فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، اثربخشی راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان دوره ابتدایی در درس علوم تجربی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش-آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم دوره ابتدایی شهرستان دره شهر بود. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد به این صورت که تعداد 36 نفر از دانش آموزان پایه ششم دوره دوم ابتدایی انتخاب و سپس نمونه منتخب به صورت تصادفی در قالب گروه های آزمایش (18 نفر) و گواه (18 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها در خصوص رضایت تحصیلی از پرسشنامه رضایت مندی تحصیلی هیوبر(2001) و از آزمون استروپ (1935) برای سنجش انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان استفاده شد. گروه آزمایش طی هشت جلسه با استفاده از راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری، درس علوم تجربی پایه ششم را آموزش دیدند و گروه کنترل به شیوه معمول آموزش دیدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آماری در دو سطح توصیفی (شاخص های مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغییری) استفاده شد. نتایج نشان داد که راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنی دارد اما در متغییر انعطاف پذیری شناختی تاثیر معنی داری مشاهده نشد. با توجه به نتایج این پژوهش در خصوص اثربخشی راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی، پیشنهاد می شود کاربست این راهبرد در دستور کار معاونت آموزش ابتدایی وزارت آموزش وپرورش قرار گیرد.
رابطه بین ذهنیت فلسفی با عملکرد پژوهشی و خلاقیت اساتید دانشگاه آزاد شهر شهر بابک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق باهدف بررسی رابطه بین ذهنیت فلسفی با عملکرد پژوهشی و خلاقیت اساتید دانشگاه آزاد شهربابک در سال تحصیلی 1402-1403 انجام شده است، با درنظرگرفتن هدف و ماهیت پژوهش روش تحقیق این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و از حیث جمع آوری داده ها از نوع پیمایشی، مقطعی است، جامعه آماری این پژوهش 60 نفر اساتید دانشگاه آزاد شهرستان شهربابک و حجم نمونه مورد بررسی در این تحقیق به دلیل کوچک بودن واحد دانشگاهی تمام شمار در نظر گرفته شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ذهنیت فلسفی، پرسش نامه سنجش خلاقیت تورنس و پرسش نامه عملکرد پژوهشی بوده است، نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بین ذهنیت فلسفی و تدریس خلاقانه اساتید دانشگاه آزاد شهربابک رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین ذهنیت فلسفی و عملکرد اساتید دانشگاه آزاد شهربابک رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. یافته های تحقیق نشان داد استادانی که طرز تفکر فلسفی دارند توجهی بی حد به فنون تدریس داشته و در فرایند تدریس از ذهن فلسفی خود تأثیر پذیرفته و از روش های فعال و خلاقانه تدریس استفاده می نمایند و به وسیله آن روش های تدریس فعال می توانند در یادگیری دانشجویان مؤثر باشند و همچنین ذهنیت فلسفی بر عملکرد تدریس آنان به عنوان یکی از مهم ترین وظایف استادان دانشگاه تأثیر مثبتی گذاشته و از پس وظایفی که موجب افزایش کیفیت تدریس می شوند؛ مانند برنامه ریزی و آمادگی فرایند تدریس، ارزشیابی و روابط انسانی مدیریت کلاس و انجام مشارکت حرفه ای به خوبی برآیند و می توان انتظار داشت که کیفیت تدریس در آن دانشگاه نیز در حد مطلوبی می باشد.
مدل راش چندوجهی در آزمون های عملی: مورد مطالعه آزمون سُرایش
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تحلیل داده های حاصل از آزمون های عملی سازمان سنجش با استفاده از مدل راش چندوجهی و مقایسه آن با نتایج حاصل از تحلیل های کلاسیک است. روش پژوهش: روش پژوهش کمی و از نوع توصیفی-تحلیلی است. مشارکت کنندگان شامل تمامی داوطلبان رشته آهنگسازی حاضر در آزمون عملی سُرایش بودند. داده مورد تحلیل از فرم های ارزیابی پر شده توسط چهار ارزیاب برای هر داوطلب بدست آمده است. یافته ها: یافته نشان می دهد اگر چه ضریب همبستگی میان ارزیاب ها بالا بوده (بیش از 90/0)، توافق ارزیاب ها براساس ضریب کاپا، در حد متوسط است. همچنین براساس نتایج راش چند وجهی، پارامتر سخت گیری ارزیاب ها در حد متوسط بوده است. نتیجه گیری: تمایز بین ضریب همبستگی و کاپا، نشان می دهد که نمی توان از هر یک از این شاخص ها به تنهایی برای تحلیل ارزیاب استفاده کرد، همچنین این ضرایب، وضعیت گروهی ارزیاب ها را نشان می دهند در حالی که راش چند وجهی وضعیت هر یک از ارزیاب ها را نشان می دهد. نتایج راش چند وجهی نشان داد که ارزیاب ها دچار خطای سخت گیری و سهل گیری نیستند.
