فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۴۱ تا ۲٬۷۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
155 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ارزش تکلیف و جهت گیری هدف با پیشرفت تحصیلی با نقش میانجی خودکارآمدی در دانشجویان دانشگاه آزاد خرم آباد می باشد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد به تعداد 12000 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین و با روش نمونه گیری در دسترس (شیوه آنلاین) 350 نفر انتخاب شد. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از معدل ترم گذشته دانشجویان، پرسش نامه ارزش تکلیف پینتریچ و دی گروت، نسخه تجدیدنظر شده پرسش نامه اهداف پیشرفت الیوت و مورایاما و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و مادوکس استفاده شد. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و Amos نسخه 24 تحلیل شد. بر اساس تحلیل داده ها، بین ارزش تکلیف، جهت گیری هدف و خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد (01/0>P). همچنین، مسیرهای مستقیم این پژوهش معنی دار شدند و مسیرهای غیرمستقیم ارزش تکلیف و جهت گیری هدف از طریق نقش میانجی خودکارآمدی بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان معنی دار بود. در نهایت، مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (061/0=RMSEA و 05/0>P-value ) و 39 درصد واریانس پیشرفت تحصیلی به وسیله ارزش تکلیف و جهت گیری هدف با نقش میانجی تحصیلی تبیین شد. بنابراین، می توان نتیجه گیری کرد که متغیرهای مورد مطالعه دارای تلاقی تئوریکی بوده و توجه به تأثیر این متغیرها در پیشرفت تحصیلی دانشجویان می تواند در برنامه ریزی های آتی به کار رفته و خلاءها را پوشش دهد.
ارزشیابی کیفیت آموزش عالی از دیدگاه دانشجویان: مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه
حوزههای تخصصی:
شناخت عملکرد نظام های دانشگاهی از طریق صورت دوگانه آن کمیّت و کیفیّت ممکن است، که هر دو نشان از یک واقعیت پیچیده دارند. پدیده های آموزشی و پژوهشی در دانشگاه ها در چنین میدان پیچیده ای زاده می شوند. بنابراین، «ابزارهای تعیین» کیفیّت در آموزش عالی، بدون توجه به این میدان، به شناختی سطحی از آن دست می یابد و توهمی از «شناخت قطعی» از آن به وجود می آورد. باتوجه به نقش دانشگاه های علوم پزشکی در آموزش دانشجویان که نقش اساسی در ارتقای سلامت جامعه دارند پژوهش حاضر باهدف بررسی ارزشیابی کیفیت فرایند آموزش در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه از دیدگاه دانشجویان انجام شد. این پژوهش به شیوه توصیفی- پیمایشی در سال 1399 در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام گرفت. جامعه آماری شامل همه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارومیه است. تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری با استفاده از جدول (Krejcie & Morgan, 1970) به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه کیفیت آموزش عالی مانتز یورک (Yorke, 1995). استفاده شد. در نهایت تعداد 336 پرسش نامه تکمیل شده عودت داده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های تی، تحلیل واریانس یک طرفه به کمک نرم افزار SPSS استفاده شد. بر اساس نتایج تحقیق ابعاد پرسش نامه کیفیت آموزش عالی شامل شش عامل برنامه آموزشی و اهداف، روش و کیفیت تدریس، امکانات و تجهیزات آموزشی، سنجش و ارزیابی، رضایت آموزشی و بازخورد است. از دیدگاه دانشجویان کیفیت آموزشی عالی در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. در کلیه ابعاد کیفیت آموزش عالی بین وضعیت مطلوب و وضعیت موجود تفاوت معنی داری وجود دارد. بیشترین فاصله مربوط به بُعد رضایت آموزشی و کمترین فاصله مربوط به برنامه آموزشی و اهداف بود. همچنین نتایج نشان داد وضعیت کیفیت آموزش عالی در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بر حسب جنسیت و دانشکده پاسخگویان تفاوت معنی داری وجود ندارد. از دیدگاه دانشجویان، کیفیت آموزش عالی در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه پایین تر از حد متوسط بود. بنابراین، به منظور ارتقای کیفیت فرایند آموزش باید برنامه ریزی دقیق و اقدامات عملی در راستای خواسته ها و انتظارات آموزشی و پژوهشی دانشجویان صورت گیرد.
