فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
75 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی مفهومی و تبیین رابطه سه مفهوم اساسی تربیت، آموزش و شکوفایی و استنتاج کارکردهای آن در نظام تربیتی است. برای این منظور از روش تحلیلی-استنتاجی استفاده شده است. در ابتدا به تبیین سه مفهوم آموزش، شکوفایی، تربیت و نسبت آنها با هم پرداخته شده است و با مرور آثار کلاسیک و نو در حوزه تربیت، درصدد تحلیل این مفاهیم و چگونگی کاربست آنها در نظام تربیتی است. نتایج پژوهش نشان از این دارد که سه مفهوم تربیت، آموزش و شکوفایی به مثابه حوزه های مجزا دارای حالات و کارکردهای خاص هستند. آموزش مجموعه ای از فرایندها است که هدفشان تسلط همراه با فهم است. اما حالت انحرافی و ضعیف آن زمانی است که صرفا تسلط بدون فهم مد نظر باشد. حالتی که به آن کارآموزی گفته می شود. شکوفایی به فعلیت رساندن ویژگی های عمومی (رشد) و ویژگی های منحصربه فرد (نبوغ) توجه دارد. حالت انحرافی در رابطه با شکوفایی عدم تمایز رشد از تحول، تحول از نبوغ و نبوغ از علاقه است. اما تربیت زمانی شکل خواهد گرفت که آموزش و شکوفایی یک شرط ضروری را به همراه داشته باشند. این شرط، ارزشمندی ذاتی است. ارزشمندی ذاتی منجر به آن می شود که نتیجه فرایندهای آموزشی و شکوفا کننده، فردی تربیت یافته یا فرهیخته قلمداد شود. ارزشمندی همچنین حیات بخش و ایجاد کننده روح بر فعالیت های آموزشی و شکوفا کننده مدرسه خواهد بود. رابطه میان مفاهیم فوق چنین است که آموزش و شکوفایی زیربنای تربیت هستند. یعنی تا آموزش و شکوفایی شکل نگیرد تربیتی نیز صورت نخواهد گرفت. از طرف دیگر تربیت حکم روبنا را دارد که هدفش جهت دهی به دو مولفه دیگر است.در صورت فقدان تربیت، نظام مدرسه ای صرفا ماهیتی ابزار گرایانه داشته و فاقد روح و انسانیت خواهد بود. پیشنهادات منتج از این پژوهش که شامل راهکارهایی برای معلمان، مربیان و مجریان برنامه های تربیتی خواهد بود بدین صورت قابل ارائه است: ضرورت تمایز موضوعات فاهمه ای و بی نیاز از فهم و اصالت بخشیدن به هردو، توجه به اهمیت و جایگاه روش های فعال و غیر فعال، تمایز مفاهیم رشد و تحول در شکوفایی، ضرورت نقش هدایت گری تربیت در رابطه با آموزش و شکوفایی به منظور دوری از ابزارانگاری، در هم تنیدگی فهم، چیرگی و رغبت در امر آموزش و شکوفایی، تمایز کوشش و رغبت و تلاش برای منطبق نمودن آنها، تمایز یادگیری و کارآموزی.
Iranian Distance Education (IDEJ): Context analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Iranian Distance Education Journal (IDEJ) is one of the most critical journals in electronic education that publishes articles in the field of distance education. This research aims to review and analyze the content and citations of IDEJ articles. The research method, content analysis, and citation were done using Excel and SPSS software. The research findings showed that 81 articles were published in 10 issues of this quarterly magazine, from number 1 of volume A to number 2 of volume 4. Findings show that 83 percent were written in groups, the rest were written individually, 54% were university faculty members, and Payam Noor University had the most significant number of authors. Quantitative methods were used more with 66%, the keyword "e-learning" with 14 repetitions had the most extensive range of articles, and three professors from Payam Noor University had the most significant articles. Also, some authors were from Brazil, Nigeria, and Alaska, and women are as active as men. Suggestions were also made to correct the deficiencies and develop the magazine.