الگوی روابط ساختاری پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر اساس تیپ های صبحی – عصری با نقش میانجی هیجان های تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
121 - 139
حوزههای تخصصی:
پیشرفت تحصیلی به عنوان یکی از ارکان اساسی موفقیت شغلی و فردی دانش آموزان و نیز پیشرفت پایدار جوامع، از جایگاه مهمی برخوردار است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، الگوی روابط ساختاری پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر اساس تیپ های صبحی–عصری با نقش میانجی هیجان های تحصیلی بود. این مطالعه به شیوه توصیفی–همبستگی و با مشارکت ۲۰۰ دانش آموز دوره دوم متوسطه شهرستان سبزوار در سال تحصیلی ۱۴۰4–۱۴۰3 انجام شد که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های پیشرفت تحصیلی (HPMQ)، تیپ های صبحی-عصری (MEQ) و هیجان های تحصیلی (AEQ) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که تیپ های صبحی–عصری تأثیر مستقیم و مثبتی بر پیشرفت تحصیلی (309/0β=، 005/0p<) و هیجان های تحصیلی (566/0β=، 0.001p<) دارند و از طریق هیجان های تحصیلی نیز به طور غیرمستقیم بر پیشرفت تحصیلی اثرگذارند (23/0β=، 005/0p<). طیق یافته ها، توصیه می شود سیاست گذاری آموزشی با تمرکز بر نوبت صبح و نظام تشویق تحصیلی دانش آموزان بازنگری شود. با توجه به تأثیر تیپ های زمانی بر هیجان های مثبت تحصیلی و نقش آن ها در بهبود عملکرد آموزشی، تنظیم ساعات آموزشی متناسب با ریتم زیستی دانش آموزان می تواند در ارتقای انگیزش، تمرکز و بهره وری آنان مؤثر واقع شود. همچنین، تقویت راهبردهای هیجانی مثبت در محیط های آموزشی از طریق مداخلات روان شناختی و برنامه های انگیزشی می تواند مسیر رشد تحصیلی دانش آموزان را هموارتر سازد.
اثر پیش بینی کنندگی خوشبینی تحصیلی و ادراک شایستگی بر درگیری تحصیلی: بررسی نقش واسطه ای ثبات قدم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
179 - 214
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر پیش بینی کنندگی خوشبینی تحصیلی و ادراک شایستگی بر درگیری تحصیلی با نقش واسطه ای ثبات قدم در دانش آموزان انجام شد. طرح این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره ی دوم متوسطه شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. 244 دانش آموز با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه ثبات قدم - فرم کوتاه داکورث و کویین (2009)، پرسشنامه خوش بینی تحصیلی توسط اسچنن- موران و همکاران (2013)، مقیاس ادراک شایستگی توسط هارتر (1985) و درگیری تحصیلی اترخت کارمونا هالتی و همکاران (2019) جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. بررسی و ارزیابی الگوی پیشنهاد شده با روش معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان داد بین درگیری تحصیلی و خوشبینی تحصیلی (001/0< P، 58/0 r =)، شایستگی ادراک شده (001/0< P، 58/0 r =)، ثبات قدم (001/0< P ، 54/0 r =) و بین خوشبینی تحصیلی و ثبات قدم (001/0< P ، 46/0 r =) و شایستگی ادراک شده و ثبات قدم (001/0< P، 59/0 r =) رابطه ی معنادار وجود دارد. نتایج نشان داد که در رابطه بین خوشبینی تحصیلی و شایستگی ادراک شده بر درگیری تحصیلی، ثبات قدم میانجی گری می کنند. نتایج نشان داد که در رابطه بین خوش بینی تحصیلی و شایستگی ادراک شده بر درگیری تحصیلی، ثبات قدم نقش واسطه ای ایفا می کند. یافته های این پژوهش نشان داد دانش آموزانی که خوش بینی تحصیلی و شایستگی ادراک شده بالا دارند، از درگیری تحصیلی بهتری برخوردار بودند و ثبات قدم بیشتری را در تحصیل تجربه کرده اند.
