فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۴۲۱ تا ۱۵٬۴۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مسئله سلطه یافتن روسیه بر قفقاز، به عنوان منطقه ای عمدتاً ایرانی، به لحاظ تاریخ و فرهنگ و نژاد، همیشه در ذهن مخاطب ایرانی تازه بوده است؛ مسئله ای که ارامنه نقشی اساسی در آن آفریدند. متأثر از خاطرات جنگ های صلیبی، ارامنه قفقاز، همیشه در آرزوی حضور یک دولت مسیحی قدرتمند در نزدیکی منطقه سکونت خود بودند، اما ازآنجا که اروپای غربی پس از جنگ های صلیبی هرگز آن حد به قفقاز نزدیک نبود که بر امور منطقه، تأثیرگذار باشد، ظهور یک قدرت مسیحی دیگر توجه ارامنه را جلب کرد؛ دولت مسکووی.
فرآیندی که نخبه گان ارامنه ایران طی آن کوشیدند پای دولت همیشه توسعه طلب مسکووی و بعدها امپراتوری روسیه را به قفقاز باز کنند، درواقع فرآیندی از تغییر وفاداری بود که از دهه 1660 م (1070 ق) آغاز شد و تا سال 1828 م (1243ق)، سال بسته شدن قرارداد ترکمنچای، ادامه یافت. اینجا سعی شده به واسطه تبیین تشریحی و با اتکای عمده بر منابع ارمنی، افت و خیز های این فرآیند صدوشصت ساله به همراه چگونگی انتقال وفاداری ارامنه از ایران به روسیه تاحد ممکن روشن شود.
یافته های این بررسی نشان می دهد که سه جناح عمده اشرافیت ارمنی، یعنی رهبران کلیسا، ملیک ها و تجار برجسته، به ترتیب بیشترین اهمیت را در تعیین وفاداری سیاسی ارامنه قفقاز داشته اند؛ درحالی که ابتکار گِرَوش به روسیه از آنِ تجار ارمنی بود؛ اما این ملیک ها بودند که به آن دامن زدند و درنهایت، کلیسا بود که با نقش آفرینی خود تغییر وفاداری را قطعی ساخت.
بررسی عوامل اجتماعی موثر بر سرقت در شهر گرگان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله شناخت عوامل اجتماعی مؤثر در ارتکاب سرقت در بین زندانیان مرد شهر گرگان و همچنین تعیین تأثیر متغیرهای مستقل مانند فقر، معاشرت با دوستان بزهکار، دینداری شخصی، مشارکت در فعالیت های روزمره، تعهد و میزان نظارت والدین بر متغیر وابسته یعنی سرقت و ارایه راهکارها و پیشنهادهای مناسب برای کاهش سرقت است. جامعه آماری در این پژوهش 424 نفر از زندانیان مرد متهم به سرقت در سال 1390 است، که محل سکونت آنها شهر گرگان بوده است. روش نمونه گیری مورد استفاده در این پژوهش، نمونه گیری اتفاقی ساده است و از میان این جامعه تعداد 210 نفر نمونه جهت مطالعه انتخاب شده اند. روش مطالعه پیمایشی و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی و در سطح آمار استنباطی، با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون کای اسکوئر، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر انجام گرفته است. برای تبیین تأثیر متغیرهای مستقل بر روی متغیر وابسته سرقت، از بنیان های نظری: مرتن، ساترلند، دورکیم، گلاک و استارک، هیرشی و نی استفاده شده است. نتایج نشان داد، که متغیر مستقل فقر و میزان رابطه با دوستان بزهکار دارای رابطه ی مثبت و معنی داری با متغیر وابسته ی میزان سرقت است و متغیرهای دینداری شخصی، تعهد و میزان نظارت والدین دارای رابطه معکوس و معنی داری با میزان سرقت است و نتایج به دست آمده از رگرسیون و تحلیل مسیر نشان دهنده این است که از بین متغیرهای مورد سنجش در این پژوهش، فقر بیشترین تأثیر را بر سرقت می گذارد.