شناسایی ابعاد و مؤلفه ها وعوامل موثر بر انگیزه اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف از پژوهش پیش رو، شناسایی ابعاد،مولفه ها وعوامل موثربرانگیزه اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان است.روش : این پژوهش با روش تحلیل محتوا کیفی انجام شده است.جامعه آماری پژوهش را خبرگان حوزه موضوعی تشکیل می دهند که از این میان، 25 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. براین اساس،ابتدا بر اساس ادبیات پژوهش ابعاد، مولفه ها وعوامل موثر شناسایی و تحلیل محتوا شدند. سپس، بر اساس نظر خبرگان مورد تایید قرار گرفتند.تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای عرفی با استفاده از نرم افزارMAXQDA و آزمون های میانگین، انحراف معیار و آزمون تی با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.یافته ها: در یافته ها، چهار بعد (ماهیت کار، میل به کسب موفقیت، رشد حرفه ای و قدر و منزلت اجتماعی) در قالب مولفه های نه گانه (خودمختاری،معنی داری شغل،جذابیت شغل،تعهد سازمانی،خودکار آمدی،میل به پیشرفت،تمایل به پژوهش، شناخت وقدردانی واحترام اجتماعی) دسته بندی شدند.در مجموع38 شاخص (گزاره کلیدی) نیز بدست آمد.افزون بر این،عوامل موثر بر انگیزه نیز شامل عوامل اقتصادی،فرهنگی،محیطی و مدیریتی با 35 شاخص شناسایی شدند.نتیجه گیری: با بکارگیری نتایج این مطالعه می توان به فهم بهتری از عوامل موثر بر انگیزه اعضای هیئت علمی بهبود کیفیت آموزش و پژوهش در دانشگاه دست یافت. در نهایت به توسعه و پیشرفت دانشگاه و جامعه کمک کرد.
نقش پداگوژی سازنده گرا در آموزش محتوای دروس مکان محور (مطالعه موردی: دانشجویان رشته جغرافیا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به ساختار فضایی-مکانی همراه با سازمان فضایی آموزش سازنده گرا شیوه ای است که هم پداگوژی سازندگرا را مطلوبیت بخشیده و هم محیط آموزشی را فعال و پویا می نماید. این پژوهش با روش تحقیق توصیفی- تبیینی با ماهیت کاربردی به بررسی رویکرد سازنده گرای آموزش واحدهای درسی مکان محور جغرافیا پرداخته است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان رشته جغرافیا سال سوم و چهارم دانشگاه های زنجان( دولتی و فرهنگیان) با حجم نمونه 100مورد بوده است. شاخص های مورد استفاده در تبیین رویکرد سازنده گرا برگرفته از نظریه پنج ارزشی لبو با هشت شاخص اصلی بوده که با لحاظ تنوع مکانی- فضایی کلاس ماهیت یافته است. روش گردآوری داده ها با استفاده از پرسش نامه و تجزیه وتحلیل داده ها در غالب آزمون های توصیفی(میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی مبتنی بر آزمونt نمونه های زوجی (وابسته یا همبسته)، رگرسیون چند متغیره خطی، مدل اثر مستقیم ساختاری و نمودار میانگین روندی(با ضریب تعیین) می باشد. نتایج مطالعه نشان می دهد بکارگیری رویکرد سازنده گرایانه در مقایسه با قبل از بکارگیری آن، دارای اختلاف میانگین معنادار (با مقدار 8/0)گرایش به مطلوبیت می باشد. همچنین شاخص های جمع گرایی و مشارکت بیشترین تاثیر را در رویکرد سازنده گرایی دروس مکان محور داشته اند. رویکرد سازنده گرا دروس مکان محور جغرافیا در فضای کلاسی مبتنی بر ابزار کارگاهی(کارگاه جغرافیا)فضای باز(میدانی) و مکان ترکیبی بیشترین اثر گذاری را بر رویکرد آموزش سازنده گرایی واحدهای درسی مزبور دارند.
برنامه آموزشی ویژه دانش آموزان با آسیب بینایی: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دانش آموزان با آسیب بینایی علاوه بر آموزش در برنامه درسی اصلی مورد نیاز برای همه دانش آموزان باید آموزش های مؤثر و تخصصی در زمینه های منحصربه فردی که به آن برنامه درسی ویژه گفته می شود را نیز دریافت کنند. هدف از پژوهش حاضر مروری بر پژوهش های انجام گرفته در زمینه ی برنامه درسی ویژه دانش آموزان با آسیب بینایی بود. مواد و روش ها: بررسی داده ها در پژوهش حاضر به صورت مروری نظام مند انجام گرفت. روش شناسی آن مبتنی بر گردآوری، طبقه بندی و خلاصه کردن یافته های مقالات علمی- پژوهشی مرتبط با برنامه آموزش ویژه دانش آموزان با آسیب بینایی بود که در سال های 2010 تا 2023 میلادی و برگرفته از پایگاهای اطلاعاتی ، Eric، Ebsco، Google Scholar،Scopus Science Direct، PubMed با کلید واژه های مهارت های جبرانی، کارایی حسی، فناوری کمکی، جهت یابی و حرکت، زندگی مستقل، تعاملات اجتماعی، آموزش حرفه ای )شغلی(، تفریح و سرگرمی، خودتصمیم گیری و دانش آموزان با آسیب بینایی صورت گرفت. نحوه جستجو به این شکل بود که کلیدواژه های مذکور به زبان فارسی و انگلیسی مورد جستجو قرار گرفتند. در جستجوی اولیه، 105 مقاله انتخاب شدند و در ادامه 23 مقاله که عنوان آنها مهارت های جبرانی، کارایی حسی، فناوری کمکی، جهت یابی و حرکت، زندگی مستقل، تعاملات اجتماعی، آموزش حرفه ای )شغلی(، تفریح و سرگرمی، خودتصمیم گیری و دانش آموزان با آسیب بینایی بود، انتخاب شدند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد، در 9 حوزه برنامه درسی آموزش ویژه، مهارت ها باید به گونه ای آموزش داده شوند که با زندگی واقعی این دانش آموزان همسو باشند و این دانش آموزان از طریق آموزش منظم و متوالی توسط یک مربی می توانند به این 9 حوزه دست یابند.