ادراکات و تجارب زیسته معلمان از وضعیت آموزش هنر در کلاس های چندپایه (مورد مطالعه: استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
185 - 203
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، شناسایی تجارب زیسته معلمان از وضعیت آموزش هنر در کلاس های چندپایه ابتدایی بوده است. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از روش پدیدارشناسی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. شرکت کنندگان در پژوهش، معلمان کلاس های چندپایه ابتدایی استان چهارمحال و بختیاری بودند که از آنها 16 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شد. تحلیل داده ها با روش کوربین و استراوس صورت گرفت. یافته ها نشان داد که تعداد کدهای باز استخراج شده (2091) بود که به ترتیب در چهار هسته اصلی هنرهای ترسیمی (89/29)، دستی (30/26)، ادبی (63/24) و نمایشی (18/19) دسته بندی شد. کد محوری «نقش مشارکتی معلم و دانش آموزان» دارای بیشترین فراوانی در هنرهای ترسیمی (88/14)، نمایشی (22/17) و ادبی (24/25) و کد محوری «تلفیق هنرهای دستی با دروس مختلف» دارای بیشترین فراوانی در هنرهای دستی (36/14) بود. در ارتباط با کمترین کد های محوری نیز می توان به «انجام فعالیت های انفرادی» اشاره داشت که دارای کمترین فراوانی در هنرهای دستی (45/1) و ادبی (58/0) بود. کد های محوری «بی توجهی معلم به ارزشیابی» و «استفاده از فضای کلاس» دارای کمترین فراوانی در هنرهای نمایشی (2) و کد محوری «بی توجهی به گروه بندی» دارای کمترین فراوانی در هنرهای ترسیمی (96/0) بود. در نهایت یافته ها حاکی از این امر است که اهمیت انواع هنرها در نزد معلمان کلاس های چندپایه، به یک میزان نبوده است؛ بنابراین پیشنهاد می گردد که متصدیان امر با برگزاری آموزش های ضمن خدمت، اهمیت آموزش و توجه به انواع هنرها را برای معلمان کلاس های چندپایه تبیین نموده و حمایت های لازم را در این راستا به عمل آورند.
تحلیلی آینده پژوهانه بر پیشران های برنامه درسی دوره ابتدایی و دلالت های آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۱
101 - 128
حوزههای تخصصی:
انقلاب صنعتی چهارم با خصوصیات منحصربه فردش شیوه های آموزش، یادگیری و تفکر ما را متحول خواهد کرد. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر، شناسایی نیروهای پیشران اثرگذار در برنامه درسی دوره ابتدایی و تحلیل دلالت های آن هاست. این پژوهش با رویکرد آینده پژوهی و با ترکیبی از روش های پویش محیطی، تحلیل محتوای کیفی و روش دلفی انجام شد. در این حوزه، شش پیشران شناسایی شد: 1. رشد فناوری های دیجیتال و زیستی؛ 2. گفتمان کودکی و یادگیرنده محوری؛ 3. ساختار نظام آموزشی؛ 4. تغییر مفهوم و رویکرد به دانش؛ 5. جهانی سازی 6. وضعیت اقتصادی کشور. بر پایه نتایج این تحقیق، عمده پیشران ها ناظر به روندهای جهانی اند که از فراگیری بیشتری برخوردارند. همچنین، تحلیل پیشران ها در به چالش کشیدن پیش فرض های برنامه ریزان و بازاندیشی درباره الگو های نوین آموزش و یادگیری در جهان پیش رو اثر مهمی دارند. درنهایت، برخی پیشنهادها و راهبردها برای نهادینه شدن گفتمان آینده پژوهی در نظام آموزشی و بهره گیری از نتایج پژوهش حاضر ارائه شد.
کارراهه های آموزشی معلمان آینده بر مدار هوش مصنوعی و ارائه الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
184 - 209
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر دیجیتال، دانش آموزان نیازمند رویکردهای نوین آموزشی هستند. معلمان آینده کارراهه های متفاوتی از معلمان سنتی درمسیر پیشرفت شغلی پیش رو دارند چنانکه باید کلیه فعالیت های آموزشی و یادگیری را با استفاده از فناوری هوش مصنوعی به پیش ببرند. ا ز این منظر هدف این پژوهش شناسایی کارراهه های معلمان آینده بر مدار هوش مصنوعی و ارائه الگو بوده است.روش: این پژوهش یک مطالعه کیفی با رویکرد فراترکیب بود. میدان پژوهش مشتمل بر کلیه مقالات منتشر شده سال های 2014-2024، و گزینش نمونه ها بطور هدفمند تا حد اشباع داده ها به تعداد 30 مقاله صورت پذیرفت. ابزار پژوهش متن کاوی و برای جمع آوری اطلاعات از پایگاه های معتبر علمی داخلی(اس آی دی، ایرانداک، مگ ایران ) و پایگاههای معتبر خارجی(امرآلد، اشپرینگر، الزویر، گوگل اسکالر و ..) استفاده شد. برای تأمین روایی و اعتباربخشی داده ها از روش اطمینان پذیری،تأیید پذیری و انتقال پذیری استفاده شد. نتایج: الگوی شناسایی کارراهه های آموزشی معلمان آینده بر مدار هوش مصنوعی بر اساس ابعاد نُه گانه(داشتن ارتباطات فناورانه، جذب فناورانه دانش آموزان ، بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی، استفاده فناورانه منابع آموزش، فعالیت در محیط فناورانه آموزشی، داشتن خلاقیت های فناورانه، تحلیل محیط فناورانه آموزش، برنامه سازی فناورانه آموزش، ارزشیابی فناورانه آموزش) تدوین شد. هوش مصنوعی به معلمان کمک می کند تا نیازهای فردی دانش آموزان را بهتر شناسایی کرده و تجربه یادگیری شخصی سازی شده ای را برای آن ها فراهم کنند.