بازنمایی طلاق در سینمای دهه هشتاد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، هدف ما پاسخ به این پرسش اساسی است که فیلم های سینمایی دهه هشتاد شمسی طلاق را چگونه بازنمایی و برساخت کرده اند؟ این پرسش در چارچوب نظریه بازنمایی مطرح شده و برای پاسخ به آن، 21 فیلم تولید شده در این دهه که مسئله طلاق محور اصلی روایت شان بود، به روش تحلیل محتوا بررسی شده است. یافته های مقاله نشان می دهد که فیلم های سینمایی ایرانی در خلال روایت های خود، کوشیده اند نوعی شناخت و دانش عامه پسند دربارة طلاق در دسترس مخاطبان قرار دهند و این پدیده و آسیب های ناشی از آن را تبیین کنند. فیلم های ایرانی، هم اطلاعاتی زمینه ای همچون ترکیب سنی و جنسی، طبقه اجتماعی، وضعیت شغلی آسیب دیدگان از طلاق ارائه می کنند و هم اطلاعات مختلفی دربارة روابط اجتماعی و خانوادگی، نگرش ها، شیوه های زندگی و آسیب های اجتماعی آنها به دست می دهند. همچنین تولید کنندگان آنها اغلب کوشیده اند تبیینی از طلاق شخصیت های خود ارائه کنند.
مطالعه رابطه بین سرمایه اجتماعی کاربران ایرانی در فیس بوک و مشارکت مدنی آنها در دنیای واقعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دهه گذشته تاکنون، شبکه های اجتماعی به عنوان یکی از جدیدترین امکانات اینترنت همه گیر شده اند. ضرورت این پژوهش از آن روست که این شبکه ها با استقبال گسترده کاربران رو به رو شده و در حال حاضر تعداد زیادی از این شبکه ها فعال هستند. در بین شبکه های اجتماعی مجازی، فیس بوک از موقعیت متمایزی برخوردارست؛ چراکه در حال حاضر پربازدید ترین شبکه اجتماعی دنیا به شمار می رود. هدف این پژوهش مشخص کردن رابطه سرمایه اجتماعی در فیس بوک با مشارکت مدنی کاربران در دنیای واقعی است. نمونه گیری با استفاده از روش های هدفمند و گلوله برفی انجام شده و روش پژوهش نیز پیمایش برخط بوده است. ضمن آنکه تعداد 674 نفر به پرسشنامه، پاسخ داده اند. بعد از تحلیل داده ها مشخص شد بین سرمایه اجتماعی در شبکه اجتماعی فیس بوک و مشارکت مدنی در دنیای واقعی رابطه مثبت وجود دارد. همچنین مشخص شد در بین شاخص های سرمایه اجتماعی، باز/ بسته بودن شبکه دوستان، تراکم شبکه، شرایط دستیابی به منابع، شکاف بین منابع موجود و مورد انتظار، رعایت هنجارها و قواعد، اعتماد نهادی/ مدنی و هنجارهای کنش متقابل شاخص های تبیین کننده مشارکت مدنی کاربران هستند.
تلویزیون و بزهکاری اطفال
حوزههای تخصصی:
تلویزیون امروزه با رشد تکنولوژی های ارتباطی گسترش چشم گیری پیدا کرده است و با کارکرد های مختلفی که دارد دارای نقش های کلیدی در ارائه اخبار و سرگرمی و اموزش دارد. نقش تلویزیون در سرگرمی واموزش سبب این می شود که افراد ساعاتی طولانی از روز را صرف تماشای آن کنند و اطفال بیش از سایر گروههای سنی جذب آن شده و از آن متأثر می شوند. تلویزیون با توجه به تأثیرپذیری اطفال از آن در بزهکاری آن ها نیز نقش داشته است که تأثیر تلویزیون بر بزهکاری اطفال را در دو بعد تشدید بزهکاری و پیشگیری از آن از طریق تلویزیون می توان بررسی نمود که با توجه به اسناد بین المللی چون کنوانسیون حقوق کودک و اسناد یونسکو و حقوق موضوعه ایران که بیانگر کارکرد تلویزیون در پیشگیری از بزهکاری اطفال هستند، به بررسی راهکارهای حقوقی در حقوق بین الملل و داخلی بر کاهش میزان تأثیر تلویزیون بر تشدید بزهکاری اطفال و نقش آن در پیشگیری از بزهکاری پرداخته شده است.