ارائه الگوی جاری برنامه درسی با نشاط در دوره ابتدایی: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
184 - 205
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی جاری نشاط در برنامه های درسی مقطع ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش شامل کلیه کارگزاران دخیل در نشاط در برنامه های درسی دوره آموزش ابتدایی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته چهارده نفر از معلمان، پنج نفر از مدیران مدارس، هشت نفر از اولیا دانش آموزان جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده ی بیست و یک مفهوم محوری و هشت مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل غفلت از نشاط در برنامه های درسی و تربیتی مدارس به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علّی (ضعف مدیریتی مدارس، ضعف در فرهنگ آموزشی مدارس، ضعف در روابط اجتماعی دانش آموزان)، عوامل زمینه ای (عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل سازمانی و عوامل آموزشی)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(عوامل شخصیتی و فردی، جذابیت محتوایی کتب درسی، توجه به تفاوت های فردی و ارزشیابی کیفی)، شرایط مداخله گر محدودکننده (چالش های فردی، چالش های فرهنگی و چالش های مدرسه ای)، راهبردها (تعاملات و ارتباطات دانش آموزان، صمیمی سازی فضای کلاسی توسط معلمان، توجه به روش های فعال تدریس، پویاسازی فضای فیزیکی) و پیامد (افزایش افسردگی و سرخوردگی تحصیلی) سازمان یافت. بنابراین می توان نتیجه گرفت توجه به زمینه های فرهنگی- اجتماعی، سازمانی و آموزشی در تلفیق نشاط در برنامه های درسی مورد نیاز است.
تأثیر تجربه ی غرقگی بر رفتار خودتوسعه ای و عملکرد آموزشی معلمان با نقش میانجی مسئولیت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۱۹ پاییز ۱۴۰۲شماره ۳
159 - 177
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تجربه غرقگی بر رفتار خودتوسعه ای و عملکرد آموزشی معلمان با نقش میانجی مسئولیت اجتماعی به روش ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ_ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ، ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری انجام گردید؛ ﺟﺎمعه آﻣﺎری پژوهش شامل تمامی معلمان مقطع متوسطه شهر زاهدان بودند که براساس جدول مورگان و به روش تصادفی ساده تعداد 333 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد تجربه غرقگی جکسون و اکلند (2002)، رفتار خودتوسعه ای احمدی و همکاران (1396)، عملکرد آموزشی زندی (1392) و مسئولیت اجتماعی کارول و استوارتز (2003) بود ﮐﻪ رواﯾﯽ صوری و ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ ﺑﻪ تأیید صاحب نظران و رواﯾﯽ ﺳﺎزه از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ تأیید شد و ﭘﺎﯾﺎﯾﯽ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آزمون آﻟﻔﺎی ﮐﺮوﻧﺒﺎخ و پایایی ترکیبی بزرگتر از 7/0 محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss23 و SmartPLS3 استفاده شد. ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن داد، تجربه غرقگی ﺑﺎ ﺿﺮﯾﺐ ﻣﺴﯿﺮ (491/0) ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد آﻣﻮزﺷﯽ؛ تجربه غرقگی ﺑﺎ ﺿﺮﯾﺐ ﻣﺴﯿﺮ(716/0) بر رفتار خودتوسعه ای؛ و به طور غیرمستقیم تجربه غرقگی به ترتیب ﺑﺎ ﺿﺮﯾﺐ ﻣﺴﯿﺮ (243/0) و (336/0) ﺑﺮ رفتار خودتوسعه ای و عملکرد آموزشی ﺗأﺛﯿﺮﮔﺬار ﺑﻮده اﺳﺖ
مطالعه تطبیقی سیاستگذاری آموزشی در زمینۀ عدالت آموزشی در دو کشور ایران و هند
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه تطبیقی سیاست گذاری آموزشی در زمینه عدالت آموزشی در دو کشور ایران و هند انجام شد. پژوهش از ﻧﻮع ﺗﻄﺒیﻘی-ﺗﻮﺻیﻔی بوده، و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش بردی که شامل چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه است، استفاده کرده است. روش گردآوری داده ها برای پاسخگویی به سؤالات با استفاده از مقالات معتبر علمی، وب سایت های بین المللی مانند یونیسف، یونسکو و وزارت آموزش و پرورش کشورهای منتخب، ﻣﻨﺎﺑﻊ کﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ای، مقالات و پایان نامه ها بود. با استفاده از الگوی بردی و چارچوب پیشنهادی اسلامی هرندی، کریمی و نادی (1398) بر اساس سه محور بسترسازی عادلانه توزیع منابع، بهره مندی عادلانه از منابع و شایسته پروری داده ها گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بیشترین شباهت بین هند و ایران مربوط است به وجود دوره پیش دبستانی در هر دو نظام، بهبود زیرساخت ها و امکانات بهداشتی، طبقه بندی دانش آموزان به تیزهوش و نخبه، ارزشیابی کیفی و کمی و وجود نابرابری های جنسیتی در مدارس است. یافته دیگر نشان داد نظام آموزشی هند منعطف تر است و تصمیم گیری ها غیر متمرکز است. همچنین، رویکرد های آموزشی در هند بیشتر اجتماعی محور و دلایل ترک تحصیل بیشتر فقر خانواده است؛ در حالی که در ایران رویکردهای آموزشی ماهیتی فرهنگی- اجتماعی دارند و علت ترک تحصیل دانش آموزان کمتر اقتصادی است. نتایج این تحقیق می تواند به برنامه ریزان و سیاستگذاران آموزشی در طراحی و تدوین برنامه های مرتبط با عدالت آموزشی کمک کندد تا همه یادگیرندگان در همه مناطق کشور به طور عادلانه از فرصت های آموزشی و تربیتی بهره مند شوند.
مطالعه تطبیقی تربیت اقتصادی در برنامه درسی دوره ابتدایی در کشورهای آلمان، ژاپن، سوئد و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تربیت اقتصادی در برنامه درسی دوره ابتدایی در کشورهای آلمان، ژاپن، سوئد و ایران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی است و با استفاده از روش پیمایش تطبیقی در نظام های آموزش و پرورش بر اساس دیدگاه بردی انجام شد. جامعه پژوهش شامل اطلاعات و داده های ارائه شده به زبان انگلیسی و فارسی از سال 2005 تا سال 2020 در پایگاه های اطلاعاتی و استنادی پایگاه های اطلاعاتی خارجی و پایگاه های داخلی و همچنین شبکه بین المللی آموزش مالی، سایت های آموزش وپرورش کشورهای مورد مطالعه بود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و داده های جمع آوری شده مطابق با الگوی مذکور در چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که در حوزه تعلیم و تربیت اقتصادی، میان نظام آموزش و پرورش کشور ایران و کشورهای آلمان، ژاپن و سوئد از حیث اهداف آموزشی (الگوی مصرف، نگرش مالی، کسب مهارت ها و صلاحیت های اقتصادی و مالی)، تاکید و تمرکز بر مواد درسی مرتبط با حوزه تعلیم و تربیت اقتصادی، سازماندهی محتوا و موضوعات درسی، روش های آموزش مفاهیم اقتصادی و شیوه های ارزشیابی تفاوت وجود دارد. نتایج پژوهش بیانگر بازنگری نظام آموزش و پرورش ایران در حوزه تربیت اقتصادی دانش آموزان به ویژه مقطع ابتدایی در اهداف آموزشی، برنامه درسی و روش های آموزش و ارزشیابی است تا بتواند بستر مناسب را به منظور درونی سازی ارزش های اصیل دینی و اخلاقی در حوزه تربیت اقتصادی و حرفه ای مبتنی بر نظام معیار اسلامی فراهم نماید.
بررسی نظام مند نویدها و چالش های هوش مصنوعی برای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت تکنولوژی باعث ایجاد تغییرات در بسیاری از صنایع شده است که صنعت آموزش نیز از این قاعده مستثنا نیست.از آنجایی که حوزه آموزش متکی بر هوش مصنوعی، کماکان در حال توسعه و پیشرفت است، این مطالعه در عین حال که می تواند به توسعه نظام های آموزشی متکی بر هوش مصنوعی کمک کند؛ به معلمان امکان مشارکت در فرایند طراحی را نیز می دهد. ما در این فراتحلیل، پژوهش های تجربی انجام شده در خصوص نحوه تعامل معلمان با سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی و نحوه مشارکت آن ها در توسعه سامانه های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی را مورد بررسی قرار دادیم و به تبیین کاستی ها موجود در این حوزه پرداخته ایم. پژوهش ما نشان داد که هوش مصنوعی فرصت های متعددی را برای بهبود برنامه ریزی، پیاده سازی و ارزشیابی تدریس در اختیار معلمان می گذارد و به طور متقابل معلمان نیز نقش های مختلفی را در توسعه فناوری هوش مصنوعی ایفا می کنند. یافته های ما همچنین مبین این امر بود که چالش های متعددی در زمینه به کارگیری هوش مصنوعی در امر تدریس وجود دارد که می توان از آن ها به عنوان راهنمایی برای توسعه این حوزه استفاده نمود.
عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی خانواده کودکان با نشانگان داون: مطالعه پدیدارشناسی از تجربه زیسته خانواده ها و متخصصان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
1 - 28
حوزههای تخصصی:
نشانگان داون از رایج ترین اختلال های کروموزومی می باشد . تولد کودکی با این نشانگان وضعیت ذهنی و روانی والدین و سایر اعضای خانواده را به طور چشمگیری تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی خانواده کودکان با نشانگان داون با توجه به تجربه زیسته خانواده ها و متخصصان این حیطه بود. پژوهش به شیوه کیفی و به صورت پدیدارشناسی انجام گرفت. شرکت کنندگان در پژوهش 14 خانواده و 15 متخصص بودند که از طریق مصاحبهنیمه ساختاریافته تجارب زیسته خود را بیان کردند. داده ها طی سه مرحله کدگذاری شد و این سه مرحله شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. کدهای باز شامل 24 مفهوم و کدهای محوری متشکل از: حمایت های دریافتی، پذیرش، مهارت های مقابله ای، عملکرد فرزند با نشانگان داون، نگرانی و امنیت آینده بود. تجارب زیسته خانواده ها و متخصصان نشان داد حمایت های دریافتی خانواده ها، پذیرش کودک با نشانگان داون توسط خانواده و اجتماع، مهارت های مقابله ای خانواده، عملکرد فرزند با نشانگان داون و اطمینان از آینده فرزند عواملی مهم برای کیفیت زندگی خانواده به شمار می روند.
تدوین الگوی ارائه خدمات آموزشی وپرورشی به فرزندان دانش آموز شهدا و جانبازان و ایثارگران در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۸۵
31 - 54
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی و تدوین الگویی برای ارائهٔ خدمات آموزشی و پرورشی به فرزندان دانش آموز شهدا و جانبازان و ایثارگران در ایران اجرا شده است. برای تحقق این هدف، از روش پژوهش نظریهٔ داده بنیاد استفاده شد. جامعهٔ آماری پژوهش عبارت اند از: 1. کلیهٔ اسناد و دستورالعمل ها شامل فرمان امام خمینی (ره)، دستور رهبر معظم انقلاب، مجموعهٔ مصوبات شورای عالی آموزش وپرورش، اساسنامهٔ مدارس شاهد، اساسنامهٔ طرح شاهد و ایثارگران، قانون جامع ایثارگران، آیین نامهٔ مادهٔ 67 قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران، شیوه نامهٔ انتخاب و سامان دهی نیروی انسانی به مدارس شاهد، برنامهٔ ششم توسعهٔ کشور، دستورالعمل آموزشی و پرورشی طرح پراکندهٔ شاهد و دستورالعمل برنامهٔ هفتگی و ساعت کار آموزشی و پرورشی مدارس شاهد؛ 2. مبانی نظری (پژوهش ها و مقاله ها و کتاب ها) و استفاده از حداکثر ممکن پژوهش ها و مقاله ها و کتاب ها؛ 3. هفتاد نفر از متخصصان و مدیران ارشد و میانی و دست اندرکاران. برای گردآوری داده ها و اطلاعات در بخش اسناد و همچنین مبانی نظری از سیاهه بررسی اسنادی و در بخش متخصصان و دست اندرکاران از فرم مصاحبه استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل محتوای کیفی و رعایت قواعد مقوله بندی و نرم افزار مکس کیودی ای 12 استفاده شد. براساس یافته های پژوهش، تعداد 426 کد باز شناسایی و در قالب 85 کد محوری و هفت کد انتخابی تقسیم بندی شد که عبارت اند از: خدمات آموزشی، خدمات پرورشی فرهنگی، خدمات مشاوره ای و روان شناختی، خدمات تربیت بدنی و تندرستی، خدمات مالی، خدمات نیروی انسانی و خدمات فضا و تجهیزات. در این مقاله، متناسب با این ویژگی ها، الگوی مفهومی ارائهٔ خدمات آموزشی و پرورشی به فرزندان دانش آموز شهدا و جانبازان و ایثارگران در ایران و همچنین تقسیم وظایف دستگاه های مرتبط ترسیم شد.