رهبری آموزشی با محوریت یادگیری: به دنبال انگیزه پژوهشی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
172 - 184
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف اینکه آیا رهبران آموزشی یادگیرنده محور باعث افزایش انگیزه پژوهشی معلمان می شوند یا خیر، انجام شده است. روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی شهرستان شهریار در سال تحصیلی 1403-1402 بود که بر اساس آمار موجود تقریباً 4000 نفر بودند. روش نمونه گیری خوشه ای بود و با استفاده از جدول مورگان 351 نفر به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه رهبری یادگیری محور لیو و همکاران (2016) و پرسش نامه انگیزش پژوهش دیمر و همکاران (2010) بود. در پژوهش حاضر روایی ابزارها توسط پاسخ دهندگان، اساتید و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. ضرایب پایایی پرسش نامه های پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 972/0 و 892/0 به دست آمد. برای تجزیه تحلیل داده ها آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری) از طریق نرم افزارهای SPSS28 و Smart PLS3 مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین رهبری یادگیری محور با انگیزش پژوهش رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. بین رهبری یادگیری محور با انگیزش درونی رابطه معنی داری وجود دارد. بین رهبری یادگیری محور با انگیزش بیرونی پژوهش رابطه معنی داری وجود دارد. بین رهبری یادگیری محور با پیشگیری از شکست تحقیق رابطه معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: رهبران آموزشی در مدارس ابتدایی با درگیرکردن معلمان در فعالیت های یادگیری مدرسه، می توانند انگیزه پژوهشی را در معلمان ایجاد کنند.
آموزش و محیط زیست در پرتو الهیات با تاکید بر سند تحول بنیادین آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات محیط زیست و فعالیت های انسان با یکدیگر رابطه مستقیمی داشته و در دراز مدت این تغییرات عواقب ناگواری برای زندگی و سلامت انسان به همراه دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی آموزش و محیط زیست در پرتو الهیات با تاکید بر سند تحول بنیادین آموزش پرداخته است. قرآن کریم و روایات معصومین(ع) سرشار از آیات و احادیثی است که بر اهمیت حفظ و حراست از محیط زیست تأکید می کنند. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز به عنوان نقشه راه نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران، بر تربیت نسلی متعهد به حفظ محیط زیست تأکید دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد الهیات محیط زیست به عنوان دانشی نوظهور، با اتکاء به آموزه های دینی، درصدد یافتن راه حل هایی عمیق و پایدار برای چالش های زیست محیطی امروز بشر است. از طرفی یکی از پایه های اصلی مورد توجه در تمامی بخش های سند پایه الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و برنامه درس ملی، به رسمت شناختن اهتمام به رابطه انسان با طبیعت و محیط زیست به عنوان بستر تلاش برای تحقق مراتبی از حیات طیبه برای مخاطبان نظام آموزشی است. در این زمینه باید محیط را به گونه ای منسجم و هدفمند تدوین و طراحی نموده و امکان انتقال آن را از راه هایی نظیر تقویت آموزش مفاهیم زیست محیطی در نظام آموزشی در تمامی مقاطع تحصیلی با گنجاندن دروس تخصصی و متناسب با سن دانش آموزان، نهادینه سازی فرهنگ حفاظت از محیط زیست در جامعه، تقویت و حمایت پژوهشگران در زمینه الهیات محیط زیست را فراهم آورد.