مدلی برای مطالعه «دین گریزی» در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی اصطلاحات در عین داشتن کاربرد های عامیانه، واجدِ بار معنایی روشن و دقیقی هستند و قابلیت آن را دارند که در بحث های دقیق علمی نیز به کار گرفته شوند. در این مقال ضمن تلاش برای بازیابی مفهومی اصطلاح «دین گریزی»، نشان داده می شود که این تعبیر تا چه حد قادر است منظومه ما را ذیل بحث های دینداری کامل نماید. دین گریزی به مثابه مصداقی از تغییرات چهارگانه این حوزه، پدیده ای رو به گسترش است و لازم است مطالعات همه جانبه ای در سطح مفهومی و نظری و میدانی آن صورت گیرد. حاصل کار در اینجا، بازیابی و افراز مفهومی آن بوده است و نیز ارائه مدلی تبیینی به منظور فراهم آوری مقدمات لازم برای مطالعات میدانی و مداخله در واقعیت.
بررسی رابطه بین بازی های رایانه ای و بروز اختلالات رفتاری در میان دانش آموزان پسر دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلالات رفتاری، اختلالات بسیار شایع و ناتوان کننده ای هستند که بر تنوعی از عملکردها، به ویژه بر عملکرد مدرسه کودکان اثر می گذارند و مشکلات بسیاری را برای معلمان، والدین و خود کودکان و نوجوانان ایجاد می کنند و آثار منفی بر یادگیری، ارتباط و کارآیی اجتماعی آنان می گذارند. پژوهش ها نشان می دهند که شیوع اختلالات رفتاری در کودکان رو به افزایش است و این احتمال داده می شود که گسترش روزافزون بازی های رایانه ای یکی از دلایل عمده آن است. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین میزان استفاده از بازی های رایانه ای و بروز اختلالات رفتاری دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی صورت گرفته است. این پژوهش با روش توصیفی و در قالب یک طرح پیمایشی و مقطعی انجام شد. داده های تحقیق، از 314 نفر از دانش آموزان پسر که در سال تحصیلی1392-1391، در پایه های سوم تا ششم ابتدایی شهر یزد به تحصیل اشتغال داشتند، جمع آوری شد. این افراد با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، از بین 10 مدرسه منطقه یک و دو یزد انتخاب شدند. ابزار سنجش تحقیق آزمون ارزیابی اختلالات رفتاری و پرسشنامه انجام بازی های رایانه ای بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند. تفاوت معناداری بین دانش آموزان با سطوح متفاوت انجام بازی های رایانه ای، از نظر اختلال های رفتاری به طور کلی و نیز از نظر سه شکل از اختلال های رفتاری؛ یعنی اختلال سلوک، بی قراری و حواس پرتی وجود داشت. استفاده از بازی های رایانه ای، عاملی مهم و موثر در ابتلای دانش آموزان به اختلالات رفتاری است و خطر ابتلا به اختلالات رفتاری چون اختلالات سلوک، بی قراری و اختلال حواس پرتی را در بین دانش آموزان پسر دبستانی افزایش می دهد؛ بنابراین برای کاهش اثرات منفی استفاده بیش از حد از بازی های رایانه ای و ابتلا به اختلالات رفتاری دانش آموزان دبستانی لازم است تا نظارت بیشتری از سوی والدین بر فرزندانشان در زمینه میزان استفاده از بازی های رایانه ای صورت پذیرد.
مقایسه میزان دلبستگی به والدین، همسالان و خواهران و برادران در نوجوانان درگیر و غیر درگیر در پدیده زورگویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۷
369-390
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه میزان دلبستگی به والدین، همسالان و خواهران و برادران در نوجوانان درگیر (زورگو، قربانی و زورگو قربانی) و غیر درگیر شهر یزد صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر و پسر شهر یزد در سال تحصیلی 93-92 بودند. نمونه شامل 384 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان مورد جامعه سنجی قرار گرفتند و پرسش نامه خودگزارشی سنجش روابط همگنان، پرسش نامه دلبستگی به والدین، همسال و خواهر و برادر را پر کردند. آزمون مانوا نشان داد در میزان دلبستگی به والدین، همسالان و خواهران و برادران بین نوجوانان درگیر و غیر درگیر در زورگویی تفاوت معناداری وجود دارد ( 0/0001 >p). گروه غیر درگیر در مقایسه با گروه های درگیر، نمرات بالاتری را در میزان دلبستگی به والدین نسبت به گروه همسالان و خواهران و برادران به دست آوردند. همچنین در میان گروه های درگیر، گروه زورگو و زورگو- قربانی بعد از دلبستگی به مادر نمرات بالاتری را در میزان دلبستگی به همسالان کسب کردند. در نهایت، میزان دلبستگی به خواهران و برادران در همه گروه ها کمترین میزان نمرات دلبستگی را به خود اختصاص داد.
