فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
17 - 34
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : حق بر سلامت در پرتو تحولات حقوق بشر در ارتباط با اقشار مختلف به صورت اختصاصی مورد بحث قرار می گیرد. هدف از پژوهش حاضر تبیین چالش های حق بر سلامت زنان در چهارچوب رویکردهای اسلامی و فمنیستی حقوق بشر می باشد.
مواد و روش ها : این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
ملاحظات اخلاقی : در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها : حق بر سلامت زنان در حال حاضر دچار انکسار و چندگانگی شده است. چندگانگی مزبور نیز ماحصل رویکردهای فلسفی مختلف و حاکم شدن نگاه منطقه ای به حق بر سلامت است. در این راستا، شکل گیری رویه های منطقه ای نقش بسیار مهمی را ایفا نموده است.
نتیجه : رویکرد فمنیسم در چهارچوب حقوق بشر به واسطه تأکید بر اصل مساوات و عدم توجه کافی به ضرورت تبعیض مثبت به نفع زنان در مواجهه با حق بر سلامت زنان به شکلی چالش زا عمل نموده است؛ اما از طرف دیگر، در چهارچوب رویکرد اسلامی و تأکید بر تبعیض مثبت به نفع زنان و طراحی هنجارهای متناسب با این وضعیت، چالش های ناشی از مساوات مطلق در رویکرد اسلامی متصور نمی باشد.
مبانی حقوق بشری و چالش های کیفرگذاری توهین به ادیان الهی، مذاهب اسلامی و قومیت ها در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
73 - 90
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : در فضای حقوق بشر، حسن همزیستی یکی از اصول مبنایی محسوب می گردد. در راستای این اصل، توهین به مقدسات، ادیان و قومیت ها یکی از مسائلی است که اصل مزبور را با چالش های اساسی مواجه می کند. هدف پژوهش حاضر تبیین مبانی و چالش های کیفرگذاری توهین به مقدسات، مذاهب اسلامی و قومیت ها می باشد. مواد و روش ها : این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است. ملاحظات اخلاقی : در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها : قانون گذار در راستای سیاست جنایی کرامت مدار اقدام به کیفرگذاری برای توهین به مقدسات، ادیان الهی، مذاهب اسلامی و قومیت ها نموده است. مبنای اصلی برای کیفرگذاری رفتارهای مزبور اصل احترام به کرامت ذاتی بشر می باشد. از سویی نیز کیفرگذاری برای رفتارهای مزبور در چهارچوب نظام حقوق بشر، با چالش هایی از جمله تزاحم با حق با آزادی بیان مواجه می باشد. نتیجه : رویکرد قانون گذار ایران در ارتباط با توهین به ادیان، مقدسات و قومیت ها تا پیش از سال 1399 علی رغم وجود مبانی فقهی و حقوق بشری منسجم، بسیار مجمل و مبهم بود؛ اما در سال 1399 و در قالب تصویب ماده 499 مکرر قانون مجازات اسلامی، سیاست جنایی قانون گذار، صریح، شفاف و در راستای نیازهای روز گردید.
بررسی تطبیقی حدس از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
61 - 87
حوزههای تخصصی:
ابن سینا از جمله فیلسوفان مسلمانی است که به نحو نظام مند در آثار خود به بحث حدس و چیستی آن پرداخته است. در مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- تطبیقی به این سؤال اساسی پاسخ داده می-شود که چه تفاوتی بین دیدگاه ملاصدرا و ابن سینا در باب چیستی حدس و کارکرد آن وجود دارد و ملاصدرا در این بحث تا چه حد وامدار ابن سینا می باشد. دیدگاه ابن سینا درمورد حدس در طول حیات فکریش تغییر یافته است و ما با دو نظریه یکی نظریه استاندارد و دیگری نظریه بازبینی شده در آثار ابن سینا در بحث چیستی حدس مواجهیم. فیلسوفان پس از ابن سینا از جمله ملاصدرا ضمن عدم توجه به این دو رویکرد ابن سینا در تبیین چیستی حدس، خوانشی تلفیقی از آثار وی داشته اند که بر اساس آن فکر عبارت است از حرکت ذهن برای کشف حد وسط. این حرکت در حقیقت نوعی تکاپوی ذهنی در بین معلومات برای کشف حد وسط است. اما حدس کشف آنی حد وسط بدون نیاز به حرکت و تکاپوست و وقتی حدس به اوج قوت خود برسد از آن با نام ذکاء یاد می شود. ملاصدرا نیز همین خوانش تلفیقی از چیستی حدس را در آثار خود دنبال می کند هر چند وی در برخی موارد اختلافاتی با ابن سینا دارد که از جمله آنها می توان به بحث کارکرد حدس در حیطه تصورات یا تصدیقات، حدس و مراتب عقل، نقش عقل فعال در حدس، تفاوت انسانها در دارا بودن حدس، حصولی یا حضوری بودن حدس اشاره کرد.