تحلیل کارورزی در شرایط کرونا: استنباط سیاست های پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: کارروزی مهم ترین بخش برنامه درسی تربیت معلم است که در آن شایستگی های دانشجومعلمان بروز پیدا می کند. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل کارورزی تربیت معلم در شرایط کرونایی و تدوین سیاست هایی برای دوران پساکرونایی بود. روش ها : در این پژوهش از روش آمیخته متوالی استفاده شد که در بخش کیفی، روش تحلیل محتوا و در بخش کمی روش توصیفی - پیمایشی تحلیل SWOT بهره گرفته شد. جامعه مورد بررسی را چهار گروه دانشجومعلمان سال سوم و چهارم، استادان راهنمای کارورزی، معلمان راهنمای کارورزی و مجریان و کارشناسان کارورزی تشکیل می دادند. پس از احصای نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها از بخش مصاحبه نیمه ساختاریافته با گروه هدف، پرسش نامه ای تدوین و مشتمل بر 40 گویه در بین 385 نفر از افراد دست اندرکار کارورزی توزیع شد. برای تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، ماتریس ارزیابی عوامل خارجی، ماتریس سوآت استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد کارورزی در شرایط کرونا، راهبرد محافظه کارانه را در پیش گرفته است. شرایط خاص شیوع کرونا، فرصت هایی برای دانشگاه فرهنگیان فراهم کرده است، اما نقاط ضعف بیش از نقاط قوت بوده است. در پایان سیاست هایی برای دوره پساکرونا ارائه شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق در سیاستگذاری، برنامه ریزی و اجرای کارورزی می تواند مورد استفاده قرار گیرد. با عنایت به شرایط متغیر جهانی ارائه سناریوهای راهبردی حاصل از این پژوهش می تواند مورد استفاده در شرایط خاص قرار گیرد.
A Model of Professional Learning Communities of Elementary School Principals Using the Grounded Theory Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۴
66 - 89
حوزههای تخصصی:
Despite the importance of continuous professional development for schools principals, researches show that their professional development approaches need to be review and move towards programs based on collective learning. Therefore, the main goal of this research was to provide a model for professional learning communities of elementary school principals. The present study was conducted using the qualitative research method of grounded theory and interviews with a targeted sample, including 29 key informants (15 university professors and 14 school principals) with relevant research records. The interviews were analyzed using the coding methods of Strauss and Corbin (1998). Four criteria of data authenticity, transferability, reliability and verifiability were used to check the validity of the data. After conducting interviews and open, axial and selective coding; The research results showed 18 general selection codes including causal conditions (collective learning culture; feeling the need for collective learning; leadership and management styles), contextual conditions (dynamic and flexible organizational structure; infrastructures and facilities; empathy and common goals; Encouraging principals towards learning communities), intervening conditions (teaching soft skills; suitable time and place for meetings related to communities; management knowledge; correct plan and program), central phenomenon (professional learning communities), Strategies for developing professional learning communities (suitable work space; professional learning; the existence of a supportive policy for learning communities; modeling of the experiences of successful schools) and consequences (organizational consequences; student success; professional development of teachers) that reflected the pattern of professional learning communities of primary school principals and the relationships between its different dimensions.
Identifying Methods to Solve Teacher Shortages and Providing Professional Development of Teachers Needed for Education and Training(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۴
113 - 136
حوزههای تخصصی:
The current research aimed to investigate and identify the methods of solving the shortage of teachers and the provision and professional development of teachers. The research method used was descriptive and qualitative content analysis. The statistical population included deputy heads of departments, principals and deputy heads of schools, and researchers in this field. Fourteen people were selected as a statistical sample by snowball sampling. A semi-structured interview method was used. Based on the research findings, five key codes, nine core codes, and 54 codes were identified. In the category of policies and interventions, respectively, revision of courses, removal of non-harmful subjects and titles by 13%; in the category of human resources, reduction of the number of support and administrative forces by 15%; in the category of community interaction and cooperation, upgrading the position of the teacher in society with 37.5% and in the category of recruitment strategies, hiring elite and efficient managers at all management levels with 23% and in the category of incentives and financial support for salary reform Teachers and coordinated payment system had the highest frequency with 20%. As a result, to solve the teacher shortage problem, attention should be paid to multidimensional solutions.
