فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۰۱ تا ۸٬۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۱ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
3 - 21
حوزههای تخصصی:
این تحقیق در صدد است به خوانشِ اندیشه "سید فخرالدین شادمان" از تجدد و مسائل برآمده از آن در چارچوب نظریه تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه بپردازد، اینکه چه رویکردِ سلبی یا ایجابی نسبت به تجدد، و خاستگاه آن غرب، در گفتمان شادمان شکل بندی شده است و چه نظامی از معانی و مفاهیم را در مواجهه با تجدد و شکاف های هویتی ناشی از آن برساخته است. او پرسش و پاسخِ خود از چگونگیِ این مواجهه و جذب یا طردِ ملزومات و وقته های تمدن غرب را در کتابِ تسخیر تمدن فرنگی در دهه 1320 شمسی صورت بندی می کند، و با باور به تجددی هدایت شده و برنامه ریزی شده در زنجیره گفتمان های بومی گرا معتقد است جانمایه تجدد و پیشرفت غرب فقط در علم آن محدود می و این علم را باید اخذ کرد پیش از آن که سایر عناصرِ فرهنگِ مهاجمِ غربی، سوژه های مستقر در وضعیتِ فرهنگی-اجتماعی سنتی را مسخر خود سازند و از محتوای هویتی شان تهی کنند. شادمان پروژه تسخیرِ تمدن غرب را امکان پذیر نمی داند مگر با خودآگاهی و وحدت ملی که او این هر دو را با مفصلبندی حولِ دال مرکزی زبان فارسی به عنوان بازنمایِ هویت و خِرد ملی ممکن دانسته و تلاش می کند با ایجادِ خصلت تعیّن کنندگی در زبان فارسی، مواضعِ سوژگی پراکنده را از مقامِ خودِ حقیرِ تجدد زده یا سنت زده به موضعِ منسجم و یک پارچه خودِ آگاه و اصیل، ارتقا دهد تا سوژه به واسطه این خودآگاهی به بومی سازی تجدد پرداخته و ایران را از وضعیتِ سلطه و تسخیر غرب برهاند.
شناسایی کارکنان خبره سازمان جهت آموزش سایر کارکنان با استفاده از روش دادهکاوی (مطالعه موردی: بانک صنعت معدن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۶ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
232 - 244
حوزههای تخصصی:
ﺑﺴیﺎری از ﺻﺎحب نظران معتقدند که ﻧیﺮوی اﻧﺴﺎﻧی ﻣﻬﻤ ﺘ ﺮیﻦ رکن برای ایجاد تحول در سازمان می باشد لذا در اغلب سازمان ها، مدیران به دنبال شناسایی نیروهای خبره در بخش های مختلف می باشند تا بتوانند با آموزش به سایرکارکنان، در ارتقا کیفیت، کارایی و بهره وری سازمان نقش بسزایی را ایفا نمایند. جهت شناسایی نیروهای خبره، می بایست ارزیابی نحوه ی انجام کار را از بعد کمی و کیفی عملیاتی نمود تا بتوان ﺑیﻨﺶ، داﻧﺶ و ﺗﻮاﻧﺎیی کﺎرکﻨﺎن در راﺑﻄ ﻪ ﺑ ﺎ اﻧﺠﺎم وﻇﺎیﻒ ﻣﺤﻮﻟﻪ بدست آورد. بنابراین در ﺗﻌییﻦ ﻇﺮﻓیﺖ و ﺗﻮاﻧﺎیی های کﺎرکﻨ ﺎن ﺗﻨﻬ ﺎ ﺑﻪ ارزیﺎﺑی کمی وﻇﺎیﻒ ﻣﺤﻮﻟﻪ اکﺘﻔﺎ نمی ﺷﻮد ﺑﻠکﻪ باید به ارزیابی کیفی از طریق اخذ نظر مسئول مربوطه مطابق با چگونگی انجام امور محوله (دانش تجربی و ضمنی) نیز استناد نمود. در اغلب سازمان های دولتی و عمومی، امور محوله به کارکنان با شناسنامه شغلی مرتبط نمی باشد و همچنین بدلیل چند وظیفه ای بودن (Multi Task) آن ها، امکان شناسایی مهارت هر شخص در هر حوزه وجود ندارد. برای نیل به تعیین ظرفیت و توانایی های کارکنان، می بایست تعریف مشخصی از حوزه های مختلف کاری پیدا کرد و ارتباط آن ها را با داده های ثبت شده کارکنان در سامانه های عملیاتی سازمان بدست آورد. سپس با ارائه ی مدل عملیاتی مبتنی بر داده کاوی از قبیل: ترکیب امتیازات کمی و کیفی، حذف داده های اضافی، آماده سازی داده ها و شناسایی ارتباط بین داده ها، به نتایج قابل قبولی دست یافت. در این تحقیق ابتدا با استفاده از روش دلفی، حوزه های مختلف کاری کارکنان بر اساس فعالیت های آن ها مشخص شده (دسته بندی در 6 گروه)، سپس با جمع آوری داده ها از سامانه های: کنترل تردد، سامانه ارزشیابی عملکرد، سامانه عملیات بانکی و با تحلیل آنها، نیروهای خبره سازمان شناسایی شدند.