تحلیلی تاریخی – تبیینی بر آراء مفسرین در مورد آیات آغازین سوره روم
حوزههای تخصصی:
توجه به تاریخ و سرگذشت پیشینیان، از موارد قابل توجه در قرآن کریم است، و یکی از جنبه های اعجاز قرآن خبر دادن از امور غیبی و از جمله موارد خبر قرآن از آینده که مرتبط با تاریخ ایران در دوره ساسانیان و موضوع مورد مطالعه این تحقیق است؛ پیش گویی نتیجه نهایی جنگ های ساسانیان با رومیان در زمان سلطنت خسرو پرویز است، که در آیات اولیه سوره روم بدان پرداخته شده است. در این مقاله، ابتدا به پیشینه روابط سیاسی- نظامی ایران و روم در عصر ساسانی به صورت گذرا اشاره و سپس نگاه قرآن به جنگ های ایران و روم مورد بحث و بررسی قرارمی گیرد. مسأله اصلی پژوهش حاضر، اعجاز قرآن کریم در پیش گویی نتیجه نهایی جنگ های ساسانیان با رومیان و به تبع آن علّت اصلی خوشحالی مسلمانان از نزول آیات آغازین سوره روم است. این مقاله درصدد است تا با بررسی و تحلیل متون و منابع تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن و تفاسیر شیعه و اهل سنت، به سوالات تحقیق پاسخ دهد. روش انجام این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. نتایج حاصل از این پژوهش که برآیند بررسی و تحلیل تاریخی - تبیینی آراء مفسرین است، نشان می دهد که علّت اصلی شادی مسلمانان همانا تحقق پیش گویی قرآن کریم - وعده خداوند در مورد وقایع آینده - و اثبات حقانیت و صدق گفتار رسول خدا(ص) بوده است.
خود و خودباوری عرفانی در مرصاد العباد با رویکرد نظریه معنای زندگی ویکتور فرانکل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
73 - 92
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاش دارد به مُداقه ای مختصر و منطبق بر منطقی علمی از طریقِ تحلیل و بررسیِ مفهومِ «خود» و «خودباوری» درکتاب نفیس مرصاد العباد اثر شیخِ عارف مسلک نجم الدین رازی (دایه) بپردازد و می کوشد تا آن را با نظریه «معنای زندگی» ویکتور فرانکل آلمانی، تطبیق دهد. نجم دایه، خودشناسی و خودباوری را از اساسی ترین عناصر مسیر سلوکِ معنوی می داند و بر این مهم تأکیددارد که بدون شناختِ خود و خویشتنِ خویش، دست یابی به معرفتِ ایزدی و قُرب الهی به-هیچ وجه، ممکن نیست. این نگاهِ والا و اندیشه متعالی رازی در راستای آموزه های دانشمند حوزه روان پزشکی فرانکل صاحب نظریه معنای زندگی قرارمی گیرد که رسیدن به معنای زندگی را برای هر فرد و جامعه، عاملی تعیین کننده در رشد و تحقّقِ خود به مثابه انسان، می داند. فرانکل معتقد است که انسان در مواجهه با چالش های گوناگون می تواند با یافتنِ معنا در موقعیت های مختلفِ زندگی بشری، به ترقّی فردی و تعالی روحی و کمالِ اجتماعی برسد. این مطالعه نشان می دهد که هم در عرفان اسلامی و هم در حیطه روان کاویِ معنوی، خودشناسی به عنوان اصلی ترین مسیرِ درست برای یافتن معنا و تحقّقِ باوری قلبی و معرفت نهاد از خود، مورد تأکید و تعمیق قرارگرفته است. تطبیقِ این دو دیدگاهِ ارزشمند، نکات مشترک بینش های معنوی شرقی و پارامترهای روان شناختی غربی را برجسته کرده و ضرورتِ توجّه به بُعدِ متافیزیکی و مآثر عرفانی در راستای رشدِ فردی و ارتقای مناسبات اجتماعیِ بینامتنی را در مقوله انسان و انسانیت تقویت می کند. کلیدواژه ها: نجم الدین رازی، فرانکل، عرفان، زندگی، معنا، خودباوری.