رابطه سرمایه اجتماعی وجرم جوانان مورد مطالعه: جوانان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جرایم و رفتارهای مجرمانه یکی از مسائل مهم جامعه ایران محسوب می شود. سرمایه اجتماعی به عنوان یک عامل بسیار مهم در بروز و جلوگیری از جرم و رفتارهای مجرمانه، می تواند در تبیین جرم و رفتارهای مجرمانه به ما کمک شایانی کند. با استفاده از چارچوب نظری مبتنی بر نظریه های بوردیو و پاتنام و تحقیقات پیشین تعداد 7 فرضیه طراحی شد. برای آزمون فرضیات، یک نمونه 380 نفری از جوانان 29 18 سال یزدی با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای سهمیه ای از تمامی مناطق شهر یزد انتخاب گردیده اند. حجم نمونه گیری بر مبنای جدول مورگان است. نتایج حاصل از تحلیل های تکنیک های دو متغیره نشان داده است که در رابطه با بروز رفتارهای مجرمانه تفاوت معناداری بین دو جنس وجود دارد. همچنین بین طبقات شغلی والدین به لحاظ بروز رفتار مجرمانه جوانان رابطه معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از تکنیک رگرسیون چند متغیره نشان داد که 5 متغیر رضایت و صمیمیت در محله، مشارکت در جلوگیری از وقوع جرم در محله، شبکه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تحصیلات پدر و تحصیلات مادر در مجموع توانسته اند 32 درصد تغییرات رفتار مجرمانه جوانان را تبیین کنند.
پیش بینی طلاق بر اساس صفات شخصیتی، اختلالات روانی و ویژگیهای جمعیت شناختیژگیهای جمعیت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش مشخص کردن صفات شخصیتی، اختلالات روانی و ویژگیهای جمعیت شناختی پیش بینی کننده طلاق در زوجین شهر تهران بود. طرح این پژوهش از نوع علّی مقایسه ای و روش نمونه گیری خوشه ای بود. به این منظور از بین مجتمع های قضایی خانواده شهر تهران، سه مجتمع به صورت تصادفی انتخاب و از بین زوجین در معرض طلاق مراجعه کننده 60 نفر (30 زوج) انتخاب شدند. برای گروه نمونه زوجین عادی نیز از بین مناطق شهرداری تهران سه منطقه به صورت تصادفی انتخاب، و از طریق سرای محله های آن 30 زوج انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های پنج عاملی شخصیت (فرم کوتاه)، سیاهه نشانه های اختلالات روانی (SCL-90) و جمعیت شناختی در نمونه های مورد نظر اجرا شد. یافته ها نشان داد که از بین ابعاد آزمون پنج عاملی در روان رنجوری، تجربه گرایی و وظیفه شناسی و از بین ابعاد آزمون SCL-90 بجز روان پریشی در دیگر مقیاسها، بین دو گروه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0 > P). نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک دو ارزشی نشان داد که متغیرهای افسردگی، افکار پارانوییدی، تعداد فرزندان، میزان درامد و روان رنجوری، قویترین پیش بینی را برای احتمال در معرض طلاق قرار گرفتن زوجین فراهم می کند به این شکل که افزایش افسردگی، افکار پارانوییدی و روان رنجوری احتمال طلاق را افزایش می دهد و افزایش تعداد فرزندان و میزان درامد احتمال طلاق را کاهش می دهد. این یافته ها اهمیت ویژگیهای شخصیتی، اختلالات روانی و عوامل جمعیت شناختی را در پدیده طلاق نشان می دهد.