نگاهی تطبیقی بر مدل های تاب آوری دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
147 - 155
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل های تاب آوری موثر بر دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شده است .دوران مدرسه مهمترین بخش زندگی هر فرد ، مخصوصا دانش آموزان است ، که با موانع و استرس هایی روبرو هستند .یکی از روش های مقابله با فشار روانی ، ایجاد تاب آوری است ، به طوری که برخورداری از تاب آوری در دانش آموزان به انتخاب رفتار سازگارانه در موقعیت حل مسئله است . تاب آوری به معنای توانایی مقابله با مشکلات و تنش ها در زندگی است. در حوزه آموزش و پرورش، تاب آوری دانش آموزان به عنوان یکی از شاخص های موفقیت تحصیلی و روان شناختی آنان مطرح شده است. برای ارتقای تاب آوری دانش آموزان، می توان از مدل ها و رویکردهای مختلفی استفاده کرد در این پژوهش انواع مدل های تاب آوری را بررسی کرده تا موثرترین مدل تاب آوری که در دانش آموزان به تاب آوری درونی و توانمندی افزایش کیفیت تاب آوری منجر شود ، دست یابیم در کل، برای ارتقای تاب آوری دانش آموزان، بهتر است از یک رویکرد چندگانه و متنوع استفاده شود و این موضوع نیازمند همکاری میان مدرسین، مربیان، خانواده ها و متخصصین روان شناسی و سلامت روان است.
چالش ها و آسیب های آموزش تاریخ در دانشگاه
حوزههای تخصصی:
تاریخ به عنوان یک درس مستقل از دوره قاجاریه جزو برنامه درسی مدرسه ها قرار گرفت؛ لیکن ساماندهی شیوه های تدریس و تدوین متون درسی از همان آغاز آسیب هایی داشت و اکنون نیز با چالش هایی همراه است. هدف این نوشتار مرور پیشینه تأسیس رشته تاریخ در دانشگاه و شناخت روش استادان تاریخ و اشاره به آفت های تدریس تاریخ در گذشته و حال است که با رویکرد «توصیفی- تحلیلی»[1] و مراجعه به برخی آرای استادان تاریخ، به روش «کتاب خانه ای»[2] و «تاریخ شفاهی»[3] انجام گرفته است. پرسش اصلی این است که آموزش تاریخ دانشگاهی از گذشته تا امروز با چه آسیب ها و چالش هایی روبه رو بوده است؟ فرض می شود: تداوم مشکلات ساختاری تعلیمات سنتی در دانشگاه ها و نداشتن ارتباط پایدار برای بهره گیری از تجربیات مؤسسات آموزشی پیشرفته جهانی از آفت های توسعه این دانش بوده است. نتیجه این تحقیق نیز نشان می دهد: درک نادرست از حیطه دانش تاریخ، حافظه گرایی، باستان گرایی افراطی و استفاده تبلیغاتی از تاریخ، جزو مهمترین موانع تدریس دانشگاهی تاریخ بوده و آشفتگی در سرفصل درس ها، کمبود متون درسی، کاهش ارتباط دوسویه استاد و دانشجو، رویکرد باستان ستیزی، رنگ باختن نقش راهنمایی استاد در تحقیقات دانشجویی و نیز نبود پیوند سازمان یافته بین پژوهش و تدریس از مهمترین چالش های کنونی تدریس دانشگاهی تاریخ است.
راهنمای کاربردی سنجش تکوینی (مستمر) در درس تاریخ
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین جنبه های فرایند آموزش- یادگیری در درس تاریخ، سنجش کلاسی است. در این پژوهش تلاش شده تا به راهبردهای اساسی در سنجش تکوینی در درس تاریخ پرداخته شود. سنجش تکوینی یا سنجش برای یادگیری با مشارکت یادگیرنده و همکاری معلم در جریان یادگیری واحدهای یادگیری رخ می دهد. هدف این نوع سنجش بهبود نحوه یادگیری دانش، مهارت ها و کاربرد آن ها در موقعیت های واقعی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که سنجش تکوینی (مستمر) در درس تاریخ با استفاده از انواع روش های جمع آوری اطلاعات چون آزمون های مداد کاغذی، فرم های مشاهده رفتار و نیز آزمون های عملکردی صورت می گیرد. معلم بازخوردهای توصیفی کارآمدی برای بهبود و هدایت یادگیری ارائه می دهد، طوری که با کاهش اضطراب امتحان در دانش آموز، سطحِ کیفی یادگیری کلاسی و سلامت روان آنان در درس تاریخ افزایش می یابد. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و میدانی بوده و روش پژوهش در این مقاله توصیفی – تحلیلی است.
بررسی رابطه فرسودگی شغلی، اعتقادات مذهبی و ذهن آگاهی با توجه به نقش میانجی تاب آوری در بین معلمان دوره ابتدایی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
101 - 116
حوزههای تخصصی:
فرسودگی شغلی یک نشانگان روانشناختی است و بیشتر با شغل هایی که ساعت زیادی با انسان ها در ارتباط اند دیده می شود. هدف این پژوهش، بررسی رابطه فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی بر پایه ی اعتقادات مذهبی و ذهن آگاهی با توجه به نقش میانجی تاب آوری بود. این پژوهش از نظر نوع هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات و ارتباط بین متغیرها جزء پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل معلمان دوره ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران 299 نفر انتخاب شدند. چهار پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش(1993)، تاب آوری کونور – دیویدسون (۲۰۰۳)، ذهن آگاهی فرایبورگ (2006) و اعتقادات مذهبی گنجویی و نایب زاده (1393) تکمیل شد. همچنین داده ها به کمک روش تحلیل مسیر و آزمون سوبل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داده است که بین متغیرهای اعتقادات مذهبی، ذهن آگاهی با فرسودگی شغلی رابطه ای خطی و معکوس وجود دارد و هر چه معیار تاب آوری در معلمان بیشتر باشد، فرسودگی شغلی معلمان کمتر خواهد بود. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که متغیرهای اعتقادات مذهبی، ذهن آگاهی و تاب آوری، فرسودگی شغلی معلمان دوره ابتدایی شهر یزد را پیش بینی می کند. علاوه بر این یافته ها نشان داد که تاب آوری میانجی گر رابطه اعتقادات مذهبی و فرسودگی شغلی است و ذهن آگاهی به صورت مستقیم و غیرمستقیم، فرسودگی شغلی را پیش بینی می کند.
طراحی الگوی سیرت نیکوی مدیران با استفاده از آموزه های نهج البلاغه (مورد مطالعه: دانشگاه فرهنگیان استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
175 - 199
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی الگوی سیرت نیکوی مدیران دانشگاه فرهنگیان استان تهران با استفاده از آموزه های نهج البلاغه انجام شده است. روش پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون بوده است. ابتدا متن نهج البلاغه در ارتباط با مضمون هایی که معرف سیرت نیکوی مدیران باشد، بررسی و 525 مضمون اولیه استخراج شد. سپس، با تلخیص و مقوله بندی به روش کدگذاری بر پایه مفاهیم مشترک 79 مضمون پایه با عنوان شاخص شناسایی شد؛ در ادامه با افزایش محدوده دسته بندی، تقسیم بندی مؤلفه ها و ابعاد، به روش دلفی، طی دو مرحله و با تکنیک نمونه گیری گلوله برفی انجام و 10 مضمون سازمان دهنده با عنوان مؤلفه از شاخص ها استخراج و با تکرار آن 3 مضمون فراگیر به عنوان ابعاد سیرت نیکوی مدیران شناسایی و تبیین شد. حاصل کار به صورت الگوی سیرت نیکوی مدیران بر مبنای آموزه های نهج البلاغه ارائه شد که شامل سه بعد اعتقادی، اخلاقی و رفتاری است.
اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی بر تعلل ورزی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانشجویان در دوران تحصیل با موانع متعددی روبه رو می شوند، که این امر می تواند موجب بروز تعلل ورزی در آنان شود و خودکارآمدی تحصیلی آنها را نیز تحت الشعاع قرار می دهد، لذا پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی بر تعلل ورزی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی انجام شد. روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. برای انجام این پژوهش 40 دانشجو به صورت دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایدهی شدند. برای جمع آوری اطلاعات در پیش آزمون و پس آزمون از مقیاس تعلل ورزی تحصیلی و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی استفاده شد. برای گروه آزمایش برنامه آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی به مدت 10 جلسه اعمال شد. داده های جمع آوری شده از طریق نرم افزار SPSS-23 به روش تحلیل کوواریانس، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرضیه های پژوهش مبنی بر آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی بر تعلل ورزی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی شهر مشهد مورد تائید قرار گرفته است و دانشجویان گروه آزمایش نسبت به دانشجویان گروه کنترل در پس آزمون به طور معناداری، تعلل ورزی تحصیلی کمتر و خودکارآمدی تحصیلی بیشتری داشتند. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی بر کاهش تعلل ورزی تحصیلی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی اثربخش است.
تحلیل ساختار دانشی آموزش مهندسی ایران با رویکرد هم رخدادی واژگان طی سال های 1378 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۹
65 - 89
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تحلیل ساختار دانشی آموزش مهندسی ایران و با استفاده از روش تحلیل هم رخدادی واژگان انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 673 مقاله منتشرشده در فصلنامه آموزش مهندسی ایران در بازه زمانی 1378 تا 1401 است. فرایند آماده سازی و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار راور پریمپ، یوسی آی نت، اکسل و اس پی اس اس انجام شد. یافته ها نشان داد که کلیدواژه های برنامه درسی، ارزیابی و آموزش عالی به ترتیب با 72، 53 و 45 تکرار بیشترین فراوانی را داشته اند. تحلیل خوشه ای نشان داد که ساختار دانشی فصلنامه آموزش مهندسی ایران، از هشت خوشه موضوعی تشکیل شده است که عبارتند از: آینده آموزش و آموزش آینده، ارتباط و تأثیر متقابل صنعت و دانشگاه، اخلاق مهندسی، آموزش الکترونیکی، فرایند یاددهی _ یادگیری، مسائل دانشجویی، بازنگری و تحول آموزشی و چالش های اثربخشی آموزشی شامل برنامه درسی، ارزیابی و تضمین کیفیت. نتایج نمودار راهبردی نشان داد که خوشه ششم شامل مسائل دانشجویی و خوشه هشتم، چالش های اثربخشی آموزشی شامل برنامه درسی، ارزیابی و تضمین کیفیت، در منطقه اول قرار گرفته اند و به بیانی دیگر، موضوعات مرکزی و توسعه یافته این حوزه هستند. خوشه های پنجم شامل فرایند یاددهی-یادگیری و هفتم، بازنگری و تحول آموزشی در منطقه دوم قرار گرفتند. این خوشه ها، خوشه های محوری نیستند امّا توسعه یافته هستند. خوشه های دوم شامل ارتباط و تأثیرات متقابل صنعت و دانشگاه و چهارم، آموزش الکترونیکی در قسمت سوم قرار می گیرند. خوشه های قسمت سوم به دلیل دارا بودن مرکزیت و تراکم پایین، از موضوعات حاشیه ای بودند و توجه اندکی را به خود جلب می کنند. همچنین خوشه اول شامل آینده آموزش و آموزش آینده و خوشه سوم، اخلاق مهندسی در منطقه چهارم قرار گرفتند که خوشه های محوری بودند اما توسعه یافته نیستند.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه انگیزش نوشتن در بین دانش آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
85 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه انگیزه نوشتن (SWAS) در بین دانش آموزان ایرانی است. روش این پژوهش، توصیفی و از نوع هنجاریابی و رویکرد آن کاربردی است. جامعه پژوهش نیز تمام دانش آموزان متوسطه دوره اول شهر یزد در سال تحصیلی 99-1398می باشد. نمونه پژوهش شامل 460 دانش آموز دوره اول متوسطه (258 دختر و 202 پسر) بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه انگیزه نوشتن(SWAS) رایت و همکاران (2019) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار و روش های متعارف آزمون سازی (تعیین روایی، تحلیل عاملی و پایایی) استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که پرسش نامه انگیزه نوشتن دارای 5 مؤلفه و نمره کل است و 30 گویه را در بر می گیرد و ازلحاظ روان سنجی از روایی، پایایی و شاخص های برازندگی خوبی برخوردار است. ساختار عاملی تأییدی نیز، مدل پنج عاملی پیشنهادی پرسش نامه یاد شده را تأیید کرد. به عبارت دیگر، پرسش نامه انگیزه نوشتن از روایی لازم برای سنجش انگیزه نوشتن نوجوانان محصل در دوره اول متوسطه برخودار است. به علاوه، ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های این آزمون، 650/0 تا 863/0 است که بیانگر پایایی خوب آن است، لذا به نظر می رسد که پرسش نامه مذکور، به دلیل استحکام ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی مناسب، قابلیت استفاده توسط سایر پژوهشگران برای بررسی تدریس را دارا بوده و استفاده از آن پیشنهاد می شود.
طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی دانش آموزان با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: کودکان با اختلال طیف اُتیسم، کودکانی هستند که با کودکان عادی در زمینه تعاملات اجتماعی، ارتباطات، بازی و علایق تفاوت دارند. هدف: هدف این پژوهش، مطالعه نظام مند برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی دانش آموزان با اختلال طیف اُتیسم است. در این پژوهش، یک برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی از تمام جوانب مورد بررسی قرار گرفت. روش: رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد فرا ترکیب بود. برای یافتن ویژگی ها و مؤلفه های برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب شدند. جامعه مورد مطالعه پژوهش های انجام شده در 15 سال اخیر است که طی وا کاوی محتوایی، دسته بندی و غربالگری شدند و 32 پژوهش واجد شرایط با معیارهای مدنظر به صورت هدفمند انتخاب شدند، کدگذاری و طبقه بندی صورت گرفت و الگوها، پایه های نظری و مضامین اصلی استخراج شدند. یافته ها: با استفاده از تحلیل محتوا 4 بُعد شناسایی شد که شامل 12 زیرطبقه به شکل بُعد اهداف برنامه درسی در 3 زیرطبقه، بُعد محتوای برنامه درسی در 3 زیرطبقه، بُعد فرایند یاددهی-یادگیری در 3 زیرطبقه، بُعد ارزشیابی در برنامه درسی در 3 زیرطبقه می باشد. نتیجه گیری: براساس یافته های مطالعه حاضر، می توان چنین نتیجه گرفت که برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی دانش آموزان در دانش آموزان با اختلال طیف اُتیسم مؤثر است.
بررسی رابطه میان پیوند با مدرسه و خودکارآمدی تحصیلی: نقش واسطه ای کیفیت ارتباط معلم- دانش آموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۵۶
77 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه میان پیوند با مدرسه و خودکارآمدی تحصیلی با نقش واسطه ای کیفیت ارتباط معلم- دانش آموز بوده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی- همبستگی و از نوع تحلیل مسیر انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهر سنندج در سال تحصیلی 98-1397 بود که از میان آنها 368 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای دستیابی به اهداف پژوهش، دانش آموزان مقیاسه ای پیوند با مدرسه اسپرینگر و همکاران (2009)، خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1999) و ادراک کیفیت ارتباط معلم- دانش آموز موری و زوواک (2011) را تکمیل کردند. داده های حاصل از پرسشنامه ها با به کارگیری آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و به کمک نرم افزار آماری Amos22 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که پیوند با مدرسه با خودکارآمدی تحصیلی دارای رابطه مستقیم است. همچنین کیفیت ارتباط معلم- دانش آموز در رابطه میان پیوند با مدرسه و خودکارآمدی تحصیلی نقش واسطه ای دارد. بنابراین، آموزش مهارتهای ارتباطی به معلمان و بهبود کیفیت ارتباط معلم- دانش آموز می تواند دانش آموز را به مدرسه علاقه مند کند و باور وی را نسبت به موفقیت در یادگیری افزایش دهد.
آسیب شناسی عوامل آموزشی مؤثر بر انتقال یادگیری دانشجویان در برنامه کارورزی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، آسیب شناسی عوامل آموزشی مؤثر بر انتقال یادگیری دانشجویان در برنامه کارورزی دانشگاه فرهنگیان است. روش پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری داده ها، کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی است. ابزار استفاده شده مصاحبه است که روایی سازه ای، درونی و بیرونی آن تأمین و پایایی آن از روش بررسی اعضا، بررسی همکار و ناظر بیرونی تأیید شد. برای شناسایی آسیب های عوامل آموزشی انتقال یادگیری، دیدگاه ها و تجارب30 نفر از ذی نفعان در برنامه کارورزی با رویکرد هدفمند و معیار اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند بررسی شد. سپس با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون، داده ها تحلیل شدند. برای تحلیل داده ها از فن تحلیل موضوعی (تم) استفاده و روایی یافته های پژوهش با استفاده از روش های بررسی توسط اعضا و چند سویه نگری منابع داده ها تضمین شد؛ همچنین به منظور سنجش پایایی کدگذاری های انجام شده از روش پایایی باز آزمون و توافق درون موضوعی استفاده شد. پس از مرور و سازمان دهی متون مصاحبه ها 37 کد در قالب 7 مؤلفه در بعد عوامل آموزشی انتقال یادگیری استخراج شد. براساس نتایج به دست آمده مهم ترین موانع مربوط به عوامل آموزشی انتقال یادگیری در برنامه درسی کارورزی شامل نیازسنجی آموزشی، اهداف آموزشی، محتوا، راهبردهای آموزشی، زمان، مکان و ارزشیابی بود؛ بنابراین ضرورت دارد، مثلث انسانی «دانشجو معلم، معلم راهنما و استاد راهنما» در خدمت نزدیکی عرصه نظر و عمل قرار گیرد تا برای تحقق اهداف برنامه درسی کارورزی و انتقال یادگیری دانشجویان در محیط واقعی کار به درستی عمل کند.