تفاوت عام و مطلق و کاربست های اصولی آن
منبع:
در مسیر اجتهاد سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
13 - 32
حوزههای تخصصی:
بحث تعارض ادله در دانش اصول، از اهمیت بالایی برخوردار است. مانند آنجا که پیرامون مسئله ای فقهی، دو دلیل شرعی لفظی وجود دارد که یکی عام و دیگری مطلق بوده و نمی توان به طور همزمان به هر دو دلیل اخذ نمود و باید با نظر به تفاوت عام و مطلق، به حل این تعارض پرداخت. به جهت تعامل صحیح با دو دلیل متعارض، باید شباهت ها و تفاوت های آنها را شناسایی کرد. عموم و اطلاق نیز دو ویژگی اند که به الفاظ نسبت داده می شوند. در تعریف عام، دو دیدگاه عمده به چشم می خورد؛ دیدگاه نخست، عام را همان جمع به معنای لغوی دانسته و بنابر دیدگاه مشهور بین اندیشمندان اصولی، عموم به معنای شمول و فراگیری وضعی است. از مجموع تعریف های مطلق نیز برمی آید که مطلق ماهیتی عاری از قید است و به همین سبب، بر شیوع در جنس خویش دلالت دارد. نوشتار پیش رو با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی– تحلیلی بر آن است تا ضمن بررسی تعریف و شباهت های عام و مطلق، تفاوت های بیان شده توسط اندیشمندان اصولی پیرامون این دو ویژگی را در چهار بخش دسته بندی کرده و به کاربست های اصولی بحث بپردازد.
اعتبارسنجی روایت «مسخ بنی امیه به وزغ»
حوزههای تخصصی:
در میراث حدیثی شیعه روایاتی مبنی بر مسخ برخی انسان های گناهکار به شکل بعضی حیوانات یافت می شود. یکی از آن موارد، روایتی است که کلینی در روضه الکافی نقل کرده و بر مسخ بنی امیه به وزغ (مارمولک) دلالت دارد. در این حدیث به غسل پس از کشتن وزغ، امر شده است و برخی از فقهای امامیه بر پایه آن، استحباب چنین غسلی را استنباط نموده اند. این پژوهش با بهره گیری از روش نقد حدیث و مبتنی بر معیارهای کلامی و بهره مندی از اصول و دانش رجال امامیه به اعتبارسنجی سندی و تحلیل دلالی این حدیث می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که وجود راویان ضعیف و مجهول در سلسله سند، امتناع تعمیم مضمون حدیث به دوره زمانی پس از مقطع مسخ، تعارض با احادیث نفی مسخ در امت اسلام، چالش های مضمونی از جمله ناسازگاری با کیفیت و غرض مسخ، ابهام در حکمت غُسل و عدم تطابق با واقعیات تاریخی، اعتبار و اصالت صدور این حدیث از معصوم را مخدوش می سازد و این نظریه را تقویت می نماید که استناد و احتجاج به این روایت در مباحث فقهی و ترویج آموزه کلامی مسخ بنی امیه بر اساس مفاد آن با چالش های عمیق مواجه است؛ لذا بازنگری فقهی–کلامی درباره اصالت و اعتبار این حدیث بایسته ای اجتناب ناپذیر است.