بررسی راهکارهای آموزش زبان عربی در مدارس مبتنی بر صنعت هوش مصنوع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عربی تنها درسی است که در قانون اساسی ایران برای تدریس در دوره متوسطه ذکر شده است، از طرفی بیشترین تاثیر را بر فارسی در دوران بعد اسلام داشته و در هم تنیده شده اند و امروزه بسیاری از کلمات استعمال شده ایرانیان در مکالمات روزمره ریشه عربی دارد، فلذا تدریس ان جایگاه ویژه در نظام آموزشی کشور دارد. اما عربی در میان فراگیران جذابیت کمتری دارد و پژوهش ها نشان داده به دلایل مختلف رغبت به فراگیری این درس کم است، یکی از راه های بهبود ان استفاده از فناوری روز می باشد. هوش مصنوعی که جزئی از صنعتIT است پیشرفت چشمگیری در عرصه های گوناگون از جمله امر آموزش داشته است . پژوهش حاضر در صدد است راهکار های استفاده از هوش مصنوعی در تدریس عربی را با رویکرد پژوهشی- مروری و با منابع کتاب خانه ای بررسی کند. یافته ها نشان می دهد که از امکانات هوش مصنوعی نظیر شخصی سازی، واقعیت افزوده، بازی های کامپیوتری می توان در فرآیند تدریس عربی استفاده کرد همچنان که نرم افزار های مختلف هوش مصنوعی وجود دارند که از آنها در تدریس بخش های مهم عربی نظیر ترجمه متون و آموزش قواعد می توان بهره برد. این مقاله پیشنهاد میکند برای بهبود درس عربی در مدارس نیاز است که گروههای مجرب حوزه هوش مصنوعی و تعلیم وتربیت به بررسی ابعاد به کارگیری این صنعت در تدریس دروس مدارس مخصوصا عربی بپردازند.
آموزه های تربیتی و نخبه پروری از دیدگاه شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی تربیتی مستبدانه و سخت گیری در آموزش، اگر چه افراد مقاوم را به مقامات برتر می سازند ضعیف ها را دچار شکست یا عواقب زیانبار می نماید. شمس تبریزی به عنوان آموزگاری معنوی عقیده دارد که بهترین روش تربیتی برای افرادی خاص که استعداد لازم را دارند الگوی سخت گیرانه است چون تولد دوباره نیاز به گذر از درد زایمان دارد و پلیدی های درون با آسان گیری ریشه کن نخواهد شد. در این مقاله با بررسی روش های تعلیم و تربیت متناسب با روان شناسی جدید، به بررسی روش شمس تبریزی پرداخته و دیدگاه او نقد و ارزیابی می شود. با بهره گیری از روش کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل منطقی، با استناد به منابع دست اول نتیجه گیری می شود که در الگوی تربیتی این عارف برای افراد خاصی که استعداد مربوطه را داشته اند در مواردی کارآمد بوده است و اگر چه در آموزش عمومی جدید مورد قبول نیست در تربیت اختصاصی توصیه شده است. او سه نوع مدرسه و سه مقطع تحصیلی را طراحی می کند که از ابتدایی تا نهایی که معرفت می داند تدوین می سازد.
