ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۰۸۱.

اثر بخشی آموزش مبتنی بر الگوی مفهوم محور بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان مرند در درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر الگوی مفهوم محور بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان مرند در درس ریاضی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش از نوع پژوهش های تحلیلی بود. این پژوهش به صورت یک آزمایش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با 60 دانش آموز در دو گروه آزمایشی و کنترل انجام شد. گروه آزمایشی آموزش مفهوم محور دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل آموزش سنتی را دریافت کردند در این پژوهش از آزمون های استاندارد ریاضی پایه ششم استفاده شد و نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مفهوم محور بهبود معناداری در درک دانش آموزان از مفاهیم ریاضیاتی نسبت به آموزش سنتی داشته است. همچنین نتایج نشان دادند که دانش آموزان در گروه آموزش مفهوم محور نتایج بهتری در آزمون های مفاهیمی ریاضیاتی داشتند.نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر الگوی مفهوم محور می تواند به عنوان یک روش موثر برای بهبود درک دانش آموزان از مفاهیم ریاضیاتی در پایه ابتدایی شناخته شود. این روش به دلیل تمرکز بر مفاهیم و ارتباط آنها با واقعیات جهان واقعی، می تواند اثربخشی بالاتری نسبت به روش های سنتی داشته باشد.
۱۰۸۲.

طراحی و روان سنجی (اعتبار یابی) ابزارسنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه: پیشران های کارآفرینی در ها می توانند به عنوان فضا و بستری برای توسعه ی سازمان های آموزشی عمل نمایند. این پژوهش با هدف طراحی و روان سنجی ابزار سنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی انجام شده است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع ترکیبی(کمی وکیفی) اکتشافی متوالی بوده، جامعه آماری دربخش کیفی اعضای هیات علمی خبره و محققان صاحب نظر در زمینه نظام آموزش عالی و کارآفرینی و در بخش کمی اعضای هیات علمی دانشگاه های استان گلستان شامل دانشگاه آزاد اسلامی، علوم پزشکی، منابع طبیعی و پیام نور بوده است. نمونه ها در بخش کیفی شامل19 نفر به روش هدفمند و در بخش کمی 279نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. پس از انجام مصاحبه و اشباع داده ها، مقوله ها شناسایی و کدگذاری شدند و براساس آن پرسشنامه ای با 5 بعد و 89گویه طراحی گردید. روایی صوری، محتوایی و سازه ای و پایایی پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: ابتدا روایی صوری و محتوایی پرسشنامه بررسی و 16سوال حذف شد و 73سوال باقی ماند. سپس روایی سازه ای مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، بار عاملی تمامی سوالات بالای 5/0و میانگین واریانس استخراج شده بالای 5/0، پایایی هر دو ملاک (آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی) تمام ابعاد بالای7/0 بوده است و در نهایت پرسشنامه با 5 بعد و 73سوال تایید شد. نتیجه گیری: ابزار طراحی شده جهت سنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و می تواند به عنوان ابزار مناسب برای ارزیابی توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۸۳.

بررسی رابطه بین نیازهای بنیادی روانشناختی، حس انسجام و انعطاف پذیری روانشناختی با سرزندگی تحصیلی دانش آموزان در مدارس هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۷
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین نیازهای بنیادین روان شناختی، حس انسجام، انعطاف پذیری روان شناختی و سرزندگی تحصیلی در میان دانش آموزان مدارس هوشمند بود. این مطالعه با استفاده از روش توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع دوم متوسطه در شهر رشت بود. نمونه پژوهش متشکل از 340 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد سرزندگی تحصیلی، نیازهای بنیادین روان شناختی، حس انسجام و انعطاف پذیری روان شناختی بود که پس از تأیید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفتند. داده ها از طریق آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که سرزندگی تحصیلی با نیازهای بنیادین روان شناختی (r = 0/53)، حس انسجام (r = 0/51) و انعطاف پذیری روان شناختی (r = 0/29) همبستگی مثبت و معناداری دارد. این نتایج حاکی از آن است که هرچه دانش آموزان از نیازهای بنیادین روان شناختی (مانند خودمختاری، شایستگی و ارتباط) برخوردار باشند، حس انسجام قوی تری داشته باشند و انعطاف پذیری روان شناختی بیشتری نشان دهند، سرزندگی تحصیلی بالاتری را تجربه می کنند. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای نیازهای بنیادین روان شناختی، حس انسجام و انعطاف پذیری روان شناختی به صورت ترکیبی قادر به پیش بینی 40 درصد از واریانس سرزندگی تحصیلی دانش آموزان هستند. این یافته ها بر اهمیت تقویت نیازهای روان شناختی و انعطاف پذیری در محیط های آموزشی تأکید می کنند و می توانند به برنامه ریزی مداخلات آموزشی برای بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان در این مدارس کمک کنند.
۱۰۸۴.