برساخت اجتماعی ازدواج سفید(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ازدواج سفید ، هم باشی یا هم خانگی و اسامی دیگری از این نوع که این روزها بیشتر شاهد شنیدن آن هستیم نوعی از روابط میان دو جنس است که تنها صرف توافق دو طرف رابطه و بدون رعایت قوانین، شرع و عرف شکل می گیرد بنابراین صاحبنظران بر سر نهادن اسم ازدواج بر اینگونه روابط هم عقیده نیستند. در این مقاله سعی در مطالعه و بررسی برساخت ازدواج سفید در شهر تهران داریم. این پژوهش با رویکرد روش شناختی تفسیرگرایانه به روش نظریه زمینه ای با تکنیک مصاحبه عمیق به بررسی این موضوع در بین 16 زوج پرداخته است. پس از پایان مصاحبه ها و رسیدن به اشباع نظری و سرانجام کدگذاری و تحلیل داده ها مقوله های«کمبودها و نیازهای عاطفی»،«عدم نظارت خانواده بر روابط فرزندان و طرد آنان»،«تسهیل روابط دختران و پسران در کلانشهر»،«بالا رفتن سن تجرد در زنان»به عنوان مقوله علی،«تصمیمات عاطفی و هیجانی»،«خود اظهاری» به عنوان راهبرد،«کیفیت تعاملات و روابط زوجین»، استقلال عاطفی و مالی زنان»،«الگوبرداری از فرهنگ غربی» به عنوان شرایط مداخله گر،« بی رغبتی به ازدواج دائم»،«پنهان کاری و دروغ» به عنوان پیامدهای این نوع از زندگی تعیین شدند.
تبیین جامعه شناختی اثرات موقعیت اجتماعی زنان بلوچ برسلامت روان آنان (موردمطالعه: زنان شهرزاهدان)
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
127 - 148
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی اثرات موقعیت اجتماعی زنان بر سلامت روان در شهر زاهدان و نیز شناسایی ارتباط بین قومیت، پایگاه اجتماعی-اقتصادی، حمایت اجتماعی، احساس محرومیت و میزان استرس به انجام رسیده است. روش تحقیق، پیمایش و ابزارگردآوری اطلاعات، پرسشنامه بوده است. با استفاده ازشیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در شهر زاهدان از بین جمعیت بالای 30 سال، اعم از قومیت های بلوچ، فارس وسیستانی نمونه ای 400 نفری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور سنجش سلامت روان، حمایت اجتماعی، میزان استرس به ترتیب از آزمون های GHQ-28، زیمت و ویتون و برای دیگر متغیرها ازسنجه های محقق ساخته استفاده گردیده است. براساس نتایج تحقیق، بین سلامت روان و متغیرهای حمایت اجتماعی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی رابطه مستقیم و معناداری و بین سلامت روان و میزان استرس و احساس محرومیت نسبی رابطه معکوس و معنادار مشاهده شد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که زنان بلوچ موقعیت و پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایینی نسبت به زنان دو قومیت فارس و سیستانی داشته و سلامت روان زنان قومیت بلوچ نیز نسبت به زنان فارس و سیستانی کمتر بوده است. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که پایگاه اجتماعی- اقتصادی و حمایت اجتماعی موجب افزایش سلامت روان و احساس محرومیت نسبی و میزان استرس باعث کاهش سلامت روان در زنان می شوند. ضروری است که سیاست گذاران جامعه، با تمرکز برشیوه های ارتقاء حمایت اجتماعی، کاهش میزان استرس و احساس محرومیت نسبی و توزیع عادلانه مزایا در بین اقوام مختلف و توجه ویژه به امر سلامت روان گام هایی مهمی برای کاهش فقر و محرومیت در استان سیستان و بلوچستان بر دارند.
تبارشناسی و خاستگاه تاریخی-جغرافیایی اولادهای گَچگران ازایل مَمَسنی
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
85 - 139
حوزههای تخصصی:
ورود ایل ممسنی به فضای جغرافیایی شولستان در دوره صفویه، مرزبندی های اجتماعی و سیاسی طوایف در چارچوب قلمروهای جغرافیایی مجزا را به همراه داشت. آحاد انسانی ممسنی نیز متأثر از چنین مرزبندی هایی در قلمروهای مختلفی سکنی گزیدند. به نظر می رسد چنین آحاد انسانی در هر یک از این قلمروها از پیشینه تباری مختص به خود برخوردارند، به طوری که تبارشناسی و خاستگاه تاریخی و جغرافیایی آنان در نحوه چیدمان ساختمان اجتماعی شان نقش آفرین است. از این حیث، سکونتگاه های انسانی شهرستان ممسنی مقر استقرار اولادهای متعددی به شمار می روند که در کنار یکدیگر بافت فرهنگی و اجتماعی آن را شکل داده اند. در این چهارچوب، سکونتگاه روستایی گچگران در بخش مرکزی شهرستان ممسنی و دهستان بکش یک از نیروی انسانی و جمعیتی قابل توجهی برخوردار است. بنیان پژوهش بر این سؤال استوار است که اولادهای گچگران از چه تبار و خاستگاه تاریخی و جغرافیایی در ایل ممسنی برخوردارند؟ روش پژوهش ماهیتی توصیفی تحلیلی دارد و داده های مربوط به 55 اولاد گچگرانی به دو روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند. نتایج پژوهش نشان داد 55 اولاد مستقر در سکونتگاه گچگران از تبار و خاستگاه تاریخی و جغرافیایی متفاوتی (مبدأ فضایی مکانی گوناگون و تبار و هویتی متفاوت) برخوردارند. جهان بینی و نگرش اجتماعی-سیاسی این اولادها نیز دربرگیرنده وجوه تشابه کلی و تمایز جزئی است که بر کنش اجتماعی و سیاسی آن ها تأثیرگذار بوده است.
درمان های بومی، سنتی و جایگاه آن دنیای در مدرن: مطالعه موردی مانتره درمانی در میان زرتشتیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
145 - 188
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر حاصل پژوهشی میدانی-اسنادی است که در جامعه زرتشتیان، پیرامون درمان های بومی انجام شد.در این پژوهش با توسل به روش های مردم شناختی شیوه های درمانی رایج در بین زرتشتیان مطالعه شد. میدان مطالعه شهر یزد و تمرکز اصلی به دو محله زرتشتی نشین نصرآباد و کثنویه یزد بود.امروزه، مانتره درمانی رایج ترین شیوه درمانی در میان زرتشتیان برای درمان بیماری های روحی است و موبدانی که به متون مقدس و خوانش صحیح آن آگاهی دارند در مقام مانتره درمانگران هستند. زرتشتیان در گذشته بیماری را نتیجه یورش نیروهای اهریمنی (انگره منیو) به جهان می دانستند اما امروزه، با پیشرفت علم این نگاه سست گردیده است،گرچه به باور زرتشتیان انگره مینو همچنان حضور دارد اما معنای انگره مینو اندیشه تخریب گر و بد انسان است و انسان با قدرت انتخاب و اراده خود می تواند در راه بدی یا نیکی قدم بگذارد که اندیشه تخریب گر و خارج شدن از راه راستی و اهورامزدا منجر به بیماری های روحی می گردد. مطابق با یافته ها دال های مرکزی اعتقادات زرتشتیان از قبیل خرد و فرشکرد باعث می شود که زرتشتیان در درمان بیماری ها صرفاً به مانتره درمانی متوسل نشوند بلکه آن را در کنار پزشکی نوین به کار برند.
قالی طرح ناظم در فرآیند تغییر شیوه ی زندگی عشایر قشقایی از کوچ نشینی به اسکان، مطالعه موردی: قالی های نقش ناظم بافت کانون های اسکان چشمه رحمان و گل افشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
189 - 214
حوزههای تخصصی:
این مقاله حاصل یک فعالیت میدانی و در ارتباط با قالی طرح ناظم قشقایی است که در کانون های اسکان چشمه رحمان و گل-افشان در شهرستان سمیرم از توابع استان اصفهان، به انجام رسیده است. طرح ناظم یکی از برجسته ترین طرح ها در میان انواع طرح های رایج در نظام بافندگی قشقایی است که امروزه با رویکرد و ساختاری متفاوت از گذشته در جغرافیای قشقایی -از استان فارس تا جنوب اصفهان(سمیرم)- بافته می شود. روند اسکان و یکجانشین شدن ایل و عشایر قشقایی منجر به تغییر شیوه زندگی و تحول بنیادین در تولید کمی و کیفی، کاربرد و ساختار دست بافته های قشقایی به ویژه قالی طرح ناظم در بُعد فن شناختی و زیبایی شناختی شد. این ابعاد در پژوهش حاضر مورد بررسی و تحلیل قرارخواهد گرفت. نوع تحقیق بنیادین و روش تحقیق توصیفی - تحلیلی است. شیوه گردآوری اطلاعات به طور غالب، میدانی است. یافته های تحقیق حاکی از این است که تغییر شیوه زندگی از کوچ نشینی به اسکان(یکجانشینی) تأثیرات بنیادین و قابل توجهی را در روند تولید دست بافته های عشایری و به طور ویژه قالی های طرح ناظم داشته است. به گونه ای که فرآیند ذهنی بافی جای خود را به بافت از روی نقشه و الگو های شطرنجی داده-است. اندازه قالی طرح ناظم نسبت به گذشته کوچک تر شده و عناصر ساختار اصلی طرح (فضای محراب گون، نیم سروها، درخت هزارگل-گُلدان مرکزی و گل و برگ های افشان شده و شکل نعلبکی) دچار تغییرات اساسی شده است. تنوع رنگی به مدد حضور رنگ های شیمیائی نسبت به طرح قدیم، بیش تر شده است.
صیادی گرگور به منزله پدیده اجتماعی تام: مطالعه ای در ارتباط فنون بومی با محیط زیست، توسعه و روابط اجتماعی در گناوه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۴
189 - 220
حوزههای تخصصی:
صیادی از فعالیت های اصلی معیشتی در حاشیه خلیج فارس و دریای عمان بوده است. از میان شیوه های صیادی، روش صید گرگور، یکی از رایج ترین روش های صید بومی در این منطقه به شمار می آید. در این پژوهش ضمن شناسایی ابزار و روش های صید در شهرستان گناوه، تکنولوژی ساخت و استفاده از گرگور و تغییرات صورت گرفته در آن، روابط اقتصادی و فرهنگ شکل گرفته حول این شیوه صیادی، و نیز درگیری گروه های بومی و مهاجر با صیادی و ساخت گرگور و مورد مطالعه قرار گرفته است. امروزه روش های صنعی صیادی با آثار نامطلوب بر منابع طبیعی و محیط زیست به طور فزاینده ای به کار گرفته می شوند و توسعه ای ناپایدار را در منطقه ایجاد کرده است. لذا در این پژوهش امکان افزایش بازدهی صید گرگور و طرح آن به عنوان شیوه ای پایدارتر صیادی، هم از نظر محیط زیست و هم از نظر اقتصادی و اجتماعی، مورد توجه قرار گرفته است و راه هایی پیشنهاذد شده است که شاید بتوانند با مداخلاتی در صید گرگور آن راا به عنوان جایگزینی برای شیوه های ناپایدارتر صیادی مطرح کرده و حداقل از رشد بی رویه صیادی ناپایدار بکاهد.
سرکوب گری تمدن به قرائت فروید
منبع:
فرهنگ پژوهش تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۲ ویژه علوم اجتماعی
195 - 213
حوزههای تخصصی:
رشد جوامع صنعتی و مکانیزه شدن زندگی بشری، گسترش نظام های دیوان سالار در کنار تدوین اصول و قوانین با هدف کنترل بیش از پیش انسان ها، پیامدهای آسیب زای متعددی را چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی به همراه دارد که افزایش استرس و اضطراب در سایه گسترش تعداد افراد روان رنجور و نیز تشدید خشونت تنها برخی از این پیامدها است. در نظام اندیشه ای غرب، در برهه ای که مارکسیسم میوه آزادی و رهایی را برای جامعه سرد و بی روح اروپا به ارمغان می آورد، فروید در مخالفت با مارکسیسم تاکید کرد که تمدن مبتنی بر امساک از غرایز استوار است و تشکیل کمونیسم، آنگونه که مارکس وعده داده بود، نمی تواند درد و رنج بشریّت را کم کند زیرا سرمنشأ درد و رنج نه در بافت اقتصادی بلکه در ذات خود تمدن است. پرسش مهم آن است که فروید برچه مبنایی سخن از سرکوبگری تمدن برای انسان امروزی را مطرح می کند و چرا تمدن را آکنده از ملالت و درد و رنج می داند؟ آیا انسان ها مجبور به تن دادن به ملزومات تمدن هستند یا آنکه می توانند از راهی غیر از تمدن، به خوشبختی و سعادت دست یابند. در این نوشتار در تلاش هستیم تا با بررسی آثار فروید، به این پرسش ها پاسخ دهیم.
رابطه ایجاد تمدن نوین و تاریخ در اندیشه آیت الله خامنه ای
منبع:
فرهنگ پژوهش پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳ ویژه علوم سیاسی
31 - 68
حوزههای تخصصی:
مقام معظم رهبری برای توسعه تمدن اسلامی، نظریه جدید «تمدن نوین اسلامی» را مطرح کرده اند؛ و با توجه به اینکه در منظومه ی فکری رهبر انقلاب اسلامی نگاه دقیق و تحلیلی به تاریخ و رخدادهای آن برای درک درستِ تحولات بشری و روشن شدن وضعیت موجود و برنامه ریزی برای آینده از جایگاهی مهم و بنیادینی برخوردار است. به همین دلیل ایشان برای تحقق تمدن نوین اسلامی توجه ویژه ای به تاریخ دارند. سوال اصلی تحقیق این است که «بر اساس اندیشه رهبری چگونه میتوان از تاریخ برای ایجاد تمدن نوین اسلامی بهره برد؟» برای پاسخگویی به این پرسش به بررسی و بازخوانی نظام مند دیدگاه های آیت الله خامنه ای در خصوص تمدن نوین اسلامی، با تکیه بر تأثیرات تاریخی پرداخته و با روش توصیفی – تحلیلی نحوه بهره برداری ایشان از تاریخ در ایجاد و مفهوم سازی تمدن نوین اسلامی استخراج و توصیف شده است. بر اساس پژوهش حاضر بررسی ها حاکی از آن است که از منظر امام خامنه ای چون رویدادها و حوادث تاریخی از نظمی منطقی و درونی برخوردار هستند، یافته های تاریخی در سیاست گذاری، برنامه ریزی و تصمیم گیری برای تمدن سازی قابل استفاده می باشند. ایشان با طرح مسائل تاریخى به دنبال نشان دادن علل پیشرفت ها و انحطاط ها هستند و مى خواهند سنّت هاى حاکم بر جامعه و تاریخ را بیان کند و بدین وسیله، تصویری گویاتر از فرآیند تحقق تمدن نوین اسلامی و کاربست الگوهای تاریخی در ساختن تمدن نوین اسلامی به نمایش بگذارند. همچنین ایشان دین اسلام را به عنوان یک دین مشترک در گذشته و آینده مسلمانان عامل تعمیم پذیری تجربیات تاریخی برای سیاست گذاری های معطوف به آینده برشمرده است. بر این اساس، مهمترین وجه کاربست تاریخ شناخت عوامل پیشرفت و انحطاط تمدن پیشین اسلامی و مد نظر قرار دادن آن برای آینده تمدنی جهان اسلام است.
بازسازی معنایی کولبری، مطالعه کیفیِ کولبران غیر رسمی شهر سقز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۳
175 - 215
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تجربه ی زیسته ی کولبران و بازسازی معنایی این تجربه است. بدین منظور از نظریه ی زمینه ای و تکنیک مصاحبه ی نیمه ساختاریافته استفاده شده است. نمونه ی مورد مطالعه کولبران غیررسمی شهرستان سقز است و نمونه گیریِ هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انجام و 21 نفر انتخاب شده اند. متن مصاحبه ها در قالب بیش از 125 مفهوم، 17مقوله عمده و یک مقوله هسته ای کدگذاری شده است. مقوله های عمده شامل: «تعلق و تعهد گروهی»، «مناسک خاص گروه»، «خطرات جسمی»، «آسیب های روحی روانی»، «انزوا و طرد اجتماعی»، «عکس العمل به برچسب ها»، «خطرات طبیعی»، «خطرات غیر طبیعی»، «فقر و فشار اقتصادی»، «بی اعتمادی اجتماعی»، «پذیرش و دسترسی آسان»، «توجیه و مشروعیت دادن به کار خود»، «مهارت و توانایی کنترل مخاطرات»، «تمایل به ترک»،«تضعیف تولید سنتی»، «تعاملات قومی و فامیلی برون مرزی» و« مشخصات خاص» می باشد. مقولات در قالب مدل پارادایمی بر اساس شرایط علی، استراتژی ها و پیامدها دسته بندی شد و در نهایت، مقوله ی هسته ایِ این پژوهش، «کولبری، حرفه ای پرمخاطره در تنگنای توسعه نیافتگی مرزها» است. به عبارت دیگر از دید و خوانش آنان، کولبری واکنشی به وضع معیشتی و محیطی نامناسب منطقه است.
گونه شناسی برنامه های غیرداستانی تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره سوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۷
165 - 210
حوزههای تخصصی:
گسترش روزافزون رسانه های نو، تلویزیون را به عنوان یک رسانه سنتی، با رقابت و چالش های سختی مواجه کرده است. اما این رسانه همچنان برای حفظ موقعیت و جایگاه خود نزد مخاطب، می تواند روش های مختلفی را به کار گیرد. از جمله، با بهره بردن از ساختارهای مختلف برنامه سازی می تواند محتوای مناسب و جذابی را در اختیار مخاطبانی با سلیقه های متفاوت قرار دهد. در این میان، تنظیم و چینش برنامه ها در کنداکتور پخش شبکه ها براساس قالب های متنوع برنامه سازی، از اهمیت خاصی برای حفظ این جایگاه یا این موقعیت برخوردار است. به این منظور، شناخت و استفاده از انواع برنامه های تلویزیونی غیرنمایشی، براساس یک دسته بندی معیار، برای برنامه سازان ضرورت دارد. پژوهش حاضر درصدد است گونه ها و ویژگی های مختلف این نوع برنامه ها را معرفی نماید. برای رسیدن به این هدف، مقاله از روش نظریه داده بنیاد یا زمینه ای کلاسیک استفاده کرده است. تجزیه و تحلیل داده ها در زمینه گونه شناسی برنامه های غیرنمایشی تلویزیون مبیّن این است که می توان برنامه های تلویزیونی را در پنج دسته اصلی تقسیم کرد. تلویزیون واقعیت نما (Reality TV)، برنامه های ترکیبی، برنامه های گفتگومحور، کلیپ و مستند.
مسیرهای دین دار شدن و ارتباط آن با میزان دین داری شهروندان (مورد مطالعه: ساکنان شهر قائم شهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر مستخرج از پژوهشی تجربی درباره مسیرهای شکل گیری دین داری افراد و ارتباط آن با میزان دین داری آنها می باشد که بر روی نمونه ای 293 نفری از ساکنان قائم شهر در استان مازندران به انجام رسیده است. یافته ها نشان دادند که در جامعه مورد بررسی، مسیر "تقاضای منفعلانه" رایج ترین و مسیر "تقاضای فعالانه" نامتداول ترین طریق برای دین دارشدن می باشند. این در حالی است که تحلیل های رگرسیونی نشان داد از میان چهار مسیر اصلی برای دین داری، مسیر "تقاضای فعالانه" دارای قوی ترین و "تقاضای منفعلانه" واجد ضعیف ترین ضریب تأثیر بر میزان دین داری افراد هستند. در یک نگاه دقیق تر مشخص شد پنج مسیر از شش مسیر فرعی که دارای ضرایب رگرسیونی معنادار برای توضیح واریانس میزان دین داری هستند تقاضامحورند و تنها یک مسیر (جامعه پذیری دینی) عرضه محور است. از طرفی، شدت ضرایب تأثیر مسیرهای فعالانه به نحو مشهودی از ضرایب تأثیر مسیرهای منفعلانه بیشتر است. لذا مقایسه میان محورهای دین داری نشان می دهد مسیرهای متفرع از محورهای فعالانه بیش از منفعلانه و مسیرهای تقاضامحور بیش از عرضه محور بر میزان دین داری افراد، تأثیرگذارند. به عبارت دیگر، بهترین مسیرهای دین دار شدن، از تقاطع طلب (تقاضا) و اراده (فعال بودن) عبور می کنند (تقاضای فعالانه). در مجموع، حدود 62 درصد از تغییرات در میزان دین داری توسط نه متغیر (مسیرهای فرعی) مذکور تبیین شده است.
شناسایی مقوله های موثر در سبک زندگی رسانه ای خانواده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیجیتالی شدن سبک های نوین زندگی را به جزئی اساسی و جدایی ناپذیر از زندگی انسان تبدیل کرده است. ارتقاء سطح سواد رسانه ای در جامعه ایرانی به ویژه برای خانواده هادر جهت آگاه سازی فرزندانشان در استفاده از فضای سایبر، یک نیاز و ضرورت برای فرهنگ، سیاست و امنیت ملی محسوب می شود. به همین دلیل پژوهشگر،سعی داردتامطالب ویافته هایی راجهت ارتقای والدگری رسانه ای در خانواده جهت مدیریت مصرف صحیح رسانه ای فرزندان فراهم آورد.در این تحقیق سوال اصلی پژوهشگر"مقوله های موثر درسبک زندگی رسانه ای خانواده هادراستفاده ازفضای مجازی کدام است؟روش تحقیق از نوع تلفیقی (کیفی- کمی) است. درمدیریت مصرف فضای مجازی از نظریه الیزابت تامن و سه لایه بودن پیام رسانه ای و نظریه هاودیدگاههایی درزمینه شیوه های فرزندپروری از جمله نظریه بامرینداستفاده شده است. نتایج نشان می دهد مولفه ها و ابعاد موثر در سبک زندگی رسانه ای والدین در 3 بعد اصلی آموزش(با 6 مفهوم اصلی و 43 زیر مفهوم) که به «والدگری رسانه ای» و شیوه های تربیتی در آن اشاره داشته، بعد ارتباط موثر(با 3 مفهوم اصلی و 15 زیر مفهوم)که به «تعامل و گفتگو» بعد جامعه پذیری رسانه ای( با 3 مفهوم اصلی و 12 زیر مفهوم) به «هویت والدینی» می پردازد.
رابطه انگ ناباروری و پریشانی روانشناختی با کیفیت رابطه زناشویی از طریق میانجی گری فراهیجان در زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۱
55-76
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر رابطه علی انگ ناباروری و پریشانی روانشناختی با کیفیت رابطه زناشویی و همچنین رابطه غیرمستقیم آنها از طریق فراهیجان در زنان نابارور بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری جهاد دانشگاهی اهواز که در طی ماههای شهریور تا آبان 1397 مراجعه کرده بودند که از بین آنان 170 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، آزمودنی ها پرسشنامه انگ ناباروری فای و همکاران (2014)، پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر (2003)، پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست (1988) و پرسشنامه فراهیجان میتمنسگرابر و همکاران (2009) را تکمیل کردند. تحلیل ها بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری برازندگی مدل پیشنهادی را بر اساس داده ها مورد حمایت قرار دادند. نتایج حاکی از اثر انگ ناباروری بر کیفیت روابط زناشویی، فراهیجان مثبت و فراهیجان منفی و اثر پریشانی روانشناختی بر فراهیجان منفی همچنین اثر فراهیجان مثبت و فراهیجان منفی بر کیفیت روابط زناشویی بود. همچنین نتایج اثر غیرمستقیم انگ ناباروری و پریشانی روانشناختی را از طریق فراهیجان مثبت و فراهیجان منفی بر کیفیت روابط زناشویی تأیید کرد (05/0P<). اما مسیر مستقیم پریشانی روانشناختی با فراهیجان مثبت و کیفت روابط زناشویی تأیید نشد و از مدل نهایی حذف گردید. بر اساس نتایج به دست آمده فرا هیجان ها می توانند در کنترل و مدیریت هیجانات منفی ناشی از انگ ناباروری و پریشانی های روانشناختی ناشی از آن مؤثر باشد و در نهایت منجر بهبودکیفیت روابط زناشویی گردد.
سیمای جنایی قتل های عمدی در شهرستان ساوجبلاغ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دوزادهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
49 - 76
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در قتل عمد علاوه بر صدمات جدی به قربانیان مستقیم، نزدیکان، دوستان، گسترش شایعه یا پخش آن از طریق وسایل ارتباط جمعی، امنیت و سلامت روانی جامعه را به خطر می اندازد و نظم اجتماعی را تضعیف و موجب هراس جامعه می شود. لذا هدف این پژوهش ترسیم سیمای جنایی قتل های عمد در شهرستان ساوجبلاغ می باشد. روش شناسی : ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ با روش توصیفی از میان پرونده های قتل که در خلال سال های 1385 تا 1395 در شهرستان ساوجبلاغ رخ داده اند، 82 پرونده، به شیوه تمام شمار مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها: مسایل ناموسی، ارتکاب سرقت، عصبانیت دفعی، مسائل مالی، اقدامات تحریک کننده، خصومت شخصی و درگیری های لفظی به ترتیب بیشترین نقش را در وقوع قتل های شهرستان ساوجبلاغ را دارند. همچنین شیوع ارتکاب قتل در بین مردان مجرد با سطح تحصیلات پایین و در محدوده سنی 20 تا 30 سال، استفاده از طناب به عنوان شایع ترین آلت قتاله و کاهش ارتکاب قتل با افزایش تعداد فرزندان در قاتلین و مقتولین؛ اشاره نمود و در نهایت شایع ترین قتل عمد قتل های بدون برنامه ریزی می باشند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که هر یک متغیرهای مورد مطالعه بر ارتکاب قتل های عمدی شهرستان ساوجبلاغ تأثیر دارند اما میزان این تأثیر متفاوت بوده است.
تحلیل پیشگیری رشدمدار از جرم در نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال بیست و دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۸۷)
99 - 122
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پیشگیری رشدمدار یکی از زیرشاخه های پیشگیری اجتماعی است که متمرکز بر کودکان و نوجوانان در معرض خطر بوده و هدف از آن مداخله در دوره های مختلف رشد اطفال و نوجوانان بزهکار، منحرف یا در معرض بزهکاری به منظور پیشگیری از مزمن شدن و تکراری شدن بزهکاری آنها در آینده (دوران بزرگسالی) است. لذا این تحقیق با هدف شناخت ابعاد، جلوه ها و برنامه های پیشگیری رشدمدار با توجه به تحولات تقنینی ایران و با تمرکز بر نقش محوری پلیس انجام شده است. روش شناسی: این تحقیق از نظر نوع، کاربردی و به روش توصیفی- تحلیلی اطلاعات لازم با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و از طریق فیش برداری و رجوع به منابع غنی فقهی-حقوقی تبیین شده است. یافته ها: سن ارتکاب جرم در جرایم گوناگون در حال کاهش است؛ به گونه ای که سن مرتکبان برخی از جرایم متأسفانه به </em>13 </em>سال رسیده و کمیت آن نیز رو به گسترش است. در این راستا جلوه های پیشگیری رشدمدار شامل آموزه های دینی و سیاست تقنینی ایران بوده و همچنین برنامه های پیشگیری رشد مدار شامل برنامه های خانواده مدار، مدرسه مدار و کانون اصلاح و تربیت(آموزشی، فرهنگی، مذهبی، تفریحی-ورزشی، مددکاری-درمانی) بوده است. نتایج: در سطح تقنینی قانون گذار ایران در ماده 88 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، با تأسی از اصول حاکم بر نظام عدالت کیفری اطفال توجه به خانواده را در مرکز توجهات خویش قرار داده وآنچه در این میان بدان توجهی نشده است، عدم پیش بینی ضمانت اجرای مناسبی در موارد تخطی از اجرای دستورات دادگاه می باشد. بدیهی است با توجه به آثار بازپرورانه و رشدمدار دستورات برشمرده شده در تبصره ماده 88، وجود ضمانت اجرای متناسب، اجرای هر چه بهتر آن را از سوی خانواده تضمین می کند و در نتیجه اهداف پیشگیرانه و کودک مدار نظام دادرسی اطفال به نحو مطلوب تری تحقق می یابد.
همپوشانی مولفه های هویت ساز بر هویت بخشی دینی کنشگران اجتماعی اندونزی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
به راستى هويت بخشى دينى مسلمانان اندونزی كه از بزر گترين جوامع جهان اسلام است، از كدام مؤلفه های هويتى پيروی م ىكند؟ آيا فراملى است يا فروملى يا از هويت فرهنگ دينى اخذ شده است و اسلام هويت ساز از كدام قرائت بيرون آمده است؟ اين پرسش ها سبب شد در راستای پاسخ به آنها با روش تاريخى توصيفى به تحليل بپردازيم. ازآنجايى كه در اين نوشتار حقايق حال، گذشته و ارتباط آنان با آينده مورد پژوهش قرار م ىگيرند، مناسب ترين روش برای اين پژوهش روش تاريخى توصيفى است. يافته ها نشان مى دهندكه در اندونزی، قرائت اعتدالى از اسلام، در كشمكش با ديگر مؤلفه های هويت ساز، توانسته است به يك مدل بومى از برداش تهای دينى و متناسب با انديشه های فرهنگى مالايى تبار نزديك شود. اسلام در اين نگرش جديد تلاش كرده تا با استفاده از تمامى منابع اسلامى فعال گردد و هويت دينى مسلمانان اندونزی را تثبيت كند.
پژوهشی بر شاخص ترین نقوش نمادین گیاهی در گچبری های ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ر دوران باستان نقوش و نشا ن های نمادین علاوه بر جنبه های تزئینی بیانگر مسائلی مهم در باب فرهنگ، هنر و حتی ساختارهای اجتماعی یک حکومت و کشور است. در دوره ساسانی نیز نقوش نمادین با توجه به درهم آمیختگی دین و سیاست رونق بیشتری گرفته است، به نحوی که در اکثر آثار هنری به جای مانده از دوره ساسانی می توان نمونه ای از آن ها را مشاهده نمود. هنر گچبری در دوره ساسانی ازجمله هنرهای توسعه یافته ای است که نسبت به دوره های قبل به اوج پختگی خود رسیده و شاهد کاربرد وسیع آن به صورت اشکال متنوع نمادین در بناها و کاخ های ساسانی هستیم. بررسی نقوش گیاهی نمادین گچبری های دوره ساسانی، ضرورتی است که متأسفانه تاکنون به طور مستقل و مبسوط به آن پرداخته نشده است. این پژوهش بر اساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و بر اساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی به شمار می رود. نتیجه این بررسی نشان می دهد که غالب نقوش نمادین موجود در گچبری های دوره ساسانی ریشه مذهبی دارند، این نقوش هرچند در قالب نقوش متعدد و متنوع گیاهی به نمایش درآمده اند، لیکن هر یک از آن ها به عنوان یک سمبل از باورهای دینی و اعتقادی است. انگور و درخت زندگی ازجمله نمادهایی است که در ایران نمادی از باروری و برکت و جاودانگی هستند و همواره در این دوره این نقوش در آثار گچبری قابل مشاهده است، همچنین نقش نیلوفر معرف یکی ایزدان دین مزدیسنا است.
چگونگی بازنمایی ویژگی های جنسیتی در جوک های فارسی تلگرامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوک ها به منزله خرده فرهنگ های هر جامعه، معانی و مفاهیم اجتماعی گوناگونی را بازنمایی می کنند که نشانگر فضای ذهنی آن جامعه و ویژگی های افراد آن است. در این میان، جوک های جنسیتی نمایشگر نگاه اجتماعی جامعه به مقوله جنسیت هستند. اقبال جامعه ایران به فناوری های نوین تلفن همراه و پیام رسان ها ازجمله، تلگرام از یک سو و کشیده شدن جوک ها به این فضا از سوی دیگر، لزوم بررسی و مطالعه آن را بیشتر از قبل می طلبد. این مقاله با روش کیفی و شیوه مردم نگاری درون شبکه ای و با استفاده از نظریه برساخت گرایی اجتماعی، جوک های مختلف جنسیتی را در پیام رسان تلگرام مقایسه کرده است. نتایج بررسی سه کانال جوک تلگرامی که بعد از فیلترینگ و در تیر ۱۳۹۷ ارزیابی شده است، نشان می دهد ۵۰ درصد کل جوک های این کانال ها را جوک های جنسیتی تشکیل داده و به لحاظ شکلی، بیشترین جوک های جنسیتی مربوط به جوک های کلامی است که جوک های مربوط به زنان در هر سه کانال، تقریباً دو برابر جوک های مردان بوده است. برساخته های جنسیتی برای مردها در جوک ها بیشتر با موضوع جنسی و برای زنان بیشتر با موضوع کلیشه های جنسیتی مانند: «احمق شمردن»، استفاده بی رویه از لوازم آرایش، تمایل به ازدواج، ناتوانی در رانندگی، الزام به انجام کارهای خانه و زودرنجی است که به نوعی بازتعریف نقش اجتماعی زنان در شرایط اجتماعی فعلی است.