نقش سبک های هویتی در تبیین هویت ملی (مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میزان هویت ملی در میان اقشار جوان و نخبه دانشگاهی یکی از دغدغه های پیش روی دولت ها و جوامع چند فرهنگی همچون ایران است. این مسأله یعنی میزان احساس تعلق خاطر و آگاهی نسبت به مؤلفه های سازنده هویت ملی نیازمند بررسی معرف ها و عوامل روان شناختی، فرهنگی، جامعه شناختی و سیاسی تأثیرگذار برآن به ویژه در میان نسل های سوم و چهارم انقلاب است. به همین منظور پژوهش حاضر تلاش دارد با رویکردی تازه مبین های روان شناختی و جامعه شناختی هویت ملی را از دریچه سبک های هویتی بازبینی کند. چارچوبی که به زعم نظریه پردازان آن، افراد تجارب زندگی خود را متناسب با آن، معنا و تفسیر می کنند و اهداف زندگی خود را تعیین می کنند. به نظر می رسد نوع کاوش، جستجو، تعهد و تصمیم گیری درباره آن چه باید ارزش ها، باورها و اهداف ملی باشند و به دنبال آن، درگیر شدن کنش ها، تکالیف و انتخاب های مهم سیاسی و اجتماعی افراد؛ بتواند میزان هویت ملی در میان دانشجویان را تبیین کند. لذا سؤال اصل این است که آیا سبک های هویتی می تواند هویت ملی دانشجویان را پیش بینی کند و احتمالاً کدام سبک یا سبک های هویتی با افزایش و یا کاهش احساس و آگاهی نسبت به تاریخ، سیاست، فرهنگ و اجتماع افراد در ارتباط است؟ پاسخی که می تواند از طریق مطالعه بین رشته ای، راه حل هایی را برای افزایش هویت ملی دانشجویان بازنمایی کند. روش به کار رفته در این پژوهش از نوع پیمایشی است که در میان244 نفراز دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی93-94 انجام گردید. یافته ها نشان می دهد سبک های هویتی می تواند تا 31درصد از هویت ملی دانشجویان را تبیین کند. در این میان سبک هنجاری بیشترین تأثیر مثبت و هم افزا را داشت و سبک اجتنابی در جهت کاهش هویت ملی دانشجویان عمل کرد. این در حالی است که خودبسندگی، اکتشاف و جستجوگری فعالانه یعنی سبک هویتی اطلاعاتی نتوانست نقش معناداری در جهت افزایش یا کاهش هویت ملی ایفا کند.
تأثیر توسعه صنعتی بر وضعیت اجتماعی مردم شهر عسلویه و نقش رسانه در مشارکت محلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایجاد منطقة ویژة اقتصادی انرژی پارس در منطقة عسلویه، تحولات اجتماعی- فرهنگی متعددی را ایجاد کرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر توسعه صنعتی بر وضعیت اجتماعی شهر عسلویه و بررسی نقش رسانه در ایجاد آگاهی و کمک به آنان به منظور مشارکت در فعالیت های توسعه ای است. در این پژوهش، از روش های اسنادی و پیمایش استفاده شد. در بخش پیمایش، برای سنجش تأثیرات طرح های توسعه ای بر اجتماع محلی و نقش رسانه در مشارکت اجتماع محلی، دو پرسشنامة جامع به کار گرفته شدند و داده ها به روش های آماری تجزیه و تحلیل شدند. جامعة آماری شامل تمامی افراد بالغ ساکن شهر عسلویه است. تعیین حجم نمونة آماری، به روش خوشه ای و تصادفی ساده انجام شد. براساس یافته ها، با پیشرفت توسعه صنعتی در الگوهای فرهنگی، ارزش ها و باورهای مردم تغییر کرده است. این تغییرات، بر حوزه های الگوی ازدواج و رابطه با جنس مخالف تأثیر گذاشته است. همچنین نتایج نشان می دهد با افزایش توسعه و پیشرفت صنعتی، مشارکت محلی نیز افزایش یافته است. همچنین مطابق یافته ها، عوامل دیگری غیر از رسانه در مشارکت مردم در طرح های توسعه ای اثر گذارند.