بررسی اثربخشی رویکرد روان نمایشگری بر کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان 18 -14 سال شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکرد روان نمایشگری بر کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان 18-14 سال شهر اراک انجام شد در یک طرح شبه آزمایشی، تعداد 22 کودک کار و خیابان از بین کودکان کار و خیابان 18-14 سال تحت پوشش خانه مهر چ به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شدند. برای گروه آزمایش 10 جلسه مشاوره گروهی به مدت 2 ساعت و یکبار در هفته با رویکرد روان نمایشگری اجرا شد. برای ارزیابی سطح ناکامی و تنظیم هیجانی به ترتیب از مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی گراتز و پرسشنامه ناکامی روزنزوایگ بهره گرفته شد. تاثیر مداخله انجام شده به کمک مقایسهپیش آزمون و پس آزمون ارزیابی گردید. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن بود که رویکرد روان نمایشگری بر کاهش نوع ناکامی در عامل های تسلط مانع و بقای نیاز موثر است اما باعث ایجاد تغییرات معناداری در عامل دفاع از خود نشد .همچنین،. اجرای متغیر مستقل ( روش روان نمایشگری ) باعث ایجاد تفاوت معناداری در تنظیم هیجانی در ابعاد عدم پذیرش، اهداف، تکانه، آگاهی و راهبردها بین دو گروه شده است اما این رویکرد نتوانسته است تفاوت معناداری در شفافیت هیجانی ایجاد نماید. بنابراین به طور کلی می توان رویکرد روان نمایشگری را مداخله ای موثر برای کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان دانست
۱۰۸۵.

مفهوم تفکرانتقادی از دیدگاه فوکو و دلالت های تربیتی منتج آن (اصول و روش های تربیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۲
هدف پژوهش حاضر، استنتاج دلالت های تربیتی مستخرج از مفهوم تفکر نقادانه میشل فوکواست. جهت دستیابی به این هدف از روش تحلیلی-استنتاجی بهره گرفته شده است. فوکو به عنوان یک نظریه پرداز پست مدرن نگاهی نقادانه به مسائل دارد که آنها چگونه شکل گرفته اند؛ بر اثر چه نیازهایی به وجود آمده اند؛ و چگونه تغییر یافته و جابه جا شده اند. مفهوم تفکرنقادانه از منظر فوکو رد هرگونه کلیت است و نقادی را از طریق شالوده شکنی ممکن می داند. شرط لازم برای نقد مسائل فرهنگی و اجتماعی نزد فوکو بازآفرینی است؛ فوکو در ارتباط با پرورش تفکر نقادانه بر شرایط موجد اندیشه که در ساخت تجربه ذهنی با گفتمان دارد تأکید می نماید.در زمینه مفهوم تفکر نقادانه در تعلیم و تربیت، فوکو تأکید بسیاری بر تربیت فراگیر نقاد توسط معلمانی با ذهن خلاق دارد به طوری که بتوانند متون و برنامه درسی را همچون مسائل اجتماعی خود با توجه به فرهنگ دیگری نقد و تفسیر نمایند. براساس اصول به دست آمده از اندیشه های فوکو در جامعه تکثرگرای امروزی فراگیران نیاز به توانایی هایی دارند که بتوانند روابط دیدگاه های مختلف در باره مسائل پیچیده را ارزیابی کنند و در تصمیم گیری های اجتماعی سهیم باشند. از دیدگاه فوکو باید به دانش آموزان فرصت داده شود تا ظرفیت نقادانه خود را افزایش دهند و چنین ظرفیتی را برای مبارزه و تغییر صور سیاسی و اجتماعی موجود به جای سازگاری صرف با آنها گسترش دهند. دراین راستا پژوهش حاضر با کشف مفهوم تفکر انتقادی ازمنظر فوکو به استنتاج دلالت های تربیتی برخاسته از این مفهوم وی و با بهره گیری از الگوی فرانکنا پرداخته است.
۱۰۸۶.

اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی کودکان 9 تا 12 ساله با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر رشت بودند که در شش ماهه اول سال 1400 به مراکز درمانی- آموزشی مراجعه کردند. نمونه پژوهش شامل 26 مادر و کودک با نارسایی توجه/ بیش فعالی از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش در دسترس انتخاب و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. کودکان گروه آزمایش و مادران آن ها هرکدام برنامه مداخله ای موردنظر را طی 10 جلسه دریافت کردند. ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، مقیاس درجه بندی کانرز و پرسشنامه همدلی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود نمره کل همدلی (01/0 >P)، خرده مقیاس های همدلی انگیزه اجتماعی (01/0 >P)، همدلی شناختی (05/0 >P)، همدلی عاطفی جهت گیری دوستان (01/0 >P)، همدلی مؤثر جهت گیری خانواده (05/0 >P) در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی اثر معناداری داشت. نتایج نشان می دهند مداخلات چندوجهی که کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی را هدف قرار می دهد می تواند رویکردی امیدوارکننده برای بهبود همدلی این کودکان باشد.
۱۰۸۷.

شناسایی مولفه های اصلی دانشگاه دوسوتوان با رویکرد موازنه بین بهره برداری و اکتشاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۴
مقدمه و هدف : دانشگاه ها در عصر حاضر جهت حفظ پویایی و پاسخ گویی به تحولات، نیازمند رویکردهایی نوین مانند دوسوتوانی سازمانی هستند که بر بهره برداری از ظرفیت های موجود و اکتشاف فرصت های نو تمرکز دارد. این پژوهش با هدف شناسایی مولفه های اصلی دانشگاه دوسوتوان با رویکرد توازن میان بهره برداری و اکتشاف، در راستای ارتقاء مدیریت راهبردی در دانشگاه های جامع انجام شده است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش براساس هدف کاربردی و به علت تازگی موضوع با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شده است. موردِ مطالعه دانشگاه های جامع ایران بوده اند. جهت جمع آوری داده ها، به صورت هدفمند و با کمک تکنیک گلوله برفی با مدیران خبره آموزش و پژوهش دانشگاهی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گرفت که پس از 14 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون انجام گرفت و تطبیق نتایج با یافته های کتابخانه ای، رواسازی و درصد پایایی بازآزمون و پایایی بین دو کدگذارِ قابل قبول بر اعتبار یافته ها صحه گذاشت. یافته ها : پس از تحلیل مضمون مصاحبه ها، در بخش بهره برداری 6 مضمون اصلی (14 مضمون فرعی) شامل سیاست های دانشگاهی، ساختارهای دانشگاهی، تعامل دانشگاه و صنعت، توسعه آموزش و پژوهش، مالی و بودجه، فرهنگ دانشگاهی و در بخش اکتشاف، 6 مضمون اصلی (12 مضمون فرعی) شامل نیازسنجی و آموزش، ساختار و فناوری آینده نگر، بودجه و منابع مالی، سیاست و فرهنگ نوآورانه، مدیریت استراتژیک، پژوهش و آینده پژوهی استخراج گردید. همچنین 6 راهبرد جهت موازنه بین بهره برداری و اکتشاف در دانشگاه در قالب 2 مضمون اصلی 1)سیاست و ارزیابی و2) منابع و ساختار، معین و نتایج در قالب مدلی اکتشافی ارائه گردید بحث و نتیجه گیری: مدل دوسوتوانی دانشگاهی این پژوهش، راهکاری راهبردی جهت تلفیق بهره برداری عملیاتی و نوآوری آینده نگر در مدیریت دانشگاه های جامع ایران است. این مدل با تأکید بر توازن بهره برداری–اکتشاف، مسیر توسعه در نسل پنجم دانشگاه ها و طراحی راهبردهای بلندمدت پاسخگو به تحولات محیطی را فراهم می سازد.
۱۰۸۸.