روش های تدریس اثربخش جغرافیا در مدرسه های مقطع ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درباره تدریس اثربخش جغرافیا در مقطع ابتدایی کشور ایران است. امروزه در آموزش و پرورش، نقطه توجه خود را از تدریس به یادگیری برگشت داده است. این گونه نگرش، یادگیری را محور و پایه همه برنامه ها، سیاست ها و خط مشی های آموزشی قرار می دهد و بایسته ی آن نیز توجه به تدریس اثربخش و کارآمد است. برونداد اثربخشی روش تدریس معلمان جغرافیا به افزایش کیفیت آموزش و در پایان یادگیری بهتر می انجامد. هدف این پژوهش معرفی گونه های تدریس اثربخش جغرافیا می باشد. روش انجام آن کیفی از گونه ی پدیدارشناسی است. راهبرد چیره بر انجام پژوهش، استقرایی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که روش های گفتگوی جغرافیایی، چندرسانه ای و فناوری پایه، بازوی وارسازی، رفتار مهربانانه، نقشه محوری، پژوهش محوری، ارائه کلاسی، بارش اندیشه ای، مشاهده، تدریس عملکردی، روش آمیخته، پرسش و پاسخ، مشارکت گروهی، انگیزه داشتن معلم، کاوشگری، یادگیری وارونه در یادگیری اثربخش جغرافیا بسیار کارا است. در نتیجه می توان به این باور رسید که آموزش جغرافیا به عنوان دانشی نظری – کاربردی با نگاهی به تدریس متعارف دیگر کارایی خود را دست داده است و باید روش های یادگیری آن همسان با روح زمانه دگردیسی شود. در این مقطع، تدریس جغرافیا به شکل اثربخش، نقشی اساسی در درک دانش آموزان از جهان پیرامون، توسعه تفکر فضایی، و ارتباط با محیط زیست ایفا می کند.
طراحی و اعتبار سنجی الگوی برنامه درسی مساله محور با تاکید بر نقش مهارت های زندگی در دوره اول متوسطه
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: این تحقیق باهدف طراحی و اعتبار سنجی الگوی برنامه درسی مساله محور با تاکید بر نقش مهارت های زندگی در دوره اول متوسطه انجام شد. روش ها : روش پژوهش از نوع آمیخته و طرح اکتشافی است. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار برای طراحی الگو و در بخش کمی از روش پیمایشی برای اعتبارسنجی الگو استفاده شد. دادهها از طریق اسناد بالادستی و متون علمی در بازه زمانی 2023-2000 گردآوری گردید. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری استقرایی و در بخش کمی، تحلیل عاملی تأییدی شاخص های توصیفی میانگین، انحراف معیار و آزمون استنباطی کندال (W) بود. پس از دستیابی به الگوی پیشنهادی از طریق پرسشنامه محقق ساخته با 16 نفر از صاحب نظران به روش نمونه گیری هدفمند جهت اعتبار سنجی الگو نظرخواهی شد. یافته ها: از جمله نتایج به دست آمده در این پژوهش، 70 کد محوری مربوط به ویژگیهای عناصر هدف، محتوا، تدریس، فعالیتهای یادگیری، گروه بندی، منابع، زمان، مکان و ارزشیابی بود. در مرحله کمی پس از تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه محقق ساخته توسط نرم افزار PLS انجام شد و الگوی بدست آمده، با ۷۰ متغیر، پس از تحلیل عاملی تأییدی و برازش مناسب و همچنین بررسی توافق صاحب نظران، اعتبار سنجی و ارائه شد. نتیجه گیری: در نتیجه پیاده سازی طرح برنامه درسی مورد نظر با تاکید بر نقش مهارت های زندگی دانش آموزان اول متوسطه بدست آمده در مدارس اول متوسطه، می تواند در راستای اهداف آموزشی بسیار موثر واقع شود.
تأثیر برنامه مدرسه تلویزیونی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان در ایام کرونا با میانجی گری انگیزش تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ، بررسی اثر برنامه ی «مدرسه تلویزیونی ایران» شبکه آموزش، بر میزان عملکرد تحصیلی دانش آموزان با میانجی گری انگیزش تحصیلی، در ایام کرونا می باشد. روش پژوهش، پیمایشی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری، شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم (1038 نفر) شهرستان کردکوی در سال 1401-1400 می باشند که با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی 343 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. جهت گردآوری داده ها، از دو پرسشنامه استاندارد عملکرد تحصیلی پاهم و تایلر(1999) و انگیزش تحصیلی گای، مارش و داوسون(۲۰۰۵) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطّلاعات از ضرایب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین میزان تماشای مدرسه تلویزیونی با انگیزش تحصیلی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت و معناداری داشت. همچنین نتایج نشان داد که برنامه مدرسه تلویزیونی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم بر عملکرد تحصیلی تاثیر می گذارد.نتایج نشان داد که بین میزان تماشای مدرسه تلویزیونی با انگیزش تحصیلی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت و معناداری داشت. همچنین نتایج نشان داد که برنامه مدرسه تلویزیونی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم بر عملکرد تحصیلی تاثیر می گذارد.