بازخوانی مفهوم «اتفاق» در حکمت مشاء بر مبنای آراء فیاض لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
219 - 241
حوزههای تخصصی:
مفهوم «اتفاق» در فلسفه اسلامی، به ویژه در مکتب مشاء، مورددقت و کاوش های عمیق فلسفی قرارگرفته است. فیاض لاهیجی با بازگشت به آراء ارسطو و ابن سینا، دربَرابر تفسیرهای متأخر مشائیان موضع می گیرد و کوشش می کند خوانش اصیل مشائی از این مفهوم را احیاکند. این مسئله به بحث علیت و غایت مندی جهان مرتبط است و پیامدهای مهمی برای فهم معنای زندگی دارد. این مقاله با محوریت دیدگاه لاهیجی دو هدف را دنبال می کند: الف) بازخوانی و نقد تفسیرهای متأخر مشائیان از مفهوم «اتفاق» و ب) تبیین جایگاه ابن سینا به عنوان نقطه اتکای لاهیجی در بازگشت به رویکرد ارسطویی. همچنین نشان داده می شود که چگونه این بازخوانیْ فهم فلسفی از علت غایی و تصادف را متحول می سازد. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی تطبیقی ابتدا دیدگاه های مختلف مشائیان (از ارسطو تا فارابی و ابن سینا) را درباره «اتفاق» بررسی می کند و سپس، موضع لاهیجی را در نقد متأخران و دفاع از ابن سینا تحلیل می نماید. در این مسیر با تکیه بر تمایز بنیادین ابن سینا میان «سبب بالذات» و «سبب بالعرض»، مصادیقی مانند «حفر چاه و یافتن گنج» به عنوان نمونه های کلیدی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که لاهیجی با تکیه بر ابن سینا «اتفاق» را نه به مثابه امری فاقد علت، بلکه به عنوان رویدادی می فهمد که در سایه «سبب بالعرض» و در چارچوب علل غایی رخ می دهد. این نگاه، همسو با تفسیر ارسطویی سینوی، دربَرابر دیدگاه های متأخر مشائیان قرار می گیرد که به زعم لاهیجی از اصل این مفهوم فاصله گرفته اند. این پژوهش همچنین روشن می سازد که بازگشت به خوانش ابن سینا نه تنها ابهامات مفهوم شناختی «اتفاق» را رفع می کند، بلکه پیوندی عمیق تر میان علیت، غایت مندی و معنای زندگی برقرار می سازد.
بررسی ملاک مناسبت حکم و موضوع و تمایز این قرینه با سایر اسباب توسعه و تضییق حکم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
85 - 107
حوزههای تخصصی:
ازجمله چالش هایی که فقها به هنگام مواجهه با ادله شرعی با آن روبه رو می شوند این است که آیا حکم مذکور، اختصاص به همان موضوع مذکور در دلیل دارد یا در مورد موضوعات دیگری نیز جاری است؟ آیا حکم، تمام مصادیق موضوع خود را در بر می گیرد یا فقط برخی مصادیق آن را شامل می شود؟ یکی از مهم ترین قواعد استظهار از دلیل، تناسب حکم و موضوع وارد در دلیل است. سازگاری، هماهنگی و ملائمت عرفیه یا عقلیه بین حکم و موضوع که از ارتباط موضوع و حکم به دست می آید، مناسبت حکم و موضوع می گوید که می تواند توسعه یا تضییق در ناحیه مدلول دلیل نماید. از طرفی اسباب توسعه و تضییق، منحصر در این قرینه نیست و قراین دیگری همچون الغای خصوصیت، تنقیح مناط و... وجود دارد که باید به تمایز میان آن ها با تناسب حکم و موضوع پرداخت. عمل به این قرینه در میان فقهای شیعه و سنی رایج است. در این نوشتار سعی بر آن است ضمن تعریف، تبیین و ارائه ملاک این قرینه، تمایز آن با سایر اسباب توسعه و تضییق مشخص و اعتبار آن بررسی شود.
الگوی مواجهه و تقابل با جریان نفاق و کفر در معناشناسی آیه ۸۴ سوره توبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
217 - 236
حوزههای تخصصی:
آیه 84 سوره توبه از آیات کلیدی قرآن کریم در تبیین پدیده نفاق و پیامدهای آن در جامعه اسلامی است. این آیه به منافقانی اشاره دارد که در عصر پیامبر(ص) با حضور در جامعه مسلمانان، با رفتارهای ناسازگار، وحدت اسلامی را تهدید می کردند. پژوهش حاضر با روش تطبیقی-تحلیلی و با بررسی منابع تفسیری معتبر فریقین(شیعه و سنی)، وجوه افتراق و اشتراک دیدگاه های مفسران را در چهار محور کلیدی واکاوی می کند: اول: تحریم اقامه نماز میت بر منافقان، دوم: راهبرد مبارزه منفی با جریان نفاق، سوم: فرمان تخذیل (خوارسازی) منافقان و چهارم: استمرار کیفر اخروی کافران. یافته ها نشان می دهد این آیه با پرداختن به تقابل ایمان ظاهری و باطنی، می تواند درک عمیقی از ماهیت مسئولیت های اخلاقی-اجتماعی و فهم چالش های جوامع اسلامی معاصر ارائه دهد.
Explaining Wilāya-based Education and Proposing an Educational Model with Emphasis on Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background and Objective: Considering the various educational approaches, ( Wilāyah ) education is considered the most effective due to its link with the Almighty God. The use of Wilāyah education is crucial to the achievement of a genuine Islamic education. This study therefore focuses on the teachings of the Wilāyah in the light of Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah as an example of the sources that link the teachings of the Imams to the Almighty God. The aim of the Wilayat education system is to present a comprehensive model of education to the community teachers.
Method : This research employed purposeful sampling, utilizing the Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah as a profound document on Imamate and Wilāyah . Based on this, a thematic analysis method was applied to continuously study the Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah and its related interpretations. After extracting passages with similar content, the sub-themes of the research were compiled. Subsequently, the common themes were categorized under organizing themes: scientific, moral, social, emotional, spiritual, and biological education. All these themes were then subsumed under the overarching theme of Wilāyah education. Finally, the themes of Wilayat education were analyzed, and the necessity of placing them under the authority of God's representative was elucidated.
Results and Conclusion : The results showed that Wilāya-based education is an effective educational model for achieving Islamic education. Following the Imam, who embodies the perfect and fully developed human being in all aspects of education, can lead to success in both worldly and eternal life
یادداشتهای شاهنامه (7)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
289 - 302
حوزههای تخصصی:
موضوع این هفتمین شماره از «یادداشت های شاهنامه » ملاحظاتی است کوتاه درباره کتاب فرهنگواره لغات و ترکیبات عربی در شاهنامه ؛ بحثی درباره صورت به ظاهر بی قاعده فعل نرفتی در مصراع «اگر من نرفتی به مازندران»؛ اشاره ای درباره نام خاص «گرجهان گوش»؛ روشن تر کردن معنای قید همانا در شاهنامه ؛ و دو ملاحظه درباره مصراع «اگر تند بادی برآید ز کنج».
بررسی تطبیقی دعای سمات با نسخه های مختلف کتاب مقدّس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۶)
160 - 179
حوزههای تخصصی:
ارتباط میان دعای سمات با کتاب مقدّس از دیرباز بر اهل نظر آشکار بوده است. این مقاله با فرض گرفتن این ارتباط، می کوشد کشف کند که آیا متن اصلی عبری کتاب مقدّس مورد توجه دعای سمات است، یا یکی از ترجمه های آن. با بررسی پنج عبارت کلیدی از دعای سمات و مقایسه ی آن با متن عبری و پنج ترجمه ی کتاب مقدّس (به زبان های آرامی، سریانی، و عربی) که در قرون اولیه ی اسلامی رواج داشتند، این مقاله نتیجه می گیرد که دعای سمات با ترجمه ی سریانی موسوم به پشیطتا در ارتباط است. در احادیث اسلامی اشارات متعدّدی به سریانی دانی امامان شیعه شده است که تاکنون چندان به آن ها توجه نمی شد. زین پس باید در حدیث پژوهی، به خصوص در مواردی که متون حدیثی به کتاب مقدّس اشاره دارند، به ترجمه ی سریانی کتاب مقدّس توجه ویژه داشت.
نکاح، حیله های شرعی و چالش های فرارو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از حیله شرعی در ابواب گوناگون فقه مانند طهارت، نکاح، طلاق، بیع، اجاره و غیر آن به عنوان ابزاری برای رهایی از ارتکاب حرام برای رسیدن به حلال مورد نظر و عبور از تنگناهای شرعی همواره موافقان و مخالفانی داشته و برخی آن ها را ممنوع و برخی مجاز دانسته اند. اکنون مسئله این است که چگونه می شود مکلف عمل ناشایستی را به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود قرار دهد و اثر بر آن مترتب شود؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی– تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، مهم ترین حیله های شرعی باب نکاح را که تاکنون به طور مستقل، مستدل و جامع مورد بحث و تحلیل قرار نگرفته اند بررسی نموده و به استناد آیات، روایات و حکم عقل به این نتیجه رسیده است که با اظهار ارتداد، بدون انکار قلبی، کسی مرتد نمی شود؛ و با عقد بر صغیره شیرخوار به منظور محرمیت با مادر او، محرمیتی محقق نمی شود؛ و با شرط انفساخ عقد بعد از تحلیل، عقد منفسخ نمی شود، و در مورد ایجاد مانع ازدواج برای مرد با زن مورد علاقه او، اگرچه دارای اثر بوده، اما در مواردی، استفاده از آن حرام می باشد.
Critical Examination of the Murji'ah Doctrine on the Separation of ‘Faith’ and ‘Deed’ with Emphasis on the Quranic Style of Rhetorical Taṣrīf(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲ , Issue ۴۲, Spring ۲۰۲۵
21 - 44
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: Despite the rich background of discussions on the relationship between Īmān (faith) and ‘Amal (deed) in Islamic theological, exegetical, and ethical texts, this relationship has rarely been explored from a linguistic and stylistic perspective—particularly through the lens of Taṣrīf (semantic diversification) in the Quran. Pre-modern scholarship on Islamic doctrinal movements, notably the Murjiʾa, has predominantly engaged in theological and content-based analysis of their central tenet: the conceptual decoupling of faith from religious deeds. However, the lack of research into the Quran’s rhetorical representation of this relationship opens a new lens for examining faith and deed as a conceptual and linguistic continuum within the divine text. METHOD & FINDING: This study employs an analytical-comparative methodology to critically examine the doctrinal separation of faith and deed. Numerous Quranic verses emphasize the inseparable connection between faith and righteous deed. These two concepts are frequently mentioned together within the Quran, leading to the conclusion that faith and righteous deed are interdependent in the Quranic perspective. Faith without deeds is merely a verbal claim, i.e., its true realization is only possible through righteous deeds. CONCLUSION: Employing an innovative method of linguistic inference based on the Quranic style of Taṣrīf, this study demonstrates that even through the analysis of verses from the perspective of Taṣrīf techniques, one can discern the fundamental interconnection and coherence between faith and deed. Moreover, examining the verses related to faith and deed in light of rhetorical Taṣrīf reveals new layers of this relationship—most notably, the elevated reflection of action over faith, showing that action is not merely a function of faith, but in certain contexts, it also serves as the very means through which faith is manifested, strengthened, and actualized.
مشروعیت فقهی و حقوقی کفالت در قصاص در فقه مذاهب اسلامی و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 17
حوزههای تخصصی:
کفالت در اموال، موضوعی اجماعی و محل اتفاق است که در فقه مذاهب اسلامی و حقوق ایران صحت و مشروعیتش تأیید شده است، اما کفالت در امور کیفری، مسأله ای بحث برانگیز و محل مناقشه می باشد. جستار حاضر با روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی، به تحقیق در مورد مشروعیت «کفالت در قصاص» می پردازد، بدین معنا که امکان استفاده از نهاد کفالت در مورد متهم یا محکوم به قصاص را از منظر فقه مذاهب اسلامی به داوری می نشیند. یافته های پژوهش نشان می دهد که «کفالت در قصاص» از منظر فقه مذاهب اسلامی خصوصاً امامیه، صحیح و مشروع است و قصاص، مشمول قواعدِ نافی جریانِ کفالت در حدود (نظیر لاکفاله فی الحد) نمی باشد. بر این اساس، به نظر می رسد ولی دم در قصاص می تواند در مقابل حق خود، قبولِ کفالت کند. قوانین ایران درباره جواز یا عدم جواز کفالت در قصاص، ساکت است و این مسأله در کتب حقوقی نیز چندان مورد بحث واقع نشده، لذا با استناد به اصل 167 قانون اساسی، مبنی بر لزوم مراجعه مقام قضایی به فتوای فقها در موارد سکوت قانون، می توان گفت حقوق ایران نیز این گونه کفالت ها را مشروع دانسته است. بنابراین به اختصار باید گفت: کفالت در قصاص، از منظر فقهی و حقوقی، مشروع و صحیح می باشد.
سیاست تقنینی نظام حقوقی ایران در قبال بیوتروریسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
61 - 75
حوزههای تخصصی:
حملات بیولوژیکی، شکل جدیدی از تروریسم بوده که می تواند تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر ایمنی، رفاه جامعه، زندگی افراد و حتی بر نسل های آینده را در پی داشته باشد. این حملات با بهره گیری از مواد بیولوژیکی مختلف، از طریق ایجاد ترس و وحشت و ایراد آسیب های جسمانی و روانی لطمات جبران ناپذیری را بر آحاد جامعه وارد نموده و تهدیدی جدی برای سلامت عمومی، امنیت اجتماعی و ... به شمار برود، درنتیجه سیاست گذاران و کارشناسان حوزه عدالت کیفری، به منظور اذعان به اهمیت این گونه حملات و آسیب های مادی، معنوی و امنیتی ناشی از آن، نیاز به اقدامات نوآورانه برای مقابله و جرم انگاری بیوتروریسم را در قالب سیاست تقنینی خود تشخیص داده اند، لذا این پژوهش ضمن تعریف، تبیین و تحلیل مفهوم تروریسم بیولوژیک (بیوتروریسم) به بررسی رویکرد نظام سیاست تقنینی ایران درخصوص جرایم بیولوژیکی با هدف شناسایی کاستی ها و چالش های موجود نموده تا از این رهگذر بتواند اقدام به ارائه راه حل هایی برای رفع این شکاف ها و کمبودها نماید.
مبانی فقهی و حقوقی سیاست کیفری در برابر جرایم مالیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مؤثرترین شیوه ها برای مبارزه با جرایم شایع مالیاتی، تبیین منطقی و قانع کننده مبانی مشروعیت بخش سیاست کیفری در قبال این جرایم است تا مردم متقاعد شوند که دولت بر اساس اصول و مبانی حقوقی و دینی، حق دارد، در مقابل مرتکبان جرایم مالیاتی، متوسل به انواع سیاست کیفری شود؛ لذا شهروندان تصور نکنند که حکومت با حربه سیاست های کیفری، بخشی از دارایی آن ها را به ناحق و با سوءاستفاده از زور تملّک و تصاحب می کند. در این تحقیق، مبانی مشروعیت بخش سیاست کیفری در برابر جرایم مالیاتی، بر اساس منابع فقهی و حقوقی، بررسی می شود و به این سؤال پاسخ داده می شود که بر اساس کدام ادله، شهروندان ملزم اند بخشی از درآمد خود را در قالب مالیات به دولت بپردازند. هدف از تحقیق، پیشگیری جرایم مالیاتی از طریق اقناع شهروندان به مشروعیت و اعتبار دینی این سیاست ها و فرمان پذیری از آن ها است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که سیاست کیفری در مبارزه با جرایم مالیاتی بر مبانی متعدد و محکمی استوار است که مشروعیت و حقانیت اتخاذ این نوع سیاست را در مقابل جرایم مالیاتی به خوبی اثبات می کند.
بررسی فقهی و علمی اجزای حرام چهارپایان حلال گوشت
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
دین اسلام درباره جانوران احکامی مقرر نموده که از میانِ این احکام، چهارپایانی که اصالتاً و ذاتاً حلال گوشت هستند، اجزایی دارند که حتی بعد از تذکیه شرعی، مصرفشان جایز نیست. با توجه به ارتباط این مسئله با تغذیه انسان، توجه و تحقیق درباره این احکام ضروری محسوب می شود. پیشرفت علم جانوران در عصر حاضر سبب طرح پرسش های فراوانی درباره میزان ارتباط و موافق یا مخالف بودن یافته های علمی با این احکام گردید. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در تلاش است تا دلیل حرمت برخی از اجزاء را از منظر فقه امامیه بیان نموده سپس در حدّ امکان با یافته های علمیِ موجود تطبیق و بررسی نماید.در این پژوهش چنین حاصل گردید که بعضی از این اجزا محل جمع شدن میکروب ها و عوامل دفعی چهارپایان بوده که غالباً برای انسان بیماری زا، و ارزش غذایی خاصی ندارند. همچنین به جهت خطر انتقال بیماری مشترک بین انسان و دام، ایجاد مشکلات گوارشی و به دلیل مسائل مختلف بهداشتی و به طورکلی در راستای دفع ضرر جسمانی مصرف آنها ممنوع اعلام شده است. البته این ممنوعیت به این دلیل نیست که این اندام ها بَد و پلید باشند بلکه تنها برای مصرف انسان غیرمناسب و ممنوع می باشند.
تعامل عرفان و سیاست در عصر مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
87 - 106
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیلی- تاریخی، به بررسی تعامل بین عرفان و سیاست در عصر انقلاب مشروطه می پردازد. دو دسته از متفکران سیاسی در شکل گیری انقلاب مشروطیت نقش داشتند. یک دسته متفکران مذهبی بودند که خود نیز به سه دسته شریعت محوران، عدالت محوران و نوگرایان دینی تقسیم می شدند. اندیشمندان سیاسی نیز به سه دسته روشنفکران سکولار، روشنفکران اصلاح-گرا، روشنفکران مصلحت جو و واقع گرا تقسیم می شدند؛ اما در نهایت این دسته به هر نحو تحت تأثیر تجدد غرب بودند. عارفان و صوفیان نیز در قبال نهضت مشروطه، روش های مختلفی را درپیش-گرفتند. به عنوان مثال مشایخ شاخه گنابادی از طریقه نعمت اللّهی با اینکه به حمایت از خواست جامعه در راستای تحقق انقلاب مشروطه پرداختند، اما از ورود در منازعات سیاسی و جناح بندی های حزبی خودداری کردند؛ شاخه مونس علی شاهی و صفی علی شاهی وارد در معرکه انقلاب مشروطیت شدند و اما شاخه کوثریه به صف مخالفان مشروطه پیوستند. در دوران انقلاب مشروطیت - برخلاف گذشته- تصوف تا حدودی از فضایی آرام برخوردارشد، اما به دلیل ورود تجدد به ایران، روشنفکران وابسته به جریان تجدد، علی رغم ایفای نقش فعالانه برخی از سلسله های تصوف و عرفان در جریان انقلاب مشروطیت، از زوایای معرفت شناسانه، تولید و تقسیم کار اجتماعی با شدّت به نقد تصوف پرداختند. در مجموع در این دوره، تصوف و عرفان نسبت به دوران قبل، از نقش کم رنگ تری برخورداربوده است.