تحلیل روایت دفاع مقدس در مجموعه داستان ماه نیمروز نوشته شهریار مندنی پور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۴
مجموعه داستان ماه نیمروز نوشته شهریار مندنی پور حاوی هشت داستان کوتاه است. دو داستان «رنگ آتش نیمروزی» و «دریای آرامش» از این مجموعه مستقیماً با دفاع مقدس مرتبط است. در این مقاله به تبیین و تحلیل ساختار روایت و ژرف ساخت این دو داستان می پردازیم. پس از استخراج پی رفت ها، به تحلیل ژرف ساخت و شیوه روایت داستان ها پرداخته ایم. پی رفت مقدماتی و یازده پی رفت داستان «رنگ آتش نیمروزی» به صورتِ زنجیره ای با هم ترکیب شده اند. شش پی رفت داستان «دریای آرامش» به صورتِ زنجیره ای با هم ترکیب شده اند و ادامه منطقی و زمانی یکدیگرند. روایت های هر دو داستان، تک محور و ساده هستند و هیچ گونه پیچیدگی روایی ندارند. عمق بخشی مندنی پور به شخصیت های جنگی و نظامی نیز بیانگر مصائب جنگ و ضرورت پرهیز از نزاع است. در داستان «رنگ آتش نیمروزی»، ژرف ساخت درگیری انسان با حیوان و پیروزی خوی حیوانی و بازگشت انسان به خصلت های اولیه او نیز متناسب با بیان عوارض و مضرات جنگ است. نویسنده در «دریای آرامش»، جنگ را از منظری دیگر نگریسته است؛ رزمنده ایرانی به رغمِ کینه اولیه اش، وقتی با سرباز بی اسلحه، بی دفاع و نابینای دشمن مواجه می شود، جنگ را فراموش می کند و حس انسانی اش بر کینه اش می چربد و برای نجات دشمن، زندگی خود را به مخاطره می اندازد. نحوه استفاده نویسنده از علامت تعلیق در هر دو داستان، بخشی از ساخت داستان و خلاقیّت هنری نویسنده است و صرفاً یک کلیشه نگارشی مشخص نیست.
۱۰۸۹.

تحول در نظام رتبه بندی آموزش محیط زیستی در آموزش عالی: تحلیل انتقادی شاخص گرین متریک و ارائه ی مدل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۱
آموزش محیط زیست از اساسی ترین ابزارهای دستیابی به توسعه پایدار به شمار می رود. با این حال اجرای مؤثر آن در دانشگاه ها همچنان با چالش های متعددی روبه رو است. مقاله حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل جامع برای آموزش محیط زیست در نظام آموزش عالی با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شده است. گردآوری داده ها به روش اسنادی و با استفاده از منابع معتبر بین المللی شامل مستندات علمی، گزارشات سیاستی و منابع معتبر دانشگاهی در حوزه محیط زیست گردآوری و پس از مقوله بندی در قالب 3 مقوله اصلی و 17 زیر مقوله به منظور ارائه مدل نهایی پژوهش مورد تحلیل گرفته اند. اعتبارسنجی مدل طراحی شده از طریق مشارکت 32 نفر از خبرگان و صاحب نظران در حوزه محیط زیست صورت گرفته است. مدل ارائه شده در پژوهش حاضر براساس سه مؤلفه ی کلیدی آموزش محیط زیست یعنی دانش، نگرش و مهارت در قالب سه مقوله اصلی شامل «آموزش مستقیم»، «آموزش غیرمستقیم» و «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» و 17 زیر مقوله ارائه شده است. مدل نهایی برخلاف مدل ارزیابی فعلی براساس شاخص گرین متریک -که عمدتاً بر شاخص های کمی نظیر تعداد دوره های آموزشی و مقالات پژوهشی تمرکز دارد- علاوه بر توجه بر ابعاد کمی و کیفی آموزش، شیوه های نوین تدریس، ادغام مفاهیم پایداری در رشته های مختلف، و تأثیرگذاری دانشگاه بر جامعه، بر جنبه های کلیدی مانند اثربخشی آموزش، تغییر نگرش و رفتار دانشجویان، توسعه آموزش میان رشته ای، ارتقای نقش دانشگاه در جامعه، و توجه بیشتر به عدالت زیست محیطی متمرکز است. انتظار می رود نتایج مطالعه حاضر نقشی کارآمد در رفع کاستی های روش های ارزیابی فعلی و بهبود سیستم ارزیابی به عنوان ابزاری کارآمدتر برای سنجش واقعی تأثیر دانشگاه ها در مسیر توسعه پایدار با تأکید بر ارتقای نظام های رتبه بندی دانشگاهی و ارتقای آموزش محیط زیست در آموزش عالی ایفا نماید و مدل پیشنهادی به عنوان الگویی کاربردی برای سیاست گذاران، مدیران دانشگاهی و پژوهشگران حوزه توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۹۰.