ساخت و اعتباریابی مدل فناوری ترکیبی شاخص های برنامه درسی و تربیت زیباشناختی (با تاکید بر آموزش عالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظام آموزشی و توسعه نیروی انسانی آموزش عالی مؤلفه ای کلیدی در هر کشوری محسوب می شود. عملکرد نظام آموزشی ابزاری برای پاسخگویی به مشکلات و نیازهای جامعه است. نیازهای آموزشی ویژه در رده های مختلف سنی متفاوت است، که منطق ویژه فرایند آموزشی در آموزش عالی را تعیین می کند. از آنجا که نظام آموزش عالی وظیفه مهم تربیت نیروی انسانی متخصص را بر عهده دارد، لازم است در طراحی، اجرا و ارزشیابی فعالیت های آن از شیوه های مطلوب، دقیق و نظام مند استفاده شود. این پژوهش به دنبال طراحی و اعتبار یابی الگوی تلفیقی مؤلفه های برنامه درسی و تربیت زیباشناختی در آموزش عالی می باشد. هدف دست یابی به مؤلفه هایی از زیباشناختی است که می توان در کنار سایر مؤلفه های برنامه درسی برخاسته از حوزه علوم انسانی در برنامه درسی دانشگاه بکار گرفت. بدین منظور با روش کیفی و اکتشافی این مؤلفه ها از منابع ادبیات مطالعات برنامه درسی، دیدگاه صاحب نظران این رشته و همچنین دیدگاه صاحب نظران رشته هنر و زیباشناختی استخراج گردید و پس از اجماع نظر و امکان به کارگیری آنها توسط دانشگاه های دولتی سطح استان خوزستان در سال 1402، آن مؤلفه ها در طراحی الگوی پیشنهادی به کار گرفته شدند و در ادامه الگوی پیشنهادی طراحی و اعتباریابی گردید. در این پژوهش برای تعیین میزان اتفاق نظر میان اعضا، از آزمون تی و ضریب هماهنگی کندال استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که هنر و زیباشناختی به عنوان یک چشم انداز و پارادایم در برنامه درسی، حاوی مؤلفه ها، الهامات و مؤلفه های زیادی است. این مؤلفه ها می توانند با محوریت مؤلفه های مهم برنامه درسی مانند هدف، محتوا، روش و ارزشیابی در طراحی، تدوین و اجرای برنامه های درسی به کار گرفته شوند.
طراحی و اعتباریابی الگوهای مفهومی و روندی برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری و دانش پژوهی در تعلیم و تربیت دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
105 - 131
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی الگوهای مفهومی و روندی برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. در راستای دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی از نوع روش تحقیق پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و صاحب نظران، برنامه درسی قصد شده رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان، مقالات علمی پژوهشی مرتبط بین سال های 2000 تا 2024 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 15 نفر از صاحب نظران و متخصصان برای مرحله ارائه الگو و 9 نفر از آنان برای مرحله اعتباریابی الگو و فرم الگوی (مفهومی و روندی) پیشنهادی پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. در پژوهش حاضر از ابزار مصاحبه و پرسش نامه باز پاسخ و برای روایی ابزارها از روایی صوری، معیار باورپذیری، بررسی توسط اعضا و چندسویه نگری منابع داده ها و برای پایایی ابزارها از روش اسکات، روش حسابرسی و روش توافق بین کدگذاران (ضریب کاپا) استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش مهم ترین مؤلفه های شایستگی های مرتبط با فناوری برای برنامه درسی قصد شده رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان شناسایی شد و الگوی (مفهومی و روندی) پیشنهادی برای برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان طراحی و مورد تأیید قرار گرفت. شایستگی های مرتبط با فناوری در برنامه درسی، حاوی مؤلفه های زیادی است. این مؤلفه ها می توانند در کنار مؤلفه های مربوط به مبانی روان شناسی، اجتماعی و فلسفی قرار بگیرند و در طراحی، تدوین و اجرای برنامه های درسی به کار گرفته شوند.
کاربرد فناوری های هوش مصنوعی در برنامه آموزشی استیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: فناوری هوش مصنوعی در تلفیق با رویکردها و برنامه های آموزشی، از رشد و توسعه چشمگیری برخوردار است. با این حال کاربرد هوش مصنوعی در برنامه آموزشی استیم هنوز به طور کامل شناسایی نشده است. این پژوهش باهدف شناسایی مطالعات صورت گرفته در خصوص روند و تأثیر کاربرد فناوری های هوش مصنوعی در برنامه آموزشی استیم محور انجام شد.روش شناسی: این پژوهش به روش مرور نظام مند انجام شد. پس از جستجو در پایگاه داده های خارجی Scopus، ProQuest، Science Direct، Wiley، Springer و Web of Science، و داخلی نورمگز، مگ ایران و مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی بر اساس واژگان کلیدی و معیارهای ورود و خروج، مجموعاً 20 مقاله بررسی شد.یافته ها: ربات های آموزشی رایج ترین فناوری هوش مصنوعی در آموزش استیم محور بودند. کاربرد فناوری های هوش مصنوعی در برنامه آموزش استیم محور، بر دانش برنامه نویسی، حل مسئله، همکاری، ارتباط و تصمیم گیری، تفکر انتقادی و تحلیلی، به ویژه تفکر محاسباتی، درک عمیق و افزایش انگیزه یادگیری تأثیر مثبت داشته است. 30% مطالعات مربوط به کاربرد فناوری های هوش مصنوعی در برنامه آموزشی استیم محور در دوره تحصیلی ابتدایی، 25% آموزش عالی و 22% دوره کودکی بود. 50% از پژوهش ها به روش کمی، 20% کیفی و 30% به روش ترکیبی انجام شده بود.نتیجه گیری و پیشنهادها: تلفیق هوش مصنوعی در برنامه آموزش استیم محور نتایج و پیامدهای مثبتی در یازهتحقق نای به هنگام نظام های آموزشی دارد. با این حال نیاز به انجام پژوهش های بیشتر به ویژه با استفاده از روش های ترکیبی احساس می شود. نوآوری و اصالت: این مطالعه شناخت منسجم و تازه ای از روند و کاربرد فناوری هوش مصنوعی در آموزش مبتنی بر برنامه آموزش استیم محور بدست می دهد. همچنین می تواند راه گشای برنامه ریزان آموزشی در بهره مندی از فناوری هوش مصنوعی در آموزش و نیز هدایت پژوهش های آتی دراین زمینه باشد.
شناسایی ابعاد رهبری الکترونیک در سیستم آموزشی با تاکید بر شرایط بحرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد رهبری الکترونیک در سیستم آموزشی با تاکید بر شرایط بحرانی انجام شده است.
روش پژوهش: روش پژوهش کمی است. شرکت کنندگان بخش اول مدیران آموزش و پرورش و اساتید دانشگاه که در این حوزه فعالیت داشتند که به روش نمونه گیری هدفمند و اشباع نظری، 40 نفر انتخاب شدند در بخش دوم شرکت کنندگان کارشناسان ستاد آموزش و پرورش بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران 101 انتخاب شدندابزار گرداوری داده ها پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن تایید شد در تحلیل داده ها از روش دلفی و روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مؤلفه های آموزش، توانمند سازی در شرایط بحرانی، امنیت شغلی و روحی، عواملی داخلی موثر در اجرای راهبرداها، عوامل بیرونی، بهره وری آنلاین و مجازی و توانمند سازی منابع انسانی ابعاد رهبری الکترونیک در سیستم آموزش با تاکید بر شرایط بحرانی هستند همچنین مولفه آموزش بر شناسایی ابعاد رهبری الکترونیک در سیستم آموزشی ، ابعاد رهبری الکترونیک بر توانمند سازی در شرایط بحرانی، امنیت شغلی و روحی در شرایط بحرانی موثر است، عواملی داخلی موثر در اجرای راهبرداها بر شناسایی ابعاد رهبری الکترونیک در شرایط بحرانی و همچنین شناسایی ابعاد رهبری الکترونیک در سیستم آموزشی بر عوامل بیرونی در شرایط بحرانی، بهره وری آنلاین و مجازی و توانمند سازی منابع انسانی تاثیرگذار است
نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که اداره آموزش و پرورش با توجه به فلسفه وجودی آن یکی از ارکان اساسی کشوراست. نیازبه زیرساخت هایی داردکه در جهت بهبود آموزش های لازم به کارکنان گام بردارد و دربکارگیری خدمات الکترونیک دچار مشکل نشوند.
واکاوی هویت برنامه درسی آموزش عالی در عصر انقلاب صنعتی چهارم
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
57 - 84
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی هویت برنامه درسی آموزش عالی در عصر انقلاب صنعتی چهارم انجام شده است. روش پژوهش مطالعه موردی کیفی بوده است. مشارکت کنندگان بالقوه، اساتید صاحب نظر و متخصصین در حوزه های مرتبط با موضوع پژوهش بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و از نوع موارد مطلوب مصاحبه با تعداد 18 نفر از مشارکت کنندگان صورت گرفت. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از روش تحلیل مضمون براون و کلارک استفاده گردیده است. بر طبق نتایج حاصل از مصاحبه 6 مضمون سازمان دهنده مرحله اول عبارتند از دگردیسی برنامه های درسی همسو با عصر انقلاب صنعتی چهارم، فناورانگی، نوآوری اجتماعی، ضرورت گفتمان برنامه درسی با صنعت 4.0، همگرایی رشته ها و اتمسفر میان رشته ای، برنامه درسی سیال و ارگانیک. بر اساس یافته های پژوهش حاضر دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی می بایست جهت مطابقت با الزامات و فضای عصر انقلاب صنعتی چهارم و همسو با ویژگی های مذکور برنامه های درسی خود را مورد بازطراحی و بازاندیشی قراردهند.
تحلیل پدیدارشناسانه برنامه کارآموزی مهارت آموزان طرح استخدامی ماده 28 وزارت آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
195 - 212
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: رویکرد راهبردی و عملکردی در برنامه درسی نظام تربیت معلم نقش مهمی در توانمندسازی و تربیت سرمایه انسانی مورد نیاز نظام آموزشی ایفا می کند. هدف پژوهش، شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید دوره کارآموزی مهارت آموزان دانشگاه فرهنگیان تهران بود.
روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر آمیخته (کیفی- کمی) بود. در بخش کیفی از اعضای هیأت علمی و کارآموزان دانشگاه فرهنگیان به روش نمونه گیری هدفمند 18 نفر انتخاب و با آن ها مصاحبه شد. در بخش کمی از اعضای هیئت علمی و کارآموزان پردیس های دانشگاه فرهنگیان استان تهران در سال تحصیلی 1400-1401 تعداد 288 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب و پرسشنامه محقق ساخته برای آن ها اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون، مدل SWOT و ماتریس برنامه ریزی کمی (QSPM) انجام شد.
یافته ها: دستاور پژوهش شناسایی 16 مؤلفه نقاط قوت و ضعف و 18 مؤلفه فرصت ها و تهدیدهای برنامه کارآموزی مهارت آموزان طرح استخدامی ماده 28 وزارت آموزش و پرورش بود. همچنین، بر اساس ماتریس برنامه ریزی کمی 8 راهبرد برای رویارویی با ضعف ها و تهدیدها و تقویت توانایی ها و فرصت های برنامه کارورزی مهارت آموزان تدوین گردید.
بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش تأکید می کند، راهبرد توسعه و تجهیز امکانات سخت افزاری و نرم افزاری پردیس ها و مراکز مجری، بیشترین و راهبرد تقویت اطلاع رسانی قابلیت های برنامه جدید، کمترین جذابیت را دارد. دستاورد این مطالعه دریچه های جدیدی را بر روی ایجاد تغییرات مطلوب در بازنگری برنامه آموزش مهارت آموزان و برنامه ریزی های راهبردی تحقیق و توسعه در این عرصه می گشاید.
اثر رهبری ستمگرانه بر پنهان سازی دانش سازمانی با نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
213 - 229
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: برای پنهان سازی دانش سازمانی علل مختلفی وجود دارد. هدف پژوهش بررسی اثر رهبری ستمگرانه بر پنهان سازی دانش سازمانی با نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی بود.
روش شناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی–همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. به روش نمونه گیری تصادفی-طبقه ای تعداد 212 عضو هیئت علمی از طریق پرسشنامه های رهبری ستمگرانه (لو و همکاران، 2012)، پنهان سازی دانش سازمانی (کانلی و همکاران، 2012) و بی تفاوتی سازمانی (دانایی فرد و همکاران، 1389) مورد مطالعه قرار گرفتند. برای بررسی روایی پرسشنامه ها از شاخص های تحلیل عاملی تأییدی و روایی واگرایی و برای تعیین پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن برای رهبری ستمگرانه 878/0، پنهان سازی دانش سازمانی 701/0 و بی تفاوتی سازمانی 829/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزار آماریSPSS21 و اسمارت پی ال اس نسخه 3 استفاده شد.
یافته ها: رهبری ستمگرانه بر پنهان سازی دانش سازمانی اثر مثبت و معنادری داشت؛ رهبری ستمگرانه بر بی تفاوتی سازمانی اثر مثبت و معنادری داشت؛ بی تفاوتی سازمانی بر پنهان سازی دانش سازمانی اثر مثبت و معنادری داشت؛ رهبری ستمگرانه بر پنهان سازی دانش سازمانی با نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی اثر مثبت و معنادری داشت.
بحث و نتیجه گیری: وقتی کارکنان شاهد رفتارهای رهبری ستمگرانه در محیط کار باشند به تدریج نسبت به سازمان، مدیریت، همکاران، زیردستان و ذینفعان سازمان بی تفاوت می شوند. بدیهی است که بی تفاوتی سازمانی هم سبب می شود که کارکنان با تعویق انداختن پاسخ ها و اطلاعات، ارائه اطلاعات ناقص، وانمود کردن به بی اطلاعی از موضوع، ارائه اطلاعات غیردقیق به سمت رفتارهای پنهان سازی دانش حرکت کنند.