پاسخ به جرم مشهود در سیاست جنایی ایران با نگاهی به حقوق انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پاسخ به وقایع مجرمانه مشهود برای تامین امنیت جانی و مالی شهروندان در برابر بزهکاران، به عنوان یک تکلیف از وظایف دولت ها می باشد. در نظام حقوقی ایران که تعقیب مجرمان بر عهده نهاد قضایی است، در مواردی که پاسخ فوری ایجاب می کند و امکان دسترسی به مقام قضایی نیست، قانونگذار با ذکر عنوان جرم مشهود، وظیفه اتخاذ تصمیم و انجام اقدامات لازم برای جلوگیری از فرار مرتکب جرم و حفظ ادله جرم را به مقامات غیرقضایی محول کرده است، جایی که احتمال نقض حقوق و آزادی های فردی و جمعی با اتخاذ تصمیم آنی و پاسخ فوری مقامات غیرقضایی بیشتر است. روش: در انجام پژوهش از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی با منبع کتابخانه ای و از شیوهای تحقیق کیفی با لحاظ موازین حقوقی دو کشور ایران و انگلستان به منظور بررسی و تحلیل مقررات چگونگی پاسخ به جرم مشهود استفاده شده است. نتایج و یافته ها: در کشور ایران، قانونگذار زمینه اجرایی شدن توازن بین دو حق بر امنیت و حق بر تامین را در احصاء مصادیق جرم مشهود و اعطاء اختیارات ویژه و استثنایی برای مقامات پلیس در مرحله حین و بعد از وقوع جرائم دانسته است، این در حالی است که در کشور انگلستان، قانونگذار زمینه اجرایی شدن این توازن را در اعطا اختیار گسترده به پلیس بدون دستور قضایی در مرحله قبل، حین و بعد از وقوع جرائم و بدون در نظر گرفتن فاصله زمانی بین ارتکاب و اطلاع از جرم دانسته است. همچنین در این نظام حقوقی، قانونگذار مقدمات اجرا شدن سیاست جنایی افتراقی را در وجود ظن متعارف و امکان تفسیر موسع آن در جرائم مهم مثل جرائم تروریستی و تفسیر مضیق آن در جرائم عادی و اختیار سلب آزادی و محدودیت در رفت و آمد افراد در مرحله قبل از وقوع جرم برای ماموران پلیس می داند.
پاسخگویی اخلاق اسلامی به چالش های اخلاقیِ برآمده از تکنولوژی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکنولوژی مدرن انسان را با چالش های اخلاقی بی سابقه ای مواجه کرده است. از طرفی قرار گرفتن خود انسان به عنوان موضوع تکنولوژی و از طرف دیگر آثار گسترده و اجتناب ناپذیرِ رواج روزافزون تکنولوژی بر روی محیط زیست، تصمیم گیری درباره نحوه توسعه و به کارگیری تکنولوژی را به چالش هایی اخلاقی بدل کرده است. یوناس در مقاله «تکنولوژی و مسئولیت، تأملاتی بر مأموریت جدید اخلاق» با مروری بر تغییراتی که جایگاه انسان و شرایط او در نتیجه توسعه تکنولوژی مدرن داشته است می کوشد نشان دهد نظام های اخلاقی سنتی با خصوصیاتی که دارند نمی توانند پاسخگوی مسائل اخلاقی نوظهور باشند. در این مقاله سعی شده است بر مبنای مقاله یوناس، استدلال هایی که اخلاق سنتی را در پاسخگویی به مسائل ناشی از تکنولوژی مدرن ناتوان می داند صورت بندی و تحلیل شوند. از آنجا که اخلاق اسلامی نیز مشمول حکم یوناس درباره اخلاق های سنتی است، ما در این مقاله به طور خاص از منظر اخلاق اسلامی، ادعای یوناس درباره اخلاق های سنتی را محک می زنیم و ظرفیت این آموزه ها در پاسخگویی به پرسش های نوظهور و پیشگیری از وقوع بحران های معاصر را بررسی می کنیم.
بررسی سنت سفال منقوش گودین III در درّه هُلیلان بر اساس یافته های مکشوفه از کزآباد A(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف مطالعه، بررسی و معرفی سنت سفال منقوش گودین III در درّه هُلیلان بر اساس یافته های سفالی مکشوفه در جریان مطالعات باستان شناسی محوطه کزآباد A به نگارش درآمده است. این محوطه، بزرگترین محوطه تاریخی درّه هُلیلان از توابع شهرستان چرداول است که در شمال استان ایلام قرار دارد. در این تحقیق، نگارنده علاوه بر مطالعه و بررسی نتایج پژوهش های پیشین، به بررسی باستان شناسی محوطه کزآباد A نیز پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که تپه کزآباد A در برگیرنده نهشت های باستانی همه مراحل پیاپی و متوالی دوره گودین III است. یافته های مکشوفه نیز حاکی از آن است که در دوره مفرغ، سنّت سفال منقوش گودین III در درّه هُلیلان رواج داشته است. اندازه محوطه کزآباد A، موقعیت مکان گزینی آن و توالی نهشت های باستانی آن نشان می دهد که این محوطه احتمالاً مرکز محلی مهمی در طول دوره مفرغ در زاگرس مرکزی بوده است. یافته های باستان شناسی، درّه هلیلان را به گروه درّه های بخش شمالی حوزه توزیع سنّت سفال منقوش یکرنگ گودین III مانند ماهیدشت و کنگاور پیوند می دهد.
نقش حنابله در منازعات مذهبی بغداد در قرن سوم تا پنجم هجری
حوزههای تخصصی:
حنابله (پیروان احمد بن حنبل) یکی از فرقه های چهارگانه اهل سنت است که در قرن سوم هجری در بغداد ظهور کرد و به عنوان چهارمین فرقه اهل سنت به جامعه اسلامی معرفی شد. از ابتدای شکل گیری این فرقه تاکنون، اوج قدرت آن ها در بغداد طی قرن های سوم و چهارم است. منازعات مذهبی و فرقه ای، مهم ترین عامل حادثه ساز در تاریخ بغداد از ابتدای تأسیس تاکنون است که در شرایط خاص سیاسی، مذهبی، اجتماعی و اقتصادی این شهر رخ داد. ازآنجاکه حنابله پرطرفدارترین و بانفوذترین جناح اهل تسنن در بغداد بودند، با تکیه بر تعصبات شدید دینی و با در پیش گرفتن شیوه تندروی سیاسی- اجتماعی، اختلاف های اجتماعی زیادی در بغداد به وجود آوردند. حنبلیان در این دو قرن، از قدرتی که در پناه حمایت گاه محسوس و گاه مخفی خلفای عباسی برای آن ها به وجود می آمد در ایجاد اختلافات و تنش های مذهبی با گروه های دینی و مذهبی حاضر در بغداد ازجمله شیعیان، مسیحیان، یهودیان و حتی شافعیان سود می بردند. حنابله در طی این قرون بیشترین منازعات مذهبی را با شیعیان داشته اند. ما در این مقاله به منازعات این فرقه با شیعیان می پردازیم
ساختار و روابط حاکم برآن با تأکید بر تفسیر المیزان
حوزههای تخصصی:
ساختار عبارت از نظم و چینشی خاص است که بر اجزا حاکم شده و آثار و تبعات ویژه ای را از خود در پدیده ها بر جای می گذارد. ساختار ها به دلیل پهن دامنه بودن امکان تحلیل کلان پدیده ها را فراهم می آورند و شناختی را از پدیده به دست می دهند که بدون در نظر داشتن یک نظریه ساختاری دستیابی به آن نامقدور است. حرکت به سوی کشف یک نظریه ساختاری مستلزم شناخت ساختارهاست. ما در این پژوهش به دنبال آنیم تا با استفاده از روش تحلیل متن تبیینی مبتنی بر معارف اسلامی از ساختار ها و روابط آنها در تفسیر المیزان ارائه داده و به این پرسش پاسخ گوییم که ماهیت ساختار چیست و چه ویژگی ها و روابطی بر آنها حاکم است؟ در این نوشتار در کنار پرداختن به تضاد میان ساختار ها، به روابطی چون همزیستی، تعادل و آتش بس میان ساختارها در دو سطح فردی و اجتماعی پرداخته شده است.
چگونگی شکل گیری اصل ولایت فقیه به منزلة ساخت قدرت در جمهوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر از رهگذر روش شناسی کیفی بر آن است تا به مطالعة چگونگی شکل گیری نهاد رسمی ولایت فقیه به منزلة اصلی ترین رکن حکومتی نظام جمهوری اسلامی بپردازد و با تحلیل محتوای مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی سال 58 و شورای بازنگری سال 68 نشان دهد در کدام ساخت زبانی و با کدام دیدگاه های ذهنی و طی کدام فرآیند عاملیت و ساختار این ساخت قدرت در این نوع بدیع از حکومت شکل گرفت و منسجم و تثبیت شد. بنابراین، با مروری کوتاه بر نظریة ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی (ره) و با اشاره ای به زمینه های اجتماعی، سیاسی و اعتقادی شکل گیری اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی، واحدهای تحلیل تحت مطالعه قرار گرفت، و واحدهای معنا و واحدهای فشردة معنا تعیین و رمزگذاری شد. تفسیر مقولات برآمده از دل متن نشان داد که اصل ولایت فقیه چگونه و از بطن کدام دیدگاه ها و ساختارهای زبانی، اجتماعی و تاریخی به مقتدرترین ساخت قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
دلالت های جمعیت شناختی نظریه فمینیستی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فرایند نوسازی با دگرگونی های ژرفی در عرصه های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی انسان ها همراه بوده و خانواده را به عنوان ساحتی مهم حوزه زندگی بشر، دچار دگرگونی نموده است. یکی از پیامدهای این تغییرات، تحولاتی جمعیتی بود که جوامع بشری را با چالشی جدی مواجه ساخت. نوسازی در نیم قرن اخیر، از طریق عوامل گوناگون بر کاهش باروری جوامع انسانی تأثیر گذاشته است. یکی از این عوامل، اشاعه اندیشه های فمینیستی است. این نوشتار، با روش اسنادی و کتابخانه ای، به واکاوی دلالت های جمعیت شناختی نظریه فمینیستی می پردازد. یافته ها حاکی از این است که نظریه فمینیستی، با اشاعه اندیشه هایی چون فردگرایی، نگرش منفی به ازدواج، تولید مثل و نقش مادری و تجویز سقط جنین و آزادی های کامل جنسی، و تحقیر کارخانگی و تشویق زنان به کسب تحصیلات عالیه و اشتغال خارج از خانه و نیز تشویق زنان به بازتعریف هویت زنانه، بر تحولات جمعیتی و کاهش باروری تأثیر گذاشته است. به نظر می رسد، دلالت های فمینیستی، موجب مسائل نوینی برای جوامع شده و به دلیل ناسازگاری با آموزه های دینی و الگوی اسلامی – ایرانی خانواده، نمی تواند مورد پذیرش قرار گیرند.
سرمایه اجتماعی، نقطه تلاقی اقتصاد و فرهنگ (رویکرد بین رشته ای)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تأثیر و تأثر فرهنگ و اقتصاد مقوله مهمی است که همواره از سوی صاحب نظران و دانشمندان علم اقتصاد و علوم اجتماعی مورد ملاحظه بوده، تعاریف ارائه شده از هر یک، در تبیین رابطه آنها مدخلیت دارد. ازآنجاکه حوزة توسعه وسیع ترین حوزه ارتباطی این دو امر و سرمایة اجتماعی، به عنوان مهم ترین عامل توسعه قلمداد می گردد، هدف این نوشتار بازپژوهی ترابط فرهنگ و توسعه، بر محور سرمایه اجتماعی است. سرمایة اجتماعی مبتنی بر روابط و رفتارهای تعاملاتی انسان ها در درون جامعه بوده، وابستگی شدیدی نسبت به فرهنگ حاکم بر جامعه دارد. از سوی دیگر، فرهنگ نیز متأثر از میزان توسعه و پیشرفت جامعه بوده و با توجه به زیرساخت ها و پیشرفت ها و ارتباطات دچار تحول می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شاخص های مهم سرمایه اجتماعی؛ اعتماد، مشارکت و همیاری، متأثر از عقاید، باورها، ارزش ها و هنجارهای فرهنگی جامعه و تأثیرگذار بر عمق و استحکام آنها می باشد. ازاین رو، پیشرفت و توسعه مستلزم توجه به اهمیت مقوله فرهنگ و نقش آن در ایجاد بستر مناسب تعاملات اجتماعی است.