مؤلفه های مدیریت استراتژیک منابع انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقدمه و هدف: مدیریت استراتژیک منابع انسانی روندی است که طی آن نیازهای فعلی و آینده منابع انسانی برای رسیدن یک سازمان به اهدافش تعیین می گردد.هدف این مقاله مؤلفه های مدیریت استراتژیک منابع انسانی بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بود. پژوهشگر ضمن توصیف وضعیت موجود، با بهره گیری از مباحث نظری و جستجو در منابع، به بررسی مسئله پرداخت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدیریت استراتژیک منابع انسانی از سه مؤلفه اصلی شامل تکنیک های پرسنلی، ساختاری و فرهنگی تشکیل شده است. تکنیک های پرسنلی بر جذب، انتخاب، آموزش، مدیریت عملکرد و نظام های پاداش تمرکز دارند و نقش مهمی در افزایش سودآوری و سهم بازار ایفا می کنند. تکنیک های ساختاری با طراحی مناسب سازمان، ارتباطات و تصمیم گیری های مؤثر را تسهیل می کنند. در نهایت، تکنیک های فرهنگی با ایجاد فرهنگ سازمانی هماهنگ با استراتژی های کسب وکار، رفتار و تعهد کارکنان را شکل می دهند. نتیجه گیری: مدیریت استراتژیک منابع انسانی با به کارگیری تکنیک های پرسنلی، ساختاری و فرهنگی، نقش کلیدی در پشتیبانی از استراتژی های کسب وکار و ایجاد مزیت رقابتی ایفا می کند. هماهنگی این سه مؤلفه باعث بهبود عملکرد سازمان و ارتقای تعهد کارکنان می شود.
۱۰۹۱.

Predicting Life Expectancy Based on Spiritual Health and Self-Efficacy in Students Covered by Welfare and Regular Students

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
The present study aimed to predict life expectancy based on spiritual health and self-efficacy in students covered by welfare and regular students. This research was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of methodology. The statistical population included all female second-year vocational high school students in the academic year 2021-2022 in Torbat-e Jam, totaling 158 individuals. Among them, 79 welfare-covered students were selected using purposive sampling, and 79 regular students were chosen through convenient random sampling. The research tools included the Hope Questionnaire (Miller & Powers, 1998), the Self-Efficacy Questionnaire (Sherer & Adams, 1983), and the Spiritual Health Questionnaire (Paloutzian & Ellison, 1982). The validity of the questionnaires was content-based, and their reliability was assessed using Cronbach's alpha coefficient, yielding values of 0.90 for the Hope Questionnaire, 0.86 for Self-Efficacy, and 0.92 for Spiritual Health. The results indicated a positive and significant relationship between spiritual health and life expectancy in both welfare-covered and regular students. Additionally, the life expectancy of regular students was higher than that of welfare-covered students. There was also a positive and significant relationship between self-efficacy and life expectancy in students overall. However, while there was a significant positive relationship between self-efficacy and life expectancy in regular students, no significant relationship was found between self-efficacy and life expectancy in welfare-covered students. Among spiritual health and self-efficacy, spiritual health was a better predictor of life expectancy in welfare-covered students. Conversely, in regular students, self-efficacy played a more significant predictive role for life expectancy than spiritual health.
۱۰۹۲.

نقش خودتنظیمی در ادراک دانش آموزان متوسطه دوم از سبک های تدریس انگیزش بخش و (غیر) انگیزش بخش در دوره متوسطه دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
این پژوهش با هدف بررسی نقش خودتنظیمی در ادراک دانش آموزان از سبک های تدریس انگیزش بخش (حامی خودمختاری و ساختار) و غیرانگیزش بخش (کنترل و هرج ومرج)، با تکیه بر چارچوب نظریه خودتعیین گری انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دبیرستانی شهر تهران بود که از میان آن ها، ۸۰۰ نفر (۴۹۰ دختر و ۳۱۰ پسر) در دامنه سنی ۱۶ تا ۱۸ سال، با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند تا تنوع جنسیتی و تحصیلی در نمونه رعایت شود. ابزارهای گردآوری داده ها پرسشنامه موقعیت های مدرسه (آلترمن[1] و همکاران، 2019) و پرسشنامه خودتنظیمی دانش آموز (گومز[2] و همکاران، 2019) بودند. پژوهش حاضر با روش توصیفی_همبستگی و رویکرد کمی اجرا شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل خطی عمومی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که خودتنظیمی با ادراک سبک های تدریس انگیزش بخش رابطه مثبت و معنادار، و با سبک های غیرانگیزش بخش رابطه منفی و معنادار دارد. همچنین، تحلیل مدل خطی عمومی آشکار ساخت که خودتنظیمی توان پیش بینی معناداری در تبیین ادراک دانش آموزان از سبک های تدریس دارد. این یافته ها با مطالعات اخیر هم سو بوده و نشان می دهد که تقویت راهبردهای خودتنظیمی در کنار به کارگیری سبک های تدریس انگیزش بخش می تواند نقش تعیین کننده ای در ارتقای انگیزش و عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا کند. در پایان، محدودیت های پژوهش و پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ارائه شد.
۱۰۹۳.

اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان پسر با کم توان ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
با تولد یک کودک با کم توانی ذهنی، کارکردهای روان شناختی والدین به مخاطره می افتد؛ بنابراین استفاده از مداخله های رویکردمحور، کوتاه مدت و مقرون به صرفه در بهبود شرایط خاص روان شناختی این والدینضروری است. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان کم توان ذهنی خفیف انجام شد. جامعه آماری را والدین دارای فرزند پسر با کم توانی ذهنی خفیف 8 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در مدرسه کودکان استثنایی مرجوی (2) شهرستان کرج تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین بودند که به صورت در دسترس و بر اساس ملاک های مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین، 1995)، مقیاس دشواری هایی در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، بود. آموزش تاب آوری هیجانی-شناختی اسمیت و آسکف (2016) به مدت 6 جلسه 50 تا 60 دقیقه ای و یک بار در هفته به صورت گروهی در گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با روش کواریانس تک و چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی به طور معنی داری برکاهش مؤلفه های استرس والدگری، افزایش تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان با کم توان ذهنی تأثیر داشت (P<0/ 05)؛ بنابراین به نظر می رسد آموزش حاضر در قالب یک برنامه رویکرد محور، کوتاه مدت و تعامل گرا، توانست با تلفیق راهبردهای شناختی- رفتاری و آموزش آرام سازی، ذهن آگاهی و سایر فنون، انعطاف پذیری شناختی- هیجانی والدین را در تعامل با کودکان خود ارتقاء بخشد.
۱۰۹۴.

کاوش نقش شبکه شاد دانش آموزی در دگرگون سازی نقش معلم: یک مطالعه پسا پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
پژوهش حاضر با هدف کاوش نقش شبکه شاد دانش آموزی در دگرگون سازی نقش معلم و ساختارهای افزایشی و کاهشی ادراکی و عملی ایجاد شده به وسیله شبکه شاد، انجام شد. پژوهش ازنظر هدف کاربردی؛ ازنظر نوع داده ها، کیفی و ازنظر روش اجرا، پساپدیدارشناسی بود. جامعه آماری تحقیق معلمان مدارس ابتدایی (دوره دوم ابتدایی) شهر ایلام بود که از شبکه دانش آموزی شاد برای تدریس استفاده می کردند، که به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند و تعداد ۱۹ نفر به عنوان نمونه برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه شامل مشاهده و تجارب دسته اول محقق، مصاحبه با شی (شبکه شاد) و مصاحبه با معلمانی بود که از شبکه دانش آموزی شاد در کلاس های درس خود استفاده می کردند، که پس از جمع آوری داده ها، بر اساس دیدگاه پساپدیدارشناختی مورد تحلیل قرار گرفت. برای تعیین اعتبار درونی یافته ها، از تطبیق داده ها با مبانی نظری و پیشینه و مصاحبه با خبرگان استفاده شد، برای تأیید دقّت و صحت داده ها، در مورد اعتبار مطالعه از شیوه بررسی به وسیله اعضای پژوهش استفاده گردید، جهت تعیین اعتبار بیرونی یافته ها از تکنیک حصول اشباع نظری استفاده شد. معلم با شبکه شاد رابطه آلتریتی برقرار می کند که این رابطه آلتریتی باعث تقویت ها و کاهش هایی در ادراک و رفتار معلم می شود و ساختار های افزایشی و کاهشی را ارائه می دهد.
۱۰۹۵.

طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف: آموزش مهارت های کارآفرینی با چالش هایی مواجه است که اثربخشی آن را کاهش داده و نیازمند مدلی بهبودیافته برای بهینه سازی برنامه ریزی آموزشی است. از این رو هدف از پژوهش حاضر طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی است. روش شناسی: این پژوهش از نظر روش شناسی، روش آمیخته (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی می باشد. در ابتدا در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا برای شناسایی آسیب های موجود در آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس استفاده شد و سپس در بخش کمی از روش تحلیل عاملی اکتشافی جهت دسته بندی عوامل شناسایی شده و از آزمون فریدمن برای رتبه بندی مقولات استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر نیز در دو بخش کیفی و کمی تقسیم بندی شد. در بخش کیفی خبرگان حوزه آموزش کارآفرینی به تعداد 20 نفر انتخاب شد و در بخش کمی معلمان فعال در حوزه آموزش مهارت های کارآفرینی مدارس متوسطه دوره دوم که تعداد آن ها طی بررسی ها حدوداً 275 نفر به دست آمده است؛ 170 نفر به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل عامل اکتشافی و آزمون فریدمن از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان می دهد «عوامل زیرساختی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل محتوایی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل فضای فیزیکی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» و «عوامل دانش علمی معلمان در آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» جزو عوامل تأثیرگذار در بهبود و ارتقای آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس شناسایی شدند. نتیجه گیری و پیشنهادات: برای بهبود آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس، تقویت زیرساخت ها، محتوای آموزشی، فضای فیزیکی و دانش علمی معلمان ضروری است. بر این اساس، آموزش کارآمد و مؤثر درس کارآفرینی در مدارس، مستلزم ایجاد یک برنامه جامع و یکپارچه ملی برای آموزش کارآفرینی در مدارس، شامل استانداردسازی محتوا، توانمندسازی معلمان، توسعه محیط های یادگیری خلاقانه و اجرای روش های عملی و انگیزشی برای دانش آموزان است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با تمرکز بر آسیب شناسی بومی آموزش کارآفرینی در مدارس تبریز و شناسایی چهار عامل کلیدی تأثیرگذار دارای اصالت موضوعی و نوآوری کاربردی است، به طوری که از نتایج آن می توان جهت برنامه ریزی آموزش درس کارآفرینی در مدارس بهره برد.
۱۰۹۶.

ارائه مدل عِلی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای: نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۴
رسانه ها تغییرات نسبتاً زیادی در الگوی یادگیری دانشجویان خلق کرده اند و رویکردهای آموزشی و یادگیری را توسعه بخشیده و موجب بهبود سبک های یادگیری دانشجویان شده اند؛ لذا هدف این پژوهش ارائه مدل عِلی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای با نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی در میان دانشجومعلمان پسر شهر کرمانشاه بود. این پژوهش به لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی و ازلحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع هم بستگی بود . جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجومعلمان پسر مشغول به تحصیل شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 1250 نفر تشکیل می دهد. برای انتخاب نمونه از روش کوکران استفاده شد، به این صورت که با مراجعه به دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد به روش نمونه گیری تصادفی تعداد 294 نفر که هم دانشجو و هم معلم بودند شناسایی و انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در پژوهش، پرسش نامه سواد رسانه ای فلسفی (1393)، پرسش نامه نگرش نسبت به تکنولوژی آموزشی یاوز (2005)، پرسش نامه سبک های یادگیری کلب (2005)، پرسش نامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی گروت (1990) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها ضریب هم بستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. براساس یافته های به دست آمده، تمامی اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها تأیید شدند. به طورکلی نتیجه گیری می شود مدل علی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای با نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی با مدل تجربی برازش دارد.
۱۰۹۷.

مطالعه تطبیقی مبانی معرفت شناختی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی با تاکید بر آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۸۴
رویکرد پژوهش حاضر که با هدف مقایسه مبانی معرفت شناسی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی صورت گرفته است تطبیقی با راهبرد کیفی بوده است. محقق با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی و تئوری نورمن فرکلاف و با ابزار اسنادی کوشیده است منظومه فکری نظریه پردازان برنامه ریزی درسی را با توجه به اوضاع و احوال جامعه آشکار سازد.در طول زمان به دلیل اهمیتی که برنامه ریزی درسی در امر تعلیم و تربیت داشته است، رویکردها و گرایش های مختلفی در این حیطه پدید آمده است، که در مجموع آنها را تحت دو عنوان رویکردهای علمی فنی و رویکرد غیر علمی و غیر فنی مطرح کرده اند. برای پاسخ به سوال پژوهش چهار سوال معرفت شناسانه در راستای انواع الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی مطرح شد. نتایج نشان داد معرفت در الگوهای فنی عقلی و در الگوهای غیر فنی نسبی بوده است.الگوهای فنی و نظرات کسانی همچون تایلر و تابا و فاصله آن با نظرات پاینار و آیزنر منعکس کننده شکاف بین دو نظام معرفت شناختی ایده آلیسم و پراگماتیسم است. از آنجاییکه آموزش مجازی،دارای ویژگیهایی چون انعطاف پذیری،ایجاد انگیزه،ایجاد استقلال، تعامل با محتوا و تعامل با افراد می باشد لذا با توجه به یافته ها به برنامه ریزان نظام درسی و آموزشی پیشنهاد می شود رویکردها ، شیوه ها و الگوهای جدیدی را طراحی نمایند که بتوان بر بنیان آن تلفیقی منطقی بین معرفت شناسی با الگوهای مدرن برنامه درسی ایجاد کرد.
۱۰۹۸.

بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف از این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول منطقه 6 شهر شیراز در سال تحصیلی 1403-1402. از میان جامعه آماری تعداد 30 دانش آموزان پسر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارش شدند. مداخله آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی به گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای آموزش داده شد. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه دلبستگی به خدا بک و مک دونالد (2004) و پرسشنامه آخرت نگری ابراهیمی و بهرامی (1390) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان اثربخش بوده است (۰۱/۰p<). به عبارت دیگر نمرات آزمودنی ها در پس آزمون در دلبستگی به خدا و آخرت نگری بهبود معناداری داشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از این پژوهش می توان می توان پیشنهاد کرد که در سیستم آموزشی کشور طرحی ب رای آشنایی هر چه بیشتر مدیران، معلمان و دانش آموزان با محتوای هوش معنوی مبتنی بر مبنای مفاهیم قرآنی در نظر گرفته شود تا موضوع تعلیم و تربیت بر مبنای مفاهیم قرآنی در آنان درونی شود.
۱۰۹۹.

رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی: نقش میانجی گری اشتیاق شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی با نقش میانجی گری اشتیاق شغلی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه معلمان پیش دبستانی شهر بغداد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری دردسترس و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های سواد دیجیتالی (توحیدی اصل و نیک اقبال زاده ،1394)، توسعه ی فردی (پرالت، 2008)، تعهد شغلی (بلاو و همکاران، ۱۹۹۳)، صلاحیت حرفهای فردی (ملایی نژاد، 1391) و اشتیاق شغلی (اوترخت و همکاران،2004) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Pls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ نتایج حاکی از اثر مستقیم توسعه فردی بر صلاحیت حرفه ای فردی و تعهد شغلی بر صلاحیت حرفه ای فردی می باشد. اما اثر مستقیم سواد دیجیتالی بر صلاحیت حرفه ای فردی معلمان معنادار نبود. هم چنین اشتیاق شغلی در رابطه بین سواد دیجیتالی، توسعه فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی از نقش میانجی گری برخوردار است(071/0=β) و (903/2t=). نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی اشتیاق شغلی می توان با به کارگیری مداخلات مناسب برای ارتقا اشتیاق شغلی، صلاحیت حرفه ای معلمان را افزایش داد.
۱۱۰۰.

چارچوب مفهومی آمایه های ذهنیِ مدیران مدارس مبتنی بر سیره انبیا در قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی آمایه های ذهنی مدیران مدارس براساس سیره انبیا در قرآن کریم است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، 121 آیه قرآن مرتبط با رفتار و گفتار چهار پیامبر الهی (یوسف(ع)، موسی(ع)، داوود(ع) و سلیمان(ع)) تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد آمایه های ذهنی مدیران در پنج دسته مقوله اصلی، شامل آمایه های ذهنی «اعتقادبنیاد»، «انسان بنیاد»، «پیوندبنیاد»، «جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد»، طبقه بندی می شوند. «آمایه های ذهنی اعتقادبنیاد» مولد تمام افعال و اقدامات سازمانی است و «آمایه های ذهنی انسان بنیاد» و «پیوندبنیاد» سبب ایجاد رویکرد متفاوتی نسبت به خود مدیر، کارکنان، متربیان و ذی نفعان در فرایندهای سازمان آموزشی و روابط انسانی می شود. «آمایه های ذهنی جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد» نیز نقش بسزایی در برنامه ریزی و نظارت خواهند داشت. چارچوب مفهومی حاصل، به عنوان ابزاری برای بهبود رهبری و مدیریت در نظام آموزشی، بر اهمیت توجه به نگرش توحیدی و انسان محور در تصمیم گیری و مدیریت روابط انسانی تأکید دارد. این چارچوب می تواند به حل چالش هایی نظیر مقاومت در برابر تغییر و ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان