشان از گزایش یونسکو به سمت نسبیت گرایی دارد. از طرفی نیز تنوع فرهنگی و احترام به آداب و سنن مختلف در آموزه های اسلامی نیز مورد شناسایی قرار گرفته است.
نتیجه : رویکرد اسلامی به حقوق بشر بسیار قبل تر از گرایش های نوین حقوق بشر بین المللی، ضرورت احترام به تنوع فرهنگی را مورد اشاره و تأکید قرار داده است و این امر به صورت مستقیم در منبع اصلی اسلام یعنی قرآن کریم به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است.
نظریه نیاز به استاد سلوکی در تربیت اسلامی با رویکردی به دیدگاه موافقان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
109 - 132
حوزههای تخصصی:
پرسش محوری مقاله این است که آیا در سیر و سلوک عرفانی به استادِ سلوکی (خاص و عام) نیاز هست؟ که در نوشتار حاضر با روش بنیادی، اکتشافی و توصیفی تحلیلی پاسخ بدین پرسش با رویکرد فقهِ جامع (فقه اکبر، اوسط و اصغر) بویژه فقه اکبر (حکمت و عرفان) نظریه نیاز به استادِ سلوکی (نیاز مطلق قرین شرائط و ویژگی های علمی و عملی در دانش اخلاق و عرفان) و روش ترکیبی (عقلی و نقلی) داده شد و پس از بررسی دیگاه های امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی به عنوان موافقان وجود استاد سلوکی و همچنین بررسی نظرات آیت الله مکارم شیرازی به عنوان نماینده تفکر موافق مشروط با این اندیشه، مشخص شد که نیاز به استادِ سلوکی و معلمِ معنوی در همه مراحل سیر باطنی، مقامات معنوی و فتوحات غیبی مورد نظر بوده و مؤلفه ها و شرائط علمی و معنوی خاص در استادِ سلوکی مانند اجتهاد در فقه سه گانه یاد شده وجود دارد. همچنین عالمان ربانی از اهالی عرفان و فقه مصطلح در اثبات و تبیین نظریه نیاز به استادِ سلوکی در اصل نیاز به استادِ سلوکی و همچنین قیود و شروط استادِ سلوکی و معلم و مربیِ معنوی وفاق دارند.
نقد چارچوب های روش شناختی پیتر کوپنز در مطالعه تفاسیر صوفیانه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به نقد روش شناختی چارچوب های گذار از مرز و مرکز و پیرامون پیتر کوپنز در تحلیل تفاسیر صوفیانه قرآن می پردازد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که چارچوب گذار از مرز، برگرفته از نظریه غیربومی لانگ، با نادیده گرفتن مفاهیم بنیادین صوفیانه نظیر فنا، قرب و تجلی و نیز نادیده انگاری تفاوت های جغرافیایی و تاریخی در مناطقی چون نیشابور، بغداد و اندلس، به ساده سازی و یکسان سازی ناصحیح تنوع مفهومی و تاریخی این تفاسیر منجر می شود. هم چنین، مدل مرکز و پیرامون کوپنز، با اتکا به نظریه شیلز و نادیده گرفتن ساختار غیرمتمرکز اقتدار دینی در اسلام قرون وسطی، پیچیدگی های تعاملات و رقابت های میان صوفیان و علماء سنتی را ساده سازی می کند؛ شواهد متنی از آثار سُلَمی، قُشَیری، مِیبُدی و روزبَهان بَقلی و نیز شواهد تاریخی از منابعی مانند تاریخ نیشابور و تاریخ بغداد، این محدودیت ها را تأیید کرده و موقعیت متغیر و گاه حاشیه ای صوفیانی نظیر حَلّاج (درگذشته ۳۰۹ق) را در برابر گفتمان های غالب دینی و سیاسی تصدیق می کنند. در نتیجه برای رفع این کاستی ها و دستیابی به تحلیلی بومی تر و جامع تر، این مطالعه مفاهیم اصیل صوفیانه و روی کردهای روش شناختی جای گزین از قبیل تحلیل متنی تاریخی، پدیدارشناسانه، گفتمانی و تحلیل شبکه های اجتماعی و نهادی را پیش نهاد می کند تا درک عمیق تری از تفاسیر صوفیانه و پیوند آن ها با زمینه های غنی اسلامی فراهم آید.
گونه شناسی نگره های تفسیریِ آیه الرّمی «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ» از نگاه مفسران فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
161 - 182
حوزههای تخصصی:
بررسی تک نگارانه آیات متشابه و مبهم قرآن و بازکاویِ گونه شناسانه نگره های تفسیریِ مربوط به آن، ازجمله پژوهش های مهم و بایسته عرصهٔ تفسیر قرآن محسوب می شود که ثمره آن در روشن ساختن مفاهیم و مدالیل آیات انکارناپذیر است. براین اساس، جستارِ حاضر با توصیف و تحلیل داده ها به بررسی آیهٔ 17 سورهٔ مبارکهٔ انفال -آیهٔ الرمی- پرداخته و نگره های بارز تفسیری مربوط به آن را ذیل پنج گونه عنوان کرده است که عبارت اند از: 1. نفی مطلق تأثیر، علیت و فاعلیت از مخلوق؛ 2. استقلال انگاری در تأثیر فعل؛ 3. نقش آفرینی امدادهای غیبی در تحقق پیروزی مسلمانان؛ 4. دلالت بر توحید وجودی؛ 5. جمع میان وحدت و کثرت؛ 6. دیدگاه فلسفی. از میان نگره های مزبور، نگرهٔ نخست را نمی توان نگره ای صائب تلقی کرد، گرچه سایر موارد هرکدام به نوبهٔ خود وجهی برای مقبولیت دارد اما از منظر نگارنده، شواهدِ دلالت آیه بر تأثیر امدادهای غیبی در پیروزی مسلمانان در غزوهٔ بدر فزون تر و مقبول تر است.
تحلیل کیفی کمی آسیب های ارتباط گیری بانوان مبلغ و میزان گستردگی آن( با رویکرد اخلاق تبلیغ دین)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
168 - 211
حوزههای تخصصی:
بانوان مبلغ، تاثیر قابل توجهی بر اصلاح سبک زندگی و عقاید خانواده های مسلمان، به ویژه دختران و زنان جامعه اسلامی دارند. یکی از انتقاداتی که در فضای حقیقی و مجازی در این خصوص مطرح است، مربوط به اخلاق ارتباط گیری بانوان مبلغ در طول فعالیت های تبلیغی است که گاه نسبت برخی آسیب های رفتاری به آنان داده می شود. نظر به اهمیت جایگاه اخلاق تبلیغ بانوان مبلغ، بررسی این انتقادات و چیستی آسیب های مطرح و اندازه گیری فراوانی آن ها، ضروری است. پژوهش حاضر با روش تلفیقی کیفی- کمی، به این مسئله پرداخته است؛در مرحله اول در فاز کیفی، آسیب ها شناسایی شده ودر مرحله دوم در فاز کمی، میزان گستردگی آن در عرصه تبلیغ بانوان مبلغ، مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها بیانگر آن است که هر چند در اخلاق ارتباط گیری بانوان بر پایه شواهد مبتنی بر تجربه مبلغان، آسیب هایی در ارتباط با مستمعان، همکاران و آقایان، مطرح است اما گستردگی آن با آزمون های اماری تأیید نمی شود.