پیش بینی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان بر اساس هوش عاطفی، سلامت روان و رضایت از زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی پیش بینی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر قم بر اساس هوش عاطفی، سلامت روان و رضایت از زندگی انجام گرفت. روش پژوهش از نوع توصیفی - هم بستگی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 350 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر قم در سال تحصیلی 1403-1402 بود. حجم نمونه از طریق نرم افزار GPower 3.1، 128 نفر تعیین و اعضای نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از چهار پرسش نامه استاندارد اشتیاق تحصیلی، هوش عاطفی کورن، سلامت روان گلدبرگ (GHQ) و رضایت از زندگی داینر استفاده شد. ارزیابی پایایی پرسش نامه ها به روش آلفای کرونباخ انجام شد. مقدارهای آماره آلفا 836/0، 829/0، 705/0، 888/0 به دست آمد که نشانگر پایایی مناسب ابزار است. تجزیه وتحلیل آماری داده ها از طریق آزمون هم بستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 27 انجام شد. یافته ها نشان داد با استفاده از روش تحلیل رگرسیون هم زمان، مدل معنی داری به دست آمد (0.192= مجذور R تنظیم شده و 0.05> P و 11.224=F ) این مدل 19.2 درصد از واریانس را توجیه می کند (0.192= مجذور R تنظیم شده) و اطلاعات مربوط به متغیرهای پیش بینی کننده نیز ذکر شده است. هوش عاطفی و سلامت روان، پیش بینی کننده های معنی داری نبودند اما متغیر رضایت از زندگی، پیش بینی کننده معنی داری بود. یافته های این مطالعه دارای چندین پیامد عملی برای مربیان، والدین و سیاست گذاران داشت. با توجه به اهمیت این عوامل در پیش بینی اشتیاق تحصیلی، لازم است برنامه های آموزشی و حمایتی برای ارتقای هوش عاطفی، سلامت روان و رضایت از زندگی در دانش آموزان طراحی و اجرا شود.
بررسی تأثیر روش تدریس خلاقانه درس فارسی با تأکید بر سبک های یادگیری وارک (VARK) در یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تدریس خلاقانه درس فارسی با توجه به سبک های یادگیری وارک (VARK) بر یادگیری دانش آموزان دختر اول ابتدایی منطقه 14 تهران و از نوع تحقیقات شبه آزمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه اول یکی از آموزشگاه های منطقه 14 تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از بین آنها به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به سبک های یادگیری (با استفاده از پرسش نامه سبک های یادگیری وارک) 50 نفر انتخاب شدند و در 5 گروه 10 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در پژوهش حاضر نمونه گیری به صورت هدفمند طبق سبک های یادگیری تعریف شده وارک به انجام رسید. رویکرد روش حاضر شبه آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون بود که در قسمت پیش آزمون، نمرات یادگیری ثبت شد و در مرحله بعد گروه های مشخص بر اساس سبک یادگیریشان تحت آموزش تدریس خلاقانه قرار گرفتند و در انتهای جلسات آموزشی نمرات حاصل از پس آزمون پس از ثبت، تحت تحلیل کواریانس قرار گرفته و تأثیر مداخلات آموزشی بر یادگیری مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که تدریس خلاقانه بر اساس سبک یادگیری بصری تفاوت معناداری بر یادگیری درس فارسی دانش آموزان دارد (001/0 P<، F=34.796). در مقابل، سبک شنیداری تفاوت معناداری نداشت (426/0 P<، F=0.664). همچنین، سبک خواندن - نوشتنی (لمسی) نیز معنادار نبود (098/0 P<، F=3.068)، اما سبک جنبشی تفاوت قابل توجهی بر یادگیری نشان داد (001/0 P<، F=26.473). این یافته ها تأکید می کنند که شناخت ویژگی های فردی دانش آموزان و استفاده از شیوه های نوین و خلاقانه تدریس می تواند به بهبود عملکرد آموزشی و رفع چالش های یادگیری کمک کند. بنابراین نتیجه کلی پژوهش حاضر تأکید بر اهمیت تدریس خلاقانه متناسب با سبک های یادگیری در بهبود یادگیری درس فارسی دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی است.
واکاوی موانع فناورانه فعالیت های تیم های مجازی دانشجویان: علل، پیامدها و راهکارها از منظر تجارب زیسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، درک عمیق مشکلات فناوری در فعالیتهای تیمی مجازی از دیدگاه دانشجویان است.این تحقیق با رویکرد کیفی و استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۳ دانشجوی کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی جمعآوری شده و با روش تحلیل تماتیک کدگذاری شدند و در نهایت تمامی دادهها در هفت تم کلیدی قرار گرفتند. یافتهها نشان میدهد که مشکلات متعددی در فعالیتهای تیمی مجازی وجود دارد، از جمله نقصان ارتباط، کاهش تعاملات اجتماعی، و مشکلات فنی. علل اصلی این مشکلات کمبود آموزش، دسترسی محدود به منابع و پشتیبانی فنی و توانایی اندک در مدیریت زمان است. پیامدهای منفی این مشکلات شامل کاهش عملکرد تیم، کاهش رضایت دانشجویان و افزایش استرس است. برای حل این مسائل استفاده از ابزارهای ارتباطی مؤثر، تقسیم وظایف بر اساس شرایط فناوری، بهرهگیری از تجربیات خبرگان، آموزش روشهای استفاده از فناوریهای لازم و فراهم کردن تسهیلات مناسب برای همکاری میتوانند موثر باشند. این یافتهها میتواند به ذیربطان کمک کند تا تجربه و کارآیی تیمهای مجازی را ارتقا دهند و راهکارهای نوآورانهای برای حل مشکلات فناوری ارائه دهند.
نقش برنامه مدرسه تلویزیونی بر عملکرد تحصیلی کیفی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی با میانجی گری درگیری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
189 - 209
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ، بررسی نقش برنامه ی «مدرسه تلویزیونی ایران» شبکه آموزش، بر میزان عملکرد تحصیلی کیفی دانش آموزان با میانجی گری درگیری تحصیلی، در ایام کرونا می باشد. روش پژوهش پیمایشی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری، شامل کلیه دانش-آموزان پایه ششم (1038 نفر) شهرستان کردکوی در سال 1401-1400 می باشند که با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی 343 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. جهت گردآوری داده ها، از دو پرسشنامه استاندارد درگیری تحصیلی شوفلی و بکر(2006) و عملکرد تحصیلی پاهم و تایلر(1999) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطّلاعات از ضرایب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین میزان تماشای برنامه مدرسه تلویزیونی با درگیری تحصیلی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین نتایج نشان داد که برنامه مدرسه تلویزیونی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم(با میانجی گری درگیری تحصیلی) بر عملکرد تحصیلی تاثیر می گذارد. نین نتایج نشان داد که برنامه مدرسه تلویزیونی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم(با میانجی گری درگیری تحصیلی) بر عملکرد تحصیلی تاثیر می گذارد.
طراحی و اعتباریابی مدل آموزش سواد رسانه ای در آموزش و پرورش با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
246 - 225
حوزههای تخصصی:
این پژوهش یک راهبرد ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. روش در بخش کیفی مطالعه موردی و در بخش کمی توصیفی پیمایشی بود جامعه آماری شامل تمام معلمان مدارس متوسطه شیراز به تعداد ۲۸۵۹ نفر بود انتخاب نمونه در بخش کیفی به روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک ملاک محور صورت گرفت حجم نمونه تا مرحله پدیدآیی نظم و عدم گسترش بیش ازحد ۲۰ نفر شد نمونه گیری کمی به صورت تصادفی ساده انجام و حجم نمونه طبق فرمول کوکران ۳۳۸ نفر شد ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل دو بخش مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی و بررسی و کنکاش اسناد بالادستی و اسناد آموزش و پرورش در بخش کتابخانه ای بود. در بخش کمی از ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده شد تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تحلیل مضمون انجام شد همچنین در بخش کمی برای تأیید روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی و برای تعیین برازش مدل از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد در بخش کمی نرم افزار spss 23 و pls به کار رفت نتایج به دست آمده به شناسایی ۴۹ مؤلفه و ۶ بعد منجر شد و درنهایت مدل پژوهش ارائه شد نتایج نشان داد که هر یک از ابعاد به ترتیب: معلم سواد رسانه ای (961/0) آموزش و پرورش (931/0) برنامه درسی (۸۸/۰) مدرسه (86/0) دولت (715/0) وزارت آموزش و پرورش (۶۳۹/0) بر آموزش سواد رسانه ای در آموزش و پرورش تأثیر داشتند و شاخص های برازش هنجار شده بنتلربونت، برازش نسبی، برازش افزایشی، شاخص های تطبیقی مدل نشان داد که مدل ساختاری طراحی شده از برازش مطلوبی برخوردار بود.
شناسایی ابعاد و مولفه های دانشگاه دیجیتال: رویکردی کیفی و اعتباریابی با روش دلفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های دانشگاه دیجیتال انجام شده است.روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع فراترکیب بوده است. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات، به تعداد 2600 بوده که از این میان 81 سند انتخاب و به روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد برای تأمین کیفیت اسناد از ابزار حیاتی گلین استفاده شد. به منظور بررسی روایی ابعاد و مولفه ها، از روش دلفی استفاده شد برای این منظور، از پرسشنامه محقق ساخته با 25 گویه که از نتایج کیفی پژوهش بدست آمده در دو دور دلفی از طریق نمونه گیری هدفمند در مجموع بین 20 نفر از صاحب نظران توزیع ،جمع آوری و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که دانشگاه دیجیتال شامل ابعادی ازجمله بعد آموزشی(یادگیری دیجیتالی، محیط ارائه درس دیجیتالی، کتابخانه دیجیتالی، برنامه درسی دیجیتالی، آموزش دیجیتالی، منابع چندرسانه ای دیجیتالی)، بعد مدیریتی (مدیریت دانش دیجیتال، مدیریت منابع سازمانی دانشگاه دیجیتالی، برنامه ریزی دیجیتالی ، نظام ارزیابی دیجیتالی، مدیریت منابع انسانی دیجیتالی ، تضمین کیفیت دیجیتالی)، بعد سازمانی (سیاست ها و قوانین دیجیتالی، فرهنگ دیجیتالی، تعاملات و ارتباطات دیجیتالی، ساختار و سازمان دهی دیجیتالی، فرایندهای سازمانی دیجیتالی، محیط کار دیجیتالی) است.در نهایت بعد فناورانه (بستر فناوری دیجیتال، مدیریت محتوای دیجیتالی، پشتیبانی دیجیتالی) شناسایی شده است که یکی از تعیین کننده ترین ابعاد به شمار می رود و فناوری دیجیتالی را مورد تأکید قرار داده است.
نقش هوش مصنوعی در طراحی برنامۀ درسی: مطالعه ای فراترکیب
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف : با توجه به اینکه یکی از کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش در طراحی برنامه درسی نهفته است، پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش هوش مصنوعی در طراحی برنامه درسی، انجام شده است. روش : این پژوهش ازنظر نحوه گردآوری داده ها و اطلاعات از نوع کیفی بوده که با استفاده از شیوه مرور سیستماتیک و با جستجوی کلمات کلیدی؛ طراحی، برنامه درسی، نقش و هوش مصنوعی و معادل آنها در انگلیسی در مقالات منتشر شده از سال 2000 تا 2024 موجود در پایگاه های اطلاعاتیGoogle Scholar، Springer،Magiran،SID scopus ,Science Direct، سیویلیکا و ایران داک انجام گرفته است که پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از پایگاه های مذکور، در مجموع از 103 منبع بدست آمده، تعداد 54 منبع پس از حذف منابع غیرمرتبط برای انجام بررسی نهایی انتخاب شدند. یافته ها : یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است؛ ادغام هوش مصنوعی در طراحی برنامه درسی شامل استفاده از فنّاوری های هوش مصنوعی برای طراحی، پیاده سازی و بهینه سازی برنامه های درسی است. معلمان در برنامه درسی با استفاده از قابلیت های هوش مصنوعی برای تجزیه و تحلیل داده ها، تولید محتوا و ارائه بازخورد مستمر، می توانند کیفیت آموزش را افزایش و نیازهای دانش آموزان خود را بهتر برآورده کنند. نتیجه گیری : بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت؛ برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی، تجربیات یادگیری شخصی تر، کارآمدترو قانع کننده تری ایجاد می کند و نقشی دگرگون کننده ای در طراحی برنامه درسی با شخصی سازی یادگیری، کارایی آموزشی، تصمیمات مبتنی بر داده، همسویی با استانداردهای آموزشی و بهبود مستمر یادگیری ایفا می کند.
مطالعه پدیدارشناختی موانع و مشکلات تدریس و یادگیری فارسی پایه اول دبستان و ارائه راهکار (مورد آموزش و پرورش استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه پدیدار شناختی موانع و مشکلات تدریس و یادگیری فارسی پایه اول دبستان و ارائه راهکار آغاز شد. روش: روش این مطالعه کیفی پدیدارشناسی بود. میدان این پژوهش کلیه معلمان پایه اول دبستان استان خراسان رضوی بود. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضمون بود. یافته ها: مفاهیم در حوزه موانع و مشکلات تدریس و یادگیری نشانه ها شامل: عدم تناسب و تعادل بین رشد شناختی دانش آموزان و حجم کتاب، ناموزنی بافت کلاس به لحاظ سرعت یادگیری، ورود نادرست مربیان پیش دبستان به مبحث تدریس نشانه ها، کمبود وسایل کمک آموزشی، وجود اختلال یادگیری در برخی دانش آموزان، ایجاد تداخل یادگیری بین نشانه های دارای صدای مشابه؛ و در حوزه موانع و مشکلات تدریس و یادگیری صدا ها شامل: مشکلات شنیداری برخی دانش آموزان، مشکلات گفتاری و کلامی برخی دانش آموزان، ورود مربیان کم مهارت پیش دبستان ها به تدریس صداها، استفاده از آموزگاران کم تجربه یا دارای مهارت پایین در تدریس صداها، عدم یا کم بودن تمرین و تکرار صداها و تداخل تدریس آموزگار با آموزش های اشتباه والدین بود. در حیطه مضامین، موانع و مشکلات تدریس و یادگیری نشانه ها و صداها به ترتیب شامل 3 و 4 مورد همپوشان شد. در ادامه راهکارهای عملیاتی نیز به تفکیک ارائه گردید. نتیجه گیری: نتایج بیانگر رابطه تنگاتنگ و درهم تنیده فرآیند های آموزش و یادگیری صداها و نشانه ها است.
الگوی پارادایمی نقش معلمان در احیای تفکر دینی و ترویج معارف نماز در بین آینده سازان انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش آموزان ایران به عنوان آینده سازان جامعه، حافظان انقلاب اسلامی خواهند بود و لازم است تا تفکرات دینی، انقلابی و معارف نماز در میان آنان ترویج گردد. معلمان به عنوان متولیان اصلی تعلیم و تربیت کشور نقش مهمی در زمینه ترویج این معارف دارند. بنابر آگاهی از شرایط، علل و عوامل اثرگذار توسط آنان بر تحقق هدف مذکور می تواند زمینه ساز و یاریگر رسیدن به جامعه مطلوب و تربیت صحیح باشد. هدف پژوهش حاضر واکاوی و ارائه الگوی پارادایمی نقش معلمان در احیای تفکر دینی و ترویج معارف اسلامی در بین آینده سازان انقلاب از دیدگاه معلمان براساس رویکرد کیفی و نظریه داده بنیاد است. داده-های مورد نیاز از طریق نمونه گیری نظری و هدفمند با روش مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با معلمان و متخصصان عرصه تعلیم و تربیت در شهر نجف آباد، گردآوری و طی سه فرآیند؛ کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مفهوم پردازی و تجزیه و تحلیل شده است. یافته های پژوهش شامل 120 مفهوم اولیه، 55 مضمون فرعی و 18 مضمون اصلی است که مقوله هسته، « معلمان و احیای تفکر دینی و ترویج معارف نماز در بین آینده سازان انقلاب» برساخت گردید و الگوی پارادایمی بدست آمده، شرایط و علل، عوامل و ضرورت های لازم را بازنمایی کرده و برای رسیدن به نتایج مطلوب لازم است تا تمام مؤلفه های اثرگذار با اتخاذ تدابیر و استراتژی های لازم، پیامدهای این امر را فراهم سازند.
ارائه الگویی برای توسعه جو رشددهنده در کلاس تربیت بدنی بر اساس تئوری مولتی-گرندد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: یکی از مقوله های مهم در بهبود کیفیت آموزشی جو کلاس است. هدف از پژوهش حاضر طراحی الگویی برای توسعه جو رشددهنده کلاس تربیت بدنی مبتنی بر نظریه مولتی گرندد است. روش ها : پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر داده ها به روش کیفی و با رویکرد مولتی گرندد انجام شده است. شرکت کنندگان 24 نفر از معلمین تربیت بدنی، سرگروه های آموزشی و کارشناسان و متخصصین برنامه درسی تربیت بدنی بودند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. این پژوهش در سه مرحله انجام شد: ۱- کدگذاری مصاحبه های عمیق 2- تولید نظریه اولیه بر اساس کدگذاری استقرایی، پالایش مفهومی، کدگذاری الگویی و تلخیص نظری 3- زمینه مندی آشکار از طریق انطباق نظری با مدل ها ، تئوری ها و پژوهش های قبلی. برای اعتباربخشی به پژوهش از روش همسوسازی استفاده شد. یافته ها: مدل نهایی پژوهش شامل شرایط کنشی درونی (۵ مقوله فرعی) و بیرونی(۳ مقوله فرعی)، پدیده اصلی(۴ مقوله فرعی)، کنش ها (۷ مقوله فرعی)، و نتایج و پیامدهای کنش(۳ مقوله فرعی) بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که با بسترسازی از طریق شرایط کنشی درونی (مانند بازمهندسی برنامه درسی، توسعه فضا و تجهیزات، ارتقای برنامه های حرفه ای معلمان، و حمایت مدیران مدارس) و در نظر گرفتن برخی از شرایط کنشی بیرونی ( شرایط محیطی، خانواده و قوانین)، می توان انتظار داشت جو کلاس تربیت بدنی در ابعاد سازمانی، محیطی، روانی و تربیتی بهبود یابد.